ناکامولوژی، روی تاریک اکوسیستم
https://nakamology.ir/
ناکامولوژی اومده استارتاپهای شکست خورده ایرانی رو معرفی کرده و دلایلش رو هم تا حدی توضیح داده.
ناکامولوژی از این جهت ارزشمند هست که روی تاریک ماجرای استارتاپها کمتر توضیح داده میشه و علت شکستها درست بیان نمیشه.
با اینکه این سایت روی استارتاپها کار تحلیلی عمیقی انجام نداده ولی همچنان ارزشمند هست و بد نیست بهش نگاه بندازید
پینوشت: با تشکر از جناب عطارزاده عزیز بابت معرفی.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
https://nakamology.ir/
ناکامولوژی اومده استارتاپهای شکست خورده ایرانی رو معرفی کرده و دلایلش رو هم تا حدی توضیح داده.
ناکامولوژی از این جهت ارزشمند هست که روی تاریک ماجرای استارتاپها کمتر توضیح داده میشه و علت شکستها درست بیان نمیشه.
با اینکه این سایت روی استارتاپها کار تحلیلی عمیقی انجام نداده ولی همچنان ارزشمند هست و بد نیست بهش نگاه بندازید
پینوشت: با تشکر از جناب عطارزاده عزیز بابت معرفی.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👍9
من باهوشم و بهتر از بقیه درست و غلط را تشخیص میدهم؟!
جمله ای معروف از ریموند نیکرسن هست که
در ساده ترین تعریف سوگیری تاییدی یعنی ما به نظراتمان میچسبیم، حتی زمانی که مدرکی علیه آن نظرات پیش چشمان باشد. مثلا اگر فلان سیاستمدار در نظرمان آدم فوق العاده ای باشد، فقط دستاوردهای او را خواهیم دید و توجهی به گندکاریهایش نخواهیم داشت. یا اگر احساس کنیم سفر به ماه دروغ بوده است تمام یوتیوب را در پی یافتن ویدئوهای اثبات کننده این نظریه زیر و رو میکنیم و ویدئوهایی که نظرمان را رد کند را به سادگی کنار میگذاریم!
علت این ماجرا این است که انسان ذاتا از تصور اینکه بر خطا باشند متنفر هستند و تمام نیرویشان را در استدلال کردن به کار میگیرند تا خودشان را قانع کنند که بر حق هستند، حتی اگر اینطور نباشد!
اما نکته مهمتر این است که هوش و استعداد هم دردی را دوا نمیکند و کمکی به رفع خطای سوگیری تاییدی نمیکند.
پژوهش ها نشان داده است که هنر انسانهای باهوش و تحصیل کرده فقط این است که بهتر از سایرین نسبت به حقانیت خوشان خاطر جمع میشوند ، چون مهارت بیشتری در تولید استدلالهای خودتوجیه گرانه دارند.
مقابله با خطای سوگیری تاییدی پیچیده است و همانطور که ذکر شد بسیاری از اوقات ما خودمان متوجه این خطا نیستیم. اما برخی راهکارها برای کاهش آن ذکر شده است که در زیر به اختصار به آن اشاره میکنم:
جستجوی دیدگاههای مخالف: سعی کنید به صورت فعال به دنبال اطلاعات و دیدگاههایی باشید که با نظرات و باورهای شما مخالف هستند.
پرسش از خود: همیشه از خود بپرسید که چرا به یک باور یا نظر خاص اعتقاد دارید و آیا دلایل کافی و منطقی برای آن دارید یا نه.
مشورت با دیگران: نظرات دیگران را بشنوید و از آنها بخواهید تا نقاط ضعف و قوت نظرات شما را بررسی کنند.
منبع: موهبت اختلاف، ترجمان علوم انسانی
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
جمله ای معروف از ریموند نیکرسن هست که
«اگر بخواهیم فقط یکی از موانع استدلال آوری انسان را نام ببریم که مهمتر از بقیه باشد، سوگیری تاییدی قطعا یکی از گزینه های اصلی است.»
در ساده ترین تعریف سوگیری تاییدی یعنی ما به نظراتمان میچسبیم، حتی زمانی که مدرکی علیه آن نظرات پیش چشمان باشد. مثلا اگر فلان سیاستمدار در نظرمان آدم فوق العاده ای باشد، فقط دستاوردهای او را خواهیم دید و توجهی به گندکاریهایش نخواهیم داشت. یا اگر احساس کنیم سفر به ماه دروغ بوده است تمام یوتیوب را در پی یافتن ویدئوهای اثبات کننده این نظریه زیر و رو میکنیم و ویدئوهایی که نظرمان را رد کند را به سادگی کنار میگذاریم!
علت این ماجرا این است که انسان ذاتا از تصور اینکه بر خطا باشند متنفر هستند و تمام نیرویشان را در استدلال کردن به کار میگیرند تا خودشان را قانع کنند که بر حق هستند، حتی اگر اینطور نباشد!
اما نکته مهمتر این است که هوش و استعداد هم دردی را دوا نمیکند و کمکی به رفع خطای سوگیری تاییدی نمیکند.
پژوهش ها نشان داده است که هنر انسانهای باهوش و تحصیل کرده فقط این است که بهتر از سایرین نسبت به حقانیت خوشان خاطر جمع میشوند ، چون مهارت بیشتری در تولید استدلالهای خودتوجیه گرانه دارند.
مقابله با خطای سوگیری تاییدی پیچیده است و همانطور که ذکر شد بسیاری از اوقات ما خودمان متوجه این خطا نیستیم. اما برخی راهکارها برای کاهش آن ذکر شده است که در زیر به اختصار به آن اشاره میکنم:
جستجوی دیدگاههای مخالف: سعی کنید به صورت فعال به دنبال اطلاعات و دیدگاههایی باشید که با نظرات و باورهای شما مخالف هستند.
پرسش از خود: همیشه از خود بپرسید که چرا به یک باور یا نظر خاص اعتقاد دارید و آیا دلایل کافی و منطقی برای آن دارید یا نه.
مشورت با دیگران: نظرات دیگران را بشنوید و از آنها بخواهید تا نقاط ضعف و قوت نظرات شما را بررسی کنند.
منبع: موهبت اختلاف، ترجمان علوم انسانی
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
❤2👍2👌2
۲۲ توصیه کاربردی برای استارتاپ ها
این توصیه های YC رو باید چندین بار بخونید. رعایت هر کدام از این نکات برای استارتاپ ها خیلی حیاتی است. برخی از نکات مهمش از دید من:
- همین الان لانچ کن
- یه چیزی بساز که مردم بخوان
- کارهایی بکن که مقیاس پذیر نیستند
- این پول شما نیست
- بخواب و ورزش کن، مراقب خودت باش
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
این توصیه های YC رو باید چندین بار بخونید. رعایت هر کدام از این نکات برای استارتاپ ها خیلی حیاتی است. برخی از نکات مهمش از دید من:
- همین الان لانچ کن
- یه چیزی بساز که مردم بخوان
- کارهایی بکن که مقیاس پذیر نیستند
- این پول شما نیست
- بخواب و ورزش کن، مراقب خودت باش
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
❤3
داده بدون زمینه هیچ ارزشی ندارد!
خیلی به ما گفتهاند که داده همه چیز است و تفکر داده-محور داشته باشید. اما داده بدون زمینه(context) هیچ چیزی نیست. یکی از مشکلاتی که اکثر افرادی که دنبال تفکر داده-محور هستند به آن مبتلا میشوند از دست دادن زمینه (context) بحث و غرق شدن در اعداد و ارقام است.
به یاد داشته باشید - اگر داده ها را به اندازه کافی شکنجه کنید، به هر چیزی اعتراف می کنند.
پینوشت: ممنون از آقای مهندس حمیدی برای ارسال این پیام و تذکر این موضوع
منبع: لینکداین آقای Linas Beliūnas
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
خیلی به ما گفتهاند که داده همه چیز است و تفکر داده-محور داشته باشید. اما داده بدون زمینه(context) هیچ چیزی نیست. یکی از مشکلاتی که اکثر افرادی که دنبال تفکر داده-محور هستند به آن مبتلا میشوند از دست دادن زمینه (context) بحث و غرق شدن در اعداد و ارقام است.
به یاد داشته باشید - اگر داده ها را به اندازه کافی شکنجه کنید، به هر چیزی اعتراف می کنند.
پینوشت: ممنون از آقای مهندس حمیدی برای ارسال این پیام و تذکر این موضوع
منبع: لینکداین آقای Linas Beliūnas
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍10❤5👌2
چگونه میتوانم قانعتان کنم؟
در سالهای اخیر سونامی کتابها و مقالات در مورد اقناع روانه بازار شده است. بیشتر این مطالب در مورد این است که چطور بر مقاومت سرسختانه دیگران در مباحثات عقلانی پیروز شویم. در واقع این آثار میخواهند به این سوال پاسخ دهند که « چگونه ما- که منطقی و مطلع هستیم- میتوانیم در برابر آنها- که متحجر و عقب مانده هستند- پیروز شویم؟» گویی ماجرا از این قرار است که نویسندگان و خوانندگان احتمالی آنها، به دلیلی نامعلوم بیرون یا فراتر از به هم ریختگی گفتمان انسانی ایستاده و با خونسردی، کاستیهای آن را ارزیابی میکنند. مخاطبان این مطالب عاشق این هستند که دیگران را بشکنند، ویران کنند، شکست دهند و حذف کنند. تعجبی هم ندارد که افرادی که در طرف مقابل آنها هستند و قرار است اقناع شوند هم تا سر حد لجاجت و یکدندگی مقاومت کنند!
این اتفاق برآمده از تفکری است که به آن بازی محدود گفته میشود. بازیهای محدود مثل شطرنج یا فوتبال آغاز و پایان مشخصی دارد و بازی هنگامی به پایان میرسد که یک نفر ببرد و دیگری ببازد و یا هنگامی که زمان به اتمام برسد. اما بازی نامحدود پایان معینی ندارد و برنده و بازنده قطعی هم ندارد. بازیکنان در خلال بازی وارد میشود، میبرند و میبازند، اما بردها و باختهایشان صرفا لحظاتی در یک رویداد بی پایان است.
جیمز کارز در کتاب خود با نام بازیهای محدود و نامحدود تفکیکی مهم در مورد این نوع بازیها را بیان کرده است: «هدف بازی محدود برنده شدن است، هدف بازی نامحدود ادامه پیدا کردن بازی است». بنابراین در بازی محدود، علت وجودی قواعد آن است که همگان برنده بودن فرد برنده را بپذیرند و بازی را بتوان به پایان برد. اما در بازی نامحدود قواعد وجود دارند تا از برد مسلم و محتوم هر کسی جلوگیری کنند. به عنوان نمونه انتخابات خودش یک بازی محدود است و برنده و بازنده مشخص دارد. اما همه بازیکنان اذعان دارند که هیچ جناح و فردی بزرگتر از خود بازی نامحدود دموکراسی نیست. قواعد یک دمکراسی وقتی نیاز باشد تغییر میکند تا هیچ جناحی تا ابد نتواند بر همگان مسلط بماند.
همین مساله در مورد گفتگو و مخالفتورزیها در همه سطوح مشارکت انسانی وجود دارد. به عنوان مثال ما گاهی آنقدر با شدت و خشم میخواهیم برنده بحثها و مذاکرات شویم که فراموش میکنیم غایت جر و بحثها و مخالفتورزیهای ما باید آتیه بهتر برای سازمان باشد. در بازی نامحدود حتی وقتی به تندی با کسی مخالفت میورزید، به دنبال پیوند برقرار کردن و آموختن هستید، چون خواسته شما تداوم گفتگو و تداوم رابطه با فرد مقابل است. بنابراین در زمان بحث و مخالفت ورزی با دیگران باید این نکته را به خاطر داشته باشید که اینها راهی برای کمک به یکدیگر برای چیره شدن بر نقاط کور است. اما اگر تمرکز شما فقط بر اقناع دیگران باشد، واقعا طرف مقابل را نمیشنوید، چون راه را بر این امکان بسته آید و در نتیجه بازی را تبدیل به بازی برد-باخت و محدود کردهاید.
نکات زیر میتواند برای داشتن بحثهای ثمربخش کمککننده باشد:
- پیش از آنکه سروقت محتوای اختلاف نظر بروید رابطهای از جنس اعتماد بسازید
- در خصوص قبیله و دیدگاههایتان جزماندیش نباشید، شاید غلط باشند!
- به دیگران اجازه صحبت درباره تردیدها و رنجهایشان را بدهید
- در برابر رفتار خصمانه دیگران عمل متقابل منفی انجام ندهید و زنجیره را قطع کنید
- اجازه ندهید میلتان به پیروزی در بحث بر نگرش کلی شما اثر بگذارد
منابع:
کتاب موهبت اختلاف، نشر ترجمان
کتاب بازی بینهایت، سایمون سینک
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
در سالهای اخیر سونامی کتابها و مقالات در مورد اقناع روانه بازار شده است. بیشتر این مطالب در مورد این است که چطور بر مقاومت سرسختانه دیگران در مباحثات عقلانی پیروز شویم. در واقع این آثار میخواهند به این سوال پاسخ دهند که « چگونه ما- که منطقی و مطلع هستیم- میتوانیم در برابر آنها- که متحجر و عقب مانده هستند- پیروز شویم؟» گویی ماجرا از این قرار است که نویسندگان و خوانندگان احتمالی آنها، به دلیلی نامعلوم بیرون یا فراتر از به هم ریختگی گفتمان انسانی ایستاده و با خونسردی، کاستیهای آن را ارزیابی میکنند. مخاطبان این مطالب عاشق این هستند که دیگران را بشکنند، ویران کنند، شکست دهند و حذف کنند. تعجبی هم ندارد که افرادی که در طرف مقابل آنها هستند و قرار است اقناع شوند هم تا سر حد لجاجت و یکدندگی مقاومت کنند!
این اتفاق برآمده از تفکری است که به آن بازی محدود گفته میشود. بازیهای محدود مثل شطرنج یا فوتبال آغاز و پایان مشخصی دارد و بازی هنگامی به پایان میرسد که یک نفر ببرد و دیگری ببازد و یا هنگامی که زمان به اتمام برسد. اما بازی نامحدود پایان معینی ندارد و برنده و بازنده قطعی هم ندارد. بازیکنان در خلال بازی وارد میشود، میبرند و میبازند، اما بردها و باختهایشان صرفا لحظاتی در یک رویداد بی پایان است.
جیمز کارز در کتاب خود با نام بازیهای محدود و نامحدود تفکیکی مهم در مورد این نوع بازیها را بیان کرده است: «هدف بازی محدود برنده شدن است، هدف بازی نامحدود ادامه پیدا کردن بازی است». بنابراین در بازی محدود، علت وجودی قواعد آن است که همگان برنده بودن فرد برنده را بپذیرند و بازی را بتوان به پایان برد. اما در بازی نامحدود قواعد وجود دارند تا از برد مسلم و محتوم هر کسی جلوگیری کنند. به عنوان نمونه انتخابات خودش یک بازی محدود است و برنده و بازنده مشخص دارد. اما همه بازیکنان اذعان دارند که هیچ جناح و فردی بزرگتر از خود بازی نامحدود دموکراسی نیست. قواعد یک دمکراسی وقتی نیاز باشد تغییر میکند تا هیچ جناحی تا ابد نتواند بر همگان مسلط بماند.
همین مساله در مورد گفتگو و مخالفتورزیها در همه سطوح مشارکت انسانی وجود دارد. به عنوان مثال ما گاهی آنقدر با شدت و خشم میخواهیم برنده بحثها و مذاکرات شویم که فراموش میکنیم غایت جر و بحثها و مخالفتورزیهای ما باید آتیه بهتر برای سازمان باشد. در بازی نامحدود حتی وقتی به تندی با کسی مخالفت میورزید، به دنبال پیوند برقرار کردن و آموختن هستید، چون خواسته شما تداوم گفتگو و تداوم رابطه با فرد مقابل است. بنابراین در زمان بحث و مخالفت ورزی با دیگران باید این نکته را به خاطر داشته باشید که اینها راهی برای کمک به یکدیگر برای چیره شدن بر نقاط کور است. اما اگر تمرکز شما فقط بر اقناع دیگران باشد، واقعا طرف مقابل را نمیشنوید، چون راه را بر این امکان بسته آید و در نتیجه بازی را تبدیل به بازی برد-باخت و محدود کردهاید.
نکات زیر میتواند برای داشتن بحثهای ثمربخش کمککننده باشد:
- پیش از آنکه سروقت محتوای اختلاف نظر بروید رابطهای از جنس اعتماد بسازید
- در خصوص قبیله و دیدگاههایتان جزماندیش نباشید، شاید غلط باشند!
- به دیگران اجازه صحبت درباره تردیدها و رنجهایشان را بدهید
- در برابر رفتار خصمانه دیگران عمل متقابل منفی انجام ندهید و زنجیره را قطع کنید
- اجازه ندهید میلتان به پیروزی در بحث بر نگرش کلی شما اثر بگذارد
منابع:
کتاب موهبت اختلاف، نشر ترجمان
کتاب بازی بینهایت، سایمون سینک
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👍4❤2
این خود اختلاف نظر نیست که ما را از هم جدا میکند. بلکه شکست در اختلاف سازنده است.
چند اصل پایه برای اختلاف نظر سازنده:
۱. ابتدا ارزشهای مشترکتان را تعیین کنید، قبل از ارائه دیدگاههای متفاوت
۲. طوری استدلال کنید که انگار حق با شما است.
۳. طوری گوش کنید که انگار قطعا در اشتباه هستید
۴. درباره اینکه چطور دفعه بعد بهتر با هم مواجهه کنید، بحث کنید.
منبع: توئیتر آدام گرنت
پینوشت: کانال Dailywisdomhub مطالب جالبی از توئیتر اندیشمندان مختلف رو جمع آوری و ترجمه میکنه که میتونید از اون بهره ببرید.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
چند اصل پایه برای اختلاف نظر سازنده:
۱. ابتدا ارزشهای مشترکتان را تعیین کنید، قبل از ارائه دیدگاههای متفاوت
۲. طوری استدلال کنید که انگار حق با شما است.
۳. طوری گوش کنید که انگار قطعا در اشتباه هستید
۴. درباره اینکه چطور دفعه بعد بهتر با هم مواجهه کنید، بحث کنید.
منبع: توئیتر آدام گرنت
پینوشت: کانال Dailywisdomhub مطالب جالبی از توئیتر اندیشمندان مختلف رو جمع آوری و ترجمه میکنه که میتونید از اون بهره ببرید.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👍7👌2❤1
سوء استفاده از استراتژی بقای حیوانات؟
فریب یکی از استراتژی های اساسی بقا در قلمروی حیوانی است. خرس ها با عسل به دام میافتند، پروانهها به سودای یک شعله وسوسه انگیز به پرواز در میآیند و در آن میسوزند.
ما نیز به واسطه نبوغ انسانی، هزاران روش خفیف تر اما به همان اندازه فریبنده برای کسب سود از امیال همنوعانان خود یافته ایم.
منبع: کتاب شغل خوب، شغل پوچ
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
فریب یکی از استراتژی های اساسی بقا در قلمروی حیوانی است. خرس ها با عسل به دام میافتند، پروانهها به سودای یک شعله وسوسه انگیز به پرواز در میآیند و در آن میسوزند.
ما نیز به واسطه نبوغ انسانی، هزاران روش خفیف تر اما به همان اندازه فریبنده برای کسب سود از امیال همنوعانان خود یافته ایم.
منبع: کتاب شغل خوب، شغل پوچ
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👍3
من همیشه میخواسته ام موفق باشم. تعریف موفق بودن، اهدا کردن چیزی به جهان است... و نیز شاد بودن در حال انجام آن عمل...
شما باید از آنچه انجام میدهید خشنود شوید. وگرنه نمیتوانید خیلی خوب عمل کنید.
دوم اینکه باید حس کنید که چیزی ارزشمند را اهدا میکنید...
اگر یکی از این عوامل موجود نباشد، احتمالا در کار خود با کمبود معنا مواجه میشوید.
پینوشت: جملات بالا اگرچه درست هست. اما توسط نورمن آگوستین مدیرعامل لاکهید مارتین ( بزرگترین تولید کننده جنگ افزار) گفته شده که علت مرگ میلیونها نفر در دنیا است. شاید اگر به جای جهان میگفت آمریکا جمله بهتری بود🤔
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
شما باید از آنچه انجام میدهید خشنود شوید. وگرنه نمیتوانید خیلی خوب عمل کنید.
دوم اینکه باید حس کنید که چیزی ارزشمند را اهدا میکنید...
اگر یکی از این عوامل موجود نباشد، احتمالا در کار خود با کمبود معنا مواجه میشوید.
پینوشت: جملات بالا اگرچه درست هست. اما توسط نورمن آگوستین مدیرعامل لاکهید مارتین ( بزرگترین تولید کننده جنگ افزار) گفته شده که علت مرگ میلیونها نفر در دنیا است. شاید اگر به جای جهان میگفت آمریکا جمله بهتری بود🤔
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👍7🤣1
سلام. یک متن کوتاه در ویرگول در مورد پیچیدگی طراحی سیستمهای مبتنی بر خرد جمعی نوشتم که شاید برای برای دوستانی که در حوزه فناوری اطلاعات و طراحی سیستم فعال هستند مفید باشد.
https://vrgl.ir/2s1H7
https://vrgl.ir/2s1H7
ویرگول
چالشهای طراحی سیستمهای مبتنی بر خرد جمعی - ویرگول
سهمتو از چند سال پیش با ایده رتبه بندی تحلیلگران بازارهای مالی و تجمیع نظرات آنها برای طراحی سیستمی مبتنی بر خرد جمعی کار خود را شروع کرده…
❤3👍1
عاقلانی گرفتار در جهان ما دیوانگان!
خارج از متن و صرفا برای راهنمایی جهت جلوگیری از سردرگمی خواننده:
این متن در راستای برهم زدن ساختار رایج نوشتار های معمول بر خلاف ابتدا مقدمه، بدنه (پاراگراف های اول و دوم و سوم) و سپس نتیجه، در ابتدا دارای نتیجه، سپس بدنه ( با ساختار بدون ترتیب پاراگراف ها) و در انتها مقدمه می باشد. تلاشی ناشیانه برای شکستن ساختار معمول نوشتاری و شبیه سازی، برای نزدیک شدن به چگونگی شکل گیری یک اندیشه در جهان واقع، خارج از عرف، بدون ترتیب و پاره پاره!
بازده از جایی حاصل می شود که کسی برای آن اشتیاقی ندارد و ثروتی را خلق می کند که از نتیجه برهم زدن وضع موجود توسط افرادی با میل ضد تقلیدی، بدون آموختن آموزشهای رایج کارآفرینی، خلق خواهد شد.
شاید استارتاپ های بزرگ بعدی توسط تکنولوژیست هایی 23 متر پایین تر از سطح کارآفرینی، در حال ساخت است که جوابهایی خارج از چارچوب توافق شده ما، برای مفاهیمی چون مرگ، پوچی، آزادی و تنهایی پیدا کرده اند، مفاهیمی که در جهان انتزاع ما قرار گرفته اند و توافق برآن شده که غیر قابل حل اند اما این خود یک جواب تقلیدی است.
کدام حقیقت مهم است که افراد کمی با شما در آن هم عقیده هستند؟
جواب واقعی به این سوال عواقبی دارد که می تواند حاصل از تفکری درخشان باشد اما بیان آن به قیمت مورد نفرت قرار گرفتن در برابر اکثریت، تمام می شود.
هر شکوفایی تنها یکبار رخ می دهد که عملی منحصر به فرد با نتیجه ای تازه و عجیب و غریب است. محصولی ساخته شده توسط افرادی که شبیه به هیچ چیز قبل خود نیست شاید شباهت هایی داشته باشد اما به واقع آن چیز نیست، عملی که به جای آنکه بیشتر شبیه ساخت باشد شبیه به خلق است و گذاری از وضعیت موجود به وضعیتی جدید است.
بسیاری از کسب و کارهایی که امروزه به عنوان هیولاهایی بزرگ شناخته می شوند، وقتی کار خود را شروع کردند که هیچ کارآفرین دیگری تمایلی برای ساخت آن نداشت. شروع کسب و کار در بازاری اتفاق افتاد که اشتیاقی برای ساخت محصولی در آنجا وجود نداشت اما مشکل هنوز آنجا بود.
بازده معمولا در جایی اتفاق می افتد که کسی برای آن اشتیاقی ندارد. زمانی که سرمایه ای وارد یک کسب و کار می شود به جای آنکه خرج رقابت شود صرف بزرگ تر شدن کیک می شود نتیجه ای را حاصل می کند که قطعا بیشتر از حالت ابتدایی آن است.
وقتی در بیابان گلی کاشته می شود قطعا اولین واکنش ها این است، فردی که آن کار را انجام می دهد دیوانه است. اما اگر آن چیزی که فرد می بیند بیابان نباشد بلکه جنگلی آشفته است که نیاز به ساماندهی دارد چه؟
اگر تمام دیوانگانی که ما می بینیم عاقلانی باشند که به ناچار در جهان ما دیوانگان گرفتار شده باشند چه؟
قبل از ایلان ماسک چه کسی اشتیاقی برای ساخت یک شرکت فضایی داشت که بخواهد انسان را به مریخ ببرد؟
آیا زمانی که airbnb راه افتاد کارآفرین دیگری دوست داشت که فضای باقی مانده خانه ها را تبدیل به مکانی بهینه جهت کسب درآمد مالک آن کند یا صرفا دنبال ساخت آمازون یا فیس بوک بعدی بود؟
وقتی که انویدیا بر روی پردازش سریع قدم می گذاشت آیا دغدغه شرکت صنعتی دیگری در جهان این موضوع بود؟ یا هدفش ایجاد کارخانه دیگری با محصولی مشابه بقیه محصولات موجود در بازار بود؟
از شخصیتی که هیچ مقاله اختصاصی راجع به آموزش کارآفرینی ندارد و مقالاتش شامل نگاه های سیاسی اوست و تنها گفتار مکتوب او راجع به کارآفرینی، کتابی است که مقدمه آن، با تاکید بر بی اهمیت بودن آموزش فرمولی برای کارآفرینی جهت ساخت چیز بزرگ بعدی است، چه می توان یادگرفت؟
نویسنده: محمدمهدی دوستی | startuplab
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
خارج از متن و صرفا برای راهنمایی جهت جلوگیری از سردرگمی خواننده:
این متن در راستای برهم زدن ساختار رایج نوشتار های معمول بر خلاف ابتدا مقدمه، بدنه (پاراگراف های اول و دوم و سوم) و سپس نتیجه، در ابتدا دارای نتیجه، سپس بدنه ( با ساختار بدون ترتیب پاراگراف ها) و در انتها مقدمه می باشد. تلاشی ناشیانه برای شکستن ساختار معمول نوشتاری و شبیه سازی، برای نزدیک شدن به چگونگی شکل گیری یک اندیشه در جهان واقع، خارج از عرف، بدون ترتیب و پاره پاره!
بازده از جایی حاصل می شود که کسی برای آن اشتیاقی ندارد و ثروتی را خلق می کند که از نتیجه برهم زدن وضع موجود توسط افرادی با میل ضد تقلیدی، بدون آموختن آموزشهای رایج کارآفرینی، خلق خواهد شد.
شاید استارتاپ های بزرگ بعدی توسط تکنولوژیست هایی 23 متر پایین تر از سطح کارآفرینی، در حال ساخت است که جوابهایی خارج از چارچوب توافق شده ما، برای مفاهیمی چون مرگ، پوچی، آزادی و تنهایی پیدا کرده اند، مفاهیمی که در جهان انتزاع ما قرار گرفته اند و توافق برآن شده که غیر قابل حل اند اما این خود یک جواب تقلیدی است.
کدام حقیقت مهم است که افراد کمی با شما در آن هم عقیده هستند؟
جواب واقعی به این سوال عواقبی دارد که می تواند حاصل از تفکری درخشان باشد اما بیان آن به قیمت مورد نفرت قرار گرفتن در برابر اکثریت، تمام می شود.
هر شکوفایی تنها یکبار رخ می دهد که عملی منحصر به فرد با نتیجه ای تازه و عجیب و غریب است. محصولی ساخته شده توسط افرادی که شبیه به هیچ چیز قبل خود نیست شاید شباهت هایی داشته باشد اما به واقع آن چیز نیست، عملی که به جای آنکه بیشتر شبیه ساخت باشد شبیه به خلق است و گذاری از وضعیت موجود به وضعیتی جدید است.
بسیاری از کسب و کارهایی که امروزه به عنوان هیولاهایی بزرگ شناخته می شوند، وقتی کار خود را شروع کردند که هیچ کارآفرین دیگری تمایلی برای ساخت آن نداشت. شروع کسب و کار در بازاری اتفاق افتاد که اشتیاقی برای ساخت محصولی در آنجا وجود نداشت اما مشکل هنوز آنجا بود.
بازده معمولا در جایی اتفاق می افتد که کسی برای آن اشتیاقی ندارد. زمانی که سرمایه ای وارد یک کسب و کار می شود به جای آنکه خرج رقابت شود صرف بزرگ تر شدن کیک می شود نتیجه ای را حاصل می کند که قطعا بیشتر از حالت ابتدایی آن است.
وقتی در بیابان گلی کاشته می شود قطعا اولین واکنش ها این است، فردی که آن کار را انجام می دهد دیوانه است. اما اگر آن چیزی که فرد می بیند بیابان نباشد بلکه جنگلی آشفته است که نیاز به ساماندهی دارد چه؟
اگر تمام دیوانگانی که ما می بینیم عاقلانی باشند که به ناچار در جهان ما دیوانگان گرفتار شده باشند چه؟
قبل از ایلان ماسک چه کسی اشتیاقی برای ساخت یک شرکت فضایی داشت که بخواهد انسان را به مریخ ببرد؟
آیا زمانی که airbnb راه افتاد کارآفرین دیگری دوست داشت که فضای باقی مانده خانه ها را تبدیل به مکانی بهینه جهت کسب درآمد مالک آن کند یا صرفا دنبال ساخت آمازون یا فیس بوک بعدی بود؟
وقتی که انویدیا بر روی پردازش سریع قدم می گذاشت آیا دغدغه شرکت صنعتی دیگری در جهان این موضوع بود؟ یا هدفش ایجاد کارخانه دیگری با محصولی مشابه بقیه محصولات موجود در بازار بود؟
از شخصیتی که هیچ مقاله اختصاصی راجع به آموزش کارآفرینی ندارد و مقالاتش شامل نگاه های سیاسی اوست و تنها گفتار مکتوب او راجع به کارآفرینی، کتابی است که مقدمه آن، با تاکید بر بی اهمیت بودن آموزش فرمولی برای کارآفرینی جهت ساخت چیز بزرگ بعدی است، چه می توان یادگرفت؟
نویسنده: محمدمهدی دوستی | startuplab
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
Startuplab | استارتاپ لب
کانالی برای علاقهمندان به کارآفرینی و طراحان سازنده آیندهنگر
ارتباط: @mohammadmahdidoosti
ارتباط: @mohammadmahdidoosti
❤3👍2
Forwarded from هوشیو | رسانه تخصصی هوش مصنوعی
🔹وبینار رایگان آینده ترید در بازارهای مالی با توسعه هوش مصنوعی
🔰 توسعه شدید هوش مصنوعی افق های جدیدی را پیش روی معامله گران و سرمایهگذاران گشوده است. پیشبینی دقیقتر بازار، پیشنهاد استراتژی شخصی سازی شده، تحلیل بر خط احساسات و حل مشکلات رگولاتوری با افزایش شفافیت بازار از جمله موضوعاتی است که در آینده بهبودهای زیادی را تجربه خواهد کرد.
🔰در وبینار «آینده ترید در بازارهای مالی با توسعه هوش مصنوعی» با دکتر احمد خلیلی، دکترای مدیریت IT از دانشگاه تهران و همبنیانگذار سهمتو ، همراه خواهیم بود تا مروری بر روندهای هوش مصنوعی داشته باشیم و علاوه بر آن به سوالاتی درمورد آینده کلی بازار با توسعه هوش مصنوعی پاسخ دهیم.
منتظر حضور گرم شما در این وبینار هستیم.
لینک ثبت نام: https://hooshio.com/webinar
🆔@hooshio
#وبینار #هوش_مصنوعی
🔰 توسعه شدید هوش مصنوعی افق های جدیدی را پیش روی معامله گران و سرمایهگذاران گشوده است. پیشبینی دقیقتر بازار، پیشنهاد استراتژی شخصی سازی شده، تحلیل بر خط احساسات و حل مشکلات رگولاتوری با افزایش شفافیت بازار از جمله موضوعاتی است که در آینده بهبودهای زیادی را تجربه خواهد کرد.
🔰در وبینار «آینده ترید در بازارهای مالی با توسعه هوش مصنوعی» با دکتر احمد خلیلی، دکترای مدیریت IT از دانشگاه تهران و همبنیانگذار سهمتو ، همراه خواهیم بود تا مروری بر روندهای هوش مصنوعی داشته باشیم و علاوه بر آن به سوالاتی درمورد آینده کلی بازار با توسعه هوش مصنوعی پاسخ دهیم.
منتظر حضور گرم شما در این وبینار هستیم.
لینک ثبت نام: https://hooshio.com/webinar
🆔@hooshio
#وبینار #هوش_مصنوعی
👏7
داشتن ذهنیت موسس توسط تمامی کارکنانی که در استارتاپ فعال هستند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همیشه روی این موضوع تاکید میشود که تمامی افرادی که در استارتاپتان فعال هستند را مثل یک موسس (فاندر) ببینید. این کار باعث میشود بتوانید DNA موفقیت خودتان را تکثیر کنید و ساختاری مقیاسپذیر بسازید.
کتاب ذهنیت موسس سه ویژگی بارز برای این افراد ذکر کرده است که عبارتند از:
- شورشی بودن : کسب و کار را مثل جنگ علیه صنعت یا تفکر رایج ببینید و به دنبال حمایت از مشتریانی که تا کنون خدمات شایسته ای دریافت نکردهاند باشید
- ذهنیت مالکانه: کارکنان در هر سطحی خود تصمیم میگیرند و اهداف خود دنبال میکنند. کارکنان به قدری به شرکت متعهدند که مثل مالکان واقعی شرکت احساس و عمل میکنند.
- وسواس به خط مقدم: فکر و ذکر افراد سازمان توجه به جزییات تجربه مشتری و نحوه انجام دادن فعالیتها در سازمان باشد. وسواس در مورد کارمندان خط مقدم، توجه به تک تک مشتریان و به جزییات کسب و کار ذهنیت غالبتان باشد.
منبع: کتاب ذهنیت موسس
پینوشت: به مولفههایی که سازنده هر یک از ابعاد این ذهینت توجه کنید.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
کتاب ذهنیت موسس سه ویژگی بارز برای این افراد ذکر کرده است که عبارتند از:
- شورشی بودن : کسب و کار را مثل جنگ علیه صنعت یا تفکر رایج ببینید و به دنبال حمایت از مشتریانی که تا کنون خدمات شایسته ای دریافت نکردهاند باشید
- ذهنیت مالکانه: کارکنان در هر سطحی خود تصمیم میگیرند و اهداف خود دنبال میکنند. کارکنان به قدری به شرکت متعهدند که مثل مالکان واقعی شرکت احساس و عمل میکنند.
- وسواس به خط مقدم: فکر و ذکر افراد سازمان توجه به جزییات تجربه مشتری و نحوه انجام دادن فعالیتها در سازمان باشد. وسواس در مورد کارمندان خط مقدم، توجه به تک تک مشتریان و به جزییات کسب و کار ذهنیت غالبتان باشد.
منبع: کتاب ذهنیت موسس
پینوشت: به مولفههایی که سازنده هر یک از ابعاد این ذهینت توجه کنید.
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
❤4👍4
Forwarded from VPN CLUB
سرگرم تلگرام بودیم، آمریکا یک رای خیلی مهم و پرنکته در مورد پلتفرمها صادر کرد و در پرونده Blackout Challenge که منجر به مرگ 20 کودک شده بود تیکتاک و مسئول دونست. اولین باره در آمریکا از section 230 قانون CDA همچین تفسیری میشه (عکس). قانون و ببینید و حدس بزنید قاضی چه کرده:)
قاضی پرونده تیکتاک انقدر زیبا و تکنیکی مهمترین سپر قانونی پلتفرمها تو آمریکا رو با استفاده از استدلال خودشون تو پروندههای قبلی بی اثر کرده حیفه واقعا نخونید:)
پیشنهاد میکنم حالا که بحث پلتفرمها داغه این مطلب خلاصه رو بخونید چون روی همه پلتفرمها اثر خواهد گذاشت.
⬇️⬇️
قاضی پرونده تیکتاک انقدر زیبا و تکنیکی مهمترین سپر قانونی پلتفرمها تو آمریکا رو با استفاده از استدلال خودشون تو پروندههای قبلی بی اثر کرده حیفه واقعا نخونید:)
پیشنهاد میکنم حالا که بحث پلتفرمها داغه این مطلب خلاصه رو بخونید چون روی همه پلتفرمها اثر خواهد گذاشت.
⬇️⬇️
👍1
Forwarded from VPN CLUB
اینجا قاضی مرجع بالاتر برای اولین بار یک خوانش جدید ارائه میده و میگه این ماده فقط برای مواردیه که از پلتفرم برای محتوا یا فعالیت یک نفر دیگه(Third-party) شکایت شده نه وقتی واسه فعالیت خودش شکایت شده(First-party).
خب ویدیو که مال یکی دیگه بوده، قاضی چی میگه پس؟!
👇
خب ویدیو که مال یکی دیگه بوده، قاضی چی میگه پس؟!
👇
Forwarded from VPN CLUB
ㅤ
قاضی استدلال پلتفرمها تو کیسهای قبلی و علیه خودشون استفاده میکنه. تو یکی از کیسها پلتفرمها در مخالفت تنظیمگری گفته بودن همین الگوریتم نمایش مطالبی که ما استفاده میکنیم و میگیم چی و کی ببینه یک expressive product حساب میشه و زیر اصل Free speech قرار میگیره و گیر ندید به ما.
قاضی میگه مگه نگفتید این الگوریتم ما خودش expressive product حساب میشه و رای هم گرفتید. الان شما یک پلتفرم Passive نیستید که هر کسی بیاد هر چی خواست بذاره بره. recommender system شما تصمیم میگیره چی و به کی نشون میده که کاربر حال کنه، پس موضوع اصلا شخص ثالث نیست.
و رای زیبا
👇
قاضی میگه این ماده از پلتفرم در مقابل وجود اون ویدیو تو تیکتاک محافظت میکنه، اما مسئولیت تیک تاک در مورد درست مدیریت نکردن محتوا و targeted recommender system از بین نمیره چون یک فعل First-person محسوب میشه و از شمول اون ماده که مربوط به محتوا Third-person میشه خارجه.
تمام
منبع
قاضی استدلال پلتفرمها تو کیسهای قبلی و علیه خودشون استفاده میکنه. تو یکی از کیسها پلتفرمها در مخالفت تنظیمگری گفته بودن همین الگوریتم نمایش مطالبی که ما استفاده میکنیم و میگیم چی و کی ببینه یک expressive product حساب میشه و زیر اصل Free speech قرار میگیره و گیر ندید به ما.
قاضی میگه مگه نگفتید این الگوریتم ما خودش expressive product حساب میشه و رای هم گرفتید. الان شما یک پلتفرم Passive نیستید که هر کسی بیاد هر چی خواست بذاره بره. recommender system شما تصمیم میگیره چی و به کی نشون میده که کاربر حال کنه، پس موضوع اصلا شخص ثالث نیست.
و رای زیبا
👇
قاضی میگه این ماده از پلتفرم در مقابل وجود اون ویدیو تو تیکتاک محافظت میکنه، اما مسئولیت تیک تاک در مورد درست مدیریت نکردن محتوا و targeted recommender system از بین نمیره چون یک فعل First-person محسوب میشه و از شمول اون ماده که مربوط به محتوا Third-person میشه خارجه.
تمام
منبع
پستهای بالا برای دوستانی که کمی حرفه ای موضوعات مربوط به پلتفرمهای رو دنبال میکنند میتونه خیلی جذاب باشه. از این جهت بدون تغییر کاملش رو گذاشتم
🔥4👍2
اگر مدیرعامل لگو (LEGO) بودی چه کار میکردی؟
به احتمال زیاد نام لگو را به عنوان پرچم دار اسبابازیهای موسوم به خانه سازی بسیار شنیده اید. لگو را در دهه ۱۹۳۰ اوله کرک کریستنسن تاسیس کرد. او کسی بود که خودش را وقف ساختن مدل کسب و کاری تکرارپذیر بر اساس سیستم به هم چسباندن قطعات پلاستیکی کرد. کریستنسن و جانشینان وی پس از مرگ او توانستند در طی شصت سال درآمد شرکت را به ۱.۳ میلیارد دلار برسانند.
همانطور که حدس میزنید لگو برای توسعه کسب و کار خود نیازمند ایجاد بلاکهایی جدید برای مشتریان است. مشتریان با خرید پکیجهای جدید و متنوع و اتصال بلاکها به یکدیگر میتوانند بازیهای جذابتری بسازند و به این ترتیب مطلوبیت لگو همواره برای مشتریان افزایش خواهد یافت (به این اتفاق اثر شبکه ای یا چرخه بازخورد مثبت گفته میشود که موتور رشد بسیاری از کسب و کارها است).
شرکت لگو در همین راستا از سال ۱۹۹۷ تا سال ۲۰۰۴ تنوع قطعات خود را از ۶ هزار قطعه به ۱۴ هزار قطعه رساند و رنگهای مورد استفاده را نیز از ۶ رنگ به بیش از پنجاه رنگ ارتقا داد.
اما اتفاقی که در واقعیت افتاد این بود که این اقدامات نه تنها وضعیت شرکت را بهبود نداد که باعث شد حاشیه سود شرکت در سال ۲۰۰۳ به منفی ۲۱ درصد برسد شرکت وارد یک دوره ۱۰ ساله ضرردهی شود.
بنابراین زمانی که کنوستارپ در سال ۲۰۰۴ به مدیرعاملی لگو منصوب شد بررسی دقیقی را انجام داد و یکی از یافته های جذاب تیم رهبری مرتبط با استفاده از قطعات لگو بود. تیم رهبری مشخص کرد که ۹۰ درصد قطعات تولید شده فقط یکبار استفاده می شدند بنابراین تیم رهبری جدید شرکت ۵۰ درصد قطعات را حذف کرد و از آن به بعد هم قوانینی را در خصوص زمان مناسب برای افزایش تعداد قطعات یا عرضه محصولات جدید وضع کردند. مشخص گردید که هزینه هر قطعه منحصر به فرد به شدت بالا است، آن هم به دلیل اینکه هر یک از آنها به قالب جداگانه و تغییر تنظیمات ماشین احتیاج دارن. و پیچیدگی زمانبندی تولید و موجودی کالا را نیز افزایش میدهند. امروزه ۷۰ درصد از قطعات مورد استفاده از محصولات لگو ترکیبی از قطعات ثابت اولیه هستند.
درسهای مهم:
۱. بسیاری از اوقات ایده های خامی مثل استفاده از اثر شبکه ای برای رشد نمایی در شرکتها مطرح میشود که در نگاه اولیه جذاب هستند ولی ممکن است همین ایده ها پیچیدگیهایی را به سیستم اضافه کنند که امکان رشد را از سیستم سلب نمایند.
۲. ساده سازی و بازگشت به ماموریت شورشی و اولیه شرکت یکی از تصمیمات سخت و در بسیاری از اوقات کلیدی برای شرکتها است. بسیاری از اوقات ما به دنبال افزودن یک قابلیت برای عبور از بحران هستیم در صورتی که راهکار اصلی در حذف زواید و بازگشت و ماموریت اصلی است.
منبع: کتاب ذهنیت موسس، انتشارات آریانا
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
به احتمال زیاد نام لگو را به عنوان پرچم دار اسبابازیهای موسوم به خانه سازی بسیار شنیده اید. لگو را در دهه ۱۹۳۰ اوله کرک کریستنسن تاسیس کرد. او کسی بود که خودش را وقف ساختن مدل کسب و کاری تکرارپذیر بر اساس سیستم به هم چسباندن قطعات پلاستیکی کرد. کریستنسن و جانشینان وی پس از مرگ او توانستند در طی شصت سال درآمد شرکت را به ۱.۳ میلیارد دلار برسانند.
همانطور که حدس میزنید لگو برای توسعه کسب و کار خود نیازمند ایجاد بلاکهایی جدید برای مشتریان است. مشتریان با خرید پکیجهای جدید و متنوع و اتصال بلاکها به یکدیگر میتوانند بازیهای جذابتری بسازند و به این ترتیب مطلوبیت لگو همواره برای مشتریان افزایش خواهد یافت (به این اتفاق اثر شبکه ای یا چرخه بازخورد مثبت گفته میشود که موتور رشد بسیاری از کسب و کارها است).
شرکت لگو در همین راستا از سال ۱۹۹۷ تا سال ۲۰۰۴ تنوع قطعات خود را از ۶ هزار قطعه به ۱۴ هزار قطعه رساند و رنگهای مورد استفاده را نیز از ۶ رنگ به بیش از پنجاه رنگ ارتقا داد.
اما اتفاقی که در واقعیت افتاد این بود که این اقدامات نه تنها وضعیت شرکت را بهبود نداد که باعث شد حاشیه سود شرکت در سال ۲۰۰۳ به منفی ۲۱ درصد برسد شرکت وارد یک دوره ۱۰ ساله ضرردهی شود.
بنابراین زمانی که کنوستارپ در سال ۲۰۰۴ به مدیرعاملی لگو منصوب شد بررسی دقیقی را انجام داد و یکی از یافته های جذاب تیم رهبری مرتبط با استفاده از قطعات لگو بود. تیم رهبری مشخص کرد که ۹۰ درصد قطعات تولید شده فقط یکبار استفاده می شدند بنابراین تیم رهبری جدید شرکت ۵۰ درصد قطعات را حذف کرد و از آن به بعد هم قوانینی را در خصوص زمان مناسب برای افزایش تعداد قطعات یا عرضه محصولات جدید وضع کردند. مشخص گردید که هزینه هر قطعه منحصر به فرد به شدت بالا است، آن هم به دلیل اینکه هر یک از آنها به قالب جداگانه و تغییر تنظیمات ماشین احتیاج دارن. و پیچیدگی زمانبندی تولید و موجودی کالا را نیز افزایش میدهند. امروزه ۷۰ درصد از قطعات مورد استفاده از محصولات لگو ترکیبی از قطعات ثابت اولیه هستند.
درسهای مهم:
۱. بسیاری از اوقات ایده های خامی مثل استفاده از اثر شبکه ای برای رشد نمایی در شرکتها مطرح میشود که در نگاه اولیه جذاب هستند ولی ممکن است همین ایده ها پیچیدگیهایی را به سیستم اضافه کنند که امکان رشد را از سیستم سلب نمایند.
۲. ساده سازی و بازگشت به ماموریت شورشی و اولیه شرکت یکی از تصمیمات سخت و در بسیاری از اوقات کلیدی برای شرکتها است. بسیاری از اوقات ما به دنبال افزودن یک قابلیت برای عبور از بحران هستیم در صورتی که راهکار اصلی در حذف زواید و بازگشت و ماموریت اصلی است.
منبع: کتاب ذهنیت موسس، انتشارات آریانا
https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
Telegram
تورق
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
ارتباط با من:
@ahmadkhalily
👍17👎1