2) در بسیاری از کشورهای دنیا به خصوص در دانشگاههای امریکایی، بازدید از دانشگاه ( همان طور که بازدید از فضاهای سیاسی مهم مانند پارلمان ) به سادگی ممکن است. شما به سادگی میتوانید از پردیس دانشگاه کلمبیا یا دانشگاه نیویورک دیدن کنید. اتوبوسهای توریستی به سادگی شما را به دانشگاه هاروراد یا ام آی تی در بوستون می برند، یا اینکه شما به عنوان توریست میتوانید یک روزتان را در پردیس دانشگاه ییل در نیوهون بگذرانید، از ساختمانهایش دیدن کنید، با دانشجویانش ارتباط بگیرید، استادانش را ببینید. بخشی از این دسترسی با برداشتن دیوارهای دانشگاه ممکن شده است. دیوارهای دانشگاه در ایران فقط دیوار به معنای ساده آن نیست. این دیوارها مرز بین جامعه و آنچه آن را علم نامیده اند هستند. درواقع این دیوارها مرز بین واقعیت و جهانی تخیلی اند که ما آن را دانشگاه مینامیم. دانشگاه، جهان در خود فروبستهای است که از موضوعات موهوم سخن میگوید بدون انکه برایش مهم باشد جامعه به چه چیزهایی نیاز دارد. دانشگاههای ایرانی برای خودشان است که موضوعیت دارند: دانشگاه برای دانشگاه!
اگر دیوارهای دانشگاهها برداشته شود مسایل دانشگاه هم تغییر خواهد کرد، شور زندگی بدان باز خواهد گشت، مردم عادی هر روز از درون آن بدان سمت خیابان عبور می کنند، شاید هم لختی در آن استراحت کنند، دانشجویان خود را ایزوله نخواهند کرد و استادان که صرفا بین فضای بسته خانه و فضای بسته محل کارشان تردد میکنند نیز شاید با جامعه آشتی کنند.
کاش اول مهری بیاید تا دانشگاه به روی عموم باز شود، نه برای تجارت و کسب مدرک بلکه برای دیدن و استفاده از آن فضا، حس گرفتن در آن و ملحق کردن آن به سایر بخشهای زندگی روزمره ما.
عباس کاظمی
@varijkazemi
این مطلب به دلیل محدودیت صفحه تلگرامی در دو تکه آمده است اما ذیل یک موضوع تعریف شده است. انتشار آن با ذکر منبع بلامانع است.
کامنتهای خود را از طریق لینک زیر با من در میان بگذارید
@Abbasvarijkazemi
#یاد_داشت
اگر دیوارهای دانشگاهها برداشته شود مسایل دانشگاه هم تغییر خواهد کرد، شور زندگی بدان باز خواهد گشت، مردم عادی هر روز از درون آن بدان سمت خیابان عبور می کنند، شاید هم لختی در آن استراحت کنند، دانشجویان خود را ایزوله نخواهند کرد و استادان که صرفا بین فضای بسته خانه و فضای بسته محل کارشان تردد میکنند نیز شاید با جامعه آشتی کنند.
کاش اول مهری بیاید تا دانشگاه به روی عموم باز شود، نه برای تجارت و کسب مدرک بلکه برای دیدن و استفاده از آن فضا، حس گرفتن در آن و ملحق کردن آن به سایر بخشهای زندگی روزمره ما.
عباس کاظمی
@varijkazemi
این مطلب به دلیل محدودیت صفحه تلگرامی در دو تکه آمده است اما ذیل یک موضوع تعریف شده است. انتشار آن با ذکر منبع بلامانع است.
کامنتهای خود را از طریق لینک زیر با من در میان بگذارید
@Abbasvarijkazemi
#یاد_داشت
Forwarded from Sell old group buy old channel sell old channel
❇️ ۱۰ جامعه شناس برتر قرن بیستم از نظر اعضای انجمن جامعهشناسی آمریکا
@Bashgah_net
#صادق_فارسیان
🔻انجمن جامعه شناسی آمریکا (ISA)، در سال ۱۹۹۸، نتایج نظرسنجیای را درباره ۱۰ کتاب جامعه شناسی و جامعه شناس برترِ قرن بیستم، در کنفرانسی ارائه و سپس در سایت رسمیاش منتشر کرد. در نظرسنجی از مشارکت کنندگان که اعضای انجمن هستند، خواسته شده است تا ۱۰ کتاب برتر در جامعه شناسی را معرفی کنند.
۴۵۵ نفر از ۲۷۸۵ نفر اعضای انجمن (۱۶ درصد) در این پیمایش مشارکت کردند. ۷/۲۷ درصد (۱۲۶ نفر) از ایشان زن و ۳/۷۲ درصد (۲۳۹ نفر) مرد هستند.
🔸۱۰ کتاب برتر عبارتند از: ۱٫ اقتصاد و جامعه اثر ماکس وبر؛ ۲٫ تخیل جامعه شناختی اثر چارلز رایت میلز؛ ۳٫ نظریۀ اجتماعی و ساختار اجتماعی اثر رابرت کی. مرتون؛ ۴٫ اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری اثر ماکس وبر ؛۵٫ ساخت اجتماعی واقعیت اثر برگر و لاکمن؛ ۶٫ تمایز: نقد اجتماعی قضاوتهای ذوقی اثر پیر بوردیو؛ ۷٫ فرایند متمدنشدن اثر نوربرت الیاس؛ ۸٫ نظریۀ کنش ارتباطی اثر یورگن هابرماس؛ ۹٫ ساختار کنش اجتماعی اثر تالکوت پارسونز؛ ۱۰٫ نمود خود در زندگی روزمره اثر اروینگ گافمن.
🔸فهرست ۱۰ نفرۀ زنان (در واقع ۹ نفره) عبارتاند از: ۱٫ ماکس وبر؛ ۲٫ چارلز رایت میلز؛ ۳٫ آنتونی گیدنز؛ ۴٫ اروینگ گافمن؛ ۵٫ پیتر برگر؛ ۶٫ پیر بوردیو؛ ۷٫توماس لاکمن؛ ۸٫ نوربرت الیاس؛ ۹٫ امیل دورکیم؛ ۱۰٫ این رتبه خالی است!
🔸فهرست ۱۰ نفرۀ مردان: ۱٫ ماکس وبر؛ ۲٫ تالکوت پارسونز؛ ۳٫ پیر بوردیو؛ ۴٫ چارلز رایت میلز؛ ۵٫ یورگن هابرماس؛ ۶٫ رابرت کی مرتون؛ ۷٫ امیل دورکیم؛ ۸٫ پیتر برگر؛ ۹٫ آنتونی گیدنز؛ ۱۰٫ توماس لاکمن.
🔸در فهرست انتخابی زنان خبری از پارسونز و هابرماس نیست و در فهرست انتخابی مردان، اروینگ گافمن و نوربرت الیاس جایی ندارند. تفاوت بارز دیگر، آنتونی گیدنز است که در فهرست انتخابی زنان رتبۀ ۳ و در فهرست انتخابی مردان رتبۀ ۹ را گرفته است. در اینجا هم شدت یا تراکم رأیها آشکار است. زنان به انتخاب اول (وبر) ۲۵ درصد و تا انتخاب ۹ از ۱۹ تا ۹ درصد رأی دادهاند؛ مردان به انتخاب اول (وبر) ۴۱ درصد و تا انتخاب ۱۰، از ۱۷ تا ۱۰ درصد رای دادهاند.
📖 بردار علوم انسانی
◇◇◇◇◇
♦️ باشگاه اندیشه؛ فرصتی برای آزاداندیشی 👇
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8PyleRbBTN2G5eCQ
@Bashgah_net
#صادق_فارسیان
🔻انجمن جامعه شناسی آمریکا (ISA)، در سال ۱۹۹۸، نتایج نظرسنجیای را درباره ۱۰ کتاب جامعه شناسی و جامعه شناس برترِ قرن بیستم، در کنفرانسی ارائه و سپس در سایت رسمیاش منتشر کرد. در نظرسنجی از مشارکت کنندگان که اعضای انجمن هستند، خواسته شده است تا ۱۰ کتاب برتر در جامعه شناسی را معرفی کنند.
۴۵۵ نفر از ۲۷۸۵ نفر اعضای انجمن (۱۶ درصد) در این پیمایش مشارکت کردند. ۷/۲۷ درصد (۱۲۶ نفر) از ایشان زن و ۳/۷۲ درصد (۲۳۹ نفر) مرد هستند.
🔸۱۰ کتاب برتر عبارتند از: ۱٫ اقتصاد و جامعه اثر ماکس وبر؛ ۲٫ تخیل جامعه شناختی اثر چارلز رایت میلز؛ ۳٫ نظریۀ اجتماعی و ساختار اجتماعی اثر رابرت کی. مرتون؛ ۴٫ اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری اثر ماکس وبر ؛۵٫ ساخت اجتماعی واقعیت اثر برگر و لاکمن؛ ۶٫ تمایز: نقد اجتماعی قضاوتهای ذوقی اثر پیر بوردیو؛ ۷٫ فرایند متمدنشدن اثر نوربرت الیاس؛ ۸٫ نظریۀ کنش ارتباطی اثر یورگن هابرماس؛ ۹٫ ساختار کنش اجتماعی اثر تالکوت پارسونز؛ ۱۰٫ نمود خود در زندگی روزمره اثر اروینگ گافمن.
🔸فهرست ۱۰ نفرۀ زنان (در واقع ۹ نفره) عبارتاند از: ۱٫ ماکس وبر؛ ۲٫ چارلز رایت میلز؛ ۳٫ آنتونی گیدنز؛ ۴٫ اروینگ گافمن؛ ۵٫ پیتر برگر؛ ۶٫ پیر بوردیو؛ ۷٫توماس لاکمن؛ ۸٫ نوربرت الیاس؛ ۹٫ امیل دورکیم؛ ۱۰٫ این رتبه خالی است!
🔸فهرست ۱۰ نفرۀ مردان: ۱٫ ماکس وبر؛ ۲٫ تالکوت پارسونز؛ ۳٫ پیر بوردیو؛ ۴٫ چارلز رایت میلز؛ ۵٫ یورگن هابرماس؛ ۶٫ رابرت کی مرتون؛ ۷٫ امیل دورکیم؛ ۸٫ پیتر برگر؛ ۹٫ آنتونی گیدنز؛ ۱۰٫ توماس لاکمن.
🔸در فهرست انتخابی زنان خبری از پارسونز و هابرماس نیست و در فهرست انتخابی مردان، اروینگ گافمن و نوربرت الیاس جایی ندارند. تفاوت بارز دیگر، آنتونی گیدنز است که در فهرست انتخابی زنان رتبۀ ۳ و در فهرست انتخابی مردان رتبۀ ۹ را گرفته است. در اینجا هم شدت یا تراکم رأیها آشکار است. زنان به انتخاب اول (وبر) ۲۵ درصد و تا انتخاب ۹ از ۱۹ تا ۹ درصد رأی دادهاند؛ مردان به انتخاب اول (وبر) ۴۱ درصد و تا انتخاب ۱۰، از ۱۷ تا ۱۰ درصد رای دادهاند.
📖 بردار علوم انسانی
◇◇◇◇◇
♦️ باشگاه اندیشه؛ فرصتی برای آزاداندیشی 👇
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD8PyleRbBTN2G5eCQ
کجا نذری بدهیم یا کجا نذری بخوریم؟
عباس کاظمی
@varijkazemi
در آبان 1394 در مجله اندیشه پویا مقاله ای نوشتم( مجدد در کانال باز نشر می کنم) با عنوان جنبش غذای نذری که مورد نقد و مناقشه زیادی قرار گرفته بود. در آنجا استدلال کردم که اگرچه غذای نذری همیشه در فرهنگ شیعی حضور داشته است اما به تدریج جای خود را در میان مراسم باز کرده است و دوگانه «مراسم- غذا »جای خود را به «غذا- مراسم » داده است. در برخی شکلهای جدید تر ما با پدیده «غذای بدون مراسم » نیز مواجه هستیم، مانند خانه ها و مکان هایی که در روزهای آخر دهه محرم صرفا غذا می دهند و ما با صفهای نذری بی شماری مواجه می شویم. استدلال این بود که غذا فی نفسه برای خود عاملیت یاقته است و هستند مردمی که بدون توجه به مناسک از طریق غذا خود را به پدیده ای چون محرم مرتبط می کنند. در برخی موارد غذا آنقدر نقش مهمی پیدا می کند که جنبشی را در زندگی روزانه در ایام محرم حول خود پدید می اورد، آیینی خاص خود که شامل ایستادن در صف، جمع کردن غذا از اینجا و آنجا و در نهایت خوردن غذا در خیابان یا در منزل را پدید می اورد و سایتهایی چون سایت نذری یاب نیز مسیری آسانتر را برای پیدا کردن غذاهای نذری پدید اورده است. این سایت مکانهای توزیع نذری را برای شهروندان روشن ساخته است و استقبال خوبی از سوی مردم را در پی داشته است.
در حالی که «سایت نذری یاب »مقوم چیزی به عنوان عطش خوردن نذری است بهتر بود سایتی درست می شد تا مشخص می کرد ما نذری های خود را کجاها توزیع کنیم؟ در کدام نقاط شهری نیازمندان بیشتری وجود دارند که به غذا محتاجند؟ محل تجمع کارتن خوابها و خیابان خوابها کجاست؟ چه محلاتی از شهر بیشتر به غذا نیاز خواهند داشت که نذری دهندگان غذاهایشان را بعد از طبخ در انجا توزیع کنند؟
نمی گویم که غذای نذری باید صرفا در میان نیازمندان توزیع شود، می دانم که برای برخی افراد غذای نذری با مقوله شفا و برای برخی دیگر با مقوله انجام مناسک دینی گره خورده است اما متاسفانه در پخش غذای نذری برای گروههای نیازمند اولویت قایل نیستیم، ما فراموش می کنیم وقتی یخچالهای مان از غذاهای نذری پر است، نیازمندانی در گوشه شهر به هر دلیلی غذایی در سفره ندارند.
بیاید غذاهای نذری خود را به فقرا توزیع کنیم، بیاید نذری خوردن را به شکمچرانی تقلیل ندهیم. بیاید سایتهایی طراحی کنیم و از طریق آن محلات و اماکن ( خیریه ها . سازمانهای نگهداری افراد نیازمند) نیازمند را شناسایی کنیم و غذاهای نذری خود را در انجا توزیع کنیم.
عباس کاظمی
@varijkazemi
در انتشار و اشتراک گذاری این مطلب برای کمک به نیازمندان بکوشیم
#یاد_داشت
عباس کاظمی
@varijkazemi
در آبان 1394 در مجله اندیشه پویا مقاله ای نوشتم( مجدد در کانال باز نشر می کنم) با عنوان جنبش غذای نذری که مورد نقد و مناقشه زیادی قرار گرفته بود. در آنجا استدلال کردم که اگرچه غذای نذری همیشه در فرهنگ شیعی حضور داشته است اما به تدریج جای خود را در میان مراسم باز کرده است و دوگانه «مراسم- غذا »جای خود را به «غذا- مراسم » داده است. در برخی شکلهای جدید تر ما با پدیده «غذای بدون مراسم » نیز مواجه هستیم، مانند خانه ها و مکان هایی که در روزهای آخر دهه محرم صرفا غذا می دهند و ما با صفهای نذری بی شماری مواجه می شویم. استدلال این بود که غذا فی نفسه برای خود عاملیت یاقته است و هستند مردمی که بدون توجه به مناسک از طریق غذا خود را به پدیده ای چون محرم مرتبط می کنند. در برخی موارد غذا آنقدر نقش مهمی پیدا می کند که جنبشی را در زندگی روزانه در ایام محرم حول خود پدید می اورد، آیینی خاص خود که شامل ایستادن در صف، جمع کردن غذا از اینجا و آنجا و در نهایت خوردن غذا در خیابان یا در منزل را پدید می اورد و سایتهایی چون سایت نذری یاب نیز مسیری آسانتر را برای پیدا کردن غذاهای نذری پدید اورده است. این سایت مکانهای توزیع نذری را برای شهروندان روشن ساخته است و استقبال خوبی از سوی مردم را در پی داشته است.
در حالی که «سایت نذری یاب »مقوم چیزی به عنوان عطش خوردن نذری است بهتر بود سایتی درست می شد تا مشخص می کرد ما نذری های خود را کجاها توزیع کنیم؟ در کدام نقاط شهری نیازمندان بیشتری وجود دارند که به غذا محتاجند؟ محل تجمع کارتن خوابها و خیابان خوابها کجاست؟ چه محلاتی از شهر بیشتر به غذا نیاز خواهند داشت که نذری دهندگان غذاهایشان را بعد از طبخ در انجا توزیع کنند؟
نمی گویم که غذای نذری باید صرفا در میان نیازمندان توزیع شود، می دانم که برای برخی افراد غذای نذری با مقوله شفا و برای برخی دیگر با مقوله انجام مناسک دینی گره خورده است اما متاسفانه در پخش غذای نذری برای گروههای نیازمند اولویت قایل نیستیم، ما فراموش می کنیم وقتی یخچالهای مان از غذاهای نذری پر است، نیازمندانی در گوشه شهر به هر دلیلی غذایی در سفره ندارند.
بیاید غذاهای نذری خود را به فقرا توزیع کنیم، بیاید نذری خوردن را به شکمچرانی تقلیل ندهیم. بیاید سایتهایی طراحی کنیم و از طریق آن محلات و اماکن ( خیریه ها . سازمانهای نگهداری افراد نیازمند) نیازمند را شناسایی کنیم و غذاهای نذری خود را در انجا توزیع کنیم.
عباس کاظمی
@varijkazemi
در انتشار و اشتراک گذاری این مطلب برای کمک به نیازمندان بکوشیم
#یاد_داشت
Forwarded from نیما
جنبش_غذای_نذری_یا_شورش_تاسوعا_و.pdf
136.4 KB
نقد دكتر مهرايين بر مقاله ى جنبش غذاى نذرى
Forwarded from Ali
کارگاههای فرهنگ سواد و مطالعات سوادآموزی
گروه «مطالعات آموزشی» انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، در قالب برگزاری دورههای کارگاهی «جامعه، فرهنگ و آموزش» که در دو دستهی کارگاههای نگرشی و کارگاههای مهارتی مبتنی بر طرحهای پژوهشی و از میان نمونههای موفق برگزار شده در تهران و شهرستانها انتخاب شدهاند، کارگاههای «فرهنگ سواد و مطالعات سوادآموزی» را با ارائهی حسن احمدی و با زمانبندی زیر در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار میکند:
کارگاه «رویکردهای سوادآموزی»: 18 مهر 1396 – ساعت 17 تا 19
(Phonics – Whole Language – Balanced Approach)
کارگاه «روایتشناسی»: 25 مهر 1396 – ساعت 17 تا 19
کارگاه «بلندخوانی تعاملی»: 2 آبان 1396 – ساعت 17 تا 19
علاقمندان به شرکت در این کارگاههای آموزشی میتوانند برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبتنام با دفتر انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات(021-88338952) تماس بگیرند.
گروه «مطالعات آموزشی» انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، در قالب برگزاری دورههای کارگاهی «جامعه، فرهنگ و آموزش» که در دو دستهی کارگاههای نگرشی و کارگاههای مهارتی مبتنی بر طرحهای پژوهشی و از میان نمونههای موفق برگزار شده در تهران و شهرستانها انتخاب شدهاند، کارگاههای «فرهنگ سواد و مطالعات سوادآموزی» را با ارائهی حسن احمدی و با زمانبندی زیر در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار میکند:
کارگاه «رویکردهای سوادآموزی»: 18 مهر 1396 – ساعت 17 تا 19
(Phonics – Whole Language – Balanced Approach)
کارگاه «روایتشناسی»: 25 مهر 1396 – ساعت 17 تا 19
کارگاه «بلندخوانی تعاملی»: 2 آبان 1396 – ساعت 17 تا 19
علاقمندان به شرکت در این کارگاههای آموزشی میتوانند برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبتنام با دفتر انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات(021-88338952) تماس بگیرند.
Forwarded from مؤسسهٔ رحمان
🍀🍀🍀همزمان با دهمین سالگرد تاسیس مؤسسه رحمان برگزار می شود: نخستین همایش ملی "امید اجتماعی در ایران"
زمان: اسفند ۱۳۹۶ @rahmaninstitute
زمان: اسفند ۱۳۹۶ @rahmaninstitute
Forwarded from انتشارات فرهنگ جاوید
چاپ چهارم «پرسهزنی و زندگی روزمرۀ ایرانی» و چاپ سوم «امر روزمره در جامعۀ پساانقلابی» به زودى بر روى پیشخانها.
•ارسال به تمام نقاط كشور•
تلفن دفتر فروش: ٦٦٤٨١٦٣٧
@farhangejavidpub
•ارسال به تمام نقاط كشور•
تلفن دفتر فروش: ٦٦٤٨١٦٣٧
@farhangejavidpub
Forwarded from دین و فلسفه/عظیم محمودآبادی
حيات تهيدستان شهري در ايران با سخنراني فاطمه صادقي و محمد مالجو
غفلت علوم اجتماعي
صادقی: زيستهاي غيررسمي عبارتند از وضعيتهايي كه بيرون از حكومتمندي قرار ميگيرند و غيرمجاز، ناقاعدهمند، بيرون از چارچوب و حتي غيرآبرومندند. ويژگي مهم ديگر زيست غيررسمي نامريي بودن آن است، زيرا غايت قصواي حكومتمندي در همه جاي جهان از جمله در ايران اين است كه دولت (state) ميخواهد رفتارها را مريي كند و در نتيجه هر چه ذيل دستگاه سراسربين (panoptical) دولت قرار نگيرد، غيررسمي تلقي ميشود. بنابراين رسمي بودن و غيررسمي بودن با مريي بودن و نامريي بودن پيوند دارد...
مالجو: افرادي كه مطلقا از سه منبع اصلي قدرت يعني سرمايه مادي، دانش و مهارت انساني واجد ارزش مبادله در بازار كار و اقتدار سازماني خواه در نهاد دولت و خواه در ساير نهادها نابرخوردار هستند، تهيدستان هستند. يعني توزيع قدرت در جامعه به گونهاي بوده كه بخشي از جامعه از اين سه منبع قدرت نابرخوردار هستند و در نتيجه مثل طبقه كارگر براي تامين معاش ناگزير از عرضه نيروي كار در بازار هستند، با اين تفاوت كه طبقه كارگر در قياس با تهيدستان شهري درجه بالاتري از دانش و مهارت دارد...
متن کامل این گزارش را می توانید در لینک زیر ببینید؛
http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=826&PageNO=7
"سياستنامه" صفحه اي از روزنامه "اعتماد" است كه به فلسفه، تاريخ، سياست و جامعه شناسي مي پردازد.
https://telegram.me/siyasatnamehetemad
دبير؛ عظيم محمودآبادي
خبرنگاران؛محسن آزموده و عاطفه شمس
آدرس تلگرام دبير صفحه؛
@azimmahmoodabady
غفلت علوم اجتماعي
صادقی: زيستهاي غيررسمي عبارتند از وضعيتهايي كه بيرون از حكومتمندي قرار ميگيرند و غيرمجاز، ناقاعدهمند، بيرون از چارچوب و حتي غيرآبرومندند. ويژگي مهم ديگر زيست غيررسمي نامريي بودن آن است، زيرا غايت قصواي حكومتمندي در همه جاي جهان از جمله در ايران اين است كه دولت (state) ميخواهد رفتارها را مريي كند و در نتيجه هر چه ذيل دستگاه سراسربين (panoptical) دولت قرار نگيرد، غيررسمي تلقي ميشود. بنابراين رسمي بودن و غيررسمي بودن با مريي بودن و نامريي بودن پيوند دارد...
مالجو: افرادي كه مطلقا از سه منبع اصلي قدرت يعني سرمايه مادي، دانش و مهارت انساني واجد ارزش مبادله در بازار كار و اقتدار سازماني خواه در نهاد دولت و خواه در ساير نهادها نابرخوردار هستند، تهيدستان هستند. يعني توزيع قدرت در جامعه به گونهاي بوده كه بخشي از جامعه از اين سه منبع قدرت نابرخوردار هستند و در نتيجه مثل طبقه كارگر براي تامين معاش ناگزير از عرضه نيروي كار در بازار هستند، با اين تفاوت كه طبقه كارگر در قياس با تهيدستان شهري درجه بالاتري از دانش و مهارت دارد...
متن کامل این گزارش را می توانید در لینک زیر ببینید؛
http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=826&PageNO=7
"سياستنامه" صفحه اي از روزنامه "اعتماد" است كه به فلسفه، تاريخ، سياست و جامعه شناسي مي پردازد.
https://telegram.me/siyasatnamehetemad
دبير؛ عظيم محمودآبادي
خبرنگاران؛محسن آزموده و عاطفه شمس
آدرس تلگرام دبير صفحه؛
@azimmahmoodabady
www.etemadnewspaper.ir
روزنامه اعتماد
روزنامه اعتماد,اعتماد, Etemad
چاپ دوم کتاب مطالعات فرهنگی دانشگاهی بزودی توسط انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر می شود. این کتاب جریان مطالعات فرهنگی در دانشگاههای ایران را در دهه 80 شمسی مورد بررسی انتقادی قرار داده است.برای نوشتن این کتاب کلیه پایان نامه های دانشجویی این رشته و کلیه مقالات چاپ شده در دو مجله تحقیقات فرهنگی و مجله مطالعات فرهنگی و ارتباطات مطالعه شده اند. همین طور با تعدادی از فارغ التحصیلان این رشته و استادان و مدرسان دانشگاهی مصاحبه شده است.
تحقیق ما نشان داد که نه تنها مطالعات متنی در تحقیقات ایرانی غالب است بلکه این تحقیقات معطوف به طبقات متوسط بالای شهری است. این در حالی است که طبقات متوسط پایین و طبقات کارگری به کل مورد غفلت قرار گرفته است.
در سالهای اخیر مطالعات فرهنگی به خصوص در دانشگاه علم و فرهنگ رویکرد خود را تغییر داده است و تلاش کرده است به کل برنامه درسی خود را متحول کند و توجه بیشتری به موضوعات مورد نیاز جامعه کند. یکی از جهت گیری های جدید را می توان در موضوعات تحقیقاتی معطوف به فرودستان شهری ملاحظه کرد.
تحقیق ما نشان داد که نه تنها مطالعات متنی در تحقیقات ایرانی غالب است بلکه این تحقیقات معطوف به طبقات متوسط بالای شهری است. این در حالی است که طبقات متوسط پایین و طبقات کارگری به کل مورد غفلت قرار گرفته است.
در سالهای اخیر مطالعات فرهنگی به خصوص در دانشگاه علم و فرهنگ رویکرد خود را تغییر داده است و تلاش کرده است به کل برنامه درسی خود را متحول کند و توجه بیشتری به موضوعات مورد نیاز جامعه کند. یکی از جهت گیری های جدید را می توان در موضوعات تحقیقاتی معطوف به فرودستان شهری ملاحظه کرد.
گزارش جلسه اول نظریه و سفر
عباس کاظمی
@varijkazemi
نظریه ها به خصوص نظریه های علوم اجتماعی درواقع نگاهی خیره به واقعیت هستند یعنی همیشه از زاویه ای و عینکی خاص به واقعیت می نگرند و شکل جدیدی از واقعیت را برای ما می آفرینند. اما داستان وقتی جالب تر می شود که بدانیم ما هم به نظریه ها نگاهی خیره داریم، گاهی تصور می کنیم آنها ما را بهتر از خودمان توضیح می دهند، گاهی برای آنها نقشی استعلائی قائل می شویم.گاهی غافل می شویم که نظریه ها از زمینه هایی برخاسته اند که بیشتر توضیح دهنده همان وضعیت هستند و چندان مناسب اوضاع و احوال ما نیستند. اما این سخن به معنای قیاس ناپذیر بودن فرهنگ ها هم نیست. برای اینکه یک نظریه ای برای مقصدی جدید توضیح پذیر باشد نباید به عنوان توریست در آنجا حضور یابد بلکه باید تلاش کنید مقیم شود، پاسپورت کشور مقصد را بگیرد و در نهایت بتواند بر اساس شرایط جدید اقامتی خود را تعدیل کند.
بر مبنای این توضیحات، در جلسه اول، ابتدا به این پرداختیم که چرا سفر استعاره خوبی برای تامل در باب نظریه هاست. برای تشریح این داستان به بوطیقا و سیاست سفر پرداختیم تا از طریق تامل در اصطلاح سفر رابطه اش را با بحث نظریه فهم کنیم. برای توضیح، هم ریشه لغت سفر که با درد و رنج و مشقت همراه است را تشریح کردیم و همه به بسترهای ایرانی اسلامی سفر که با تحول نفس گره خورده است اشاره شده است. سپس کتاب خارج پاول فوسل تشریح شد و به گونه های متفاوت مسافر، توریست و کاشف پرداخته شد. در نهایت رابطه این مباحث با نظریه به عنوان سفر و نظریه پرداز به عنوان مسافر شرح داده شد. اینکه نظریه پردازی جدید تا چه اندازه به نگاه توریستی و چه اندازه به نگاه ماجراجویانه ی یک کاشف نیاز دارد مورد بحث قرار گرفت؟ بحث پایانی ما در خصوص مناقشه در مفهوم خانه و مکان در سفر است، یعنی تحولی که امروزه در نتیجه تحولات جهانی برای ما پدید آمده، چه پیامدی برای نظریه پردازای داشته است؟ اینکه دیگر سفر ضروتا به معنای دور شدن از خانه و بازگشت مجدد بدان نیست بلکه مفاهیمی چون آوارگی، تبعید و بی خانمانی اساسا معنای جدیدی از سفر را برای ما فراهم کرده است. چنین تحولی نظریه پردازی خانه محور، جنسیت محور و اروپایی مدار را به چالش کشیده است.
جلسه آینده به شرح دو مقالات ادوارد سعید در خصوص سفر نظریه ها اختصاص خواهد داشت و بعد تر به مناقشاتی که حول نظریه او شکل گرفته است خواهیم پرداخت.
برای شرکت در این درسگفتار یا از طریق سایت موسسه پرسش اقدام کنید یا حضوری در کلاس ثبت نام کنید.
http://qporsesh.com
در صورت داشتن سوال با لینک زیر در تماس باشید
@Abbasvarijkazemi
عباس کاظمی
@varijkazemi
نظریه ها به خصوص نظریه های علوم اجتماعی درواقع نگاهی خیره به واقعیت هستند یعنی همیشه از زاویه ای و عینکی خاص به واقعیت می نگرند و شکل جدیدی از واقعیت را برای ما می آفرینند. اما داستان وقتی جالب تر می شود که بدانیم ما هم به نظریه ها نگاهی خیره داریم، گاهی تصور می کنیم آنها ما را بهتر از خودمان توضیح می دهند، گاهی برای آنها نقشی استعلائی قائل می شویم.گاهی غافل می شویم که نظریه ها از زمینه هایی برخاسته اند که بیشتر توضیح دهنده همان وضعیت هستند و چندان مناسب اوضاع و احوال ما نیستند. اما این سخن به معنای قیاس ناپذیر بودن فرهنگ ها هم نیست. برای اینکه یک نظریه ای برای مقصدی جدید توضیح پذیر باشد نباید به عنوان توریست در آنجا حضور یابد بلکه باید تلاش کنید مقیم شود، پاسپورت کشور مقصد را بگیرد و در نهایت بتواند بر اساس شرایط جدید اقامتی خود را تعدیل کند.
بر مبنای این توضیحات، در جلسه اول، ابتدا به این پرداختیم که چرا سفر استعاره خوبی برای تامل در باب نظریه هاست. برای تشریح این داستان به بوطیقا و سیاست سفر پرداختیم تا از طریق تامل در اصطلاح سفر رابطه اش را با بحث نظریه فهم کنیم. برای توضیح، هم ریشه لغت سفر که با درد و رنج و مشقت همراه است را تشریح کردیم و همه به بسترهای ایرانی اسلامی سفر که با تحول نفس گره خورده است اشاره شده است. سپس کتاب خارج پاول فوسل تشریح شد و به گونه های متفاوت مسافر، توریست و کاشف پرداخته شد. در نهایت رابطه این مباحث با نظریه به عنوان سفر و نظریه پرداز به عنوان مسافر شرح داده شد. اینکه نظریه پردازی جدید تا چه اندازه به نگاه توریستی و چه اندازه به نگاه ماجراجویانه ی یک کاشف نیاز دارد مورد بحث قرار گرفت؟ بحث پایانی ما در خصوص مناقشه در مفهوم خانه و مکان در سفر است، یعنی تحولی که امروزه در نتیجه تحولات جهانی برای ما پدید آمده، چه پیامدی برای نظریه پردازای داشته است؟ اینکه دیگر سفر ضروتا به معنای دور شدن از خانه و بازگشت مجدد بدان نیست بلکه مفاهیمی چون آوارگی، تبعید و بی خانمانی اساسا معنای جدیدی از سفر را برای ما فراهم کرده است. چنین تحولی نظریه پردازی خانه محور، جنسیت محور و اروپایی مدار را به چالش کشیده است.
جلسه آینده به شرح دو مقالات ادوارد سعید در خصوص سفر نظریه ها اختصاص خواهد داشت و بعد تر به مناقشاتی که حول نظریه او شکل گرفته است خواهیم پرداخت.
برای شرکت در این درسگفتار یا از طریق سایت موسسه پرسش اقدام کنید یا حضوری در کلاس ثبت نام کنید.
http://qporsesh.com
در صورت داشتن سوال با لینک زیر در تماس باشید
@Abbasvarijkazemi