Anarchonomy
FilmLight_ColourBook.pdf
لازم نیست سراغ بیماریهای عجیب برید.
همینکه شما دارید میبینید، یک حالت غیرعادیه. خود اینکه چشم میتونه کار بکنه، غیرعادیه.
یه الگوریتم میتونم بتون بدم تا هروقت حس بدبختی داشتید ازش استفاده کنید: چشماتون رو ببندید. دوباره باز کنید. باز دنیا رو میدیدید؟ پس خوشبختید.
پوئینت اینه که خوشبختی رو باید هر لحظه چک کنی، نه در یک پرانتز زمانی که سر و تهش معلوم نیست. اینکه تو متون قدیم نوشتهاند که همه ذرات عالم ذکر میگن، یه فرم ریچواله که در قالب ادبیات برای همین لحظهمحوری ساختن. ذکر یعنی داره هر لحظه چک میکنه که هستم؟ آره، پس ایول!
چرا این ذکر برامون کافی نیست؟ چون ما مغزمون انقدری توسعه پیدا کرد که مثل بقیه موجودات به بودن قانع نیستیم، و دلمون میخواد خدا باشیم.
همینکه شما دارید میبینید، یک حالت غیرعادیه. خود اینکه چشم میتونه کار بکنه، غیرعادیه.
یه الگوریتم میتونم بتون بدم تا هروقت حس بدبختی داشتید ازش استفاده کنید: چشماتون رو ببندید. دوباره باز کنید. باز دنیا رو میدیدید؟ پس خوشبختید.
پوئینت اینه که خوشبختی رو باید هر لحظه چک کنی، نه در یک پرانتز زمانی که سر و تهش معلوم نیست. اینکه تو متون قدیم نوشتهاند که همه ذرات عالم ذکر میگن، یه فرم ریچواله که در قالب ادبیات برای همین لحظهمحوری ساختن. ذکر یعنی داره هر لحظه چک میکنه که هستم؟ آره، پس ایول!
چرا این ذکر برامون کافی نیست؟ چون ما مغزمون انقدری توسعه پیدا کرد که مثل بقیه موجودات به بودن قانع نیستیم، و دلمون میخواد خدا باشیم.
کل رشد تقاضا برای بنزین در سال جاری، ۳۰۰ هزار بشکه در روز پیشبینی میشه. در حالی که بعد از کرونا، رشد ۷۰۰ هزار بشکهای رو دید. کاهش مصرف که خودروهای برقی و هیبرید ایجاد کردهاند، به قدری بزرگه که یه تکون جهانی در حد کرونا فقط یه لگد موقت بش میزنه.
این رشد کم، یعنی پایین اومدن حاشیه سود، و پایین اومدن حاشیه سود یعنی کاهش رغبت برای سرمایهگذاری جدید. اگه همین فردا هم آخوندها برن، کسی حاضر نمیشه بیاد ایران و صنعت نفت رو کنفیکون کنه. اون هم برای کشوری که بیشتر از سایزش داره مصرف میکنه، و نمیتونه به قیمت بفروشه.
این رشد کم، یعنی پایین اومدن حاشیه سود، و پایین اومدن حاشیه سود یعنی کاهش رغبت برای سرمایهگذاری جدید. اگه همین فردا هم آخوندها برن، کسی حاضر نمیشه بیاد ایران و صنعت نفت رو کنفیکون کنه. اون هم برای کشوری که بیشتر از سایزش داره مصرف میکنه، و نمیتونه به قیمت بفروشه.
«اشغال» در ادبیات چپ، و مخصوصا چپ دانشجویی جایگاه ویژهای داره. مثل اشغال سفارت، که در ایران به یادگار گذاشتن. مثل اشغال والاستریت در آمریکا، و الان هم اشغال کتابخانه و پردیس فلان.
در همه موارد، بدون حتی یک استثناء، اشغال چپ شامل لوکیشنهایی میشه که هیچ دفاع فیزیکی ندارند. مثل تالار بورس، مثل تالار شورای شهر، مثل سالن کنفرانس دانشگاه، و مثل سفارت (عراقیها کشف کردن که اگه سفارت قرار باشه واقعا دفاع داشته باشه، چقدر سریع مسئله میتونه خونآلود بشه).
سالهاست که چپ محتوای قابل تأمل تولید نکرده. هرچه که الان دارند میراث کسانیه که در قرن بیستم علیه استعمار مینوشتند. و در محتوای اونها، گناه، با تعریفی که در مسیحیت داشت، با یک گناه سکولار جایگزین شده بود: «ضعیفکشی در جنوب!». جنوب در اینجا یعنی کشورهایی که هنوز مدرن نشدهاند و توسعه پیدا نکردهاند، و ضعیفند، که ممکنه در نیمکره جنوبی قرار گرفته باشند یا نگرفته باشند. در چارچوبی که کل دنیا رو به دو گروه ستمگر و ستمدید تقسیم میکنه، کارنامه ستمگر پر شده از ضعیفکشی جنوبیها. که البته برای لعاب دادن به موضعشون قصهپردازیهای زیادی هم کردند. از جمله همه اغراقها و دروغها و قلب واقعیتهایی که درباره استعمار به خورد خلقالله دادند، تا جایی که چنان در ذهن همه تثبیت شده که اگه زیر سوال ببری، متهمت میکنند به استعمارگرپرستی! (حتی غربپرستی هم نه، بلکه خود استعمارگرپرستی!).
پاسخ به این ضعیفکشی، تبدیل شد به ایجاد انعکاس در خانه! یعنی بگردیم ببینیم چه نهادی، چه مجموعهای، چه ساختمانی، چه لوکیشنی، ضعیفه، و بش حمله کنیم، تا نمایش اعمال قدرت و استیلا بر اون موجودیت ضعیف، اجرا بشه. این یکجور تعزیه زورگوییه.
در زمان جنبش وال استریت نوشتم که اگه اینها جدی بودند باید ساختمانهای فدرالرزرو رو اشغال میکردند، نه والاستریت رو. چون اگه موضع خودت و دوستان لزبینات و استاد راهنمات اینه که آمریکا استیلای اقتصادی داره بر ضعفا، باید بری سراغ اونجایی که دارن دلار رو چاپ میکنند، نه اونجایی که دارن با دلار معامله میکنند. چرا این تفکیک به ذهنشون خطور نمیکرد؟ چون با اینکه ساختمان معاملات رو ضعیف میبینه، خود معاملهگران رو قویترینها میبینه. که یه عده نشستن اونجا گوشی دستشونه و دارن تلفنی میلیاردها دلار پول جابجا میکنند و «خون کودکان» هم براشون مهم نیست. این تصویر رو از کجا آورده؟ از روزنامه، مجله، بورد دانشگاه، قصههایی که پروفسور کمونیست براش تعریف کرده، وبلاگها، و مجموعا: میمهای اینترنتی! توی میم، یکم سخته که توضیح داده بشه دلار چجوری دلار شد، مخصوصا وقتی خود اقتصادخوندهها هم دقیقا نمیدونند و بعضا میساینفورمیشن تحویل ملت میدن. ولی آسونه بگی «دولت آفریقایی ملت رو کشت، فرداش اکسونموبیل با وزارت نفتشون قرارداد بست، و سهامش رفت بالا، پس سهامدارانش نون تو خون مردم زدن».
در همه موارد، بدون حتی یک استثناء، اشغال چپ شامل لوکیشنهایی میشه که هیچ دفاع فیزیکی ندارند. مثل تالار بورس، مثل تالار شورای شهر، مثل سالن کنفرانس دانشگاه، و مثل سفارت (عراقیها کشف کردن که اگه سفارت قرار باشه واقعا دفاع داشته باشه، چقدر سریع مسئله میتونه خونآلود بشه).
سالهاست که چپ محتوای قابل تأمل تولید نکرده. هرچه که الان دارند میراث کسانیه که در قرن بیستم علیه استعمار مینوشتند. و در محتوای اونها، گناه، با تعریفی که در مسیحیت داشت، با یک گناه سکولار جایگزین شده بود: «ضعیفکشی در جنوب!». جنوب در اینجا یعنی کشورهایی که هنوز مدرن نشدهاند و توسعه پیدا نکردهاند، و ضعیفند، که ممکنه در نیمکره جنوبی قرار گرفته باشند یا نگرفته باشند. در چارچوبی که کل دنیا رو به دو گروه ستمگر و ستمدید تقسیم میکنه، کارنامه ستمگر پر شده از ضعیفکشی جنوبیها. که البته برای لعاب دادن به موضعشون قصهپردازیهای زیادی هم کردند. از جمله همه اغراقها و دروغها و قلب واقعیتهایی که درباره استعمار به خورد خلقالله دادند، تا جایی که چنان در ذهن همه تثبیت شده که اگه زیر سوال ببری، متهمت میکنند به استعمارگرپرستی! (حتی غربپرستی هم نه، بلکه خود استعمارگرپرستی!).
پاسخ به این ضعیفکشی، تبدیل شد به ایجاد انعکاس در خانه! یعنی بگردیم ببینیم چه نهادی، چه مجموعهای، چه ساختمانی، چه لوکیشنی، ضعیفه، و بش حمله کنیم، تا نمایش اعمال قدرت و استیلا بر اون موجودیت ضعیف، اجرا بشه. این یکجور تعزیه زورگوییه.
در زمان جنبش وال استریت نوشتم که اگه اینها جدی بودند باید ساختمانهای فدرالرزرو رو اشغال میکردند، نه والاستریت رو. چون اگه موضع خودت و دوستان لزبینات و استاد راهنمات اینه که آمریکا استیلای اقتصادی داره بر ضعفا، باید بری سراغ اونجایی که دارن دلار رو چاپ میکنند، نه اونجایی که دارن با دلار معامله میکنند. چرا این تفکیک به ذهنشون خطور نمیکرد؟ چون با اینکه ساختمان معاملات رو ضعیف میبینه، خود معاملهگران رو قویترینها میبینه. که یه عده نشستن اونجا گوشی دستشونه و دارن تلفنی میلیاردها دلار پول جابجا میکنند و «خون کودکان» هم براشون مهم نیست. این تصویر رو از کجا آورده؟ از روزنامه، مجله، بورد دانشگاه، قصههایی که پروفسور کمونیست براش تعریف کرده، وبلاگها، و مجموعا: میمهای اینترنتی! توی میم، یکم سخته که توضیح داده بشه دلار چجوری دلار شد، مخصوصا وقتی خود اقتصادخوندهها هم دقیقا نمیدونند و بعضا میساینفورمیشن تحویل ملت میدن. ولی آسونه بگی «دولت آفریقایی ملت رو کشت، فرداش اکسونموبیل با وزارت نفتشون قرارداد بست، و سهامش رفت بالا، پس سهامدارانش نون تو خون مردم زدن».
Anarchonomy
«اشغال» در ادبیات چپ، و مخصوصا چپ دانشجویی جایگاه ویژهای داره. مثل اشغال سفارت، که در ایران به یادگار گذاشتن. مثل اشغال والاستریت در آمریکا، و الان هم اشغال کتابخانه و پردیس فلان. در همه موارد، بدون حتی یک استثناء، اشغال چپ شامل لوکیشنهایی میشه که هیچ دفاع…
اگر از چپ دانشگاهی بپرسی «حالا واقعا جنوب چه جور جایی است؟»، در خود میماند.
اما من میتونم بش کمک کنم: جنوب جایی بود که شما خواستید وانمود کنید قدرت سیاسی و اقتصادی کشورتان را مدیون چاپیدن آن هستید، نه مدیون لیبرالیسم، و دموکراسی، و حقوق مالکیت، و روشنگری و اینها. حتی وقتی مهاجر از جنوب وارد کشورتان شد و رشد اقتصادی ایجاد کرد، گفتید داریم جنوب را فرار مغزها میکنیم! نگفتید همینکه میتوانیم اینهمه مهاجر راه بدهیم برای این است که لیبرالیسم باعث شد دیوانهبازی برای پرچم و ملیت و مذهب رسمی و اینها را بگذاریم کنار. و گرنه آپارتمان سی و دو متری در هوای همیشه ابری ارزشش را نداشت که با قایق بادی به اقیانوس بزنند!
حالا چه مرضی بود که نگویید قدرت و توسعه کشورتان را مدیون خودتان هستید، نه چاپیدن جنوبیها؟ چون این دعوا، دعوای خودتان نیست. آن را به ارث بردهاید. این همان دعوای روسها و فاشیستهای اروپا، با انگلیسیهاست، که هم با ایدههایشان مشکل داشتند و هم فکر میکردند در بازی غارت به آنها باختهاند. همین الان هم روسیه فکر میکند هرچقدر از اوکراین را ببلعد مقداری از باختش در غارتگریهای استعماری دویست سال پیش، جبران میشود، و یونان فکر میکند از کشتن هر شهروند غزه، چیزی به انگلیس میماسد، چون یک روزی که داشتند همین رفح را از چنگ ترکها در میآوردند، فرمانده نیروهای مصری، انگلیسی بود.
اما من میتونم بش کمک کنم: جنوب جایی بود که شما خواستید وانمود کنید قدرت سیاسی و اقتصادی کشورتان را مدیون چاپیدن آن هستید، نه مدیون لیبرالیسم، و دموکراسی، و حقوق مالکیت، و روشنگری و اینها. حتی وقتی مهاجر از جنوب وارد کشورتان شد و رشد اقتصادی ایجاد کرد، گفتید داریم جنوب را فرار مغزها میکنیم! نگفتید همینکه میتوانیم اینهمه مهاجر راه بدهیم برای این است که لیبرالیسم باعث شد دیوانهبازی برای پرچم و ملیت و مذهب رسمی و اینها را بگذاریم کنار. و گرنه آپارتمان سی و دو متری در هوای همیشه ابری ارزشش را نداشت که با قایق بادی به اقیانوس بزنند!
حالا چه مرضی بود که نگویید قدرت و توسعه کشورتان را مدیون خودتان هستید، نه چاپیدن جنوبیها؟ چون این دعوا، دعوای خودتان نیست. آن را به ارث بردهاید. این همان دعوای روسها و فاشیستهای اروپا، با انگلیسیهاست، که هم با ایدههایشان مشکل داشتند و هم فکر میکردند در بازی غارت به آنها باختهاند. همین الان هم روسیه فکر میکند هرچقدر از اوکراین را ببلعد مقداری از باختش در غارتگریهای استعماری دویست سال پیش، جبران میشود، و یونان فکر میکند از کشتن هر شهروند غزه، چیزی به انگلیس میماسد، چون یک روزی که داشتند همین رفح را از چنگ ترکها در میآوردند، فرمانده نیروهای مصری، انگلیسی بود.
توی فیلمها، مردمان نادان بچه رو بولی میکنند، و بش میگن ترسو، و بعد معلوم میشه ترسو نبوده و خیلی هم شجاع بوده، و به قهرمان شهرشون تبدیل میشه. یا بش میگن خنگ، و بعد معلوم میشه خنگ نبوده و خیلی هم نابغه بوده، و میره ناسا کار میکنه آخرش.
اما تو دنیای واقعی اینجوری نیست. چون مردم کور نیستند، و نابغه رو خنگ نمیبینند، و با عرضه رو بیعرضه نمیبینند. البته این موارد هم وجود داره، ولی نادره. در اکثر موارد، مردم دید مات دارند. یعنی یه چیزهایی میبینند، اما چون ماته دقیق نمیبینند، و با یه چیز دیگه اشتباهش میگیرند. مثلا به آدمی که باهوشه ولی میترسه خودش رو بروز بده، میگن خنگ. برای همین وقتی مسئله ترسش برطرف شد، باهوش بودنش هم رو میاد.
بنابراین اگه قبلا یا همین الان، چیزی بتون گفتن یا میگن یا چیزی حسابتون کردند یا میکنند، که نیستید، فکر نکنید کاملا برعکسه. به این فکر کنید که دارن چی رو نمیبینند. چون دارند یه چیزی میبینند بهرحال.
اما تو دنیای واقعی اینجوری نیست. چون مردم کور نیستند، و نابغه رو خنگ نمیبینند، و با عرضه رو بیعرضه نمیبینند. البته این موارد هم وجود داره، ولی نادره. در اکثر موارد، مردم دید مات دارند. یعنی یه چیزهایی میبینند، اما چون ماته دقیق نمیبینند، و با یه چیز دیگه اشتباهش میگیرند. مثلا به آدمی که باهوشه ولی میترسه خودش رو بروز بده، میگن خنگ. برای همین وقتی مسئله ترسش برطرف شد، باهوش بودنش هم رو میاد.
بنابراین اگه قبلا یا همین الان، چیزی بتون گفتن یا میگن یا چیزی حسابتون کردند یا میکنند، که نیستید، فکر نکنید کاملا برعکسه. به این فکر کنید که دارن چی رو نمیبینند. چون دارند یه چیزی میبینند بهرحال.
وقتی شوروی یوری گاگارین رو فرستاد فضا، دستگاه پروپاگاندا به عنوان صرفا کسی که یه کار فیزیکی غیرممکن رو انجام داده نشونش نمیداد. به شکل قدیسی که به معراج رفته نشونش میدادند.
با اوباشی که بر ما حاکمند وقتی مقایسه کنیم، باز اونها قابل تحملتر بودند. اونهایی که دین رو چنان عوضی میکنند که ازش یه مترسک مسخره در خدمت قلدرها درمیاد، خیلی خطرناکترند. ولی اونهایی که میگن با موتور و کامپیوتر جای پیامبران رو گرفتیم رو میشه تماشا کرد و لبخند زد.
با اوباشی که بر ما حاکمند وقتی مقایسه کنیم، باز اونها قابل تحملتر بودند. اونهایی که دین رو چنان عوضی میکنند که ازش یه مترسک مسخره در خدمت قلدرها درمیاد، خیلی خطرناکترند. ولی اونهایی که میگن با موتور و کامپیوتر جای پیامبران رو گرفتیم رو میشه تماشا کرد و لبخند زد.
شما سرتون شلوغه، من عوضتون همچنان دارم چک میکنم. هنوز نگفتن چجوری باید با جماعتی که هیچ میلی به زندگی عادی ندارند و هدفشون ریختن یهودیان در دریاست، مذاکره کرد، و چجوری باید باشون جنگید وقتی در مناطق پرتراکم جمعیتی پشت زنها سنگر میگیرند، بدون اینکه تلفات ناخواسته ایجاد بشه.
اگه کسی چیزی گفت حواسم هست من، شما به کارتون برسید.
اگه کسی چیزی گفت حواسم هست من، شما به کارتون برسید.
Anarchonomy
شما سرتون شلوغه، من عوضتون همچنان دارم چک میکنم. هنوز نگفتن چجوری باید با جماعتی که هیچ میلی به زندگی عادی ندارند و هدفشون ریختن یهودیان در دریاست، مذاکره کرد، و چجوری باید باشون جنگید وقتی در مناطق پرتراکم جمعیتی پشت زنها سنگر میگیرند، بدون اینکه تلفات…
کدوم تسلیحات رو فعلا نمیخوان بفرستن اسراییل، که مثلاً توبیخ بشه؟ درسته، بمبهای هدایتشونده رو. که یعنی اگه کم آورد، از بمبهای معمولی استفاده خواهد کرد، که تلفاتش بیشتره.
منطقشون اینجوری کار میکنه.
منطقشون اینجوری کار میکنه.
Anarchonomy
کدوم تسلیحات رو فعلا نمیخوان بفرستن اسراییل، که مثلاً توبیخ بشه؟ درسته، بمبهای هدایتشونده رو. که یعنی اگه کم آورد، از بمبهای معمولی استفاده خواهد کرد، که تلفاتش بیشتره. منطقشون اینجوری کار میکنه.
یه فکت جانبی، برای اینکه ببینید چقدر دغدغههاتون توسط خودتون تنظیم نشده: فاصله هوایی تهران تا رفح، جایی که الان صدای ترق توروق میاد، دقیقا به اندازه فاصله تهران تا مناطقیه که روسیه در اوکراین اشغال کرده، و صدای بوم بوم میاد.
Anarchonomy
یه فکت جانبی، برای اینکه ببینید چقدر دغدغههاتون توسط خودتون تنظیم نشده: فاصله هوایی تهران تا رفح، جایی که الان صدای ترق توروق میاد، دقیقا به اندازه فاصله تهران تا مناطقیه که روسیه در اوکراین اشغال کرده، و صدای بوم بوم میاد.
چرا ۹۹.۹۹ درصد؟ امکانش کاملا وجود داره. آمریکا سر منافعش با هیچکس تعارف نداره.
فعلا صنایع نظامی اسراییل بر مبنای این فرض که همکاری با آمریکا پایداره، توسعه پیدا کرده. قبلا هم موقعیتهایی پیش اومده که بخوان در این فرض تجدیدنظر کنند، اما نکردند.
اون چیزهایی که برای زدن حماس و حزبالله لازمه رو میتونند از چین و روسیه بخرند. ولی مسئله فقط خود یک سلاح نیست. مسئله زیرساختیه که اون سلاح لازم داره که شبکهای از تکنولوژیهای مختلفه. و اسراییل میخواد جزء شبکه غربی باشه. مثل اینه که یهو بخوای ویندوز رو بذاری کنار و همه کارات رو با لینوکس انجام بدی (صرفا یه مثاله).
مشکل خرید از چین اینه که هرچی سطح تکنولوژی سلاح بالاتر میره، هزینهش وارد محدودهای میشه که اگه یکم بذاری روش غربیش رو بخری به صرفهتر درمیاد. و گرنه الان چین ظرفیت مازاد هم برای تولید داره و باید الان خیلی بیشتر ازینها به دنیا صادر میکرد (ظرفیت مازاد داره چون سرمایهگذاری جنونآمیز برای تولید فلهای، دستور حزب بود. همونچیزی که تو بازار مسکن هم یقهشون رو گرفته).
فعلا صنایع نظامی اسراییل بر مبنای این فرض که همکاری با آمریکا پایداره، توسعه پیدا کرده. قبلا هم موقعیتهایی پیش اومده که بخوان در این فرض تجدیدنظر کنند، اما نکردند.
اون چیزهایی که برای زدن حماس و حزبالله لازمه رو میتونند از چین و روسیه بخرند. ولی مسئله فقط خود یک سلاح نیست. مسئله زیرساختیه که اون سلاح لازم داره که شبکهای از تکنولوژیهای مختلفه. و اسراییل میخواد جزء شبکه غربی باشه. مثل اینه که یهو بخوای ویندوز رو بذاری کنار و همه کارات رو با لینوکس انجام بدی (صرفا یه مثاله).
مشکل خرید از چین اینه که هرچی سطح تکنولوژی سلاح بالاتر میره، هزینهش وارد محدودهای میشه که اگه یکم بذاری روش غربیش رو بخری به صرفهتر درمیاد. و گرنه الان چین ظرفیت مازاد هم برای تولید داره و باید الان خیلی بیشتر ازینها به دنیا صادر میکرد (ظرفیت مازاد داره چون سرمایهگذاری جنونآمیز برای تولید فلهای، دستور حزب بود. همونچیزی که تو بازار مسکن هم یقهشون رو گرفته).
Anarchonomy
چرا ۹۹.۹۹ درصد؟ امکانش کاملا وجود داره. آمریکا سر منافعش با هیچکس تعارف نداره. فعلا صنایع نظامی اسراییل بر مبنای این فرض که همکاری با آمریکا پایداره، توسعه پیدا کرده. قبلا هم موقعیتهایی پیش اومده که بخوان در این فرض تجدیدنظر کنند، اما نکردند. اون چیزهایی…
حق با شماست، مثال درستی نیست، ولی با اینکه مثال درستی نیست مثال جالبیه، چون هرچی بیشتر فرو بری توش پیچیدهتر میشه. سیستم غربی تسلیحات، در اوپن بودن و داکیومنت داشتن کاملا متناظر لینوکسه، اما در سهولت استفاده و سبک لایسنسدهی کاملا متناظر ویندوز. تو استیبل بودن کاملا متناظر لینوکسه، و تو گستردگی طیف سیستمهایی که ساپورت میکنه، متناظر ویندوز.
ولی فاحشترین تفاوت در شفافیت و داکیومنتنویسیهاست. بین جهانسومیها مصطلح بود که میگفتند آلمانیها به همراه یک گیربکس، به اندازه یک فرقون دفترچه راهنما تحویلت میدن، و روسها برای یک ناوچه، یک برگه!
ولی فاحشترین تفاوت در شفافیت و داکیومنتنویسیهاست. بین جهانسومیها مصطلح بود که میگفتند آلمانیها به همراه یک گیربکس، به اندازه یک فرقون دفترچه راهنما تحویلت میدن، و روسها برای یک ناوچه، یک برگه!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز فکر میکنید هوبرمان میدونه داره درباره چی حرف میزنه؟
Anarchonomy
کدوم تسلیحات رو فعلا نمیخوان بفرستن اسراییل، که مثلاً توبیخ بشه؟ درسته، بمبهای هدایتشونده رو. که یعنی اگه کم آورد، از بمبهای معمولی استفاده خواهد کرد، که تلفاتش بیشتره. منطقشون اینجوری کار میکنه.
خواستم بنویسم اسراییلیها میگن با دست خالی هم شده به جنگ ادامه میدیم، که یه شعاره، ولی خالی هم نیست، چون اگه هلشون بدی گوشه رینگ، فوقش از بمب بشکهای استفاده میکنند. اگه روسیه و سپاه تونستن بسازن، اینا هم میتونند بسازند.
متنم موند تو درفت، اومدم دیدم کانالهاشون دارن درباره همین حرف میزنند که پاش بیفته میریم سراغ بمب بشکهای! یعنی به ساعت نکشید.
یعنی این برای پنتاگون واضح نبود؟ البته که بود. اما تصمیم رو اهالی دانشگاه که به دولت راه پیدا کردهاند میگیرند. و توی فضای فکری و فرهنگی اونها، میمها نقش مهمی داره. توی میم، سلاح «پیشرفته» عامل سلطه «استعمارگر» (که خودش یه میم دیگهست) است. پس برای مهار کردنش باید سلاح پیشرفته رو ازش دریغ کرد. توی میم، چیزی درباره سوریه وجود نداشت.
الان این توضیح من رو تحویل یک استاد دانشگاه در آمریکا بدی، بش میخنده و دستش میندازه. اما متأسفانه وضع دنیا همینه. حتی وقتی بشون میگی که برنامه پوتین برای فتح یک هفتهای کیف، متأثر از میم بود، چشماشون از تعجب گرد میشه.
متنم موند تو درفت، اومدم دیدم کانالهاشون دارن درباره همین حرف میزنند که پاش بیفته میریم سراغ بمب بشکهای! یعنی به ساعت نکشید.
یعنی این برای پنتاگون واضح نبود؟ البته که بود. اما تصمیم رو اهالی دانشگاه که به دولت راه پیدا کردهاند میگیرند. و توی فضای فکری و فرهنگی اونها، میمها نقش مهمی داره. توی میم، سلاح «پیشرفته» عامل سلطه «استعمارگر» (که خودش یه میم دیگهست) است. پس برای مهار کردنش باید سلاح پیشرفته رو ازش دریغ کرد. توی میم، چیزی درباره سوریه وجود نداشت.
الان این توضیح من رو تحویل یک استاد دانشگاه در آمریکا بدی، بش میخنده و دستش میندازه. اما متأسفانه وضع دنیا همینه. حتی وقتی بشون میگی که برنامه پوتین برای فتح یک هفتهای کیف، متأثر از میم بود، چشماشون از تعجب گرد میشه.
Anarchonomy
به جای زیر سوال بردن دولتهایی که تحت کنترلشون قرار دارند و پولشون رو به زور ازشون میگیره، سر اینکه کدومشون قدرتمندتره و «چه سری چه دمی عجب پایی» داره، کل کل میکنند! حقیقتا ترحمبرانگیز نیست؟ مثل هر جدل کودکانهای هم انواع اغراقهای مضحک توش پیدا میشه،…
اون ژانر «ارباب ما ریده»، که قبلا دربارهش نوشته بودم، حالا به سطح مقامات و مسئولان خود حکومت رسیده.
این قطعه از حرف مردیها رو نگاه کنید، بعدش یه چیز مختصری دربارهش بنویسم.
https://news.1rj.ru/str/mardihamorteza/602
https://news.1rj.ru/str/mardihamorteza/602
Telegram
مرتضی مردیها
🟢 فایدهگرایی سعدی
آدرس کانال یوتیوب👇🏻:
https://www.youtube.com/@MortazaMardiha
@mardihamorteza
آدرس کانال یوتیوب👇🏻:
https://www.youtube.com/@MortazaMardiha
@mardihamorteza
Anarchonomy
این قطعه از حرف مردیها رو نگاه کنید، بعدش یه چیز مختصری دربارهش بنویسم. https://news.1rj.ru/str/mardihamorteza/602
نتیجه فایدهگرایی سعدی میشه این. چون در چارچوب منطق خودشون، اگه دروغی باعث گرایش بیشتر به دین و گرایش کمتر به دشمن بشه، از راستی که نتیجه معکوس بده بهتره. بنابراین اگه لازم باشه باید قسم هم خورد و درباره اروپا دروغ گفت.
چه در مثال سعدی، و چه در مثال مردیها، مثال اکستریم مطرح میشه تا مخاطب از کاربردهای متداول منحرف بشه. کاربرد دروغ مصلحتی در مواردی که زندگی یک فرد بش لنگه، خیلی نادره. کاربرد متداول همینه که ازین آخوند میبینیم. استفاده از مثالهای اکستریم یک تکنیک بلاغته، یک استدلال نیست. یعنی قابلیت این رو که قانعت کنه رو داره، اما قابلیت این رو که درست بودنش رو اثبات کنه، نداره. سعدی خدای بلاغت بود، نه خدای استدلال.
چه در مثال سعدی، و چه در مثال مردیها، مثال اکستریم مطرح میشه تا مخاطب از کاربردهای متداول منحرف بشه. کاربرد دروغ مصلحتی در مواردی که زندگی یک فرد بش لنگه، خیلی نادره. کاربرد متداول همینه که ازین آخوند میبینیم. استفاده از مثالهای اکستریم یک تکنیک بلاغته، یک استدلال نیست. یعنی قابلیت این رو که قانعت کنه رو داره، اما قابلیت این رو که درست بودنش رو اثبات کنه، نداره. سعدی خدای بلاغت بود، نه خدای استدلال.
همون چیزهایی که قبلا نوشتم درباره منطق بازار و رقابت نفسگیر روی تایم آزاد مصرفکننده، آلانا پیرس داره درباره صنعت گیم میگه تو یوتیوب، و صدها هزار ویو میگیره. ترجیح من اینه که دیده نشم و مخاطب زیادی نداشته باشم، اما فارغ از ترجیحات شخصی من، این اختلاف زمین تا آسمان بین من و اون به خاطر تعامل ویدئوییه، یا یک دختر سکسی بودنش؟
کلیشه «مردها دنبال دختر سکسی خنگ هستن.. دختر سکسی که سر دربیاره از چیزها، ترن آفه» تطبیق با واقعیت نداره. میبینید که خوششون میاد از دختر سکسیای که سر در هم میآورد از بعضی چیزها. آماری ازش ندارم ولی کاملا واضحه بیشتر مخاطبینش پسر هستند.
کلیشه «مردها دنبال دختر سکسی خنگ هستن.. دختر سکسی که سر دربیاره از چیزها، ترن آفه» تطبیق با واقعیت نداره. میبینید که خوششون میاد از دختر سکسیای که سر در هم میآورد از بعضی چیزها. آماری ازش ندارم ولی کاملا واضحه بیشتر مخاطبینش پسر هستند.
ممکن بود یه نفر پیدا کنی تو مراکش و با هم معامله کنید که حوله با استایل مراکشی ازش بخری و بستهبندی کنی و تو آمازون بفروشی. ممکن بود یه تولیدی تو ویتنام پیدا کنی که جاروبرقی پرتابل برای داخل ماشین بزنه به نام برند خودت، و تو آمازون بفروشی. ازونجایی که آش و جاش متعلق به آمازون بود، دیتا رو هم جمع میکرد تا ببینه چی داره خوب میفروشه، و میفهمید حوله مراکشی و جاروبرقی پرتابل داره خوب میفروشه. میرفت هم اون مراکشیه رو پیدا میکرد، هم اون تولیدی تو ویتنام رو، و بشون میگفت حالا من بتون سفارش میدم، با برند خودم. و بهتر از تو میفروخت، چون انقدری دیتا داشت که میدونست کدوم محله و کدوم روز از هفته و تو چه ساعتی احتمال داره سفارش بدن. اینجوری شد که عدهای گفتند مرگ بر سرمایهداری، باید مقررات وضع کنیم که ازین کارها نکنند، و بلا بلا بلا. چون نه تنها شرکت سوپر میلیاردر نون فروشندههای کوچک رو برید، بلکه ازشون به عنوان ابزار تحقیق و کشف استفاده کرد.
معمولا اینجور وقتها یه کاراکتر پلید میسازند برای اون شرکت بزرگتر، و یه کاراکتر مظلوم میسازند برای فروشندههای خرد. چون رابطه داستانی کاراکتر پلید و کاراکتر مظلوم، برای کودکان هم قابل فهمه.
اما شرکتها آدم نیستند. با اینکه قانون آمریکا به عنوان شخص در نظرشون میگیره. برای شرکتها این مهمه که عقب نمونند، و جواب سهامدار رو بدن.
اپل میدونست که مدلهای گرونتر آیفونش، نیاز به جذب طیف دیگهای از مشتریان داره تا بتونه دوام بیاره. بنابراین سعی کرد آیفون پرو رو به عنوان ابزار فیلمبرداری حرفهای معرفی کنه. اما اپ خود آیفون در حد و اندازه این ادعا نبود. یه شرکت استرالیایی که کار تخصصیش سینما و تلویزیونه، یه اپ کاملا مجانی داد که سطح کارایی آیفون پرو برای فیلمبرداری رو چند پله بالا برد. شرکت بزرگی مثل اپل که روی کوهی از پول نشسته باید چه میکرد؟ تحقیرآمیز نیست که یه شرکتی که صدها بار کوچکتره، در بالا بردن کارایی محصول خودت از خودت جلوتر باشه؟ قطعا تماشا نکرد. و حالا خود اپل اپی ارائه میکنه که تقریبا همون کارها رو انجام میده، بعلاوه اینکه از توانایی آیپد جدید استفاده میکنه (کنترل و ویرایش خروجی چند آیفون در حال فیلمبرداری، به صورت زنده و همزمان). حالا باید گفت اپل نون اون شرکت استرالیایی رو برید؟ این حرف مسخرهست. اپل «مجبور» است کاری بیش از آنچه قبلا انجام میداده انجام دهد. گاهی این «بیش از آنچه قبلا» اصطکاک پیدا میکنه با کار واحدهای کوچکتر، و گاهی پیدا نمیکنه.
بنابراین:
۱- این گریز ناپذیر است، و
۲- مقرراتپذیر نیست
معمولا اینجور وقتها یه کاراکتر پلید میسازند برای اون شرکت بزرگتر، و یه کاراکتر مظلوم میسازند برای فروشندههای خرد. چون رابطه داستانی کاراکتر پلید و کاراکتر مظلوم، برای کودکان هم قابل فهمه.
اما شرکتها آدم نیستند. با اینکه قانون آمریکا به عنوان شخص در نظرشون میگیره. برای شرکتها این مهمه که عقب نمونند، و جواب سهامدار رو بدن.
اپل میدونست که مدلهای گرونتر آیفونش، نیاز به جذب طیف دیگهای از مشتریان داره تا بتونه دوام بیاره. بنابراین سعی کرد آیفون پرو رو به عنوان ابزار فیلمبرداری حرفهای معرفی کنه. اما اپ خود آیفون در حد و اندازه این ادعا نبود. یه شرکت استرالیایی که کار تخصصیش سینما و تلویزیونه، یه اپ کاملا مجانی داد که سطح کارایی آیفون پرو برای فیلمبرداری رو چند پله بالا برد. شرکت بزرگی مثل اپل که روی کوهی از پول نشسته باید چه میکرد؟ تحقیرآمیز نیست که یه شرکتی که صدها بار کوچکتره، در بالا بردن کارایی محصول خودت از خودت جلوتر باشه؟ قطعا تماشا نکرد. و حالا خود اپل اپی ارائه میکنه که تقریبا همون کارها رو انجام میده، بعلاوه اینکه از توانایی آیپد جدید استفاده میکنه (کنترل و ویرایش خروجی چند آیفون در حال فیلمبرداری، به صورت زنده و همزمان). حالا باید گفت اپل نون اون شرکت استرالیایی رو برید؟ این حرف مسخرهست. اپل «مجبور» است کاری بیش از آنچه قبلا انجام میداده انجام دهد. گاهی این «بیش از آنچه قبلا» اصطکاک پیدا میکنه با کار واحدهای کوچکتر، و گاهی پیدا نمیکنه.
بنابراین:
۱- این گریز ناپذیر است، و
۲- مقرراتپذیر نیست
تلاش خیلی زیادی در سراسر دنیا در حال انجامه که اسراییل و روسیه رو مشابه هم جلوه بدن، که هر دو متجاوزند، و هر دو قلدربازی در میارن، و هر دو ضعیفکشی میکنند. قبلا نوشتم درباره اینکه هیچکدوم اینها ربطی به اسراییل نداره، و اتفاقا طرف ضعیفتره، و از قضا اگه سوژه اشغال هم مطرح نبود باز هم همین بساط رو علیهش راه مینداختن، چون از نظرشون خود حیفا هم سرزمین اشغالیه! و به جایی هم تجاوز نکرد وقتی بش حمله شد، و الی آخر. اما اینها قسمت رویدادی قضیهست. یک شاهد خیلی بزرگتری وجود داره که این دو کشور ربطی بهم ندارند، و فراتر از رویدادهای روزمرهست: تا الان که دو سال و اندی از تجاوز به اوکراین میگذره شهروند روس دیدید بگه کشورم داره اشتباه میکنه؟ ندیدید. حتی در خارج از روسیه هم ندیدید. اما تا دلتون بخواد اسراییلی در داخل و خارج از اسراییل دیدید که گفته کشورم داره اشتباه میکنه. اون هم انقدر زیاد که متنوعند و هر کدوم کشورشون رو به دلیل جداگانه مرتکب اشتباه میدونند.
این فرق یک کشور استعمارگر و قلدرصفت است، با کشوری که هیچ کدوم اینها نیست.
این چرا مهمه؟ از کاری که دارند با اسراییل میکنند، با اینکه همان روسیه با ابعاد کوچکتر نیست، باید متوجه بشید که با شما هم همین کار رو خواهند کرد.
یک برنامه برای ذهن داشتم همیشه، و به بقیه هم توصیه میکنم داشته باشند: از تمامِ اطلاعات ورودی به ذهن، هرچه که خواندنی و دیدنی و شنیدنی هستند، باید استفاده کرد برای اینکه فهمید شر چطور کار میکند.
این فرق یک کشور استعمارگر و قلدرصفت است، با کشوری که هیچ کدوم اینها نیست.
این چرا مهمه؟ از کاری که دارند با اسراییل میکنند، با اینکه همان روسیه با ابعاد کوچکتر نیست، باید متوجه بشید که با شما هم همین کار رو خواهند کرد.
یک برنامه برای ذهن داشتم همیشه، و به بقیه هم توصیه میکنم داشته باشند: از تمامِ اطلاعات ورودی به ذهن، هرچه که خواندنی و دیدنی و شنیدنی هستند، باید استفاده کرد برای اینکه فهمید شر چطور کار میکند.
وقتی مپ شفق قطبی هم داریم، که از قبل میگه چه مناطقی آسمان متفاوتی خواهند داشت، تنها چیز رندومی که باقی میمونه اینترکشن بین ذراته. که رنگ شرابی درمیاد، یا سبزآبی! هرچه این فرآیند «عادی شدن طبیعت» بیشتر پیش میره، میبینید که مجبورند از کلمات سنگینتری برای توصیفش استفاده کنند: «حیرتانگیز بود»، «نفسگیرترین چیزی بود که دیده بودم». طوری که انگار با توسل به ادبیات، سعی میکنند با این عادی شدن مبارزه کنند.
ایلان ماسک به معادن روسیه وابستهست، و به بازار چین، و گرنه برای کسی که واکسن رو هم توطئه میبینه، کاری نداشت بیاد بگه چپ آلمان مزدور روسها و چینیها هستند تا نذارن برقیسازی اقتصاد به دست آمریکا پیش بره. بنابراین علیرغم میل باطنیش، نمیتونه وصلش کنه به خارجیها.
اما اگه این هم میگفت باز میشد جوابش رو داد. جایی مثل آلمان که کارخانه اندیشهست، ایدئولوژی اسپانسر نمیخواد. اگه کسی اون وسط از خارجی پول هم بگیره، اشانتیون گرفته، نه دستمزد. مثل اینهایی که میرن حج، چون بش اعتقاد دارند، اما یه پولی هم میگیرن تا نائب یکی دیگه هم بشن که نمیتونه بره، و برای اون هم طواف کنند. چون کاسبها به نیابت طواف میکنند، معنیش این نیست که هر کی نائب شده، کاسبه. اینا میخوان کشورشون ماشین نسازه. حالا ممکنه برای اینکه اول کی رو هدف بگیرند، از کسی پول هم بگیرند. اما حکم اون طواف پولی رو داره. طواف خودشون پابرجاست، و فردا سراغ برند وطنی هم میرن.
اما اگه این هم میگفت باز میشد جوابش رو داد. جایی مثل آلمان که کارخانه اندیشهست، ایدئولوژی اسپانسر نمیخواد. اگه کسی اون وسط از خارجی پول هم بگیره، اشانتیون گرفته، نه دستمزد. مثل اینهایی که میرن حج، چون بش اعتقاد دارند، اما یه پولی هم میگیرن تا نائب یکی دیگه هم بشن که نمیتونه بره، و برای اون هم طواف کنند. چون کاسبها به نیابت طواف میکنند، معنیش این نیست که هر کی نائب شده، کاسبه. اینا میخوان کشورشون ماشین نسازه. حالا ممکنه برای اینکه اول کی رو هدف بگیرند، از کسی پول هم بگیرند. اما حکم اون طواف پولی رو داره. طواف خودشون پابرجاست، و فردا سراغ برند وطنی هم میرن.