Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.1K subscribers
6.76K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
«وسط‌بازان شامه حساسی دارند. اگر این‌بار ترجیح دادند به سمت مردم غش کنند یعنی بوی الرحمن را حس کرده‌اند».

نه برادر. نمیشه ازین حرکت‌ها چنین استنباطی کرد. بیزینس‌مدل این‌ها اینطور بوده که با شاخ ایدئولوژیک نظام کنار بیان و به ازای اون کنار اومدن پول بگیرند، در عوض طی قراردادی نانوشته، این شاخ، آسیب فیزیکی بشون وارد نکنه. وقتی ستار بهشتی رو کشتند، اون قرارداد خدشه‌دار نشده بود. چون خودشون رو در دنیایی متفاوت از دنیای ستار می‌دیدند. پس آسیبی بود که به اون‌ها مربوط نبود. اما الان قرارداد خدشه‌دار شده، چون اون شاخ، آدمی رو کشته که میشه ازش نتیجه گرفت که آسیب فیزیکی به دنیای اون‌ها هم نشت پیدا کرده، و لذا بدین شکل دارند ناخرسندی‌شون رو از صاحب‌کارشون ابراز می‌کنند.

دوباره تأکید می‌کنم شما با یک حکومت طرف نیستید. با یک دستگاه امنیتی مواجهید. و این دستگاه بوی الرحمن نخواهد داشت. فقط بوی خون ازش خواهید شنید. مگر اینکه ازش سبقت بگیرید.
303
اعتصاب تو ایران جواب نمیده، چون نیاز به همراهی صد درصدی هست، و به دلایل بسیار همراهی صد درصدی دست‌یافتنی نیست‌. قبلا درباره تحریم ورود به ورزشگاه فوتبال این رو گفته بودم. اگه ۹۹ درصد مردم هم با این تحریم همراهی کنند، نظام عمله‌های لازم برای پر کردن استادیوم رو جور می‌کنه بهرحال. اعتصاب‌ها هم ورژن دیگه‌ای از همین وضعیت هستند.

اما فارغ ازینکه جواب می‌دهد یا نمی‌دهد، مسئله اساسی‌تر اینه که موضوعیت ندارد. اون ۵۷ بود که اعتصاب نقش اطلاع‌رسانی هم داشت و مردم غیرسیاسی رو درگیر می‌کرد (آدم غیرسیاسی و بی‌خبر وقتی می‌دید همه‌جا بسته‌ست متوجه میشد خبریه و درگیر می‌شد). الان این کاربرد، منقضی شده‌.

اعتصاب در قرن بیست و یکم، فقط در کشور نرمال، که حکومت دارد، موضوعیت داره. که از روی فشار اجتماعی و بی‌ثباتی اقتصادی مجبور بشه به مطالبات پاسخ بده. در کشوری که توسط اوباش مافیایی اشغال شده، محلی از اعراب نداره.
257
می‌دونید چرا به اعتصاب دعوت می‌کنند اما به تخریب میگن «ویرانی‌طلبی»؟ چون اعتصاب یعنی یه مدت نمیریم سر کار، یه مدت نون خالی میخوریم، بعد وضع درست میشه، برمیگردیم سر کار، و کباب میخوریم! یعنی مراحلش از قبل تخیل شده، و آخرش فیلم هندی‌طوره. قراره سختی بکشیم، ولی بعدش خوبه!.. این ادامه همون رویاست که ما، در وسط شت‌هول خاورمیانه، و تحت محاصره طالبان و داعش شیعی، می‌تونیم به زندگی نرمال دست پیدا کنیم و هنوز فرصت داریم! تخریب، و جنگ فرسایشی، که زندگی رو برای آویزان‌های حکومت جهنم کنه، درست خلاف این رویاست.
277
روزی یکی از مقامات آمریکایی به یکی از مقامات انگلیسی گفته بود: دلار پول ماست، و مشکل شما!
با صادرات تورم آمریکا به بقیه کشورها، حتی متحدانش، و دلایل متعدد دیگه، امروز یک انگلیسی میانگین داره نصف یک آمریکایی میانگین پول درمیاره!

و جاهلان همچنان دارند با کلیشه «افول امپراتوری آمریکا» بازی می‌کنند.
201
سال ۸۸ بود که درباره سرکوب‌های بعد از انتخابات بش گفتم اگه همه شما پرسنل نیروی انتظامی رو شش ماه بفرستند مسافرت هیچ اتفاق بدی برای مملکت نمیفته. و این عصبانیش کرد، چون درست منطبق با چیزی بود که سر کار دیده بود. سپاهی‌ها و بسیجی‌ها اومده بودند و بشون امر و نهی می‌کردند که باید چه کاری انجام بدن، طوری که انگار این‌ها صرفا کارگر امنیتی هستند، نه درجه‌دار امنیتی! برای اینکه این کارگری رو انکار کنه، گفت اگه ما نباشیم که از ترس نمی‌تونید برید بیرون حتی نون بخرید! زیر این عصبانیت یک استیصال دو لایه هم وجود داشت که ترجمه‌ اولی میشد: بابا ما میخوایم دزد بگیریم، موادفروش‌ها رو پیدا کنیم، قاتل‌های فراری رو دنبال کنیم، این کارها چیه؟ به ما چه کی چه شعاری میده؟ و ترجمه لایه دوم میشد این: ولی دیوث‌ها بابت همون دزد گرفتن هم حقوق نمیدن. میریم خونه مردم یه چیزایی می‌بینیم تا یه هفته اعصاب‌مون تخمیه، بازم حقوق نمیدن، گنگسترها لت و پارمون می‌کنند بازم حقوق نمیدن‌. و این در شرایطی بود که ارزش ریال خیلی بیشتر از امروز بود. ولی این‌ها رو نمی‌گفت و زیر همون انکار جاسازش می‌کرد.

انکار تبعات داره، و کمترینش پشیمانیه. حالا در بین همکارانش دو قبیله وجود داره. قبیله اول خودش رو مصرف‌شده توسط بالایی‌ها می‌بینه، و سرخورده ازینکه جوانیش رو از دست داد، صرفا دنبال فرار از مأموریت و جلو انداختن بازنشستگیه. و قبیله دوم که براش اهمیت نداره که منفعتی از سرکوب داره یا نداره، و میدونه‌ که نداره، و باز میره بیرون، تا کارگر خوبی باشه. نه برای اینکه بالایی‌ها رو راضی نگه داره، بلکه برای اینکه از باشگاهی که در اون عضوه دفاع کنه. باشگاه بدبخت‌هایی که هم از حکومت خوردند و هم از مردم. این قبیله آگاهانه از مردم متنفره، چون ازشون انتظار داشت به خاطر بدبخت بودن بشون حق بدن، اما ندادند. مردم رو به شکل جماعتی که دورشون انداخت می‌بینند، و آزار دادن‌شون رو نه یک حمله، که دفاع از خود می‌دونند.

این روزها بین این دو قبیله دعوا بود. نه سر اینکه نباید سمت غلط تاریخ ایستاد. چون هیچ‌کدوم دغدغه اخلاقی و ایمانی ندارند. بلکه سر این پرسش که کی بیشتر ما رو دور انداخت؟ جواب قبیله اول حکومت بود، و جواب قبیله دوم مردم‌.

قبیله اول برای ما نخواهد جنگید. فقط مثل یک بازنده خودش رو از بازی بیرون می‌کشه تا دوره بازنشستگیش رو کمی شبیه آدم‌های نرمال بگذرونه. پس فقط با قبیله دوم طرفیم، و مردم باید بدونند که این قبیله هیچ برنامه‌ای برای بازگشت نداره.
351
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قاعده «نشت حقیقت»: چیزی که قاچاقی منتقل می‌شود؛ بالاخره روزی رسمیت پیدا کرده، و منتقل خواهد شد.
روش قاچاق میتونه هرچیزی باشه. طنز. تمسخر. شعر. کنایه. فحش. تخطئه.
قاچاقچی می‌تونه هرکسی باشه. آزاده. آواره. دزد. وسط‌باز.

اگه کسی با این قاعده آشنا بود می‌تونست آینده رو پیش‌بینی کنه و بگه روزی براندازی رسمیت عمومی پیدا خواهد کرد.
261
هوای بیروت تازه شده مشابه هوای شهرهای ایران. با این تفاوت که به دلیل نداشتن دولت و هرگونه نظارت، برق به شکل صنعتی تولید نمیشه، و هرکس ژنراتور خودش رو روشن کرده و این وضع رو بوجود آورده.
ایران مدت‌هاست که دولت نداره، و صاحب خیلی ازون تولیدکننده‌های برق که در نهایت آلایندگی قرار دارند، همون اوباشی هستند که یک دولت دکوری رو تشکیل داده‌اند.
200
برای این که شمارو از غرب که میخواد نقش مادری رو در خانواده حذف کنه نجات بدیم، اتوبوس‌های شهرتون رو نابود می‌کنیم تا مادرهای خانواده نتونند برن کارهاشون رو انجام بدن.

منطق پوتین، و همه سگ‌های بی‌ریشه غرب‌ستیز
236
بیا با هم بگیریم که دو جا ذخیره بشه.

بلند شدن از روی ویلچر برای کسی که یک عمر فلج بوده، معجزه‌ست. اما معنیش این نیست که میتونه همین الان بره برای صخره‌نوردی. این‌ها از شوک اینکه از ویلچر بلند شدید خودشون رو خیس کردن. اما شما هم نباید فکر کنید که «صخره مرا می‌خواند».

در یک مملکت هشتاد میلیون نفری هرکسی ممکنه به اشکال مختلف علیه شر واکنش، اقدام، تهاجم نشون بده. مخصوصا وقتی که اوباش حاکم با انتخاب عامدانه خودشون، در مسیر بدون بازگشت قرار گرفته‌اند. الان در شرایطی هستیم که دیگه نمیشه با حرکتی مخالفت کرد. هرکس هرکاری انجام بده، خیره‌.
فقط میشه گفت که برای زدن تانک، موشک جاولین لازمه، نه هفت‌تیر. این صرفا یک اظهار نظر فنی درباه قواعد بازیه، و هیچ نیتی در جهت کم‌ارزش جلوه دادن بقیه حرکت‌های مردمی داخلش نیست.
273
علت اینکه تحصیلکرده و بیسواد ایرانی دست به دست هم، کنفرانس تهران در ۱۹۴۳ رو طوری جدی گرفت که به شکل یک زخم در حافظه تاریخیش باقی موند و عفونت همون زخم باعث شده تا همین امروز درباره توطئه قدرت‌ها برای ایران هذیان بگه، یک نوع خود کم‌بینی عمومی در برابر دولت بود. جامعه عشایری ایران خیلی دیر با مفهوم دولت مواجه شد و اولین برخورد، که قرار بود زمینه‌ساز آشناییش با مدرنیته باشه، خیلی بد و خشن پیش رفت، و این یک ترس درونی رو در دل مردم کاشت. مثل بچه‌ای که در اولین برخوردش با سگ خانگی، با پارس کردن‌های ترسناک و حتی گاز گرفتگی مواجه بشه، و همین باعث بشه از هر سگ کوچک و بزرگی بترسه. مسئله این نبود که از دولت شوروی و دولت انگلیس می‌ترسیدند. مسئله این بود که شوروی و انگلیس، سایز خیلی بزرگ‌تر دولتی بودند که به طور ناخودآگاه، یا خوداگاه، ازش می‌ترسیدند. و اساسا ترس یعنی انتظار اتفاق افتادن چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده. ترس زیاد از انگلیس، یعنی انتظارات زیاد از کارهایی که می‌تواند بکند، ولی هنوز نکرده. و همینطور شوروی و همینطور آمریکا.
اینکه همین امروز، همچون مسافران کاروان غارت‌شده و سرگردان در طوفان شن، دنبال کسی می‌گردند که براشون این داستان رو تعریف کنه که «قرار بود در شهریور اتفاقاتی بیفتد چون فلان کشور و بهمان کشور با هم معامله‌ای کرده بودند» نتیجه این ترس نهادینه شده در روان آدم ایرانیه، که باعث شده به طرز ترحم‌برانگیزی دولت‌ها رو جدی بگیرند، و درباره دامنه توانایی‌هاشون تصورات اغراق‌آمیز داشته باشند. این فلاکت فکری ضربه‌گیر خوبی هم برای ذهنیت بزدلانه بود. چون وقتی همه کارها از قبل توسط دولت‌های قدرتمند برنامه‌ریزی شده باشه، راحت‌تر میشه بی‌عملی و نظاره‌گری رو توجیه کرد. نسل پنجاه و هفتی به خوبی با همین ترفند از زیر بار مسئولیت خودش در رفت. با اینکه با دغدغه نجات اسلام در خیابان‌ها سنگر چیده بود و با ژ۳ های دزدیده شده از پادگان‌ها، نگهبانی میداد، بعدها گفت «ما کاره‌ای نبودیم که.. کار جیمی کارتر بود!».

ریختن ترس مردم کار آسونی نیست، ولی بالاخره باید بریزه. نمیشه با این وضعیت ذهنی ناراحت‌کننده ادامه داد.
214
برینن چی میشه مثلا؟ دختران زیر هجده سال برای خلاص شدن از شوهر چهل و پنج ساله‌شون مجبور میشن خودسوزی کنند؟ ما دو تا انقلاب کردیم در یک قرن گذشته و هر دو به خاطر آویزان شدن از خایه آخوند به فنا رفت. اندفعه تمام تمرکز باید زیر گرفتن آخوند باشه، چپ و راست رو بذارید کنار. تا الان نیکفر که سوسیالیسته تو رادیو زمانه بهتر از هر رسانه فارسی دیگه‌ای این قیام رو ساپورت رسانه‌ای کرده‌.
265
Anarchonomy
برینن چی میشه مثلا؟ دختران زیر هجده سال برای خلاص شدن از شوهر چهل و پنج ساله‌شون مجبور میشن خودسوزی کنند؟ ما دو تا انقلاب کردیم در یک قرن گذشته و هر دو به خاطر آویزان شدن از خایه آخوند به فنا رفت. اندفعه تمام تمرکز باید زیر گرفتن آخوند باشه، چپ و راست رو بذارید…
حتی ایتالیا هنوز از فاشیسم مصونیت نداره. رییس‌جمهور جدیدش اومده میگه ما باید از خدا دفاع کنیم! بعد شما می‌خوای وسط خاورمیانه به یه سیستمی برسیم که از ایتالیا جلوتره؟

اینکه تنها فرق حاکمان بعدی، با آخوند، در اسلام سیاسی باشه، فرق بزرگیه. همین الان شما در ونزوئلا میتونستی اعصاب آرام‌تری داشته باشی.
من مطالبه رو تنزل ندادم، فقط اندازه خاک‌ریزم پیشروی می‌کنم. در لبه پرتگاه نمی‌تونیم مثل رستوران سفارش بدیم که: لطفا دولت بعدی علاوه بر اینکه کاملا سکولاره، چپ نباشه، میلیتاریسم جمع بشه، رسانه‌ها اندازه رسانه‌های آمریکا آزاد باشن، مدیران دولتی مثل مدیران ژاپنی‌ بشن، بانک مرکزی هم بپره بغل بیت‌کوین!.. ما در این موقعیت لاکشری نیستیم که اینجوری سفارش بدیم. ما اگه بتونیم آخوند رو زیر بگیریم، در تاریخ بشر یه فصل جداگانه به خودش اختصاص میده، و یه صفحه خیلی بلند در ویکیپدیا.
292
وقتی می‌نویسم اینجا اعتصاب کارکردی که در اروپا داره رو نداره، اینطور میخونند که انگار نوشتم اصلا نباید اعتصاب کرد!

ما در شرایطی هستیم که هیچ حرکتی، بی‌منفعت نیست‌. اما باید درباره جنس و ابعاد اون منفعت، آگاهی داشت‌. تشکیلات خلافکاری که دست بچه یتیم هشت ساله باتوم میده، با اعتصاب ساقط نمیشه. اما هر حرکتی که منجر به آزار این تشکیلات بشه، یک حرکت مثبته. ابتدای تجاوز روسیه به اوکراین نوشتم که یک اوکراینی با وجود اینکه شانس کمی برای پیروزی داره، باید بجنگه، حتی اگه تنها فایده‌ش ایجاد هزینه برای متجاوز باشه. چون غیر از انگیزه‌های میهنی، از لحاظ اخلاقی هم اجازه نداریم که بذاریم تجاوز برای متجاوز ارزون تموم بشه.
370
ازینکه زنگ زده به مادرش و طوری تحویلش گرفته که انگار پسری نداره عصبانیه. چون مثل خیلی از مادرهای دیگه تمام روز جلوی تلویزیونه و داره پروپاگاندای پوتین رو مصرف می‌کنه. اما به جای اینکه از مادرش عصبانی باشه، از کرملین عصبانیه که مغز مادرش رو شستشو داده. برای اینکه در برابر نفرت از مادرش مقاومت کنه، همه مهمات نفرتش رو خرج سیاستمدار می‌کنه. البته اون سیاستمدار، یک افعی مخفی‌کاره، و باید نفرت رو انقدر خرجش کرد تا یه روزی سرش قطع بشه. اما یه افعی غریبه‌ست. اون حتی نمی‌دونه این پسر کیه و کجاست. زنی که پسر خودش، که از شکم خودش بیرون آورده رو، به سیاستمدار میفروشه، ترسناک‌تر نیست؟
261
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روسیه مملو از طرفداران پوتینه، اما وقتی قراره یه مراسم حکومتی در مسکو برگزار بشه، که پوتین بیاد حرف بزنه، با اتوبوس کارکنان سازمان‌های دولتی رو برمیدارن میارن میریزن تو محوطه! و این یه حالت تناقض‌آمیز ایجاد می‌کنه: یعنی طرفدار انقدر گشاده که حاضر نیست خودشو تکون بده و تا مرکز شهر بیاد؟ مشابه این تناقض رو در ایران هم داریم، که در تظاهرات کم‌رمق حکومتی دیده شد.

در هر دو ساختار، طرفدار یک فدایی نیست. صرفا طرفدار قدرت متمرکزه. بنابراین نظام حاکم رو به این شرط قبول داره که در قلدری، قابل و با جنم باشه. پس پیش‌فرض ذهنیش اینه که: «مراسم خودته، خودت هم آدمش رو جور کن. برای شاخی مثل تو نباید کاری داشته باشه».

منطبق با این فضای ذهنی، قلدر حاکم باید دائم در حال اثبات قابل بودن خودش باشه. و بدترین آسیب وقتی بش وارد میشه که مشخص بشه قابل نیست.
این یکی از قواعد بازیه که سعی داشتم توضیحش بدم. بسیاری از طرفداران نظام، دغدغه مذهبی هم ندارند حتی. فقط پشت قلدر قابل ایستاده‌اند. متقاعد کردن اون‌ها با بحث نظری، تیراندازی به آسمانه‌. استراتژی درست انجام کارهاییه که ببینند قهرمان‌شون عرضه کنترل و مدیریت اوضاع رو نداره.
335
زمانی که گوگل اعلام کرد قصد داره شبکه اجتماعی پلاس رو جمع کنه، و همه مردد بودند که به کجا مهاجرت کنند، به دوستان گفتم این دغدغه شما یک دغدغه موقتی و حاشیه‌ای‌ست، چرا که به زودی از خود اینترنت محروم خواهید شد و اینکه کجا بنویسید موضوعیت نداره. با همین ذهنیت وقتی ازونجا نقل مکان کردم به تلگرام، روزمره‌نویسی رو گذاشتم کنار و سعی کردم تا فرصت هست هرچه در این ذهن خشن میگذره رو بریزم بیرون، و امروز که به نقطه آفلاین بودن مردم رسیدیم می‌تونم با خیال راحت به خودم بگم که هر آنچه که لازم بود بنویسم نوشتم و چیزی به ذهنم بدهکار نیستم. این شاید تنها وقت‌شناسی موفق من بوده.
512
علیه پدر و مادرت انقلاب کردی، اما نگرانی پدر و مادرت یه دختر لخت ببینند و از انقلاب حمایت نکنند؟!
غیر از وزارت کشور، از بقیه هم مجوز میخوای؟ از بابات، خان داداشت، خان‌دایی‌هات، و نگرانی ندن؟ تو که روبند بزنی و یازینب هم بگی واسه اونا مرتدی، فکر کردی لخت نباشی بت نمیگن بدکاره؟ واسه کیا میخوای نایس باشی؟ واسه زالوی شهری مو سفید کرده که برای کاغذ قرآن بلوا راه میندازه اما کشتار نمازگزار سنی براش اندازه طوفان فلوریدا هم اهمیت نداره؟ من که حرفی ندارم. آسه برو، آسه بیا، آسه شعار بده، و چهل سال دیگه کثافت رو تحمل کن. لابد وقت داری.
533
قشر مذهبی زندگی شما را نابود کردند، اگه نمیتونید به کسانی که زندگی‌تون رو نابود کردند حمله کنید بهتره بشینید خونه و پادکست گوش بدید. در این باره هم حرفی ندارم. خاتمی هم می‌گفت حمله به رهبری اشتباه است. و بیست سال به این شکل تلف شد. بیست سال هم باید بابت «مذهب جیزه» تلف بشه. لابد صلاح اینه، و صلاح مملکت خویش، معترضان دانند.
445
معادل‌های وطنی‌شون رو هرروز ظهر می‌تونید در خیابان‌های شهر خودتون ببینید، وقتی که مدرسه تعطیل میشه و میریزن بیرون.
بچه‌هاشون رو دارند میفرستند به مدارس حکومتی، که از پشت به بچه ۱۵ ساله شلیک می‌کنه، و به این کار افتخار می‌کنه. مدرسه رو که نمیشه نرفت، ادامه دانشگاه رو که نمیشه نرفته، و ادامه مذهب رو که نمیشه از ایران جدا کرده. «هیچ‌چیز تکان نخورد، ولی ضحاک جمع کند برود!». این کار هر ماده مخدری بوده، قوی بوده.
358
فارغ‌التحصیلان دکترای علوم انسانی دانشگاه‌های طالبان شیعی که سه جلسه هم در کلاس درس ننشسته‌اند و یکی از دوستان‌ بیکارترشون به جاشون امتحان داده، که زیادند، و نخودچی‌نیوزهای اصولگرا و اصلاح‌طلب در این بیست ساله هرروز افاضات‌شون رو نشر داده‌اند تا چهره فرهنگی جلوه کنند، وقتی به دستگاه خلافت میگن «حرف نسل جدید را گوش بدهید» معنیش این نیست که چیزی بیشتر از نئاندرتال‌های حوزه فهمیده‌اند. در یکی دو هفته گذشته دیدید یکی ازین‌ها حتی یک‌بار عبارت «حق تعیین سرنوشت» رو به کار ببره؟ حتی اگه در دانشگاه فقط کتاب‌هایی که غربی‌ها نوشته‌اند رو روخوانی کرده بود، و حتی اگه فقط نیت داشت که پز بده که روخوانی کرده بوده، باید حداقل یکبار لای جملاتی که تایپ می‌کرد پیدا می‌شد. ولی نمیشه. چون چیزی فراتر از یک آخوند نیست، و اساسا درکی از حقوق انسانی مدرن نداره. توصیه توخالیش درباره گوش دادن به نسل جدید، صرفا انعکاسی از تجربه شخصی خانوادگی خودشه، چون اغتشاشگر فنچ تو خونه‌های خودشون هم هست.

اما باز جدی می‌گیرندشون و مهملات‌شون رو فوروارد می‌کنند به همه‌جا.
عجیب ولی واقعیه که باید همه رو تک تک بهشون معرفی کرد. بابات اینه، اونی که فکر می‌کنی نیست. استادت اینه، اونی که فکر می‌کنی نیست. پلیس اینه، اونی که فکر می‌کنی نیست.
345