Annamorphin – Telegram
Annamorphin
23.6K subscribers
2.2K photos
37 videos
1 file
1.34K links
Download Telegram
نیلوفر آبی، ۱۹۰۰
از آلیس پایک بارنی
Waterlily, 1900
By Alice Pike Barney
Some Day
Blackfield
Some day
You will find a better place to stay
You'll never need to feel this way again
Again, again

Annamorphin
هنوز نمرده بودم، ولی داشتم به‌سرعت می‌گندیدم. کی توی این وضعیت نبود؟
همه‌مان مسافر این کشتی سوراخ بودیم و دل‌مان هم خوش بود که زنده‌ایم.

عامه پسند|چارلز بوکوفسکی
Shadows in Paradise, 2015 by Marianna Rothen
بدبختی، ۱۸۸۶
از کریستوبال روخاس
The Misery, 1886
By Cristóbal Rojas
از خودم می‌پرسم چرا گذشته را فراموش نمی‌کند؟ چرا نمی‌فهمد؟ چرا نمی‌بخشد؟
چرا ندارد. بعضی زخم‌ها هستند که جوش نمی‌خورند. مزمن می‌شوند و با گذشت زمان عمیق‌تر می‌شوند.

دو دنیا|گلی ترقی
From the undated series "Embrace"
By Eikoh Hosoe
این‌طور بارم آورده بودند که بترسم، از همه‌چیز، از بزرگ‌تر که مبادا بهش بربخورد، از کوچک‌تر که مبادا دلش بشکند، از دوست که مبادا برنجد و تنهایم بگذارد، از دشمن که مبادا برآشوبد و به سراغم بیاید.

هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها|رضا قاسمی
حرکت ارواح، ۱۸۹۰
از لوییس ولدن هاوکینز
Procession of Souls, 1890
By Louis Welden Hawkins
اینک دوباره شب
با آن همه سخاوت بی‌پایان
مانند یک رفیق فروتن
با من به سازش و مدارا
و من سرود کهنه‌ی خود را
که یک سرود ساده و تکراری‌ست
در گوش او به زمزمه می‌خوانم

ای شب...
ای آگه از تمامی اندوهم
من از تمام راز تو آگاهم
دیگر مرا نیاز به صبحی نیست
من خویش را کنار تو می‌خواهم

-هوشنگ چالنگی
Self-portraits by Zoé Hibert, Paris 2022
گریه، لغت گریه ساده است، نرم، دو هجایی. مثل هق‌هق آرام و ابدی، مثل وقتی که مست باشیم یا به بهانه‌ی مستی گریه می‌کنیم. گریه را به مستی بهانه کردن است. مثل همان شب که کید گریه کرده بود.

کریستین و کید|هوشنگ گلشیری
Simone Signoret and Yves Montand, Photographed by Paolo di Paolo, 1956.
Dar Hasrate Maah
Chaartaar
سوختم، سوختم من از غم
دل او پی یار دیگری بود
که عمر رویای من به سر رسید

@anamorphyn
عصر تابستانی در ریکیاویک، ۱۹۰۴
از تورارین بندیکت تورلاکسون
Summer Evening in Reykjavík, 1904
By Thorarin Benedikt Thorlaksson
تو، فرشته و نفرین من هستی؛ در حضورت به شوقی الهی می‌رسم و در غیابت، به جهنم سقوط می‌کنم.

دختر بخت|ایزابل آلنده، اسدالله امرایی