"جسم سنگین و رها شدهی مرا
بعد از مرگ جای خاک، زیر برف دفن کنید.
آنقدر نزدیک به سرما که باری دیگر
احساس کنم به خانه برگشتهام."
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«خط شکستگی بالای لبم تیر میکشه و برای بوسیدهشدن التماس لبهات رو میکنه اما اتفاق نمیٱفته. چون نه تو هستی و نه اون خطِ شکستگی.»