گاهی فکر میکنم بسیاری از مردم کشورم این اردیبهشت که بیاد میشن هشت ساله. تازه به قمری.
❤361
سال هشتاد و هشت دوربین گوشیها کیفیت نداشت. سلطنتطلبهای ساحل غربی آمریکا تو پیجهای فیسبوکشون میپرسیدند چطور میتونیم براتون دوربین فیلمبرداری بفرستیم؟ و هرکس یه ایدهای میداد. اونها هم میگفتند سعی میکنیم بفرستیم ولی به این شرط که تو فیلمهایی که میگیرید پرچم شیر و خورشید هم دیده بشه! نوشتم حاجی اینجا دارند با تکتیراندازهاشون مردم رو میزنند، ما تو فکر چی هستیم، شما تو فکر چی هستی!.. اصلا قابل درک نبود هدفشون چیه. چندتا کلیپ به چه دردی میخوره وقتی تکتیراندازها هنوز بالای ساختمانها هستند؟ برای اینکه اصلا با مکانیزم لابیگری اونها آشنا نبودیم. آقای ایکس سلطنتطلب یه پولی میداد و با معاون سناتور ایالت خودش، یا حتی خود سناتور، شام میخورد. این شامهای پولی متداوله. برای اینکه دفعه بعد دیگه به عنوان مشتری شام بش نگاه نکنند و جدی بگیرنش باید ثابت میکرد تو ایران کفایت سازماندهی داره. و اون کلیپها میتونست تا حدی ثابت کنه این کفایت وجود داره. مزیت جدی گرفتهشدن چی بود؟ اینکه فردا اگه یه بنیاد تأسیس کردند و شروع کردن به جمعآوری دونیشنهای مردمی، به فلان سناتور بگن تو هم حمایت کن، و سناتور بپرسه پشت این بنیاد کیه؟ و بگن فلانی، و بگه عه، اونو میشناسم، کارش رو بلده! البته میتونه کمی پیچیدهتر باشه، بات یو گات د پوئینت.
حالا اون بزرگوار هم میره با رییسجمهورهای غربی میشینه صحبت میکنه میگه کلیپهایی دارم که فقط زنها دارند اعتراض میکنند! همراه با یه سری حرف نامربوط دیگه. مهم نیست کلا، ولی با مکانیزمها آشنا باشید و با دهان باز به همه چیز نگاه نکنید.
حالا اون بزرگوار هم میره با رییسجمهورهای غربی میشینه صحبت میکنه میگه کلیپهایی دارم که فقط زنها دارند اعتراض میکنند! همراه با یه سری حرف نامربوط دیگه. مهم نیست کلا، ولی با مکانیزمها آشنا باشید و با دهان باز به همه چیز نگاه نکنید.
❤513
«چرا تو اعتراضات نمازجمعهای بلوچستان حتی یک زن هم دیده نمیشه؟».
چون تو چارچوب عقاید بلوچ اهل سنت، مسجد جای زن نیست. چون اون ممکنه یک جزء قرآن رو حفظ باشه اما تو به چهار قل هم مسلط نیستی. اگه زاهدان زیر بارش مواد هستهای هم قرار بگیره اون باز وایمیسه نمازشو میخونه، اما آخرین باری که آب وضو رسیده به اصل ناخن تو موقع جشن تکلیفت بود. چون قرار نیست کارت بکشی و با تحویل ۲۴ ساعته، ۱ میلیون بلوچ فمنیست برات بیارن. چون اون اگه نمیذاره دخترش بیرون کار کنه، همزمان آسفالت داره زیر سنگینی تخماش نشست میکنه. اما مرد مرکزنشین تو هم محدودت میکنه، هم خودش از کمبود تستوسترون رنج میبره. چون تو آزادتر از دختر بلوچ نیستی، چون زیر سایه داعش هیچکس آزادتر از بقیه نیست؛ تو فقط با مردانی احاطه شده بودی که در اعمال مردسالاری هم بیعرضه بودند.
جنگ با خلافت، فقط بخش فیزیکی نداره. اما بخش فیزیکی جنگ با خلافت، به تستوسترون نیاز داره، نه برابری.
چون تو چارچوب عقاید بلوچ اهل سنت، مسجد جای زن نیست. چون اون ممکنه یک جزء قرآن رو حفظ باشه اما تو به چهار قل هم مسلط نیستی. اگه زاهدان زیر بارش مواد هستهای هم قرار بگیره اون باز وایمیسه نمازشو میخونه، اما آخرین باری که آب وضو رسیده به اصل ناخن تو موقع جشن تکلیفت بود. چون قرار نیست کارت بکشی و با تحویل ۲۴ ساعته، ۱ میلیون بلوچ فمنیست برات بیارن. چون اون اگه نمیذاره دخترش بیرون کار کنه، همزمان آسفالت داره زیر سنگینی تخماش نشست میکنه. اما مرد مرکزنشین تو هم محدودت میکنه، هم خودش از کمبود تستوسترون رنج میبره. چون تو آزادتر از دختر بلوچ نیستی، چون زیر سایه داعش هیچکس آزادتر از بقیه نیست؛ تو فقط با مردانی احاطه شده بودی که در اعمال مردسالاری هم بیعرضه بودند.
جنگ با خلافت، فقط بخش فیزیکی نداره. اما بخش فیزیکی جنگ با خلافت، به تستوسترون نیاز داره، نه برابری.
❤546
Anarchonomy
«چرا تو اعتراضات نمازجمعهای بلوچستان حتی یک زن هم دیده نمیشه؟». چون تو چارچوب عقاید بلوچ اهل سنت، مسجد جای زن نیست. چون اون ممکنه یک جزء قرآن رو حفظ باشه اما تو به چهار قل هم مسلط نیستی. اگه زاهدان زیر بارش مواد هستهای هم قرار بگیره اون باز وایمیسه نمازشو…
شما تو اونایی که خرسون رو آزاد کردن دختر میبینی؟
اگه هست بگید از عکساش برای شستشو تو کانال اقوال استفاده کنم.
اگه هست بگید از عکساش برای شستشو تو کانال اقوال استفاده کنم.
❤333
Anarchonomy
به جای اینکه فحش ببندند به کسی که برای تیم ورزشی داعش بازی میکنه، بابت اینکه سرود داعش رو نخوند بش میگن «دمت گرم»! ببوها.. همراهی نکردن با سرود ملی واسه ورزش آمریکاست و اون سرگرمیهای ووکشون، نه خاورمیانه و جنگهای پر از خون و گلولهش. اونی که تو آشپزخونه…
من کنار گود نیستم. ولی بودم هم مشکلی نبود، چون میشه کنار گود نشست و گفت کدوم یکی ازونایی که وسط گودن، اوبنهای هستن.
شما یا قصد جنگ دارید یا ندارید. یا میخواید از زندان فرار کنید، یا میخواید نوبتتون بشه که وارد اتاق گاز بشید. هر کدوم ازین دو، استراتژی خودشو میطلبه. شاشیدن تو سوپ جلادها، به هیچکدومش مربوط نیست.
اون دوره اول خاتمی بود که
Demonstration
موضوعیت داشت.
الان فقط
Demolition
موضوعیت داره، و باید تصمیم بگیری کدوم طرفش قرار بگیری.
شما یا قصد جنگ دارید یا ندارید. یا میخواید از زندان فرار کنید، یا میخواید نوبتتون بشه که وارد اتاق گاز بشید. هر کدوم ازین دو، استراتژی خودشو میطلبه. شاشیدن تو سوپ جلادها، به هیچکدومش مربوط نیست.
اون دوره اول خاتمی بود که
Demonstration
موضوعیت داشت.
الان فقط
Demolition
موضوعیت داره، و باید تصمیم بگیری کدوم طرفش قرار بگیری.
❤378
پادشاهان قدیم ایران، و هند، و کلا این اطراف، که دائم در حال کشورگشایی بودند، در لشکرکشیها با خودشون چند پسر هم میبردند که شبها در خیمه دست به آلت نمونند. آخوند و بچهشیعه سپاهی هم برای روسیه همین نقش «مفعول پرتابل» رو بازی میکنند، و هرجای دنیا ارباب نیاز به کشورگشایی یا سرکوب داشته باشه، باید همراهیش کنند. بدون اینکه بفهمند برای چه باید در جنگ اوکراین سهیم بشن، سهیم شدند. چون پسر مفعول حق نداشت بپرسه ما تو این کوه و کمر چه میکنیم؟ باید فقط در بستر خدمات میداد. پهپادها، یا همون راکتهای ملخدار، که فرستادند، تا الان جز کشتن یک زن باردار هیچ دستاورد تاکتیکی برای جنگ نداشته! ارباب هم اینو میدونست، و هدفش کوبیدن میخ بر تابوت «عادیسازی روابط ایران و اروپا» بود؛ و گرنه پهپاد لنست خودش تا الان خیلی بهتر و موثرتر عمل کرده.
عملکرد ارتش روسیه غربیها رو داره به این نتیجه میرسونه که تا الان این کشور رو زیادی جدی گرفته بودند، چون نه تنها خبری ازون هیبت زمان جنگ سرد نیست، بلکه اگه توان هستهایش رو بذاریم کنار، یه قدرتی در سطح ایران بوده، نه در سطح چین! این نتیجهگیری، که غلط هم نیست، یک دنباله خوب داره و یک دنباله بد. دنبالهی خوبش اینه که باعث میشه چین رو بیشتر جدی بگیرند. چون چین رو باید جدی گرفت. دنباله بدش اینه که ایران رو هم بیشتر جدی بگیرند! چون آخوند بینش نداره، و اگه حس کنه جدی گرفته شده، علائم گاوی بیشتری نشون میده.
و این تا حدی به ما هم مربوط میشه، که با کمکاری در معرفی دقیق #گله_گاو به دنیا، اجازه دادیم با عینک منطقگرای خودشون به تشکیلات آخوندها نگاه کنند، که از ابتدا اشتباه بوده. تا حدی تقصیر ما هم است که رویترز به خودش اجازه میده مهملات سرداران سپاه رو کلمه به کلمه منتقل کنه به مخاطب غربی. همین الان معلوم نیست چند میلیون نفر در سراسر جهان باور کردهاند که این اوباش بیسواد که یه نفر در قابلمه رو به عنوان ویروسیاب بشون فروخت، تونستن به تکنولوژی هایپرسونیک دست پیدا کنند. چون رسانه غربی طوری وانمود کرده که ایران هم یه حکومت داره که مثلا داره تلاش میکنه امکاناتش رو توسعه بده ولی خب با غرب بده دیگه، ایدئولوژیکه و فلان!
این عادی و عرفی و منطقی جلوه دادن نظام ایران تا حدی پیش رفته که من نمیتونم به یک آمریکایی رندوم بفهمونم خبر اسکاینیوز که ادعا میکنه در ازای پهپادهای ارسالی به اوکراین، روسیه تسلیحات آمریکایی غنیمت گرفتهشده رو بشون داده تا ببرند مهندسی معکوس کنند رو جدی نگیره! چون از قبل تو ذهنش هست که ایران یکی از پهپادهای رادارگریز آمریکا رو گرفت و مهندسی معکوس کرد و الان دارن از روش میزنند ولی هنوز نشون نداده، بعدا نشون میده! افکار عمومی درباره یک موضوع یکشبه شکل نمیگیره. به تدریج و با در قرارگرفتن طولانی مدت در برابر خرده محتویات رسانهای شکل میگیره. و میتونه خیلی سفت رسوب کنه. تا جایی که وقتی من بش میگم «حاجی مهندسی معکوس چیه؟ چی میگی؟ اینا یه مشت گاون. چجوری همه استارتاپهای ایران یا تو کار دزدیاند، یا شیره مالیدن سر دولت، بعد به صنایع نظامی رسید یهو پشت سر هم به لبههای تکنولوژی میرسند؟ دانشبنیانهای دارویی ما، که تازه نخبههای واقعا درسخون اونجان، دو دههست چهارتا گیاه نعناع و دارچین و پونه و زنجبیل گرفتن دستشون دارند پنجاه تا قرص و شربت مختلف ازشون درمیارن و به عنوان جایگزین محصول خارجی میذارن ته نسخه مردم، چه مهندسیای؟ چه سوادی؟ چه تکنیکی؟ چه تکنولوژیای؟ چه کشکی؟»، فکر میکنه این منم که در جریان نیستم! منی که میدونم اینها دارند چطور کار میکنند! منی که در طول عمرم با چشم خودم دیدم چطور پایههای هر نوع کار فنی در ایران با اسید خورده شدند! منی که دیدم چطور در طی یک روند جهلستایی و شارلاتانپروری هر عملی که بخواد منجر به توسعه بشه به صورت سیستماتیک شکست میخوره! میخواد من رو روشن کنه!
شما ایرانیان مقیم خارج باید پیام «بس کنید» رو به غربیها منتقل کنید: جدی گرفتن آخوند و بچهشیعه رو بس کنید. حتی قراردادن اینها در کتگوری حکومتهای اقتدارگرا رو بس کنید. و نهایتا، حکومت فرض کردن جمهوریاسلامی رو بس کنید.
عملکرد ارتش روسیه غربیها رو داره به این نتیجه میرسونه که تا الان این کشور رو زیادی جدی گرفته بودند، چون نه تنها خبری ازون هیبت زمان جنگ سرد نیست، بلکه اگه توان هستهایش رو بذاریم کنار، یه قدرتی در سطح ایران بوده، نه در سطح چین! این نتیجهگیری، که غلط هم نیست، یک دنباله خوب داره و یک دنباله بد. دنبالهی خوبش اینه که باعث میشه چین رو بیشتر جدی بگیرند. چون چین رو باید جدی گرفت. دنباله بدش اینه که ایران رو هم بیشتر جدی بگیرند! چون آخوند بینش نداره، و اگه حس کنه جدی گرفته شده، علائم گاوی بیشتری نشون میده.
و این تا حدی به ما هم مربوط میشه، که با کمکاری در معرفی دقیق #گله_گاو به دنیا، اجازه دادیم با عینک منطقگرای خودشون به تشکیلات آخوندها نگاه کنند، که از ابتدا اشتباه بوده. تا حدی تقصیر ما هم است که رویترز به خودش اجازه میده مهملات سرداران سپاه رو کلمه به کلمه منتقل کنه به مخاطب غربی. همین الان معلوم نیست چند میلیون نفر در سراسر جهان باور کردهاند که این اوباش بیسواد که یه نفر در قابلمه رو به عنوان ویروسیاب بشون فروخت، تونستن به تکنولوژی هایپرسونیک دست پیدا کنند. چون رسانه غربی طوری وانمود کرده که ایران هم یه حکومت داره که مثلا داره تلاش میکنه امکاناتش رو توسعه بده ولی خب با غرب بده دیگه، ایدئولوژیکه و فلان!
این عادی و عرفی و منطقی جلوه دادن نظام ایران تا حدی پیش رفته که من نمیتونم به یک آمریکایی رندوم بفهمونم خبر اسکاینیوز که ادعا میکنه در ازای پهپادهای ارسالی به اوکراین، روسیه تسلیحات آمریکایی غنیمت گرفتهشده رو بشون داده تا ببرند مهندسی معکوس کنند رو جدی نگیره! چون از قبل تو ذهنش هست که ایران یکی از پهپادهای رادارگریز آمریکا رو گرفت و مهندسی معکوس کرد و الان دارن از روش میزنند ولی هنوز نشون نداده، بعدا نشون میده! افکار عمومی درباره یک موضوع یکشبه شکل نمیگیره. به تدریج و با در قرارگرفتن طولانی مدت در برابر خرده محتویات رسانهای شکل میگیره. و میتونه خیلی سفت رسوب کنه. تا جایی که وقتی من بش میگم «حاجی مهندسی معکوس چیه؟ چی میگی؟ اینا یه مشت گاون. چجوری همه استارتاپهای ایران یا تو کار دزدیاند، یا شیره مالیدن سر دولت، بعد به صنایع نظامی رسید یهو پشت سر هم به لبههای تکنولوژی میرسند؟ دانشبنیانهای دارویی ما، که تازه نخبههای واقعا درسخون اونجان، دو دههست چهارتا گیاه نعناع و دارچین و پونه و زنجبیل گرفتن دستشون دارند پنجاه تا قرص و شربت مختلف ازشون درمیارن و به عنوان جایگزین محصول خارجی میذارن ته نسخه مردم، چه مهندسیای؟ چه سوادی؟ چه تکنیکی؟ چه تکنولوژیای؟ چه کشکی؟»، فکر میکنه این منم که در جریان نیستم! منی که میدونم اینها دارند چطور کار میکنند! منی که در طول عمرم با چشم خودم دیدم چطور پایههای هر نوع کار فنی در ایران با اسید خورده شدند! منی که دیدم چطور در طی یک روند جهلستایی و شارلاتانپروری هر عملی که بخواد منجر به توسعه بشه به صورت سیستماتیک شکست میخوره! میخواد من رو روشن کنه!
شما ایرانیان مقیم خارج باید پیام «بس کنید» رو به غربیها منتقل کنید: جدی گرفتن آخوند و بچهشیعه رو بس کنید. حتی قراردادن اینها در کتگوری حکومتهای اقتدارگرا رو بس کنید. و نهایتا، حکومت فرض کردن جمهوریاسلامی رو بس کنید.
❤637
«حتی اگه حکومت عوض بشه تا وقتی مذهب در ایران پررنگه، خیلی از مشکلات پا برجا خواهد بود».
خیر. با عوض شدن حکومت خیلی از مشکلات حل خواهد شد. از جمله مشکلات فرهنگی. مشکلاتی که باقی خواهند ماند هم، با اینکه پرهزینهاند، به پانصدسال زمان برای رفع و درمان نیاز ندارند.
حتی نگفتم با تشکیل حکومت دموکراتیک. گفتم با عوض شدن حکومت. یعنی با هر جایگزینی. چون هر سیستم جایگزینی برای وضع موجود، یک حکومت عرفی خواهد بود. و حتی اگه اون حکومت عرفی، دموکراتیک نباشه، میشه باش کار انجام داد. همونطور که میشه با دولت چین کار انجام داد. مثلا میشه به دولت چین گفت برای کاهش آلودگی هوا و کنترل مرگهای زودرس شهری، باید کارخانههای فلان صنعت را از حاشیه شهر دور کرد، و دورشون میکنه. حتی شده با مشت آهنین. در وضعیت فعلی ایران، هیچکاری نمیشه انجام داد، چون حکومتی وجود نداره که بشه باش کار انجام داد.
به عنوان یک آنارشیست که از همه دولتها متنفره این رو میگم، که مردم متوجه نیستند چه درصد باور نکردنی از مشکلات زندگیشون، به این مربوط میشه که ایران دولت ندارد! من برای تنفرم از دولت به مفهوم عام، دلایل بیشماری دارم. و لیست این دلایل هرروز داره طولانیتر میشه. مثال به روز میخواید؟ بفرمایید: در آمریکا در اوج شیوع کرونا هزاران زندانی رو فرستادند برن خونه تا در محیط زندان مبتلا نشن. و الان آمار ارتکاب مجدد جرم اینها منتشر شده. ازون چندهزارنفر، فقط ۱۷ نفر دست به بزهکاری زدند! که بیشتر این هفده مورد هم دلهدزدی برای خرید مواد بوده. بعبارتی، هزاران نفر تا اون موقع در زندان حبس شده بودند، با اینکه هیچ خطری برای اجتماع نداشتند! در حالی که فلسفه وجود زندان، دور نگه داشتن افرادی که برای جامعه خطر میسازند، از بقیه شهروندانه. این خشونت علنی و عیان و عریان دولته.
اما این بحث مربوط به آمریکاست، و شاید آیندهای در ایران. اما بحث ایرانِ الان، خطر بزرگ فقدان دولته. تا وقتی دولت ایجاد نشه، همه اقدامات دیگه، ابتر خواهند بود، حتی اگه اقداماتی فوقالعاده مترقی باشند. فرض کنید به سطحی از شعور و تمدن رسیدیم که آتئیستی از شمال کشور، با اهل سنتی از جنوب کشور، سر حقوق انسانی برابر و اینکه هیچکس حق نداره عقاید خود را بر دیگری تحمیل کنه، به توافق برسند. تا زمانی که دولتی وجود نداره تا این توافق رو به رسمیت بشناسه و از حدود قانونی اون دفاع کنه، درست مثل اینه که هنوز توافقی وجود نداره! به عبارت دیگه، چون دولتی وجود ندارد، امتیازات تمدنی، به حسابمان ثبت نمیشود! بنابراین، وقتی دولت تشکیل شد، حتی اگر حداقلی از خصوصیات یک حکومت عرفی و نرمال را داشته باشد هم، کافیست برای اینکه رابطه تو با تمام افراد جامعه، از اقلیت گرفته تا اکثریت، با هر عقیدهای، متحول شود. و به همین دلیله که هیچکاری در ایرانِ الان، واجبتر از بیرون کردن اشرار و تشکیل دولت نرمال نیست. هرکس گفت کاری ازون واجبتر هم هست، داره دروغ میگه.
خیر. با عوض شدن حکومت خیلی از مشکلات حل خواهد شد. از جمله مشکلات فرهنگی. مشکلاتی که باقی خواهند ماند هم، با اینکه پرهزینهاند، به پانصدسال زمان برای رفع و درمان نیاز ندارند.
حتی نگفتم با تشکیل حکومت دموکراتیک. گفتم با عوض شدن حکومت. یعنی با هر جایگزینی. چون هر سیستم جایگزینی برای وضع موجود، یک حکومت عرفی خواهد بود. و حتی اگه اون حکومت عرفی، دموکراتیک نباشه، میشه باش کار انجام داد. همونطور که میشه با دولت چین کار انجام داد. مثلا میشه به دولت چین گفت برای کاهش آلودگی هوا و کنترل مرگهای زودرس شهری، باید کارخانههای فلان صنعت را از حاشیه شهر دور کرد، و دورشون میکنه. حتی شده با مشت آهنین. در وضعیت فعلی ایران، هیچکاری نمیشه انجام داد، چون حکومتی وجود نداره که بشه باش کار انجام داد.
به عنوان یک آنارشیست که از همه دولتها متنفره این رو میگم، که مردم متوجه نیستند چه درصد باور نکردنی از مشکلات زندگیشون، به این مربوط میشه که ایران دولت ندارد! من برای تنفرم از دولت به مفهوم عام، دلایل بیشماری دارم. و لیست این دلایل هرروز داره طولانیتر میشه. مثال به روز میخواید؟ بفرمایید: در آمریکا در اوج شیوع کرونا هزاران زندانی رو فرستادند برن خونه تا در محیط زندان مبتلا نشن. و الان آمار ارتکاب مجدد جرم اینها منتشر شده. ازون چندهزارنفر، فقط ۱۷ نفر دست به بزهکاری زدند! که بیشتر این هفده مورد هم دلهدزدی برای خرید مواد بوده. بعبارتی، هزاران نفر تا اون موقع در زندان حبس شده بودند، با اینکه هیچ خطری برای اجتماع نداشتند! در حالی که فلسفه وجود زندان، دور نگه داشتن افرادی که برای جامعه خطر میسازند، از بقیه شهروندانه. این خشونت علنی و عیان و عریان دولته.
اما این بحث مربوط به آمریکاست، و شاید آیندهای در ایران. اما بحث ایرانِ الان، خطر بزرگ فقدان دولته. تا وقتی دولت ایجاد نشه، همه اقدامات دیگه، ابتر خواهند بود، حتی اگه اقداماتی فوقالعاده مترقی باشند. فرض کنید به سطحی از شعور و تمدن رسیدیم که آتئیستی از شمال کشور، با اهل سنتی از جنوب کشور، سر حقوق انسانی برابر و اینکه هیچکس حق نداره عقاید خود را بر دیگری تحمیل کنه، به توافق برسند. تا زمانی که دولتی وجود نداره تا این توافق رو به رسمیت بشناسه و از حدود قانونی اون دفاع کنه، درست مثل اینه که هنوز توافقی وجود نداره! به عبارت دیگه، چون دولتی وجود ندارد، امتیازات تمدنی، به حسابمان ثبت نمیشود! بنابراین، وقتی دولت تشکیل شد، حتی اگر حداقلی از خصوصیات یک حکومت عرفی و نرمال را داشته باشد هم، کافیست برای اینکه رابطه تو با تمام افراد جامعه، از اقلیت گرفته تا اکثریت، با هر عقیدهای، متحول شود. و به همین دلیله که هیچکاری در ایرانِ الان، واجبتر از بیرون کردن اشرار و تشکیل دولت نرمال نیست. هرکس گفت کاری ازون واجبتر هم هست، داره دروغ میگه.
❤671
اون داستان رو نساختند که به شما بگن منتظر باشید موسایی پیدا بشه. برای این ساختند که بگن باید همهتون موسی باشید. بنیاسراییل، نشدند. پس با اینکه یه سوپرمن هم بشون داده شد، از یه چاه میفتادند به چاه بعدی، و چاه بعدی.
اما موسی یعنی چجور آدمی؟ یعنی آدمی که سر سفره فرعون بزرگ میشه، اما به سفره فرعون عادت نمیکنه. کسی که لازم نیست از کاخ بره بیرون، اما میره تو شهر ببینه مردم چطور زندگی میکنند. کسی که وقتی ضعیفکشی میبینه جوش میاره، و وقتی جوش میاره مشت میزنه، و وقتی مشت زد در میره، چون دنبال نمایشِ هزینه دادن نیست. دنبال برنده شدن تو بازی بزرگه. و وقتی میبینه آماده جنگ نیست، صبر میکنه. و وقتی وقتش شد، درنگ نمیکنه.
کاراکتر آموزشی برای «مرد نیک» به وفور وجود داشت. موسی رو برای آموزش اکشن ساختند.
اما موسی یعنی چجور آدمی؟ یعنی آدمی که سر سفره فرعون بزرگ میشه، اما به سفره فرعون عادت نمیکنه. کسی که لازم نیست از کاخ بره بیرون، اما میره تو شهر ببینه مردم چطور زندگی میکنند. کسی که وقتی ضعیفکشی میبینه جوش میاره، و وقتی جوش میاره مشت میزنه، و وقتی مشت زد در میره، چون دنبال نمایشِ هزینه دادن نیست. دنبال برنده شدن تو بازی بزرگه. و وقتی میبینه آماده جنگ نیست، صبر میکنه. و وقتی وقتش شد، درنگ نمیکنه.
کاراکتر آموزشی برای «مرد نیک» به وفور وجود داشت. موسی رو برای آموزش اکشن ساختند.
❤498
Anarchonomy
مجازات متناسب با خسارات وارده، مربوط به جوامع متمدنی میشه که قانون بر دولت مسلطه. تحت حاکمیت اوباش، کسی که یک دوربین نظارتی رو از بین میبره، ممکنه همون مجازاتی رو دریافت کنه که کسی که لوله انتقال نفت رو منهدم میکنه دریافت میکنه. این یک برآورد درباره آینده…
وقتی برای اجرای پانتومیم مظلومیت خدانور هم دستگیرت میکنند، باید بفهمی که بهتره کاری کنی که دستگیر شدن بابتش بیارزه. وقتی برای شعارنویسی هم بت شلیک میکنند، باید بفهمی که بهتره کاری کنی که کشته شدن با گلوله بابتش بیارزه.
به بیست و شش حالت مختلف این رو باید به ملت گفت تا بفهمند، و باز تضمینی نیست و باید حالت بیست و هفتم رو پیدا کنی.
به بیست و شش حالت مختلف این رو باید به ملت گفت تا بفهمند، و باز تضمینی نیست و باید حالت بیست و هفتم رو پیدا کنی.
❤598
Anarchonomy
من کنار گود نیستم. ولی بودم هم مشکلی نبود، چون میشه کنار گود نشست و گفت کدوم یکی ازونایی که وسط گودن، اوبنهای هستن. شما یا قصد جنگ دارید یا ندارید. یا میخواید از زندان فرار کنید، یا میخواید نوبتتون بشه که وارد اتاق گاز بشید. هر کدوم ازین دو، استراتژی خودشو…
حق با شماست. تو آشوویتس هم همه رو همون روز اول تو گودال نریختن که. زمان میبرد. تو اون فاصله باید زندگی میکردن. ظرفهارو میشستن، کف سالن رو تی میکشیدن. هیزمها رو جابجا میکردن. قسمتهای پاره لباسهاشون رو کوک میزدند. تختهایی که صدا میدادن رو تعمیر میکردن. جنسهایی که قاچاقی اومده بود داخل رو میفروختن. شبا قبل از خاموشی برای هم قصه تعریف میکردن و میخندیدند.
❤470
میگم بخش «فیزیکی» خشونت، وابسته به فیزیک مردانهست، میگن یعنی نقش زنان در مبارزه رو نادیده میگیری؟ یا نمیدونند فیزیک چیه، یا نمیدونند خشونت چیه.
میگم میترسم مردم خیلی دیر بفهمند راه درست، سوراخ کردن کشتی بوده، میگن همین کارهای جزیی که شجاعت میخواد هم سوراخ کردن کشتیه!
یا نمیدونند کشتی چیه، یا نمیدونند سوراخ شدنش یعنی چی.
خروجی آموزش و پرورش دولتی.
میگم میترسم مردم خیلی دیر بفهمند راه درست، سوراخ کردن کشتی بوده، میگن همین کارهای جزیی که شجاعت میخواد هم سوراخ کردن کشتیه!
یا نمیدونند کشتی چیه، یا نمیدونند سوراخ شدنش یعنی چی.
خروجی آموزش و پرورش دولتی.
❤414
قبل از حمله وایکینگها به انگلیس، پادشاهان این سرزمین سبک دیگهای از سلطنت داشتند. پادشاه حکم میکرد که رعیت، نباید صرفا فرمانبردار من باشد، بلکه باید من را دوست بدارد! عشق، نه تنها صرفا یک حس غریزی و جنسی نبود، بلکه حکم حکومتی پشتش داشت! فقدان عشق بین رعیت و حاکم رو به عنوان تهدید امنیت پادشاهی تلقی میکردند! این برای ما آشناست، که استیت، یا کشور، ما رو موظف میدونه که به حاکم عشق بورزیم! البته رابطه ما با حاکم، بهیچوجه ربطی به رابطه رعیت انگلیسی با حاکمشون نداره. اونها به شاه عشق میورزیدند، و ازینکه زندهست دلهاشون گرم و ذهنشون امیدوار میشد. شاه کسی بود که اونها رو از توحش وحشیها محافظت کرده بود. اما اینکه عشق به حاکم یک حکم حکومتی باشه رو ما هم دیدیم. چون تعدی از حکم، مجازات داشت. ما مجازات میشیم چون از حاکم متنفریم.
حمله وایکینگها ساختار قبلی رو به کلی بهم ریخت. خشونت، بساط عشق رو جمع کرد. یا اگه ازون طرف توصیف کنیم: بساط عشق در برابر خشونت، آچمز شد! شاه جدید اهمیتی نمیداد دوستش داری یا نداری. بیقید و محدودیت هرکسی رو گردن میزد. فقط در صورتی برای شاه اهمیت پیدا میکردی که مالیاتت رو به موقع پرداخت میکردی. دیگه رعیت یک کل واحد که باید همشون رو دوست داشت در نظر گرفته نمیشد. رعیت خوب داشتیم و رعیت بد، و این خزانه بود که تعریف میکرد رعیت خوب کیست. اما با وجود حجم زیاد خشونت، و بر باد رفتن تشکیلات عشق، این نظام خشک و خشن جدید بود که یک دیوانسالاری بزرگ تأسیس و مملکتداری با حساب و کتاب رو آغاز کرد. خشونت از بالا به پایین وجود داشت، اما همزمان شاه مراقب بود گوسفندان فلان دامدار در فلان روستا تلف نشن. بعدها در بطن همین سلطنت خشن، و مراقب، راه برای تعریف نظام حقوقی جدید باز شد، که در اون رعیت دارای حقوق مستقل باشند، و سپس «فرد» دارای حقوق مستقل باشه. داستان انگلیس، یک داستان طولانی و نفسگیر، و دریایی از نکته و عبرته. اما اون قسمتش که نظامهای مبتنی بر مفاهیم غیرمادی، چطور ناگهانی و مهیب، در برابر فیزیک واقعیت فرو میپاشند، به شدت به ما مربوط میشه.
حمله وایکینگها ساختار قبلی رو به کلی بهم ریخت. خشونت، بساط عشق رو جمع کرد. یا اگه ازون طرف توصیف کنیم: بساط عشق در برابر خشونت، آچمز شد! شاه جدید اهمیتی نمیداد دوستش داری یا نداری. بیقید و محدودیت هرکسی رو گردن میزد. فقط در صورتی برای شاه اهمیت پیدا میکردی که مالیاتت رو به موقع پرداخت میکردی. دیگه رعیت یک کل واحد که باید همشون رو دوست داشت در نظر گرفته نمیشد. رعیت خوب داشتیم و رعیت بد، و این خزانه بود که تعریف میکرد رعیت خوب کیست. اما با وجود حجم زیاد خشونت، و بر باد رفتن تشکیلات عشق، این نظام خشک و خشن جدید بود که یک دیوانسالاری بزرگ تأسیس و مملکتداری با حساب و کتاب رو آغاز کرد. خشونت از بالا به پایین وجود داشت، اما همزمان شاه مراقب بود گوسفندان فلان دامدار در فلان روستا تلف نشن. بعدها در بطن همین سلطنت خشن، و مراقب، راه برای تعریف نظام حقوقی جدید باز شد، که در اون رعیت دارای حقوق مستقل باشند، و سپس «فرد» دارای حقوق مستقل باشه. داستان انگلیس، یک داستان طولانی و نفسگیر، و دریایی از نکته و عبرته. اما اون قسمتش که نظامهای مبتنی بر مفاهیم غیرمادی، چطور ناگهانی و مهیب، در برابر فیزیک واقعیت فرو میپاشند، به شدت به ما مربوط میشه.
❤393
بدون حجاب از بدن فیت خودش در باشگاه فیلم گرفته، که خوبه و هیچ مشکلی نداره و اتفاقا باید خودنمایی رو نرمالایز کرد به جای کوبیدنش، چون اولویتهای ما با اولویتهای آمریکا فرق داره و اونها چون در دریای خودنمایی شنا میکنند طبیعیه نقدش کنند ولی ما که در دریای سرکوب شنا میکنیم باید تشویقش کنیم، و میگه خیلی زحمت کشیده تا به اینجا رسیده، که اینم خوبه و مردم باید یاد بگیرن به خودشون افتخار کنند؛ اما بعدش میگه دارم میجنگم!
Sorry, no. lol. I mean.. come on 😅
جنگ؟ تو داری از وسایل ورزشی استفاده میکنی عزیزم. شاید اون کلمهای که تو ذهنته یه چیز دیگهست و اشتباهی از کلمه جنگ استفاده میکنی.
جنگ اونیه که میخوای حقتو بگیری و مانعت میشن و تو اصرار میکنی و اونا تصمیم میگیرن گلوت رو ببرند و تو هم تصمیم میگیری اونی که گلوش بریده میشه اونا باشن. تو دیکشنری جنگ اینه.
تا رسما حقوق فردی خودت رو نگرفتی، هرچقدر هم تابوشکنی کنی، رو اسکوربورد ثبت نمیشه.
Sorry, no. lol. I mean.. come on 😅
جنگ؟ تو داری از وسایل ورزشی استفاده میکنی عزیزم. شاید اون کلمهای که تو ذهنته یه چیز دیگهست و اشتباهی از کلمه جنگ استفاده میکنی.
جنگ اونیه که میخوای حقتو بگیری و مانعت میشن و تو اصرار میکنی و اونا تصمیم میگیرن گلوت رو ببرند و تو هم تصمیم میگیری اونی که گلوش بریده میشه اونا باشن. تو دیکشنری جنگ اینه.
تا رسما حقوق فردی خودت رو نگرفتی، هرچقدر هم تابوشکنی کنی، رو اسکوربورد ثبت نمیشه.
❤601
کشوری که به فناوری موشک هایپرسونیک دست پیدا کرده و در لبه تکنولوژی قرار گرفته و انقدر روش نشسته که لبهش کند شده، چه نیازی به خرید سوخو۳۵ از روسیه داره که پلتفرمش متعلق به بیست پنج سال پیشه؟ شما که میتونی موشکی بسازی که سرعتش شش برابر سرعت صوت باشه، نباید برات کاری داشته باشه که جنگنده نسل ۴ و نیم تولید کنی که سرعتش ۲ برابر سرعت صورت بیشتر نمیره هیچوقت. روسها هم که بت نمیدن بهرحال. از وقتی من مشقهام رو میدادم خواهرم بنویسه شما در حال رایزنی برای خرید سوخو هستی، میخواستن چیزی بدن تا الان داده بودن. تازه اگه بدن هم گرون حساب میکنند. وقتی اینهمه شرکت دانشبنیان داری که سوپرجت و ابرجت و هایپرجت میسازند، موتور جنگنده و رادارش هم بده بسازند دیگه، تازه اینها یک دوم قیمت خارجی درمیارن و صرفهجویی ارزی و اینها هم میشه. اگه گرون هم حساب نکنند معلوم نیست چجوری مونتاژ کنند، چون تحریمند و قطعه اینا معلوم نیست بشون برسه، ولی شما برای پهپادت از موتور اتریشی استفاده میکنی و همهچی میاد و خدارو الحمدلله.
من که میگم ولش کن اونا رو. بگو بچهها یکم کار جهادی کنند و جنگنده رو هم بسازند و اسمش رو بذار قاسم ۷۲ که هم به نیت حاج قاسم باشه هم به نیت شهدای کربلا، هم اینکه عدد ۷۲ هم از اف۳۵ آمریکا بیشتره هم از سوخو ۵۷ روسیه و اینجوری همونطور که استاد یامینپور عضو هیئت علمی دانشگاه کارنگیملون گفتن، وارث جهان میشید. یه یاعلی بگید و منت بیگانه نکشید.
من که میگم ولش کن اونا رو. بگو بچهها یکم کار جهادی کنند و جنگنده رو هم بسازند و اسمش رو بذار قاسم ۷۲ که هم به نیت حاج قاسم باشه هم به نیت شهدای کربلا، هم اینکه عدد ۷۲ هم از اف۳۵ آمریکا بیشتره هم از سوخو ۵۷ روسیه و اینجوری همونطور که استاد یامینپور عضو هیئت علمی دانشگاه کارنگیملون گفتن، وارث جهان میشید. یه یاعلی بگید و منت بیگانه نکشید.
❤620
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خود خلافت شیعی از خیلی وقت پیش از طریق سریالهای تلویزیونی سیگنال داده بود که باید چه موضعی در برابر جادهصافکنهای شرارتش بگیریم.
❤271
افسانهها باید خیلی راه بیان تا به واقعیت برسند، چون واقعیت، تاریکتر از تاریکترین افسانههاست.
حاکم شما چه کسیه؟ پیرمردی که باورش نمیشد به قدرت برسه، و وقتی رسید باورش شد که از جانب خدا انتخاب شده. پولهای مردم رو میگرفت تا برای بدنش خرج کنه تا بیشتر زنده بمونه، اما یک دست پلاستیکی لغزان از مچش آویزان بود و با خودش اینطرف و آنطرف میبرد و با اینکه صحنه چندشآوری بوجود میآورد حاضر نبود یک دست مصنوعی طبیعیتر بذاره، تا بتونه تا آخر عمر با معلولیت مظلومنمایی کنه. مردم از شدت فقر خودشون رو از پلها پایین میانداختند، ولی پولشون رو صرف ساخت وسیلهای خطرناک میکرد که باور داشت باش میتونه همه دشمنانش رو شکست بده و اکسیر جاودانگی حکومتشه، و چون در انجام همهچیز پلشت بود، مواد سمی این وسیله خطرناک رو در طبیعت و حتی خیابانهای حاشیه شهر پراکنده کرد، و وقتی عدهای فهمیدند زندانیشون کرد، و استادشون رو در زندان کشت. دور کشور دیوار کشیده بود و حتی اونهایی که میخواستن با پرواز فرار کنند رو در آسمان آتش زد. دستور میداد به صورت کشاورزانی که آب ندارند تیر بزنند، و برای مریدان خودش که در دل کویرند آب ببرند. بچهها رو در خیابان میکشت، و جوانها رو میدزدید، از ترس اینکه شاید یکی ازونها همون کسی باشه که منجمان گفتند حکومتش رو ساقط خواهد کرد. کاهنان معابد همه اینها رو میدیدند، اما به دعا و نیایش و نفرین ناراضیان ادامه میدادند.
اگه یکی این داستان رو براتون میخوند، میگفتید چقدر کلیشهای! ولی دقیقا زندگی شماست.
بعد وقتی میگم داستان موسی رو جدی بگیرید، میگن رها کن این افسانههای قدیمی رو!
چرا رها کنم؟ چه اعتقاد داشته باشید چه نداشته باشید، دارید داخل تورات زندگی میکنید.
حاکم شما چه کسیه؟ پیرمردی که باورش نمیشد به قدرت برسه، و وقتی رسید باورش شد که از جانب خدا انتخاب شده. پولهای مردم رو میگرفت تا برای بدنش خرج کنه تا بیشتر زنده بمونه، اما یک دست پلاستیکی لغزان از مچش آویزان بود و با خودش اینطرف و آنطرف میبرد و با اینکه صحنه چندشآوری بوجود میآورد حاضر نبود یک دست مصنوعی طبیعیتر بذاره، تا بتونه تا آخر عمر با معلولیت مظلومنمایی کنه. مردم از شدت فقر خودشون رو از پلها پایین میانداختند، ولی پولشون رو صرف ساخت وسیلهای خطرناک میکرد که باور داشت باش میتونه همه دشمنانش رو شکست بده و اکسیر جاودانگی حکومتشه، و چون در انجام همهچیز پلشت بود، مواد سمی این وسیله خطرناک رو در طبیعت و حتی خیابانهای حاشیه شهر پراکنده کرد، و وقتی عدهای فهمیدند زندانیشون کرد، و استادشون رو در زندان کشت. دور کشور دیوار کشیده بود و حتی اونهایی که میخواستن با پرواز فرار کنند رو در آسمان آتش زد. دستور میداد به صورت کشاورزانی که آب ندارند تیر بزنند، و برای مریدان خودش که در دل کویرند آب ببرند. بچهها رو در خیابان میکشت، و جوانها رو میدزدید، از ترس اینکه شاید یکی ازونها همون کسی باشه که منجمان گفتند حکومتش رو ساقط خواهد کرد. کاهنان معابد همه اینها رو میدیدند، اما به دعا و نیایش و نفرین ناراضیان ادامه میدادند.
اگه یکی این داستان رو براتون میخوند، میگفتید چقدر کلیشهای! ولی دقیقا زندگی شماست.
بعد وقتی میگم داستان موسی رو جدی بگیرید، میگن رها کن این افسانههای قدیمی رو!
چرا رها کنم؟ چه اعتقاد داشته باشید چه نداشته باشید، دارید داخل تورات زندگی میکنید.
❤791
«وقتی کشته شدن و ربوده شدن بچههای هجده ساله و بیست ساله رو میبینم، از زنده بودن خودم خجالت میکشم».
نچ. خجالت نمیکشی. داری به خودت تلقین میکنی که بیتفاوت نیستی، تا بین خودت و بقیه یک تفاوت مصنوعی ایجاد کرده باشی. انسان تو سیاه کردن خودش، خیلی حرفهایتر از سیاه کردن دیگران عمل میکنه، و همانا سیاهبازترین جانور روی کره زمینه. کد دیفالت مغزت اینه که تویی که زنده میمونی، برندهای، و بچهای که زندگیش رو از دست داد، باخته. الان کد دیفالت مغزت مستقیم از دهانت خارج نمیشه، چون فیلترهای زیادی جلوش هست، اما چهل سال بعد، وقتی پیر شدی، بدون فیلتر میاد بیرون. همون موقعی که نگاهی به سنت میندازی و اینکه تا اون موقع زنده موندی رو به شکل یک موفقیت میبینی. همه همین روند رو طی میکنند و استثناء نیستی. مادرت بت گفت استثنایی؟ باور نکن. نیستی.
نچ. خجالت نمیکشی. داری به خودت تلقین میکنی که بیتفاوت نیستی، تا بین خودت و بقیه یک تفاوت مصنوعی ایجاد کرده باشی. انسان تو سیاه کردن خودش، خیلی حرفهایتر از سیاه کردن دیگران عمل میکنه، و همانا سیاهبازترین جانور روی کره زمینه. کد دیفالت مغزت اینه که تویی که زنده میمونی، برندهای، و بچهای که زندگیش رو از دست داد، باخته. الان کد دیفالت مغزت مستقیم از دهانت خارج نمیشه، چون فیلترهای زیادی جلوش هست، اما چهل سال بعد، وقتی پیر شدی، بدون فیلتر میاد بیرون. همون موقعی که نگاهی به سنت میندازی و اینکه تا اون موقع زنده موندی رو به شکل یک موفقیت میبینی. همه همین روند رو طی میکنند و استثناء نیستی. مادرت بت گفت استثنایی؟ باور نکن. نیستی.
❤730
سپتامبر ۲۰۲۰
چند پست قبلش رو هم چک کنید. طرح اون تیشرت واسه همون موقع بود.
دو سال پیش داشتم همینایی رو میگفتم که الان میگم. و هیچچیز تکان نخورده. دو سال بعد هم همینه. و دو سال بعد از دو سال بعد.
https://news.1rj.ru/str/anarchonomy/5653
چند پست قبلش رو هم چک کنید. طرح اون تیشرت واسه همون موقع بود.
دو سال پیش داشتم همینایی رو میگفتم که الان میگم. و هیچچیز تکان نخورده. دو سال بعد هم همینه. و دو سال بعد از دو سال بعد.
https://news.1rj.ru/str/anarchonomy/5653
Telegram
Anarchonomy
انتقادهای وارد شده به این پست جالبند، ولی نمیتونم همه رو فوروارد کنم تا شما هم بخوانید. به طور خلاصه میشه گفت نظر مخالفین اینه که: یا ایرانیها از پس تشکیل یک نیروی قدرتطلب برنمیان، یا اگه تشکیل دادند گندی خواهد زد که در داستانها هم نیامده!
هر دو بر اساس…
هر دو بر اساس…
❤134