«سرعت رها کردن منطقههایی که روسیه اجازه داد سربازان اوکراین در اون پیشروی کنند باید ثابت کنه که یه تلهست، باور کنید. من اینجا چندنفری میشناسم که تجربه رزمی دارند. خوب فکر کنید».
نه فقط اونایی که میشناسه، بلکه خودش هم تجربه رزم داره. داره در آفریقا با داعش میجنگه.
این ذهنیت که «روسیه با اون عظمت نظامی و دولتی، و با اون همه نخبه رزمی، همیشه دو قدم جلوتر رو پیشبینی میکنه و برنامه داره» به راحتی از سر همه بیرون نمیاد، برای همین فکر میکنه عقبنشینی عمدیه و زیر کاسه نیمکاسهای هست. سرعت زیاد عقبنشینی میتونه به دلیل نداشتن ساپورت هوایی، و نداشتن نیروی کمکی در پشت خط باشه. اونی که با داعش جنگیده اینو میدونه. اما از تجربه رزمی که میگه داره، و داره، استفاده نمیکنه. فقط از اعتبار تجربهش استفاده میکنه، تا به استناد به اون اعتبار، ناباوریش رو یک نظر تخصصی در نظر بگیرید، نه یک نظر شخصی که حاصل فروریختن تصورات تثبیتشده درباره روسیهست.
امیدوارم واضح باشه در حال تحلیل صحنه نبرد نیستم و دارم طرز کار ذهن انسان رو توضیح میدم.
نه فقط اونایی که میشناسه، بلکه خودش هم تجربه رزم داره. داره در آفریقا با داعش میجنگه.
این ذهنیت که «روسیه با اون عظمت نظامی و دولتی، و با اون همه نخبه رزمی، همیشه دو قدم جلوتر رو پیشبینی میکنه و برنامه داره» به راحتی از سر همه بیرون نمیاد، برای همین فکر میکنه عقبنشینی عمدیه و زیر کاسه نیمکاسهای هست. سرعت زیاد عقبنشینی میتونه به دلیل نداشتن ساپورت هوایی، و نداشتن نیروی کمکی در پشت خط باشه. اونی که با داعش جنگیده اینو میدونه. اما از تجربه رزمی که میگه داره، و داره، استفاده نمیکنه. فقط از اعتبار تجربهش استفاده میکنه، تا به استناد به اون اعتبار، ناباوریش رو یک نظر تخصصی در نظر بگیرید، نه یک نظر شخصی که حاصل فروریختن تصورات تثبیتشده درباره روسیهست.
امیدوارم واضح باشه در حال تحلیل صحنه نبرد نیستم و دارم طرز کار ذهن انسان رو توضیح میدم.
❤126
این دقیقا فضاییه که در خوابهام میبینم. نیهیلیسم سرد در دریای بیکرانی از تنهایی. پسر چطور تونستی کابوس رو آرماتوربندی کنی؟
#استفراغات_معماران
#استفراغات_معماران
❤107
این حرف بیاساس رو انقدر تکرار کردهاند که در ناخودآگاهشون هم حک شده و به عنوان بدیهیات بیانش میکنند.
ایدهی دادن خون در ازای بخشودگی کل جامعه، ایده آخوند مسیحی بود که روی این انحراف بنا گذاشته شده بود که همه انسانها از آنجایی که نفس میکشند گناهکارند!
بذل خون، چه داوطلبانه و با برنامه باشه، و چه اتفاق بیفته و از روی ناچاری باشه، که عاشورا به دومی نزدیکتره؛ نجاتدهنده کل جامعه از هیچچیز نیست. چون اساسا حرکات جامعه، با حرکات فردی تنظیم نمیشه. شما نمیتونی یک فعلی انجام بدی، حتی خیلی پرهزینه، و از فرداش دیگه مردم احمق نباشند! خود اون حضرات خوندهنده هم چنین انتظاری از دنیای واقعی نداشتند.
بذل خون، برای ساختن مثال برای کسانیه که دنبالش هستند. همیشه اندکی از افراد وجود دارند که استعداد مبارزه دارند، اما مثالی ندارند که بش تکیه کنند. گاهی باید خون داد و مثال شد، تا اون اندک افراد استفاده کنند. و گرنه کلیت جامعه به خوردن نون و ماست خود ادامه خواهد داد.
ایدهی دادن خون در ازای بخشودگی کل جامعه، ایده آخوند مسیحی بود که روی این انحراف بنا گذاشته شده بود که همه انسانها از آنجایی که نفس میکشند گناهکارند!
بذل خون، چه داوطلبانه و با برنامه باشه، و چه اتفاق بیفته و از روی ناچاری باشه، که عاشورا به دومی نزدیکتره؛ نجاتدهنده کل جامعه از هیچچیز نیست. چون اساسا حرکات جامعه، با حرکات فردی تنظیم نمیشه. شما نمیتونی یک فعلی انجام بدی، حتی خیلی پرهزینه، و از فرداش دیگه مردم احمق نباشند! خود اون حضرات خوندهنده هم چنین انتظاری از دنیای واقعی نداشتند.
بذل خون، برای ساختن مثال برای کسانیه که دنبالش هستند. همیشه اندکی از افراد وجود دارند که استعداد مبارزه دارند، اما مثالی ندارند که بش تکیه کنند. گاهی باید خون داد و مثال شد، تا اون اندک افراد استفاده کنند. و گرنه کلیت جامعه به خوردن نون و ماست خود ادامه خواهد داد.
❤167
در کنار «اشغال سریع اوکراین» در مورد یک پیشبینی دیگه هم اشتباه کردم. فکر میکردم منبر صوتی در نسل گذشته باقی میمونه و مجال خودنمایی چندانی در نسلهای بعدی پیدا نخواهد کرد. اما نسل جدید هم همونقدر علاقمند به منبره که پدرانش بودند. با این تمایز که آخوندهاش متفاوتند، و محتوا متفاوته.
ممکنه بگه اگه هم آخوند و هم محتوا متفاوت باشه چه ایرادی داره؟
ایرادش اینه که فلسفه منبر، ارتقاء انسان نیست. پروگرام کردن مغزشه. با هر نوع آخوندی، و با هر محتوایی. همزمان یک عارضه دیگه هم داره: پامنبری، تصور میکنه از کسی که نشست پای کلیپهای رقص و فکاهی، استفاده بهتری از وقتش کرده. و این تصور بعدا به جاهای بدی میکشدش.
ممکنه بگه اگه هم آخوند و هم محتوا متفاوت باشه چه ایرادی داره؟
ایرادش اینه که فلسفه منبر، ارتقاء انسان نیست. پروگرام کردن مغزشه. با هر نوع آخوندی، و با هر محتوایی. همزمان یک عارضه دیگه هم داره: پامنبری، تصور میکنه از کسی که نشست پای کلیپهای رقص و فکاهی، استفاده بهتری از وقتش کرده. و این تصور بعدا به جاهای بدی میکشدش.
❤175
در توصیه به جوانان نوشته مدیریت شرکت نوپا را با خوندن کتاب نمیتونید یاد بگیرید. باید وارد کار بشید تا بفهمید واقعیت چطور کار میکنه!
نسخههای متفاوتی ازین حرفها همهجا پراکنده شده، و همگی دارند به بچه القاء میکنند که بین محتویات تئوری و تجربیات عملی، تضاد وجود داره؛ یا در بهترین حالت مربوط به دو دنیای جدا از هم هستند. اما محتویات آموزشی استخراج شده از همون دنیای واقعی هستند (مگر در شاخههایی مثل روانشناسی که نباید بش اعتناء کرد).
اینکه جانوران آکادمیک مهملات زیادی بافتهاند نافی این واقعیت نیست که حجم دانستهها بسیار زیاد است. و در هر آموزشی، سعی میشه حداکثر ممکن ازین حجم زیاد، در فشردهترین حالت ممکن انتقال پیدا کنه. در دنیای فیزیکی، معمولا با شرایطی که به کارگیری همه اون دانستهها لازم باشه، مواجه نمیشیم. تجربه، یادگیری فیلتر کردن اون دانستههاست، نه نادیده گرفتنشون. اگه این فیلتر وجود نداشته باشه، یا درست کار نکنه؛ یک محدوده بزرگ از دانستهها آوار میشه روی محدوده کوچکی از موضوعیتها. در نتیجه وصل کردن دانش به پدیده فیزیکی، با اختلال مواجه میشه. این مسئله در بین پزشکان خوب درسخوانده ولی کمتجربه به دفعات دیده میشه؛ که مثلا با مشاهده یک علامت نگرانکننده در بیمار، مستقیم به عاملی خاص مشکوک میشن که سالی سی نفر رو در آفریقا گرفتار میکنه کلا. در حالی که پزشک محلی، که هرروز در حال ویزیت مردم منطقهست میدونه مشکل از کجاست و خیلی سادهتر ازون عامل خاص و نادره. داشتن شناخت به اون عامل نادر که در آفریقا رایجه، لازمه؛ چون شاید یک روز هم در ایران دیده شد. اما فیلتری لازمه تا در ۹۹ درصد موارد، علامتها رو به اون ربط نده. این ربط ندادنها باعث میشه بچهی صرفا درسخوانده، پزشک محلی رو
Reckless
ببینه و فکر کنه که داره سلامت بیماران رو به شوخی میگیره.
تجربه عملی برای این نیست که کشف کنی کدوم قسمت از چیزهایی که خوندی بدرد نمیخورند. برای اینه که کشف کنی هر قسمتش به کجای دنیای فیزیکی وصل میشه.
نسخههای متفاوتی ازین حرفها همهجا پراکنده شده، و همگی دارند به بچه القاء میکنند که بین محتویات تئوری و تجربیات عملی، تضاد وجود داره؛ یا در بهترین حالت مربوط به دو دنیای جدا از هم هستند. اما محتویات آموزشی استخراج شده از همون دنیای واقعی هستند (مگر در شاخههایی مثل روانشناسی که نباید بش اعتناء کرد).
اینکه جانوران آکادمیک مهملات زیادی بافتهاند نافی این واقعیت نیست که حجم دانستهها بسیار زیاد است. و در هر آموزشی، سعی میشه حداکثر ممکن ازین حجم زیاد، در فشردهترین حالت ممکن انتقال پیدا کنه. در دنیای فیزیکی، معمولا با شرایطی که به کارگیری همه اون دانستهها لازم باشه، مواجه نمیشیم. تجربه، یادگیری فیلتر کردن اون دانستههاست، نه نادیده گرفتنشون. اگه این فیلتر وجود نداشته باشه، یا درست کار نکنه؛ یک محدوده بزرگ از دانستهها آوار میشه روی محدوده کوچکی از موضوعیتها. در نتیجه وصل کردن دانش به پدیده فیزیکی، با اختلال مواجه میشه. این مسئله در بین پزشکان خوب درسخوانده ولی کمتجربه به دفعات دیده میشه؛ که مثلا با مشاهده یک علامت نگرانکننده در بیمار، مستقیم به عاملی خاص مشکوک میشن که سالی سی نفر رو در آفریقا گرفتار میکنه کلا. در حالی که پزشک محلی، که هرروز در حال ویزیت مردم منطقهست میدونه مشکل از کجاست و خیلی سادهتر ازون عامل خاص و نادره. داشتن شناخت به اون عامل نادر که در آفریقا رایجه، لازمه؛ چون شاید یک روز هم در ایران دیده شد. اما فیلتری لازمه تا در ۹۹ درصد موارد، علامتها رو به اون ربط نده. این ربط ندادنها باعث میشه بچهی صرفا درسخوانده، پزشک محلی رو
Reckless
ببینه و فکر کنه که داره سلامت بیماران رو به شوخی میگیره.
تجربه عملی برای این نیست که کشف کنی کدوم قسمت از چیزهایی که خوندی بدرد نمیخورند. برای اینه که کشف کنی هر قسمتش به کجای دنیای فیزیکی وصل میشه.
❤132
یکی از کلیشههای متداول در عمهدرمانی اینه که «هرچی درد و بلا داریم از همین غذاهای کارخونهایه». اما ما در سلامت عمومی جامعه قاعدتا باید در برابر ژاپن لنگ بندازیم، نه؟ خب در ژاپن در یک بازه زمانی ده ساله فروش محصولات غذایی یخزده ۱۴۰ درصد افزایش پیدا کرده! البته برای اونهایی که لایفاستایل مردم ژاپن رو دنبال میکنند این موضوع جدیدی نیست. خیلی وقته که میدونیم اینها هرچیزی که ممکنه انسان بتونه هضم کنه رو به صورت فریز شده تولید کردن و تو فروشگاههاشون موجوده. طوری که حتی فروش فریزر هم در این کشور رشد داشته و دو فریزر به ازای هر واحد مسکونی دیگه یه چیز عادی شده (برای همین قرنطینههای کرونایی رو خیلی راحتتر از چینیها که مثل ما بیچارهی مواد تازه هستند، طی کردند). اما وقتی عدد عجیب ۸۰۰ هزار تن رو میبینی، مشاهداتت یک پشتوانه مستند پیدا میکنه.
اگه غذای یخزده و کارخانهای انقدر بد بود، ژاپنیها تا الان نفله شده بودند. مشکل از جای دیگهست. عمهجان باید خودش رو آپدیت کنه.
اگه غذای یخزده و کارخانهای انقدر بد بود، ژاپنیها تا الان نفله شده بودند. مشکل از جای دیگهست. عمهجان باید خودش رو آپدیت کنه.
❤108
تحریم رو اونجوری که خود اوکراینیها توقع داشتند اجرا نکردند که. مثلا هنوز داره با پرچم یونان نفت میفروشه. اگه اجرا میکردند، الان شرایط خیلی فرق داشت.
واقعیت اینه که تا وقتی در کرملین اتفاق سیاسی خاصی نیفته، هنوز هم مقابله با ارتش روسیه دستیافتنی نیست. میبینید که به راحتی نیروگاههای برق رو میزنند. وقتی مردم نتونند زندگی رو ادامه بدن نمیشه جنگ رو مدیریت کرد.
اما در اینکه چه بلایی سر حیثیت نظامی روسیه میاد اشتباه کردم، و چه اشتباه خوبی. کاش همیشه ازین اشتباهات پیش بیاد.
واقعیت اینه که تا وقتی در کرملین اتفاق سیاسی خاصی نیفته، هنوز هم مقابله با ارتش روسیه دستیافتنی نیست. میبینید که به راحتی نیروگاههای برق رو میزنند. وقتی مردم نتونند زندگی رو ادامه بدن نمیشه جنگ رو مدیریت کرد.
اما در اینکه چه بلایی سر حیثیت نظامی روسیه میاد اشتباه کردم، و چه اشتباه خوبی. کاش همیشه ازین اشتباهات پیش بیاد.
❤168
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«هر عنی که هستی خودت باش» ازونجایی شروع شد که قطبنمای انجیل رو گذاشتن کنار. انجیل تعیین میکرد «آدم درست» یعنی چه کسی. و میتونستی همه، از جمله خودت، رو بسنجی که چقدر بش میخوره آدم درست باشه. در فقدان استاندارد محکم انجیل، به عدد انسانها، کاندید برای آدم درست وجود داره، و در برابر بیشمار کاندید، چه کسی به کسی غیر از خودش رأی میده؟
اما این یک وضعیت نرمال نیست. دقیقا به این دلیل که نمیتونی توضیح بدی که چرا به خودت رأی میدی، از توضیح دادن فرار میکنی؛ و سپس وانمود میکنی این فرار یک وضعیت نرماله. اما نیست. یک بیماریه. با بیماری میشه سالها کنار اومد، اما در دراز مدت پایداری نداره. یا باید عقبنشینی کنه، یا بیمار از پا بیفته.
پسر نوح فکر میکرد همینکه شنا بلده کافیه.
اما این یک وضعیت نرمال نیست. دقیقا به این دلیل که نمیتونی توضیح بدی که چرا به خودت رأی میدی، از توضیح دادن فرار میکنی؛ و سپس وانمود میکنی این فرار یک وضعیت نرماله. اما نیست. یک بیماریه. با بیماری میشه سالها کنار اومد، اما در دراز مدت پایداری نداره. یا باید عقبنشینی کنه، یا بیمار از پا بیفته.
پسر نوح فکر میکرد همینکه شنا بلده کافیه.
❤93
اینکه تو هر شعبه یه آخوند بذارن، خیلیها رو عصبانی میکنه، و این خوبه. چون عصبانیت جمعی ازینها به نفع همهست. از خوششانسیهای ما این بود که آخوند شیعه در نفرتپراکنی علیه خودش، از دشمنانش پیشی گرفت. اما اگه موضوع مفتخوریه، اون یک نفر اونجا تنها نیست. بیشتر شعبهها اضافیاند، و اونهایی که اضافه نیستند رو میشه با نصف کارمندهایی که دارند اداره کرد. و این در همه سازمان و ادارات دولتی جریان داره. خیلیها هستند که از خیلی وقت پیش نشستهاند اونجا و بابت نشستنشون پول میگیرند. اما عمامه ندارند.
عدهای رفتاری دارند که انگار اگه فقط پول توسط آخوند هدر بره، هدر رفته. اگه هدر رفتن پول برای کسی مهمه، نباید اینجوری رفتار کنه.
عدهای رفتاری دارند که انگار اگه فقط پول توسط آخوند هدر بره، هدر رفته. اگه هدر رفتن پول برای کسی مهمه، نباید اینجوری رفتار کنه.
❤224
۱- یه دونه عکس ازون دیدار بده آقای حقیقتنژاد.
۲- یه دونه ضرر برای جدی گرفتن این شایعه نام ببر.
۳- مخالفان مرتب منتظر مرگش باشن چی میشه مگه؟
۴- وضع داشت بدتر میشد، و وسطش خمینی هم مرد. نه اینکه چون خمینی مرد وضع بدتر شد.
۵- مگه باید خروجی مرگش براندازی باشه تا مهم باشه؟ مگه وقتی استالین مرد شوروی سقوط کرد؟ خیر. ولی خیلی چیزها در شوروی تغییر کرد. خاصیت سیستم بسته همینه.
میخوای بگی رفتار هیجانی نداشته باشید. اوکی، ولی رفتار هیجانی باعث نوشتن همین توعیت میشه.
۲- یه دونه ضرر برای جدی گرفتن این شایعه نام ببر.
۳- مخالفان مرتب منتظر مرگش باشن چی میشه مگه؟
۴- وضع داشت بدتر میشد، و وسطش خمینی هم مرد. نه اینکه چون خمینی مرد وضع بدتر شد.
۵- مگه باید خروجی مرگش براندازی باشه تا مهم باشه؟ مگه وقتی استالین مرد شوروی سقوط کرد؟ خیر. ولی خیلی چیزها در شوروی تغییر کرد. خاصیت سیستم بسته همینه.
میخوای بگی رفتار هیجانی نداشته باشید. اوکی، ولی رفتار هیجانی باعث نوشتن همین توعیت میشه.
❤283
جنگ سرد، یک جنگ بود چون روسها باور کرده بودند رقیب آمریکا هستند. و پشتوانه این باور توسعه صنعتی بود که استالین پیاده کرد. و اون توسعه صنعتی رو آمریکاییها پایهریزی کردند. «ما میتوانیم» استالین نتیجهای بود از آوردن مهندسان آمریکایی تا صنایع بالادستی رو در روسیه مدرنیزه کنند. آدم عادی چه میدونست چه خبره؟ با خودش میگفت موشک داریم، کمباین هم داریم. آمریکا خر کی باشه؟ همینطور زمان بود که داشت میگذشت. تا اینکه به قرن بیست و یکم رسید. این بار روسها باور کردند که رقیب ناتو هستند. و پشتوانه این باور توسعه صنعتی بود که پوتین و رفقاش پیاده کردند. و اون توسعه صنعتی رو غربیها پایهریزی کردند. از ابزار دقیقی که شرکتهای آلمانی براشون نصب میکردند، تا چیپهای آمریکایی که از تایوان میخریدند. آدم عادی چه میدونست چه خبره؟ با خودش میگفت جنگنده نسل پنج داریم، بیامو هم داریم. ناتو خر کی باشه؟
اینکه چند نسل آدم اومدند و رفتند و در وهم و خیال زندگی کردند و با همون وهم و خیال از دنیا رفتند، مغز انسان رو دچار چالش فلسفی میکنه. ولی باید بش اهمیت داد. چون یه جا میخوره تو صورت آدم.
اینکه سربازان روسیه در جبهه تا با ضدحمله مواجه میشن، فلهای فرار میکنند، فقط دلایل نظامی نداره. جامعه متوهم هیچوقت برای روز واقعه آمادگی نداره. یک عمره از ادوات جنگی استفاده کردهاند اما با کسانی مواجه نشدهاند که جنگیدن بلد باشند. دستگاه توهم فقط برای موقعیت «ما خیلی قویایم، بقیه توسریخور هستند» آمادهشون کرده بود.
اینکه چند نسل آدم اومدند و رفتند و در وهم و خیال زندگی کردند و با همون وهم و خیال از دنیا رفتند، مغز انسان رو دچار چالش فلسفی میکنه. ولی باید بش اهمیت داد. چون یه جا میخوره تو صورت آدم.
اینکه سربازان روسیه در جبهه تا با ضدحمله مواجه میشن، فلهای فرار میکنند، فقط دلایل نظامی نداره. جامعه متوهم هیچوقت برای روز واقعه آمادگی نداره. یک عمره از ادوات جنگی استفاده کردهاند اما با کسانی مواجه نشدهاند که جنگیدن بلد باشند. دستگاه توهم فقط برای موقعیت «ما خیلی قویایم، بقیه توسریخور هستند» آمادهشون کرده بود.
❤181
تغییر ادبیات خوبه ولی کافی نیست. هنوز با یقین فاصله داریم. نتیجه فقدان یقین رو دارید در مرز مهران میبینید. هنوز باور ندارند که همهچیز تحت مدیریت گاوهاست. حتی اونهایی که معتقدند فلاکت در سفر، ثواب داره، دارند در کانالهای شخصیشون فحش میدن. ولی تقلیلش میدن به فلان مسئول و بهمان وزیر. همونطور که در روسیه دارند میگن فلان فرمانده بیعرضه بود، اونو عوض کنیم درست میشه.
❤124
چه شد آن تشیعی که وضویی که اگه آب رو یکی دیگه برات بریزه، قبول نداشت، اما حالا آب و شربت و شام و ناهار و صبحانه و جای خواب و اتوبوس مجانی در کل طول زیارت میخواد و بش افتخار میکنه که فراهمه؟
وقتی این سوال رو میپرسی میگه وضو فرق داره، یه عمل واجبه و گفته شده باید خودت انجام بدی. اما زیارت مستحبه! انگار طراح اولیه مذهب، داشته یه چیزی در حد دستور آشپزی مینوشته و هیچ منظور دیگهای نداشته. خودبینی جاهلانه چنان به اوج میرسه که به رفتار پلشت خودش مثل دراز کشیدن رو آسفالت و دهنکجی به بهداشت میگه فرهنگ، اما برای طراح اولیه مذهب هیچ فرهنگی قائل نیست.
برخلاف تصور دوزاریهای مدرن، اون طراحان اولیه، هم منظور داشتند، هم دنبال یک فرهنگ تعریفشده بودند: کسی نباید خرج دینداری تو رو بده. بنابراین وقتی میگفت امر مناسکی خودت رو خودت بعهده بگیر، در حال ثبت دستور آشپزی نبود، که فقط در یک چارچوب خاص رعایت کنی، و خارج ازون چارچوب وانمود کنی هیچ کارکردی نداره.
اما چرا منظور طراح رو دور انداختهاند؟
چون با طراح حس قرابتی ندارند. با دستگاه امپراتوری حس قرابت دارند. و این دستگاه، فرمالیسم در قانون رو در فرهنگ عمومی جاسازی میکرد. طراح مذهب دنبال تربیت بود، و امپراتور دنبال رعیتی که قانون رو مو به مو اجرا کنه، بدون اینکه دلیلش رو بدونه.
وقتی این سوال رو میپرسی میگه وضو فرق داره، یه عمل واجبه و گفته شده باید خودت انجام بدی. اما زیارت مستحبه! انگار طراح اولیه مذهب، داشته یه چیزی در حد دستور آشپزی مینوشته و هیچ منظور دیگهای نداشته. خودبینی جاهلانه چنان به اوج میرسه که به رفتار پلشت خودش مثل دراز کشیدن رو آسفالت و دهنکجی به بهداشت میگه فرهنگ، اما برای طراح اولیه مذهب هیچ فرهنگی قائل نیست.
برخلاف تصور دوزاریهای مدرن، اون طراحان اولیه، هم منظور داشتند، هم دنبال یک فرهنگ تعریفشده بودند: کسی نباید خرج دینداری تو رو بده. بنابراین وقتی میگفت امر مناسکی خودت رو خودت بعهده بگیر، در حال ثبت دستور آشپزی نبود، که فقط در یک چارچوب خاص رعایت کنی، و خارج ازون چارچوب وانمود کنی هیچ کارکردی نداره.
اما چرا منظور طراح رو دور انداختهاند؟
چون با طراح حس قرابتی ندارند. با دستگاه امپراتوری حس قرابت دارند. و این دستگاه، فرمالیسم در قانون رو در فرهنگ عمومی جاسازی میکرد. طراح مذهب دنبال تربیت بود، و امپراتور دنبال رعیتی که قانون رو مو به مو اجرا کنه، بدون اینکه دلیلش رو بدونه.
❤176
شرکت خودروسازی استلانتیس که صاحب پژو و ده دوازده تا برند دیگهست، تو ارائه استراتژی خودش تا سال ۲۰۳۰ برای قسمت خاورمیانه و شمال آفریقا، ایران رو جدا کرده. این کار گرافیست نیست، کاملا آگاهانهست. نقشه بالایی رو نگاه کنید، پاکستان هست، ترکیه هست، و وسطشون که ایرانه، نیست! یعنی در چشمانداز این شرکت هیچ برنامهای برای همکاری با ایران تا یک دهه آینده وجود نداره.
❤108
روزها تو روستا انقدر کار زیاد بود که کسی نمیتونست بیش از یک دقیقه یکجا قرار بگیره و هیچ کاری نکنه. اما هوا که تاریک میشد و میچپیدند تو خونه، تقریبا هیچکاری وجود نداشت. حداقل برای مردها، و بیشتر زنهایی که جوان نبودند. دولت هنوز حتی برق هم نکشیده بود. یک فانوس از وسط سقف آویزان بود و دو سه متر اطرافش رو روشن نگه میداشت. بقیه گوشههای خونه، به دهانه غار شبیه میشدند، که میترسیدی واردش بشی، با اینکه در روشنایی همون روز اون گوشه خونه رو دیده بودی، و میدونستی عمق زیادی نداره. سه شب در سکونتگاهی بمونی که برق ندارند، خوب درک میکنی که چرا به جن و شبح و این چیزها باور داشتند. ازونجایی که نه رادیویی وجود داشت و نه تلویزیونی، هیچ کاری جز اینکه به پشتیها تکیه بدن و زیر نور همون فانوس درباره موضوعات سطحی وراجی کنند، نداشتند. الکل به شکل تاریخی در جامعه نقش مخربی داشت، ولی اگه دست و پا زدن انسان مفلوک در شبهایی که کاری برای انجام دادن نداره رو ببینی، درک میکنی که چرا میخانهها ساخته شدند. اگه قراره از سر بیکاری یه بند زر بزنی، بهتره یه گوشه کار رو الکل بعهده بگیره.
وقتی تیر برقهای سیمانی رو کنار جاده کاشتند، تا بالاخره روستا به شبکه برق کشور وصل بشه، منم مثل اهل دهات منطقه ذوق داشتم، با اینکه به من ربطی نداشت و اونجا حکم یک توریست رو داشتم. چون تصورم این بود که داریم به ته گذشته میرسیم و این لایفاستایل مسخره که اینها دارند، منسوخ میشه. و تا حد زیادی شد. اما اون بیچارگی برای زر زدن، نه. هنوز نیاز به حرف درمانی دارند. هنوز خفه میشن اگه وراجی نکنند. هنوز کمبود سوژه رو با فوکوس روی زندگی دیگران جبران میکنند. هنوز درباره چیزهایی که هیچ درکی ازش ندارند، قصه میبافند. چه آفلاین، و چه آنلاین.
سالها قبلتر ازینکه من متولد شده باشم، همونجا، یک شب، سه کشاورز، یک گوسفند که گرگ بش زده بوده رو ذبح میکنند تا به قول خودشون نجس نشه. چون کسی در اطراف نبوده که باش قسمت کنند، همه گوشت و دنبهش رو کباب میکنند و میخورند. که حتی برای اونها که به خاطر کار زیاد همیشه پر اشتها بودند، پرخوری محسوب میشد. یکیشون به بقیه میگه بدنمون تا حالا با چنین حجمی از گوشت و چربی مواجه نبوده، اگه امشب بخوابیم دخلمون اومده و صبح بیدار نمیشیم. دو نفر دیگه هم تأیید میکنند. اما باید چطور تا صبح بیدار موند؟ همه خوابند و نمیشه نشست دور فانوس و صحبت کرد. پس به اتفاق برگشتند به زمین. و تا خود صبح درو کردند! یکجا نشستن و سکوت، چنان عملیات غیرممکنی بود براشون که ترجیح دادند تا صبح کمر خم کنند و با داس برقصند. که ستون فقرات من حتی بش فکر هم نمیتونه بکنه.
بعضی چیزها تغییر نمیکنه. آدمها همینند.
وقتی تیر برقهای سیمانی رو کنار جاده کاشتند، تا بالاخره روستا به شبکه برق کشور وصل بشه، منم مثل اهل دهات منطقه ذوق داشتم، با اینکه به من ربطی نداشت و اونجا حکم یک توریست رو داشتم. چون تصورم این بود که داریم به ته گذشته میرسیم و این لایفاستایل مسخره که اینها دارند، منسوخ میشه. و تا حد زیادی شد. اما اون بیچارگی برای زر زدن، نه. هنوز نیاز به حرف درمانی دارند. هنوز خفه میشن اگه وراجی نکنند. هنوز کمبود سوژه رو با فوکوس روی زندگی دیگران جبران میکنند. هنوز درباره چیزهایی که هیچ درکی ازش ندارند، قصه میبافند. چه آفلاین، و چه آنلاین.
سالها قبلتر ازینکه من متولد شده باشم، همونجا، یک شب، سه کشاورز، یک گوسفند که گرگ بش زده بوده رو ذبح میکنند تا به قول خودشون نجس نشه. چون کسی در اطراف نبوده که باش قسمت کنند، همه گوشت و دنبهش رو کباب میکنند و میخورند. که حتی برای اونها که به خاطر کار زیاد همیشه پر اشتها بودند، پرخوری محسوب میشد. یکیشون به بقیه میگه بدنمون تا حالا با چنین حجمی از گوشت و چربی مواجه نبوده، اگه امشب بخوابیم دخلمون اومده و صبح بیدار نمیشیم. دو نفر دیگه هم تأیید میکنند. اما باید چطور تا صبح بیدار موند؟ همه خوابند و نمیشه نشست دور فانوس و صحبت کرد. پس به اتفاق برگشتند به زمین. و تا خود صبح درو کردند! یکجا نشستن و سکوت، چنان عملیات غیرممکنی بود براشون که ترجیح دادند تا صبح کمر خم کنند و با داس برقصند. که ستون فقرات من حتی بش فکر هم نمیتونه بکنه.
بعضی چیزها تغییر نمیکنه. آدمها همینند.
❤158
المپیاد تاریخ هم داریم؟
بهرحال من یه سوال براش طراحی میکنم، هروقت خواستن برگزار کنند:
- چرا ارمنستان هیچوقت در طول تاریخ خود یاد نگرفت با کی متحد بشه بهتره؟
بهرحال من یه سوال براش طراحی میکنم، هروقت خواستن برگزار کنند:
- چرا ارمنستان هیچوقت در طول تاریخ خود یاد نگرفت با کی متحد بشه بهتره؟
❤120