Anarchonomy
شما سرتون شلوغه، من عوضتون همچنان دارم چک میکنم. هنوز نگفتن چجوری باید با جماعتی که هیچ میلی به زندگی عادی ندارند و هدفشون ریختن یهودیان در دریاست، مذاکره کرد، و چجوری باید باشون جنگید وقتی در مناطق پرتراکم جمعیتی پشت زنها سنگر میگیرند، بدون اینکه تلفات…
کدوم تسلیحات رو فعلا نمیخوان بفرستن اسراییل، که مثلاً توبیخ بشه؟ درسته، بمبهای هدایتشونده رو. که یعنی اگه کم آورد، از بمبهای معمولی استفاده خواهد کرد، که تلفاتش بیشتره.
منطقشون اینجوری کار میکنه.
منطقشون اینجوری کار میکنه.
Anarchonomy
کدوم تسلیحات رو فعلا نمیخوان بفرستن اسراییل، که مثلاً توبیخ بشه؟ درسته، بمبهای هدایتشونده رو. که یعنی اگه کم آورد، از بمبهای معمولی استفاده خواهد کرد، که تلفاتش بیشتره. منطقشون اینجوری کار میکنه.
یه فکت جانبی، برای اینکه ببینید چقدر دغدغههاتون توسط خودتون تنظیم نشده: فاصله هوایی تهران تا رفح، جایی که الان صدای ترق توروق میاد، دقیقا به اندازه فاصله تهران تا مناطقیه که روسیه در اوکراین اشغال کرده، و صدای بوم بوم میاد.
Anarchonomy
یه فکت جانبی، برای اینکه ببینید چقدر دغدغههاتون توسط خودتون تنظیم نشده: فاصله هوایی تهران تا رفح، جایی که الان صدای ترق توروق میاد، دقیقا به اندازه فاصله تهران تا مناطقیه که روسیه در اوکراین اشغال کرده، و صدای بوم بوم میاد.
چرا ۹۹.۹۹ درصد؟ امکانش کاملا وجود داره. آمریکا سر منافعش با هیچکس تعارف نداره.
فعلا صنایع نظامی اسراییل بر مبنای این فرض که همکاری با آمریکا پایداره، توسعه پیدا کرده. قبلا هم موقعیتهایی پیش اومده که بخوان در این فرض تجدیدنظر کنند، اما نکردند.
اون چیزهایی که برای زدن حماس و حزبالله لازمه رو میتونند از چین و روسیه بخرند. ولی مسئله فقط خود یک سلاح نیست. مسئله زیرساختیه که اون سلاح لازم داره که شبکهای از تکنولوژیهای مختلفه. و اسراییل میخواد جزء شبکه غربی باشه. مثل اینه که یهو بخوای ویندوز رو بذاری کنار و همه کارات رو با لینوکس انجام بدی (صرفا یه مثاله).
مشکل خرید از چین اینه که هرچی سطح تکنولوژی سلاح بالاتر میره، هزینهش وارد محدودهای میشه که اگه یکم بذاری روش غربیش رو بخری به صرفهتر درمیاد. و گرنه الان چین ظرفیت مازاد هم برای تولید داره و باید الان خیلی بیشتر ازینها به دنیا صادر میکرد (ظرفیت مازاد داره چون سرمایهگذاری جنونآمیز برای تولید فلهای، دستور حزب بود. همونچیزی که تو بازار مسکن هم یقهشون رو گرفته).
فعلا صنایع نظامی اسراییل بر مبنای این فرض که همکاری با آمریکا پایداره، توسعه پیدا کرده. قبلا هم موقعیتهایی پیش اومده که بخوان در این فرض تجدیدنظر کنند، اما نکردند.
اون چیزهایی که برای زدن حماس و حزبالله لازمه رو میتونند از چین و روسیه بخرند. ولی مسئله فقط خود یک سلاح نیست. مسئله زیرساختیه که اون سلاح لازم داره که شبکهای از تکنولوژیهای مختلفه. و اسراییل میخواد جزء شبکه غربی باشه. مثل اینه که یهو بخوای ویندوز رو بذاری کنار و همه کارات رو با لینوکس انجام بدی (صرفا یه مثاله).
مشکل خرید از چین اینه که هرچی سطح تکنولوژی سلاح بالاتر میره، هزینهش وارد محدودهای میشه که اگه یکم بذاری روش غربیش رو بخری به صرفهتر درمیاد. و گرنه الان چین ظرفیت مازاد هم برای تولید داره و باید الان خیلی بیشتر ازینها به دنیا صادر میکرد (ظرفیت مازاد داره چون سرمایهگذاری جنونآمیز برای تولید فلهای، دستور حزب بود. همونچیزی که تو بازار مسکن هم یقهشون رو گرفته).
Anarchonomy
چرا ۹۹.۹۹ درصد؟ امکانش کاملا وجود داره. آمریکا سر منافعش با هیچکس تعارف نداره. فعلا صنایع نظامی اسراییل بر مبنای این فرض که همکاری با آمریکا پایداره، توسعه پیدا کرده. قبلا هم موقعیتهایی پیش اومده که بخوان در این فرض تجدیدنظر کنند، اما نکردند. اون چیزهایی…
حق با شماست، مثال درستی نیست، ولی با اینکه مثال درستی نیست مثال جالبیه، چون هرچی بیشتر فرو بری توش پیچیدهتر میشه. سیستم غربی تسلیحات، در اوپن بودن و داکیومنت داشتن کاملا متناظر لینوکسه، اما در سهولت استفاده و سبک لایسنسدهی کاملا متناظر ویندوز. تو استیبل بودن کاملا متناظر لینوکسه، و تو گستردگی طیف سیستمهایی که ساپورت میکنه، متناظر ویندوز.
ولی فاحشترین تفاوت در شفافیت و داکیومنتنویسیهاست. بین جهانسومیها مصطلح بود که میگفتند آلمانیها به همراه یک گیربکس، به اندازه یک فرقون دفترچه راهنما تحویلت میدن، و روسها برای یک ناوچه، یک برگه!
ولی فاحشترین تفاوت در شفافیت و داکیومنتنویسیهاست. بین جهانسومیها مصطلح بود که میگفتند آلمانیها به همراه یک گیربکس، به اندازه یک فرقون دفترچه راهنما تحویلت میدن، و روسها برای یک ناوچه، یک برگه!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز فکر میکنید هوبرمان میدونه داره درباره چی حرف میزنه؟
Anarchonomy
کدوم تسلیحات رو فعلا نمیخوان بفرستن اسراییل، که مثلاً توبیخ بشه؟ درسته، بمبهای هدایتشونده رو. که یعنی اگه کم آورد، از بمبهای معمولی استفاده خواهد کرد، که تلفاتش بیشتره. منطقشون اینجوری کار میکنه.
خواستم بنویسم اسراییلیها میگن با دست خالی هم شده به جنگ ادامه میدیم، که یه شعاره، ولی خالی هم نیست، چون اگه هلشون بدی گوشه رینگ، فوقش از بمب بشکهای استفاده میکنند. اگه روسیه و سپاه تونستن بسازن، اینا هم میتونند بسازند.
متنم موند تو درفت، اومدم دیدم کانالهاشون دارن درباره همین حرف میزنند که پاش بیفته میریم سراغ بمب بشکهای! یعنی به ساعت نکشید.
یعنی این برای پنتاگون واضح نبود؟ البته که بود. اما تصمیم رو اهالی دانشگاه که به دولت راه پیدا کردهاند میگیرند. و توی فضای فکری و فرهنگی اونها، میمها نقش مهمی داره. توی میم، سلاح «پیشرفته» عامل سلطه «استعمارگر» (که خودش یه میم دیگهست) است. پس برای مهار کردنش باید سلاح پیشرفته رو ازش دریغ کرد. توی میم، چیزی درباره سوریه وجود نداشت.
الان این توضیح من رو تحویل یک استاد دانشگاه در آمریکا بدی، بش میخنده و دستش میندازه. اما متأسفانه وضع دنیا همینه. حتی وقتی بشون میگی که برنامه پوتین برای فتح یک هفتهای کیف، متأثر از میم بود، چشماشون از تعجب گرد میشه.
متنم موند تو درفت، اومدم دیدم کانالهاشون دارن درباره همین حرف میزنند که پاش بیفته میریم سراغ بمب بشکهای! یعنی به ساعت نکشید.
یعنی این برای پنتاگون واضح نبود؟ البته که بود. اما تصمیم رو اهالی دانشگاه که به دولت راه پیدا کردهاند میگیرند. و توی فضای فکری و فرهنگی اونها، میمها نقش مهمی داره. توی میم، سلاح «پیشرفته» عامل سلطه «استعمارگر» (که خودش یه میم دیگهست) است. پس برای مهار کردنش باید سلاح پیشرفته رو ازش دریغ کرد. توی میم، چیزی درباره سوریه وجود نداشت.
الان این توضیح من رو تحویل یک استاد دانشگاه در آمریکا بدی، بش میخنده و دستش میندازه. اما متأسفانه وضع دنیا همینه. حتی وقتی بشون میگی که برنامه پوتین برای فتح یک هفتهای کیف، متأثر از میم بود، چشماشون از تعجب گرد میشه.
Anarchonomy
به جای زیر سوال بردن دولتهایی که تحت کنترلشون قرار دارند و پولشون رو به زور ازشون میگیره، سر اینکه کدومشون قدرتمندتره و «چه سری چه دمی عجب پایی» داره، کل کل میکنند! حقیقتا ترحمبرانگیز نیست؟ مثل هر جدل کودکانهای هم انواع اغراقهای مضحک توش پیدا میشه،…
اون ژانر «ارباب ما ریده»، که قبلا دربارهش نوشته بودم، حالا به سطح مقامات و مسئولان خود حکومت رسیده.
این قطعه از حرف مردیها رو نگاه کنید، بعدش یه چیز مختصری دربارهش بنویسم.
https://news.1rj.ru/str/mardihamorteza/602
https://news.1rj.ru/str/mardihamorteza/602
Telegram
مرتضی مردیها
🟢 فایدهگرایی سعدی
آدرس کانال یوتیوب👇🏻:
https://www.youtube.com/@MortazaMardiha
@mardihamorteza
آدرس کانال یوتیوب👇🏻:
https://www.youtube.com/@MortazaMardiha
@mardihamorteza
Anarchonomy
این قطعه از حرف مردیها رو نگاه کنید، بعدش یه چیز مختصری دربارهش بنویسم. https://news.1rj.ru/str/mardihamorteza/602
نتیجه فایدهگرایی سعدی میشه این. چون در چارچوب منطق خودشون، اگه دروغی باعث گرایش بیشتر به دین و گرایش کمتر به دشمن بشه، از راستی که نتیجه معکوس بده بهتره. بنابراین اگه لازم باشه باید قسم هم خورد و درباره اروپا دروغ گفت.
چه در مثال سعدی، و چه در مثال مردیها، مثال اکستریم مطرح میشه تا مخاطب از کاربردهای متداول منحرف بشه. کاربرد دروغ مصلحتی در مواردی که زندگی یک فرد بش لنگه، خیلی نادره. کاربرد متداول همینه که ازین آخوند میبینیم. استفاده از مثالهای اکستریم یک تکنیک بلاغته، یک استدلال نیست. یعنی قابلیت این رو که قانعت کنه رو داره، اما قابلیت این رو که درست بودنش رو اثبات کنه، نداره. سعدی خدای بلاغت بود، نه خدای استدلال.
چه در مثال سعدی، و چه در مثال مردیها، مثال اکستریم مطرح میشه تا مخاطب از کاربردهای متداول منحرف بشه. کاربرد دروغ مصلحتی در مواردی که زندگی یک فرد بش لنگه، خیلی نادره. کاربرد متداول همینه که ازین آخوند میبینیم. استفاده از مثالهای اکستریم یک تکنیک بلاغته، یک استدلال نیست. یعنی قابلیت این رو که قانعت کنه رو داره، اما قابلیت این رو که درست بودنش رو اثبات کنه، نداره. سعدی خدای بلاغت بود، نه خدای استدلال.
همون چیزهایی که قبلا نوشتم درباره منطق بازار و رقابت نفسگیر روی تایم آزاد مصرفکننده، آلانا پیرس داره درباره صنعت گیم میگه تو یوتیوب، و صدها هزار ویو میگیره. ترجیح من اینه که دیده نشم و مخاطب زیادی نداشته باشم، اما فارغ از ترجیحات شخصی من، این اختلاف زمین تا آسمان بین من و اون به خاطر تعامل ویدئوییه، یا یک دختر سکسی بودنش؟
کلیشه «مردها دنبال دختر سکسی خنگ هستن.. دختر سکسی که سر دربیاره از چیزها، ترن آفه» تطبیق با واقعیت نداره. میبینید که خوششون میاد از دختر سکسیای که سر در هم میآورد از بعضی چیزها. آماری ازش ندارم ولی کاملا واضحه بیشتر مخاطبینش پسر هستند.
کلیشه «مردها دنبال دختر سکسی خنگ هستن.. دختر سکسی که سر دربیاره از چیزها، ترن آفه» تطبیق با واقعیت نداره. میبینید که خوششون میاد از دختر سکسیای که سر در هم میآورد از بعضی چیزها. آماری ازش ندارم ولی کاملا واضحه بیشتر مخاطبینش پسر هستند.
ممکن بود یه نفر پیدا کنی تو مراکش و با هم معامله کنید که حوله با استایل مراکشی ازش بخری و بستهبندی کنی و تو آمازون بفروشی. ممکن بود یه تولیدی تو ویتنام پیدا کنی که جاروبرقی پرتابل برای داخل ماشین بزنه به نام برند خودت، و تو آمازون بفروشی. ازونجایی که آش و جاش متعلق به آمازون بود، دیتا رو هم جمع میکرد تا ببینه چی داره خوب میفروشه، و میفهمید حوله مراکشی و جاروبرقی پرتابل داره خوب میفروشه. میرفت هم اون مراکشیه رو پیدا میکرد، هم اون تولیدی تو ویتنام رو، و بشون میگفت حالا من بتون سفارش میدم، با برند خودم. و بهتر از تو میفروخت، چون انقدری دیتا داشت که میدونست کدوم محله و کدوم روز از هفته و تو چه ساعتی احتمال داره سفارش بدن. اینجوری شد که عدهای گفتند مرگ بر سرمایهداری، باید مقررات وضع کنیم که ازین کارها نکنند، و بلا بلا بلا. چون نه تنها شرکت سوپر میلیاردر نون فروشندههای کوچک رو برید، بلکه ازشون به عنوان ابزار تحقیق و کشف استفاده کرد.
معمولا اینجور وقتها یه کاراکتر پلید میسازند برای اون شرکت بزرگتر، و یه کاراکتر مظلوم میسازند برای فروشندههای خرد. چون رابطه داستانی کاراکتر پلید و کاراکتر مظلوم، برای کودکان هم قابل فهمه.
اما شرکتها آدم نیستند. با اینکه قانون آمریکا به عنوان شخص در نظرشون میگیره. برای شرکتها این مهمه که عقب نمونند، و جواب سهامدار رو بدن.
اپل میدونست که مدلهای گرونتر آیفونش، نیاز به جذب طیف دیگهای از مشتریان داره تا بتونه دوام بیاره. بنابراین سعی کرد آیفون پرو رو به عنوان ابزار فیلمبرداری حرفهای معرفی کنه. اما اپ خود آیفون در حد و اندازه این ادعا نبود. یه شرکت استرالیایی که کار تخصصیش سینما و تلویزیونه، یه اپ کاملا مجانی داد که سطح کارایی آیفون پرو برای فیلمبرداری رو چند پله بالا برد. شرکت بزرگی مثل اپل که روی کوهی از پول نشسته باید چه میکرد؟ تحقیرآمیز نیست که یه شرکتی که صدها بار کوچکتره، در بالا بردن کارایی محصول خودت از خودت جلوتر باشه؟ قطعا تماشا نکرد. و حالا خود اپل اپی ارائه میکنه که تقریبا همون کارها رو انجام میده، بعلاوه اینکه از توانایی آیپد جدید استفاده میکنه (کنترل و ویرایش خروجی چند آیفون در حال فیلمبرداری، به صورت زنده و همزمان). حالا باید گفت اپل نون اون شرکت استرالیایی رو برید؟ این حرف مسخرهست. اپل «مجبور» است کاری بیش از آنچه قبلا انجام میداده انجام دهد. گاهی این «بیش از آنچه قبلا» اصطکاک پیدا میکنه با کار واحدهای کوچکتر، و گاهی پیدا نمیکنه.
بنابراین:
۱- این گریز ناپذیر است، و
۲- مقرراتپذیر نیست
معمولا اینجور وقتها یه کاراکتر پلید میسازند برای اون شرکت بزرگتر، و یه کاراکتر مظلوم میسازند برای فروشندههای خرد. چون رابطه داستانی کاراکتر پلید و کاراکتر مظلوم، برای کودکان هم قابل فهمه.
اما شرکتها آدم نیستند. با اینکه قانون آمریکا به عنوان شخص در نظرشون میگیره. برای شرکتها این مهمه که عقب نمونند، و جواب سهامدار رو بدن.
اپل میدونست که مدلهای گرونتر آیفونش، نیاز به جذب طیف دیگهای از مشتریان داره تا بتونه دوام بیاره. بنابراین سعی کرد آیفون پرو رو به عنوان ابزار فیلمبرداری حرفهای معرفی کنه. اما اپ خود آیفون در حد و اندازه این ادعا نبود. یه شرکت استرالیایی که کار تخصصیش سینما و تلویزیونه، یه اپ کاملا مجانی داد که سطح کارایی آیفون پرو برای فیلمبرداری رو چند پله بالا برد. شرکت بزرگی مثل اپل که روی کوهی از پول نشسته باید چه میکرد؟ تحقیرآمیز نیست که یه شرکتی که صدها بار کوچکتره، در بالا بردن کارایی محصول خودت از خودت جلوتر باشه؟ قطعا تماشا نکرد. و حالا خود اپل اپی ارائه میکنه که تقریبا همون کارها رو انجام میده، بعلاوه اینکه از توانایی آیپد جدید استفاده میکنه (کنترل و ویرایش خروجی چند آیفون در حال فیلمبرداری، به صورت زنده و همزمان). حالا باید گفت اپل نون اون شرکت استرالیایی رو برید؟ این حرف مسخرهست. اپل «مجبور» است کاری بیش از آنچه قبلا انجام میداده انجام دهد. گاهی این «بیش از آنچه قبلا» اصطکاک پیدا میکنه با کار واحدهای کوچکتر، و گاهی پیدا نمیکنه.
بنابراین:
۱- این گریز ناپذیر است، و
۲- مقرراتپذیر نیست
تلاش خیلی زیادی در سراسر دنیا در حال انجامه که اسراییل و روسیه رو مشابه هم جلوه بدن، که هر دو متجاوزند، و هر دو قلدربازی در میارن، و هر دو ضعیفکشی میکنند. قبلا نوشتم درباره اینکه هیچکدوم اینها ربطی به اسراییل نداره، و اتفاقا طرف ضعیفتره، و از قضا اگه سوژه اشغال هم مطرح نبود باز هم همین بساط رو علیهش راه مینداختن، چون از نظرشون خود حیفا هم سرزمین اشغالیه! و به جایی هم تجاوز نکرد وقتی بش حمله شد، و الی آخر. اما اینها قسمت رویدادی قضیهست. یک شاهد خیلی بزرگتری وجود داره که این دو کشور ربطی بهم ندارند، و فراتر از رویدادهای روزمرهست: تا الان که دو سال و اندی از تجاوز به اوکراین میگذره شهروند روس دیدید بگه کشورم داره اشتباه میکنه؟ ندیدید. حتی در خارج از روسیه هم ندیدید. اما تا دلتون بخواد اسراییلی در داخل و خارج از اسراییل دیدید که گفته کشورم داره اشتباه میکنه. اون هم انقدر زیاد که متنوعند و هر کدوم کشورشون رو به دلیل جداگانه مرتکب اشتباه میدونند.
این فرق یک کشور استعمارگر و قلدرصفت است، با کشوری که هیچ کدوم اینها نیست.
این چرا مهمه؟ از کاری که دارند با اسراییل میکنند، با اینکه همان روسیه با ابعاد کوچکتر نیست، باید متوجه بشید که با شما هم همین کار رو خواهند کرد.
یک برنامه برای ذهن داشتم همیشه، و به بقیه هم توصیه میکنم داشته باشند: از تمامِ اطلاعات ورودی به ذهن، هرچه که خواندنی و دیدنی و شنیدنی هستند، باید استفاده کرد برای اینکه فهمید شر چطور کار میکند.
این فرق یک کشور استعمارگر و قلدرصفت است، با کشوری که هیچ کدوم اینها نیست.
این چرا مهمه؟ از کاری که دارند با اسراییل میکنند، با اینکه همان روسیه با ابعاد کوچکتر نیست، باید متوجه بشید که با شما هم همین کار رو خواهند کرد.
یک برنامه برای ذهن داشتم همیشه، و به بقیه هم توصیه میکنم داشته باشند: از تمامِ اطلاعات ورودی به ذهن، هرچه که خواندنی و دیدنی و شنیدنی هستند، باید استفاده کرد برای اینکه فهمید شر چطور کار میکند.
وقتی مپ شفق قطبی هم داریم، که از قبل میگه چه مناطقی آسمان متفاوتی خواهند داشت، تنها چیز رندومی که باقی میمونه اینترکشن بین ذراته. که رنگ شرابی درمیاد، یا سبزآبی! هرچه این فرآیند «عادی شدن طبیعت» بیشتر پیش میره، میبینید که مجبورند از کلمات سنگینتری برای توصیفش استفاده کنند: «حیرتانگیز بود»، «نفسگیرترین چیزی بود که دیده بودم». طوری که انگار با توسل به ادبیات، سعی میکنند با این عادی شدن مبارزه کنند.
ایلان ماسک به معادن روسیه وابستهست، و به بازار چین، و گرنه برای کسی که واکسن رو هم توطئه میبینه، کاری نداشت بیاد بگه چپ آلمان مزدور روسها و چینیها هستند تا نذارن برقیسازی اقتصاد به دست آمریکا پیش بره. بنابراین علیرغم میل باطنیش، نمیتونه وصلش کنه به خارجیها.
اما اگه این هم میگفت باز میشد جوابش رو داد. جایی مثل آلمان که کارخانه اندیشهست، ایدئولوژی اسپانسر نمیخواد. اگه کسی اون وسط از خارجی پول هم بگیره، اشانتیون گرفته، نه دستمزد. مثل اینهایی که میرن حج، چون بش اعتقاد دارند، اما یه پولی هم میگیرن تا نائب یکی دیگه هم بشن که نمیتونه بره، و برای اون هم طواف کنند. چون کاسبها به نیابت طواف میکنند، معنیش این نیست که هر کی نائب شده، کاسبه. اینا میخوان کشورشون ماشین نسازه. حالا ممکنه برای اینکه اول کی رو هدف بگیرند، از کسی پول هم بگیرند. اما حکم اون طواف پولی رو داره. طواف خودشون پابرجاست، و فردا سراغ برند وطنی هم میرن.
اما اگه این هم میگفت باز میشد جوابش رو داد. جایی مثل آلمان که کارخانه اندیشهست، ایدئولوژی اسپانسر نمیخواد. اگه کسی اون وسط از خارجی پول هم بگیره، اشانتیون گرفته، نه دستمزد. مثل اینهایی که میرن حج، چون بش اعتقاد دارند، اما یه پولی هم میگیرن تا نائب یکی دیگه هم بشن که نمیتونه بره، و برای اون هم طواف کنند. چون کاسبها به نیابت طواف میکنند، معنیش این نیست که هر کی نائب شده، کاسبه. اینا میخوان کشورشون ماشین نسازه. حالا ممکنه برای اینکه اول کی رو هدف بگیرند، از کسی پول هم بگیرند. اما حکم اون طواف پولی رو داره. طواف خودشون پابرجاست، و فردا سراغ برند وطنی هم میرن.
بدون اینکه گوگل کنید، تو کدوم یک از کشورهای زیر مرکز درمانی احداث کردند، اما تعداد بیمارانی که هدف اون مرکز بود ازونی که تخمین میزدند کمتر بود، و حالا زیانده شده؟
Final Results
32%
امارات
23%
سنگاپور
10%
آلمان
17%
آمریکا
18%
سوئیس
Anarchonomy
بدون اینکه گوگل کنید، تو کدوم یک از کشورهای زیر مرکز درمانی احداث کردند، اما تعداد بیمارانی که هدف اون مرکز بود ازونی که تخمین میزدند کمتر بود، و حالا زیانده شده؟
فقط ۱۶ درصد جواب درست زدند. وقتی کلمه «زیانده» و «درمان» تو یه جمله میاد، باید بفهمید آمریکاست، چون تو بقیه کشورها مهم نیست مرکز درمانی زیان بده یا نده، چون از جیب دولت برمیداره.
یه ذهنیتی وجود داره که در اون خدمات درمانی باید خیلی مماس به وضعیت خیریه باشند. یعنی اگه هزینهای هم گرفته بشه، باید بیشترش رو بدن به دکتر و پرستار، و سرمایهگذار یا هیچی برنداره، یا اگه برداره اندازه یه پول تو جیبی!
اما علاوه بر تئوری، که ممکنه یک استاد دانشگاه توضیح بده، به صورت کاملا فیزیکی تجربه شده که ممکنه حتی مرکز درمانی هم بزنی و پولت رو از دست بدی! چون این هم یک خدمته که به فروش میره و اگه مشتری نباشه، شکست میخوره. پس اونی که میخواد واردش بشه، باید ریسک کنه، و هرکی با پول خودش ریسک میکنه، و موفق شد، باید جایزهش هم ببره. یعنی از درآمد اون مرکز درمانی، باید بیشترش رو سرمایهگذار بذاره جیبش، نه دکتر.
یه ذهنیتی وجود داره که در اون خدمات درمانی باید خیلی مماس به وضعیت خیریه باشند. یعنی اگه هزینهای هم گرفته بشه، باید بیشترش رو بدن به دکتر و پرستار، و سرمایهگذار یا هیچی برنداره، یا اگه برداره اندازه یه پول تو جیبی!
اما علاوه بر تئوری، که ممکنه یک استاد دانشگاه توضیح بده، به صورت کاملا فیزیکی تجربه شده که ممکنه حتی مرکز درمانی هم بزنی و پولت رو از دست بدی! چون این هم یک خدمته که به فروش میره و اگه مشتری نباشه، شکست میخوره. پس اونی که میخواد واردش بشه، باید ریسک کنه، و هرکی با پول خودش ریسک میکنه، و موفق شد، باید جایزهش هم ببره. یعنی از درآمد اون مرکز درمانی، باید بیشترش رو سرمایهگذار بذاره جیبش، نه دکتر.
Anarchonomy
هنوز فکر میکنید هوبرمان میدونه داره درباره چی حرف میزنه؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مثل اینکه سم آلتمن هم نمیدونه درباره چی حرف میزنه.
ملت شغلشون رو از دست خواهند داد با هوش مصنوعی، پس بشون سهام عدالت توان پردازش کامپیوتری هوش مصنوعی بدیم که اگه خواستن بفروشن!
ملت شغلشون رو از دست خواهند داد با هوش مصنوعی، پس بشون سهام عدالت توان پردازش کامپیوتری هوش مصنوعی بدیم که اگه خواستن بفروشن!
Anarchonomy
مثل اینکه سم آلتمن هم نمیدونه درباره چی حرف میزنه. ملت شغلشون رو از دست خواهند داد با هوش مصنوعی، پس بشون سهام عدالت توان پردازش کامپیوتری هوش مصنوعی بدیم که اگه خواستن بفروشن!
با اینکه اینها در دانشکدههای مهندسی درس خوندن، و با اینکه فضای سیلیکونولی پر از راستگراهای خجالتیه، تحت تأثیر چپ آکادمیک هستند. یک نشانهش اینکه جرز دیوار رو هم میبینند یادشون میفته باید دلار رو شکست داد، یا گذاشت کنار! اون موقعی هم تب کریپتو گرفته بودشون و مصلحتی از بیتکوین دفاع میکردند، از حب بیتکوین نبود، از بغض دلار بود. در آلترناتیو ساختن برای دلار، اون بخش آزادیهای فردی که در نسخه کلاسیک کاپیتالیسم وجود داره براشون چندان مطرح نبود. پاش بیفته یه ایدههای فاشیستی به ذهن خلاقشون خطور میکنه که تو فانتزیهای موسولینی هم نبود. چیزی که براشون مطرح بود ستیز با دلار به عنوان نماد قدرت آمریکا بود، طوری که انگار ناراحتند و دلپیچه دارند که آمریکا قدرتی که داره رو داره.
و گرنه از خود بیکار جماعت بپرسی دوست دارید بابانوئل چی براتون بیاره، همشون میگن یه ساک پر از دلار.
و گرنه از خود بیکار جماعت بپرسی دوست دارید بابانوئل چی براتون بیاره، همشون میگن یه ساک پر از دلار.
اگه یه ماشین زمان وجود داشت و سوار میشدی و میرفتی به ۱۳۳۳ شمسی، و از ملت میپرسیدی فکر میکنید بیاد اون روز که حکومت اسلامی تشکیل بشه و کار به اونجایی برسه که اون حکومت رو جای خود خدا بذارن، اون هم نه فقط استعاری، بلکه تو جملاتی که فقط مختص خداست کلمه الله رو بردارن و نظام اسلامی رو بذارن؟ هیچکس پیدا نمیشد که بگه آره، کاملا محتمله.
یک آدم رندوم چی لازم داشت که بفهمه سر اون خط، به اینجا میرسید؟
چیزی که لازم بود بیرون بودن از دایره فکری مردم بود. و کسی نبود که بیرون از دایره باشه، و بنابراین کسی دنبالهش رو ندید.
فراتر از همه نظریات سیاسی که بری، نهایتا به این میرسی که هر ملتی حکومتش رو جای خدا قرار میده، بدون اینکه خودش متوجه باشه. چون خارج از دایره خودش نیست. اما خدای هر ملتی با خدای ملت دیگه فرق داره. چینیها، کمونیست باشند یا دموکرات، حکومتشون شکل خداشون میشه. و خداشون کاراکتر خاصی داره که به خود چینیها میخوره. ژاپنیها زیر سایه امپراتور که بودند، و حالا زیر سایه دموکراسی که هستند، دولتی دارند که شبیه خداشون بود. خدایی با کاراکتری که به هارمونی و آرامش و نظم اهمیت میده. دولت اسپانیا یه دولت سکولاره، ولی خیلی شبیه خدای مسیحیه. مسیحی که نان مجانی به مردم میده، و لباساشون رو میشوره، و دستشون رو میگیره و شفاشون میده، و اگه دعوایی بین مردم و پولدارها پیش اومد طرف مردم میایسته.
خدای عربستان چه خداییه؟ خدایی که عرب رو زنده میکنه، بیابانشون رو آباد میکنه، و به قبیله اهمیت میده. سعودیها همین نیستند؟
از خدای ایران هم همین در میاومد. اگه چندبار حکومت تشکیل میدیم و همشون همینقدر زشت درمیان، شاید باید به این واقعیت برسیم که خدامون همینقدر بدریخته.
یک آدم رندوم چی لازم داشت که بفهمه سر اون خط، به اینجا میرسید؟
چیزی که لازم بود بیرون بودن از دایره فکری مردم بود. و کسی نبود که بیرون از دایره باشه، و بنابراین کسی دنبالهش رو ندید.
فراتر از همه نظریات سیاسی که بری، نهایتا به این میرسی که هر ملتی حکومتش رو جای خدا قرار میده، بدون اینکه خودش متوجه باشه. چون خارج از دایره خودش نیست. اما خدای هر ملتی با خدای ملت دیگه فرق داره. چینیها، کمونیست باشند یا دموکرات، حکومتشون شکل خداشون میشه. و خداشون کاراکتر خاصی داره که به خود چینیها میخوره. ژاپنیها زیر سایه امپراتور که بودند، و حالا زیر سایه دموکراسی که هستند، دولتی دارند که شبیه خداشون بود. خدایی با کاراکتری که به هارمونی و آرامش و نظم اهمیت میده. دولت اسپانیا یه دولت سکولاره، ولی خیلی شبیه خدای مسیحیه. مسیحی که نان مجانی به مردم میده، و لباساشون رو میشوره، و دستشون رو میگیره و شفاشون میده، و اگه دعوایی بین مردم و پولدارها پیش اومد طرف مردم میایسته.
خدای عربستان چه خداییه؟ خدایی که عرب رو زنده میکنه، بیابانشون رو آباد میکنه، و به قبیله اهمیت میده. سعودیها همین نیستند؟
از خدای ایران هم همین در میاومد. اگه چندبار حکومت تشکیل میدیم و همشون همینقدر زشت درمیان، شاید باید به این واقعیت برسیم که خدامون همینقدر بدریخته.
بدون اینکه گوگل کنید، شهرستان هریس تگزاس، که شهر هیوستون رو تو خودش داره، با ۴ و نیم میلیون نفر جمعیت، چند جایگاه سوخت داره؟
Final Results
18%
۴۰
18%
۱۴۰
27%
۴۰۰
37%
۴۰۰۰
Anarchonomy
بدون اینکه گوگل کنید، شهرستان هریس تگزاس، که شهر هیوستون رو تو خودش داره، با ۴ و نیم میلیون نفر جمعیت، چند جایگاه سوخت داره؟
خیلیها ته دلشون میخواد آمریکا یه پارک جنگلی یا موزه طبیعی باقی میموند. نه اینکه نوستالژی ژوراسیک داشته باشند. بلکه برای اینکه از مثال شدن آمریکا عصبانیاند. مثالی ازینکه بخش خصوصی میتونه کارهایی بکنه که دیکتاتورها با مورچههای کارگر هم نمیتونند انجام بدن. نزدیک ۲۰۰ هزار جایگاه سوخت در سراسر کشور، که فقط ۲۰ هزارتاش متعلق به غولهای نفتی هستند، و بقیه دست اشخاص و شرکتهای کوچکه، برای بعضیها عصبانیکنندهست.