Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
42.8K subscribers
6.76K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی برای نابود کردن اشرار باید همینقدر بشون نزدیک شد که این سرباز اوکراینی به تانک روس‌ها نزدیک میشه.
316
گاومیش‌های حکومتی از لفظ «جراحی اقتصادی» استفاده می‌کردند، و حامیان بازار آزاد هم ساده‌لوحانه درباره خود این مفهوم با هم بحث می‌کردند، که چطور باید در ایران اجراش کرد. که حقیقتا ترحم‌برانگیز و تأسف‌باره، و حتی شرم نیابتی رو به آدم منتقل می‌کنه. مثل اینه که طالبان امروز اعلام کنه میخواد یک هلی‌کوپتر نظامی بومی تولید کنه، و کارشناسان صنایع هوایی بشینند بحث کنند و حدس بزنند که برد پروازی این هلی‌کوپتر چقدر خواهد بود! وقتی طالبان میاد درباره چیزی که هیچ درکی ازش نداره حرف میزنه، تو باید بخندی بش. نباید حتی ردش کنی. رد کردن متناسب با ادعای فردیه که دچار اشتباه شده. رد کردن، یه جور احترام توی خودش داره. چون داری مجانی اشتباهش رو بش گوشزد می‌کنی. به طالبان نباید احترام گذاشت، باید تحقیرش کرد. چون اون هم داره تحقیرت می‌کنه، چون شعورت رو به هیچ گرفته. معلوم نیست چرا انقدر باید طول بکشه که مردم عادی تا الیت مثلا باسواد، به این درک برسند که جواب هر رفتاری رو باید رفتار مشابه بدن. اون‌هایی که امروز با اینکه جواب گلوله، گلوله باشه، مشکل دارند؛ همون‌هایی هستند که قبلا جوابِ توهین به شعورشون رو با توهین به شعور طرف مقابل ندادند، بلکه با جدی گرفتن طرف مقابل جواب دادند، که مفعولانه‌ترین جواب ممکنه.
چقدر باید ابله و پرت باشی که وقتی یک مشت بیسواد دزد درباره یک مفهوم پیچیده مثل جراحی اقتصادی، که بحث‌های فنیش همیشه وارداتی بوده، صحبت می‌کنند (چون درباره هر عبارت آکادمیک دیگه‌ای هم زر می‌زنند، تا وانمود کنند در حال اداره کردن کشور هستند)؛ جدی بگیریش و درباره امکان‌سنجی این جراحی، به مقاله‌نویسی بپردازی؟
من از هیچ‌چیز تعجب نمی‌کنم، و به هیچ‌چیز امید ندارم. فقط این رو برای اینکه جایی نوشته شده باشه و بعدها کسی بخونه می‌نویسم: شما انقدر ببو بودید که حکمرانی کسانی رو جدی گرفتید که در عرض کمتر از یک ماه، دو بار در بلوچستان کشتار انجام دادند! اما فقط این نیست. این قضیه اون‌طرف هم داره. شما انقدر ببو بودید که فکر کردید با یارانه نقدی میشه ضرب بحران رو گرفت! اونایی که در خاش کشته شدند، زودتر از شما، و نزدیک‌تر از شما، و بهتر از شما، در جریان کشتار زاهدان بودند، و با این حال خودشون رو در برابر گلوله قرار دادند! باید پروسه خیلی خطرناکی طی شده باشه که تا مردم به چنین سطحی از بن‌بست رسیده باشند. و هنوز هم انقدری ببو هستید که فکر کنید این بن‌بست به بقیه ایران سرایت نمی‌کنه.
542
Anarchonomy
گاومیش‌های حکومتی از لفظ «جراحی اقتصادی» استفاده می‌کردند، و حامیان بازار آزاد هم ساده‌لوحانه درباره خود این مفهوم با هم بحث می‌کردند، که چطور باید در ایران اجراش کرد. که حقیقتا ترحم‌برانگیز و تأسف‌باره، و حتی شرم نیابتی رو به آدم منتقل می‌کنه. مثل اینه که…
ببوئیسم فقط در بین اقتصادخوانده‌ها و ادبیات‌خوانده‌ها رواج نداشت.. همه‌جا پخش شده بود. حتی در بین فعالان بازار سهام. رویایی داشتند، که بورس تهران یه روزی بشه بورس هنگ‌کنگ. اما رویای استخراج کره از آب، همیشه رویای ترحم‌برانگیزیه.
308
"WHO WILL REMEMBER ME?"
Twelve Titans Music
وقتی دشمن پشت دیوارهای شهره، یا باید دست بچه‌ها رو بگیری و از تونل‌های زیر شهر فرار کنی، که ممکنه وقتی فردا صبح به اندازه کافی دور شدی، غارت بشی، اسیر بشی، یا دریده بشی. یا باید زره تن کنی و بری مقابل دروازه شهر و منتظر بشی در شکسته بشه و باشون روبرو بشی. هر کدوم ازین دو رو انتخاب کنی یک چیز قطعیه. باید همه رویاهایی که تا الان داشتی رو دور بریزی.
471
بعد از کتلت‌پزان در فرودگاه بغداد، یک ابزار روشنایی به دست آماتورها افتاد که بدون نیاز به تجربه‌ای که امثال من داریم، نخاله را از غیر تشخیص بدهند، و اسمش را گذاشتند قاسم‌چک. طرز کار این است که وقتی فردی حرفی زد که به نظر به حق نزدیک بود، یا خودش را به مردم می‌چسباند، چک می‌کنی که قبلا حرفی در تأیید قاسم گروگانگیر زده یا نه. اگر چیزی در آرشیوش بود، یعنی نخاله‌ای بیش نیست و حرف ظاهرا موجه امروزش فقط یک تغییر تاکتیک است. به جد می‌توان گفت همین ابزار ساده تا به امروز، بخش بزرگی از برنامه دستگاه پروپاگاندا در فضای نت را به باد داده. اما برای دقیق‌تر کردن این ابزار دقیق، و تشخیص مواردی که نیاز به ایکس‌ری دارد، باید ماژول ۹۸ چک هم به آن اضافه کرد. این ماژول ارتقاء، آرشیو و سابقه را چک کرده، و هرکس که در برابر کشتار نود و هشت ساکت بوده، و یا آن را سبک انگاشته، و یا بعد از آن به اعتماد به خلافت شیعه ادامه داده، تشخیص می‌دهد و جدا می‌کند.
حال با این ابزار ارتقاء یافته می‌توان اعتبار واعظ سنی‌مذهبی که «الان» خواستار رفراندوم است را سنجید. من با نتایج اسکن کاری ندارم. فقط یادآوری می‌کنم که همه آپگرید را انجام دهند.
763
تو جنگ آمار مهمه، اما نباید همه‌چیز رو آماری نگاه کرد. نباید منطقه خودتون رو بذارید تو یک ستون اکسل، و رویدادهای بقیه مناطق رو ردیف کنید جلوش، و از مقایسه‌شون نمودار «بخار» رسم کنید. حتی اگه غلظت ناآگاهی درباره اینکه چه چیزی حق ماست، و چه چیزی پتانسیل ماست، در یک جغرافیای خاص غلیظ‌تر باشه، نباید فوکوس کرد روی غلظتش. هر منطقه‌ای، باید استایل خودش برای مبارزه رو پیدا کنه، و دنبال جذب حداکثری نباشه. شما باید افعی باشید، که با حداقل هزینه فلج‌کننده‌ترین نیش رو بزنه؛ نه کشیش، که با حداکثر هزینه دنبال متقاعد کردن هر بدبخت و مفلوکی باشه. حرف‌هایی با این مضمون که «ما از اول ژن‌مون خراب بود» هیچ فایده‌ای برای هیچ‌کس نداره.
378
حقیر نشده.
بود.
مثل بقیه.
در پادگان ما تجاوز بود. سیستماتیک‌تر از چیزی که الان شما رو ناراحت کرده. ولی پسرها به خدمت زیر پرچم ادامه دادند. در پادگان ما لخت کردن هم بود. بدون هیچ دلیلی، جز تحقیر. ولی پسرها به خدمت زیر پرچم ادامه دادند. در پادگان ما، ضرب و شتم هم بود. درست مثل چیزی که در نازی‌آباد دیدید. ولی پسرها به خدمت زیر پرچم ادامه دادند.
کسانی که انتخاب می‌کنند گوسفند باشند، همیشه هستند، و همیشه زیادند. و تو یا هرکس دیگه‌ای نمیتونه گوسفندها رو به جغد، یا شاهین، یا هما، تبدیل کنه. کاری که میشه کرد، وادار کردن‌شون به حرکت در مسیریه که تو طراحیش کردی. اگه تو وادارشون نکنی مسیر تو رو برن، یکی دیگه وادارشون می‌کنه مسیر اون رو برن.
555
روکش عایق دسته انبردست، تا ولتاژ خاصی رو جواب میده. از یه مرزی به بعد چیزی رو تضمین نمی‌کنه، چون ازون مرز به بعد انگار وجود نداره! کسی که فکر می‌کنه بین مردم و توسل به خشونت می‌تونه با نصایح اخلاقی یک لایه عایق ایجاد کنه، به ولتاژی که بین دو هادی ایجاد شده توجهی نداره، که از یه مرزی به بعد، برق بهرحال رد خواهد شد.
590
Anarchonomy
چند نصیحت به بچه مدرسه‌ای‌ها: - والدین شما، شما را خواهند فروخت. اگر هم نفروختند باید فرض‌تان این باشد که خواهند فروخت و برمبنای این فرض برنامه‌ریزی کنید. یک شب با این مسئله کنار بیایید و از فردا دیگه باش کلنجار نرید. - در عمل تیز و زرنگ باشید، نه در گفتار.…
به دهه هشتادی‌ها گفتم فرض رو بر این بگیرید که والدین‌تون شما رو خواهند فروخت. اومدند پرسیدند روی چه حسابی اینو می‌گی؟
خانواده حنانه و خانواده‌های مشابه رو نگاه کنید.
باز هم سوالی دارید؟
خانواده‌ای که مفعول نیست، کمیابه. برای همین اون‌هایی که مفعول نیستند، خود به خود شاخص میشن، و شجاعت‌شون بولد میشه. و مفعولیت درجات داره. سطح اکستریمش میشه همون مواردی که در دهه شصت داشتیم، که مادر، پسر خودش رو میبرد تحویل می‌داد تا اعدامش کنند. در سطوح پایین‌تر هویت‌تون رو فدای جنازه‌تون خواهند کرد. شما روی جون‌تون ریسک می‌کنید تا سکوت رو بشکنید، اما اون‌ها حاضر میشن سکوت کنند تا به عنوان جایزه این تسلیم، جنازه‌تون رو تحویل بگیرند. انگار چیزی که به خاطرش کشته شدید، اندازه چند کیلو گوشت و چربی به سرعت در حال فساد بدن‌تون، ارزش نداشته‌. نگاه اون‌ها به مفعول بودن متفاوت از نگاه شماست. در نگاه اون‌ها برنده شدن از راه مفعول بودن به دست میاد. پس شمایی که مفعولیت رو پس زدید و کشته شدید، بازنده‌اید. و ازینکه فرزندشون باخته، شرم می‌کنند. و این شرم کنار عواطف‌شون قرار می‌گیره، و نتیجه‌ش میشه «حق داشتید بکشید، ولی بذارید مادرش جنازه رو ببینه»، و در سطوح بعدی: «بچه‌م بچگی کرد ولی شما هم نباید می‌کشتید». واریانت‌های مختلفی داره، ولی محور اصلی همونه که بتون گفتم.
این تذکر برای این نیست که از خانواده خودتون متنفر باشید. هرچند که خباثت‌هایی از طرف‌ اون‌ها نسبت به شما وجود داره. مثل بخل در آزادی. اون ژانر مستعمل «بچه‌های امروزی تن‌پرور و راحت‌طلب شدن» فقط به مسائل رفاهی ختم نمیشه و دنباله داره. ازینکه شما شانس این رو پیدا کنید که آزادتر از خودشون زندگی کنید، برافروخته میشن، ولی در قالب‌های دیگه‌ای بروزش میدن، تا لو نره که در پدرسالاری متحجرانه با پدربزرگ چوپان‌شون خیلی فرق ندارند. این تذکر برای اینه که هشیارانه برنامه‌ریزی کنید. مهندسی که میخواد قطعه‌ای رو طراحی کنه که قراره در محیط پررطوبت کار کنه، به طرز کاملا متفاوت از زمانی که میدونه به قطعه رطوبت نخواهد رسید، طراحیش خواهد کرد.
ترشحات نجس خانواده‌تون به شما خواهد پاشید. پس با علم به این موضوع برنامه‌ریزی کنید.
670
گردان سایبری شایعه ساخت که پسرهای دانشگاه به خوابگاه دختران حمله کردن، و بسیج مانع‌شون شده و کتک هم خورده! قصه‌ای که یه عده یهو حمله‌ور بشن به ساختمانی که توش پر دختره، به ذهن چه کسانی میرسه؟ بله، کسانی که معتاد پورن و ویدئوهای تجاوز در دارک‌وب هستند، و دیگه این بر همه مسجل شده که بدنه بسیج به شدت مشکل اعتیاد به پورن داره. ولی چرا لازم شده که ازین قصه‌ها بسازند؟ چون جامعه مذهبی به شدت ساکت نشسته! توقع نظام ازین جامعه این بود که به روسری‌سوزاندن و سر سلف مختلط دعوا کردن، واکنش جدی نشون بده، ولی نداد.‌ پس در حباب جمعی خودشون اینطور تحلیل می‌کنند که به محرک‌های قوی‌تری نیازه. بسیار محتمله در همین راستا در روزهای آینده یه سناریو مثل تجاوز به یک دختر چادری شهرستانی از یک خانواده فقیر که فیلم تجاوز بش هم پخش بشه در نت، روی آنتن ببرند. البته قصه میتونه اشکال مختلف داشته باشه، اما هدف اصلی ایجاد محرک‌های قوی‌تره.
خوشبختانه هیچ‌کدوم از راه‌های نجات رو پیدا نمی‌کنند. و طبیعت دنیا همینه که گاومیش‌ها با پای خودشون بیفتن تو رودخونه. بنابراین به تکرار اشتباه ادامه میدن. وقتی از محرک‌های قبلی، فیدبک نگرفتی، دیگه نباید جلوتر بری. چون دستت رو خالی‌تر می‌کنه. باید از بی‌تفاوتی جامعه مذهبی به جنبش ملی عمامه‌پرانی بفهمند، که دیگه با کارت محرک‌ها نمیشه بازی کرد.
و کلا در همه این‌ها آیاتی است برای آنان که حواس‌شان هست.
991
یه گردان روسیه از همین تازه واردها، یه جایی تو لوهانسک، از ۵۷۰ نفرشون، ۴۰ نفر برگشته! دستور داده شده هرکس زنده موند نباید جنازه‌ها رو برگردونه عقب. بدون آموزش میری جلو، چرخ شدن رفیقت رو می‌بینی، ولش می‌کنی، برمیگردی. این برنامه حکومت برای توعه.

بعد ملت تعجب می‌کنند که همزمان، روسیه درست یه جایی از ادلب که محل استقرار آواره‌هاست رو با بمب خوشه‌ای میزنه. وقتی به پسرهای کشور خودش رحم نمی‌کنه، به پسران سوریه رحم کنه؟

اشرار رو بشناس، و دست از تعجب کردن بردار. هنوز دانشجو ازینکه مدیر دانشکده به امنیتی‌ها لوش میده تعجب می‌کنه. کدوم خری بتون گفت اینجا بلژیکه فقط یکم هواش گرم‌تره؟
886
حالا آماری که یه سپاهی میده معتبر شد؟
کلا از توان‌تون خارجه باکره نباشید؟
583
برای دهه‌هشتادیا: حجاریان یه زمانی بازجو-اطلاعاتی بود. از همینایی که کارشون اینه که خانواده زندانی رو بترسونند، و نذارند خودش بخوابه. بعدها چندتا کتاب درسی دانشگاهی جمع کردن و ورق زدن و چندتا جمله و واژه از توشون حفظ کردن، تا وانمود کنند اندیشمند بودن از اول! تعداد کثیری کسمغز دهه پنجاهی و دهه شصتی هم باور کردند این نمایش رو، و وقتی نسل بعدی بازجو-اطلاعاتی‌ها خودش رو آوردن جلو دوربین صداسیما تا اعتراف تلویزیونی ازش بگیرن، خون دل خوردند که وای ببینید چه بلایی آوردن سر اندیشمندان جامعه ما! بش قرص دادن که در حالت بی‌اختیاری نظام رو تأیید کنه!
من از طرف نسل خودم ازتون عذرخواهی نمی‌کنم، چون به من مربوط نیست. دارم شما رو با ببوهایی که پشت‌سرتون بودند آشنا می‌کنم.
460
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از یک طرف ناراحت‌کننده‌ست که اوکراینی‌ها مجبورند با ساده‌ترین ابزارها از خودشون در برابر باران مهماتی که امپراتوری اشرار رو سرشون میریزه دفاع کنند، از یک طرف اینکه با همین ابزار ساده تا الان صدها روس رو کشتن و اداوت‌شون رو از کار انداختن نشون میدن وارد یک دنیای دیگه شدیم.
460
شاید مثال جالبی نباشه، ولی اگه پسری از قیافه یه دختری اصلا خوشش نیاد، و حتی براش منزجرکننده باشه، اما مجبورش کنند باش سکس کنه، دختره باردار خواهد شد. طبیعت به اینکه چه حسی بهم دارند اهمیت نمیده. خیلی‌ها فکر می‌کنند تبادل عقاید و اندیشه هم اینجوریه. ولی اینجوری نیست. مردم تحت تأثیر کسانی هستند که ازشون خوششون میاد. فقط از مغز کسانی که می‌پسندند باردار میشن. پدر مادرت که به صداسیما اعتماد دارند، از آدم‌هایی که توی تلویزیون می‌بینند بیشتر خوششون میاد، تا تو. پنجاه و هفت هم چون از آخوند خوششون می‌اومد قدرت رو بش دادند. نه چون حرف آخوند متقاعدکننده بود.
وقتت رو صرف متقاعد کردن کسانی که ازت خوششون نمیاد نکن. وقتت رو صرف برنامه‌ریزی و انجام کارهایی کن، که اونایی که ازت خوششون نمیاد هم مجبور بشن در مسیرش قرار بگیرند.
863
سمت چپی رو که می‌شناسید. سمت راستی مردیه که کیسه پول بن‌سلمان دستشه. و کلاه طرفدارهای ترامپ رو گذاشته سرش. اونم دم انتخابات کنگره.
دیگه واضح‌تر ازین نمی‌تونند نشون بدن که چی میخوان از آمریکا.
387
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شما کمک نمیخوای. دوست هم نداری بفهمی بقیه چطور به این نتیجه‌گیری‌ها می‌رسند. شما بنا به منافعت و روابطتت، میخوای «حقیقت موازی» بسازی. تا به نظر برسه موضوع خیلی هم سرراست نیست‌، دقت لازم داره!
اما دقت برای قبل از ورود به خاکریزه. وسط تیراندازی، که گلوله داره از کنار صورتت رد میشه، وقت پرسیدن اینکه «نکنه بی‌گناه باشن؟» نیست‌. و در مورد وضعیت فعلی ایران، قبل از ورود به خاکریز مسئله حل شده: یا با مردم هستید، یا علیه مردم!
دقت قبل از خاکریز هم منطق خودش رو داره. اگه ریسمان سیاه سفید رو مار ببینی، هزینه‌ش کمتره؛ تا اینکه مار رو ببینی و فرض کنی ریسمانه!
شما نمیدونی ما چجوری نتیجه‌گیری می‌کنیم، ولی ما می‌دونیم چرا شما صلاح می‌بینید به هیچ نتیجه‌ای نرسید.
463
یک‌ شب پای صحبت مردان ده که مهمان ما بودند نشسته بودم و فقط گوش میدادم. موضوع بحث نفرین والدین علیه فرزندان‌شون بود. یک سمت معتقد بود ضریب موفقیت نفرین پدر و مادر تفاوتی با هم نداره. سمت دیگه معتقد بود نفرین پدر می‌گیره، ولی مادر نه. چون شیری که قبلا بش داده مانع میشه! برای مهملاتی که درگیرش بودند، روش تفقه ساخته بودند! شیر رو که شنیدم خندم گرفت، نه ازینکه «این دیگه از کجا اومد؟»، بلکه ازینکه «چه استدلال هوشمندانه‌ای برای اینکه هر بلایی سر طرف اومد بتونند مادرش که قبلا نفرینش کرده بوده رو تبرئه کنند». باید زمان صرف تراش دادن به این فرمول‌ها کرده باشند.
اگه بچه‌ها رو بفرستی با کرم‌های خاکی بازی کنند، تا وقت‌شون صرف یک بیهودگی بشه تا مزاحمت نشن، از درگیری با فعالیت روزانه کرم‌ها، به یک چارچوب محتواسازی می‌رسند. مثلا ممکنه روشون اسم هم بذارن، و یکیشون جانی نام بگیره، و اون یکی تونی! و ممکنه یه روز ببینی یکی از بچه‌ها داره گریه می‌کنه، و وقتی علتش رو بپرسی، بگه بچه‌ها نذاشتن تونی از پل رد بشه! حالا پل یه چیزیه که تو باغچه با قوطی کبریت ساختن که روی یه آبراهه مینیاتوری قرار گرفته. و بری از بقیه بچه‌ها بپرسی چرا نذاشتین تونی از رو پل رد بشه؟ و بگن طول تونی وقتی کش میاد به شش سانت میرسه، ولی تو مسابقه‌ی عبور از پل فقط اونایی که تا پنج سانت هستند می‌تونند شرکت کنند!
میشه یه عمر با چیزهایی در همین سطح زندگی کرد، و مشغول بود. و نفهمید دنیا چه خبره، و چطور کار می‌کنه. محتوا به تایم وابسته‌ست، نه عمق. هرچه تایم و درگیری بیشتری صرف چیزی بشه، محتوای بیشتری هم تولید خواهد کرد، و فقه متورم‌تری، و منطق پرشاخه‌تری، و شرعیات پرجزییات‌تری.

عمق، به تایم وابسته نیست؛ به ابزار وابسته‌ست. الان بازی‌های کامپیوتری خیلی پیچیده هستند، چون ابزارهای ساختش پیچیده شدن؛ با اینکه ممکنه زمان نسبتا کوتاهی برای ساخت نیاز داشته باشند. بدون ابزار، حتی هنرمندترین افراد، در سطوح ابتدایی مصنوع مدنظرشون باقی میمونند. برای عمیق‌تر کردن افکار هم باید به ابزار دسترسی داشت. یکیش سواده. یکیش دسترسی به داده‌ست. یکیش بستر مبادله نظریاته. اگه فقط یه بیلچه داشته باشی، فقط میتونی با کرم‌ها بازی کنی.
بهره‌مندی از ابزار میتونه مسدود بشه. چه دفعی، و چه تدریجی. اما زمان متوقف نمیشه. پس محتوا بهرحال بسط پیدا می‌کنه.‌ و بسط محتوا، درگیری ذهنی رو بیشتر خواهد کرد. بنابراین مغزها، کار می‌کنند، و حتی خسته میشن، اما ورزیده نمیشن. کسی که یک عمر راننده اتوبوس ریلی بوده، همیشه در حرکت بوده، و همیشه در حال هدایت یک دستگاه بوده؛ اما مغزش فاصله نجومی خواهد داشت با مغز یک راننده رالی.‌ برای اینکه واقعیت این فاصله رو نپذیره، این رو نمی‌پذیره که کارش کار آسونیه. پس پشت محتوایی که پیرامون شغلش شکل گرفته، و حجم زیادی هم داره، پناه می‌گیره. همونطور که بچه‌ها قوانین مسابقه کرم‌ها رو طوری جدی می‌گرفتند، که حاضر بودند به خاطرش با هم قهر کنند.

آدم‌هایی که ذهن‌شون محدود مونده، اما درگیر هم بوده؛ توسط بقیه فریب میخورند. و روش کار اون فریب‌دهنده اینه که تأییدشون کنه که فاصله نجومی با رانندگان رالی ندارند؛ و‌ بلکه فاصله‌ای ندارند، و بلکه رالی بازی بچه‌هاست. اون مثل آدم‌هایی که ابزار داشته‌اند، و به عمق‌های بیشتری می‌رسند، نمیاد صاف تو روشون بگه «شما یک عمر با کرم بازی کردید». میاد بشون میگه «دوره بدی شده. هیچکس به تجربه شما احترام نمیذاره. نباید گذاشت اینا امورات رو به دست بگیرن».

کاربردش در سیاست واضحه و لازم نیست بیش ازین توضیح بدم. چیزی که باید بدونید اینه که باید ازون فریب‌دهنده جلو بزنید. و برای اینکه ازش جلو بزنید، باید ذهن‌های محدود رو به روش موذیانه‌تری فریب بدید. جنگ هیچوقت بین صالح و مکار نیست. بین مکار خودخواه، و مکار صالحه.
564
معلمی که سر کلاس داره تحت فشار عصبی حاصل از گستاخی بچه‌ها در دفاع از واقعیت، اصرار می‌کنه که کشتار و تجاوز اون بیرون «خداوکیلی» کار مأموران نظام نیست؛ از فرط شباهت مو به مو، آدم رو یاد اون‌ مفلوک‌هایی میندازه که با ۲ هزار یورو درآمد ماهانه، که باید مراقب باشند هزینه اکسترایی به مخارج‌شون اضافه نشه تا کم نیاد، تجاوز به اوکراین رو طوری روایت می‌کنند که همه توش نقش پررنگی دارند، غیر از روسیه، که بازیگر اصلی این شر بوده! طوری که اگه کسی اخبار رو دنبال نکرده باشه فکر می‌کنه روسیه کشوریست در همسایگی اریتره و اصلا ربطی به اوکراین نداره که بخواد تجاوز هم بکنه! در حالی که پول نداره ماشین بخره و مالیات سنگینش رو بپردازه، و اسمش رو میذاره «من اصلا از چیزهایی که دود ایجاد می‌کنند بدم میاد»، از حیثیت پوتین که با احتساب بیزینس زیرزمینیش ثروتمندترین مرد دنیاست، دفاع می‌کنه، که انگار خودش یک ارتش اتمی نداره، که روی چاه‌های نفت و گاز ننشسته، که هزاران عمله سایبری در داخل و خارج نداره، که از گندی که بالا آورده دفاع کنند، و جنایتی که مرتکب شده رو بشورند؛ و حتما به کمک این یک نفر مفلوک هم نیاز داره!
شباهت مو به مو البته به همین‌جا ختم میشه، چون این معلم حتی ۲هزار یورو هم نمی‌گیره، ۳۰۰ یورو می‌گیره. بچه‌ها حق دارند وکالت خدا رو به عنوان شاهد نپذیرند، چون همین معلم ۳۰۰ یورویی اگه بره جلوی ساختمان وزارت آموزش پرورش و درخواست ۴۰۰ یورو حقوق بکنه، میفهمه که ضربات باتوم میتونند منجر به تشکیل لخته خون و سپس سکته بشن، یا نمی‌تونند. وقتی لابرآتوار انقدر نزدیکه، نیاز به کلنجار رفتن با تئوری نیست. و بچه‌ها این رو می‌دونند.

مهم‌ترین کاری که باید در زندگی انجام بدید کسب مهارت در آدم‌شناسیه، و بخشی از این مهارت اختصاص پیدا می‌کنه به شناخت از عمق دریوزگی که آدم‌ها حاضرند در اون قرار بگیرند.
535