اشراق 🌿 – Telegram
اشراق 🌿
586 subscribers
695 photos
352 videos
14 files
67 links
علم از طریق خواندن به دست نمی آید! بلکه بر اثرِ اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل می شود.

@Salikaramian
Download Telegram
مورخ، آدم‌ها را براساسِ تاریخِ کنش‌ها و گفته ها و نوشته‌های‌شان بازمی‌آفریند: #تاریخ_هیاهو. اما کاش می‌شد تاریخِ سکوت هم داشت: چه کسی، چه زمانی، در چه شرایطی، چرا سکوت کرد؟

تاریخِ سکوت، صرفاً تاریخِ بی‌عملی نیست، چون سکوت انواعِ گوناگون دارد: سکوت به مثابۀ «گریز از کنش»، سکوت به مثابۀ «من نمی‌دانم»، و سکوت به مثابۀ «غرقه شدن در خویشتن».

با درنظر گرفتن این تفکیک، می‌توان سه نوع #تاریخ_سکوت نگاشت: تاریخِ سکوتِ سیاسی، تاریخِ سکوتِ فلسفی، و تاریخِ سکوتِ وجودی. من سکوت می‌کنم، پس «به نحوی آرام» هستم. صدای من در سکوتِ من شناور است.

#تاریخ_سکوت
#ابراهیم‌_سلطانی
@aeshraq
بدترین قرنها، قرنی است که در آن سیر اندیشه‌ها منقطع گردد و درهای مکاشفات بسته و راه‌های مشاهدات مسدود گردد...

#شهاب_الدین_سهروردی
#شیخ_اشراق🌿
@aeshraq
175-متاع_کوچک_دنیا
<unknown>
دنیا بد نیست! دنیا کم است.
مرحوم #علی_صفایی
@aeshraq
دنیای پیرامون ما، با سرعت، تغییر می کند. یک مصیبت، به سرعت، جایگزین مصیبتی دیگر می شود به طوری که بیشتر از یک لحظه، فرصت نداریم بابت پیروزی ها، به خود تبریک بگوییم.

#دیوانگی_در_بروکلین
#پل_استر
@aeshraq
وقتی واژه‌ها جواب نمی‌دهند، باید مُرد!

فلسفه دغدغه‌ای عقلانی است، اما زمانی چهرۀ جسمانی خود را نشان می‌دهد که فیلسوف برای ایده‌اش جان بدهد! اگر از آریستوفان، طنزپرداز یونانی، می‌پرسیدید سقراط چگونه آدمی است، برایتان فردی را تصویر می‌کرد که چنان از مسائل واقعیِ انسان‌ها دور است که بر «ابرها» راه می‌رود. برای انسان‌های امروزی هم، واژۀ #فیلسوف تداعی‌کنندۀ لفاظی‌های پرطمطراقی است که جز انتزاعیاتی پوچ چیزی به دیگران نمی‌دهد. واقعاً هم شاید این کلماتِ دهان‌پرکن کاری از پیش نبرند. اما فیلسوف نیز چندان از این ناکارآمدی بی‌خبر نیست، به همین خاطر جانش را کف دست می‌گیرد و به کوچه و بازار می‌آید.

این مقاله را در ترجمان بخوانید👇
tarjomaan.com/neveshtar/8609
@aeshraq
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک کمدین باهوش از آفریقای جنوبی، که خیلی جذاب و بی‌پرده، جریان استعمار انگلیس رو با زبان طنز بیان می‌کنه و انگلیسی‌ها هم تشویقش می کنن!!

#استند_آپ_کمدی
#ترور_نوا
@aeshraq
خلاصه، اون‌روز در پاریس، راننده‌های اتوبوس اعتصاب کرده بودند؛ لابد علیه اتوبوسا! ملت هم سرگردون توی کوچه و خیابون دربه‌در دنبال یه لقمه اتوبوس، بدون فحش دادن و بد و بیراه گفتن
گفتم که؛ اینجا اعتصاب بخشی از زندگی عادی مردمه.
به هر حال، من داشتم از این ماجرا به شدت متضرر می‌شدم. اون‌روز، روزِ جلسهٔ لابراتوار بود. من باید به هر شکلی بود خودم رو تا ساعت ۱۱ می‌رسوندم دانشگاه برای توضیح تزم. اما اتوبوس کجا بود؟
یک ‌دفعه چشمم افتاد به یه اتوبوس که جلوی روی همه اومد و صاف وایساد توی ایستگاه. راننده، اتوبوس رو خاموش کرد و سوت‌زنان از اتوبوس پیاده شد. رفتم جلو، سلام کردم، و گفتم: «عذر می‌خوام. امروز اتوبوس نیست؟» گفت: «نه؛ امروز اعتصابه.»
به عنوان یک ایرانی دوست داشتم بدونم اعتصاب برای چیه؛ به خصوص که داشتم متضرر می‌شدم و ناخواسته در زنجیرهٔ نتایج اعتصاب دخیل شده بودم. گفتم: «ببخشید، می‌شه بدونم برای چی راننده‌ها اعتصاب کرده‌ان؟» رانندهٔ اتوبوس یه نگاهی به من انداخت و گفت: «این یه موضوع مِلّیه. به خارجیا ارتباطی نداره.»
(آفرین ورپریده! از این حس ملی‌گرایی‌ت خیلی خوشم اومد بی‌تربیت!)
خب، دیگه چی باید می‌گفتم؟ هیچی! اما واقعاً این حس دوگانه‌ای که توی پرانتز نوشتم سراغم اومد. اگرچه جواب بی‌ادبانه‌ای بود، آفرین به این شخص که علیه دولتش هم که تحصن می‌کنه وقتی مقابل یه خارجی قرار می‌گیره بهش حق نمی‌ده که بخواد حتی وارد دعواهای ملی بشه. واقعاً از این کارش خیلی خوشم اومد. من اگه جای رئیسش بودم حتماً تشویقش می‌کردم.

#خاطرات_سفیر*
#نیلوفر_شادمهری

*خاطرات یک دختر ایرانی، که برای ادامه تحصیل به فرانسه می رود اما در فرانسه همه او را به عنوان نماینده ایران و مسئول جواب به سوالات شان درباره ایران و اسلام می دانند!
@aeshraq
پایم که رسید به #فرانسه، با اولین رفتارها و سؤال‌هایی که درباره حجابم می‌شد و به‌خصوص درباره وضعیت و شرایط ایران، متوجه شدم آنجا کسی من را نمی‌بیند. آن‌ که آن‌ها می‌دیدند و با او سر صحبت را باز می‌کردند یک مسلمان ایرانی بود؛ نه نیلوفر شادمهری. آن‌ها چیز زیادی از ایران نمی‌دانستند. اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، شناختی که از ایران داشتند فاصله زیادی حتی با #واقعیت داشت؛ چه رسد به #حقیقت.

و من شدم «ایران»! من باید پاسخگوی همه نقاط قوت و ضعف #ایران می‌بودم. انگار من مسئول همه شرایط و وقایع بودم. چاره‌ای نبود و البته از این ناچاری، ناراضی هم نبودم. من ناخواسته واسطه انتقال بخشی از اطلاعات شده بودم و این فرصتی بود تا آن‌طور که باید و شاید وظیفه‌ام را انجام دهم. تصمیم گرفته شده بود! من سفیر ایران بودم و حافظ منافع کشورم و مردمش.

#خاطرات_سفیر
#نیلوفر_شادمهری
@aeshraq
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه چون شکند، ساز می‌شویم

#مصطفی_قاضی_نظام_اراکی
@aeshraq
نیست در خشک و ترِ بیشه‌ٔ من کوتاهی
چوبِ هر نخل که منبر نشود، دار کُنم

#نظیری_نیشابوری
@aeshraq
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#انیمیشن Lou
محصول مشترک دیزنی و پیکسار
بسیار زیبا و مفهومی
@aeshraq
روزگاری بود و حزب توده‌ای بود و حرف و سخنی داشت و انقلابی می نمود و ضد استعمار حرف می زد و مدافع کارگران و دهقانان بود و چه دعویهای دیگر و چه شوری انگیخته بود و ما جوان بودیم و نمی دانستیم که سر نخ دست کیست و جوانی‌مان را می فرسودیم و تجربه می اندوختیم.

برای خود من، "اما" روزی شروع شد که مامور انتظامات یکی از تظاهرات حزبی بودم که به نفع ماموریت "کافتا رادزه" برای گرفتن [امتیاز] نفت شمال راه انداخته بودیم (سال ۲۳ یا ۲۴؟). از در حزب (خیابان فردوسی) تا چهار راه مخبر الدوله با بازوبند انتظامات چه فخرها که به خلق نفروختیم، اما اولِ شاه‌آباد، چشمم افتاد به کامیون‌های روسی پر از سرباز که ناظر و حامی تظاهر ما، کنار خیابان صف کشیده بودند که یک‌مرتبه جا خوردم و چنان خجالت کشیدم که تپیدم توی کوچه سید هاشم و بازو بند را سوت کردم.

#در_خدمت_و_خیانت_روشنفکران
#جلال_آل_احمد
@aeshraq
‏آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی
روزها شحنه و شـب باده فـروشند ه‍مه

#شفیعی_کدکنی
@aeshraq
Audio
حسن و محبوبه
نويسنده: #زهرا_مظاهری
خوانش: #فاطمه_نورانيان
@aeshraq
شب از خیالت در فغان، روز از غمت در زاری‌ام
دارم عجب روز و شبی، آن خواب و این بیداری‌ام

از کویت ای ناآشنا رفتم به صد حسرت، مگر
مایل شوی سوی وفا یا بی ‌وفا پنداری‌ام

بر دل خیال خنجرت چون بگذرد، از شوقِ او
خمیازه بگشاید ز هم لب‌های زخمِ کاری‌ام

بر جای باشد دعوی‌ام، هرچند جور افزون کنی
پاداشِ مهرم سوختن، کو مزدِ خدمتکاری‌ام؟

رنجورِ عشقم، شربتم باشد ز لعلِ آن صنم
شاید مسیحا تب کند از حسرتِ بیماری‌ام

باشد مَدارِ هستی‌ام چون سایه بر افتادگی
از من نمی‌مانَد اثر از خاک اگر برداری‌ام

گفتی که «عاشق» می‌کنم روزی علاجِ درد تو
مشکل برم روزی به‌سر، گر این‌چنین بگذاری‌ام

#عاشق_اصفهانی
@aeshraq
در آن دیار که هجران بُود، حیات نباشد

#وحشی
نیست در عالم ز هجران تلخ تر...
اگر جز تو سری دارم،
سزاوارِ سَرِ دارَم

#مولانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقا خره!
یکی باید باشه آدم رو از تنهایی در بیاره

#وضعیت_سفید
@aeshraq
حوزه علمیه... نقد روند حاکم

نگاه انتزاعی و ذهنی به مقوله دین و علمی کردن دین به معنای ذهنی شده آن و قطع هرگونه ارتباط فکری و تدبری بین بحوث حوزوی و واقعیت زندگی مردم که در سرتاسر دروس حوزه، از ادبیات عرب تا فقه و اصولش را شامل می شود سبب مهجوریت شیوخ دینی از یک طرف و پدیدار شدن تصوری غلط از دین در اذهان و انظار جامعه از طرف دیگر و در نتیجه عدم تبلور و ظهور حقیقت دین در میان ملت شده.

عوامل تاریخی و بسترهای زیست اجتماعی خاصی که در نجف و قم حاکم بوده و تا حدی هست در پدیدار شدن این جریان نقش بسزایی داشتند.

تحول عمیق اجتماعی در فرایند انقلاب اسلامی نیازمند برون‌رفت حوزه‌های به اصطلاح علمیه از وضعیت درون لاکی خود بود که این مهم متأسفانه واقع نشد و ما امروزه شاهد گسست عمیق نهادهای دولتی و اجتماعی از این نهاد دینی می باشیم.

یادداشت های استاد #عبدالله_جعفری👇
@samtebahar
در قم يک انقلاب مذهبی رخ خواهد داد. به عقيدة من رنسانس اسلامی از آن‌جا آغاز می‌شود؛ رنسانسی که اولين تحول آن در علم کلام است. من در حال حاضر، به‌ويژه در ميان طلبه‌ها، ارتداد زيادی می‌بينم؛ ارتداد به معنای از دست دادن امور تعبدی و ايمان. وقتی ايمان از دست برود، به طور خودکار مناسک هم از ميان می‌رود. تصور من این است که در آينده، ارتداد از خود طلبه‌ها آغاز می‌شود و اين همان اتفاقی است که در غرب هم برای کشيش‌ها رخ داد و منجر به رنسانس شد...

#ابراهیم_فیاض
https://goo.gl/drRFjB
@aeshraq