بـازمــانده – Telegram
بـازمــانده
10.1K subscribers
53 photos
5 videos
1 file
5 links
Download Telegram
بهم بگو شجریان چون یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن.
بهم بگو شجریان چون ای آفتاب آهسته نه پا در حریم یار من، ترسم صدای پای تو خواب است و بیدارش کند.
بهم بگو چاووشی چون گفته بودم بی تو می‌میرم ولی این‌بار نه.
بهم بگو چاووشی چون بخت خوش خیال من، خوابِ خوابِ خواب بود.
بهم بگو ویگن چون مرا ببوس.
«تو هربار چایی می‌ریزی سرد می‌شه بعد می‌خوای رابطه‌ت رو گرم نگه‌ داری؟»
دو روی سکه‌ی عجیبیه وقتی حین گریه کردن، میکاپت رو کامل می‌کنی. یه اشک اضافی روی لبه‌ی سکه مجبورت می‌کنه انتخاب کنی بعد اون گریه قوی ظاهر شی یا فقط غمت رو بغل بگیری تا دوباره اون سکه بچرخه.
وسط خندیدن یادت می‌افتم و چشم‌هام پُر می‌شه. چی کار می‌شه کرد؟ حتی فرار هم درستش نمی‌کنه.
بریم چایی بخوریم جای مردن.
به‌ هر حال کاریش نمی‌شه کرد.
«احساساتی که برهنه نباشه، بدن صاحبش رو برهنه می‌کنه.»
دیگه از یه رهگذر که نباید انتظار داشته باشی خونه‌ت باشه، نه؟
مشکل قلبمه وگرنه مغزم که فاتحه‌ش رو خیلی‌وقته خونده.
تو عمیق‌ترین زخم برای ریشه‌ی حـزن منی.
«از کجا شروع کنم؟ دلتنگی را به چه طریق می‌توان جمع کرد؟ من این راه را بلد نیستم.»
- نیما یوشیج
کلمات دیگه کیفیت ندارن، نمی‌تونن میزان سوگی که از مسائل حمل می‌کنی رو روایت کنن.
من که انجامش نمی‌دم اما بهش خیلی فکر می‌کنم.
- عشق یا غم؟
+ یه غمِ عشق‌انگیز.
«هربار زیر کلماتِ بُرنده‌ات خونریزی می‌کنم.»
کسی به زبون زندگی‌ من حرف نمی‌زنه،
من هم ترجمه بلد نیستم.