آرشام می‌گوید: – Telegram
آرشام می‌گوید:
287 subscribers
381 photos
69 videos
6 files
29 links
مستی بهانه کردم و چندان گریستم...تا کس نداندم که
گرفتار چیستم...
@arsham76

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6a4df3052e

توییتر:
Sad_Rend
Download Telegram
در زندگی فکر میکنم دو بار پیش آمده باشد که در حد کمتر از چند ثانیه تاخیر داشته باشم برای حاضر شدن سر قرار و در اسکیل میلی ثانیه آن تایم باشم.

یک بارش مصاحبه کاری بود.

@abitpsycho
تا قبل از ۱۷-۱۸ سالگی ام همیشه گوشی موبایلم یک نسل قدیمی تر از دیگران بود.

هر زمان که با امکانات جدید گوشی اطرافیانم مواجه میشدم، یا بازی جدید یا نرم افزاری را در گوشی کسی می‌دیدم، متوجه میشدم که گوشی من ورژن قدیمی تری از آن هاست.

مثلا در سال ۲۰۱۴, من گوشی ۲۰۱۲ داشتم و همیشه تکنولوژی های یک یا دو سال قبلتر را داشتم.

این اتفاق آنقدر برایم تکرار شده بود که هنوز تصور میکنم نهایتا بتوانم کووید-۱۷ بگیرم و در مخیله ام مبتلا شدن به کووید-۱۹ نمی‌گنجد.

@abitpsycho
متاسفانه همخانه ام شوخی های من را درک نمیکند.
مثلا دیشب که گفته بود موقع آمدن دو تا موز بگیر و من سه تا موز گرفتم و به خانه رفتم، متوجه شوخی ام نشد.

@abitpsycho
«که هستم من آن تک درختی که در پای طوفان نشسته...»

@abitpsycho
آرشام می‌گوید:
Voice message
دلم برای اتاقمان در خوابگاه تنگ شده است.

@abitpsycho
فکر میکنم ف. کرونا گرفته باشد.

علائمی مثل خستگی و تب و سرفه و عطسه ندارد!
و از خانه هم بیرون نمیرود، اما از غذاهایی که می‌پزد اینطور بر می‌آید که طعم و بوی غذا ها را حس نمیکند که این یکی از علائم اصلی کروناست!

@abitpsycho
‏چند وقت پیش یه پروژه خیلی خوب داشتم که بابتش ساعتی ۲میلیون و صد میگرفتم.

فقط بدیش این بود که کاره دو دقیقه طول کشید.

@abitpsycho
‏من یه آلارم دارم که روش تایپ کردم: «اگه بیدار نشی به گا میری.»

و هرروز هم بیدار نمیشم‌.

@abitpsycho
🔥1
‏موی بلند من برای هرکس فایده نداشت، برای دوستانم خوب بود.

هرکدام که موی بلند در خانه شان پیدا میشود با خیال راحت توجیه میکنند که «موی آرشامه!»

برفرض که من موهایم بلند است و همه جا هم میروم و موهایم هم میریزند.

اما باور کنید موی من سبز نیست!

@abitpsycho
امروز احتمالا از آخرین روزهاییست که با ف. زندگی میکنم.

قرارداد خانه ی جدید را برای ۱۵ ام این ماه نوشتیم و این برای من معنیش این است که نهایتا تا چند روز بعد از ۱۵ ام باید در آن جا ساکن شوم.
هرچه باشد و نباشد قرار است اجاره اش را بدهیم و وقتی در اسکیل «میلیون تومان» از پولتان را که به هزار ضرب و زور در می‌آورید و اصلا هم ناقابل نیست بخواهید اجاره بدهید، منطقیست که حتی کار و زندگیتان را تعطیل کنید و در خانه بچپید و خودتان را به دیوارهایش بمالید اصلا!
چه رسد به این که در زودترین حال ممکن در آن جا ساکن شوی.
و من هم آدم منطقی ای هستم و هرچه زودتر به خانه جدید می‌روم اگرچه وسایل ندارد هنوز و نمی‌دانم هم چه وقت و چطور قرار است داشته باشد!

و همه این ها ذره ای تاثیر بر خیار پوست کندن ف. برای صبحانه ندارد و خیارش را پوست می‌کند.
چای را دم کرده ام، در لیوان میریزم‌ و روی اپن میگذارم.

ف. با بشقاب خیار و گوجه می آید مینشیند روی اپن.
شروع میکند به لقمه گرفتن و خیار و گوجه چیدن روی پنیر.
لیوان چای جلویم است و نگاهم به اسکرین گوشیست و مشغول تایپ کردنم.

ف. میگوید: صبحانه که نمیخوری، چاییتو بخور، سرد شد. سرت تو گوشیه کله صبح!

و علیرغم تمام احترامی که برای تک تکتان قائلم، حق را به ف. میدهم و تایپ کردن را سریعتر تمام میکنم اگرچه هنوز به هسته ی اصلی آن چه که داشتم می‌نوشتم نرسیده بودم حتی!

چای سرد چه فایده دارد؟
«آدم چای ای را می‌خورد که به شاشیدنش بیرزد»

@abitpsycho
Forwarded from ExDa
شور و هیجان زندگی با زبتون چین چین.
[زندگی خرج داره بهرحال]
ترکمانچایم را پس میدی یا چی؟

@abitpsycho
‏اول عینک گرد میزنن بعد چپ میشن یا اول چپ میشن بعد عینک گرد میزنن؟

@abitpsycho
اولین گام من برای چپ شدن اما عینک گرد خریدن نه، که اتفاقاً شروع مبارزه با سرمایه داریست و همچنین تلاش برای ایجاد همدلی میان مردم!

احتمالا از این که مصرف گرایی از بارز ترین نمودهای زندگی در دنیای سرمایه داریست آگاهی دارید و یکی از راه های مبارزه با مصرف گرایی تلاش برای کمتر خریدن کالای نو است.

که این ها همه به این معنی نیست که برای خرید هر کالای نویی پول داشته باشم و انتخابم لزوما نخریدن آن باشد‌ که به استفاده و خریدن کالای دست دوم روی بیاورم!


از سوی دیگری خانه ی جدید، اسباب میخواهد!

حالا همه ی این ها را که کنار هم بگذاریم،
میتوانم اینجا اعلام کنم که اگر چپ نیستید هم کالای اضافی خانه تان را دور نیندازید و قبلش یک پیامی چیزی بدهید و به من بگویید، شاید چیزی در خانه نیاز داشته باشم که شما به آن نیاز ندارید!

@abitpsycho
من خرم!
امروز عصر به آرمین زنگ زدم.
سلام و احوالپرسی که کردم، هرچه فکر کردم یادم نمی‌آمد که چرا زنگ زدم، مطمئن بودم کار مهمی داشتم!
در آن لحظه چون در محل کار بودم، فکر کردم باید چیزی مربوط به کار بوده باشد، برای این که نگویم یادم رفت چرا زنگ زدم، یک چیزی پیدا کردم و گفتم.

تا همین لحظه یادم نبود چرا زنگ زده بودم و من خرم.

تولد این نازنین مرد را میخواستم تبریک بگویم و پای تلفن یادم رفت!
شما که نمیشناسیدش هم این روز را میمون بدانید.

آرمین یک دانه است و انشالله که خدا زیادش نکند، همینطور یک دانه بماند و خوب و خوش و سالم و سرحال و موفق باشد و مثل من خر نباشد.

@abitpsycho
Forwarded from ExDa
وضعیت خونه جوریه که حداقل ۳ تا کوزت تمام وقت و چند تا بَرده بصورت پاره وقت لازمه تا تمیز بشه.
قسمت مورد علاقه ام از خونه.

@abitpsycho
بازنمایی از ابتدای تاریخ در رابطه با امور بیرونی و آشنا در حافظه ی بصری انسان است و تا اواخر دوره ی پست امپرسیونیستی ادامه پیدا کرد و در نیمه ی قرن بیستم به شیوه ای متفاوت در آمریکا و انگلستان نمایان شد.
پس از جنگ های جهانی اول و دوم این شیوه ی بازنمایی در هنر اکسپرسیونیست انتزاعی آمریکا در آثار افرادی چون جکسون پولاک و روتکو به مرحله ای جدید وارد شد.
میراث آن ها در میانه ی قرن بیستم به هنرمندان پاپ رسید و تا امروز همچنان در خلال آثار پست پاپ و هنرهای مفهومی جای خود را باز کرده است.

اینجا با دو اثر هنری متفاوت از دو هنرمند مواجه هستیم که یکی گونه ای از بازنمایی در اجراست که در بستری متفاوت به یادآور یک نشانه ی آشناست.

قلبی که تیر از آن رد شده است.

و یک اثر هنری که به بازنمایی و مستندسازی اجرای مذکور خلق شده است.
یکی از نکات قابل توجه در این اثر حضور دو هنرمند است.
اشاره به هنرمند اول تصویری از یک دست خلق کننده است.
اشاره ی کمرنگ تر اما در قالب تصویر نیست و بلکه خود اثر است که حضور عکاس را به صرف خلق شدن این اثر ثبت میکند.

@abitpsycho
سلامت همه آفاق در سلامت توست

به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

@abitpsycho
ولی ارمیا حقش نبود اول شه...

@abitpsycho
😁1
ولی من هیچوقت یادم نمیره، صبحی که نتایج کنکور اومد بابام زنگ زد رتبه ام رو پرسید.
با خوشحالی گفتم: هشتاد.
با ناراحتی گفت: اشکال نداره.

@abitpsycho