Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
از جمله اقدامات اشرار، تصاحب کلام مظلومانه. اگه پای مظلوم بشکنه، اشرار شروع می‌کنند به گفتن «آخ پام». تا ناله‌ی مظلوم دیگه ناله‌ی مظلوم نباشه، فقط یک ناله باشه. «روحانیت بد شده قبلا اینجوری نبود» هم یکی ازون ناله‌هاست که قاعدتا باید مردمی که دغدغه دینی دارند و از وضع فعلی ناراضی‌اند می‌گفتند. اما خود آخوند داره هی تکرارش می‌کنه. تا ناله مذهبی‌های ناراضی نباشه، فقط یک ناله باشه.
1
محافظه‌کار مسیحی غربی ازینکه گوشه و کنار، احزاب و سیاستمدارهای محافظه‌کار مسیحی در انتخابات برنده بشن، به وجد میاد و فکر می‌کنه اینجوری میشه جلوی پروگرسیویسم لیبرال رو گرفت! غافل ازینکه نمیشه جلوی پروگرسیویسم رو گرفت.
در بازار سهام برای پیش‌بینی آینده یه شرکت، دو جور رویکرد وجود داره. بعضی‌ها به هسته‌ و کلیات دیتا توجه می‌کنند تا به نتیجه برسند. و بعضی‌ها از قبل نتیجه می‌گیرند، سپس از دیتا گزیده‌هایی جدا می‌کنند تا اون نتیجه رو تأیید کنه. این خرده‌گزینی‌ها میتونه بهانه‌های خوبی برای دلخوشی فراهم کنه، بنابراین طرفدار زیاد داره. معمولا زور دلخوشی به واقعگرایی میچربه.
نمونه بامزه‌ش مخالفان خودروهای برقی هستند. چون از قبل تصمیم گرفتن که از خودروی برقی خوششون نیاد، از معایب خرد خودروی برقی گلچینی درست می‌کنند تا نتیجه بگیرند این صنعت آینده‌ای نداره. در حالی که هسته دیتا و کلیات، فقط یک پیام دارند: جلوی برقی شدن خودروها رو نمیشه گرفت.
محافظه‌کار مسیحی با جدا کردن خرده رفتارهای نامتعارف جریان پروگرسیو، مثل خل‌بازی‌هاشون درباره تعریف جنسیت، و فوکوس کردن روی اون‌ها، میخواد نتیجه بگیره هنوز فرصت برای مقاومت و سپس پیروزی در اون مقاومت، و سپس احیای مسیحیت سنتی وجود داره! که چیزی بیشتر از یک دلخوشی نیست. اون فرصت فرضی، خیلی وقته که پریده. محافظه‌کار مسیحی حواسش نیست که دقیقا خودش، از لحاظ سبک زندگی و حدود هشتاد درصد تفکرات، در مقایسه با یک خانواده مسیحی در قرن نوزدهم، یک چپ لش بیخدا به نظر میاد.
Anarchonomy
حتی اگه اصلا مذهبی نیستید با سقط جنین مخالفت کنید. نگید بدن زنه به ما مربوط نیست. اون زمان که به کسی مربوط نبود خیلی وقته که گذشته. الان داخل یک جنگیم و وسط جنگ نمیتونی بگی من کاره‌ای نیستم! حتی اگه اصلا مذهبی نیستید باید نسبت به چپ‌ها فوبیا داشته باشید.…
عرض کردم خدمت شریف‌تان که اگر امروز برای جنین نجنگید فردا باید برای نوزاد بجنگید.
عده‌ای در کالیفرنیا قانونی رو پیشنهاد داده‌اند که مادر باید در تمام مراحل بارداری، از هر نوع پیگرد قضایی مربوط به بارداری، مصونیت داشته باشد، حتی مرگ نوزاد تا چند ماه پس از تولد.
2
نه. آزادی بچه‌کشی محصول پروگرسیویسم نیست، باش همزمان شده (هرچند که طرف بحث اون‌ها هستند). اساسا بارداری موضوع خاص و پیچیده‌ایه که خیلی مربوط به ایدئولوژی نمیشه، به قدرت مربوط میشه. آزادی بچه‌کشی، با این ابعادی که الان وجود داره، محصول غیرمستقیم سرمایه‌داریه، که به زن استقلال و قدرت داد. هرجای تاریخ که زن قدرت پیدا کرده، به راحتی زیر بار هزینه‌های یک‌طرفه بارداری و فرزندداری نرفته. شما هم بودید همین کار رو می‌کردید. این در مورد قبایل ماقبل تاریخ که در اون‌ها زن‌سالاری حاکم بود هم وجود داشت. با این تفاوت که زن قدرتمند چندهزارسال پیش، با اینکه سر بعضی از بچه‌ها رو زیر آب می‌کرد، همزمان حواسش به بقای قبیله هم بود. اما زن قدرتمند امروز به تخمدانش هم نیست که نرخ جایگزینی جمعیت به قهقرا میل کنه.
جنگیدن با بچه‌کشی به ایمان نیاز داره، اما نه به این دلیل که مذهب ممنوعش کرده‌. مذهبی جلوه دادن این دعوا، آدرس غلطه. بلکه به این دلیل که به جهان‌بینی خاصی نسبت به بقای بشر نیاز داره که ایمان میتونه تأمینش کنه. بچه مهندسی مثل ایلان ماسک میخواد خارج از دایره ایمان به اهمیتش پافشاری کنه، اما باز جور درنمیاد.
شرکت خودروسازی هوندا آمریکا میخواد ازین پس محصولاتش رو با وام ۷ ساله بفروشه، که اگه مشتری خوش حساب باشه نرخ سودش میتونه ۵ و نیم درصد باشه. مردم ایران چنین تسهیلاتی رو در خواب هم نمی‌بینند. اما اگه قیمت متوسط یک ماشین سواری یا شاسی‌بلند هوندا رو ۳۰ هزار دلار در نظر بگیریم، با این نرخ سود باید تا پایان سال هفتم مجموعا ۴۶ هزار دلار پرداخت کنه، که اگه تقسیم بر ۸۴ ماه کنیم هر قسطش میشه حدود ۵۰۰ دلار. با قیمت امروز دلار، این عدد یعنی ماهی ۱۴ میلیون تومن!
بعبارتی اگه هوندا اجازه پیدا کنه محصولش رو وارد ایران کنه و با قیمت کارخانه بفروشه، بدون حق گمرک و بدون عوارض و بدون مالیات، که یک رویاست، و نظام پولی و بانکی ایران به شکلی دربیاد که بانک‌های خارجی با همون شرایطی که در آمریکا وام میدن اینجا هم بدن، که یک رویاست، همچنان ۹۵ درصد مردم ایران توانایی پرداخت قسطش رو نخواهند داشت. آن چه که در ایران خرید و فروش میشه، در اصل، تبادل طلا و ملک و سهام، بین افراد اون ۵ درصد با همدیگه‌ست، که با یک ارز واسطه به نام خودرو، انجام‌ میشه، که هر از چندی سوارش هم میشن.

این مهم‌ترین واقعیت بازار خودروی ایرانه، نه باز نشدن کیسه هوا.
فکر می‌کنند روس‌ها در ذهن‌شون مایل نیستند جنایات بوچا و بقیه مناطق اوکراین، به نام‌شون ثبت بشه. اما اون چیزی که فکر می‌کنند با واقعیت تفاوت‌هایی داره.
همونطور که لازمه بدونند ذهن آلمانی‌ها چطور کار می‌کنه، لازمه بدونند ذهن روس‌ها چطور کار می‌کنه. همه جنایت‌های روس‌ها عمدی هستند چون مایلند دنیا ببینه که براشون هیچ هزینه‌ای نداره. که همیشه هم اثبات میشه که همینطوره. مایلند به مردم اوکراین بگن ما به دختربچه‌های شما تجاوز کردیم و به مردان‌ روستاهاتون با دستان بسته تیرخلاص زدیم و نه ناتو کاری کرد، نه اتفاقی خاصی افتاد. البته اینطور نیست که هزینه در حد صفر باشه. مثلا نفرتی که علیه‌شون در اروپا ایجاد شده، یا اقتصادشون که ایزوله شده، هزینه‌های گزافی هستند. اما در ذهن روس‌، این‌ها هزینه نیستند. هزینه فقط با اعمال زور تعریف میشه، و چون چیزی مانع اعمال زور نشده، پس هزینه‌ای پرداخت نشده.
تقریبا همیشه برای هر قدرت محلی یا جهانی، سلطه‌گری یک وسیله بوده برای کسب منافع مادی. برای همین وقتی پتانسیل وجودی اون منافع بر باد می‌رفت، سلطه‌گری هم به پایان می‌رسید. اما برای روس‌ها اینطور نیست. در آکواریوم روسیه، سلطه خود هدفه. اگه لخت و پابرهنه هم بشن ولی سلطه‌شون برقرار باشه، احساس می‌کنند در قله جهان ایستاده‌اند. و در همیشه تاریخ همینطور بوده‌اند. در حالی که رقبا از سلطه‌شون استفاده می‌کردند برای تمدن‌سازی؛ اقوام این‌ها سال‌ها با همدیگه می‌جنگیدند و خون می‌ریختند و خون می‌دادند تا مسلط بشن، و وقتی مسلط می‌شدند که تقریبا همه‌چیزشون رو از دست داده بودند، اما چون به هدف غایی رسیده بودند دیگه کاری نبود که انجام بدن، و پیشوا که از بین می‌رفت، به یکی از رقبا می‌باختند و به خونه اول برمی‌گشتند. نمیشه برای این چیزها حدس علمی زد ولی اگه این کشتن‌ها و کشته شدن‌های پوچ نبود شاید الان جمعیت‌شون هم‌اندازه چین می‌بود.

آلمانی‌ها مدت‌هاست که در برابر این واقعیت سیاست انکار رو در پیش گرفته‌اند، و علیرغم بی‌میلی روس‌ها، مدام تلاش داشتند که روس‌ها رو اروپایی و خودی درنظر بگیرند. مثل دو نفر که همدیگه رو بغل می‌کنند ولی فقط یکیشون خیلی محکم در بر گرفته و اون یکی چنان بی‌میله به این آغوش که انگار یه عنکبوت غول‌پیکر دورش تار پیچیده. هرچند که بارقه‌هایی از پشیمانی از آلمان دیده میشه و رییس‌جمهور رسما و علنا گفت اشتباه کردم، اما تا واقعا به طلاق رسمی از روس‌ها تن ندهند نباید باورش کرد.

اما در مورد آلمانی‌ها و به طور کل اروپای غربی هم نباید دچار خطا شد. الان صحبت‌هایی وجود داره که نپذیرفتن اوکراین و گرجستان در ناتو در سال ۲۰۰۸ یک خطای استراتژیک بوده، چون اگه پذیرفته میشدن روسیه جرئت حمله پیدا نمی‌کرد. مرکل و رفقا اینطور از خودشون دفاع می‌کنند که پوتین بهرحال کار خودش رو می‌کرد و اگه این دو کشور پذیرفته میشدند یا باید وارد جنگ هسته‌ای می‌شدیم، یا باید زیر تعهدات ناتویی‌مون می‌زدیم، که هر دو تبعات بدی دارند. که دفاع درستیه. اما دلیل واقعی‌شون در اون زمان این نبود. دلیل واقعی لجبازی با آمریکا بود. چون آمریکا عضویت اوکراین رو پیشنهاد داد، باش مخالفت کردند، چون برداشت عمومی اروپایی این بود که «یانکی‌ها برای گسترش هژمونی خودشون میخوان ما رو بندازن تو جنگ هسته‌ای. برن به درک». مردم فکر می‌کنند در دولت‌های غربی همه‌چیز با حساب و کتاب انجام میشه، اما دولت بهرحال دولته، و بروکرات‌ها و بازیگران سیاسی تحت تأثیر خیلی چیزها هستند، حتی باورهای عوامانه. نگاه عوام اروپایی به آمریکا، روی نگاه نمایندگان سیاسی‌شون هم اثر گذاشته، میذاره، و خواهد گذاشت. مخصوصا که در کشورهای دموکراتیک، نمایندگان مردم واقعا مردم رو نمایندگی می‌کنند. این نگاه لجبازانه به آمریکا، سیاست‌های دفاعی و استراتژیک اروپا رو آلوده کرده (و البته به سیاست‌های تجاری‌شون هم نشت پیدا کرده و این روزها کارشون شده خفت‌گیری و آزار اذیت قانونی شرکت‌های آمریکایی) و معلوم نیست کی ازین آلودگی نجات پیدا کنند. جنگ اوکراین این تلنگر رو به اروپایی‌ها زد که مشکلات‌شون رو نمی‌تونند تا ابد به آمریکا گره بزنند، وقتی وحشی‌ترین نیرویی که باش مواجهند همونیه که خیلی مشتاق بودند بغلش کنند.
در صورت اشغال خراسان توسط طالبان حاضرید در قالب نیروی مقاومت مردمی به منطقه اعزام بشوید؟
Anonymous Poll
23%
Hell yes.
65%
Hell no.
11%
دختر/زن هستم.
Anarchonomy
در صورت اشغال خراسان توسط طالبان حاضرید در قالب نیروی مقاومت مردمی به منطقه اعزام بشوید؟
خودم «نه» زدم، چون مالک چیز مهمی نیستم که با تسلط طالبان مالکیتم لغو بشه، آزادی بیان ندارم که با تسلط طالبان ازم سلب بشه، آینده‌ای ندارم که تسلط طالبان بخواد خرابش کنه، و سهمی از ایران ندارم که با تسلط طالبان از دستم دربیاد. اما بقیه ممکنه اینطور نباشند و در نتیجه ممکنه براشون معنی بده جنگیدن با طالبان.
طالبان تو خونه‌هامونه عزیز 😄
4
اروپایی‌ها گفتند اگه روسیه از اوکراین عقب‌نشینی کنه حاضریم تحریم‌ها رو لغو کنیم. یعنی خیلی علنی اعلام کردند که روس‌ها ازین مزیت برخوردارند که بیان بکوبند و بکشند و نابود کنند و آب از آب تکون نخوره، به شرطی که برگردند.
اما به جمهوری اسلامی میگن برگشتن به تعهدات هسته‌ای کافی نیست، باید آدم بشی، و شرت رو تو منطقه کم کنی، بعد شاید بعضی تحریم‌ها رو لغو کردیم!

حالا متوجه پست‌های من می‌شوید عزیزان یا باز توضیح لازمه؟
3
Anarchonomy
اروپایی‌ها گفتند اگه روسیه از اوکراین عقب‌نشینی کنه حاضریم تحریم‌ها رو لغو کنیم. یعنی خیلی علنی اعلام کردند که روس‌ها ازین مزیت برخوردارند که بیان بکوبند و بکشند و نابود کنند و آب از آب تکون نخوره، به شرطی که برگردند. اما به جمهوری اسلامی میگن برگشتن به تعهدات…
داشتم روندهای نزولی اقتصاد روسیه رو می‌خوندم، که دو رکورد بزرگ در تاریخ‌شون دارند، یکی در زمان انقلاب بلشویک‌ها، و یکی زمانی فروپاشی شوروی. کاهش ناگهانی درآمد شاخصه مشترک‌شون بوده، و واقعا سقوط‌های بدی بودن. اما مقایسه آمار و ارقامش با وضعیت بیست سال اخیر ایران، خنده‌داره. افت درآمدی که در اینجا رخ داده، از افتضاحی که بلشویک‌ها بوجود آوردند، و افتضاحی که در فروپاشی شوروی رخ داد، به مراتب بدتر بوده. و این سقوط آزاد در شرایطی رخ داده که تحریم‌ها نه تنها وابستگان رژیم رو در تنگنا قرار نداد، بلکه پولدارترشون کرد. و این فرمول fail
کردن یک کشوره.
2
هی می‌پرسند این علامت Z که روس‌ها روی تانک‌هاشون نوشتن چه معنی داره؟
خودتون رو اذیت نکنید. هیچ معنی‌ای نداره. و یکی از کارهای متداول دستگاه پروپاگاندا هم همینه که برای چیزهای بی‌معنی، معنی خلق کنه. اون حرف، و حرف‌های دیگه رو می‌نویسن روی تانک‌ها و خودروهای زرهی‌شون تا همدیگه رو پیدا کنند، و به خودی شلیک نکنند. و قبلا هم این کارو کردن. در عملیات دانوب که به چکسلواکی لشکر کشیدند تا اونجا رو هم از آزادی آزاد کنند! یه نوار سفید رنگ زده بودن به تانک‌هاشون، چون چکسلواکی هم از همون تانک‌ها استفاده می‌کرد و خر تو خر می‌شد.

آمریکا با اینکه هیچ‌وقت براش پیش نمیاد وارد جنگی بشه که طرف مقابل هم از تانک‌های مشابه خودش استفاده کنه، در سال‌های اخیر سیستم‌هایی رو توسعه داده که مثل بازی‌های پلی‌استیشن میشه از پشت دوربین حرارتی خودروی دوست رو از دشمن تشخیص داد.
2
Anarchonomy
هی می‌پرسند این علامت Z که روس‌ها روی تانک‌هاشون نوشتن چه معنی داره؟ خودتون رو اذیت نکنید. هیچ معنی‌ای نداره. و یکی از کارهای متداول دستگاه پروپاگاندا هم همینه که برای چیزهای بی‌معنی، معنی خلق کنه. اون حرف، و حرف‌های دیگه رو می‌نویسن روی تانک‌ها و خودروهای…
تشابه جنگ فعلی در اوکراین به عملیات دانوب فقط به علامت‌های سفید خلاصه نمیشه. ظاهرا یه عده در اطراف پوتین واقعا بش گفتند کیف رو هم میشه مثل پراگ در ۱۹۶۸ تسخیر کرد، بعد آدم خودمون رو بذاریم اونجا، و برگردیم! حتی جزییات عملیات هم با دانوب مو نمیزنه. پوتین هم خیلی راحت پذیرفته، چون تو مغز یه مأمور کاگ‌ب، دانوب یه فتح‌المبین بود و دلیلی نداره نشه تکرارش کرد.
ولی خب اندفعه یکم اوضاع فرق کرد، و مردم اوکراین انگشت وسط نشون دادن.
2
این تانک روس داشته از پل رد می‌شده، به علت آموزش ناکافی و بی‌دقتی اونایی که توش بودن، میفته تو آب. همشون زیر آب خفه شدن. بعدن نیروهای روسیه اون منطقه رو گرفتند. اما جسد اینار‌و نکشیدن بیرون. یک ماه تمام جنازه‌ها زیر آب بود و هیچ‌کدوم‌شون نگفت بریم اینارو دربیاریم. کنار محل تردد خودشون، و تو منطقه تحت کنترل خودشون. تا اینکه نیروهای اوکراینی بعد ازینکه منطقه رو پس گرفتند کشیدنش بیرون.
این، ارزش انسان در روسیه‌ست.
3
نیروهای جدایی‌طلب دونتسک زن‌ها رو برداشتن بردن خاک روسیه، یا به عبارتی ربودن، و به مردها اسلحه دادن و فرستادن‌شون جلوی آتش اوکراینی‌ها، که اون‌ها هم جنگیدن بلد نیستن و به راحتی کشته میشن، اما مهم نیست، چون حتی تو آمار تلفات روسیه نمیاد. البته اینطور نیست که مردهایی که به موقع فرار کرده بودند هم لزوما به جای امنی رسیده باشند.‌ خیلی‌هاشون به خارکیف پناه بردند، که روسیه انقدر کوبیدش که به شهر اردواح تبدیل بشه. مجازات سیستماتیک روس‌تبارها بود، چون روس‌تباری که نخواد به روسیه ملحق بشه روس‌تبار واقعی نیست و از حیواناته و حتی لونه‌ای که توش پناه برده رو باید آتش زد!

این، نتیجه رو دادن به تجزیه‌طلب‌هاست.
2
روسیه نمیتونه یک ملت باشه، چون مجبوره یک امپراتوری باشه. به خودش قبولانده که روسیه‌ای که امپراتوری نیست، یک روسیه‌ مرده است. روسیه‌ای که وجود ندارد. پس برای اینکه روسیه وجود داشته باشد، باید اوکراین یک ملت نباشد، و وجود نداشته باشد. برای همین اگه صدبار هم عقب‌نشینی کنند، انقدر ادامه میدن تا به نابودی اوکراین دست پیدا کنند. و دست پیدا خواهند کرد.

اما این آشنا نیست؟ همین کار رو شیعیان بنیادگرا با ما نکردند؟ شیعیان نمی‌تونستند یک ملت باشند. اون‌ها دنبال ایجاد امپراتوری بودند. چون از نظرشون تشیعی که متکی به امپراتوری نیست، یک تشیع مرده است، و وجود ندارد. نگاه کنید چقدر اصرار دارند که بگن بدون ولایت همه‌چیز بی‌ارزشه، و منظورشون از ولایت امپراتوری ولی‌فقیه است. پس ملیت ایرانی، عراقی، سوری، یمنی، باید وجود نداشته باشند، تا تشیع به امپراتوری‌اش برسد.


ایران، اوکراین، عراق، .. محکومند به نابودی. تا وقتی که مغول‌های مدرن اجازه تاخت و تاز دارند. باید جنگید و مقاومت کرد. اما در نتیجه فیزیکی تأثیری نداره. ما مجبوریم دوران نابودی و مرگ بعد از حمله چنگیز رو بگذرونیم. تاریخ ما ازین چرخه‌ها زیاد دیده. شانس ما این بود که در عمر کوتاه‌مون ابتدای این چرخه رو ببینیم. چند دهه بعد آدم‌هایی میان که شانسش رو دارند که انتهاش رو ببینند. که خودش ابتدای یه چرخه دیگه‌ست. روزی که خان‌های خون‌ریز خیلی وقته که مرده‌اند، و خوانین جدید مجبور شده‌اند خودشون رو با مردم وفق بدهند.


و شهروند پرت از روند این واقعیت پیش رو، از حذف خرکی سه طلبه ذوق‌زده میشه، و از احتمال صعود تیم فوتبال نظام به مرحله بالاتر جام جهانی.
4
در چین شایعه شده بود که دولت قراره در شانگهای حکومت نظامی ایجاد کنه، چون پلیس کرونا از پس کنترل شهر به این بزرگی برنمیاد‌. بعد دولت اومد تکذیب کرد و گفت اصلا همچین چیزی نیست و مردم توجه نکنند و با شایعه‌پراکنان برخورد خواهد شد. بعد یه سری کلیپ پخش شد که نشون میداد کامیون‌های نظامی دارن سربازها رو منتقل می‌کنند به این شهر. که یعنی فقط یک شایعه نیست.

در کل این ماجرا سه تا گل به خودی توسط کمونیست‌ها مشاهده میشه.


یک، قرنطینه ووهان رو به خاطر خود بیماری انجام دادند، اما قرنطینه شانگهای دلیلی جز حفظ آبرو نداره. چون تا الان روایت جهانی این بود که قرنطینه‌های قبلی دلیل موفقیت در مهار بیماری بود و «روش چین» درسته‌. اگه الان شانگهای رو ول کنند، یعنی با وجود ویروس کنار اومدن و این یعنی تسلیم شدن به «روش غرب» که می‌گفتند اشتباه بوده و هرج و مرج بوده و فلان. خودشون رو داخل چاله‌ای انداختن که لزومی نداشت توش بیفتن. در غرب هم هنوز توافقی وجود نداره که روش درست چی بوده بالاخره، و انواع سیاست‌ها هم اجرا شده. تا جایی که هر کاری انجام بدی، غیر از انداختن مردم تو قفس، میشه روش غرب!

دو، میلیاردها یوآن یا دلار در یک دهه اخیر خرج شده تا بساط شایعه‌پراکنی در چین برچیده بشه. این‌ها مدت‌هاست رویکرد سرکوبگرانه خشنی رو علیه شایعه به کار گرفتن که در تاریخ‌شون علیه مواد مخدر هم دیده نشده، با اینکه مبارزه‌شون با مواد مخدر یکی از فصل‌های کتاب تاریخ‌شونه. اساسا محوری‌ترین بهانه برای محدود کردن اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، مبارزه با شایعه بود. وقتی با همه این تشکیلات کنترل و سانسور، که حتی با هوش مصنوعی کار می‌کنند، همچنان لازمه مردم رو تهدید کنند که شایعه نسازید، یعنی اعتراف به اینکه همه این سیستم کنترلی، در عمل کارایی نداره.

سه، یکی از چیزهایی که مایه مباهات دستگاه بروکراتیک عظیم چین بوده، توزیع مویرگی مسئولیت‌هاست. این چیزی که در ایران به عنوان بسیج میشناسیم، که متشکل از میلیون‌ها آدم شلخته‌ست؛ در اونجا به صورت خیلی منظمش وجود داره. برای همین هیچوقت اتفاقی مثل آبان ۹۸ اونجا نمیفته، و اگه افتاد لازم نمیشه نیروی هوایی ارتش بیاد تیر بزنه تو گردن مردم! چون بلافاصله نیروهای مردمی حامی حکومت، در همون حوزه محلی سازماندهی میشن و سرکوبش می‌کنند. هدف هم این بوده که الف: کارهای بزرگ رو سریع انجام بدن، و ب: پکن درگیر هر کار کوچکی نشه. اینکه برای کنترل شانگهای، که هنوز فاصله خیلی زیادی با شورش سیاسی داره، اون بسیج مویرگی چابک، جواب نمیده و گزینه اعزام نیروی نظامی میاد روی میز، یعنی اعتراف به اینکه «روش چین» در بروکراسی هم داره دچار ترک‌هایی میشه.
1
چینی‌ها یه فیلسوف داشتند در ۲۴۰۰ سال پیش که در کتابش نحوه شکل‌گیری حکومت در چین رو توضیح میده و میگه همه موظف بودند هرچیز خوب و بدی که می‌شنیدند رو به حاکم گزارش بدن، و حاکم تعیین می‌کرد کدومش درسته و خوب چیست و بد چیست، و چون یک نفر اون بالا تعیین می‌کرد که خوب چیست و بد چیست، هیچ‌وقت اختلاف ایجاد نمیشد و مملکت در سایه ثبات و آرامش قرار می‌گرفت!

هزاران ساله که نگاه این‌ها به حکومت اینه، و هنوز هیچ تغییری نکرده.
1