کجا نذری بدهیم یا کجا نذری بخوریم؟
عباس کاظمی
@varijkazemi
در آبان 1394 در مجله اندیشه پویا مقاله ای نوشتم( مجدد در کانال باز نشر می کنم) با عنوان جنبش غذای نذری که مورد نقد و مناقشه زیادی قرار گرفته بود. در آنجا استدلال کردم که اگرچه غذای نذری همیشه در فرهنگ شیعی حضور داشته است اما به تدریج جای خود را در میان مراسم باز کرده است و دوگانه «مراسم- غذا »جای خود را به «غذا- مراسم » داده است. در برخی شکلهای جدید تر ما با پدیده «غذای بدون مراسم » نیز مواجه هستیم، مانند خانه ها و مکان هایی که در روزهای آخر دهه محرم صرفا غذا می دهند و ما با صفهای نذری بی شماری مواجه می شویم. استدلال این بود که غذا فی نفسه برای خود عاملیت یاقته است و هستند مردمی که بدون توجه به مناسک از طریق غذا خود را به پدیده ای چون محرم مرتبط می کنند. در برخی موارد غذا آنقدر نقش مهمی پیدا می کند که جنبشی را در زندگی روزانه در ایام محرم حول خود پدید می اورد، آیینی خاص خود که شامل ایستادن در صف، جمع کردن غذا از اینجا و آنجا و در نهایت خوردن غذا در خیابان یا در منزل را پدید می اورد و سایتهایی چون سایت نذری یاب نیز مسیری آسانتر را برای پیدا کردن غذاهای نذری پدید اورده است. این سایت مکانهای توزیع نذری را برای شهروندان روشن ساخته است و استقبال خوبی از سوی مردم را در پی داشته است.
در حالی که «سایت نذری یاب »مقوم چیزی به عنوان عطش خوردن نذری است بهتر بود سایتی درست می شد تا مشخص می کرد ما نذری های خود را کجاها توزیع کنیم؟ در کدام نقاط شهری نیازمندان بیشتری وجود دارند که به غذا محتاجند؟ محل تجمع کارتن خوابها و خیابان خوابها کجاست؟ چه محلاتی از شهر بیشتر به غذا نیاز خواهند داشت که نذری دهندگان غذاهایشان را بعد از طبخ در انجا توزیع کنند؟
نمی گویم که غذای نذری باید صرفا در میان نیازمندان توزیع شود، می دانم که برای برخی افراد غذای نذری با مقوله شفا و برای برخی دیگر با مقوله انجام مناسک دینی گره خورده است اما متاسفانه در پخش غذای نذری برای گروههای نیازمند اولویت قایل نیستیم، ما فراموش می کنیم وقتی یخچالهای مان از غذاهای نذری پر است، نیازمندانی در گوشه شهر به هر دلیلی غذایی در سفره ندارند.
بیاید غذاهای نذری خود را به فقرا توزیع کنیم، بیاید نذری خوردن را به شکمچرانی تقلیل ندهیم. بیاید سایتهایی طراحی کنیم و از طریق آن محلات و اماکن ( خیریه ها . سازمانهای نگهداری افراد نیازمند) نیازمند را شناسایی کنیم و غذاهای نذری خود را در انجا توزیع کنیم.
عباس کاظمی
@varijkazemi
در انتشار و اشتراک گذاری این مطلب برای کمک به نیازمندان بکوشیم
#یاد_داشت
عباس کاظمی
@varijkazemi
در آبان 1394 در مجله اندیشه پویا مقاله ای نوشتم( مجدد در کانال باز نشر می کنم) با عنوان جنبش غذای نذری که مورد نقد و مناقشه زیادی قرار گرفته بود. در آنجا استدلال کردم که اگرچه غذای نذری همیشه در فرهنگ شیعی حضور داشته است اما به تدریج جای خود را در میان مراسم باز کرده است و دوگانه «مراسم- غذا »جای خود را به «غذا- مراسم » داده است. در برخی شکلهای جدید تر ما با پدیده «غذای بدون مراسم » نیز مواجه هستیم، مانند خانه ها و مکان هایی که در روزهای آخر دهه محرم صرفا غذا می دهند و ما با صفهای نذری بی شماری مواجه می شویم. استدلال این بود که غذا فی نفسه برای خود عاملیت یاقته است و هستند مردمی که بدون توجه به مناسک از طریق غذا خود را به پدیده ای چون محرم مرتبط می کنند. در برخی موارد غذا آنقدر نقش مهمی پیدا می کند که جنبشی را در زندگی روزانه در ایام محرم حول خود پدید می اورد، آیینی خاص خود که شامل ایستادن در صف، جمع کردن غذا از اینجا و آنجا و در نهایت خوردن غذا در خیابان یا در منزل را پدید می اورد و سایتهایی چون سایت نذری یاب نیز مسیری آسانتر را برای پیدا کردن غذاهای نذری پدید اورده است. این سایت مکانهای توزیع نذری را برای شهروندان روشن ساخته است و استقبال خوبی از سوی مردم را در پی داشته است.
در حالی که «سایت نذری یاب »مقوم چیزی به عنوان عطش خوردن نذری است بهتر بود سایتی درست می شد تا مشخص می کرد ما نذری های خود را کجاها توزیع کنیم؟ در کدام نقاط شهری نیازمندان بیشتری وجود دارند که به غذا محتاجند؟ محل تجمع کارتن خوابها و خیابان خوابها کجاست؟ چه محلاتی از شهر بیشتر به غذا نیاز خواهند داشت که نذری دهندگان غذاهایشان را بعد از طبخ در انجا توزیع کنند؟
نمی گویم که غذای نذری باید صرفا در میان نیازمندان توزیع شود، می دانم که برای برخی افراد غذای نذری با مقوله شفا و برای برخی دیگر با مقوله انجام مناسک دینی گره خورده است اما متاسفانه در پخش غذای نذری برای گروههای نیازمند اولویت قایل نیستیم، ما فراموش می کنیم وقتی یخچالهای مان از غذاهای نذری پر است، نیازمندانی در گوشه شهر به هر دلیلی غذایی در سفره ندارند.
بیاید غذاهای نذری خود را به فقرا توزیع کنیم، بیاید نذری خوردن را به شکمچرانی تقلیل ندهیم. بیاید سایتهایی طراحی کنیم و از طریق آن محلات و اماکن ( خیریه ها . سازمانهای نگهداری افراد نیازمند) نیازمند را شناسایی کنیم و غذاهای نذری خود را در انجا توزیع کنیم.
عباس کاظمی
@varijkazemi
در انتشار و اشتراک گذاری این مطلب برای کمک به نیازمندان بکوشیم
#یاد_داشت
Forwarded from نیما
جنبش_غذای_نذری_یا_شورش_تاسوعا_و.pdf
136.4 KB
نقد دكتر مهرايين بر مقاله ى جنبش غذاى نذرى
Forwarded from Ali
کارگاههای فرهنگ سواد و مطالعات سوادآموزی
گروه «مطالعات آموزشی» انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، در قالب برگزاری دورههای کارگاهی «جامعه، فرهنگ و آموزش» که در دو دستهی کارگاههای نگرشی و کارگاههای مهارتی مبتنی بر طرحهای پژوهشی و از میان نمونههای موفق برگزار شده در تهران و شهرستانها انتخاب شدهاند، کارگاههای «فرهنگ سواد و مطالعات سوادآموزی» را با ارائهی حسن احمدی و با زمانبندی زیر در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار میکند:
کارگاه «رویکردهای سوادآموزی»: 18 مهر 1396 – ساعت 17 تا 19
(Phonics – Whole Language – Balanced Approach)
کارگاه «روایتشناسی»: 25 مهر 1396 – ساعت 17 تا 19
کارگاه «بلندخوانی تعاملی»: 2 آبان 1396 – ساعت 17 تا 19
علاقمندان به شرکت در این کارگاههای آموزشی میتوانند برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبتنام با دفتر انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات(021-88338952) تماس بگیرند.
گروه «مطالعات آموزشی» انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، در قالب برگزاری دورههای کارگاهی «جامعه، فرهنگ و آموزش» که در دو دستهی کارگاههای نگرشی و کارگاههای مهارتی مبتنی بر طرحهای پژوهشی و از میان نمونههای موفق برگزار شده در تهران و شهرستانها انتخاب شدهاند، کارگاههای «فرهنگ سواد و مطالعات سوادآموزی» را با ارائهی حسن احمدی و با زمانبندی زیر در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار میکند:
کارگاه «رویکردهای سوادآموزی»: 18 مهر 1396 – ساعت 17 تا 19
(Phonics – Whole Language – Balanced Approach)
کارگاه «روایتشناسی»: 25 مهر 1396 – ساعت 17 تا 19
کارگاه «بلندخوانی تعاملی»: 2 آبان 1396 – ساعت 17 تا 19
علاقمندان به شرکت در این کارگاههای آموزشی میتوانند برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبتنام با دفتر انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات(021-88338952) تماس بگیرند.
Forwarded from مؤسسهٔ رحمان
🍀🍀🍀همزمان با دهمین سالگرد تاسیس مؤسسه رحمان برگزار می شود: نخستین همایش ملی "امید اجتماعی در ایران"
زمان: اسفند ۱۳۹۶ @rahmaninstitute
زمان: اسفند ۱۳۹۶ @rahmaninstitute
Forwarded from انتشارات فرهنگ جاوید
چاپ چهارم «پرسهزنی و زندگی روزمرۀ ایرانی» و چاپ سوم «امر روزمره در جامعۀ پساانقلابی» به زودى بر روى پیشخانها.
•ارسال به تمام نقاط كشور•
تلفن دفتر فروش: ٦٦٤٨١٦٣٧
@farhangejavidpub
•ارسال به تمام نقاط كشور•
تلفن دفتر فروش: ٦٦٤٨١٦٣٧
@farhangejavidpub
Forwarded from دین و فلسفه/عظیم محمودآبادی
حيات تهيدستان شهري در ايران با سخنراني فاطمه صادقي و محمد مالجو
غفلت علوم اجتماعي
صادقی: زيستهاي غيررسمي عبارتند از وضعيتهايي كه بيرون از حكومتمندي قرار ميگيرند و غيرمجاز، ناقاعدهمند، بيرون از چارچوب و حتي غيرآبرومندند. ويژگي مهم ديگر زيست غيررسمي نامريي بودن آن است، زيرا غايت قصواي حكومتمندي در همه جاي جهان از جمله در ايران اين است كه دولت (state) ميخواهد رفتارها را مريي كند و در نتيجه هر چه ذيل دستگاه سراسربين (panoptical) دولت قرار نگيرد، غيررسمي تلقي ميشود. بنابراين رسمي بودن و غيررسمي بودن با مريي بودن و نامريي بودن پيوند دارد...
مالجو: افرادي كه مطلقا از سه منبع اصلي قدرت يعني سرمايه مادي، دانش و مهارت انساني واجد ارزش مبادله در بازار كار و اقتدار سازماني خواه در نهاد دولت و خواه در ساير نهادها نابرخوردار هستند، تهيدستان هستند. يعني توزيع قدرت در جامعه به گونهاي بوده كه بخشي از جامعه از اين سه منبع قدرت نابرخوردار هستند و در نتيجه مثل طبقه كارگر براي تامين معاش ناگزير از عرضه نيروي كار در بازار هستند، با اين تفاوت كه طبقه كارگر در قياس با تهيدستان شهري درجه بالاتري از دانش و مهارت دارد...
متن کامل این گزارش را می توانید در لینک زیر ببینید؛
http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=826&PageNO=7
"سياستنامه" صفحه اي از روزنامه "اعتماد" است كه به فلسفه، تاريخ، سياست و جامعه شناسي مي پردازد.
https://telegram.me/siyasatnamehetemad
دبير؛ عظيم محمودآبادي
خبرنگاران؛محسن آزموده و عاطفه شمس
آدرس تلگرام دبير صفحه؛
@azimmahmoodabady
غفلت علوم اجتماعي
صادقی: زيستهاي غيررسمي عبارتند از وضعيتهايي كه بيرون از حكومتمندي قرار ميگيرند و غيرمجاز، ناقاعدهمند، بيرون از چارچوب و حتي غيرآبرومندند. ويژگي مهم ديگر زيست غيررسمي نامريي بودن آن است، زيرا غايت قصواي حكومتمندي در همه جاي جهان از جمله در ايران اين است كه دولت (state) ميخواهد رفتارها را مريي كند و در نتيجه هر چه ذيل دستگاه سراسربين (panoptical) دولت قرار نگيرد، غيررسمي تلقي ميشود. بنابراين رسمي بودن و غيررسمي بودن با مريي بودن و نامريي بودن پيوند دارد...
مالجو: افرادي كه مطلقا از سه منبع اصلي قدرت يعني سرمايه مادي، دانش و مهارت انساني واجد ارزش مبادله در بازار كار و اقتدار سازماني خواه در نهاد دولت و خواه در ساير نهادها نابرخوردار هستند، تهيدستان هستند. يعني توزيع قدرت در جامعه به گونهاي بوده كه بخشي از جامعه از اين سه منبع قدرت نابرخوردار هستند و در نتيجه مثل طبقه كارگر براي تامين معاش ناگزير از عرضه نيروي كار در بازار هستند، با اين تفاوت كه طبقه كارگر در قياس با تهيدستان شهري درجه بالاتري از دانش و مهارت دارد...
متن کامل این گزارش را می توانید در لینک زیر ببینید؛
http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=826&PageNO=7
"سياستنامه" صفحه اي از روزنامه "اعتماد" است كه به فلسفه، تاريخ، سياست و جامعه شناسي مي پردازد.
https://telegram.me/siyasatnamehetemad
دبير؛ عظيم محمودآبادي
خبرنگاران؛محسن آزموده و عاطفه شمس
آدرس تلگرام دبير صفحه؛
@azimmahmoodabady
www.etemadnewspaper.ir
روزنامه اعتماد
روزنامه اعتماد,اعتماد, Etemad
چاپ دوم کتاب مطالعات فرهنگی دانشگاهی بزودی توسط انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر می شود. این کتاب جریان مطالعات فرهنگی در دانشگاههای ایران را در دهه 80 شمسی مورد بررسی انتقادی قرار داده است.برای نوشتن این کتاب کلیه پایان نامه های دانشجویی این رشته و کلیه مقالات چاپ شده در دو مجله تحقیقات فرهنگی و مجله مطالعات فرهنگی و ارتباطات مطالعه شده اند. همین طور با تعدادی از فارغ التحصیلان این رشته و استادان و مدرسان دانشگاهی مصاحبه شده است.
تحقیق ما نشان داد که نه تنها مطالعات متنی در تحقیقات ایرانی غالب است بلکه این تحقیقات معطوف به طبقات متوسط بالای شهری است. این در حالی است که طبقات متوسط پایین و طبقات کارگری به کل مورد غفلت قرار گرفته است.
در سالهای اخیر مطالعات فرهنگی به خصوص در دانشگاه علم و فرهنگ رویکرد خود را تغییر داده است و تلاش کرده است به کل برنامه درسی خود را متحول کند و توجه بیشتری به موضوعات مورد نیاز جامعه کند. یکی از جهت گیری های جدید را می توان در موضوعات تحقیقاتی معطوف به فرودستان شهری ملاحظه کرد.
تحقیق ما نشان داد که نه تنها مطالعات متنی در تحقیقات ایرانی غالب است بلکه این تحقیقات معطوف به طبقات متوسط بالای شهری است. این در حالی است که طبقات متوسط پایین و طبقات کارگری به کل مورد غفلت قرار گرفته است.
در سالهای اخیر مطالعات فرهنگی به خصوص در دانشگاه علم و فرهنگ رویکرد خود را تغییر داده است و تلاش کرده است به کل برنامه درسی خود را متحول کند و توجه بیشتری به موضوعات مورد نیاز جامعه کند. یکی از جهت گیری های جدید را می توان در موضوعات تحقیقاتی معطوف به فرودستان شهری ملاحظه کرد.
گزارش جلسه اول نظریه و سفر
عباس کاظمی
@varijkazemi
نظریه ها به خصوص نظریه های علوم اجتماعی درواقع نگاهی خیره به واقعیت هستند یعنی همیشه از زاویه ای و عینکی خاص به واقعیت می نگرند و شکل جدیدی از واقعیت را برای ما می آفرینند. اما داستان وقتی جالب تر می شود که بدانیم ما هم به نظریه ها نگاهی خیره داریم، گاهی تصور می کنیم آنها ما را بهتر از خودمان توضیح می دهند، گاهی برای آنها نقشی استعلائی قائل می شویم.گاهی غافل می شویم که نظریه ها از زمینه هایی برخاسته اند که بیشتر توضیح دهنده همان وضعیت هستند و چندان مناسب اوضاع و احوال ما نیستند. اما این سخن به معنای قیاس ناپذیر بودن فرهنگ ها هم نیست. برای اینکه یک نظریه ای برای مقصدی جدید توضیح پذیر باشد نباید به عنوان توریست در آنجا حضور یابد بلکه باید تلاش کنید مقیم شود، پاسپورت کشور مقصد را بگیرد و در نهایت بتواند بر اساس شرایط جدید اقامتی خود را تعدیل کند.
بر مبنای این توضیحات، در جلسه اول، ابتدا به این پرداختیم که چرا سفر استعاره خوبی برای تامل در باب نظریه هاست. برای تشریح این داستان به بوطیقا و سیاست سفر پرداختیم تا از طریق تامل در اصطلاح سفر رابطه اش را با بحث نظریه فهم کنیم. برای توضیح، هم ریشه لغت سفر که با درد و رنج و مشقت همراه است را تشریح کردیم و همه به بسترهای ایرانی اسلامی سفر که با تحول نفس گره خورده است اشاره شده است. سپس کتاب خارج پاول فوسل تشریح شد و به گونه های متفاوت مسافر، توریست و کاشف پرداخته شد. در نهایت رابطه این مباحث با نظریه به عنوان سفر و نظریه پرداز به عنوان مسافر شرح داده شد. اینکه نظریه پردازی جدید تا چه اندازه به نگاه توریستی و چه اندازه به نگاه ماجراجویانه ی یک کاشف نیاز دارد مورد بحث قرار گرفت؟ بحث پایانی ما در خصوص مناقشه در مفهوم خانه و مکان در سفر است، یعنی تحولی که امروزه در نتیجه تحولات جهانی برای ما پدید آمده، چه پیامدی برای نظریه پردازای داشته است؟ اینکه دیگر سفر ضروتا به معنای دور شدن از خانه و بازگشت مجدد بدان نیست بلکه مفاهیمی چون آوارگی، تبعید و بی خانمانی اساسا معنای جدیدی از سفر را برای ما فراهم کرده است. چنین تحولی نظریه پردازی خانه محور، جنسیت محور و اروپایی مدار را به چالش کشیده است.
جلسه آینده به شرح دو مقالات ادوارد سعید در خصوص سفر نظریه ها اختصاص خواهد داشت و بعد تر به مناقشاتی که حول نظریه او شکل گرفته است خواهیم پرداخت.
برای شرکت در این درسگفتار یا از طریق سایت موسسه پرسش اقدام کنید یا حضوری در کلاس ثبت نام کنید.
http://qporsesh.com
در صورت داشتن سوال با لینک زیر در تماس باشید
@Abbasvarijkazemi
عباس کاظمی
@varijkazemi
نظریه ها به خصوص نظریه های علوم اجتماعی درواقع نگاهی خیره به واقعیت هستند یعنی همیشه از زاویه ای و عینکی خاص به واقعیت می نگرند و شکل جدیدی از واقعیت را برای ما می آفرینند. اما داستان وقتی جالب تر می شود که بدانیم ما هم به نظریه ها نگاهی خیره داریم، گاهی تصور می کنیم آنها ما را بهتر از خودمان توضیح می دهند، گاهی برای آنها نقشی استعلائی قائل می شویم.گاهی غافل می شویم که نظریه ها از زمینه هایی برخاسته اند که بیشتر توضیح دهنده همان وضعیت هستند و چندان مناسب اوضاع و احوال ما نیستند. اما این سخن به معنای قیاس ناپذیر بودن فرهنگ ها هم نیست. برای اینکه یک نظریه ای برای مقصدی جدید توضیح پذیر باشد نباید به عنوان توریست در آنجا حضور یابد بلکه باید تلاش کنید مقیم شود، پاسپورت کشور مقصد را بگیرد و در نهایت بتواند بر اساس شرایط جدید اقامتی خود را تعدیل کند.
بر مبنای این توضیحات، در جلسه اول، ابتدا به این پرداختیم که چرا سفر استعاره خوبی برای تامل در باب نظریه هاست. برای تشریح این داستان به بوطیقا و سیاست سفر پرداختیم تا از طریق تامل در اصطلاح سفر رابطه اش را با بحث نظریه فهم کنیم. برای توضیح، هم ریشه لغت سفر که با درد و رنج و مشقت همراه است را تشریح کردیم و همه به بسترهای ایرانی اسلامی سفر که با تحول نفس گره خورده است اشاره شده است. سپس کتاب خارج پاول فوسل تشریح شد و به گونه های متفاوت مسافر، توریست و کاشف پرداخته شد. در نهایت رابطه این مباحث با نظریه به عنوان سفر و نظریه پرداز به عنوان مسافر شرح داده شد. اینکه نظریه پردازی جدید تا چه اندازه به نگاه توریستی و چه اندازه به نگاه ماجراجویانه ی یک کاشف نیاز دارد مورد بحث قرار گرفت؟ بحث پایانی ما در خصوص مناقشه در مفهوم خانه و مکان در سفر است، یعنی تحولی که امروزه در نتیجه تحولات جهانی برای ما پدید آمده، چه پیامدی برای نظریه پردازای داشته است؟ اینکه دیگر سفر ضروتا به معنای دور شدن از خانه و بازگشت مجدد بدان نیست بلکه مفاهیمی چون آوارگی، تبعید و بی خانمانی اساسا معنای جدیدی از سفر را برای ما فراهم کرده است. چنین تحولی نظریه پردازی خانه محور، جنسیت محور و اروپایی مدار را به چالش کشیده است.
جلسه آینده به شرح دو مقالات ادوارد سعید در خصوص سفر نظریه ها اختصاص خواهد داشت و بعد تر به مناقشاتی که حول نظریه او شکل گرفته است خواهیم پرداخت.
برای شرکت در این درسگفتار یا از طریق سایت موسسه پرسش اقدام کنید یا حضوری در کلاس ثبت نام کنید.
http://qporsesh.com
در صورت داشتن سوال با لینک زیر در تماس باشید
@Abbasvarijkazemi
موسسه تبادلات آکادمیک آلمان (دآآد) برای اولین بار، وبینار 2 روزه ای را جهت معرفی دانشگاه های آلمان برگزار می کند. علاقمندان به تحصیل در آلمان می توانند در این سری وبینارها که به زبان انگلیسی برگزار خواهد شد شرکت نمایند. در این وبینار 13 دانشگاه و موسسه آموزش عالی در آلمان به معرفی برنامه های تحصیلی خود می پردازند. شرکت کنندگان این امکان را دارند سوالات خود را در زمینه ی تحصیل و تحقیق در این دانشگاه ها مطرح کنند و اطلاعات لازم را از کارشناسان حاضر در وبینار دریافت نمایند.زمان برگزاری: 3 و 4 آبان ماه 1396، ساعت 16:00
Forwarded from DAAD Teheran
Forwarded from کلاسهای آزادفکری
📝جایگاه کلاس درس در دانشگاه ایرانی | مقدمه #عباس_کاظمی بر کتاب پژوهشی «مطالعات فرهنگی و اجتماعی کلاس درس دانشگاهی»
🔷کلاس عرصه ای چندبعدی و در ساده ترین شکلی، دریچهای است برای فهم تحولات، تغییرات و به طورکلی آنچه در دانشگاه های ما می گذرد. آموزش عالی و دانشگاه های ما حول کلاس های درس معنا می یابند، استادان برای تدریس در کلاس استخدام می شوند و از آن طریق مورد ارزیابی قرار می گیرند و دانشجویان از طریق حضور در کلاس درس، دوره های تحصیلی خود را می گذرانند.
🔷اگر این حلقه، یعنی کلاس درسی به درستی کار نکند، دانشگاه ها در تولید متخصصین و همچنین تولید دانش، دچار مشکل میشوند، اما این یک بعد از فهم تجربه کلاس درس در دانشگاه ها است، یعنی کلاس ها به عنوان عرصه یادگیری و آموزش.
🔷کلاس ها، گاهی به عنوان فرصتی دیده می شوند که از طریق آنها مدرک های دانشگاهی کسب می شوند، یعنی کلاسی، به معنای جایگاه دریافت نمره و در نهایت، کسب مدرک.
🔷تجاری شدن علم و سیاست، انبوه سازی دانشجو در ایران موضوع دشوار بازار کار، کلاس های درسی را تنها به مناسک گذار و محل عبور از درس ها و گرفتن نمره تبدیل کرده است. در عین حال برای برخی حضور در کلاس، تنها بخشی از فرایند کسب منزلت، یعنی زیستن ذیل نام دانشجو و دریافت مدرک است، به این معنا، کلاس جنبه اقتصادی ندارد، بلکه نوعی برساختن منزلت فرهنگی است که از طریق حضور در آن و گذراندن واحدها ممکن می شود.
🔷کلاس ها، همچنین قلمروهایی هستند که از طریق آنها، فضاهای اجتماعی جدیدی تولید می شوند،دانشجویانی که از شهرهای کوچک و بزرگ می آیند، حضور در دانشگاه ها و همچنین در کلاس را بخشی از فضای میانیای می بینند که تجربه بالغ شدن و جوانی خود را در آن طی می کنند. هویت های جدیدی شکل می گیرد، نگرش ها و شبکه های ارتباطی جدیدی به وجود می آید. همه کسانی که کلاس درس را به عنوان فضایی اجتماعی مطالعه می کنند، به خلق تعاملات اجتماعی، شبکه ها، روابط، و در نتیجه برساخته شدن هویت های جدید می پردازند.
🔷کلاس در این دیدگاه، صرفاً عرصه یادگیری و تبادل دانش نیست، بلکه قلمرو جامعه پذیری و اجتماعی شدن است.
🔷و در پایان، چهارمین رویکرد ما به کلاس درس این است که کلاس به عنوان فضایی مرتبط با کلیت جامعه ایرانی دیده شوند. کلاس ها بخشی از فضای کلی جامعه هستند و بنابراین میتوان شکلی های روابط و تغییرات فرهنگی در جامعه را از طریق کلاس مطالعه کرد. چگونه از طریق مطالعه کلاس های درس می توان درباره جامعه در حال تغییر ایران تأمل کرد؟ چگونه فضاهای کلاس های درس می توانند بخشی از فرایند بازتولید فرهنگ حاکم در ایران در نظر گرفته شوند؟
📸 l1l.ir/2mv0
@azadfekriclasses
🔷کلاس عرصه ای چندبعدی و در ساده ترین شکلی، دریچهای است برای فهم تحولات، تغییرات و به طورکلی آنچه در دانشگاه های ما می گذرد. آموزش عالی و دانشگاه های ما حول کلاس های درس معنا می یابند، استادان برای تدریس در کلاس استخدام می شوند و از آن طریق مورد ارزیابی قرار می گیرند و دانشجویان از طریق حضور در کلاس درس، دوره های تحصیلی خود را می گذرانند.
🔷اگر این حلقه، یعنی کلاس درسی به درستی کار نکند، دانشگاه ها در تولید متخصصین و همچنین تولید دانش، دچار مشکل میشوند، اما این یک بعد از فهم تجربه کلاس درس در دانشگاه ها است، یعنی کلاس ها به عنوان عرصه یادگیری و آموزش.
🔷کلاس ها، گاهی به عنوان فرصتی دیده می شوند که از طریق آنها مدرک های دانشگاهی کسب می شوند، یعنی کلاسی، به معنای جایگاه دریافت نمره و در نهایت، کسب مدرک.
🔷تجاری شدن علم و سیاست، انبوه سازی دانشجو در ایران موضوع دشوار بازار کار، کلاس های درسی را تنها به مناسک گذار و محل عبور از درس ها و گرفتن نمره تبدیل کرده است. در عین حال برای برخی حضور در کلاس، تنها بخشی از فرایند کسب منزلت، یعنی زیستن ذیل نام دانشجو و دریافت مدرک است، به این معنا، کلاس جنبه اقتصادی ندارد، بلکه نوعی برساختن منزلت فرهنگی است که از طریق حضور در آن و گذراندن واحدها ممکن می شود.
🔷کلاس ها، همچنین قلمروهایی هستند که از طریق آنها، فضاهای اجتماعی جدیدی تولید می شوند،دانشجویانی که از شهرهای کوچک و بزرگ می آیند، حضور در دانشگاه ها و همچنین در کلاس را بخشی از فضای میانیای می بینند که تجربه بالغ شدن و جوانی خود را در آن طی می کنند. هویت های جدیدی شکل می گیرد، نگرش ها و شبکه های ارتباطی جدیدی به وجود می آید. همه کسانی که کلاس درس را به عنوان فضایی اجتماعی مطالعه می کنند، به خلق تعاملات اجتماعی، شبکه ها، روابط، و در نتیجه برساخته شدن هویت های جدید می پردازند.
🔷کلاس در این دیدگاه، صرفاً عرصه یادگیری و تبادل دانش نیست، بلکه قلمرو جامعه پذیری و اجتماعی شدن است.
🔷و در پایان، چهارمین رویکرد ما به کلاس درس این است که کلاس به عنوان فضایی مرتبط با کلیت جامعه ایرانی دیده شوند. کلاس ها بخشی از فضای کلی جامعه هستند و بنابراین میتوان شکلی های روابط و تغییرات فرهنگی در جامعه را از طریق کلاس مطالعه کرد. چگونه از طریق مطالعه کلاس های درس می توان درباره جامعه در حال تغییر ایران تأمل کرد؟ چگونه فضاهای کلاس های درس می توانند بخشی از فرایند بازتولید فرهنگ حاکم در ایران در نظر گرفته شوند؟
📸 l1l.ir/2mv0
@azadfekriclasses