تنها زندگی کردن مزایای بسیاری دارد.
اولیش همین است که استرس چندانی بابت هیچ اتفاقی به آدم وارد نمیشود!
مثلاً آدم غذا را میسوزاند یا خراب میکند و به هیچ جایش نیست.
نقل مکان و تنها زندگی نکردن اما اولین استرسش احمقانه بود.
از آن لحظه ای که تصمیم گرفتم غذا بپزم، دو ساعت گذشته است.
در تمام این دو ساعت استرس این را دارم که همخانه ی بنده خدا بیدار شود و ببیند اولین باری که آشپزی را به من سپرده، غذا خوب نشده است!
@abitpsycho
اولیش همین است که استرس چندانی بابت هیچ اتفاقی به آدم وارد نمیشود!
مثلاً آدم غذا را میسوزاند یا خراب میکند و به هیچ جایش نیست.
نقل مکان و تنها زندگی نکردن اما اولین استرسش احمقانه بود.
از آن لحظه ای که تصمیم گرفتم غذا بپزم، دو ساعت گذشته است.
در تمام این دو ساعت استرس این را دارم که همخانه ی بنده خدا بیدار شود و ببیند اولین باری که آشپزی را به من سپرده، غذا خوب نشده است!
@abitpsycho
کَسپِر سیم موسم را جویده است، سیم ها اتصالی کرده اند و بورد موس سوخته است.
حالا من مانده ام بدون موس و با بغض به کسپر نگاه میکنم و میگویم کاش دستم را جویده بودی گربه ی چموش!
@abitpsycho
حالا من مانده ام بدون موس و با بغض به کسپر نگاه میکنم و میگویم کاش دستم را جویده بودی گربه ی چموش!
@abitpsycho
بعید میدانم امروز گرمترین روز سال بوده باشد، اما احتمالا از طولانی ترین روزها و گرمترین روزهای امسال بود.
ساعت ۲ ظهر زیر آفتاب نشسته بودم حوالی چهارراه ولیعصر و قهوه داغ میخوردم و از آن لذت هم میبردم.
چه انتظار دیگری دارید؟
@abitpsycho
ساعت ۲ ظهر زیر آفتاب نشسته بودم حوالی چهارراه ولیعصر و قهوه داغ میخوردم و از آن لذت هم میبردم.
چه انتظار دیگری دارید؟
@abitpsycho
تا آن جایی که من میدانم، تا چند نسل قبل اعضای خانواده و فامیل کسی اهل هلند نبوده و شاید اینطور بنظر میرسد که این مسئله مستقیما ارتباطی با عکس دخترخاله ی کوچک من نداشته باشد و ندارد هم.
مایا، روزی ۱۰-۱۵ بار به سختی خودش را از پله های آشپرخانه میکشد بالا، میرود آن جا مینشیند و همانطور که در عکس مشخص است، انگشت اشاره اش را میگذارد در سوراخی که کف آشپزخانه است!
پطروس، هلندی بود.
@abitpsycho
مایا، روزی ۱۰-۱۵ بار به سختی خودش را از پله های آشپرخانه میکشد بالا، میرود آن جا مینشیند و همانطور که در عکس مشخص است، انگشت اشاره اش را میگذارد در سوراخی که کف آشپزخانه است!
پطروس، هلندی بود.
@abitpsycho
امروز نکته ی غم انگیزی را متوجه شدم که تا این لحظه به آن توجه نکرده بودم.
از زمانی که دیگر در حال تحصیل نباشی (یا اگر باشی و شاغل هم باشی) تابستان دیگر معنایی ندارد.
هیچ تعطیلی ۲-۳ ماهه ای پیش رویت نیست و تابستان هم میرویم سر کار!
همه اش میرویم سر کار!
@abitpsycho
از زمانی که دیگر در حال تحصیل نباشی (یا اگر باشی و شاغل هم باشی) تابستان دیگر معنایی ندارد.
هیچ تعطیلی ۲-۳ ماهه ای پیش رویت نیست و تابستان هم میرویم سر کار!
همه اش میرویم سر کار!
@abitpsycho
بنظرم رسید که چند ساعتیست هیچ حرفی برای گفتن ندارم یا به هیچ چیز خاصی فکر نمیکنم.
ساعت ۷ بیدار شده بودم.
ساعت ۱۰ روی صندلی کنار اپن آشپزخانه نشسته بودم، در حالی که به دقت پنیر را روی سطح نان پخش میکردم، به کَسپِر نگاه کردم که پرید رو مبل، از آن طرفش پایین آمد و با سرعت به سمت پنجره رفت.
باز دوید و خودش را جا کرد زیر مبل.
همه ی آن تحرک بی هدف، بی دلیل و بی نتیجه بود.
ف. چهارزانو روی اُپن منتظر نشسته بود و نانش را آماده کرده بود، تا بالاخره من در برابر صاف کردن سطح پنیر بر روی نان تسلیم شوم و کارد به دستش برسد.
به این فکر کردم که پنیر روی نان صاف باشد یا نه، دو دقیقه بعد هیچ اثر بخصوصی از آن صافی سطح وجود ندارد و من هم درگیر ocd یا چنین چیزی نیستم که صاف نبودنش آزارم بدهد.
کارد را به ف. دادم.
به کَسپِر فکر کردم و به خودم.
@abitpsycho
ساعت ۷ بیدار شده بودم.
ساعت ۱۰ روی صندلی کنار اپن آشپزخانه نشسته بودم، در حالی که به دقت پنیر را روی سطح نان پخش میکردم، به کَسپِر نگاه کردم که پرید رو مبل، از آن طرفش پایین آمد و با سرعت به سمت پنجره رفت.
باز دوید و خودش را جا کرد زیر مبل.
همه ی آن تحرک بی هدف، بی دلیل و بی نتیجه بود.
ف. چهارزانو روی اُپن منتظر نشسته بود و نانش را آماده کرده بود، تا بالاخره من در برابر صاف کردن سطح پنیر بر روی نان تسلیم شوم و کارد به دستش برسد.
به این فکر کردم که پنیر روی نان صاف باشد یا نه، دو دقیقه بعد هیچ اثر بخصوصی از آن صافی سطح وجود ندارد و من هم درگیر ocd یا چنین چیزی نیستم که صاف نبودنش آزارم بدهد.
کارد را به ف. دادم.
به کَسپِر فکر کردم و به خودم.
@abitpsycho
در زندگی فکر میکنم دو بار پیش آمده باشد که در حد کمتر از چند ثانیه تاخیر داشته باشم برای حاضر شدن سر قرار و در اسکیل میلی ثانیه آن تایم باشم.
یک بارش مصاحبه کاری بود.
@abitpsycho
یک بارش مصاحبه کاری بود.
@abitpsycho
تا قبل از ۱۷-۱۸ سالگی ام همیشه گوشی موبایلم یک نسل قدیمی تر از دیگران بود.
هر زمان که با امکانات جدید گوشی اطرافیانم مواجه میشدم، یا بازی جدید یا نرم افزاری را در گوشی کسی میدیدم، متوجه میشدم که گوشی من ورژن قدیمی تری از آن هاست.
مثلا در سال ۲۰۱۴, من گوشی ۲۰۱۲ داشتم و همیشه تکنولوژی های یک یا دو سال قبلتر را داشتم.
این اتفاق آنقدر برایم تکرار شده بود که هنوز تصور میکنم نهایتا بتوانم کووید-۱۷ بگیرم و در مخیله ام مبتلا شدن به کووید-۱۹ نمیگنجد.
@abitpsycho
هر زمان که با امکانات جدید گوشی اطرافیانم مواجه میشدم، یا بازی جدید یا نرم افزاری را در گوشی کسی میدیدم، متوجه میشدم که گوشی من ورژن قدیمی تری از آن هاست.
مثلا در سال ۲۰۱۴, من گوشی ۲۰۱۲ داشتم و همیشه تکنولوژی های یک یا دو سال قبلتر را داشتم.
این اتفاق آنقدر برایم تکرار شده بود که هنوز تصور میکنم نهایتا بتوانم کووید-۱۷ بگیرم و در مخیله ام مبتلا شدن به کووید-۱۹ نمیگنجد.
@abitpsycho
متاسفانه همخانه ام شوخی های من را درک نمیکند.
مثلا دیشب که گفته بود موقع آمدن دو تا موز بگیر و من سه تا موز گرفتم و به خانه رفتم، متوجه شوخی ام نشد.
@abitpsycho
مثلا دیشب که گفته بود موقع آمدن دو تا موز بگیر و من سه تا موز گرفتم و به خانه رفتم، متوجه شوخی ام نشد.
@abitpsycho
فکر میکنم ف. کرونا گرفته باشد.
علائمی مثل خستگی و تب و سرفه و عطسه ندارد!
و از خانه هم بیرون نمیرود، اما از غذاهایی که میپزد اینطور بر میآید که طعم و بوی غذا ها را حس نمیکند که این یکی از علائم اصلی کروناست!
@abitpsycho
علائمی مثل خستگی و تب و سرفه و عطسه ندارد!
و از خانه هم بیرون نمیرود، اما از غذاهایی که میپزد اینطور بر میآید که طعم و بوی غذا ها را حس نمیکند که این یکی از علائم اصلی کروناست!
@abitpsycho
چند وقت پیش یه پروژه خیلی خوب داشتم که بابتش ساعتی ۲میلیون و صد میگرفتم.
فقط بدیش این بود که کاره دو دقیقه طول کشید.
@abitpsycho
فقط بدیش این بود که کاره دو دقیقه طول کشید.
@abitpsycho
🔥1
موی بلند من برای هرکس فایده نداشت، برای دوستانم خوب بود.
هرکدام که موی بلند در خانه شان پیدا میشود با خیال راحت توجیه میکنند که «موی آرشامه!»
برفرض که من موهایم بلند است و همه جا هم میروم و موهایم هم میریزند.
اما باور کنید موی من سبز نیست!
@abitpsycho
هرکدام که موی بلند در خانه شان پیدا میشود با خیال راحت توجیه میکنند که «موی آرشامه!»
برفرض که من موهایم بلند است و همه جا هم میروم و موهایم هم میریزند.
اما باور کنید موی من سبز نیست!
@abitpsycho