𝖲𝗂𝗆𝗉𝗂𝗇𝗀 𝟤𝟦/𝟩 – Telegram
𝖲𝗂𝗆𝗉𝗂𝗇𝗀 𝟤𝟦/𝟩
3.24K subscribers
3.84K photos
7K videos
13 files
253 links
𝖥𝗎𝗅𝗅-𝗍𝗂𝗆𝖾 𝗌𝗂𝗆𝗉 𝖿𝗈𝗋 𝗆𝗒 𝖿𝖺𝗏𝖾𝗌 | 𝖢-𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺𝗅𝖺𝗇𝖽 | 𝖳𝖺𝗅𝗄 𝖺𝖻𝗈𝗎𝗍 𝖢-𝖾𝗇𝗍 𝟤𝟦/𝟩

𝖫𝖾𝗍'𝗌 𝗍𝖺𝗅𝗄: @SimpingZoneBot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اسپم با چهار قسمت آخر MJTY
گونگ زی‌ یو: آ یون، واقعا میری؟

یون وی شان: یه بار ازم پرسیدین چیزی هست که بتونین بهم بدین؟ از اول چیزی که میخواستم آزادی بود. چه وو فنگ، چه عمارت گونگ برای من یه زندان با دیوارهای بلند و مجلله. ارباب زاده زی یو، این عشق ظلمی در حق خودتونه...
16💔7🍓1
بالاخره زی یو اون خودی که منتظر بودم از خودش نشون داد اما در هر حالت مردی قلبش قد گنجشکه🫴
🍓24
این قضیه گرمای بی‌کران یکی از باگای سریال بود چون نه توضیح درست درمون و قانع کننده‌ای داشت نه مشخص شد واسه مقابله با چه موجوداتی استفاده میشه، حس میکنم الکی منتظرش بودم، بنظرم نویسنده و کارگردان میتونستن از این موجودات عجیب پشت کوهستان هم خیلی کمک بگیرن تا قصه قشنگ‌تر بشه اما هیچی به هیچی-
👍33
گونگ زی یو: گل ها پژمرده میشن و بوشون محو میشه. توی هر دوره ای شاعرهای زیادی از پژمردگی گل ها برای توصیف فراق عشق استفاده کردن ولی نمیدونن شاید این شکوفه دادن و پژمرده شدن، خواست گل ها برای ازادیه.
18🍓2👌1
جین فان: یه حرفی رو توی دلم نگه داشتم و نگفتم، هر روز ازم میپرسیدی ولی برای نخواستن نبودن، جسارتش رو نداشتم. از روزی که محافظ یشم سبز شدم زندگیم مال گونگ زی یو شد، مرگ و زندگیم دست خودم نیست. لیاقت قبول کردن عشقت رو نداشتم ولی حالا پشیمونم... پشیمونم؛ چی میشد احساسم رو بدونی ؟
💔221
میدونید که همیشه حق با یوان دی دی بوده و هست اما وقتی به زی شانگ عزیزم گفت: "پدرت حق داره که دوستت نداره." قلبم شکست😭
😭23👌2
هان یا سی: تصمیمت رو گرفتی؟

یون وی شان: اره.

هان یا سی: پس برو.

یون وی شان: میذاری برم؟

هان یا سی: میذارم بری چون حق انتخاب داری ولی من نه. فقط نمیتونم جلوت رو بگیرم.

یون وی شان: تو هم حق انتخاب داری. حشره دو هفته ای سمی نیست، زندگیت در خطر نیست و نیازی به ترسیدن از وو فنگ نیست؛ تو هم میتونی بری.

هان یا سی: هان یا فقط توی زمستون هست، اونا میدونن شکارچی و تله توی جنگل هست و هیچ وقت توی روز بیرون نمیان، از بدو تولد فقط گوشت گندیده میخورن حتی فریادشون ترسناک و دلخراشه، فقط میتونن توی تاریکی زندگی کنن و پناه بگیرن.
💔171
یون وی شان: همیشه غروب خورشید رو نگاه میکنی. بعد از غروبش همه جا تاریک و سرد میشه؛ برای همین خواستم طلوع رو ببینیم، بعد از طلوعش همه جا گرم و امید بخشه.

هان یا سی: ولی بعد از طلوع غروبه.

یون وی شان: شب هرچه قدر تاریک باشه، خورشید طلوع می‌کنه. هیچ دیواری نمیتونه جلوی خورشید رو بگیره. کافیه صبر داشته باشی حتما وقتش میرسه.

هان یا سی: شاید تو بتونی ولی من نه.

یون وی شان: چرا توی وو فنگ موندی؟ اینجا چی داره؟ دنیا به این بزرگی... چرا؟

هان یا سی: دنیا بزرگه ولی جایی برای من نداره. چی، می،‌ وانگ و لیانگ توی تاریکی راه میرن.

یون وی شان: از اونا نیستی، هانیا هستی.

هان یا سی: هانیا بدتره مال زمستونه، لیاقت نور رو ندارن زندگی شون توی سرما و تاریکیه... برو.

یون وی شان: هرچه قدر شب طولانی و تاریک باشه، اخرش تموم میشه؛ حرفم رو یادته؟ هیچ دیواری نمیتونه جلوی طلوع خورشید رو بگیره. هان یا سی، مراقب خودت باش.

هان یا سی: غروب خورشید رو بارها باهات دیدم، این بار طلوع رو میبینم.
😢132🔥1
یکی از قاب‌های سنگین و زیبای سریال
👌31🔥5