Anarchonomy
برینن چی میشه مثلا؟ دختران زیر هجده سال برای خلاص شدن از شوهر چهل و پنج سالهشون مجبور میشن خودسوزی کنند؟ ما دو تا انقلاب کردیم در یک قرن گذشته و هر دو به خاطر آویزان شدن از خایه آخوند به فنا رفت. اندفعه تمام تمرکز باید زیر گرفتن آخوند باشه، چپ و راست رو بذارید…
حتی ایتالیا هنوز از فاشیسم مصونیت نداره. رییسجمهور جدیدش اومده میگه ما باید از خدا دفاع کنیم! بعد شما میخوای وسط خاورمیانه به یه سیستمی برسیم که از ایتالیا جلوتره؟
اینکه تنها فرق حاکمان بعدی، با آخوند، در اسلام سیاسی باشه، فرق بزرگیه. همین الان شما در ونزوئلا میتونستی اعصاب آرامتری داشته باشی.
من مطالبه رو تنزل ندادم، فقط اندازه خاکریزم پیشروی میکنم. در لبه پرتگاه نمیتونیم مثل رستوران سفارش بدیم که: لطفا دولت بعدی علاوه بر اینکه کاملا سکولاره، چپ نباشه، میلیتاریسم جمع بشه، رسانهها اندازه رسانههای آمریکا آزاد باشن، مدیران دولتی مثل مدیران ژاپنی بشن، بانک مرکزی هم بپره بغل بیتکوین!.. ما در این موقعیت لاکشری نیستیم که اینجوری سفارش بدیم. ما اگه بتونیم آخوند رو زیر بگیریم، در تاریخ بشر یه فصل جداگانه به خودش اختصاص میده، و یه صفحه خیلی بلند در ویکیپدیا.
اینکه تنها فرق حاکمان بعدی، با آخوند، در اسلام سیاسی باشه، فرق بزرگیه. همین الان شما در ونزوئلا میتونستی اعصاب آرامتری داشته باشی.
من مطالبه رو تنزل ندادم، فقط اندازه خاکریزم پیشروی میکنم. در لبه پرتگاه نمیتونیم مثل رستوران سفارش بدیم که: لطفا دولت بعدی علاوه بر اینکه کاملا سکولاره، چپ نباشه، میلیتاریسم جمع بشه، رسانهها اندازه رسانههای آمریکا آزاد باشن، مدیران دولتی مثل مدیران ژاپنی بشن، بانک مرکزی هم بپره بغل بیتکوین!.. ما در این موقعیت لاکشری نیستیم که اینجوری سفارش بدیم. ما اگه بتونیم آخوند رو زیر بگیریم، در تاریخ بشر یه فصل جداگانه به خودش اختصاص میده، و یه صفحه خیلی بلند در ویکیپدیا.
❤292
وقتی مینویسم اینجا اعتصاب کارکردی که در اروپا داره رو نداره، اینطور میخونند که انگار نوشتم اصلا نباید اعتصاب کرد!
ما در شرایطی هستیم که هیچ حرکتی، بیمنفعت نیست. اما باید درباره جنس و ابعاد اون منفعت، آگاهی داشت. تشکیلات خلافکاری که دست بچه یتیم هشت ساله باتوم میده، با اعتصاب ساقط نمیشه. اما هر حرکتی که منجر به آزار این تشکیلات بشه، یک حرکت مثبته. ابتدای تجاوز روسیه به اوکراین نوشتم که یک اوکراینی با وجود اینکه شانس کمی برای پیروزی داره، باید بجنگه، حتی اگه تنها فایدهش ایجاد هزینه برای متجاوز باشه. چون غیر از انگیزههای میهنی، از لحاظ اخلاقی هم اجازه نداریم که بذاریم تجاوز برای متجاوز ارزون تموم بشه.
ما در شرایطی هستیم که هیچ حرکتی، بیمنفعت نیست. اما باید درباره جنس و ابعاد اون منفعت، آگاهی داشت. تشکیلات خلافکاری که دست بچه یتیم هشت ساله باتوم میده، با اعتصاب ساقط نمیشه. اما هر حرکتی که منجر به آزار این تشکیلات بشه، یک حرکت مثبته. ابتدای تجاوز روسیه به اوکراین نوشتم که یک اوکراینی با وجود اینکه شانس کمی برای پیروزی داره، باید بجنگه، حتی اگه تنها فایدهش ایجاد هزینه برای متجاوز باشه. چون غیر از انگیزههای میهنی، از لحاظ اخلاقی هم اجازه نداریم که بذاریم تجاوز برای متجاوز ارزون تموم بشه.
❤370
ازینکه زنگ زده به مادرش و طوری تحویلش گرفته که انگار پسری نداره عصبانیه. چون مثل خیلی از مادرهای دیگه تمام روز جلوی تلویزیونه و داره پروپاگاندای پوتین رو مصرف میکنه. اما به جای اینکه از مادرش عصبانی باشه، از کرملین عصبانیه که مغز مادرش رو شستشو داده. برای اینکه در برابر نفرت از مادرش مقاومت کنه، همه مهمات نفرتش رو خرج سیاستمدار میکنه. البته اون سیاستمدار، یک افعی مخفیکاره، و باید نفرت رو انقدر خرجش کرد تا یه روزی سرش قطع بشه. اما یه افعی غریبهست. اون حتی نمیدونه این پسر کیه و کجاست. زنی که پسر خودش، که از شکم خودش بیرون آورده رو، به سیاستمدار میفروشه، ترسناکتر نیست؟
❤261
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روسیه مملو از طرفداران پوتینه، اما وقتی قراره یه مراسم حکومتی در مسکو برگزار بشه، که پوتین بیاد حرف بزنه، با اتوبوس کارکنان سازمانهای دولتی رو برمیدارن میارن میریزن تو محوطه! و این یه حالت تناقضآمیز ایجاد میکنه: یعنی طرفدار انقدر گشاده که حاضر نیست خودشو تکون بده و تا مرکز شهر بیاد؟ مشابه این تناقض رو در ایران هم داریم، که در تظاهرات کمرمق حکومتی دیده شد.
در هر دو ساختار، طرفدار یک فدایی نیست. صرفا طرفدار قدرت متمرکزه. بنابراین نظام حاکم رو به این شرط قبول داره که در قلدری، قابل و با جنم باشه. پس پیشفرض ذهنیش اینه که: «مراسم خودته، خودت هم آدمش رو جور کن. برای شاخی مثل تو نباید کاری داشته باشه».
منطبق با این فضای ذهنی، قلدر حاکم باید دائم در حال اثبات قابل بودن خودش باشه. و بدترین آسیب وقتی بش وارد میشه که مشخص بشه قابل نیست.
این یکی از قواعد بازیه که سعی داشتم توضیحش بدم. بسیاری از طرفداران نظام، دغدغه مذهبی هم ندارند حتی. فقط پشت قلدر قابل ایستادهاند. متقاعد کردن اونها با بحث نظری، تیراندازی به آسمانه. استراتژی درست انجام کارهاییه که ببینند قهرمانشون عرضه کنترل و مدیریت اوضاع رو نداره.
در هر دو ساختار، طرفدار یک فدایی نیست. صرفا طرفدار قدرت متمرکزه. بنابراین نظام حاکم رو به این شرط قبول داره که در قلدری، قابل و با جنم باشه. پس پیشفرض ذهنیش اینه که: «مراسم خودته، خودت هم آدمش رو جور کن. برای شاخی مثل تو نباید کاری داشته باشه».
منطبق با این فضای ذهنی، قلدر حاکم باید دائم در حال اثبات قابل بودن خودش باشه. و بدترین آسیب وقتی بش وارد میشه که مشخص بشه قابل نیست.
این یکی از قواعد بازیه که سعی داشتم توضیحش بدم. بسیاری از طرفداران نظام، دغدغه مذهبی هم ندارند حتی. فقط پشت قلدر قابل ایستادهاند. متقاعد کردن اونها با بحث نظری، تیراندازی به آسمانه. استراتژی درست انجام کارهاییه که ببینند قهرمانشون عرضه کنترل و مدیریت اوضاع رو نداره.
❤335
زمانی که گوگل اعلام کرد قصد داره شبکه اجتماعی پلاس رو جمع کنه، و همه مردد بودند که به کجا مهاجرت کنند، به دوستان گفتم این دغدغه شما یک دغدغه موقتی و حاشیهایست، چرا که به زودی از خود اینترنت محروم خواهید شد و اینکه کجا بنویسید موضوعیت نداره. با همین ذهنیت وقتی ازونجا نقل مکان کردم به تلگرام، روزمرهنویسی رو گذاشتم کنار و سعی کردم تا فرصت هست هرچه در این ذهن خشن میگذره رو بریزم بیرون، و امروز که به نقطه آفلاین بودن مردم رسیدیم میتونم با خیال راحت به خودم بگم که هر آنچه که لازم بود بنویسم نوشتم و چیزی به ذهنم بدهکار نیستم. این شاید تنها وقتشناسی موفق من بوده.
❤512
علیه پدر و مادرت انقلاب کردی، اما نگرانی پدر و مادرت یه دختر لخت ببینند و از انقلاب حمایت نکنند؟!
غیر از وزارت کشور، از بقیه هم مجوز میخوای؟ از بابات، خان داداشت، خانداییهات، و نگرانی ندن؟ تو که روبند بزنی و یازینب هم بگی واسه اونا مرتدی، فکر کردی لخت نباشی بت نمیگن بدکاره؟ واسه کیا میخوای نایس باشی؟ واسه زالوی شهری مو سفید کرده که برای کاغذ قرآن بلوا راه میندازه اما کشتار نمازگزار سنی براش اندازه طوفان فلوریدا هم اهمیت نداره؟ من که حرفی ندارم. آسه برو، آسه بیا، آسه شعار بده، و چهل سال دیگه کثافت رو تحمل کن. لابد وقت داری.
غیر از وزارت کشور، از بقیه هم مجوز میخوای؟ از بابات، خان داداشت، خانداییهات، و نگرانی ندن؟ تو که روبند بزنی و یازینب هم بگی واسه اونا مرتدی، فکر کردی لخت نباشی بت نمیگن بدکاره؟ واسه کیا میخوای نایس باشی؟ واسه زالوی شهری مو سفید کرده که برای کاغذ قرآن بلوا راه میندازه اما کشتار نمازگزار سنی براش اندازه طوفان فلوریدا هم اهمیت نداره؟ من که حرفی ندارم. آسه برو، آسه بیا، آسه شعار بده، و چهل سال دیگه کثافت رو تحمل کن. لابد وقت داری.
❤533
قشر مذهبی زندگی شما را نابود کردند، اگه نمیتونید به کسانی که زندگیتون رو نابود کردند حمله کنید بهتره بشینید خونه و پادکست گوش بدید. در این باره هم حرفی ندارم. خاتمی هم میگفت حمله به رهبری اشتباه است. و بیست سال به این شکل تلف شد. بیست سال هم باید بابت «مذهب جیزه» تلف بشه. لابد صلاح اینه، و صلاح مملکت خویش، معترضان دانند.
❤445
معادلهای وطنیشون رو هرروز ظهر میتونید در خیابانهای شهر خودتون ببینید، وقتی که مدرسه تعطیل میشه و میریزن بیرون.
بچههاشون رو دارند میفرستند به مدارس حکومتی، که از پشت به بچه ۱۵ ساله شلیک میکنه، و به این کار افتخار میکنه. مدرسه رو که نمیشه نرفت، ادامه دانشگاه رو که نمیشه نرفته، و ادامه مذهب رو که نمیشه از ایران جدا کرده. «هیچچیز تکان نخورد، ولی ضحاک جمع کند برود!». این کار هر ماده مخدری بوده، قوی بوده.
بچههاشون رو دارند میفرستند به مدارس حکومتی، که از پشت به بچه ۱۵ ساله شلیک میکنه، و به این کار افتخار میکنه. مدرسه رو که نمیشه نرفت، ادامه دانشگاه رو که نمیشه نرفته، و ادامه مذهب رو که نمیشه از ایران جدا کرده. «هیچچیز تکان نخورد، ولی ضحاک جمع کند برود!». این کار هر ماده مخدری بوده، قوی بوده.
❤358
فارغالتحصیلان دکترای علوم انسانی دانشگاههای طالبان شیعی که سه جلسه هم در کلاس درس ننشستهاند و یکی از دوستان بیکارترشون به جاشون امتحان داده، که زیادند، و نخودچینیوزهای اصولگرا و اصلاحطلب در این بیست ساله هرروز افاضاتشون رو نشر دادهاند تا چهره فرهنگی جلوه کنند، وقتی به دستگاه خلافت میگن «حرف نسل جدید را گوش بدهید» معنیش این نیست که چیزی بیشتر از نئاندرتالهای حوزه فهمیدهاند. در یکی دو هفته گذشته دیدید یکی ازینها حتی یکبار عبارت «حق تعیین سرنوشت» رو به کار ببره؟ حتی اگه در دانشگاه فقط کتابهایی که غربیها نوشتهاند رو روخوانی کرده بود، و حتی اگه فقط نیت داشت که پز بده که روخوانی کرده بوده، باید حداقل یکبار لای جملاتی که تایپ میکرد پیدا میشد. ولی نمیشه. چون چیزی فراتر از یک آخوند نیست، و اساسا درکی از حقوق انسانی مدرن نداره. توصیه توخالیش درباره گوش دادن به نسل جدید، صرفا انعکاسی از تجربه شخصی خانوادگی خودشه، چون اغتشاشگر فنچ تو خونههای خودشون هم هست.
اما باز جدی میگیرندشون و مهملاتشون رو فوروارد میکنند به همهجا.
عجیب ولی واقعیه که باید همه رو تک تک بهشون معرفی کرد. بابات اینه، اونی که فکر میکنی نیست. استادت اینه، اونی که فکر میکنی نیست. پلیس اینه، اونی که فکر میکنی نیست.
اما باز جدی میگیرندشون و مهملاتشون رو فوروارد میکنند به همهجا.
عجیب ولی واقعیه که باید همه رو تک تک بهشون معرفی کرد. بابات اینه، اونی که فکر میکنی نیست. استادت اینه، اونی که فکر میکنی نیست. پلیس اینه، اونی که فکر میکنی نیست.
❤345
علاوه بر اینکه باید معرفی کرد که آدمها و نقشهایی که فکر میکنی میشناسی دقیقا چه چیزی هستند، حتی فیزیک خشونت رو هم باید بشون توضیح داد. سال هشتاد و هشت از بیرون زدن چشم کسانی که گلوله از پشت به جمجمهشون اصابت کرده بود، شوکه میشد، و باید آبقند میخورد، امروز باید بش یادآوری کرد که بله، زدن شوکر در ناحیه گردن میتواند باعث تشنج یا ایست قلبی شود. باتوم برقی سوختگی عمیق ایجاد میکند و ساچمه میتواند شریانهای اصلی را پاره کند! انگار در کلاس خاورمیانه ننشسته و هیچچیز یاد نگرفته. انگار معلوم نیست که با مربیان حیوانات اسد روبرو شده، نه مأموران خدمات اجتماعی منچستر!
قاعدتا در این ده پانزده سال باید تا الان به خشونت خو گرفته و وارد بازی شده بود. نه اینکه پشت پنجره همان فحشهایی رو بده که سال هشتاد و هشت میداد. اشرار ازینکه بشون بگی انتقام خواهی گرفت نمیترسند. فقط وقتی میترسند، که بگیری.
قرآن عوف نشه، مذهب عوف نشه، دانشگاه عوف نشه، بابام عوف نشه، حساب بانکیمون عوف نشه، خطوط انتقال برق عوف نشه، بنزین عوف نشه، ولی لباس شخصی عوف بشه، استراتژی یه بچهست.
قاعدتا در این ده پانزده سال باید تا الان به خشونت خو گرفته و وارد بازی شده بود. نه اینکه پشت پنجره همان فحشهایی رو بده که سال هشتاد و هشت میداد. اشرار ازینکه بشون بگی انتقام خواهی گرفت نمیترسند. فقط وقتی میترسند، که بگیری.
قرآن عوف نشه، مذهب عوف نشه، دانشگاه عوف نشه، بابام عوف نشه، حساب بانکیمون عوف نشه، خطوط انتقال برق عوف نشه، بنزین عوف نشه، ولی لباس شخصی عوف بشه، استراتژی یه بچهست.
❤433
چندساله که تو هر پلتفرمی مینویسم، یادآوری میکنم که ویپیانها و پراکسیها رو جدی بگیرید. آقای ایرانی که خارج هستی، تأمین سرور رو بعهده بگیر. چون میدیدم که همه خوابند. این بابا که کارش اینه، تازه فهمیده که هیچکاری نکردهایم! منوهای تروجان و وی۲ری همه چینی هستند هنوز! تمام راهنمای شادوساکس چینی است هنوز! این ملت هشتاد میلیوننفری، حتی راهنمای ابزاری که بش نیاز داره رو هم ترجمه نکرده، توسعهش پیشکش!
چون از اساس، شبیه مردمی که میدونند جان و مال و ناموس و شرفشون در معرض هجوم اشراره، نیستیم. همچنان داره از اینستاگرام دامن سفارش میده، و با جاریش مشورت میکنه که کی بره براش آبلیمو بگیرن که تلخ درنیاد! انگار هنوز در دورهای هستیم که ولیعهد تازه داشت اسبسواری یاد میگرفت، داریوش هنوز با مواد آشنا نشده بود، و دلار شصت ریال بود.
بعد من ازین ملت انتظار دارم با خشونت خو بگیره و کار پارتیزانی بکنه؟ حالم خوش نیست.
چون از اساس، شبیه مردمی که میدونند جان و مال و ناموس و شرفشون در معرض هجوم اشراره، نیستیم. همچنان داره از اینستاگرام دامن سفارش میده، و با جاریش مشورت میکنه که کی بره براش آبلیمو بگیرن که تلخ درنیاد! انگار هنوز در دورهای هستیم که ولیعهد تازه داشت اسبسواری یاد میگرفت، داریوش هنوز با مواد آشنا نشده بود، و دلار شصت ریال بود.
بعد من ازین ملت انتظار دارم با خشونت خو بگیره و کار پارتیزانی بکنه؟ حالم خوش نیست.
❤437
سوره توبه آیه ۲۴
قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ
بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیلهی شما، و اموالی که بدست آوردهاید، و بیزینسی که از کسادیاش میترسید، و خانههایی که به آنها دو دستی چسبیدهاید، در نظرتان از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او محبوبتر باشد، در انتظار باشید که خداوند برنامه خودش را پیاده کند. و او فاسقان را هدایت نخواهد کرد.
این آیه وقتی نازل شد که پیامبر به مسلمانها گفت جمع کنید بریم از مکه، دیگه شعار و «حمایت حمایت» فایده نداره، باید بریم یه جای دیگه که بتونیم بجنگیم. یکی گفت ننهم مریضه افتاده اینجا نمیتونم. یکی گفت کاسبیم اینجاست کجا بیام؟ یکی زنش گریه کرد گفت نمیام، منصرف شد. یکی گفت فقط یه ترمم مونده، دفاع کنم میام.
و برنامه خدا چی بود؟ که بالاخره کار به شمشیر بکشه و اونایی که مونده بودن هم بعدا مجبور بشن بجنگن. ولی اندفعه بدون حق انتخاب، و تو طرف بازنده!
نگفت بتون حق میدم. مریضداری سخته، ول کردن کار و کاسبی سخته، گریه زن و بچه سخته. «برای...» نخوند. خیلی رک گفت شما فاسقید. با اینکه گرفتارید و طفلکید، فاسقید.
قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ
بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبیلهی شما، و اموالی که بدست آوردهاید، و بیزینسی که از کسادیاش میترسید، و خانههایی که به آنها دو دستی چسبیدهاید، در نظرتان از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او محبوبتر باشد، در انتظار باشید که خداوند برنامه خودش را پیاده کند. و او فاسقان را هدایت نخواهد کرد.
این آیه وقتی نازل شد که پیامبر به مسلمانها گفت جمع کنید بریم از مکه، دیگه شعار و «حمایت حمایت» فایده نداره، باید بریم یه جای دیگه که بتونیم بجنگیم. یکی گفت ننهم مریضه افتاده اینجا نمیتونم. یکی گفت کاسبیم اینجاست کجا بیام؟ یکی زنش گریه کرد گفت نمیام، منصرف شد. یکی گفت فقط یه ترمم مونده، دفاع کنم میام.
و برنامه خدا چی بود؟ که بالاخره کار به شمشیر بکشه و اونایی که مونده بودن هم بعدا مجبور بشن بجنگن. ولی اندفعه بدون حق انتخاب، و تو طرف بازنده!
نگفت بتون حق میدم. مریضداری سخته، ول کردن کار و کاسبی سخته، گریه زن و بچه سخته. «برای...» نخوند. خیلی رک گفت شما فاسقید. با اینکه گرفتارید و طفلکید، فاسقید.
❤510
الکسی ناوالنی از زندان و از طریق وکلاش یه مقاله فرستاده برای واشنگتنپست و در اون خطاب به غربیها نوشته درسته که مملکت ما قلدرپرسته و همین قلدرپرستیش کارش رو به اینجا کشونده، اما یکمی هم تقصیر شماست که بعد جنگ سرد به روسیه گفتید به اروپا کار نداشته باش، و مواظب تسلیحات هستهایت باش، همین. داخل کشور هر غلطی کردید هم کردید! دقیقا چون براتون اهمیت نداشت که دارند در داخل چیکار میکنند، الان دارید با شری که در خارج به پا کردن مواجه میشید. باید روابطتون رو طوری تنظیم میکردید که معلوم باشه اگه بناست قلدربازی در داخل ادامه پیدا کنه، در بیرون چیزی گیرشون نمیاد. ولی برعکس کاری کردید که نتیجه بگیرند هم میتونند در داخل قلدری کنند، هم در بیرون هیچ مشکلی براشون پیش نیاد.
در کلیت حرف درستیه، و حامد اسماعیلیون، یا هرکسی با همون مقدار اراده، باید به دولتهای غربی فشار سازمانیافته وارد کنند که رابطهای که با روسیه پوتینی داشتند رو با جمهوری اسلامی نداشته باشند، و ازین به بعد یه رویه دیگه اتخاذ بشه. هرچند کار آسونی نیست، ولی وارد کردن فشار بهتر از وارد نکردنشه.
اما چه برای ما و چه برای مردم روسیه، آینده جالبی وجود نخواهد داشت، حتی اگه غربیها تغییر رویه بدن. چون ملتهای قلدرپرست فقط زمانی خاک میریزن روی سر خودشون که دیگه چیزی از میهن باقی نمونده باشه. و این دقیقا پروسهایه که از مدتی قبل شروع شده و داره با شدت ادامه پیدا میکنه. در یک مصاحبه خیابانی در مسکو وقتی نظر یک زن درباره اعزام مردان به جبهه رو پرسیدند، گفت طبیعتا خوشم نمیاد پسرم بره، ولی یه پسر دیگه دارم که بزرگتره و دو تا بچه داره، پس مشکلی نیست! برای جامعه قلدرپرست، تو حتی یک فرزند هم نیستی، یک کالای مصرفی هستی، که باید خرج بقای قلدری بشه. مذهب، حیثیت، انسانیت، منابع مملکت، فرصتها، بچهها.. همه چیزهایی هستند که باید مصرف بشه تا قلدری پابرجا بمونه. و مصرف خواهد شد. و تو فقط تماشا میکنی.
در کلیت حرف درستیه، و حامد اسماعیلیون، یا هرکسی با همون مقدار اراده، باید به دولتهای غربی فشار سازمانیافته وارد کنند که رابطهای که با روسیه پوتینی داشتند رو با جمهوری اسلامی نداشته باشند، و ازین به بعد یه رویه دیگه اتخاذ بشه. هرچند کار آسونی نیست، ولی وارد کردن فشار بهتر از وارد نکردنشه.
اما چه برای ما و چه برای مردم روسیه، آینده جالبی وجود نخواهد داشت، حتی اگه غربیها تغییر رویه بدن. چون ملتهای قلدرپرست فقط زمانی خاک میریزن روی سر خودشون که دیگه چیزی از میهن باقی نمونده باشه. و این دقیقا پروسهایه که از مدتی قبل شروع شده و داره با شدت ادامه پیدا میکنه. در یک مصاحبه خیابانی در مسکو وقتی نظر یک زن درباره اعزام مردان به جبهه رو پرسیدند، گفت طبیعتا خوشم نمیاد پسرم بره، ولی یه پسر دیگه دارم که بزرگتره و دو تا بچه داره، پس مشکلی نیست! برای جامعه قلدرپرست، تو حتی یک فرزند هم نیستی، یک کالای مصرفی هستی، که باید خرج بقای قلدری بشه. مذهب، حیثیت، انسانیت، منابع مملکت، فرصتها، بچهها.. همه چیزهایی هستند که باید مصرف بشه تا قلدری پابرجا بمونه. و مصرف خواهد شد. و تو فقط تماشا میکنی.
❤246
به نسل پنجاه و هفتی نباید باج داد، چون نتیجهش میشه همون چیزی که سر یکی از سران پنجشیر اومد؛ که ابتدا با طالبان کنار اومد، و حالا همون طالبان دارند به مرگ تهدیدش میکنند. حالا پنجشیریها بش میگن سگ خائن، و طالبان بش میگن یاغی!
اگه پنجاه و هفتی از فحش کافدارت در شعارها خوشش نمیاد، و برای «فرهنگ» افسوس میخوره، از روی بازندگیشه، نه فرهیختگیش. خودشون وقتی جوان بودند بدترش رو درباره ملکه میگفتند. اگه اشعار فرخی یزدی رو هم بخونید تو خیابون، باز از نظر اونها یاغی هستید. چون نماد از دست رفتن کنترل هستید، و کنترل ناموس اونهاست. نه حسین، نه محمد، نه قرآن، نه حرم، نه پرچم.. فقط قلدری که کنترل صد در صدی بر همهچیز داره ناموس اونهاست. پس هر حرکتی که این کنترل و تمامیتخواهی رو سست کرده باشه، برای اونها یاغیگریه.
اما در فحش هم نباید متوقف موند. یکی از دلایلی که رایجه، خود معناش نیست. کوتاه بودنشه، که در فضای جنگی بیانش رو سادهتر میکنه. اما باید ازین مرحله عبور کرد و شعارهای بلندتر ساخت، و به روش عربی بیان کرد. یعنی شعار دو قسمت داشته باشه، و قسمت اول رو گروه اول بگه و قسمت دوم رو گروه دوم. اینجوری میشه جملات طولانیتری به کار برد. اگه بشه ریتمش رو با دست زدن تنظیم کرد که چه بهتر.
من برای کسی تکلیف تعیین نمیکنم، فقط پیشنهاد میدم، و پیشنهادم اینه که در شعارها از کلمه خلیفه استفاده کنید. خود اینکه به جمهوریاسلامی گفتیم جمهوریاسلامی هم اشتباه بود. باید میگفتیم امارت اسلامی، یا خلافت اسلامی. تا الان ناخواسته و لفظا تأیید کردیم که اصلا چیزی به عنوان جمهوریتی که اسلامی باشد میتونه وجود داشته باشد.
هنوز فرصت هست که این اشتباه رو جبران کنیم.
اگه پنجاه و هفتی از فحش کافدارت در شعارها خوشش نمیاد، و برای «فرهنگ» افسوس میخوره، از روی بازندگیشه، نه فرهیختگیش. خودشون وقتی جوان بودند بدترش رو درباره ملکه میگفتند. اگه اشعار فرخی یزدی رو هم بخونید تو خیابون، باز از نظر اونها یاغی هستید. چون نماد از دست رفتن کنترل هستید، و کنترل ناموس اونهاست. نه حسین، نه محمد، نه قرآن، نه حرم، نه پرچم.. فقط قلدری که کنترل صد در صدی بر همهچیز داره ناموس اونهاست. پس هر حرکتی که این کنترل و تمامیتخواهی رو سست کرده باشه، برای اونها یاغیگریه.
اما در فحش هم نباید متوقف موند. یکی از دلایلی که رایجه، خود معناش نیست. کوتاه بودنشه، که در فضای جنگی بیانش رو سادهتر میکنه. اما باید ازین مرحله عبور کرد و شعارهای بلندتر ساخت، و به روش عربی بیان کرد. یعنی شعار دو قسمت داشته باشه، و قسمت اول رو گروه اول بگه و قسمت دوم رو گروه دوم. اینجوری میشه جملات طولانیتری به کار برد. اگه بشه ریتمش رو با دست زدن تنظیم کرد که چه بهتر.
من برای کسی تکلیف تعیین نمیکنم، فقط پیشنهاد میدم، و پیشنهادم اینه که در شعارها از کلمه خلیفه استفاده کنید. خود اینکه به جمهوریاسلامی گفتیم جمهوریاسلامی هم اشتباه بود. باید میگفتیم امارت اسلامی، یا خلافت اسلامی. تا الان ناخواسته و لفظا تأیید کردیم که اصلا چیزی به عنوان جمهوریتی که اسلامی باشد میتونه وجود داشته باشد.
هنوز فرصت هست که این اشتباه رو جبران کنیم.
❤450
چون اونها به دلیل اینکه در تستزنی مهارت داشتند «نخبه» هستند، و بلوچها شبیه «کولی»هایی که سر چهارراهها با هجده تا بچه گدایی میکنند. انتظار داری عافیتطلب شهری برای ریخته شدن خون کدومشون بیشتر خشمگین بشه؟ اما الان این مهم نیست. استریوتایپها و بکگراندهای ذهنی یکشبه محو نمیشن. برای درست کردن اینها وقت هست. مسئله ما نحوه توزیع وزنی نفرت نیست. مسئله ما تبدیل نفرت به حرکته. اونی که نمازگزاران رو به رگبار میبنده، عضوی از همون حیوانه که عضو دیگهش دانشجو رو محبوس میکنه. مهم اینه که درصدی از مردم، که اصلا لازم نیست اکثریت باشند، به این نتیجه برسند که باید شر به پا کنند. و این شر دقیقا منابع تغذیه این حیوان رو هدف قرار بده.
❤438
ذهن جهانسومی وقتی اروپا هم میره فکر میکنه با همون هیولای لایتغیری که در مملکت خودش حاکم بود دست به گریبانه و «اینا یه سیاست مشخصی دارن که هرکی بیاد همونو ادامه میدن» از دهنش نمیفته. اینجوری براش راحتتر هم است، چون میتونه بگه من چه کارهم اصلا؟!
و بامزه اینه که همون سیاستی که فکر میکنه ثابته رو هم کج و معوج فهم کرده. ایجاد بیثباتی در کشور ضعیف، که به زعم اینها با صادرات سلاح صورت میگیره! باعث فرار نخبههاش نمیشه. نخبهها در فضای غیرجنگی هم فرار میکنند. بیثباتی و ناامنی باعث فرار فلهای افراد کممهارت میشه، که اروپا مشخصا علاقهای بش نداره. ترجیح میده فکر کنه اروپاییها پدرسوختهاند، تا اینکه احتمال بده اشتباه هم میکنند.
و بامزه اینه که همون سیاستی که فکر میکنه ثابته رو هم کج و معوج فهم کرده. ایجاد بیثباتی در کشور ضعیف، که به زعم اینها با صادرات سلاح صورت میگیره! باعث فرار نخبههاش نمیشه. نخبهها در فضای غیرجنگی هم فرار میکنند. بیثباتی و ناامنی باعث فرار فلهای افراد کممهارت میشه، که اروپا مشخصا علاقهای بش نداره. ترجیح میده فکر کنه اروپاییها پدرسوختهاند، تا اینکه احتمال بده اشتباه هم میکنند.
❤228
سال ۲۰۰۸ کسی فکر نمیکرد کسی در اوکراین جرئت کنه علنا بگه من گی هستم! شرایط فرهنگی چنان به روسیه نزدیک بود که یک گی تقریبا باید همون واکنشی رو از جامعه انتظار میداشت که در روسیه انتظار میره. اما در کمتر از پانزده سال، فضای جامعه به قدری تغییر کرده که امروز در اوکراین راحتتر میشه علنا گی بودن رو ابراز کرد، تا در بعضی محلههای لندن! علت، فراگیرشدن اینترنت پرسرعت نبود. که اون در مسکو و سنتپترزبورگ هم وجود داشت. علت تصمیم جدی برای کنده شدن از فضای فرهنگی روسیه بود. و وقتی این کنده شدن انجام شد، از کل پکیج خلاص شدند، که شامل قسمتهای سنتگرایانهش هم میشد.
ما نمیتونیم انتظار داشته باشیم حتی در صورت آزادی، بتونیم در کوتاه مدت یه سیستم سیاسی پخته در حد یک کشور اروپایی ایجاد کنیم. اما هیچ دلیلی وجود نداره که نتونیم جهشهای فرهنگی در حد چیزی که اوکراین تجربه کرد رو داشته باشیم. این ترس ازینکه «نکند شکستن تند تابوها، جامعه مذهبی را دچار تنش عصبی کند»، ترسی بر مبنای دیتا نیست، برمبنای پرسپشنهاست. در روستایی که در عاشورا یکی از تعزیههای بزرگ منطقه خودش رو برگزار میکرد، امروز نوشیدن الکل در عروسیها یک امر عادی شده! وقتی معلمهایی که در شهرستانهای دورافتاده به بچههای دبستانی درس میدن، عکس و فیلم کلاسشون رو برام میفرستند نمیتونم تشخیص بدم اینها بچههای تهران هستند یا اون شهرستانی که نمیدونم کجای نقشهست. مگر اینکه یکیشون بلند بشه چیزی بگه که از لهجهش بشه سرنخی بدست آورد. درصد کسانی که در مناطق حاشیهنشین ساکنند، و نماز نمیخونند، یه عدد عجیبه. درصدی ازونها که به پیامبر فحش ناموس نمیدن فقط به این دلیل که پدرشون هنوز زندهست و ممکنه به گوشش برسه، ازون عدد قبلی هم عجیبتره.
بله پنجاه و هفتیها هنوز با همه اتمسفر سمی پیرامونشون، هستند. ولی اون دریای بزرگ کنده شده از سنت هم هست. تابوها برای سرپا موندن به ساپورت کل جامعه نیاز دارند. ساپورت بخشی از جامعه کفایت نمیکنه.
بنابراین ترس ازینکه پریدن در این نوشابه ممکنه مثل بمب صدا کنه، یه ترس مبتنی بر واقعیت نیست. وقتی پرید خواهید دید که گازش خیلی کمتر ازونی بوده که تصور میشده.
ما نمیتونیم انتظار داشته باشیم حتی در صورت آزادی، بتونیم در کوتاه مدت یه سیستم سیاسی پخته در حد یک کشور اروپایی ایجاد کنیم. اما هیچ دلیلی وجود نداره که نتونیم جهشهای فرهنگی در حد چیزی که اوکراین تجربه کرد رو داشته باشیم. این ترس ازینکه «نکند شکستن تند تابوها، جامعه مذهبی را دچار تنش عصبی کند»، ترسی بر مبنای دیتا نیست، برمبنای پرسپشنهاست. در روستایی که در عاشورا یکی از تعزیههای بزرگ منطقه خودش رو برگزار میکرد، امروز نوشیدن الکل در عروسیها یک امر عادی شده! وقتی معلمهایی که در شهرستانهای دورافتاده به بچههای دبستانی درس میدن، عکس و فیلم کلاسشون رو برام میفرستند نمیتونم تشخیص بدم اینها بچههای تهران هستند یا اون شهرستانی که نمیدونم کجای نقشهست. مگر اینکه یکیشون بلند بشه چیزی بگه که از لهجهش بشه سرنخی بدست آورد. درصد کسانی که در مناطق حاشیهنشین ساکنند، و نماز نمیخونند، یه عدد عجیبه. درصدی ازونها که به پیامبر فحش ناموس نمیدن فقط به این دلیل که پدرشون هنوز زندهست و ممکنه به گوشش برسه، ازون عدد قبلی هم عجیبتره.
بله پنجاه و هفتیها هنوز با همه اتمسفر سمی پیرامونشون، هستند. ولی اون دریای بزرگ کنده شده از سنت هم هست. تابوها برای سرپا موندن به ساپورت کل جامعه نیاز دارند. ساپورت بخشی از جامعه کفایت نمیکنه.
بنابراین ترس ازینکه پریدن در این نوشابه ممکنه مثل بمب صدا کنه، یه ترس مبتنی بر واقعیت نیست. وقتی پرید خواهید دید که گازش خیلی کمتر ازونی بوده که تصور میشده.
❤386
عاشق ایران نبودن هم حکم اعتراض با درآوردن لباس رو داره. در مورد هر دو میترسن حساسیت ایجاد کنه!
شما قبل ازینکه شهروند ایران باشی انسانی. وظیفه نداری عاشق اینجا باشی. و اولویتت باید پیگیری حقوق انسانیت باشه، نه نجات وطن. البته ممکنه این طور تفسیر کنی که نجات وطن در گرو محترم شمرده شدن حقوق انسانی همه کسانی است که در اون زندگی میکنند. اما میتونه قضیه پیچیدهتر بشه. ممکنه لازم بشه بعضی چیزها نابود بشن، تا انسانها انسان بمونند. در داستان خضر، دقیقا چنین موقعیتی مثال زده میشه. که عمدن یک کشتی که توسط افراد ضعیف استفاده میشده رو سوراخ میکنه، چون یک دزد دریایی که دنبال تصرف کشتیها بود پشت سرشون بود و با دیدن معیوب بودن این کشتی، ازش صرفنظر میکرد. اگه به خود اون افراد ضعیف میگفت اینا دنبالتون هستن و وقتی برسن همهتون رو گردن میزنند و کشتیتون رو هم میبرند، پس بیایید قبل ازینکه برسند خودتون کشتی رو خراب کنید، نه تنها قبول نمیکردند، بلکه ممکن بود دست و پاش رو ببندند و بندازنش تو آب. و احتمالا بعدش از خودشون تشکر هم میکردند که این عنصر رادیکال، افراطی، خشونتطلب، و بنلادن رو قبل ازینکه به دیگران آسیب بزنه حذف کردند!
البته داستان خضر درباره این بود که جامعه رو نمیشه اینطوری اداره کرد، و موسی نماد کسیه که ادارهکنندهست، و برای همین هی سوالپیچش میکرد که علت این کارهای عجیبت چیه. چون اداره کنندهی مسئولیتپذیر باید پاسخگو باشه و برای پاسخگویی نیاز به جوابهای صریح و معقول داره. خضر نماد دست خدا بود، که یه سری از کارها رو قبل از اینکه بشر بفهمه داستان چیه، انجام میده، و به کسی هم توضیح نمیده، و طبیعت کارش اینه که توضیح نده، چون هیچ احدی جنبهش رو نخواهد داشت.
اما اصل موضوع، فارغ ازینکه کاراکترهای خضر و موسی چه کسانی هستند، بارها در دنیای واقعی تکرار شده. مولانا هم نسخه مشابهش رو با داستان مردی که هنگام خواب، مار وارد دهنش میشه، روایت میکنه، که اونجا هم آدمی تقریبا معادل خضر، در عقل کل بودن، میاد بدون اینکه توضیحی به طرف بده مجبورش میکنه که بالا بیاره، چون اگه بش میگفت که مار رفته تو شکمت، از وحشت قالب تهی میکرد و میمرد.
یه جاهایی لازمه وطن یک مقدار نابود بشه، تا بشه آدماش رو نجات داد. اما مسئله اینه که هیچکس، هیچکس رو انقدر دانا نمیدونه که این رو ازش قبول کنه. اگه الان بگیم کار به جایی خواهد رسید که همه اهالی یک کوچه رو بیارن بیرون و به همهشون تیر خلاص بزنند، تا فقط یک نفرشون که بش شک داشتند ولی نمیدونستند کیه، کشته بشه؛ میگن فیلمهای سوریه رو زیاد نگاه کردی روی روحیهت اثر منفی گذاشته!
نگاهشون ترکیبی است از «این چیزها تو فیلمهای دارکوب پیدا میشه فقط»، و اینکه «شما کی باشی همچین پیشبینی بکنی؟». وضعیت وقتی بغرنجتر میشه که به این مسئله هم دقت کنیم که حتی کسی که الان به بقیه هشدار میده که وضع زشتی بوجود خواهد آمد هم، دقیقا نمیداند چه اتفاقاتی خواهد افتاد. چون قرار نیست همهچیز کپی اتفاقات سابقهدار باشه.
کسی اهمیت نخواهد داد، ولی دوست دارم یه جا ثبت بشه که در مهرماه ۱۴۰۱ نوشتم که کشتی ایران را باید هرچه سریعتر سوراخ کرد.
شما قبل ازینکه شهروند ایران باشی انسانی. وظیفه نداری عاشق اینجا باشی. و اولویتت باید پیگیری حقوق انسانیت باشه، نه نجات وطن. البته ممکنه این طور تفسیر کنی که نجات وطن در گرو محترم شمرده شدن حقوق انسانی همه کسانی است که در اون زندگی میکنند. اما میتونه قضیه پیچیدهتر بشه. ممکنه لازم بشه بعضی چیزها نابود بشن، تا انسانها انسان بمونند. در داستان خضر، دقیقا چنین موقعیتی مثال زده میشه. که عمدن یک کشتی که توسط افراد ضعیف استفاده میشده رو سوراخ میکنه، چون یک دزد دریایی که دنبال تصرف کشتیها بود پشت سرشون بود و با دیدن معیوب بودن این کشتی، ازش صرفنظر میکرد. اگه به خود اون افراد ضعیف میگفت اینا دنبالتون هستن و وقتی برسن همهتون رو گردن میزنند و کشتیتون رو هم میبرند، پس بیایید قبل ازینکه برسند خودتون کشتی رو خراب کنید، نه تنها قبول نمیکردند، بلکه ممکن بود دست و پاش رو ببندند و بندازنش تو آب. و احتمالا بعدش از خودشون تشکر هم میکردند که این عنصر رادیکال، افراطی، خشونتطلب، و بنلادن رو قبل ازینکه به دیگران آسیب بزنه حذف کردند!
البته داستان خضر درباره این بود که جامعه رو نمیشه اینطوری اداره کرد، و موسی نماد کسیه که ادارهکنندهست، و برای همین هی سوالپیچش میکرد که علت این کارهای عجیبت چیه. چون اداره کنندهی مسئولیتپذیر باید پاسخگو باشه و برای پاسخگویی نیاز به جوابهای صریح و معقول داره. خضر نماد دست خدا بود، که یه سری از کارها رو قبل از اینکه بشر بفهمه داستان چیه، انجام میده، و به کسی هم توضیح نمیده، و طبیعت کارش اینه که توضیح نده، چون هیچ احدی جنبهش رو نخواهد داشت.
اما اصل موضوع، فارغ ازینکه کاراکترهای خضر و موسی چه کسانی هستند، بارها در دنیای واقعی تکرار شده. مولانا هم نسخه مشابهش رو با داستان مردی که هنگام خواب، مار وارد دهنش میشه، روایت میکنه، که اونجا هم آدمی تقریبا معادل خضر، در عقل کل بودن، میاد بدون اینکه توضیحی به طرف بده مجبورش میکنه که بالا بیاره، چون اگه بش میگفت که مار رفته تو شکمت، از وحشت قالب تهی میکرد و میمرد.
یه جاهایی لازمه وطن یک مقدار نابود بشه، تا بشه آدماش رو نجات داد. اما مسئله اینه که هیچکس، هیچکس رو انقدر دانا نمیدونه که این رو ازش قبول کنه. اگه الان بگیم کار به جایی خواهد رسید که همه اهالی یک کوچه رو بیارن بیرون و به همهشون تیر خلاص بزنند، تا فقط یک نفرشون که بش شک داشتند ولی نمیدونستند کیه، کشته بشه؛ میگن فیلمهای سوریه رو زیاد نگاه کردی روی روحیهت اثر منفی گذاشته!
نگاهشون ترکیبی است از «این چیزها تو فیلمهای دارکوب پیدا میشه فقط»، و اینکه «شما کی باشی همچین پیشبینی بکنی؟». وضعیت وقتی بغرنجتر میشه که به این مسئله هم دقت کنیم که حتی کسی که الان به بقیه هشدار میده که وضع زشتی بوجود خواهد آمد هم، دقیقا نمیداند چه اتفاقاتی خواهد افتاد. چون قرار نیست همهچیز کپی اتفاقات سابقهدار باشه.
کسی اهمیت نخواهد داد، ولی دوست دارم یه جا ثبت بشه که در مهرماه ۱۴۰۱ نوشتم که کشتی ایران را باید هرچه سریعتر سوراخ کرد.
❤421
مبارزه خیابانی، هرچند آزاردهنده خوبیه، اما از جهاتی برای تشکیلات سرکوب لقمه راحتتری برای بلعیدنه. میشه این چند دلیل رو با آلترناتیوش، مثل خرابکاری، مقایسه کرد:
- تشکیلات سرکوب میتونه روی آمار عددی تظاهرکنندگان مانور بده. ولی تو خرابکاری، تعداد شرکتکنندگان مهم نیست، چون یک نفرش هم خیلیه.
- میتونند با استفاده از عدم مشارکت قشر خاصی یا مردم منطقه خاصی در تظاهرات، القای چند دستگی و تفرقه کنند. ولی تو خرابکاری معلوم نمیشه کی شرکت داره و کی نداره.
- برای تظاهرات میشه از قبل آماده شد، چون تظاهرکنندگان با هم هماهنگ میکنند و این هماهنگی رو میشه رصد کرد. ولی تو خرابکاری چیزی برای رصد کردن وجود نداره، و هر لحظه میتونه لحظه یک اتفاق باشه.
- با کاهش چرخش خبری تظاهرات، میشه براش از لحاظ تبلیغاتی نقطه پایانی اعلام کرد، و تشکیلات سرکوب با ادعای «جمع کردن» اوضاع ادعای پیروزی کنه. ولی تو خرابکاری معلوم نیست کی تموم بشه.
- تظاهرات خیابانی، بیشتر طرفداران رده پایین و ارزانقیمت حکومت رو درگیر میکنه، که خیلیهاشون رو میتونند از دهات، پشت کوهها، زندانها، و یا عراق تأمین کنند. ولی تو خرابکاری وابستگان باارزش حکومت درگیر میشن.
- در تظاهرات خیابانی باید از دولتهای خارجی التماس کرد تا حمایت معنوی انجام بدن یا تحریمها رو بیشتر کنند. ولی تو خرابکاری بدون اینکه از کسی درخواستی انجام بشه، سرمایهگذاری و تزریق پول از خارج، کاهش پیدا میکنه و یا حتی متوقف میشه.
- در تظاهرات خیابانی، قلدرپرستان با سرکوب مردم بیدفاع اعتماد بیشتری به استواری حکومت پیدا میکنند. ولی تو خرابکاری، هرروز یک خبر که نشون میده حکومت از پیشگیری یک اتفاق پرهزینه ناتوان بوده، منتشر میشه.
- طبیعت اعتراضات خیابانی اینه که معترض دائما در حال توضیح مطالبات خودش باشه، و عافیتطلبان میتونند به تکرار، عملی بودن تحقق این مطالبات رو رد کنند. ولی تو خرابکاری، مطالبه رسمی وجود نداره، و پس توضیحی وجود نداره، و پس رد کردن هم موضوعیت نخواهد داشت. در نتیجه مجبور خواهند بود فقط تماشا کنند.
- تشکیلات سرکوب میتونه روی آمار عددی تظاهرکنندگان مانور بده. ولی تو خرابکاری، تعداد شرکتکنندگان مهم نیست، چون یک نفرش هم خیلیه.
- میتونند با استفاده از عدم مشارکت قشر خاصی یا مردم منطقه خاصی در تظاهرات، القای چند دستگی و تفرقه کنند. ولی تو خرابکاری معلوم نمیشه کی شرکت داره و کی نداره.
- برای تظاهرات میشه از قبل آماده شد، چون تظاهرکنندگان با هم هماهنگ میکنند و این هماهنگی رو میشه رصد کرد. ولی تو خرابکاری چیزی برای رصد کردن وجود نداره، و هر لحظه میتونه لحظه یک اتفاق باشه.
- با کاهش چرخش خبری تظاهرات، میشه براش از لحاظ تبلیغاتی نقطه پایانی اعلام کرد، و تشکیلات سرکوب با ادعای «جمع کردن» اوضاع ادعای پیروزی کنه. ولی تو خرابکاری معلوم نیست کی تموم بشه.
- تظاهرات خیابانی، بیشتر طرفداران رده پایین و ارزانقیمت حکومت رو درگیر میکنه، که خیلیهاشون رو میتونند از دهات، پشت کوهها، زندانها، و یا عراق تأمین کنند. ولی تو خرابکاری وابستگان باارزش حکومت درگیر میشن.
- در تظاهرات خیابانی باید از دولتهای خارجی التماس کرد تا حمایت معنوی انجام بدن یا تحریمها رو بیشتر کنند. ولی تو خرابکاری بدون اینکه از کسی درخواستی انجام بشه، سرمایهگذاری و تزریق پول از خارج، کاهش پیدا میکنه و یا حتی متوقف میشه.
- در تظاهرات خیابانی، قلدرپرستان با سرکوب مردم بیدفاع اعتماد بیشتری به استواری حکومت پیدا میکنند. ولی تو خرابکاری، هرروز یک خبر که نشون میده حکومت از پیشگیری یک اتفاق پرهزینه ناتوان بوده، منتشر میشه.
- طبیعت اعتراضات خیابانی اینه که معترض دائما در حال توضیح مطالبات خودش باشه، و عافیتطلبان میتونند به تکرار، عملی بودن تحقق این مطالبات رو رد کنند. ولی تو خرابکاری، مطالبه رسمی وجود نداره، و پس توضیحی وجود نداره، و پس رد کردن هم موضوعیت نخواهد داشت. در نتیجه مجبور خواهند بود فقط تماشا کنند.
❤520
در مورد بعضی موضعگیریها میشه تعمیم انجام داد، چون کار غلطی نخواهد بود. مثلا در مورد مواضع مبهم درباره داعش شیعی، لازم نیست تحقیق کنید که فرد از بقای نظام اوباشسالار منافعی داره یا نداره. میشه فرض کرد که داره و با خطای بسیار پایینی فرض درستی از آب در خواهد اومد. شخصا درباره افراد زیادی، که نمیشناختم، این فرض رو به کار بردم، و بعدتر دوستان که مجاورت محلی با خانواده یا ایلش دارند اشاره کردهاند که سهام فلان جا را دارد و بهمان جا ملک دارد و به نهاد ایکس وصل است و ازین قبیل.
مشابه این تعمیم رو در مورد صلحطلبان هم میشه استفاده کرد. با این تفاوت که در مورد اینها، گاهی حتی نیاز به حدسیات و فرضیات هم نیست. و نمونه آخرش، اظهارنظر ایلان ماسک درباره جنگ اوکراین و پیشنهادش برای «صلح» بود. مفاد این پیشنهاد و توجیهات و کامنتهای پیرامونش که بعدن اضافه کرد، کپی کلمه به کلمه از کانالهای تلگرامی روس که توسط ارتشهای سایبری کرملین اداره میشن، بود؛ که فقط یکیش ایده مضحک تعیین تکلیف استانهای اشغالشده با رفراندومه.
خود تجزیه با رفراندوم در مقام ایده، محل بحث و جدله. چون قلدری محلی مشروعتر از قلدری ملی نیست. آیا تجزیهطلبانی که رفراندوم رو راهگشای استقلال میدونند، بعدن با رفراندومی که یک تکه از خودشون رو به سرزمین اصلی برگردونه موافقت خواهند کرد؟ بهیچوجه. اونها همین الانش دارند از مردان محلی خودشون به عنوان گوشت جلوی توپ استفاده میکنند. در واقع این رفراندومها روش بچهزرنگها برای غصب زمین بدون مصرف گلولهست، نه برگرداندن قدرت به مردم عادی.
اما اینکه یک آمریکایی بیاد این راه حل رو در یک موقعیت جنگی پیشنهاد بده، آبزورد بودنش رو دو چندان میکنه. در آمریکایی که در صلح و آرامشه و دور از غوغای جهان، دو دورهست انتخابات برگزار شده و هر دفعه و نوبتی، نیمی از جمعیت به این باور رسیدهاند که طرف مقابل رأی دزدیده و تقلب کرده و نتایج مخدوشه و فلان و بهمان. یکبار هم که کار به اشغال ساختمان کنگره کشید. چطور میشه رفراندوم رو در منطقهای که تحت بمباران و نسلکشی و شکنجه و تهدید و حتی شهرونددزدی! است، معتبر دونست و براساس اون نقشه سیاسی جدید ترسیم کرد؟
صلح با قمهکش وقتی معنی داره که قمهش رو بندازه. تا وقتی نندازه، هر صحبتی درباره صلح درباره صلح نیست. درباره تسلیمه. ازونجایی که توصیه به تسلیم به مردم مظلوم، وجهه بدی داره، از یک طرف اسمش رو به صلح تغییر میدن، و از طرف دیگه وانمود میکنند نگران گستردهتر شدن آتش جنگ و کشته شدن تعداد بیشتری از افراد هستند. در حالی که نه فقط با اتکاء به نظریه بازیها، بلکه به استناد تجربیات نزدیک هم میشه فهمید که دقیقا برعکسش صحت داره. چون در سال ۲۰۱۴ با متجاوز برخورد خشن صورت نگرفت، امروز جرئت کرده که حیواناتش رو بفرسته که هر جنایتی که از توانشون بر میاومد انجام بدن.
مسئله صلحطلب، صلح نیست. مسئلهش کاهش تلفات انسانی هم نیست. مسئلهش برگشتن وضعیت تجارت دنیا به حالت نرماله. با برق گران، و خیلی گران، مطلوبیت ماشین برقی، به شدت افت میکنه. از طرفی برای ساخت باتریهای لیتیوم، و حتی موتورها و مبدلهای الکتریکی، نیاز به مواد معدنی خاص و نسبتا کمیابی است که در معادن روسیه فراوانتره. شبکه مافیایی الیگارشی روسیه تا الان پروسه مکیدن منابع طبیعی این کشور رو تسهیل کرده بود. حالا این مکش با موانع و دستاندازهای مواجه شده. این دلیل اینه که مهندس میلیاردر ناگهان ابراز نگرانی میکنه که «نکند کشتهها بیشتر شوند!».
مشابه این تعمیم رو در مورد صلحطلبان هم میشه استفاده کرد. با این تفاوت که در مورد اینها، گاهی حتی نیاز به حدسیات و فرضیات هم نیست. و نمونه آخرش، اظهارنظر ایلان ماسک درباره جنگ اوکراین و پیشنهادش برای «صلح» بود. مفاد این پیشنهاد و توجیهات و کامنتهای پیرامونش که بعدن اضافه کرد، کپی کلمه به کلمه از کانالهای تلگرامی روس که توسط ارتشهای سایبری کرملین اداره میشن، بود؛ که فقط یکیش ایده مضحک تعیین تکلیف استانهای اشغالشده با رفراندومه.
خود تجزیه با رفراندوم در مقام ایده، محل بحث و جدله. چون قلدری محلی مشروعتر از قلدری ملی نیست. آیا تجزیهطلبانی که رفراندوم رو راهگشای استقلال میدونند، بعدن با رفراندومی که یک تکه از خودشون رو به سرزمین اصلی برگردونه موافقت خواهند کرد؟ بهیچوجه. اونها همین الانش دارند از مردان محلی خودشون به عنوان گوشت جلوی توپ استفاده میکنند. در واقع این رفراندومها روش بچهزرنگها برای غصب زمین بدون مصرف گلولهست، نه برگرداندن قدرت به مردم عادی.
اما اینکه یک آمریکایی بیاد این راه حل رو در یک موقعیت جنگی پیشنهاد بده، آبزورد بودنش رو دو چندان میکنه. در آمریکایی که در صلح و آرامشه و دور از غوغای جهان، دو دورهست انتخابات برگزار شده و هر دفعه و نوبتی، نیمی از جمعیت به این باور رسیدهاند که طرف مقابل رأی دزدیده و تقلب کرده و نتایج مخدوشه و فلان و بهمان. یکبار هم که کار به اشغال ساختمان کنگره کشید. چطور میشه رفراندوم رو در منطقهای که تحت بمباران و نسلکشی و شکنجه و تهدید و حتی شهرونددزدی! است، معتبر دونست و براساس اون نقشه سیاسی جدید ترسیم کرد؟
صلح با قمهکش وقتی معنی داره که قمهش رو بندازه. تا وقتی نندازه، هر صحبتی درباره صلح درباره صلح نیست. درباره تسلیمه. ازونجایی که توصیه به تسلیم به مردم مظلوم، وجهه بدی داره، از یک طرف اسمش رو به صلح تغییر میدن، و از طرف دیگه وانمود میکنند نگران گستردهتر شدن آتش جنگ و کشته شدن تعداد بیشتری از افراد هستند. در حالی که نه فقط با اتکاء به نظریه بازیها، بلکه به استناد تجربیات نزدیک هم میشه فهمید که دقیقا برعکسش صحت داره. چون در سال ۲۰۱۴ با متجاوز برخورد خشن صورت نگرفت، امروز جرئت کرده که حیواناتش رو بفرسته که هر جنایتی که از توانشون بر میاومد انجام بدن.
مسئله صلحطلب، صلح نیست. مسئلهش کاهش تلفات انسانی هم نیست. مسئلهش برگشتن وضعیت تجارت دنیا به حالت نرماله. با برق گران، و خیلی گران، مطلوبیت ماشین برقی، به شدت افت میکنه. از طرفی برای ساخت باتریهای لیتیوم، و حتی موتورها و مبدلهای الکتریکی، نیاز به مواد معدنی خاص و نسبتا کمیابی است که در معادن روسیه فراوانتره. شبکه مافیایی الیگارشی روسیه تا الان پروسه مکیدن منابع طبیعی این کشور رو تسهیل کرده بود. حالا این مکش با موانع و دستاندازهای مواجه شده. این دلیل اینه که مهندس میلیاردر ناگهان ابراز نگرانی میکنه که «نکند کشتهها بیشتر شوند!».
❤258