بـازمــانده – Telegram
بـازمــانده
10.1K subscribers
53 photos
5 videos
1 file
5 links
Download Telegram
گفت: "نمی‌خوام چشم‌هام رو باز کنم."
و چشم‌هاش بسته نبود.
من حتی دلتنگِ خودمون می‌شم توی داستان‌های دیگه. همونایی که ازش در سکوت حرف می‌زنیم. همونایی که برای ما هرچیزی هستن جز داستان. من دلتنگِ خودمون می‌شم با اسم‌های متفاوت، آسمونِ شیشه‌ای‌تر، سرنوشتِ قابل تغییر و کدهای زندگیِ از قبل تعیین‌ شده‌ای که مدام شکسته می‌شه. از همونا که می‌گم نظم می‌خوام توی پلاتش دیده بشه ولی مدام بداهه نوشته می‌شه. منم دلم برای رد خودمون تنگ می‌شه. برای تمام احساساتی که جایی غیر از بدن خودمون، توی جسمی دیگه احساس و زندگیش کردیم. همراهش رشد کردیم و شبیه به یک ویروونه شدیم. منم دلتنگ خودمون می‌شم توی داستان‌هایی که فقط متعلق به خودمونه و کسی شبیهش رو نمی‌تونه خلق کنه. همون که به پایان هم برسه، تموم نمی‌شه.
منم دلم برای روح احساسات و افکارمون توی شخصیت‌های دیگه تنگ می‌شه. دلم برای طوری که آزادانه‌تر لمست می‌کنم هم تنگ‌ شده. من حتی دلم برای جنونی که از جنس ماست هم تنگ شده.
منم دلم برای خودمون تنگ می‌شه.
نمی‌تونست تشخیص بده آبیه یا سیاه.
نمی‌تونست تشخیص بده غمِ پذیرشه یا نفرتِ انکار.
«بهم لبخندت رو نشون بده؛ ازش یه تراژدی بزرگ می‌‌نویسم و آدما رو مجبور می‌کنم فراموش کنن طعم واقعی لبخند، چطوری بوده.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من‌روازکجای‌رفتنت‌ترسوندی؟
توهیچ‌وقت‌نبودی‌.
«کسی که نیاز داری تو رو بفهمه، نمی‌فهمه؛ اما کسی که غریبه‌ست و انتظار نداری درکت کنه، طوری تو رو درک می‌کنه که احساس می‌کنی سال‌هاست روح و احساساتت رو همراهت زندگی کرده پس یه شانس به همون غریبه می‌دی تا بهتر از آدمی که نیاز داشتی درکت کنه و نشد؛ درک کنه، ولی به‌مرور و با گذشتن زمان، همون غریبه تبدیل می‌شه به آشنایی که دیگه درکت نمی‌کنه و این روند اونقدر ادامه داره که تو خسته‌ای از نیازِ "درک شدن" و نرسیدن بهش، چون اولین کسی که باید ' تو' رو درک می‌کرد، 'خودت' بودی و متوجهش نشدی.»
«تو کلماتت مثل تیغ بُرنده‌ست و من؛ سکوتم.»
Suddenly asked:
“You mind if I smoke?”
«شبیهشون‌نیستی‌؛ برای‌همین‌دردت‌می‌گیره.»
- آدم خوبی به‌نظر می‌رسه.
+ چرا؟ آدمای خوب نمی‌تونن کارای بد کنن؟
و در آخر، تو تنهاتر از چیزی هستی که بتونی باور کنی.
می‌دونم تموم می‌شه اما فراموشش نمی‌کنم.
فقط برای به‌دست‌آوردن تلاش می‌کنیم،
نه نگه داشتن.
«ناراحت نیستم فقط دیگه نمی‌تونم بهت مثل قبل نگاه کنم.»
بدون گریه نمی‌خوابی، می‌دونم.
- احساساتم دیگه تشنه‌‌‌ت نیستن.
«تمامشون رو فراموش می‌کنم تا دوباره شانسش رو داشته باشی.»