Forwarded from DAAD Teheran
Do you want to apply for the DAAD Scholarship programs? Do you need more information about the application process?
So you’re cordially invited to a webinar " Online-Seminar that is transmitted over the Web using video conferencing software".
We will conduct a webinar information session to give more detailed information about the scholarship opportunities and the online application process.
We will also try to give an answer to the specific questions you might have. We are sure that most of your questions will be answered during this session.
Please register for Information Webinar: DAAD scholarship programs and the online application process on Jul 27, 2017 1:00 PM IRDT at:
https://attendee.gotowebinar.com/register/4747587139406010627
After registering, you will receive a confirmation email containing information about joining the webinar.
Feel free to invite friends and we look forward to seeing you on the call!
Your DAAD Office in Tehran
So you’re cordially invited to a webinar " Online-Seminar that is transmitted over the Web using video conferencing software".
We will conduct a webinar information session to give more detailed information about the scholarship opportunities and the online application process.
We will also try to give an answer to the specific questions you might have. We are sure that most of your questions will be answered during this session.
Please register for Information Webinar: DAAD scholarship programs and the online application process on Jul 27, 2017 1:00 PM IRDT at:
https://attendee.gotowebinar.com/register/4747587139406010627
After registering, you will receive a confirmation email containing information about joining the webinar.
Feel free to invite friends and we look forward to seeing you on the call!
Your DAAD Office in Tehran
Forwarded from Deleted Account
.
جوانههای بلوغ در شمالِ جنوب
محسن رنانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خبر را که خواندم دیگر خوابم نبرد. شاید خیلیها اصلا این خبر را ندیده باشند و آنانی که دیده اند نیز احتمالا به عنوان یک خبر بیاهمیت از کنار آن گذشته باشند، اما برای من خبر نشاط آوری بود که خواب را از سرم پراند. برای من نشانهای بود از رسیدن جامعه ما به یک نقطه عطف تاریخی. نقطهای که در آن دیگر حکومت نمیتواند با نشان دادن شکلاتهای اقتصادی، جامعه را به کرنش وا دارد. جامعه دارد میفهمد که پولهای دولتی و حکومتی ناپاک است و این پولها هر جا برود باید منتظر آفتها و آسیبهای بزرگ اجتماعی، فرهنگی و یا زیستمحیطی آن باشیم. بنابراین دیگر نمیشود با پخش کردن پول جامعه را فریب داد. این درک و بلوغ را البته جامعه در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز نشان داد و گفت که دیگر با شکلات یارانه، فریب سیاسی نخواهد خورد.
اما خبر چه بود؟ در ۴ مرداد خبرگزاریها نوشتند که «مردم مانع کلنگ زنی پتروشیمی دشتستان توسط وزیر صنعت شدند». خلاصه داستان این که وقتی مقامات استان بوشهر با برنامه ریزی قبلی و با سلام و صلوات وزیر صنعت را برای کلنگ زنی به محل احداث پروژه پتروشیمی دشتستان میبرند با حدود دو هزار نفر از مردم منطقه مواجه میشوند. اما آنان نیامده بودند تا در اطراف مقامات هلهله کنند و با فریبِ کلنگ زنی یک پروژه عظیم اقتصادی به خلسه بروند و نقل و نبات پخش کنند و گاو و گوسفند به زمین بزنند که خدا را شکر بالاخره منطقه ما هم به داشتن کارخانه پتروشیمی مفتخر شد؛ بلکه آنان آمده بودند تا خیلی مدنی و محترمانه با نمایش نوشتههایی مخالفت خود را با احداث این پروژه در آن مکان اعلام کنند و علت آن را هم نداشتن مجوزهای زیست محیطی، نامعلوم بودن محل تامین آب پروژه و نیز نامشخص بودن محل دفع پساب صنعتی آن ذکر کردهاند. وزیر باشعور دولت هم بدون آن که مردم را به فریبخوردگی و عامل استکبار بودن متهم کند تنها گفته است «در عمر کاریش برای اولین بار شاهد چنین رفتار اعتراضآمیز برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه بزرگ صنعتی است» و بدون کلنگزنی، منطقه را ترک کرده است. آری ما داریم کمکم یاد میگیریم که اگر با هم باشیم بدون پاره کردن حنجرههایمان می توانیم کارهای بزرگی بکنیم. ما داریم یاد میگیریم که دیگر کمتر فریب بخوریم. ما داریم باور می کنیم که به پایان «قیمومیت دولت و حکومت در همه حوزهها» رسیدهایم. ما داریم طعم «حاکمیت مجازی» را میچشیم.
اکنون اجازه میخواهم برای منطقه دشتستان بوشهر لقب پر افتخار «شمالِ جنوب» را برگزینم؛ نه به این خاطر که در شمال بوشهر واقع است یا آبوهوایش شمالی است، بلکه به این خاطر که مردمی در منطقهای کمتر برخوردار و انباشته از بیکاری جوانان، با رفتاری از جنس «توسعه یافتگی» از منافع بلندمدت خود و نسلهای آینده حفاظت کردهاند. در ادبیات سیاسی توسعه، مناطق و کشورهای توسعه یافته را «شمال» و مناطق و کشورهای توسعه نیافته را «جنوب» مینامند. مردم دشتستان در دلِ جنوب، رفتاری «شمالی» از خود بروز داده اند و با این رفتار، موفق به اثرگذاری بر تصمیم مقامات نیز شدهاند و این نشانه امیدوار کنندهای است.
از قضا اصطلاح «شمالِ جنوب» را نخستین بار شاه برای منطقهای در جنوب استان بوشهر به کار برده است؛ جایی در حد فاصل عسلویه تا پارسیان. نقل است که شاه در یکی از سفرهایش که با بالگرد از این منطقه عبور میکرده است از سرسبزی و نشاط بهاری این منطقه در شگفت میشود و نام «شمالِ جنوب» را به این منطقه می دهد.
خاطرم هست که در نشستی که چند سال پیش با فعالان اقتصادی و مدنی در شهر پارسیان داشتم در پاسخ به نگرانی آنان از احداث یک منطقه عظیم صنعتی برای تمرکز صنایع انرژیبَر در حد فاصل عسلویه و پارسیان و این که میگفتند به زودی یک عسلویه دومی در این منطقه شکل خواهد گرفت که محیط زیست منطقه را نابود خواهد کرد گفتم: هیچ راهکاری ندارید جز انسجام مدنی و گسترش شبکههای اجتماعی برای تحمیل ضوابط قانونیِ زیست محیطی به این صنایع؛ ضوابطی که طبق قانون باید رعایت کنند و به خاطر بیکفایتی دستگاههای مسئول، عملا رعایت نمیکنند که اگر بخواهند رعایت کنند بسیاری از آن پروژهها غیراقتصادی خواهند بود و اصولا احداث نخواهند شد.
کوتاه سخن: جوانههای بلوغ در کشور ما در حال سرزدن است و این حرکت که در دشتستان انجام شد به عنوان یک حرکت نمادین و نقطه عطفی در کنشگری مدنی در کشور ما ثبت خواهد شد. جامعه ما دارد ققنوسوار از میان آتش درگیریهای سیاسی و جناحی، و از دل خاکستر برجای مانده ازعدم کفایت نظام تدبیر، خود را باز مییابد و پَر میگشاید. به گمانم وقت آن است که ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد.
محسن رنانی / ۶ مرداد ۱۳۹۶
—----------------------------------
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
جوانههای بلوغ در شمالِ جنوب
محسن رنانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خبر را که خواندم دیگر خوابم نبرد. شاید خیلیها اصلا این خبر را ندیده باشند و آنانی که دیده اند نیز احتمالا به عنوان یک خبر بیاهمیت از کنار آن گذشته باشند، اما برای من خبر نشاط آوری بود که خواب را از سرم پراند. برای من نشانهای بود از رسیدن جامعه ما به یک نقطه عطف تاریخی. نقطهای که در آن دیگر حکومت نمیتواند با نشان دادن شکلاتهای اقتصادی، جامعه را به کرنش وا دارد. جامعه دارد میفهمد که پولهای دولتی و حکومتی ناپاک است و این پولها هر جا برود باید منتظر آفتها و آسیبهای بزرگ اجتماعی، فرهنگی و یا زیستمحیطی آن باشیم. بنابراین دیگر نمیشود با پخش کردن پول جامعه را فریب داد. این درک و بلوغ را البته جامعه در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز نشان داد و گفت که دیگر با شکلات یارانه، فریب سیاسی نخواهد خورد.
اما خبر چه بود؟ در ۴ مرداد خبرگزاریها نوشتند که «مردم مانع کلنگ زنی پتروشیمی دشتستان توسط وزیر صنعت شدند». خلاصه داستان این که وقتی مقامات استان بوشهر با برنامه ریزی قبلی و با سلام و صلوات وزیر صنعت را برای کلنگ زنی به محل احداث پروژه پتروشیمی دشتستان میبرند با حدود دو هزار نفر از مردم منطقه مواجه میشوند. اما آنان نیامده بودند تا در اطراف مقامات هلهله کنند و با فریبِ کلنگ زنی یک پروژه عظیم اقتصادی به خلسه بروند و نقل و نبات پخش کنند و گاو و گوسفند به زمین بزنند که خدا را شکر بالاخره منطقه ما هم به داشتن کارخانه پتروشیمی مفتخر شد؛ بلکه آنان آمده بودند تا خیلی مدنی و محترمانه با نمایش نوشتههایی مخالفت خود را با احداث این پروژه در آن مکان اعلام کنند و علت آن را هم نداشتن مجوزهای زیست محیطی، نامعلوم بودن محل تامین آب پروژه و نیز نامشخص بودن محل دفع پساب صنعتی آن ذکر کردهاند. وزیر باشعور دولت هم بدون آن که مردم را به فریبخوردگی و عامل استکبار بودن متهم کند تنها گفته است «در عمر کاریش برای اولین بار شاهد چنین رفتار اعتراضآمیز برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه بزرگ صنعتی است» و بدون کلنگزنی، منطقه را ترک کرده است. آری ما داریم کمکم یاد میگیریم که اگر با هم باشیم بدون پاره کردن حنجرههایمان می توانیم کارهای بزرگی بکنیم. ما داریم یاد میگیریم که دیگر کمتر فریب بخوریم. ما داریم باور می کنیم که به پایان «قیمومیت دولت و حکومت در همه حوزهها» رسیدهایم. ما داریم طعم «حاکمیت مجازی» را میچشیم.
اکنون اجازه میخواهم برای منطقه دشتستان بوشهر لقب پر افتخار «شمالِ جنوب» را برگزینم؛ نه به این خاطر که در شمال بوشهر واقع است یا آبوهوایش شمالی است، بلکه به این خاطر که مردمی در منطقهای کمتر برخوردار و انباشته از بیکاری جوانان، با رفتاری از جنس «توسعه یافتگی» از منافع بلندمدت خود و نسلهای آینده حفاظت کردهاند. در ادبیات سیاسی توسعه، مناطق و کشورهای توسعه یافته را «شمال» و مناطق و کشورهای توسعه نیافته را «جنوب» مینامند. مردم دشتستان در دلِ جنوب، رفتاری «شمالی» از خود بروز داده اند و با این رفتار، موفق به اثرگذاری بر تصمیم مقامات نیز شدهاند و این نشانه امیدوار کنندهای است.
از قضا اصطلاح «شمالِ جنوب» را نخستین بار شاه برای منطقهای در جنوب استان بوشهر به کار برده است؛ جایی در حد فاصل عسلویه تا پارسیان. نقل است که شاه در یکی از سفرهایش که با بالگرد از این منطقه عبور میکرده است از سرسبزی و نشاط بهاری این منطقه در شگفت میشود و نام «شمالِ جنوب» را به این منطقه می دهد.
خاطرم هست که در نشستی که چند سال پیش با فعالان اقتصادی و مدنی در شهر پارسیان داشتم در پاسخ به نگرانی آنان از احداث یک منطقه عظیم صنعتی برای تمرکز صنایع انرژیبَر در حد فاصل عسلویه و پارسیان و این که میگفتند به زودی یک عسلویه دومی در این منطقه شکل خواهد گرفت که محیط زیست منطقه را نابود خواهد کرد گفتم: هیچ راهکاری ندارید جز انسجام مدنی و گسترش شبکههای اجتماعی برای تحمیل ضوابط قانونیِ زیست محیطی به این صنایع؛ ضوابطی که طبق قانون باید رعایت کنند و به خاطر بیکفایتی دستگاههای مسئول، عملا رعایت نمیکنند که اگر بخواهند رعایت کنند بسیاری از آن پروژهها غیراقتصادی خواهند بود و اصولا احداث نخواهند شد.
کوتاه سخن: جوانههای بلوغ در کشور ما در حال سرزدن است و این حرکت که در دشتستان انجام شد به عنوان یک حرکت نمادین و نقطه عطفی در کنشگری مدنی در کشور ما ثبت خواهد شد. جامعه ما دارد ققنوسوار از میان آتش درگیریهای سیاسی و جناحی، و از دل خاکستر برجای مانده ازعدم کفایت نظام تدبیر، خود را باز مییابد و پَر میگشاید. به گمانم وقت آن است که ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد.
محسن رنانی / ۶ مرداد ۱۳۹۶
—----------------------------------
https://telegram.me/joinchat/CnaZwjxLWp3MaLHg4kYHHQ
.
Forwarded from جامعهشناسی
📕 #معرفی_کتاب و نحوه تهیه کتاب:
📗 مشرکی در خانواده پیامبر
🔹 اثری جدید در #تاریخ_اسلام
🔸انتشارات نقد فرهنگ
@IranSociology
🔸کتاب «مشرکی در خانواده پیامبر» با عنوان فرعی «داستان عاشقانه زندگی ابوالعاص و زینب (دختر پیامبر)» کار جدید و مشترک دکتر #حسن_محدثی و دکتر #بیژن_عبدالکریمی، شرح رابطة عاشقانه زینب دختر بزرگ پیامبر با مشرکی به نام ابوالعاص است. این رمان تاریخی میکوشد بر اساس مستندات تاریخی تصویر دیگرگونهای از شخصیت پیامبر اسلام ارائه دهد که در رزوگار ما به دلیل سیطرة اندیشههای فرقهگرایانه و اندیشههای تئولوژیک در خفا باقی مانده است. این داستان نحوة کشمکش میان عشق و ایمان در دل زینب، دختر پیامبر و نیز نحوه رویارویی پیامبر با عشق دخترش به یک مشرک را نشان میدهد. این کتاب میکوشد تا جایگاه «عشق انسانی» را در روح و احساس پیامبر نشان دهد. همچنین این قصه نشان میدهد که میتوان همچون ابوالعاص مشرکی والامنش بود که رفتار و شخصیتش از بسیاری از مسلمانان کوچک و حقیر متعالیتر بود و پیامبر برای این شخصیت چقدر احترام قائل بود و به وی بسیار علاقه داشت. این کتاب میکوشد در فراسوی باورهای اعتقادی و تئولوژیک و صرفاً بر اساس رویکردی پدیدارشناسانه وجوهی از شخصیت پیامبر اسلام را آشکار سازد که در روزگار ما بسیار فراموش گشته است.
📝 از پیش درآمد کتاب:
🔸داستان زندگی زینب، دختر بزرگ پیامبر و ابوالعاص، داماد پیامبر را نخستینبار چند سال پیش در کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام (سیرة ابن هشام) خواندم و مجذوب آن شدم. این داستان بسیار مختصر امّا منحصر به فرد بود. در واقع، اوّلینبار در سنی در حدود چهلوچند سالگی بود که فهمیدم پیامبر اسلام دختری به نام زینب داشته است. از خودم و این بیخبری شرمنده شدم. بعد از این بود که کنجکاو شدم بدانم که دیگران نیز تا چه حد از زینب و داستان زندگیاش اطلاع دارند؟ در نتیجه، در کلاسهایی که تدریس میکردم اعم از مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری از دانشجویانم بارها و بارها پرسیدم که حضرت محمد (ص) و خدیجه چند فرزند داشتهاند؟ از میان دهها نفر دانشجو فقط یک نفر از میان دانشجویان مقطع دکتری دقیقاً میدانست که پیامبر اسلام چند فرزند داشته، نام یکی از آنها زینب بوده است. بررسیهای بیشتر نشان میدهد که این بیخبری از تاریخ اسلام، حتی از لایههای گوناگون زندگی پیامبر عظیمالشأنمان، امری نظاممند و همگانی است و مؤیّد این نکتة مهم است که تاریخ اسلام بر مبنای جهتگیریهای فرقهای نگاشته شده است و این تاریخنگاری و تاریخشناسی فرقهای چنان سوگیری همهجانبهای داشته است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را مغفول نهاده و نادیده گرفته است. تاریخ اسلام هنوز گنجهای ناشناختهای را در دل خود نهفته دارد؛ زیباییهایی که تمنّای نگاههای مشتاق را دارند و دنیای نادیدهای که انتظار گامهای مکتشفان و سیّاحانی را میکشد که به شنیدهها و گفتههای رایج و مرسوم بسنده نمیکنند بلکه جسارت اکتشافی تازه را در ذهن و دل خود میپرورانند و از رویارویی با مناظر بکر و بدیع هراسی به خود راه نمیدهند. باری، یکی از داستانهای بسیار زیبا، تأملبرانگیز و درسآموز در تاریخ اسلام داستان رابطة عاشقانة زینب و همسرش ابوالعاص بن ربیع درون خانوادة پیامبر است. بر آن شدم تا این داستان را به زبانی ساده بازنویسی کنم، داستانی که به قول دکتر نابلسی «طعمی خاص» دارد.
دکتر حسن محدثی
⚠️مهم: تهیه ی این کتاب از کانال جامعه شناسی شامل 25% تخفیف می شود.
🔰 تهیه ی مستقیم:
✴️قيمت:150000 ريال
♻️ هزینه کتاب با 25% تخفیف: 11250 هزارتومان؛ هزینه پست شهر تهران: 7000 تومان؛ هزینه پست شهرستان: 10000 تومان
🔺هزینه کتاب + هزینه ارسال برای متقاضیان شهر تهران: 18250 تومان
🔻هزینه کتاب + هزینه ارسال برای متقاضیان شهرستان: 21250 تومان
💢نحوه خرید:
♦️هزینه کتاب و ارسال را به شماره 6037991747698086 به نام خانم «هنگامه لطفی» واریز کنید.
▪️پس از واریز، تصویر واریز (اینترنتی یا از طریق عابر بانک) را به همراه نشانی، کد پستی و ترجیحاً شماره تلفن خود را به آی دی @IsBookStore1 ارسال نمایید.
- همچنین تلفن مراکز پخش و ناشر را از @ISBookStore1 دریافت کنید.
https://goo.gl/S1Jsqa
🌐جامعه شناسی👇
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAADusPvcSOZ6y-bfzjA
📗 مشرکی در خانواده پیامبر
🔹 اثری جدید در #تاریخ_اسلام
🔸انتشارات نقد فرهنگ
@IranSociology
🔸کتاب «مشرکی در خانواده پیامبر» با عنوان فرعی «داستان عاشقانه زندگی ابوالعاص و زینب (دختر پیامبر)» کار جدید و مشترک دکتر #حسن_محدثی و دکتر #بیژن_عبدالکریمی، شرح رابطة عاشقانه زینب دختر بزرگ پیامبر با مشرکی به نام ابوالعاص است. این رمان تاریخی میکوشد بر اساس مستندات تاریخی تصویر دیگرگونهای از شخصیت پیامبر اسلام ارائه دهد که در رزوگار ما به دلیل سیطرة اندیشههای فرقهگرایانه و اندیشههای تئولوژیک در خفا باقی مانده است. این داستان نحوة کشمکش میان عشق و ایمان در دل زینب، دختر پیامبر و نیز نحوه رویارویی پیامبر با عشق دخترش به یک مشرک را نشان میدهد. این کتاب میکوشد تا جایگاه «عشق انسانی» را در روح و احساس پیامبر نشان دهد. همچنین این قصه نشان میدهد که میتوان همچون ابوالعاص مشرکی والامنش بود که رفتار و شخصیتش از بسیاری از مسلمانان کوچک و حقیر متعالیتر بود و پیامبر برای این شخصیت چقدر احترام قائل بود و به وی بسیار علاقه داشت. این کتاب میکوشد در فراسوی باورهای اعتقادی و تئولوژیک و صرفاً بر اساس رویکردی پدیدارشناسانه وجوهی از شخصیت پیامبر اسلام را آشکار سازد که در روزگار ما بسیار فراموش گشته است.
📝 از پیش درآمد کتاب:
🔸داستان زندگی زینب، دختر بزرگ پیامبر و ابوالعاص، داماد پیامبر را نخستینبار چند سال پیش در کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام (سیرة ابن هشام) خواندم و مجذوب آن شدم. این داستان بسیار مختصر امّا منحصر به فرد بود. در واقع، اوّلینبار در سنی در حدود چهلوچند سالگی بود که فهمیدم پیامبر اسلام دختری به نام زینب داشته است. از خودم و این بیخبری شرمنده شدم. بعد از این بود که کنجکاو شدم بدانم که دیگران نیز تا چه حد از زینب و داستان زندگیاش اطلاع دارند؟ در نتیجه، در کلاسهایی که تدریس میکردم اعم از مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری از دانشجویانم بارها و بارها پرسیدم که حضرت محمد (ص) و خدیجه چند فرزند داشتهاند؟ از میان دهها نفر دانشجو فقط یک نفر از میان دانشجویان مقطع دکتری دقیقاً میدانست که پیامبر اسلام چند فرزند داشته، نام یکی از آنها زینب بوده است. بررسیهای بیشتر نشان میدهد که این بیخبری از تاریخ اسلام، حتی از لایههای گوناگون زندگی پیامبر عظیمالشأنمان، امری نظاممند و همگانی است و مؤیّد این نکتة مهم است که تاریخ اسلام بر مبنای جهتگیریهای فرقهای نگاشته شده است و این تاریخنگاری و تاریخشناسی فرقهای چنان سوگیری همهجانبهای داشته است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را مغفول نهاده و نادیده گرفته است. تاریخ اسلام هنوز گنجهای ناشناختهای را در دل خود نهفته دارد؛ زیباییهایی که تمنّای نگاههای مشتاق را دارند و دنیای نادیدهای که انتظار گامهای مکتشفان و سیّاحانی را میکشد که به شنیدهها و گفتههای رایج و مرسوم بسنده نمیکنند بلکه جسارت اکتشافی تازه را در ذهن و دل خود میپرورانند و از رویارویی با مناظر بکر و بدیع هراسی به خود راه نمیدهند. باری، یکی از داستانهای بسیار زیبا، تأملبرانگیز و درسآموز در تاریخ اسلام داستان رابطة عاشقانة زینب و همسرش ابوالعاص بن ربیع درون خانوادة پیامبر است. بر آن شدم تا این داستان را به زبانی ساده بازنویسی کنم، داستانی که به قول دکتر نابلسی «طعمی خاص» دارد.
دکتر حسن محدثی
⚠️مهم: تهیه ی این کتاب از کانال جامعه شناسی شامل 25% تخفیف می شود.
🔰 تهیه ی مستقیم:
✴️قيمت:150000 ريال
♻️ هزینه کتاب با 25% تخفیف: 11250 هزارتومان؛ هزینه پست شهر تهران: 7000 تومان؛ هزینه پست شهرستان: 10000 تومان
🔺هزینه کتاب + هزینه ارسال برای متقاضیان شهر تهران: 18250 تومان
🔻هزینه کتاب + هزینه ارسال برای متقاضیان شهرستان: 21250 تومان
💢نحوه خرید:
♦️هزینه کتاب و ارسال را به شماره 6037991747698086 به نام خانم «هنگامه لطفی» واریز کنید.
▪️پس از واریز، تصویر واریز (اینترنتی یا از طریق عابر بانک) را به همراه نشانی، کد پستی و ترجیحاً شماره تلفن خود را به آی دی @IsBookStore1 ارسال نمایید.
- همچنین تلفن مراکز پخش و ناشر را از @ISBookStore1 دریافت کنید.
https://goo.gl/S1Jsqa
🌐جامعه شناسی👇
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAADusPvcSOZ6y-bfzjA
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
✅ششمین کنفرانس بین المللی تفکر و نظریه اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا
این کنفرانس به ابتکار انجمن جامعه شناسی ایران و با حمایت و همکاری انجمن بین المللی جامعه شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و انجمن مطالعات علمی ترکیه در سال 1390 (2011) در تهران آغاز به کار کرد و کنفرانس های بعدی آن در کشورهای ترکیه، ایران و لبنان برگزار شده است (لینک های زیر را ملاحظه کنید).
ششمین کنفرانس بین المللی تفکر و نظریه اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا توسط انجمن مطالعات علمی ترکیه، و با حمایت و همکاری انجمن بین المللی جامعه شناسی، دانشگاه آمریکایی بیروت، انجمن جامعه شناسی ایران، دانشگاه ملی سنگاپور و شماری دیگر از موسسات علمی در 23 و 24 آذرماه 1396 (14 و 15 دسامبر 2017) در نیکوزیا (قبرس شمالی) در دانشگاه علوم اجتماعی قبرس برگزار می شود.
مهلت ارسال چکیده مقالات: 31 آگوست 2017 (9 شهریور 1396 )
وب سایت همایش : http://sttmena.org/
ایمیل دبیرخانه همایش: info@sttmena.org
https://goo.gl/v3pkdK
@iran_sociology
◀️اخبار مرتبط:
اولین همایش منطقهای تفکر اجتماعی و جامعهشناسی در خاورمیانه معاصر
https://goo.gl/LjY4vp
دومین کنفرانس بینالمللی تفکر اجتماعی و جامعه در خاورمیانه و شمال آفریقا
https://goo.gl/f1CLTc
سومین کنفرانس بینالمللی تفکر اجتماعی و جامعه در خاورمیانه و شمال افریقا
https://goo.gl/XPOjsd
چهارمین کنفرانس بینالمللی تفکر اجتماعی و جامعه در خاورمیانه و شمال آفریقا
https://goo.gl/St4tTk
پنجمین کنفرانس بین المللی تفکر و نظریه اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا
https://goo.gl/yg1J4m
این کنفرانس به ابتکار انجمن جامعه شناسی ایران و با حمایت و همکاری انجمن بین المللی جامعه شناسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و انجمن مطالعات علمی ترکیه در سال 1390 (2011) در تهران آغاز به کار کرد و کنفرانس های بعدی آن در کشورهای ترکیه، ایران و لبنان برگزار شده است (لینک های زیر را ملاحظه کنید).
ششمین کنفرانس بین المللی تفکر و نظریه اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا توسط انجمن مطالعات علمی ترکیه، و با حمایت و همکاری انجمن بین المللی جامعه شناسی، دانشگاه آمریکایی بیروت، انجمن جامعه شناسی ایران، دانشگاه ملی سنگاپور و شماری دیگر از موسسات علمی در 23 و 24 آذرماه 1396 (14 و 15 دسامبر 2017) در نیکوزیا (قبرس شمالی) در دانشگاه علوم اجتماعی قبرس برگزار می شود.
مهلت ارسال چکیده مقالات: 31 آگوست 2017 (9 شهریور 1396 )
وب سایت همایش : http://sttmena.org/
ایمیل دبیرخانه همایش: info@sttmena.org
https://goo.gl/v3pkdK
@iran_sociology
◀️اخبار مرتبط:
اولین همایش منطقهای تفکر اجتماعی و جامعهشناسی در خاورمیانه معاصر
https://goo.gl/LjY4vp
دومین کنفرانس بینالمللی تفکر اجتماعی و جامعه در خاورمیانه و شمال آفریقا
https://goo.gl/f1CLTc
سومین کنفرانس بینالمللی تفکر اجتماعی و جامعه در خاورمیانه و شمال افریقا
https://goo.gl/XPOjsd
چهارمین کنفرانس بینالمللی تفکر اجتماعی و جامعه در خاورمیانه و شمال آفریقا
https://goo.gl/St4tTk
پنجمین کنفرانس بین المللی تفکر و نظریه اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا
https://goo.gl/yg1J4m
www.isa.org.ir
انجمن جامعه شناسی ایران - ششمین کنفرانس بین المللی تفکر و نظریه اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا
انجمن جامعه شناسی ایران
www.isa.org.ir
www.isa.org.ir
آموزش دستیار پژوهش
عباس کاظمی
@varijkazemi
به سه دانشجوی دوره لیسانس جهت آموزش دستیار تحقیق نیاز دارم.
شرایط:
1. ترجیحا رشته انسان شناسی باشد اما رشته های نزدیک مانند تاریخ و علوم اجتماعی نیز مورد قبول است.
2. حداقل چهار ترم را گذرانده باشد.
3. علاقمند به حوزه های زندگی روزمره و فرهنگ با تاکید بر جامعه ایران باشد.
4. حداقل چهار سال فرصت آموزش و سپس همکاری در تیم تحقیق را داشته باشد.
5. فرد علاقمند باید ساکن تهران باشد یا امکان تردد متوالی به تهران را داشته باشد.
6. آموزش به طور کل رایگان است اما پژوهشیار احتمالا بعد از یکسال به تناسب همکاری دستمزد دانشجویی دریافت خواهد کرد و به تدریج به عنوان پژوهشگر در تحقیقات مشغول به کار خواهد شد.
7. از انجا که هدف اصلی این برنامه آماده سازی همکار تحقیق در حوزه های
مورد نظر است انتظار می رود افراد انتخاب شده بعد از 4 سال بخشی از تیمهای تحقیقاتی بشوند.
8. این برنامه اموزشی کاملا شخصی است و هیچ ارتباطی با نهادهای دولتی و خصوصی ندارد.
9. فراخوان آموزش دستیار صرفا برای تربیت محقق است بنابراین داوطلبان نباید به عنوان موقعیت کاری بدان نگاه کنند و قطعا مخاطب ان دانشجویانی هستند که فعالیت علمی و پژوهشگر بودن برایشان اولی تر از شاغل شدن است.
10. افراد واجد شرایط به مصاحبه حضوری دعوت خواهند شد
11. دانشجویان لیسانس علاقمند می توانند از طریق ایمیل زیر در خواست خود را به همراه مشخصات تحصیلی(رشته تحصیل،سال تحصیل،نام دانشگاه،معدل کل، حوزه علاقمندی به همراه یک تکلیف کلاسی انجام شده) ارسال کنند. Av3kazemi@gmail.com
عباس کاظمی
@varijkazemi
به سه دانشجوی دوره لیسانس جهت آموزش دستیار تحقیق نیاز دارم.
شرایط:
1. ترجیحا رشته انسان شناسی باشد اما رشته های نزدیک مانند تاریخ و علوم اجتماعی نیز مورد قبول است.
2. حداقل چهار ترم را گذرانده باشد.
3. علاقمند به حوزه های زندگی روزمره و فرهنگ با تاکید بر جامعه ایران باشد.
4. حداقل چهار سال فرصت آموزش و سپس همکاری در تیم تحقیق را داشته باشد.
5. فرد علاقمند باید ساکن تهران باشد یا امکان تردد متوالی به تهران را داشته باشد.
6. آموزش به طور کل رایگان است اما پژوهشیار احتمالا بعد از یکسال به تناسب همکاری دستمزد دانشجویی دریافت خواهد کرد و به تدریج به عنوان پژوهشگر در تحقیقات مشغول به کار خواهد شد.
7. از انجا که هدف اصلی این برنامه آماده سازی همکار تحقیق در حوزه های
مورد نظر است انتظار می رود افراد انتخاب شده بعد از 4 سال بخشی از تیمهای تحقیقاتی بشوند.
8. این برنامه اموزشی کاملا شخصی است و هیچ ارتباطی با نهادهای دولتی و خصوصی ندارد.
9. فراخوان آموزش دستیار صرفا برای تربیت محقق است بنابراین داوطلبان نباید به عنوان موقعیت کاری بدان نگاه کنند و قطعا مخاطب ان دانشجویانی هستند که فعالیت علمی و پژوهشگر بودن برایشان اولی تر از شاغل شدن است.
10. افراد واجد شرایط به مصاحبه حضوری دعوت خواهند شد
11. دانشجویان لیسانس علاقمند می توانند از طریق ایمیل زیر در خواست خود را به همراه مشخصات تحصیلی(رشته تحصیل،سال تحصیل،نام دانشگاه،معدل کل، حوزه علاقمندی به همراه یک تکلیف کلاسی انجام شده) ارسال کنند. Av3kazemi@gmail.com
Forwarded from جامعه شناسی حوزه عمومی (محمد امین قانعی راد)
شماره جدید مجله «صدا» به مدیرمسئولی علی راعی و سردبیری اکبر منتجبی با بررسی رویکرد رؤسای جمهور در دولتهای دوم و مسیر جدید روحانی منتشر شد. یادداشت سردبیر به کابینه پیشنهادی دولت دوازدهم پرداخته و حضور نداشتن زنان در کابینه پیشنهادی و همچنین جای خالی وزیر علوم را اشاره رفته است. عباس کاظمی، جامعهشناس در گفتوگویی از ظهور مگامالها در کلانشهرها سخن گفته است. محمدامین قانعیراد، جامعهشناس نیز نگاهی جامعهشناختی به ماجرای سلفی نمایندگان با موگرینی انداخته است. محسن صفاییفراهانی نیز در گفتوگویی از احزاب خواسته به کمک روحانی بیایند و به جای نقزدن، به او برنامه دهند. شماره صدوبیستوپنجم هفتهنامه «صدا» در 116 صفحه و به قیمت 8هزارتومان نشر یافته است. http://www.iran-newspaper.com/newspaper/page/6567/24/195309/0/irannewspaper
👍1
Forwarded from موسسه پرسش
پنجشنبه های "پرسش"
تهران: سیاستگذاریِ بازتولید بحران
پرویز صداقت
عباس کاظمی
حسین راغفر
ورود برای تمامی علاقمندان آزاد و رایگان است.
88822010-88837647
@porseshiha
تهران: سیاستگذاریِ بازتولید بحران
پرویز صداقت
عباس کاظمی
حسین راغفر
ورود برای تمامی علاقمندان آزاد و رایگان است.
88822010-88837647
@porseshiha
عباس کاظمی
@varijkazemi
دکتر سید ضیاء هاشمی را از سال 1371 می شناسم. از آن سال تاکنون وی مرام و منش اعتدالی خود را حفظ کرد. اگرچه امروزه اعتدال نوعی شعار سیاسی شده است اما شخصیت وی همیشه اعتدالی بوده است.چه زمانی که در تحکیم وحدت بوده و چه در مدیریت جهاد دانشگاهی و صد البته تجربه مدیریتی در دانشگاه تهران و وزارت علوم.
دکتر هاشمی هم از سابقه نیرومند حوزوی و هم دانشگاهی و هم از تجربه مدیریتی خوب و شبکه ارتباطی قوی برخوردار است. همه اینها را باید در کنار شجاعت وی در برابر نیروهای خودسر و تمامیت خواه قرار داد. تجربه نشان داده است که او توان رویارویی با قدرتهای پنهان و در عین حال همه جایی را دارد.
ما حضور وی را به عنوان سرپرست وزارت علوم قدر می دانیم و امیداواریم ذیل مدیریت وی به علوم انسانی توجه ویژه ای شود، و از سویی دیگر به روی مسائل دانشگاه به طور مشخص تمرکز شود. مسائلی چون بیکاری، کیفیت پایین علمی کلاسها، ضعف اجتماعات علمی در دانشگاه، اشتباه گرفتن استقلال علمی با خودسری گروههای علمی دانشکده ای، بی انگیزگی و عدم چشم انداز امید بخش در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی تنها بخشی از موضوعات نیازمند توجه است. ما انتظار و توقع داریم جامعه شناسی چون او دانشگاه را از سیاست زدگی دور نگاه دارد و دردهای اجتماعی و علمی آن را تسکین دهد.
@varijkazemi
دکتر سید ضیاء هاشمی را از سال 1371 می شناسم. از آن سال تاکنون وی مرام و منش اعتدالی خود را حفظ کرد. اگرچه امروزه اعتدال نوعی شعار سیاسی شده است اما شخصیت وی همیشه اعتدالی بوده است.چه زمانی که در تحکیم وحدت بوده و چه در مدیریت جهاد دانشگاهی و صد البته تجربه مدیریتی در دانشگاه تهران و وزارت علوم.
دکتر هاشمی هم از سابقه نیرومند حوزوی و هم دانشگاهی و هم از تجربه مدیریتی خوب و شبکه ارتباطی قوی برخوردار است. همه اینها را باید در کنار شجاعت وی در برابر نیروهای خودسر و تمامیت خواه قرار داد. تجربه نشان داده است که او توان رویارویی با قدرتهای پنهان و در عین حال همه جایی را دارد.
ما حضور وی را به عنوان سرپرست وزارت علوم قدر می دانیم و امیداواریم ذیل مدیریت وی به علوم انسانی توجه ویژه ای شود، و از سویی دیگر به روی مسائل دانشگاه به طور مشخص تمرکز شود. مسائلی چون بیکاری، کیفیت پایین علمی کلاسها، ضعف اجتماعات علمی در دانشگاه، اشتباه گرفتن استقلال علمی با خودسری گروههای علمی دانشکده ای، بی انگیزگی و عدم چشم انداز امید بخش در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی تنها بخشی از موضوعات نیازمند توجه است. ما انتظار و توقع داریم جامعه شناسی چون او دانشگاه را از سیاست زدگی دور نگاه دارد و دردهای اجتماعی و علمی آن را تسکین دهد.
Forwarded from Radio Zamaneh
شهر و شهروندی در آئینه فاجعه #پلاسکو – #آزادی_اندیشه، شماره ۴
نشریه آزادی اندیشه، نشریه انجمنی است به همین نام که وظیفه خود را دفاع از حیثیت و جایگاه علوم انسانی و اجتماعی در ایران قرار داده است.
موضوع نشریه شماره ۴ انجمن آزادی اندیشه شهر و شهروندی است.
در آن مطالبی منتشر شده از:
مسعود اسماعیل لو، کاظم کردوانی، محمدرفیع محمودیان، علی میرسپاسی، محمدرضا نیکفر و صدیقه وسمقی.
نشریه آزادی اندیشه را میتوانید از سایت انجمن دانلود کنید و یا به طور مستقیم از پست بعدی به صورت فایل PDF
https://www.tribunezamaneh.com/archives/132302
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
نشریه آزادی اندیشه، نشریه انجمنی است به همین نام که وظیفه خود را دفاع از حیثیت و جایگاه علوم انسانی و اجتماعی در ایران قرار داده است.
موضوع نشریه شماره ۴ انجمن آزادی اندیشه شهر و شهروندی است.
در آن مطالبی منتشر شده از:
مسعود اسماعیل لو، کاظم کردوانی، محمدرفیع محمودیان، علی میرسپاسی، محمدرضا نیکفر و صدیقه وسمقی.
نشریه آزادی اندیشه را میتوانید از سایت انجمن دانلود کنید و یا به طور مستقیم از پست بعدی به صورت فایل PDF
https://www.tribunezamaneh.com/archives/132302
—---------------------------------------------—
◄ برای دریافت فیلترشکن «سایفون» زمانه، یک ایمیل خالی ارسال کنید به:
zamaneh@psiphon3.com
—---------------------------------------------—
◄ کانال زمانه در تلگرام:
https://telegram.me/radiozamaneh
◄ زمانه در اینستاگرام:
http://www.instagram.com/radiozamaneh
◄ زمانه در توئیتر
https://twitter.com/radiozamaneh
Tribunezamaneh
شهر و شهروندی در آئینه فاجعه پلاسکو – آزادی اندیشه، شماره ۴
شهر و شهروندی در آئینه فاجعه پلاسکو – آزادی اندیشه، شماره ۴ | تریبون زمانه تریبونی است در اختیار شهروندان. شما میتوانید در آن هرگونه مطلبی انتشار دهید: متن، اثر شنیداری، اثر دیداری (عکس، طرح، ویدئو). آثار، همانگونه که به دست ما رسیدهاند، منتشر میشوند.
Forwarded from Radio Zamaneh
AzadiyeAndisheh_4.pdf
4.9 MB
شهر و شهروندی در آئینه فاجعه #پلاسکو – #آزادی_اندیشه، شماره ۴
دژهای دانشکده ای
عباس کاظمی
@varijkazemi
یکی از معضلات جدی اجتماع علمی و شکل گیری جریان سالم علمی در دانشگاههای ما، گروههای علمی دانشکده ای هستند. هر گروه، مجموعه ای از افرادی معدود هستند که ذیل یک نام گرد هم امده اند (مثلا گروه زیست شناسی سلولی و ملکولی یا گروه انسانشناسی و الخ ) این گروهها از یک نظر به شکل قبیله ای عمل می کنند و از طریق غیریت سازی های بیرونی، کار خود را جلو می برند. اول اینکه گروه الف با گروه ب در یک دانشکده دشمنی آشکار و پنهان دارد. مثلا به سختی یک دانشجو در گروه الف می تواند با یک استاد در گروه ب در یک دانشکده پایان نامه بردارد. حتی استاد به سادگی در گروه دیگر دعوت نمی شود. پایان نامه و درس در حکم ناموسهای قبیله ای عمل می کنند. اعضا به سادگی نمی توانند بدان نزدیک شوند. پس از یک نظر، تخاصمی میان گروههای علمی متعدد درون یک دانشکده وجود دارد.(دانشکده های ما بیشتر صحنه جنگ هستند تا وفاق). دوم اینکه، میدان جنگ دیگری میان یک گروه در دانشگاه الف با همان گروه در دانشگاه ب وجود دارد. تقریبا محال است که دانشجویی بتواند از استاد مرتبط با همان تخصص در دانشگاه دیگر پایان نامه بردارد. عمدتا گفته می شود تا درون گروه متخصص وجود دارد دلیلی برای استفاده از بیرون نیست(معدودی از گروههای علمی از این قاعده مستثنی هستند). همین مانع،علل بسیاری از بی رغبتی دانشجویان بر سر انحصار درسها و موضوعات توسط استادان تکراری شده است.
@varijkazemi
مجموعه اینها نشان می دهد که هر گروه علمی بیش از آنکه تابع هنجارهای دموکراتیک باشند بیشتر به صورت قبیله ای در آمده اند و از طریق دشمنی ساختگی و دروغین میان "ما" و "آنها " به هویت سازی دست می زنند. گروهها، امروزه مانند دژهای نفود ناپذیری شدند که بیشتر مانع توسعه علمی در ایران هستند. آنها موجب راکد شدن فضای علمی و ایجاد حس ناامیدی و بی انگیزگی در میان دانشجویان شده اند.
این در حالی است که این قبیله های دانشکده ای کوچک به دلیل تخریب مستمر اعضای خود، بدبینی به یکدیگر درون یک گروه، سرمایه اجتماعی خود را به شدت پایین آورده اند .
رشد علمی تنها در چاپ مقالات تکراری، کپی وار و صنعتی شده تعریف نمی شود. رشد علمی را در ارتقای تعاملات علمی درون و برون گروهی باید جست و جو کرد و تا زمانی که دیوارهای این برجها شکسته نشود اتفاق علمی خاصی در دانشگاههای کشور نمی افتد. بیاید در شکستن دیوارها پیش قدم باشیم، استادهای گروههای دیگر را ساده تر بپذیریم، حق نسق درسها را از درون گروهها برداریم، پایان نامه ها را بر اساس شایستگی های رشته ای و علایق دانشجویان توزیع کنیم. بیاید درب اتاقهای یکدیگر را بزنیم و در مورد دغدغه های علمی یکدیگر پرس و جو کنیم. بیائید از قبایل علمی به سمت اجتماع علمی گام برداریم.
عباس کاظمی
@varijkazemi
#یاد_داشت
عباس کاظمی
@varijkazemi
یکی از معضلات جدی اجتماع علمی و شکل گیری جریان سالم علمی در دانشگاههای ما، گروههای علمی دانشکده ای هستند. هر گروه، مجموعه ای از افرادی معدود هستند که ذیل یک نام گرد هم امده اند (مثلا گروه زیست شناسی سلولی و ملکولی یا گروه انسانشناسی و الخ ) این گروهها از یک نظر به شکل قبیله ای عمل می کنند و از طریق غیریت سازی های بیرونی، کار خود را جلو می برند. اول اینکه گروه الف با گروه ب در یک دانشکده دشمنی آشکار و پنهان دارد. مثلا به سختی یک دانشجو در گروه الف می تواند با یک استاد در گروه ب در یک دانشکده پایان نامه بردارد. حتی استاد به سادگی در گروه دیگر دعوت نمی شود. پایان نامه و درس در حکم ناموسهای قبیله ای عمل می کنند. اعضا به سادگی نمی توانند بدان نزدیک شوند. پس از یک نظر، تخاصمی میان گروههای علمی متعدد درون یک دانشکده وجود دارد.(دانشکده های ما بیشتر صحنه جنگ هستند تا وفاق). دوم اینکه، میدان جنگ دیگری میان یک گروه در دانشگاه الف با همان گروه در دانشگاه ب وجود دارد. تقریبا محال است که دانشجویی بتواند از استاد مرتبط با همان تخصص در دانشگاه دیگر پایان نامه بردارد. عمدتا گفته می شود تا درون گروه متخصص وجود دارد دلیلی برای استفاده از بیرون نیست(معدودی از گروههای علمی از این قاعده مستثنی هستند). همین مانع،علل بسیاری از بی رغبتی دانشجویان بر سر انحصار درسها و موضوعات توسط استادان تکراری شده است.
@varijkazemi
مجموعه اینها نشان می دهد که هر گروه علمی بیش از آنکه تابع هنجارهای دموکراتیک باشند بیشتر به صورت قبیله ای در آمده اند و از طریق دشمنی ساختگی و دروغین میان "ما" و "آنها " به هویت سازی دست می زنند. گروهها، امروزه مانند دژهای نفود ناپذیری شدند که بیشتر مانع توسعه علمی در ایران هستند. آنها موجب راکد شدن فضای علمی و ایجاد حس ناامیدی و بی انگیزگی در میان دانشجویان شده اند.
این در حالی است که این قبیله های دانشکده ای کوچک به دلیل تخریب مستمر اعضای خود، بدبینی به یکدیگر درون یک گروه، سرمایه اجتماعی خود را به شدت پایین آورده اند .
رشد علمی تنها در چاپ مقالات تکراری، کپی وار و صنعتی شده تعریف نمی شود. رشد علمی را در ارتقای تعاملات علمی درون و برون گروهی باید جست و جو کرد و تا زمانی که دیوارهای این برجها شکسته نشود اتفاق علمی خاصی در دانشگاههای کشور نمی افتد. بیاید در شکستن دیوارها پیش قدم باشیم، استادهای گروههای دیگر را ساده تر بپذیریم، حق نسق درسها را از درون گروهها برداریم، پایان نامه ها را بر اساس شایستگی های رشته ای و علایق دانشجویان توزیع کنیم. بیاید درب اتاقهای یکدیگر را بزنیم و در مورد دغدغه های علمی یکدیگر پرس و جو کنیم. بیائید از قبایل علمی به سمت اجتماع علمی گام برداریم.
عباس کاظمی
@varijkazemi
#یاد_داشت
👍1
Forwarded from دکتر نعمت الله فاضلی
@DrNematallahFazeli
📝 یادداشت دکتر نعمت الله فاضلی با عنوان
🔶 مسأله سواد آکادمیک 🔶
🔹 نشریه رسانه فرهنگ، اردیبهشت 1396🔹
🔵 دکتر فاضلی در این یادداشت به تحلیل مساله سواد آکادمیک در نظام آموزش عالی ایران می پردازد و معتقد است یکی از مهمترین رسالت های آموزش عالی، گسترش ظرفیت ها و قابلیت های شناختی و مهارتی دانشجویان و دانشگاهیان در خواندن، نوشتن و اندیشیدن خلاق است.
✅ از دیدگاه سواد آکادمیک، صرف توانایی روخوانی یک متن دانشگاهی، توانایی خواندن محسوب نمی شود.
🔻 کسی سواد آکادمیک دارد که می تواند متن های حرفه ای رشته خود را به نحو فعالانه و خلاقانه بخواند.
🔻خواندن آکادمیک به معنای توانایی و تسلط بر درک مفهومی و انتقادی از متن هاست، به طوری که خواننده دانشگاهی بعد از مطالعه متن بتواند پرسش های انتقادی درباره آن طرح کند.
🔻خواندن آکادمیک، به معنای نوعی گفتوگو میان افق های ذهنی نویسنده متن با خواننده است.
✅ نوشتن آکادمیک نیز یعنی بتوانیم به کمک زبان و در چارچوب قواعد بازی زبانی رشته ای خود، به شیوه خلاقانه و نوآورانه، فرم و محتوای تازه ای از اندیشه را تقریر کنیم.
🔻نوشتن برای انسان آکادمیک، تبلور کلیت وجود دانشگاهی و پاره ای از ارزش های وجودی اوست که از طریق آن، بودن خود به عنوان انسان آکادمیک را تعریف می کند.
✅ خواندن و نوشتن در کنار هم بخش مهمی از فرهنگ و هویت آکادمیک را تشکیل می دهند.
✅ نظام آموزش عالی ایران، اگر چه گسترش یافته است، اما باید گفت سواد آکادمیک در آن، با نوعی غفلت و بی توجهی جدی روبرو شده است.
🔻نه تنها بسیاری از دانشجویان و دانش آموختگان بلکه حتی بسیاری از اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در سراسر کشور، از سواد آکادمیک به معنای دقیق کلمه برخوردار نیستند.
🔻حتی خود مفهوم سواد دانشگاهی در نظام آموزش عالی ما هنوز ناشناخته است.
✅ اگر می خواهیم نظام آموزش عالی ایران از منظر کیفی متحول شود، یکی از مهمترین اقدامات توجه به مسأله سواد آکادمیک و گسترش مطالعات سواد آکادمیک است.
🔻مسأله در اینجا مسأله نظام آموزش عالی است که فرصت های لازم برای فهم سواد آکادمیک، تکوین و توسعه آن را فراهم نمی کند.
📝 یادداشت دکتر نعمت الله فاضلی با عنوان
🔶 مسأله سواد آکادمیک 🔶
🔹 نشریه رسانه فرهنگ، اردیبهشت 1396🔹
🔵 دکتر فاضلی در این یادداشت به تحلیل مساله سواد آکادمیک در نظام آموزش عالی ایران می پردازد و معتقد است یکی از مهمترین رسالت های آموزش عالی، گسترش ظرفیت ها و قابلیت های شناختی و مهارتی دانشجویان و دانشگاهیان در خواندن، نوشتن و اندیشیدن خلاق است.
✅ از دیدگاه سواد آکادمیک، صرف توانایی روخوانی یک متن دانشگاهی، توانایی خواندن محسوب نمی شود.
🔻 کسی سواد آکادمیک دارد که می تواند متن های حرفه ای رشته خود را به نحو فعالانه و خلاقانه بخواند.
🔻خواندن آکادمیک به معنای توانایی و تسلط بر درک مفهومی و انتقادی از متن هاست، به طوری که خواننده دانشگاهی بعد از مطالعه متن بتواند پرسش های انتقادی درباره آن طرح کند.
🔻خواندن آکادمیک، به معنای نوعی گفتوگو میان افق های ذهنی نویسنده متن با خواننده است.
✅ نوشتن آکادمیک نیز یعنی بتوانیم به کمک زبان و در چارچوب قواعد بازی زبانی رشته ای خود، به شیوه خلاقانه و نوآورانه، فرم و محتوای تازه ای از اندیشه را تقریر کنیم.
🔻نوشتن برای انسان آکادمیک، تبلور کلیت وجود دانشگاهی و پاره ای از ارزش های وجودی اوست که از طریق آن، بودن خود به عنوان انسان آکادمیک را تعریف می کند.
✅ خواندن و نوشتن در کنار هم بخش مهمی از فرهنگ و هویت آکادمیک را تشکیل می دهند.
✅ نظام آموزش عالی ایران، اگر چه گسترش یافته است، اما باید گفت سواد آکادمیک در آن، با نوعی غفلت و بی توجهی جدی روبرو شده است.
🔻نه تنها بسیاری از دانشجویان و دانش آموختگان بلکه حتی بسیاری از اعضای هیئت علمی دانشگاه ها در سراسر کشور، از سواد آکادمیک به معنای دقیق کلمه برخوردار نیستند.
🔻حتی خود مفهوم سواد دانشگاهی در نظام آموزش عالی ما هنوز ناشناخته است.
✅ اگر می خواهیم نظام آموزش عالی ایران از منظر کیفی متحول شود، یکی از مهمترین اقدامات توجه به مسأله سواد آکادمیک و گسترش مطالعات سواد آکادمیک است.
🔻مسأله در اینجا مسأله نظام آموزش عالی است که فرصت های لازم برای فهم سواد آکادمیک، تکوین و توسعه آن را فراهم نمی کند.