#عمومی
کشف حیات در اعماق زمین
وب سایت کلیک: دانشمندان احتمالا شواهدی از حیات میکروبی در عمق سیارهمان یافتهاند. مواد ارگانیک در قطعات سنگی که توسط گلفشان ها به بیرون ریخته شده است، حضور دارند.
این گلفشان در نزدیکی عمیقترین مکان دنیا یعنی دراز گودال ماریانا قرار دارد. در حالی که سایر محققان امیدوارند علایمی مبنی بر وجود زندگی موجودات فضایی در اروپا، قمر مشتری و انسلادوس، قمر زحل پیدا کنند، این کشف جدید نشان میدهد هنوز هم احتمال یافتن زندگی در شکل های عجیب در اعماق زمین وجود دارد و ده ها کیلومتر زیر کف دریا قرار دارند.
محقق سرپرست اولیور پلامر از دانشگاه اوترخت هلند می گوید: «این یک نشانه دیگر برای وجود بیوسفر در اعماق سیاره ما است. این بخش میتواند بسیار گسترده و یا بسیار کوچک باشد اما قطعا چیزی در جریان است که ما هنوز آن را درک نمیکنیم.»
پلامر و تیمش یک سری تجزیه و تحلیل شیمیایی روی تکه های سنگ بیرون آورده شده به کف دریا توسط چامورو سیمونت ـ یک گلفشان بزرگ در زیر اقیانوس آرام غربی ـ انجام دادند.
آنچه باعث میشود این گلفشان مورد توجه خاص قرار بگیرد، این است که در قوس ماریانا قرار دارد و همچنین محل برخورد صفحات تکتونیکی است. در این بخش صفحه اقیانوس آرام به زیر صفحه ی دریای فیلیپین می رود.
زمانی که این تیم ۴۶ نمونه سنگ از گل فشان را تحلیل کرد متوجه شد مواد شیمیایی مرتبط به ضایعات تولید شده توسط باکتری ها از جمله هیدروکربن ها، لیپپیدها و آمینو اسید ها در این قطعات وجود دارند.
این مانند یافتن شواهد مستقیم برای اثبات زندگی نیست اما در غیاب توضیحات دیگر، این تیم تصور میکند گلفشان ها می توانند بقایای زندگی ای را که زمانی در اعماق سیاره وجود داشته به بیرون پرتاب کنند.
سوال اینجاست که آیا آنها هنوز هم وجود دارند؟ می توانند در چنین عمقی و بدون نور زنده بمانند؟
ایوان ساوو، یک محقق از دانشگاه انگلستان می گوید «یافته ها به ما بینش جدیدی از زندگی بر روی کره زمین میدهند. با توجه به دشواری به دست آوردن نمونه از اعماق زمین، شانس زیادی برای اکتشاف زندگی میکروبی و دوام آن در غیاب فتوسنتز نداشته ایم. سنگ های گوشتهای که ما بررسی کردهایم به ما ارتباطی بین چرخه کربن در اعماق و جهان بالایی را نشان میدهد.»
این تیم قبول دارد هنوز مشخص نیست منبع این مواد شیمیایی چیست اما محاسبات آنها نشان میدهد زندگی در ۱۰ کیلومتر زیر عمیقترین نقطه کف اقیانوس ممکن است وجود داشته باشد.
کشف حیات در اعماق زمین
وب سایت کلیک: دانشمندان احتمالا شواهدی از حیات میکروبی در عمق سیارهمان یافتهاند. مواد ارگانیک در قطعات سنگی که توسط گلفشان ها به بیرون ریخته شده است، حضور دارند.
این گلفشان در نزدیکی عمیقترین مکان دنیا یعنی دراز گودال ماریانا قرار دارد. در حالی که سایر محققان امیدوارند علایمی مبنی بر وجود زندگی موجودات فضایی در اروپا، قمر مشتری و انسلادوس، قمر زحل پیدا کنند، این کشف جدید نشان میدهد هنوز هم احتمال یافتن زندگی در شکل های عجیب در اعماق زمین وجود دارد و ده ها کیلومتر زیر کف دریا قرار دارند.
محقق سرپرست اولیور پلامر از دانشگاه اوترخت هلند می گوید: «این یک نشانه دیگر برای وجود بیوسفر در اعماق سیاره ما است. این بخش میتواند بسیار گسترده و یا بسیار کوچک باشد اما قطعا چیزی در جریان است که ما هنوز آن را درک نمیکنیم.»
پلامر و تیمش یک سری تجزیه و تحلیل شیمیایی روی تکه های سنگ بیرون آورده شده به کف دریا توسط چامورو سیمونت ـ یک گلفشان بزرگ در زیر اقیانوس آرام غربی ـ انجام دادند.
آنچه باعث میشود این گلفشان مورد توجه خاص قرار بگیرد، این است که در قوس ماریانا قرار دارد و همچنین محل برخورد صفحات تکتونیکی است. در این بخش صفحه اقیانوس آرام به زیر صفحه ی دریای فیلیپین می رود.
زمانی که این تیم ۴۶ نمونه سنگ از گل فشان را تحلیل کرد متوجه شد مواد شیمیایی مرتبط به ضایعات تولید شده توسط باکتری ها از جمله هیدروکربن ها، لیپپیدها و آمینو اسید ها در این قطعات وجود دارند.
این مانند یافتن شواهد مستقیم برای اثبات زندگی نیست اما در غیاب توضیحات دیگر، این تیم تصور میکند گلفشان ها می توانند بقایای زندگی ای را که زمانی در اعماق سیاره وجود داشته به بیرون پرتاب کنند.
سوال اینجاست که آیا آنها هنوز هم وجود دارند؟ می توانند در چنین عمقی و بدون نور زنده بمانند؟
ایوان ساوو، یک محقق از دانشگاه انگلستان می گوید «یافته ها به ما بینش جدیدی از زندگی بر روی کره زمین میدهند. با توجه به دشواری به دست آوردن نمونه از اعماق زمین، شانس زیادی برای اکتشاف زندگی میکروبی و دوام آن در غیاب فتوسنتز نداشته ایم. سنگ های گوشتهای که ما بررسی کردهایم به ما ارتباطی بین چرخه کربن در اعماق و جهان بالایی را نشان میدهد.»
این تیم قبول دارد هنوز مشخص نیست منبع این مواد شیمیایی چیست اما محاسبات آنها نشان میدهد زندگی در ۱۰ کیلومتر زیر عمیقترین نقطه کف اقیانوس ممکن است وجود داشته باشد.
#عمومی
تولید ماده ای که قانون نیوتن را نقض میکند!
ایسنا: فیزیکدانها مایعی با "جرم منفی" تولید کردهاند که وقتی نیرویی به آن وارد میشود با نقض قانون دوم نیوتن در جهت عکس به حرکت در میآید.
به نقل از بیبیسی، در زندگی روزمره، وقتی یک شی را هل میدهیم، در همان جهتی که نیرو به آن وارد شده شتاب میگیرد؛ رابطه ای که قانون دوم نیوتن آن را توضیح میدهد.
اما از لحاظ نظری، ماده میتواند جرم منفی داشته باشد همانطور که بار الکتریکی میتواند مثبت یا منفی باشد.
پروفسور انگلس از دانشگاه ایالتی واشنگتن و همکارانش دمای اتم های روبیدیوم را تا صفر مطلق (نزدیک منهای ۲۷۳ درجه سانتیگراد) کاهش دادند.
در این حالت، ذرات ماده با سرعت فوق العاده کم حرکت میکنند و رفتاری را دنبال میکنند که فیزیک کوانتوم تشریح میکند یعنی مثل موج رفتار میکنند.
آنها همچنین به صورت همزمان و با هم به صورت آنچه که به "ابرمایع" معروف است حرکت میکنند و بدون از دست دادن انرژی جاری میشوند.
برای ایجاد شرایط لازم برای جرم منفی، محققان از لیزرهایی برای به دام انداختن اتمهای روبیدیوم استفاده کردند و در حرکتی عقب و جلو به جنبش درآوردند.
وقتی اتمها از تله لیزری آزاد شدند، انبساط پیدا کردند و بعضی از آنها جرم منفی داشتند.
مایکل فوربز استادیار فیزیک در دانشگاه واشنگتن گفت: اگر چیزی را که جرم منفی دارد فشار دهید، به سوی شما شتاب می گیرد. انگار روبیدیوم به دیواری نامرئی خورده و برگشته باشد.
دکتر فوربز افزود: مساله بدیع در این آزمایش کنترلی است که بر طبیعت جرم منفی داریم، بدون هیچ نوع پیچیدگی.
به گفته محققان این آزمایش به درک بهتر جرم منفی کمک میکند.
آنها میگویند که این آزمایش همچنین ابزاری برای کشف رابطه میان جرم منفی و پدیدههای مشاهده شده در کیوان مثل ستارههای نوترونی، سیاهچالهها و انرژی تاریک است.
این پدیده در نشریه "فیزیکال ریویو لترز" تشریح شده است.
تولید ماده ای که قانون نیوتن را نقض میکند!
ایسنا: فیزیکدانها مایعی با "جرم منفی" تولید کردهاند که وقتی نیرویی به آن وارد میشود با نقض قانون دوم نیوتن در جهت عکس به حرکت در میآید.
به نقل از بیبیسی، در زندگی روزمره، وقتی یک شی را هل میدهیم، در همان جهتی که نیرو به آن وارد شده شتاب میگیرد؛ رابطه ای که قانون دوم نیوتن آن را توضیح میدهد.
اما از لحاظ نظری، ماده میتواند جرم منفی داشته باشد همانطور که بار الکتریکی میتواند مثبت یا منفی باشد.
پروفسور انگلس از دانشگاه ایالتی واشنگتن و همکارانش دمای اتم های روبیدیوم را تا صفر مطلق (نزدیک منهای ۲۷۳ درجه سانتیگراد) کاهش دادند.
در این حالت، ذرات ماده با سرعت فوق العاده کم حرکت میکنند و رفتاری را دنبال میکنند که فیزیک کوانتوم تشریح میکند یعنی مثل موج رفتار میکنند.
آنها همچنین به صورت همزمان و با هم به صورت آنچه که به "ابرمایع" معروف است حرکت میکنند و بدون از دست دادن انرژی جاری میشوند.
برای ایجاد شرایط لازم برای جرم منفی، محققان از لیزرهایی برای به دام انداختن اتمهای روبیدیوم استفاده کردند و در حرکتی عقب و جلو به جنبش درآوردند.
وقتی اتمها از تله لیزری آزاد شدند، انبساط پیدا کردند و بعضی از آنها جرم منفی داشتند.
مایکل فوربز استادیار فیزیک در دانشگاه واشنگتن گفت: اگر چیزی را که جرم منفی دارد فشار دهید، به سوی شما شتاب می گیرد. انگار روبیدیوم به دیواری نامرئی خورده و برگشته باشد.
دکتر فوربز افزود: مساله بدیع در این آزمایش کنترلی است که بر طبیعت جرم منفی داریم، بدون هیچ نوع پیچیدگی.
به گفته محققان این آزمایش به درک بهتر جرم منفی کمک میکند.
آنها میگویند که این آزمایش همچنین ابزاری برای کشف رابطه میان جرم منفی و پدیدههای مشاهده شده در کیوان مثل ستارههای نوترونی، سیاهچالهها و انرژی تاریک است.
این پدیده در نشریه "فیزیکال ریویو لترز" تشریح شده است.
#عمومی
نوع جدیدی از نور در آسمان کشف شد
گروهی از ستاره شناسان آماتور نوع جدیدی از نور را در آسمان شب کشف کرده اند. این نور «استیو» نام گرفته است.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/519408/
نوع جدیدی از نور در آسمان کشف شد
گروهی از ستاره شناسان آماتور نوع جدیدی از نور را در آسمان شب کشف کرده اند. این نور «استیو» نام گرفته است.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/519408/
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
نوع جدیدی از نور در آسمان کشف شد
گروهی از ستاره شناسان آماتور نوع جدیدی از نور را در آسمان شب کشف کرده اند. این نور «استیو» نام گرفته است.
علم و بنیان Science &Foundation
https://www.google.com/amp/s/phys.org/news/2017-04-math-possibility.amp?_utm_source=1-2-2
#تخصصی
For his research, Tippett created a mathematical model of a Traversable Acausal Retrograde Domain in Space-time (TARDIS). He describes it as a bubble of space-time geometry which carries its contents backward and forwards through space and time as it tours a large circular path. The bubble moves through space-time at speeds greater than the speed of light at times, allowing it to move backward in time.
For his research, Tippett created a mathematical model of a Traversable Acausal Retrograde Domain in Space-time (TARDIS). He describes it as a bubble of space-time geometry which carries its contents backward and forwards through space and time as it tours a large circular path. The bubble moves through space-time at speeds greater than the speed of light at times, allowing it to move backward in time.
علم و بنیان Science &Foundation
#تخصصی For his research, Tippett created a mathematical model of a Traversable Acausal Retrograde Domain in Space-time (TARDIS). He describes it as a bubble of space-time geometry which carries its contents backward and forwards through space and time as…
#تخصصی
مسافرت در زمان به کمک ریاضیات ممکن می شود
-----
خبرگزاری مهر: اگر چه تا به حال تنها در فیلم های علمی و تخیلی شاهد مسافرت از زمانی به زمان دیگر بوده ایم، اما دانشمندان می گویند این کار به مدد علم ریاضیات واقعا امکان پذیر است.
به نقل از ساینس تایمز، یکی از اساتید دانشگاه بریتیش کلمبیا می گوید با استفاده از یک مدل ریاضی می توان دستگاهی برای مسافرت در زمان تولید کرد و از زمان حال به گذشته یا آینده منتقل شد.
بن تیپت استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا مدعی است مدلی ریاضی ابداع کرده که با استفاده از آن می توان یک دستگاه مسافرت در زمان طراحی کرد.
وی که استاد ریاضیات و فیزیک است به تازگی نتایج تحقیقات خود در مورد مسافرت در زمان را منتشر کرده است. او که از متخصصان نظریه نسبیت عام انیشتین نیز هست می گوید با ترکیب جزییات این نظریه با برخی اصول فیزیک و ریاضیات به فرمولی دست یافته که مسافرت در زمان را عملیاتی خواهد کرد.
تلاش برای مسافرت در زمان سابقه ای طولانی دارد و اولین بار در سال ۱۸۸۵ کتابی در این زمینه منتشر شد و در دهه های اخیر نیز بررسی های فراوانی در این حوزه انجام شده است.
در مدل ابداعی بن تیپت این تصور که فضا سه بعدی بوده و زمان این ابعاد را از یکدیگر جدا کرده رد شده و از وجود چهار بعد به طور همزمان سخن به میان آمده است. در قالب بعد چهارم می توان مجالی برای مسافرت در زمان به وجود آورد.
اگر چه ایده مسافرت در زمان، ایده ای قابل اثبات به نظر می رسد؛ اما هنوز مشخص نیست آیا واقعا می توان دستگاهی برای این کار اختراع کرد یا خیر. بن تیپت می گوید مطالعات خود در این زمینه را ادامه خواهد داد.
مسافرت در زمان به کمک ریاضیات ممکن می شود
-----
خبرگزاری مهر: اگر چه تا به حال تنها در فیلم های علمی و تخیلی شاهد مسافرت از زمانی به زمان دیگر بوده ایم، اما دانشمندان می گویند این کار به مدد علم ریاضیات واقعا امکان پذیر است.
به نقل از ساینس تایمز، یکی از اساتید دانشگاه بریتیش کلمبیا می گوید با استفاده از یک مدل ریاضی می توان دستگاهی برای مسافرت در زمان تولید کرد و از زمان حال به گذشته یا آینده منتقل شد.
بن تیپت استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا مدعی است مدلی ریاضی ابداع کرده که با استفاده از آن می توان یک دستگاه مسافرت در زمان طراحی کرد.
وی که استاد ریاضیات و فیزیک است به تازگی نتایج تحقیقات خود در مورد مسافرت در زمان را منتشر کرده است. او که از متخصصان نظریه نسبیت عام انیشتین نیز هست می گوید با ترکیب جزییات این نظریه با برخی اصول فیزیک و ریاضیات به فرمولی دست یافته که مسافرت در زمان را عملیاتی خواهد کرد.
تلاش برای مسافرت در زمان سابقه ای طولانی دارد و اولین بار در سال ۱۸۸۵ کتابی در این زمینه منتشر شد و در دهه های اخیر نیز بررسی های فراوانی در این حوزه انجام شده است.
در مدل ابداعی بن تیپت این تصور که فضا سه بعدی بوده و زمان این ابعاد را از یکدیگر جدا کرده رد شده و از وجود چهار بعد به طور همزمان سخن به میان آمده است. در قالب بعد چهارم می توان مجالی برای مسافرت در زمان به وجود آورد.
اگر چه ایده مسافرت در زمان، ایده ای قابل اثبات به نظر می رسد؛ اما هنوز مشخص نیست آیا واقعا می توان دستگاهی برای این کار اختراع کرد یا خیر. بن تیپت می گوید مطالعات خود در این زمینه را ادامه خواهد داد.
#عمومی
زبان درک ما از زمان را شکل می دهد
-----
وب سایت تکرا - فرید کریمی: زبانی که با آن صحبت می کنید، دیدگاهتان را نسبت به دنیا تغییر می دهد. محققان همیشه می گفتند که افراد دو زبانه دارای قدرت پردازش ذهنی بهتر، دید بهتر، قدرت شناختی و حتی در برابر زوال عقل یا آلزایمر مقاوم تر هستند. این افراد بسته به مشخصات زبانی که به آن صحبت می کنند، روش های مختلفی برای انجام امور را بر میگزینند.
حال زبان شناسان می گویند، دریافته اند که افراد دو زبانه با توجه به زبانی با آن صحبت می کنند، برآورد متفاوتی نسبت به مدت زمان رخدادها دارند.
این مطالعه توسط پانوس آتاناسوپولوس، زبان شناسی از دانشگاه لنکستر و امانوئل بیلوند زبان شناسی از دانشگاه استکهلم انجام شده است. یافته های این دو محقق، برای اولین بار، شواهدی از انعطاف پذیری شناختی در افراد دو زبانه را نشان می دهد.
در ۱۵ سال اخیر شاهد شواهد چشمگیری بر اساس تحقیقات گسترده بر روی ذهن های دو زبانه بوده ایم، اکثر این مطالعات از مزایای استفاده بیش از یک زبان خبر می دادند. احتمالا ذهن های دو زبانه با توجه به تغییرهای مکرر زبانی، دارای ذهن هایی انعطاف پذیر هستند. این انعطاف پذیری ذهنی خصوصا با افزایش سن مزیت های خود را بروز می دهد. افراد دو زبانه دیرتر از بقیه افراد علائم اختلالات شناختی را از خود بروز می دهند و همچنین اختلالات دژنراتیو مرتبط با سن مانند زوال عقل و یا آلزایمر در این گونه افراد حداقل پنج سال به تعویق می افتد.
همچنین محققان می گویند، در قضاوت های خطرپذیر، افراد دو زبانه تمایل بیشتری برای تصمیم های خطرپذیرتر در زبان دوم نسبت به زبان اول دارند. این امر موجب می شود، کمتر در معرض ریسک های عاطفی زبان اول قرار گیرند. بنابراین زبان، حقیقتا می تواند، بر روی طرز فکر تاثیرگذار باشد. درواقع زبان متفاوت دید متفاوتی را به نسبت به زندگی و دنیا به فرد می دهد.
افراد دوزبانه به سرعت و ناخودآگاه زبان خود را تعوض می کنند، پدیده ای که «کد سوئیچینگ» نام دارد. اما زبان های مختلف دارای دیدگاه های متفاوتی نسبت به هم هستند. به عنوان مثال، کسانی که به زبان های سوئدی ها و انگلیسی صحبت می کنند، ترجیح می دهند با رجوع به فواصل فیزیکی زمان رخداد را تخمین بزنند. همچون، یک استراحت کوتاه، عروسی طولانی و غیره. در این زبان ها گذشت زمان با مسافت طی شده درک می شود.
اما یونانی ها و اسپانیایی ها ترجیح می دهند، زمان رخدادها را با کمیت های فیزیکی، مانند، یک استراحت کوچک، عروسی بزرگ نشان دهند. در این مورد گذشت زمان با حجم درک می شود.
این مطالعه نشان می دهد، افراد دو زبانه، دارای انعطاف پذیری برای نشان دادن زمان رخدادها به هر دو روش هستند.
آتاناسوپولوس گفت "با یادگیری یک زبان جدید، شما به طور ناگهانی با ابعاد ادراکی وفق پیدا می کنید که پیش از این از آن آگاه نبودید. این واقعیت که افراد دو زبانه با زحمت و یا ناخودآگاه به یکی از این روش ها زمان را تخمین می زنند، متناسب با شواهدی است که نشان می دهد، سهولت در زبان می تواند به اساسی ترین حواس ما، از جمله احساسات و ادراک بصری ما منتقل شود. حال این، می تواند، احساس ما نسبت به زمان را تغییر دهد.”
زبان درک ما از زمان را شکل می دهد
-----
وب سایت تکرا - فرید کریمی: زبانی که با آن صحبت می کنید، دیدگاهتان را نسبت به دنیا تغییر می دهد. محققان همیشه می گفتند که افراد دو زبانه دارای قدرت پردازش ذهنی بهتر، دید بهتر، قدرت شناختی و حتی در برابر زوال عقل یا آلزایمر مقاوم تر هستند. این افراد بسته به مشخصات زبانی که به آن صحبت می کنند، روش های مختلفی برای انجام امور را بر میگزینند.
حال زبان شناسان می گویند، دریافته اند که افراد دو زبانه با توجه به زبانی با آن صحبت می کنند، برآورد متفاوتی نسبت به مدت زمان رخدادها دارند.
این مطالعه توسط پانوس آتاناسوپولوس، زبان شناسی از دانشگاه لنکستر و امانوئل بیلوند زبان شناسی از دانشگاه استکهلم انجام شده است. یافته های این دو محقق، برای اولین بار، شواهدی از انعطاف پذیری شناختی در افراد دو زبانه را نشان می دهد.
در ۱۵ سال اخیر شاهد شواهد چشمگیری بر اساس تحقیقات گسترده بر روی ذهن های دو زبانه بوده ایم، اکثر این مطالعات از مزایای استفاده بیش از یک زبان خبر می دادند. احتمالا ذهن های دو زبانه با توجه به تغییرهای مکرر زبانی، دارای ذهن هایی انعطاف پذیر هستند. این انعطاف پذیری ذهنی خصوصا با افزایش سن مزیت های خود را بروز می دهد. افراد دو زبانه دیرتر از بقیه افراد علائم اختلالات شناختی را از خود بروز می دهند و همچنین اختلالات دژنراتیو مرتبط با سن مانند زوال عقل و یا آلزایمر در این گونه افراد حداقل پنج سال به تعویق می افتد.
همچنین محققان می گویند، در قضاوت های خطرپذیر، افراد دو زبانه تمایل بیشتری برای تصمیم های خطرپذیرتر در زبان دوم نسبت به زبان اول دارند. این امر موجب می شود، کمتر در معرض ریسک های عاطفی زبان اول قرار گیرند. بنابراین زبان، حقیقتا می تواند، بر روی طرز فکر تاثیرگذار باشد. درواقع زبان متفاوت دید متفاوتی را به نسبت به زندگی و دنیا به فرد می دهد.
افراد دوزبانه به سرعت و ناخودآگاه زبان خود را تعوض می کنند، پدیده ای که «کد سوئیچینگ» نام دارد. اما زبان های مختلف دارای دیدگاه های متفاوتی نسبت به هم هستند. به عنوان مثال، کسانی که به زبان های سوئدی ها و انگلیسی صحبت می کنند، ترجیح می دهند با رجوع به فواصل فیزیکی زمان رخداد را تخمین بزنند. همچون، یک استراحت کوتاه، عروسی طولانی و غیره. در این زبان ها گذشت زمان با مسافت طی شده درک می شود.
اما یونانی ها و اسپانیایی ها ترجیح می دهند، زمان رخدادها را با کمیت های فیزیکی، مانند، یک استراحت کوچک، عروسی بزرگ نشان دهند. در این مورد گذشت زمان با حجم درک می شود.
این مطالعه نشان می دهد، افراد دو زبانه، دارای انعطاف پذیری برای نشان دادن زمان رخدادها به هر دو روش هستند.
آتاناسوپولوس گفت "با یادگیری یک زبان جدید، شما به طور ناگهانی با ابعاد ادراکی وفق پیدا می کنید که پیش از این از آن آگاه نبودید. این واقعیت که افراد دو زبانه با زحمت و یا ناخودآگاه به یکی از این روش ها زمان را تخمین می زنند، متناسب با شواهدی است که نشان می دهد، سهولت در زبان می تواند به اساسی ترین حواس ما، از جمله احساسات و ادراک بصری ما منتقل شود. حال این، می تواند، احساس ما نسبت به زمان را تغییر دهد.”
#عمومی
ساخت ماده آبگریزی که پوست می اندازد
وب سایت کلیک: دانشمندان ماده آبگریزی ساختند که در صورت آسیب، میتواند لایه آسیب دیده را دور انداخته و لایه جدیدی را در معرض استفاده قرار دهد.
مواد آبگریز میتوانند بهطور بالقوه برای هر چیزی از شیشه اتومبیل خود ـ تمیز شونده تا بطری هایی که تا آخرین ذره محتوی خود را بیرون میریزد، استفاده شوند اما چنین موادی تمایل دارند در طرف شکننده باشند. یک راه حل این است که یک پوشش ضد آب ایجاد شود که خود را ترمیم کند. به همین دلیل یک تیم از دانشمندان با رهبری یورگن روحه در دانشگاه فرایبورگ آلمان چنین کاری را انجام دادند. مواد فوق آبگریز آنان، پوسته بیرونی خود را مانند پوست مار می اندازد تا پس از آسیب خود را ترمیم کند.
با الهام از سطوح طبیعی ضد آب مانند برگ نیلوفر آبی و آبدزدک، تعدادی مواد فوق آبگریز ایجاد شد. برخی از موفقترین آنان مواردی بوده اند که از بستری پوشیده از نانوساختارها تحت حمایت ریزساختارهای بزرگتر ایجاد شده اند. اما با همه مفید بودنشان در معرض آُسیب هستند و خراش می تواند خواص آبگریز بودن آن را از بین ببرد.
برای فائق آمدن بر این مشکل، تیم روحه یک ماده خود ترمیم شونده ایجاد کرده است که سه لایه روی یکدیگر دارد. لایه بالایی یک فیلم آبگریز ساخته شده از poly-1H,1H,2H,2H-perfluorodecyl acrylate(PFA)، معروف به نانوگراس است. زیر این لایه، یک لایه پلی وینیل(PVP)، یک پلیمر محلول در آب است. و در انتها یک فیلم نانوگراس سیلیکونی فوق آبگریز قرار دارد.
در صورتی که لایه بالایی خراش بردارد، مواد را میتوان در آب فرو برد تا وارد خراش ها شده و لایه میانی را حل کند. این کار باعث میشود لایه بالایی آسیب دیده ، شل شده و جدا شود، به این ترتیب لایه آبگریز جدید روی آن قرار گیرد.
طبق اظهارات این تیم، ماده پوست انداز هنوز در مرحله آزمایشگاهی قرار داشته و نیاز به آزمایشات بیشتر دارد.
ساخت ماده آبگریزی که پوست می اندازد
وب سایت کلیک: دانشمندان ماده آبگریزی ساختند که در صورت آسیب، میتواند لایه آسیب دیده را دور انداخته و لایه جدیدی را در معرض استفاده قرار دهد.
مواد آبگریز میتوانند بهطور بالقوه برای هر چیزی از شیشه اتومبیل خود ـ تمیز شونده تا بطری هایی که تا آخرین ذره محتوی خود را بیرون میریزد، استفاده شوند اما چنین موادی تمایل دارند در طرف شکننده باشند. یک راه حل این است که یک پوشش ضد آب ایجاد شود که خود را ترمیم کند. به همین دلیل یک تیم از دانشمندان با رهبری یورگن روحه در دانشگاه فرایبورگ آلمان چنین کاری را انجام دادند. مواد فوق آبگریز آنان، پوسته بیرونی خود را مانند پوست مار می اندازد تا پس از آسیب خود را ترمیم کند.
با الهام از سطوح طبیعی ضد آب مانند برگ نیلوفر آبی و آبدزدک، تعدادی مواد فوق آبگریز ایجاد شد. برخی از موفقترین آنان مواردی بوده اند که از بستری پوشیده از نانوساختارها تحت حمایت ریزساختارهای بزرگتر ایجاد شده اند. اما با همه مفید بودنشان در معرض آُسیب هستند و خراش می تواند خواص آبگریز بودن آن را از بین ببرد.
برای فائق آمدن بر این مشکل، تیم روحه یک ماده خود ترمیم شونده ایجاد کرده است که سه لایه روی یکدیگر دارد. لایه بالایی یک فیلم آبگریز ساخته شده از poly-1H,1H,2H,2H-perfluorodecyl acrylate(PFA)، معروف به نانوگراس است. زیر این لایه، یک لایه پلی وینیل(PVP)، یک پلیمر محلول در آب است. و در انتها یک فیلم نانوگراس سیلیکونی فوق آبگریز قرار دارد.
در صورتی که لایه بالایی خراش بردارد، مواد را میتوان در آب فرو برد تا وارد خراش ها شده و لایه میانی را حل کند. این کار باعث میشود لایه بالایی آسیب دیده ، شل شده و جدا شود، به این ترتیب لایه آبگریز جدید روی آن قرار گیرد.
طبق اظهارات این تیم، ماده پوست انداز هنوز در مرحله آزمایشگاهی قرار داشته و نیاز به آزمایشات بیشتر دارد.
#تخصصی
امواج گرانشی؛ کلید حلِ مسائل حل نشده جهان
-----
وب سایت کلیک: در جهان سه بعدی فعلی، مواردی وجود دارند که علم فیزیک قادر به توضیح آنها نیست، اما این موارد در صورتی قابل توجیه خواهند بود که دنیای ما شامل چند بعد دیگر نیز باشد.
اگر بخواهیم ابعاد دیگر جهان را کشف کنیم ـ چیزی که تئوری ریسمان سعی در توضیح آن دارد ـ امواج گرانشی میتوانند کلیدی برای یافتن مکان آن ها باشند.
این فرضیه جدید به دنبال پاسخی برای این راز است که چرا جاذبه ضعیفتر از سایر نیروهای بنیادین در جهان به نظر میرسد، و برای پاسخ به آن پیشنهاد میدهد که شاید این نیرو به ابعاد دیگر جهان نشست میکند که ما هنوز از وجود آنها آگاه نیستیم.
امیلیا دوداس از دانشکده پلی تکنیک فرانسه که در مطالعه شرکت نداشته است، میگوید: «ابعاد اضافی به مدتی طولانی از نقطه نظرات مختلفی مورد بحث قرار گرفته است. امواج گرانشی میتوانند چرخشی جدید برای جستجوی ابعاد اضافی باشند.»
در حال حاضر ما با ایده دنیای چهار بعدی کاملا راحت هستیم ـ سه بعد فضایی بهعلاوه زمان. اما شکافهای بسیاری در درک ما از نحوه رفتار ماده در مقیاس های کوچک وجود دارد که یک دنیای شش بعدی میتواند به پر کردن آن کمک کند. درواقع طبق نظریه ریسمان، اگر ما ده بعدی بودیم، جهان بسیار معنادارتر میشد.
نظریه ریسمان را به عنوان یکی از امیدوارکنندهترین راه هایی که فیزیک دانان میتوانند عاقبت شکاف بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتوم را به کمک آن پر کنند، نمیتوان به سادگی نادیده گرفت.
نظریه ریسمان پیشنهاد میدهد که کوچکترین بلوک های ساختمان ماده که موفق به شناسایی آن شده ایم، و به آن کوارک می گوییم، درواقع از چیزی کوچکتر ساخته شده است ـ رشته های یک بعدی انرژی که مانند رشته های ارتعاشی به نظر میرسند.
این رشته ها یا ریسمان ها یک احتمال جذاب برای فیزیکدانان هستند، زیرا آنها واقعا کاری را میتوانند انجام دهند که فیزیک فعلی قادر به انجام آن نیست. آنها میتوانند تمامی نیروهای شناخته شده ی طبیعت را یکجا توضیح دهند: جاذبه، الکترومغناطیس، و نیروی هسته ای.
آنها همچنین میتوانند به ما کمک کنند تا به حقایقی در مرود انبساط جهان دست پیدا کنیم. تنها مشکل این است که برای عملی بودن ازنظر ریاضی، این ریسمان ها نیازمند حداقل ده بعد هستند و در حال حاضر، ما چندان به یافتن سایر ابعاد نزدیک نیستیم.
اما فیزیکدانان گوستاو لوسنا و دیوید اندریوت از موسسه ماکس پلانک برای فیزیک جاذبه فکر میکنند راهی خوب برای جستجوی آنها یافته اند: امواج گرانشی معروف انیشتین.
پس از آنکه محققین در LIGO اعلام کردند که شواهد مستقیمی مبنی بر وجود موج در فضا زمان یافته اند که انیشتین صد سال پیش پیش بینی کرده بود، امواج گرانشی تبدیل به ماجرای علمی سال گذشته شد.
امواج گرانشی مانند امواج صوتی هستند و در فضا با سرعت نور حرکت میکنند. گومز و اندریوت یک مدل ریاضی مطرح کرده اند تا نحوه تاثیر ابعاد مخفی بر امواج گرانشی را توضیح دهد و متوجه دو نکته کلیدی شدند: امواج اضافی میتوانند در فرکانس های بالا وجود داشته باشند، و امواج گرانشی میتوانند بافت جهان را بهطور متفاوتی در طی ابعاد اضافی گسترش دهند.
آنها اولین عامل را به عنوان "برج عظیم” امواج گرانشی اضافی با فرکانس های بسیار بالا توضیح دادند که شناساگرهای فعلی ما قادر به تشخیص آنها نیست.
عامل دوم، چیزی که آن را "حالت تنفس” می نامند، نیازمند این است که فیزیکدانان به آنومالی ها در گسترش امواج گرانشی نورمال توجه کنند. آنها می گویند: «حالت تنفس، فضا را به روشی خاص تغییر داده و امضای متفاوتی دارد.» برای مشاهده این تغییر آنها نیازمند سه آشکارساز مانند LIGO دارند. شاید این مورد در آینده در دسترس قرار گیرد.
امواج گرانشی؛ کلید حلِ مسائل حل نشده جهان
-----
وب سایت کلیک: در جهان سه بعدی فعلی، مواردی وجود دارند که علم فیزیک قادر به توضیح آنها نیست، اما این موارد در صورتی قابل توجیه خواهند بود که دنیای ما شامل چند بعد دیگر نیز باشد.
اگر بخواهیم ابعاد دیگر جهان را کشف کنیم ـ چیزی که تئوری ریسمان سعی در توضیح آن دارد ـ امواج گرانشی میتوانند کلیدی برای یافتن مکان آن ها باشند.
این فرضیه جدید به دنبال پاسخی برای این راز است که چرا جاذبه ضعیفتر از سایر نیروهای بنیادین در جهان به نظر میرسد، و برای پاسخ به آن پیشنهاد میدهد که شاید این نیرو به ابعاد دیگر جهان نشست میکند که ما هنوز از وجود آنها آگاه نیستیم.
امیلیا دوداس از دانشکده پلی تکنیک فرانسه که در مطالعه شرکت نداشته است، میگوید: «ابعاد اضافی به مدتی طولانی از نقطه نظرات مختلفی مورد بحث قرار گرفته است. امواج گرانشی میتوانند چرخشی جدید برای جستجوی ابعاد اضافی باشند.»
در حال حاضر ما با ایده دنیای چهار بعدی کاملا راحت هستیم ـ سه بعد فضایی بهعلاوه زمان. اما شکافهای بسیاری در درک ما از نحوه رفتار ماده در مقیاس های کوچک وجود دارد که یک دنیای شش بعدی میتواند به پر کردن آن کمک کند. درواقع طبق نظریه ریسمان، اگر ما ده بعدی بودیم، جهان بسیار معنادارتر میشد.
نظریه ریسمان را به عنوان یکی از امیدوارکنندهترین راه هایی که فیزیک دانان میتوانند عاقبت شکاف بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتوم را به کمک آن پر کنند، نمیتوان به سادگی نادیده گرفت.
نظریه ریسمان پیشنهاد میدهد که کوچکترین بلوک های ساختمان ماده که موفق به شناسایی آن شده ایم، و به آن کوارک می گوییم، درواقع از چیزی کوچکتر ساخته شده است ـ رشته های یک بعدی انرژی که مانند رشته های ارتعاشی به نظر میرسند.
این رشته ها یا ریسمان ها یک احتمال جذاب برای فیزیکدانان هستند، زیرا آنها واقعا کاری را میتوانند انجام دهند که فیزیک فعلی قادر به انجام آن نیست. آنها میتوانند تمامی نیروهای شناخته شده ی طبیعت را یکجا توضیح دهند: جاذبه، الکترومغناطیس، و نیروی هسته ای.
آنها همچنین میتوانند به ما کمک کنند تا به حقایقی در مرود انبساط جهان دست پیدا کنیم. تنها مشکل این است که برای عملی بودن ازنظر ریاضی، این ریسمان ها نیازمند حداقل ده بعد هستند و در حال حاضر، ما چندان به یافتن سایر ابعاد نزدیک نیستیم.
اما فیزیکدانان گوستاو لوسنا و دیوید اندریوت از موسسه ماکس پلانک برای فیزیک جاذبه فکر میکنند راهی خوب برای جستجوی آنها یافته اند: امواج گرانشی معروف انیشتین.
پس از آنکه محققین در LIGO اعلام کردند که شواهد مستقیمی مبنی بر وجود موج در فضا زمان یافته اند که انیشتین صد سال پیش پیش بینی کرده بود، امواج گرانشی تبدیل به ماجرای علمی سال گذشته شد.
امواج گرانشی مانند امواج صوتی هستند و در فضا با سرعت نور حرکت میکنند. گومز و اندریوت یک مدل ریاضی مطرح کرده اند تا نحوه تاثیر ابعاد مخفی بر امواج گرانشی را توضیح دهد و متوجه دو نکته کلیدی شدند: امواج اضافی میتوانند در فرکانس های بالا وجود داشته باشند، و امواج گرانشی میتوانند بافت جهان را بهطور متفاوتی در طی ابعاد اضافی گسترش دهند.
آنها اولین عامل را به عنوان "برج عظیم” امواج گرانشی اضافی با فرکانس های بسیار بالا توضیح دادند که شناساگرهای فعلی ما قادر به تشخیص آنها نیست.
عامل دوم، چیزی که آن را "حالت تنفس” می نامند، نیازمند این است که فیزیکدانان به آنومالی ها در گسترش امواج گرانشی نورمال توجه کنند. آنها می گویند: «حالت تنفس، فضا را به روشی خاص تغییر داده و امضای متفاوتی دارد.» برای مشاهده این تغییر آنها نیازمند سه آشکارساز مانند LIGO دارند. شاید این مورد در آینده در دسترس قرار گیرد.
#عمومی
امضای نامه جنجالی توسط استفن هاوکینگ
-----
وب سایت کلیک: برای قرنها، افراد در مورد چگونگی آغاز دنیا جست و جو کردهاند. اما به تازگی این موضوع داغ تر شده است، و ۳۳ نفر از برترین فیزیکدانان نامه ای را منتشر کرده و با خشم از یکی از نظریه های اصلی که برای منشأ جهان وجود دارد دفاع کرده اند.
این نامه، در پاسخ به مقاله ای که در فوریه امسال، در سایت Scientific American منتشر شد، نوشته شده است که در آن مقاله، سه فیزیکدان، تئوری تورم کیهانی- ایده ای که بر اساس آن تصور میشود دنیا مدت کوتاهی پس از انفجار بزرگ، مانند یک بادکنک شروع به منبسط شدن کرده است، – به شدت مورد انتقاد قرار داده بودند. این مقاله حتی فراتر رفته و ادعا کرد که این مدل را نمیتوان با روشی علمی مورد ارزیابی قرار داد، به این معنا که این مدل علمی و واقعی نیست.
در پاسخ، ۳۳ فیزیکدان برتر دنیا، از جمله استفن هاکینگ، لیزا رندال، و لئونارد ساسکیاند، با انتشار نامه سرگشاده خود در سایت Scientific American، به این مقاله، واکنش نشان دادند. در یادداشت سایت Cliff در مورد این نامه آمده است: آن ها خیلی عصبانی هستند.
نظریه تورم کیهانی برای اولین بار در سال ۱۹۸۰ توسط آلان گوث، که امروز در MIT است، مطرح شد. این نظریه بر اساس این ایده شکل گرفته است که در کسری از ثانیه پس از وقوع انفجار بیگ بنگ، جهان با سرعت بسیار زیادی شروع به منبسط شدن کرده است و کهکشان های متعددی از این انباشتگی های کوانتومی ایجاد شده اند.
جاشوآ سوکل، برای The Atlantic می نویسد: ” زمانی که این انبساط آرام تر شد، چیزی که در ابتدا یک ناحیه کوانتومی بسیار ریز بود، به اندازه ای منبسط شده بود که به جز قسمت هایی از مواد متراکم تر که بعدها به کهکشانها، ستارهها و سیارهها تبدیل شدند، ظاهری صاف و تخت داشت.”
در سالهای بعد، ایده اصلی گوث اصلاح شده و توسط آندری لیند، به روز رسانی شد و از آن زمان به بعد این دو حرفه کاری خود را صرف اصلاح مدل تورم کردند – این تئوری امروزه به اصلی ترین نظریه در مورد چگونگی به وجود آمدن جهان تبدیل شده است.
در واقع، در بحث چگونگی به وجود آمدن دنیا، اکثر ما در دبیرستان و دانشگاه، همین نظریه تورم کیهانی را آموختهایم.
گوث و لیند، همراه با کیهانشناسانی چون دیوید کایسر و یاسونوری نومورا، از افرادی بودند که ۲۹ نفر امضا کننده دیگر این نامه سرگشاده را متقاعد و با خود همراه کرده اند.
موضوع جالب آن است که پائول اشتاینهارت، یکی از همکاران پیشین گوث و لیند، جزء سه نفری است که این مقاله جنجالی را منتشر کرده اند. گوث، لیند و اشتاینهارت، با همراهی یکدیگر، ” برای توسعه مفهوم نظریه تورم کیهانی، در علم کیهانشناسی” در سال ۲۰۰۳، موفق به دریافت جایزهی مشهور دیراک شدند.
اما در سالهایی که از دریافت این جایزه میگذرد، اشتاینهارت از موضع قبلی خود دست کشیده و به یک منتقد فعال در مورد نظریه تورم کیهانی تبدیل شده است. او یکی از نویسندگان مقاله معروف سایت Scientific American در ماه فوریه بود که با همراهی فیزیکدان بزرگ آنا ایجاس، و فضانورد سرشناس آبراهام لوب، با عنوان "بادکنک دنیا در حال ترکیدن” منتشر شد.
این مقاله، بر پژوهش های اخیر در مورد پیشینهی امواج مایکروویو کیهانی تأکید داشت که با پیش بینیهای تئوری تورم کیهانی مطابقت ندارد.
هم چنین در این مقاله، بحث شده است که تورم کیهانی در صورت رخ دادن، باید امواج گرانشی بسیار کهنی را ایجاد می کرده است، اما هیچ گاه اثری از این امواج یافت نشده است.
خلاصه ی این مقاله اینطور بیان میکند که: "دادهها نشان میدهند کیهان شناسان باید این پارادایم مورد علاقه و مطلوب خود را مجددا ارزیابی کرده و ایده های جدید در مورد چگونگی به وجود آمدن دنیا را در نظر بگیرند.”
این انتقاد به خودی خود، موضوع بسیار مهم و جنجالی نبود، چرا که این نوع استدلالها و بحثها در دنیای علم، طبیعی و مفید هستند.
اما چیزی که گوث، لیند و ۳۱ امضا کننده دیگر این نامه سرگشاده را به خشم آورده است، این جمله است که نظریه تورم کیهانی را نمیتوان در وهله اول مورد آزمایش قرار داد، بنابراین این نظریه اصلا علمی نیست.
فیزیکدانان در این نامه سرگشاده مینویسند: ” این سه نفر ادعا میکنند که کیهانشناسی تورمی و انبساطی را نمیتوان با روشهای علمی مورد آزمایش قرار داد، و حتی پای خود را فراتر گذاشته و به طور قطعی میگویند برخی از دانشمندانی که نظریه تورم را پذیرفته اند، پیشنهاد "حذف یکی از خصوصیات تعریف کننده آن، یعنی همان قابلیت آزمایش شدن” را مطرح کرده به این صورت، ” در ترویج ایده علم غیر تجربی گام برداشته اند.””
آنها هم چنین افزوده اند: ” ما نمیدانیم منظور نویسندگان این مقاله از این دانشمندان چه کسانی است. ما با برخی عبارات و جملات در مقاله مخالف هستیم، اما در این نامه، بر مخالفت خود در مورد جملات ادعا شده در رابطه با
امضای نامه جنجالی توسط استفن هاوکینگ
-----
وب سایت کلیک: برای قرنها، افراد در مورد چگونگی آغاز دنیا جست و جو کردهاند. اما به تازگی این موضوع داغ تر شده است، و ۳۳ نفر از برترین فیزیکدانان نامه ای را منتشر کرده و با خشم از یکی از نظریه های اصلی که برای منشأ جهان وجود دارد دفاع کرده اند.
این نامه، در پاسخ به مقاله ای که در فوریه امسال، در سایت Scientific American منتشر شد، نوشته شده است که در آن مقاله، سه فیزیکدان، تئوری تورم کیهانی- ایده ای که بر اساس آن تصور میشود دنیا مدت کوتاهی پس از انفجار بزرگ، مانند یک بادکنک شروع به منبسط شدن کرده است، – به شدت مورد انتقاد قرار داده بودند. این مقاله حتی فراتر رفته و ادعا کرد که این مدل را نمیتوان با روشی علمی مورد ارزیابی قرار داد، به این معنا که این مدل علمی و واقعی نیست.
در پاسخ، ۳۳ فیزیکدان برتر دنیا، از جمله استفن هاکینگ، لیزا رندال، و لئونارد ساسکیاند، با انتشار نامه سرگشاده خود در سایت Scientific American، به این مقاله، واکنش نشان دادند. در یادداشت سایت Cliff در مورد این نامه آمده است: آن ها خیلی عصبانی هستند.
نظریه تورم کیهانی برای اولین بار در سال ۱۹۸۰ توسط آلان گوث، که امروز در MIT است، مطرح شد. این نظریه بر اساس این ایده شکل گرفته است که در کسری از ثانیه پس از وقوع انفجار بیگ بنگ، جهان با سرعت بسیار زیادی شروع به منبسط شدن کرده است و کهکشان های متعددی از این انباشتگی های کوانتومی ایجاد شده اند.
جاشوآ سوکل، برای The Atlantic می نویسد: ” زمانی که این انبساط آرام تر شد، چیزی که در ابتدا یک ناحیه کوانتومی بسیار ریز بود، به اندازه ای منبسط شده بود که به جز قسمت هایی از مواد متراکم تر که بعدها به کهکشانها، ستارهها و سیارهها تبدیل شدند، ظاهری صاف و تخت داشت.”
در سالهای بعد، ایده اصلی گوث اصلاح شده و توسط آندری لیند، به روز رسانی شد و از آن زمان به بعد این دو حرفه کاری خود را صرف اصلاح مدل تورم کردند – این تئوری امروزه به اصلی ترین نظریه در مورد چگونگی به وجود آمدن جهان تبدیل شده است.
در واقع، در بحث چگونگی به وجود آمدن دنیا، اکثر ما در دبیرستان و دانشگاه، همین نظریه تورم کیهانی را آموختهایم.
گوث و لیند، همراه با کیهانشناسانی چون دیوید کایسر و یاسونوری نومورا، از افرادی بودند که ۲۹ نفر امضا کننده دیگر این نامه سرگشاده را متقاعد و با خود همراه کرده اند.
موضوع جالب آن است که پائول اشتاینهارت، یکی از همکاران پیشین گوث و لیند، جزء سه نفری است که این مقاله جنجالی را منتشر کرده اند. گوث، لیند و اشتاینهارت، با همراهی یکدیگر، ” برای توسعه مفهوم نظریه تورم کیهانی، در علم کیهانشناسی” در سال ۲۰۰۳، موفق به دریافت جایزهی مشهور دیراک شدند.
اما در سالهایی که از دریافت این جایزه میگذرد، اشتاینهارت از موضع قبلی خود دست کشیده و به یک منتقد فعال در مورد نظریه تورم کیهانی تبدیل شده است. او یکی از نویسندگان مقاله معروف سایت Scientific American در ماه فوریه بود که با همراهی فیزیکدان بزرگ آنا ایجاس، و فضانورد سرشناس آبراهام لوب، با عنوان "بادکنک دنیا در حال ترکیدن” منتشر شد.
این مقاله، بر پژوهش های اخیر در مورد پیشینهی امواج مایکروویو کیهانی تأکید داشت که با پیش بینیهای تئوری تورم کیهانی مطابقت ندارد.
هم چنین در این مقاله، بحث شده است که تورم کیهانی در صورت رخ دادن، باید امواج گرانشی بسیار کهنی را ایجاد می کرده است، اما هیچ گاه اثری از این امواج یافت نشده است.
خلاصه ی این مقاله اینطور بیان میکند که: "دادهها نشان میدهند کیهان شناسان باید این پارادایم مورد علاقه و مطلوب خود را مجددا ارزیابی کرده و ایده های جدید در مورد چگونگی به وجود آمدن دنیا را در نظر بگیرند.”
این انتقاد به خودی خود، موضوع بسیار مهم و جنجالی نبود، چرا که این نوع استدلالها و بحثها در دنیای علم، طبیعی و مفید هستند.
اما چیزی که گوث، لیند و ۳۱ امضا کننده دیگر این نامه سرگشاده را به خشم آورده است، این جمله است که نظریه تورم کیهانی را نمیتوان در وهله اول مورد آزمایش قرار داد، بنابراین این نظریه اصلا علمی نیست.
فیزیکدانان در این نامه سرگشاده مینویسند: ” این سه نفر ادعا میکنند که کیهانشناسی تورمی و انبساطی را نمیتوان با روشهای علمی مورد آزمایش قرار داد، و حتی پای خود را فراتر گذاشته و به طور قطعی میگویند برخی از دانشمندانی که نظریه تورم را پذیرفته اند، پیشنهاد "حذف یکی از خصوصیات تعریف کننده آن، یعنی همان قابلیت آزمایش شدن” را مطرح کرده به این صورت، ” در ترویج ایده علم غیر تجربی گام برداشته اند.””
آنها هم چنین افزوده اند: ” ما نمیدانیم منظور نویسندگان این مقاله از این دانشمندان چه کسانی است. ما با برخی عبارات و جملات در مقاله مخالف هستیم، اما در این نامه، بر مخالفت خود در مورد جملات ادعا شده در رابطه با
قابلیت آزمایش شدن تئوری تورم کیهانی، تأکید خواهیم کرد.”
استدلال این ۳۳ فیزیکدان، بر اساس مدلهای بسیاری بیان شده است که بدون شک، همهی آنها درست هستند. در ۳۷ سال گذشته، برخی از این مدلها، پیشبینیهای دست و قابل آزمایشی را ارائه کرده اند – از جمله چگالی جرمی متوسط جهان و شکل تخت آن. البته بسیاری از مسائل، هنوز حل نشده باقی ماندهاند.
اما به هر حال، این مدلها قابلیت آزمایش شدن دارند، به این معنا که علمی و حقیقی هستند، و میتوان با توجه به شواهد و مدارکی که در سالهای آینده به دست خواهد آمد، آنها را اثبات و یا نقض کرد.
رایان اف. مندلباوم، در سایت Gizmodo، به خوبی این شبهه را پوشش داده و به پست وبلاگی شان کرول، یکی از فیزیکدانانی که این نامه را امضا کرده است، اشاره می کند:
” ما با بررسی پیشبینیهایی از نظریات، که میتوانیم آنها را مورد آزمایش قرار دهیم، در مورد تئوریها قضاوت میکنیم، نه مواردی که امکان آزمایش آن را نداریم. درست است که پرسشهای بدون پاسخ بسیار مهمی در مورد پارادایم تورم کیهانی وجود دارد. اما رفتار صحیح در این شرایط، تلاش برای پاسخ به این سوالها، و یا تغییر مسیر و کار کردن روی موضوعی کاملا متفاوت است ( که این تصمیم نیز کاملا قابل احترام است). بیان این ادعا که این پرسشها به طور کل قابل پاسخگویی نیستند، و حذف این نظریه از دنیای علم با این استدلال، کار صحیحی نیست.”
نویسندگان این مقاله جنجالی تاکنون با پاسخ به سوالات متداول در مورد بحث، به این نامه واکنش نشان داده اند. آنها در موضع خود محکم هستند و معتقدند نظریه تورم کیهانی زمانی قابل آزمایش بوده است، اما ” چیزی که به عنوان یک نظریه در دهه ۱۹۸۰ مطرح شده است و به نظر میرسید که پیشبینی های دقیقی داشته است، امروزه به نظریهای تبدیل شده است، که هیچ پیشبینی مشخص و دقیقی ارائه نمیکند.”
این اظهارت ما را ابتدای بحث باز میگرداند؛ اینکه برخی کیهان شناسان نظریه تورم کیهانی را به طور آشکار محکوم کرده اند، و برخی دیگر با خشم به این اظهارات پاسخ داده اند.
متأسفانه هیچ راه حل مشخصی برای حل این بحث وجود ندارد، زیرا هر دو طرف به شدت بر مواضع خود پافشاری می کنند. تنها چیزی که هر دو طرف بر آن متفق هستند، آن است که نظریه تورم کیهانی کامل نیست، و ما باید با دریافت اطلاعات جدید در مورد اینکه در ابتدای تولد جهان، واقعا چه رخ داده است، ذهنی باز داشته باشیم.
و یا همانطور که گوث، در اظهارات نهایی خود به مندلباوم در مورد اتفاقات آینده گفته است: ” فکر میکنم ما باید به تحقیقات خود ادامه دهیم.”
استدلال این ۳۳ فیزیکدان، بر اساس مدلهای بسیاری بیان شده است که بدون شک، همهی آنها درست هستند. در ۳۷ سال گذشته، برخی از این مدلها، پیشبینیهای دست و قابل آزمایشی را ارائه کرده اند – از جمله چگالی جرمی متوسط جهان و شکل تخت آن. البته بسیاری از مسائل، هنوز حل نشده باقی ماندهاند.
اما به هر حال، این مدلها قابلیت آزمایش شدن دارند، به این معنا که علمی و حقیقی هستند، و میتوان با توجه به شواهد و مدارکی که در سالهای آینده به دست خواهد آمد، آنها را اثبات و یا نقض کرد.
رایان اف. مندلباوم، در سایت Gizmodo، به خوبی این شبهه را پوشش داده و به پست وبلاگی شان کرول، یکی از فیزیکدانانی که این نامه را امضا کرده است، اشاره می کند:
” ما با بررسی پیشبینیهایی از نظریات، که میتوانیم آنها را مورد آزمایش قرار دهیم، در مورد تئوریها قضاوت میکنیم، نه مواردی که امکان آزمایش آن را نداریم. درست است که پرسشهای بدون پاسخ بسیار مهمی در مورد پارادایم تورم کیهانی وجود دارد. اما رفتار صحیح در این شرایط، تلاش برای پاسخ به این سوالها، و یا تغییر مسیر و کار کردن روی موضوعی کاملا متفاوت است ( که این تصمیم نیز کاملا قابل احترام است). بیان این ادعا که این پرسشها به طور کل قابل پاسخگویی نیستند، و حذف این نظریه از دنیای علم با این استدلال، کار صحیحی نیست.”
نویسندگان این مقاله جنجالی تاکنون با پاسخ به سوالات متداول در مورد بحث، به این نامه واکنش نشان داده اند. آنها در موضع خود محکم هستند و معتقدند نظریه تورم کیهانی زمانی قابل آزمایش بوده است، اما ” چیزی که به عنوان یک نظریه در دهه ۱۹۸۰ مطرح شده است و به نظر میرسید که پیشبینی های دقیقی داشته است، امروزه به نظریهای تبدیل شده است، که هیچ پیشبینی مشخص و دقیقی ارائه نمیکند.”
این اظهارت ما را ابتدای بحث باز میگرداند؛ اینکه برخی کیهان شناسان نظریه تورم کیهانی را به طور آشکار محکوم کرده اند، و برخی دیگر با خشم به این اظهارات پاسخ داده اند.
متأسفانه هیچ راه حل مشخصی برای حل این بحث وجود ندارد، زیرا هر دو طرف به شدت بر مواضع خود پافشاری می کنند. تنها چیزی که هر دو طرف بر آن متفق هستند، آن است که نظریه تورم کیهانی کامل نیست، و ما باید با دریافت اطلاعات جدید در مورد اینکه در ابتدای تولد جهان، واقعا چه رخ داده است، ذهنی باز داشته باشیم.
و یا همانطور که گوث، در اظهارات نهایی خود به مندلباوم در مورد اتفاقات آینده گفته است: ” فکر میکنم ما باید به تحقیقات خود ادامه دهیم.”
#عمومی
راز معمای 400 ساله فیزیک کشف شد
-----
ایسنا: تیمی از دانشمندان موفق به حل معمای 400 ساله فیزیک شدند. به نقل از گیزمگ، قطرات «شاهزاده روپرت» به اندازهای قوی هستند که فقط با چکش میتوان آنها را در هم شکست. با این حال، چنانچه فردی انتهای این قطرات را با فشار انگشت بشکند، به شکل پودر در میآیند.
حدود 400 سال است که فیزیکدانان به دنبال توضیح این پدیده هستند و به تازگی تیمی از دانشگاه پردو، دانشگاه کمبریج و دانشگاه صنعتی تالین در استونی این معما را حل کردهاند.
قطرات شاهزاده روپرت که اشکهای Batavian نیز خوانده میشوند، در قرن هفده کشف شدند. آنها زمانی معروف شدند که شاهزاده روپرت اهل باواریا در آلمان، پنج معما را در دربار چارلز دوم انگلستان مطرح کرد.
انجمن سلطنتی انگلستان در سال 1661 شروع به بررسی این قطرات کرد اما برخلاف چهار قرن تلاش محققان برای حل این معما، راز استحکام فوقالعاده و همزمان شکنندگی خودتخریبی این قطرات در هالهای از ابهام باقی ماند.
این قطرهها با استفاده از حبابهای داغ و قرمزرنگ شیشه ذوب شده با ضریب انبساط حرارتی بالا و انداختن آنها در ظرفی از آب سرد تولید میشوند؛ شیشه ذوب شده بلافاصله به شکل قطره دمدار جامد در میآید.
دانشمندان حاضر در این مطالعه از فتوالاستیسیته یکپارچه شده برای بررسی این قطرات استفاده کردند. در این تکنیک، یک شی سه بعدی شفاف در نوعی حمام غوطهور معلق میشود و نور پلاریزه از میان آن عبور میکند. تغییرات حاصل شده در قطبیدگی نور در درون شی، به شکل نوارهای رنگین کمان به نمایش در میآید.
فیزیکدانان حاضر در این مطالعه بر روی سر قطره متمرکز شدند و دریافتند فشارهای کمپرسی (compressive stress) در شیشه حدود 50 تن در اینچ مربع است و این ویژگی به آن استحکام فولاد را میدهد.
به گفته تیم تحقیقاتی، این امر به این خاطر است که سطح بیرونی قطره سریعتر از داخل آن سرد میشود و این موضوع سطح بیرونی را به لایهای متشکل از نیروهای فشاری قدرتمند تبدیل میکند و این نیروها به داخل قطره فشار میآورند.
نیروهای کمپرسی توسط نیروهای کششی داخل قطره متعادل میشوند و تا زمانی که این نیروها در حال تعادل باقی بمانند، قطره در وضعیت باثبات است و میتواند فشار فوق العادهای را تحمل کند.
معمولا چون شیشه نوعی مایع فوق سرده شده است و نه جامد، هر ترکی در سطح آن گسترش یافته و آن را میشکند. اما در قطره شاهزاده روپرت، تعامل بین نواحی داخل و خارجی، این نیروها را به حاشیه میراند به طوری که ترکها نمیتوانند گسترش یابند.
با این حال، چنانچه دم قطره شکسته شود، ترکهای موجود در آن گسترش مییابند، به محور قطره نفوذ کرده و وارد سر قطره میشوند. آسیب وارده به حدی بزرگ است که نیروهای متعادل شده آزاد میشوند و موجب انفجار قطره میشوند.
جزئیات این دستاورد علمی در Applied Physics Letters منتشر شد.
راز معمای 400 ساله فیزیک کشف شد
-----
ایسنا: تیمی از دانشمندان موفق به حل معمای 400 ساله فیزیک شدند. به نقل از گیزمگ، قطرات «شاهزاده روپرت» به اندازهای قوی هستند که فقط با چکش میتوان آنها را در هم شکست. با این حال، چنانچه فردی انتهای این قطرات را با فشار انگشت بشکند، به شکل پودر در میآیند.
حدود 400 سال است که فیزیکدانان به دنبال توضیح این پدیده هستند و به تازگی تیمی از دانشگاه پردو، دانشگاه کمبریج و دانشگاه صنعتی تالین در استونی این معما را حل کردهاند.
قطرات شاهزاده روپرت که اشکهای Batavian نیز خوانده میشوند، در قرن هفده کشف شدند. آنها زمانی معروف شدند که شاهزاده روپرت اهل باواریا در آلمان، پنج معما را در دربار چارلز دوم انگلستان مطرح کرد.
انجمن سلطنتی انگلستان در سال 1661 شروع به بررسی این قطرات کرد اما برخلاف چهار قرن تلاش محققان برای حل این معما، راز استحکام فوقالعاده و همزمان شکنندگی خودتخریبی این قطرات در هالهای از ابهام باقی ماند.
این قطرهها با استفاده از حبابهای داغ و قرمزرنگ شیشه ذوب شده با ضریب انبساط حرارتی بالا و انداختن آنها در ظرفی از آب سرد تولید میشوند؛ شیشه ذوب شده بلافاصله به شکل قطره دمدار جامد در میآید.
دانشمندان حاضر در این مطالعه از فتوالاستیسیته یکپارچه شده برای بررسی این قطرات استفاده کردند. در این تکنیک، یک شی سه بعدی شفاف در نوعی حمام غوطهور معلق میشود و نور پلاریزه از میان آن عبور میکند. تغییرات حاصل شده در قطبیدگی نور در درون شی، به شکل نوارهای رنگین کمان به نمایش در میآید.
فیزیکدانان حاضر در این مطالعه بر روی سر قطره متمرکز شدند و دریافتند فشارهای کمپرسی (compressive stress) در شیشه حدود 50 تن در اینچ مربع است و این ویژگی به آن استحکام فولاد را میدهد.
به گفته تیم تحقیقاتی، این امر به این خاطر است که سطح بیرونی قطره سریعتر از داخل آن سرد میشود و این موضوع سطح بیرونی را به لایهای متشکل از نیروهای فشاری قدرتمند تبدیل میکند و این نیروها به داخل قطره فشار میآورند.
نیروهای کمپرسی توسط نیروهای کششی داخل قطره متعادل میشوند و تا زمانی که این نیروها در حال تعادل باقی بمانند، قطره در وضعیت باثبات است و میتواند فشار فوق العادهای را تحمل کند.
معمولا چون شیشه نوعی مایع فوق سرده شده است و نه جامد، هر ترکی در سطح آن گسترش یافته و آن را میشکند. اما در قطره شاهزاده روپرت، تعامل بین نواحی داخل و خارجی، این نیروها را به حاشیه میراند به طوری که ترکها نمیتوانند گسترش یابند.
با این حال، چنانچه دم قطره شکسته شود، ترکهای موجود در آن گسترش مییابند، به محور قطره نفوذ کرده و وارد سر قطره میشوند. آسیب وارده به حدی بزرگ است که نیروهای متعادل شده آزاد میشوند و موجب انفجار قطره میشوند.
جزئیات این دستاورد علمی در Applied Physics Letters منتشر شد.
#عمومی
بازیابی اولین رنگ آبی موجود در زمین
یک شیمیدان در اقدامی جالب درست به بازیابی رنگ آبی زده است که این رنگ اولین رنگ آبی موجود در زمین بوده است و سپس این رنگ در یک مداد شمعی عرضه شده است.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/531612/
بازیابی اولین رنگ آبی موجود در زمین
یک شیمیدان در اقدامی جالب درست به بازیابی رنگ آبی زده است که این رنگ اولین رنگ آبی موجود در زمین بوده است و سپس این رنگ در یک مداد شمعی عرضه شده است.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/531612/
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
بازیابی اولین رنگ آبی موجود در زمین
یک شیمیدان در اقدامی جالب درست به بازیابی رنگ آبی زده است که این رنگ اولین رنگ آبی موجود در زمین بوده است و سپس این رنگ در یک مداد شمعی عرضه شده است.