شرط بستن علیه برق خورشیدی خریته.
شرکت استارتآپ پیویتو پلاس، که از دانشگاه فرایبورگ بیرون اومده، با یه روش مبتکرانه نقرهای که برای تولید پنلهای خورشیدی لازم بود رو با مس جایگزین کرده، و این در تولید انبوه میتونه تا ۳۰ درصد هزینه تمامشده رو پایین بیاره.
میتونی بگی کافی نیست، باید برق هستهای هم باشه. اما علیهش شرط نبند.
شرکت استارتآپ پیویتو پلاس، که از دانشگاه فرایبورگ بیرون اومده، با یه روش مبتکرانه نقرهای که برای تولید پنلهای خورشیدی لازم بود رو با مس جایگزین کرده، و این در تولید انبوه میتونه تا ۳۰ درصد هزینه تمامشده رو پایین بیاره.
میتونی بگی کافی نیست، باید برق هستهای هم باشه. اما علیهش شرط نبند.
❤105
این یه وسیلهست که یکیش رو وصل میکنی به خروجی اچدیامآی دوربین فیلمبرداری، و اون یکی رو وصل میکنی به مانیتور پرتابل، و ویدئو فورکِی رو به صورت بیسیم از دوربین میفرسته به اون مانیتوره، تا فاصله ۱۵۰ متر، و با ۶ صدم ثانیه تأخیر! تا کارگردان از دور ببینه داری چی میگیری. کلش فقط ۷۰۰ دلار. که آدم هرچقدر تدبر و تفکر میکنه درک نمیکنه چینیها تو شنزن اینو چجوری این قیمت درمیارن.
بعد تو تلویزیون ایران کلیپهای ما میتوانیم پخش میکنند که خود اون مثلا کارآفرین میگه پهپاد ساختیم ولی اولهاش سخت بود، چون ولتاژ بیش از حد به موتور دادیم، سوخت!
بچه مهندسهای اونها دارند بیسر و صدا و بیادعا، با ۷۰۰ دلار چنین چیزی میدن دست مردم، و بچه مهندس اینجا اینکه فرق ۱۲ ولت و ۴۸ ولت رو نمیفهمه رو با افتخار تو رسانه کشور اعلام میکنه!
بعد تو تلویزیون ایران کلیپهای ما میتوانیم پخش میکنند که خود اون مثلا کارآفرین میگه پهپاد ساختیم ولی اولهاش سخت بود، چون ولتاژ بیش از حد به موتور دادیم، سوخت!
بچه مهندسهای اونها دارند بیسر و صدا و بیادعا، با ۷۰۰ دلار چنین چیزی میدن دست مردم، و بچه مهندس اینجا اینکه فرق ۱۲ ولت و ۴۸ ولت رو نمیفهمه رو با افتخار تو رسانه کشور اعلام میکنه!
❤146
«سرعت رها کردن منطقههایی که روسیه اجازه داد سربازان اوکراین در اون پیشروی کنند باید ثابت کنه که یه تلهست، باور کنید. من اینجا چندنفری میشناسم که تجربه رزمی دارند. خوب فکر کنید».
نه فقط اونایی که میشناسه، بلکه خودش هم تجربه رزم داره. داره در آفریقا با داعش میجنگه.
این ذهنیت که «روسیه با اون عظمت نظامی و دولتی، و با اون همه نخبه رزمی، همیشه دو قدم جلوتر رو پیشبینی میکنه و برنامه داره» به راحتی از سر همه بیرون نمیاد، برای همین فکر میکنه عقبنشینی عمدیه و زیر کاسه نیمکاسهای هست. سرعت زیاد عقبنشینی میتونه به دلیل نداشتن ساپورت هوایی، و نداشتن نیروی کمکی در پشت خط باشه. اونی که با داعش جنگیده اینو میدونه. اما از تجربه رزمی که میگه داره، و داره، استفاده نمیکنه. فقط از اعتبار تجربهش استفاده میکنه، تا به استناد به اون اعتبار، ناباوریش رو یک نظر تخصصی در نظر بگیرید، نه یک نظر شخصی که حاصل فروریختن تصورات تثبیتشده درباره روسیهست.
امیدوارم واضح باشه در حال تحلیل صحنه نبرد نیستم و دارم طرز کار ذهن انسان رو توضیح میدم.
نه فقط اونایی که میشناسه، بلکه خودش هم تجربه رزم داره. داره در آفریقا با داعش میجنگه.
این ذهنیت که «روسیه با اون عظمت نظامی و دولتی، و با اون همه نخبه رزمی، همیشه دو قدم جلوتر رو پیشبینی میکنه و برنامه داره» به راحتی از سر همه بیرون نمیاد، برای همین فکر میکنه عقبنشینی عمدیه و زیر کاسه نیمکاسهای هست. سرعت زیاد عقبنشینی میتونه به دلیل نداشتن ساپورت هوایی، و نداشتن نیروی کمکی در پشت خط باشه. اونی که با داعش جنگیده اینو میدونه. اما از تجربه رزمی که میگه داره، و داره، استفاده نمیکنه. فقط از اعتبار تجربهش استفاده میکنه، تا به استناد به اون اعتبار، ناباوریش رو یک نظر تخصصی در نظر بگیرید، نه یک نظر شخصی که حاصل فروریختن تصورات تثبیتشده درباره روسیهست.
امیدوارم واضح باشه در حال تحلیل صحنه نبرد نیستم و دارم طرز کار ذهن انسان رو توضیح میدم.
❤126
این دقیقا فضاییه که در خوابهام میبینم. نیهیلیسم سرد در دریای بیکرانی از تنهایی. پسر چطور تونستی کابوس رو آرماتوربندی کنی؟
#استفراغات_معماران
#استفراغات_معماران
❤107
این حرف بیاساس رو انقدر تکرار کردهاند که در ناخودآگاهشون هم حک شده و به عنوان بدیهیات بیانش میکنند.
ایدهی دادن خون در ازای بخشودگی کل جامعه، ایده آخوند مسیحی بود که روی این انحراف بنا گذاشته شده بود که همه انسانها از آنجایی که نفس میکشند گناهکارند!
بذل خون، چه داوطلبانه و با برنامه باشه، و چه اتفاق بیفته و از روی ناچاری باشه، که عاشورا به دومی نزدیکتره؛ نجاتدهنده کل جامعه از هیچچیز نیست. چون اساسا حرکات جامعه، با حرکات فردی تنظیم نمیشه. شما نمیتونی یک فعلی انجام بدی، حتی خیلی پرهزینه، و از فرداش دیگه مردم احمق نباشند! خود اون حضرات خوندهنده هم چنین انتظاری از دنیای واقعی نداشتند.
بذل خون، برای ساختن مثال برای کسانیه که دنبالش هستند. همیشه اندکی از افراد وجود دارند که استعداد مبارزه دارند، اما مثالی ندارند که بش تکیه کنند. گاهی باید خون داد و مثال شد، تا اون اندک افراد استفاده کنند. و گرنه کلیت جامعه به خوردن نون و ماست خود ادامه خواهد داد.
ایدهی دادن خون در ازای بخشودگی کل جامعه، ایده آخوند مسیحی بود که روی این انحراف بنا گذاشته شده بود که همه انسانها از آنجایی که نفس میکشند گناهکارند!
بذل خون، چه داوطلبانه و با برنامه باشه، و چه اتفاق بیفته و از روی ناچاری باشه، که عاشورا به دومی نزدیکتره؛ نجاتدهنده کل جامعه از هیچچیز نیست. چون اساسا حرکات جامعه، با حرکات فردی تنظیم نمیشه. شما نمیتونی یک فعلی انجام بدی، حتی خیلی پرهزینه، و از فرداش دیگه مردم احمق نباشند! خود اون حضرات خوندهنده هم چنین انتظاری از دنیای واقعی نداشتند.
بذل خون، برای ساختن مثال برای کسانیه که دنبالش هستند. همیشه اندکی از افراد وجود دارند که استعداد مبارزه دارند، اما مثالی ندارند که بش تکیه کنند. گاهی باید خون داد و مثال شد، تا اون اندک افراد استفاده کنند. و گرنه کلیت جامعه به خوردن نون و ماست خود ادامه خواهد داد.
❤167
در کنار «اشغال سریع اوکراین» در مورد یک پیشبینی دیگه هم اشتباه کردم. فکر میکردم منبر صوتی در نسل گذشته باقی میمونه و مجال خودنمایی چندانی در نسلهای بعدی پیدا نخواهد کرد. اما نسل جدید هم همونقدر علاقمند به منبره که پدرانش بودند. با این تمایز که آخوندهاش متفاوتند، و محتوا متفاوته.
ممکنه بگه اگه هم آخوند و هم محتوا متفاوت باشه چه ایرادی داره؟
ایرادش اینه که فلسفه منبر، ارتقاء انسان نیست. پروگرام کردن مغزشه. با هر نوع آخوندی، و با هر محتوایی. همزمان یک عارضه دیگه هم داره: پامنبری، تصور میکنه از کسی که نشست پای کلیپهای رقص و فکاهی، استفاده بهتری از وقتش کرده. و این تصور بعدا به جاهای بدی میکشدش.
ممکنه بگه اگه هم آخوند و هم محتوا متفاوت باشه چه ایرادی داره؟
ایرادش اینه که فلسفه منبر، ارتقاء انسان نیست. پروگرام کردن مغزشه. با هر نوع آخوندی، و با هر محتوایی. همزمان یک عارضه دیگه هم داره: پامنبری، تصور میکنه از کسی که نشست پای کلیپهای رقص و فکاهی، استفاده بهتری از وقتش کرده. و این تصور بعدا به جاهای بدی میکشدش.
❤175
در توصیه به جوانان نوشته مدیریت شرکت نوپا را با خوندن کتاب نمیتونید یاد بگیرید. باید وارد کار بشید تا بفهمید واقعیت چطور کار میکنه!
نسخههای متفاوتی ازین حرفها همهجا پراکنده شده، و همگی دارند به بچه القاء میکنند که بین محتویات تئوری و تجربیات عملی، تضاد وجود داره؛ یا در بهترین حالت مربوط به دو دنیای جدا از هم هستند. اما محتویات آموزشی استخراج شده از همون دنیای واقعی هستند (مگر در شاخههایی مثل روانشناسی که نباید بش اعتناء کرد).
اینکه جانوران آکادمیک مهملات زیادی بافتهاند نافی این واقعیت نیست که حجم دانستهها بسیار زیاد است. و در هر آموزشی، سعی میشه حداکثر ممکن ازین حجم زیاد، در فشردهترین حالت ممکن انتقال پیدا کنه. در دنیای فیزیکی، معمولا با شرایطی که به کارگیری همه اون دانستهها لازم باشه، مواجه نمیشیم. تجربه، یادگیری فیلتر کردن اون دانستههاست، نه نادیده گرفتنشون. اگه این فیلتر وجود نداشته باشه، یا درست کار نکنه؛ یک محدوده بزرگ از دانستهها آوار میشه روی محدوده کوچکی از موضوعیتها. در نتیجه وصل کردن دانش به پدیده فیزیکی، با اختلال مواجه میشه. این مسئله در بین پزشکان خوب درسخوانده ولی کمتجربه به دفعات دیده میشه؛ که مثلا با مشاهده یک علامت نگرانکننده در بیمار، مستقیم به عاملی خاص مشکوک میشن که سالی سی نفر رو در آفریقا گرفتار میکنه کلا. در حالی که پزشک محلی، که هرروز در حال ویزیت مردم منطقهست میدونه مشکل از کجاست و خیلی سادهتر ازون عامل خاص و نادره. داشتن شناخت به اون عامل نادر که در آفریقا رایجه، لازمه؛ چون شاید یک روز هم در ایران دیده شد. اما فیلتری لازمه تا در ۹۹ درصد موارد، علامتها رو به اون ربط نده. این ربط ندادنها باعث میشه بچهی صرفا درسخوانده، پزشک محلی رو
Reckless
ببینه و فکر کنه که داره سلامت بیماران رو به شوخی میگیره.
تجربه عملی برای این نیست که کشف کنی کدوم قسمت از چیزهایی که خوندی بدرد نمیخورند. برای اینه که کشف کنی هر قسمتش به کجای دنیای فیزیکی وصل میشه.
نسخههای متفاوتی ازین حرفها همهجا پراکنده شده، و همگی دارند به بچه القاء میکنند که بین محتویات تئوری و تجربیات عملی، تضاد وجود داره؛ یا در بهترین حالت مربوط به دو دنیای جدا از هم هستند. اما محتویات آموزشی استخراج شده از همون دنیای واقعی هستند (مگر در شاخههایی مثل روانشناسی که نباید بش اعتناء کرد).
اینکه جانوران آکادمیک مهملات زیادی بافتهاند نافی این واقعیت نیست که حجم دانستهها بسیار زیاد است. و در هر آموزشی، سعی میشه حداکثر ممکن ازین حجم زیاد، در فشردهترین حالت ممکن انتقال پیدا کنه. در دنیای فیزیکی، معمولا با شرایطی که به کارگیری همه اون دانستهها لازم باشه، مواجه نمیشیم. تجربه، یادگیری فیلتر کردن اون دانستههاست، نه نادیده گرفتنشون. اگه این فیلتر وجود نداشته باشه، یا درست کار نکنه؛ یک محدوده بزرگ از دانستهها آوار میشه روی محدوده کوچکی از موضوعیتها. در نتیجه وصل کردن دانش به پدیده فیزیکی، با اختلال مواجه میشه. این مسئله در بین پزشکان خوب درسخوانده ولی کمتجربه به دفعات دیده میشه؛ که مثلا با مشاهده یک علامت نگرانکننده در بیمار، مستقیم به عاملی خاص مشکوک میشن که سالی سی نفر رو در آفریقا گرفتار میکنه کلا. در حالی که پزشک محلی، که هرروز در حال ویزیت مردم منطقهست میدونه مشکل از کجاست و خیلی سادهتر ازون عامل خاص و نادره. داشتن شناخت به اون عامل نادر که در آفریقا رایجه، لازمه؛ چون شاید یک روز هم در ایران دیده شد. اما فیلتری لازمه تا در ۹۹ درصد موارد، علامتها رو به اون ربط نده. این ربط ندادنها باعث میشه بچهی صرفا درسخوانده، پزشک محلی رو
Reckless
ببینه و فکر کنه که داره سلامت بیماران رو به شوخی میگیره.
تجربه عملی برای این نیست که کشف کنی کدوم قسمت از چیزهایی که خوندی بدرد نمیخورند. برای اینه که کشف کنی هر قسمتش به کجای دنیای فیزیکی وصل میشه.
❤132
یکی از کلیشههای متداول در عمهدرمانی اینه که «هرچی درد و بلا داریم از همین غذاهای کارخونهایه». اما ما در سلامت عمومی جامعه قاعدتا باید در برابر ژاپن لنگ بندازیم، نه؟ خب در ژاپن در یک بازه زمانی ده ساله فروش محصولات غذایی یخزده ۱۴۰ درصد افزایش پیدا کرده! البته برای اونهایی که لایفاستایل مردم ژاپن رو دنبال میکنند این موضوع جدیدی نیست. خیلی وقته که میدونیم اینها هرچیزی که ممکنه انسان بتونه هضم کنه رو به صورت فریز شده تولید کردن و تو فروشگاههاشون موجوده. طوری که حتی فروش فریزر هم در این کشور رشد داشته و دو فریزر به ازای هر واحد مسکونی دیگه یه چیز عادی شده (برای همین قرنطینههای کرونایی رو خیلی راحتتر از چینیها که مثل ما بیچارهی مواد تازه هستند، طی کردند). اما وقتی عدد عجیب ۸۰۰ هزار تن رو میبینی، مشاهداتت یک پشتوانه مستند پیدا میکنه.
اگه غذای یخزده و کارخانهای انقدر بد بود، ژاپنیها تا الان نفله شده بودند. مشکل از جای دیگهست. عمهجان باید خودش رو آپدیت کنه.
اگه غذای یخزده و کارخانهای انقدر بد بود، ژاپنیها تا الان نفله شده بودند. مشکل از جای دیگهست. عمهجان باید خودش رو آپدیت کنه.
❤108
تحریم رو اونجوری که خود اوکراینیها توقع داشتند اجرا نکردند که. مثلا هنوز داره با پرچم یونان نفت میفروشه. اگه اجرا میکردند، الان شرایط خیلی فرق داشت.
واقعیت اینه که تا وقتی در کرملین اتفاق سیاسی خاصی نیفته، هنوز هم مقابله با ارتش روسیه دستیافتنی نیست. میبینید که به راحتی نیروگاههای برق رو میزنند. وقتی مردم نتونند زندگی رو ادامه بدن نمیشه جنگ رو مدیریت کرد.
اما در اینکه چه بلایی سر حیثیت نظامی روسیه میاد اشتباه کردم، و چه اشتباه خوبی. کاش همیشه ازین اشتباهات پیش بیاد.
واقعیت اینه که تا وقتی در کرملین اتفاق سیاسی خاصی نیفته، هنوز هم مقابله با ارتش روسیه دستیافتنی نیست. میبینید که به راحتی نیروگاههای برق رو میزنند. وقتی مردم نتونند زندگی رو ادامه بدن نمیشه جنگ رو مدیریت کرد.
اما در اینکه چه بلایی سر حیثیت نظامی روسیه میاد اشتباه کردم، و چه اشتباه خوبی. کاش همیشه ازین اشتباهات پیش بیاد.
❤168
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«هر عنی که هستی خودت باش» ازونجایی شروع شد که قطبنمای انجیل رو گذاشتن کنار. انجیل تعیین میکرد «آدم درست» یعنی چه کسی. و میتونستی همه، از جمله خودت، رو بسنجی که چقدر بش میخوره آدم درست باشه. در فقدان استاندارد محکم انجیل، به عدد انسانها، کاندید برای آدم درست وجود داره، و در برابر بیشمار کاندید، چه کسی به کسی غیر از خودش رأی میده؟
اما این یک وضعیت نرمال نیست. دقیقا به این دلیل که نمیتونی توضیح بدی که چرا به خودت رأی میدی، از توضیح دادن فرار میکنی؛ و سپس وانمود میکنی این فرار یک وضعیت نرماله. اما نیست. یک بیماریه. با بیماری میشه سالها کنار اومد، اما در دراز مدت پایداری نداره. یا باید عقبنشینی کنه، یا بیمار از پا بیفته.
پسر نوح فکر میکرد همینکه شنا بلده کافیه.
اما این یک وضعیت نرمال نیست. دقیقا به این دلیل که نمیتونی توضیح بدی که چرا به خودت رأی میدی، از توضیح دادن فرار میکنی؛ و سپس وانمود میکنی این فرار یک وضعیت نرماله. اما نیست. یک بیماریه. با بیماری میشه سالها کنار اومد، اما در دراز مدت پایداری نداره. یا باید عقبنشینی کنه، یا بیمار از پا بیفته.
پسر نوح فکر میکرد همینکه شنا بلده کافیه.
❤93
اینکه تو هر شعبه یه آخوند بذارن، خیلیها رو عصبانی میکنه، و این خوبه. چون عصبانیت جمعی ازینها به نفع همهست. از خوششانسیهای ما این بود که آخوند شیعه در نفرتپراکنی علیه خودش، از دشمنانش پیشی گرفت. اما اگه موضوع مفتخوریه، اون یک نفر اونجا تنها نیست. بیشتر شعبهها اضافیاند، و اونهایی که اضافه نیستند رو میشه با نصف کارمندهایی که دارند اداره کرد. و این در همه سازمان و ادارات دولتی جریان داره. خیلیها هستند که از خیلی وقت پیش نشستهاند اونجا و بابت نشستنشون پول میگیرند. اما عمامه ندارند.
عدهای رفتاری دارند که انگار اگه فقط پول توسط آخوند هدر بره، هدر رفته. اگه هدر رفتن پول برای کسی مهمه، نباید اینجوری رفتار کنه.
عدهای رفتاری دارند که انگار اگه فقط پول توسط آخوند هدر بره، هدر رفته. اگه هدر رفتن پول برای کسی مهمه، نباید اینجوری رفتار کنه.
❤224
۱- یه دونه عکس ازون دیدار بده آقای حقیقتنژاد.
۲- یه دونه ضرر برای جدی گرفتن این شایعه نام ببر.
۳- مخالفان مرتب منتظر مرگش باشن چی میشه مگه؟
۴- وضع داشت بدتر میشد، و وسطش خمینی هم مرد. نه اینکه چون خمینی مرد وضع بدتر شد.
۵- مگه باید خروجی مرگش براندازی باشه تا مهم باشه؟ مگه وقتی استالین مرد شوروی سقوط کرد؟ خیر. ولی خیلی چیزها در شوروی تغییر کرد. خاصیت سیستم بسته همینه.
میخوای بگی رفتار هیجانی نداشته باشید. اوکی، ولی رفتار هیجانی باعث نوشتن همین توعیت میشه.
۲- یه دونه ضرر برای جدی گرفتن این شایعه نام ببر.
۳- مخالفان مرتب منتظر مرگش باشن چی میشه مگه؟
۴- وضع داشت بدتر میشد، و وسطش خمینی هم مرد. نه اینکه چون خمینی مرد وضع بدتر شد.
۵- مگه باید خروجی مرگش براندازی باشه تا مهم باشه؟ مگه وقتی استالین مرد شوروی سقوط کرد؟ خیر. ولی خیلی چیزها در شوروی تغییر کرد. خاصیت سیستم بسته همینه.
میخوای بگی رفتار هیجانی نداشته باشید. اوکی، ولی رفتار هیجانی باعث نوشتن همین توعیت میشه.
❤283
جنگ سرد، یک جنگ بود چون روسها باور کرده بودند رقیب آمریکا هستند. و پشتوانه این باور توسعه صنعتی بود که استالین پیاده کرد. و اون توسعه صنعتی رو آمریکاییها پایهریزی کردند. «ما میتوانیم» استالین نتیجهای بود از آوردن مهندسان آمریکایی تا صنایع بالادستی رو در روسیه مدرنیزه کنند. آدم عادی چه میدونست چه خبره؟ با خودش میگفت موشک داریم، کمباین هم داریم. آمریکا خر کی باشه؟ همینطور زمان بود که داشت میگذشت. تا اینکه به قرن بیست و یکم رسید. این بار روسها باور کردند که رقیب ناتو هستند. و پشتوانه این باور توسعه صنعتی بود که پوتین و رفقاش پیاده کردند. و اون توسعه صنعتی رو غربیها پایهریزی کردند. از ابزار دقیقی که شرکتهای آلمانی براشون نصب میکردند، تا چیپهای آمریکایی که از تایوان میخریدند. آدم عادی چه میدونست چه خبره؟ با خودش میگفت جنگنده نسل پنج داریم، بیامو هم داریم. ناتو خر کی باشه؟
اینکه چند نسل آدم اومدند و رفتند و در وهم و خیال زندگی کردند و با همون وهم و خیال از دنیا رفتند، مغز انسان رو دچار چالش فلسفی میکنه. ولی باید بش اهمیت داد. چون یه جا میخوره تو صورت آدم.
اینکه سربازان روسیه در جبهه تا با ضدحمله مواجه میشن، فلهای فرار میکنند، فقط دلایل نظامی نداره. جامعه متوهم هیچوقت برای روز واقعه آمادگی نداره. یک عمره از ادوات جنگی استفاده کردهاند اما با کسانی مواجه نشدهاند که جنگیدن بلد باشند. دستگاه توهم فقط برای موقعیت «ما خیلی قویایم، بقیه توسریخور هستند» آمادهشون کرده بود.
اینکه چند نسل آدم اومدند و رفتند و در وهم و خیال زندگی کردند و با همون وهم و خیال از دنیا رفتند، مغز انسان رو دچار چالش فلسفی میکنه. ولی باید بش اهمیت داد. چون یه جا میخوره تو صورت آدم.
اینکه سربازان روسیه در جبهه تا با ضدحمله مواجه میشن، فلهای فرار میکنند، فقط دلایل نظامی نداره. جامعه متوهم هیچوقت برای روز واقعه آمادگی نداره. یک عمره از ادوات جنگی استفاده کردهاند اما با کسانی مواجه نشدهاند که جنگیدن بلد باشند. دستگاه توهم فقط برای موقعیت «ما خیلی قویایم، بقیه توسریخور هستند» آمادهشون کرده بود.
❤181
تغییر ادبیات خوبه ولی کافی نیست. هنوز با یقین فاصله داریم. نتیجه فقدان یقین رو دارید در مرز مهران میبینید. هنوز باور ندارند که همهچیز تحت مدیریت گاوهاست. حتی اونهایی که معتقدند فلاکت در سفر، ثواب داره، دارند در کانالهای شخصیشون فحش میدن. ولی تقلیلش میدن به فلان مسئول و بهمان وزیر. همونطور که در روسیه دارند میگن فلان فرمانده بیعرضه بود، اونو عوض کنیم درست میشه.
❤124