بـازمــانده – Telegram
بـازمــانده
10.1K subscribers
53 photos
5 videos
1 file
5 links
Download Telegram
«احساساتی که برهنه نباشه، بدن صاحبش رو برهنه می‌کنه.»
دیگه از یه رهگذر که نباید انتظار داشته باشی خونه‌ت باشه، نه؟
مشکل قلبمه وگرنه مغزم که فاتحه‌ش رو خیلی‌وقته خونده.
تو عمیق‌ترین زخم برای ریشه‌ی حـزن منی.
«از کجا شروع کنم؟ دلتنگی را به چه طریق می‌توان جمع کرد؟ من این راه را بلد نیستم.»
- نیما یوشیج
کلمات دیگه کیفیت ندارن، نمی‌تونن میزان سوگی که از مسائل حمل می‌کنی رو روایت کنن.
من که انجامش نمی‌دم اما بهش خیلی فکر می‌کنم.
- عشق یا غم؟
+ یه غمِ عشق‌انگیز.
«هربار زیر کلماتِ بُرنده‌ات خونریزی می‌کنم.»
کسی به زبون زندگی‌ من حرف نمی‌زنه،
من هم ترجمه بلد نیستم.
هیچ‌وقت درک درستی از بدون تو ادامه دادنم پیدا نمی‌کنم.
"جسم سنگین و رها شده‌ی مرا
بعد از مرگ جای خاک، زیر برف دفن کنید.
آنقدر نزدیک به سرما که باری دیگر
احساس کنم به خانه برگشته‌ام."
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- نگرانتم.
+ ولی من تو رو دارم.
- حالا بیشتر نگرانتم.
کلمات هست اما دیگه غم بهش تن نمی‌فروشه.
-تو به سوگ بیشتر از عشق احترام می‌ذاری، کیم.
- به تو احترام می‌ذارم. تو عزیزترینشونی.
- 𝐕𝐞𝐍𝐨𝐦
سرنوشت من هم تنیده شده در هبوط؛ مثل تو، برف.
«فقط با من نمی‌شد؟»
از من کم شده‌ای.
من‌ قد تمام‌ این‌ سرو‌ها‌ برایت‌ صبورم‌ اما؛ بی‌فایده.
چقدر دیگه باید ادامه بدم و وانمود کنم که دردی رو حس نمیکنم؟