حالا فکر نکنید وضعیت آموزش پروش ایران هیچ زنگ خطری رو به صدا در نمیاره به زعم من. اتفاقا، نه فقط سیستم آموزش، که کل کشور نیاز به یک دوره قرنطینه داره، تا یه سری چیزها رو ریست کنیم. یه بندهخدای آمریکایی هست که هر از چندی از وضعیت اجتماعی کشورش به ستوه میاد و میگه:
Send all Americans to Guantanamo for the moment to figure out what the fuck is going on 😅
Send all Americans to Guantanamo for the moment to figure out what the fuck is going on 😅
❤8
یه حرفی که زیاد شنیده میشه در جواب به انتقادهایی که از سریال پایتخت شده اینه که «بیخیال، طنزه دیگه، جدی که نیست. خیلی سخت میگیرید دیگه شماها».
آدم هر شبانهروز وادار میشه به بهانهای گوشزد کنه که انقدر ایران رو با خارج از ایران اشتباه نگیرید، و هرچی اونا میگن رو تکرار نکنید. اونا تو یه فضای دیگهای هستند، ما تو یه فضای استثنایی مختص خودمون هستیم. من یه فرمولی دارم برای خودم: کلا وضعیت آزادی از سه حالت خارج نیست. یا آزادی کامل برقراره. یا آزادی هست ولی نه کاملا، یعنی هنوز جا داره برای کار بیشتر. یا اینکه فقط یه عده آزادی دارند. بیشتر کشورها تو یکی از حالات یک و دو هستند. و ما قاطعانه در حالت سوم قرار داریم. جایی که آزادی در حداکثرترین حالتش برقراره، اگه کسی فیلمی بسازه و مسیحیها رو مسخره کنه، یه کس دیگهای هم میتونه فیلمی بسازه و آتئیستها رو مسخره کنه. تو این فضا، میشه گفت «بیخیال، طنزه دیگه». چون همه با هم در رقابتند. و اگه جایی تو حالت دوم بود، یعنی آزادی برقرار بود ولی نه همهجانبه و نه تضمینشده، باید مشکوک بود به محتوای تولید شده. چون حتما یه عده ازینکه کفه آزادی به نفع خودشونه دارند استفاده مضاعف میکنند. اما یک شک خفیف کافیه. و اگه جایی در حالت سوم قرار داشت، یعنی ایران، باید هر پیامی، مطلقا هر پیامی که اجازه انتشار عمومی داره رو جزیی از یک پروپاگاندا دونست، حتی اگه عوامل سازنده محتوا خودشون انقدر فهم نداشته باشند که بدونن دارن چه پیامی با تولیداتشون به مردم میدن. برای همینه که میگم نباید حرفهایی که خارجیها بهم میزنند رو ما بهمدیگه بزنیم.
در کنار این یه فرمول دیگه هم دارم: اگه فکر کنم تولیدکننده محتوایی منظور خاصی داره ولی در واقعیت منظوری نداشته باشه خیلی بهتر از اینه که فکر کنم منظوری نداره ولی در واقعیت منظوری داشته باشه. اگه قرار باشه فقط بین «خبیثانه بدبین بودن» و «ابلهانه خوش بین» بودن مختار باشم، کاملا واضحه که انتخابم کدومشونه. هیچ تأمل و تعللی هم لازم نداره.
درک میکنم که بسیاری از ایرانیان خسته هستند از زندگی در یک فضای غیرنرمال، و مثلا دلشون میخواد مثل هر شهروند دیگهای در دنیا بشینند پای تلویزیون و فارغ از همه فشارهای وارده، چند دقیقهای بخندند و سرگرم بشن. مخصوصا اینکه با فشار وارده در این فضای استثنایی، بیشتر از شهروندان جهانی نیاز دارند به این زنگ تفریحها. اما با تلقین مثبت نمیشه اوضاع رو عوض کرد. چون زور فاعلی اونایی که این فضا رو به ما تحمیل کردند بیشتر از همه تلقینهای ماست.
آدم هر شبانهروز وادار میشه به بهانهای گوشزد کنه که انقدر ایران رو با خارج از ایران اشتباه نگیرید، و هرچی اونا میگن رو تکرار نکنید. اونا تو یه فضای دیگهای هستند، ما تو یه فضای استثنایی مختص خودمون هستیم. من یه فرمولی دارم برای خودم: کلا وضعیت آزادی از سه حالت خارج نیست. یا آزادی کامل برقراره. یا آزادی هست ولی نه کاملا، یعنی هنوز جا داره برای کار بیشتر. یا اینکه فقط یه عده آزادی دارند. بیشتر کشورها تو یکی از حالات یک و دو هستند. و ما قاطعانه در حالت سوم قرار داریم. جایی که آزادی در حداکثرترین حالتش برقراره، اگه کسی فیلمی بسازه و مسیحیها رو مسخره کنه، یه کس دیگهای هم میتونه فیلمی بسازه و آتئیستها رو مسخره کنه. تو این فضا، میشه گفت «بیخیال، طنزه دیگه». چون همه با هم در رقابتند. و اگه جایی تو حالت دوم بود، یعنی آزادی برقرار بود ولی نه همهجانبه و نه تضمینشده، باید مشکوک بود به محتوای تولید شده. چون حتما یه عده ازینکه کفه آزادی به نفع خودشونه دارند استفاده مضاعف میکنند. اما یک شک خفیف کافیه. و اگه جایی در حالت سوم قرار داشت، یعنی ایران، باید هر پیامی، مطلقا هر پیامی که اجازه انتشار عمومی داره رو جزیی از یک پروپاگاندا دونست، حتی اگه عوامل سازنده محتوا خودشون انقدر فهم نداشته باشند که بدونن دارن چه پیامی با تولیداتشون به مردم میدن. برای همینه که میگم نباید حرفهایی که خارجیها بهم میزنند رو ما بهمدیگه بزنیم.
در کنار این یه فرمول دیگه هم دارم: اگه فکر کنم تولیدکننده محتوایی منظور خاصی داره ولی در واقعیت منظوری نداشته باشه خیلی بهتر از اینه که فکر کنم منظوری نداره ولی در واقعیت منظوری داشته باشه. اگه قرار باشه فقط بین «خبیثانه بدبین بودن» و «ابلهانه خوش بین» بودن مختار باشم، کاملا واضحه که انتخابم کدومشونه. هیچ تأمل و تعللی هم لازم نداره.
درک میکنم که بسیاری از ایرانیان خسته هستند از زندگی در یک فضای غیرنرمال، و مثلا دلشون میخواد مثل هر شهروند دیگهای در دنیا بشینند پای تلویزیون و فارغ از همه فشارهای وارده، چند دقیقهای بخندند و سرگرم بشن. مخصوصا اینکه با فشار وارده در این فضای استثنایی، بیشتر از شهروندان جهانی نیاز دارند به این زنگ تفریحها. اما با تلقین مثبت نمیشه اوضاع رو عوض کرد. چون زور فاعلی اونایی که این فضا رو به ما تحمیل کردند بیشتر از همه تلقینهای ماست.
❤14
چپهای ضدیهود که پشت «ستیز با نژادپرستی» قایم میشن، طبق معمول یه چیز اسراییلی دیگه پیدا کردن که بایکوتش کنن، و اندفعه نوبت یه سریال تو نتفلیکسه! اما نکته خندهدار اینه که این سریال در واقع به نفع فلسطینیهاست، چون مبارز مسلح فلسطینی رو که معمولا تروریست معرفی میشه رو به عنوان آدمای عصبانیای که از ستم به ستوه اومدن نشون میده. در کنارش، اسراییلیهای بیآزاری که دارن ماستشون رو میخورن هم قربانی خشونت نشون میده، و همین برای تحریک چپها کافیه ظاهرا. نمیدونم متوجه عمق فکاهی این یهودستیزیها شدید یا نه. بذارید خلاصهتر بگم: حاضرن «ستمدیده» دیده شدن فلسطینیها رو نادیده بگیرن تا شهروند اسراییلی «ستمدیده» دیده نشه! هر چیزی که توش شهروند اسراییلی «اهریمنی» نباشه، نژادپرستانهست، حتی اگه فلسطینیها رو انسان نشون بده!
این چیزی که میبینم نشانه عدم شعوره. و تا وقتی یک مشت بیشعور منتقد سیاستهای اسراییل هستند، هیچ امیدی به بهبود شرایط فلسطینیها وجود نداره.
این چیزی که میبینم نشانه عدم شعوره. و تا وقتی یک مشت بیشعور منتقد سیاستهای اسراییل هستند، هیچ امیدی به بهبود شرایط فلسطینیها وجود نداره.
❤13
مدتیه که حزب کارگر انگلیس متهم میشه به یهودیستیزی. کلا آدم یهودستیز تو این حزب زیاد هست و دیگه در حد اتهام نیست فقط. این اکانت که عموما درباره خروج انگلیس از اتحادیه اروپا تبلیغات انجام میده، یه توعیت جنجالی گذاشته. پرسیده: آیا جای تعجب داره که حزب کارگر درباره یهودیستیزی که بش دچاره هیچ تکونی به خودش نمیده وقتی که به شدت وابسته به رأی جمعیت در حال انفجار اقلیت مسلمان هستن؟ برای اینا موضوع یه دو دو تا چهارتاست، نه عدالت! (یعنی بنا به تعداد رأیی که از مسلمونا میگیرن طبیعتا بنا به میل اونا رفتار میکنند و میل مسلمونا هم اینجوریه که باید حساب یهودیا رو رسید).
حالا های و هوی راه افتاده که این توعیت نفرتپراکنی میکنه و اسلامهراسانهست و نژادپرستانهست و فلان و بهمان، و دارن از توعیتر و حتی پلیس انگلیس میخوان تا این اکانت رو ببندن!
با معضلات داخلی انگلیس کاری نداریم و نباید هم داشته باشیم. اما این توعیت در بدترین حالت، صرفا یک تحلیل اشتباهه (مثلا به این دلیل که همه مسلمونا به حزب کارگر رأی نمیدن لزوما. که البته میشه در جوابش گفت بله کل این ۳ میلیون به کارگر رأی نمیدن، ولی اکثریتشون به کارگر رأی میدن. یا به این دلیل که رأی دادن یک مسلمون به حزب کارگر به این معنی نیست که اون مسلمون با موارد یهودیستیزی در این حزب موافقه. که البته میشه در جوابش گفت خیلی از مسلمونای انگلیس، مثلا با حمایت نسبتا علنی حزب کارگر از جنبش حماس موافقند!). تقاضای سانسور حرفی که در بهترین حالت یک حرف حساب رک و روراسته، و در بدترین حالت یک تعمیم نادرسته، دقیقا در جهت مخالف آزادیه. همونطور که انگلیسیها خانوم راستگرای کانادایی رو برای تمام عمر ممنوعالورود کرد، فقط به این خاطر که باور مسلمونها رو به چالش میکشید، تقاضای اجرای سانسور دارن تا مسلمونها عصبانی نشن. آزادی یعنی حتی اونایی که تحلیل نادرستی دارند هم بتونند حرفشون رو بزنند. یعنی اونایی که تحلیل درستی دارن ولی بد بیانش میکنند هم بتونند حرفشون رو بزنند. اگه فکر میکنند سانسور مشکلاتشون رو حل میکنه باید یه نگاهی به خاورمیانه بندازن. اما باز به خودشون مربوطه. اون چیزی که به ما مربوطه اینه: هیچ ملتی در غرب، الگوی مناسبی برای آزادی نیست. همشون در آزمونهای سخت که قرار میگیرند (مثل مواجهه با جماعت اسلامی)، نمرههای منفی زیادی میگیرن، و ناگهان میبینی در اعتقاد به آزادی با یه پاکستانی هیچ فرقی ندارند. ما ایرانیها لازم نداریم و نباید برای آرمان آزادی خودمون ازونها الگو بگیریم. ما باید از همین الان که به نظر میرسه خیلی دوریم از روزی که آزادی واقعی نصیب ایرانیان شه، با قطعیت تعیین کنیم که آزادی وجود نخواهد داشت مگر اینکه همه آزاد باشند، از اون آخوندی که میگه مدفوع پیامبر بوی عطر میداد، تا اونایی که واسه موسسه اوج کار میکنند تا کمونیستها تا من تا شما تا تجزیهطلبان بلوچ، تا رضا پهلوی، تا دختران انقلاب، تا طرفداران احمدینژاد، تا خاندان شیرازی، تا همه، و اونایی که هنوز عنوانی ندارند و بعدا خواهند داشت.
حالا های و هوی راه افتاده که این توعیت نفرتپراکنی میکنه و اسلامهراسانهست و نژادپرستانهست و فلان و بهمان، و دارن از توعیتر و حتی پلیس انگلیس میخوان تا این اکانت رو ببندن!
با معضلات داخلی انگلیس کاری نداریم و نباید هم داشته باشیم. اما این توعیت در بدترین حالت، صرفا یک تحلیل اشتباهه (مثلا به این دلیل که همه مسلمونا به حزب کارگر رأی نمیدن لزوما. که البته میشه در جوابش گفت بله کل این ۳ میلیون به کارگر رأی نمیدن، ولی اکثریتشون به کارگر رأی میدن. یا به این دلیل که رأی دادن یک مسلمون به حزب کارگر به این معنی نیست که اون مسلمون با موارد یهودیستیزی در این حزب موافقه. که البته میشه در جوابش گفت خیلی از مسلمونای انگلیس، مثلا با حمایت نسبتا علنی حزب کارگر از جنبش حماس موافقند!). تقاضای سانسور حرفی که در بهترین حالت یک حرف حساب رک و روراسته، و در بدترین حالت یک تعمیم نادرسته، دقیقا در جهت مخالف آزادیه. همونطور که انگلیسیها خانوم راستگرای کانادایی رو برای تمام عمر ممنوعالورود کرد، فقط به این خاطر که باور مسلمونها رو به چالش میکشید، تقاضای اجرای سانسور دارن تا مسلمونها عصبانی نشن. آزادی یعنی حتی اونایی که تحلیل نادرستی دارند هم بتونند حرفشون رو بزنند. یعنی اونایی که تحلیل درستی دارن ولی بد بیانش میکنند هم بتونند حرفشون رو بزنند. اگه فکر میکنند سانسور مشکلاتشون رو حل میکنه باید یه نگاهی به خاورمیانه بندازن. اما باز به خودشون مربوطه. اون چیزی که به ما مربوطه اینه: هیچ ملتی در غرب، الگوی مناسبی برای آزادی نیست. همشون در آزمونهای سخت که قرار میگیرند (مثل مواجهه با جماعت اسلامی)، نمرههای منفی زیادی میگیرن، و ناگهان میبینی در اعتقاد به آزادی با یه پاکستانی هیچ فرقی ندارند. ما ایرانیها لازم نداریم و نباید برای آرمان آزادی خودمون ازونها الگو بگیریم. ما باید از همین الان که به نظر میرسه خیلی دوریم از روزی که آزادی واقعی نصیب ایرانیان شه، با قطعیت تعیین کنیم که آزادی وجود نخواهد داشت مگر اینکه همه آزاد باشند، از اون آخوندی که میگه مدفوع پیامبر بوی عطر میداد، تا اونایی که واسه موسسه اوج کار میکنند تا کمونیستها تا من تا شما تا تجزیهطلبان بلوچ، تا رضا پهلوی، تا دختران انقلاب، تا طرفداران احمدینژاد، تا خاندان شیرازی، تا همه، و اونایی که هنوز عنوانی ندارند و بعدا خواهند داشت.
❤14
دقت کردید هربار که میخوان هشدار بدن که تلگرام فیلتر خواهد شد حتما تأکید میکنند که تصمیم در «بالا» گرفته شده؟ برای مواردی مثل حجاب، هیچوقت نمیگن از بالا تصمیم گرفته شده که قانون حجاب به همین شکلی که الان هست باقی بمونه، لابد چون میدونند که حجاب حتی در نوع اجباریش لاقل در بین طرفداران مردمی خودشون حامیان زیادی داره. ولی مسدود کردن تلگرام حتی در بین بسیجیها هم نارضایتی ایجاد میکنه. در مواردی که کل ایرانیان با یک سیاست مخالفند، تصمیمش از «بالا» میاد. حکومتی و مقامات حکومتی که واقعا نماینده مردم باشند، هیچوقت حرف از «بالا» نمیزنند. وقتی مردم تعیینکننده باشند، بالا هیچ مفهومی نداره.
❤11
دوستان از گوشه و کنار اشاره میکنند که مایع ظرفشویی خاکستر اتفاقا خیلی هم خوبه!
یاد لحظهای افتادم که جلوی در مسجد سرم رو انداخته بودم پایین و با گوشیم ور میرفتم و در بکگراند صدای صحبت دو مرد رو میشنیدم که داشتن بهمدیگه میگفتن که ماشینی که دارن براندازش میکنن چه ماشین محکم و خوبیه. نگاه کردم دیدم کاپوت یه نیسان آبی رو زدن بالا و دارن دربارش حرف میزنن! در حالی که من توقع داشتم سرمو که آوردم بالا حداقل یه لندکروز ببینم. یه اصلی در زمینه بیزینس در تمام این کره خاکی وجود داره: به کسی که معیارش از «کارو که راه میندازه» فراتر نمیره، هر آشغالی میشه فروخت! آیا هدف از حمل و نقل، جابجا شدن از نقطه الف به نقطه ب نیست؟ چرا. آیا پراید نمیتونه این کارو انجام بده؟ چرا. ولی در عین حال پراید یک آشغال است، چون جابجا کردن کافی نیست. حل کردن چربی که ظروف بدان آغشته شدهاند هم کافی نیست. به طور طبیعی زندگی در شرایطی که نداشتن انتخاب و نبودن رقابت به یک امر عادی تبدیل شده، سطح توقع مشتری هم به مرور پایین میاد، و در نهایت یک لوپ ایجاد میشه:
ایزوله ماندن صنعت > توقع پایین شهروند
توقع پایین شهروند > راحتتر فروختن آشغال
فروش راحت آشغال > تداوم ایزوله ماندن صنعت
به استرالیاییها نمیشه پراید رو فروخت، ولی به مردم کره شمالی، میشه.
حالا میشه یک حالت فرضی هم در نظر گرفت. آیا اگر بهترین مایع ظرفشویی دنیا که از آخرین محصولات یک شرکت شیمیایی آلمان باشد را بریزند داخل این ظرف باز هم از خریدنش خودداری میکنم؟ اوه یس!.. چون شرکتی که حتی بعد از چند دهه سودآوری، گوشهای از درآمدش رو صرف بستهبندی و جذابسازی نمیکنه، برای من مشتری ذرهای احترام قائل نیست. دلیلش هم مشخصه. در ایران، تولیدکنندهها از لحاظ فرهنگی، عقبافتاده هستند، حتی اگه باسواد باشند. بیشتر اینها تصورشون از بنگاه تولیدی یه چیزی شبیه غار چهل دزد بغداده که اولش یه کلمات خاصی رو به زبان میاریم بعد دهانهش باز میشه و میفتیم تو دریاچهای از پول! یعنی اولش یه سرمایهای خرج میکنیم، و از قِبل اون سرمایهگذاری، تا شش نسل بعدمون باید اتوماتیک در ثروت غلت بزنند! بدون اینکه لازم باشه کار اضافهای انجام بدن. بنابراین از کارخانه فقط توقع درو کردن پول دارن، نه تزریق پول و تحول و انعطاف و همه چیزهایی که در دنیای پررقابت خواه ناخواه جلوی راه آدم قرار خواهند گرفت. نمیگم یک تولیدکننده آلمانی، شما یک تولیدکننده اندونزیایی رو هم بیاری بذاری تو یه اتاق کنار یه تولیدکننده ایرانی، بلافاصله متوجه گپ فرهنگی که بینشون هست خواهی شد. نیاز به مطالعات عمیق نداره.
برخی میگن درسته بعضی لوگوها و بستهبندیها کهنه به نظر میرسه اما همین بار نوستالژیک خودش یک امتیاز حساب میشه و اتفاقا نباید عوضش کنن. پاسخ من به این بزرگواران اینه که مهمل نبافید! مطمئنا کارخانه دکتر عبیدی از هواپیمایی لوفتانزا غولتر نیست، اما چند وقت پیش همین آقای غول، رنگ نارنجی لوگوی قدیمی و نوستالژیک خودش رو حذف کرد و تمامآبی شد!
یه چیزی هم در حاشیه باید بگم: جالب نیست که اونایی که در سیاست استمرارطلبند، از تولیدکنندگان استمرارطلب هم خوششون میاد؟ به نظر من که خیلی جالبه.
یاد لحظهای افتادم که جلوی در مسجد سرم رو انداخته بودم پایین و با گوشیم ور میرفتم و در بکگراند صدای صحبت دو مرد رو میشنیدم که داشتن بهمدیگه میگفتن که ماشینی که دارن براندازش میکنن چه ماشین محکم و خوبیه. نگاه کردم دیدم کاپوت یه نیسان آبی رو زدن بالا و دارن دربارش حرف میزنن! در حالی که من توقع داشتم سرمو که آوردم بالا حداقل یه لندکروز ببینم. یه اصلی در زمینه بیزینس در تمام این کره خاکی وجود داره: به کسی که معیارش از «کارو که راه میندازه» فراتر نمیره، هر آشغالی میشه فروخت! آیا هدف از حمل و نقل، جابجا شدن از نقطه الف به نقطه ب نیست؟ چرا. آیا پراید نمیتونه این کارو انجام بده؟ چرا. ولی در عین حال پراید یک آشغال است، چون جابجا کردن کافی نیست. حل کردن چربی که ظروف بدان آغشته شدهاند هم کافی نیست. به طور طبیعی زندگی در شرایطی که نداشتن انتخاب و نبودن رقابت به یک امر عادی تبدیل شده، سطح توقع مشتری هم به مرور پایین میاد، و در نهایت یک لوپ ایجاد میشه:
ایزوله ماندن صنعت > توقع پایین شهروند
توقع پایین شهروند > راحتتر فروختن آشغال
فروش راحت آشغال > تداوم ایزوله ماندن صنعت
به استرالیاییها نمیشه پراید رو فروخت، ولی به مردم کره شمالی، میشه.
حالا میشه یک حالت فرضی هم در نظر گرفت. آیا اگر بهترین مایع ظرفشویی دنیا که از آخرین محصولات یک شرکت شیمیایی آلمان باشد را بریزند داخل این ظرف باز هم از خریدنش خودداری میکنم؟ اوه یس!.. چون شرکتی که حتی بعد از چند دهه سودآوری، گوشهای از درآمدش رو صرف بستهبندی و جذابسازی نمیکنه، برای من مشتری ذرهای احترام قائل نیست. دلیلش هم مشخصه. در ایران، تولیدکنندهها از لحاظ فرهنگی، عقبافتاده هستند، حتی اگه باسواد باشند. بیشتر اینها تصورشون از بنگاه تولیدی یه چیزی شبیه غار چهل دزد بغداده که اولش یه کلمات خاصی رو به زبان میاریم بعد دهانهش باز میشه و میفتیم تو دریاچهای از پول! یعنی اولش یه سرمایهای خرج میکنیم، و از قِبل اون سرمایهگذاری، تا شش نسل بعدمون باید اتوماتیک در ثروت غلت بزنند! بدون اینکه لازم باشه کار اضافهای انجام بدن. بنابراین از کارخانه فقط توقع درو کردن پول دارن، نه تزریق پول و تحول و انعطاف و همه چیزهایی که در دنیای پررقابت خواه ناخواه جلوی راه آدم قرار خواهند گرفت. نمیگم یک تولیدکننده آلمانی، شما یک تولیدکننده اندونزیایی رو هم بیاری بذاری تو یه اتاق کنار یه تولیدکننده ایرانی، بلافاصله متوجه گپ فرهنگی که بینشون هست خواهی شد. نیاز به مطالعات عمیق نداره.
برخی میگن درسته بعضی لوگوها و بستهبندیها کهنه به نظر میرسه اما همین بار نوستالژیک خودش یک امتیاز حساب میشه و اتفاقا نباید عوضش کنن. پاسخ من به این بزرگواران اینه که مهمل نبافید! مطمئنا کارخانه دکتر عبیدی از هواپیمایی لوفتانزا غولتر نیست، اما چند وقت پیش همین آقای غول، رنگ نارنجی لوگوی قدیمی و نوستالژیک خودش رو حذف کرد و تمامآبی شد!
یه چیزی هم در حاشیه باید بگم: جالب نیست که اونایی که در سیاست استمرارطلبند، از تولیدکنندگان استمرارطلب هم خوششون میاد؟ به نظر من که خیلی جالبه.
❤18
قبلا به دوستان گفته بودم که سپاه مدتیه بیانیههاش هم کپی پیست میکنه. امروز باز یه بیانیه دیگه صادر کرد که شرط میبندم یه جای دیگه خونده بودم: «...موقعیت ممتاز بینالمللی، نفوذ منطقهای و اقتدار دفاعی کشور عامل حسادت، عداوت و دشمنی نظام سلطه و صهیونیسم و دولتهای مرتجع و وابسته منطقه نسبت به ایرانیان...».
مشغله مرتبط به پارو کردن پول از منابع مختلف کشور، بشون فرصت نمیده یکی رو بذارن اونجا که یکم سواد ادبی و کمی ذکاوت رسانهای و قابلیت تولید حداقل سالی یک بیانیه جدید رو داشته باشه.
بعد میگن اف۳۵ هم وارد آسمان بشه ما شناساییش میکنیم! برادر، شما حوصله جمله ساختن هم ندارید.
مشغله مرتبط به پارو کردن پول از منابع مختلف کشور، بشون فرصت نمیده یکی رو بذارن اونجا که یکم سواد ادبی و کمی ذکاوت رسانهای و قابلیت تولید حداقل سالی یک بیانیه جدید رو داشته باشه.
بعد میگن اف۳۵ هم وارد آسمان بشه ما شناساییش میکنیم! برادر، شما حوصله جمله ساختن هم ندارید.
❤12
دو روزه که ارتش اسراییل داره سعی میکنه به همه نشون بده که هدف فلسطینیها و بالاخص حماس، شهیدسازی و مجروحسازیه، تا با کارگردانی فیلمهای ظاهرا اتفاقی اما از قبل برنامهریزی شده در افکار عمومی جلب ترحم کنند.
حرفشون کاملا درسته. تو انتفاضههای قبلی آدم کمتر به شک میفتاد، ولی الان دیگه انقدر این تاکتیکها رو به کار بردن که به راحتی میشه تشخیصش داد.
اما ارتش اسراییل باید دیگه متوجه یه موضوعی باشه: فلسطین دیگه حتی ازینکه معلوم باشه داره ادا در میاره هم ابایی نداره! و این میتونه نقطه اوج استیصال انسان باشه. بله حماس داره از مردم به عنوان سپر انسانی استفاده میکنه، ولی اونایی که سپر میشن میدونن که سپر شدن. میدونن که الکی با اللهاکبر جو میدن به بقیه، و اونایی که جوگیر میشن میدونن که چرا و چطور جوگیر شدن. فلسطینیها دیگه اهمیتی به صداقت نمیدن، چون هرچیزی که مثبت بود، مثل صداقت، نجاتشون نداد. از طرفی میدونن که هرچیزی که منفیه هم توان نجات دادنشون رو نداره. چون در دامنه منفیها، دست روی دست زیاده. اونها مجبورند کاری کنند، اما نمیدونند دقیقا چه کاری. نه رهبری دارند، و به واسطه دخالت ایران و عربستان و ترکیه، نمیتونند رهبری داشته باشند، و نه شانسی برای نجات دارند. اگه به وضعیت موجود ادامه بدن، از بین میرن. اگه بتونند کشور مستقل تشکیل بدن باز هم از بین میرن. اونها مجبورند کاری کنند چون مثل کسی که زیرش گاز پیکنیک گذاشتن، حتی نشستن هم براش مقدور نیست. برای همین مهم نیست که ایستادگیش احمقانه به نظر بیاد. چون احمقانهترین تلاشش هم بهتر از نشستنه. دنیا به این تلاش مثل تقلای کودکی نگاه میکنه که میخواد با چوب بستنی قفل کمد رو باز کنه. میدونن که باز شدنی نیست، اما تشویقش میکنند که ادامه بده. تماشاچیها دوست ندارن گاوی که دارن با پارچه قرمز وادارش میکنن به شاخ زدن، راحت بمیره. دوست دارن حالا که قراره بمیره، تا جایی که میتونه شاخ بزنه بعد بمیره. این جوری حماسیتر هم هست.
در مورد همه ملتها میشه گفت هیچکس نمیتونه نجاتشون بده غیر از خودشون. اما در مورد فلسطینیها، حتی خودشون هم دیگه نمیتونن خودشونو نجات بدن.
حرفشون کاملا درسته. تو انتفاضههای قبلی آدم کمتر به شک میفتاد، ولی الان دیگه انقدر این تاکتیکها رو به کار بردن که به راحتی میشه تشخیصش داد.
اما ارتش اسراییل باید دیگه متوجه یه موضوعی باشه: فلسطین دیگه حتی ازینکه معلوم باشه داره ادا در میاره هم ابایی نداره! و این میتونه نقطه اوج استیصال انسان باشه. بله حماس داره از مردم به عنوان سپر انسانی استفاده میکنه، ولی اونایی که سپر میشن میدونن که سپر شدن. میدونن که الکی با اللهاکبر جو میدن به بقیه، و اونایی که جوگیر میشن میدونن که چرا و چطور جوگیر شدن. فلسطینیها دیگه اهمیتی به صداقت نمیدن، چون هرچیزی که مثبت بود، مثل صداقت، نجاتشون نداد. از طرفی میدونن که هرچیزی که منفیه هم توان نجات دادنشون رو نداره. چون در دامنه منفیها، دست روی دست زیاده. اونها مجبورند کاری کنند، اما نمیدونند دقیقا چه کاری. نه رهبری دارند، و به واسطه دخالت ایران و عربستان و ترکیه، نمیتونند رهبری داشته باشند، و نه شانسی برای نجات دارند. اگه به وضعیت موجود ادامه بدن، از بین میرن. اگه بتونند کشور مستقل تشکیل بدن باز هم از بین میرن. اونها مجبورند کاری کنند چون مثل کسی که زیرش گاز پیکنیک گذاشتن، حتی نشستن هم براش مقدور نیست. برای همین مهم نیست که ایستادگیش احمقانه به نظر بیاد. چون احمقانهترین تلاشش هم بهتر از نشستنه. دنیا به این تلاش مثل تقلای کودکی نگاه میکنه که میخواد با چوب بستنی قفل کمد رو باز کنه. میدونن که باز شدنی نیست، اما تشویقش میکنند که ادامه بده. تماشاچیها دوست ندارن گاوی که دارن با پارچه قرمز وادارش میکنن به شاخ زدن، راحت بمیره. دوست دارن حالا که قراره بمیره، تا جایی که میتونه شاخ بزنه بعد بمیره. این جوری حماسیتر هم هست.
در مورد همه ملتها میشه گفت هیچکس نمیتونه نجاتشون بده غیر از خودشون. اما در مورد فلسطینیها، حتی خودشون هم دیگه نمیتونن خودشونو نجات بدن.
❤16
Forwarded from Deleted Account [SCAM]
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Syria: Drone captures cleared E. Ghouta highway after seven-year-blockade *EXCLUSIVE*
❤4
👆قشنگ به وضعیت چیزی که از غوطه شرقی باقی مونده نگاه کنید. قراره با پول ما بازسازیش کنند.
❤5
🔷 مافی، رئیس کمیته حمایت از کسبوکارهای الکترونیک: «بزرگترین عارضه فیلترینگ تلگرام، تعمیق بی اعتمادی موجود میان مردم و دستگاههای مسئول است.»
خیلی جالبه که در اظهارنظرها اذعان به شکاف عمیق بین مردم و دستگاههای مسئول و حتی مقامات تا شخص دوم مملکت، مجازه، اما همیشه حواسشون هست که این شکاف رو به شخص اول مملکت تسری ندن. چطور ممکنه مردم با هرم قدرت تا طبقه یکی مونده به آخرش شکاف داشته باشند اما با نوکش شکاف نداشته باشن؟ اتفاقا رهبری شخصا پیشقراول محدودسازی در فضای مجازیه و بارها هم در سخنرانی و هم در اختراع ستادها و شوراها و هم در صدور فرامین ملوکانه موضعش رو روشن کرده. من اگه قرار بود به رسانهها چیزی بگم، این لکنت عمدی زبان رو کنار میذاشتم و میگفتم اکثریت قاطع مردم در زمینه اینترنت و آزادی گردش اطلاعات، به شدت با رهبری نظام مخالفت دارند.
خیلی جالبه که در اظهارنظرها اذعان به شکاف عمیق بین مردم و دستگاههای مسئول و حتی مقامات تا شخص دوم مملکت، مجازه، اما همیشه حواسشون هست که این شکاف رو به شخص اول مملکت تسری ندن. چطور ممکنه مردم با هرم قدرت تا طبقه یکی مونده به آخرش شکاف داشته باشند اما با نوکش شکاف نداشته باشن؟ اتفاقا رهبری شخصا پیشقراول محدودسازی در فضای مجازیه و بارها هم در سخنرانی و هم در اختراع ستادها و شوراها و هم در صدور فرامین ملوکانه موضعش رو روشن کرده. من اگه قرار بود به رسانهها چیزی بگم، این لکنت عمدی زبان رو کنار میذاشتم و میگفتم اکثریت قاطع مردم در زمینه اینترنت و آزادی گردش اطلاعات، به شدت با رهبری نظام مخالفت دارند.
❤11
همیشه وقتی بحث تحریم پیامرسان داخلی که بوده، اصل موضوع عدم اعتماد به حاکمیت بوده، و گرنه اینکه دولتها شرکتها رو وادار میکنند که اطلاعات کاربران رو در اختیار سازمانهای امنیتی بدن یک واقعیت عادی در تمام دنیاست. ما هنوز به اون مرحله نرسیدیم که مثل آمریکاییها توقع داشته باشیم شرکت در برابر دولت مقاومت کنه. چون اصلا ذهنمون طوری رشد نکرده که بتونه هضم کنه که میشه چیزی که حکومت میخواد رو بش نداد و قانون هم ازت در برابر حکومت حمایت کنه. برای ما واضحه که باید بش داد. فقط ما با خود حاکمیت مشکل داریم. اما این آلترناتیوهای داخلی، حتی انقدر زحمت نکشیدن که نشون بدن فقط ما رو قراره به حکومت لو بدن.. برنامهها رو یه جوری ساختن که مشخصه ما رو قراره به همه لو بدن!
اگه هیتلر در زمان به قدرت رسیدن از کالای داخلی حمایت میکرد، کالای داخلیشون واقعا آلمانی بود. تانکی که اون زمان میساختن بهترین تانک دنیا بود، و مدتها طول کشید تا روسیه و آمریکا نوع بهتری رو بسازن. هواپیمایی که میساخت بهترین هواپیما بود. موتور دیزلی که میساخت بهترین موتور دنیا بود. گوش دادن به حرف دیکتاتور کار سختی نیست اگه دیکتاتور باعرضهای باشه. در کشور ما اما، زور میگن، ولی به حول و قوه الهی در همه امورات عاجزند! حتی ساخت یک اپ معمولی، که امنیتش از یک توالت بین راهی کمتر نباشه. اما آیا واقعا بضاعت ایران هشتاد میلیونی با اینهمه جوان تحصیلکرده همینقدره؟ البته که نه. که نشون میده نه تنها در دایره خودیها، انبوهی از بیعرضهها جمع شده، بلکه چقدر این دایرهی انحصار تنگه که حتی یک نفر شایسته به صورت رندوم نیفتاده توش! شما یه لیوان چای رو هم پنج دقیقه بذاری بیرون حتما یه برگی، مورچهای، پشهای، چیزی میفته توش. اما در دایره اینا هیچ آدم بدردبخوری نیفتاده.
https://news.1rj.ru/str/mamlekate/37864
اگه هیتلر در زمان به قدرت رسیدن از کالای داخلی حمایت میکرد، کالای داخلیشون واقعا آلمانی بود. تانکی که اون زمان میساختن بهترین تانک دنیا بود، و مدتها طول کشید تا روسیه و آمریکا نوع بهتری رو بسازن. هواپیمایی که میساخت بهترین هواپیما بود. موتور دیزلی که میساخت بهترین موتور دنیا بود. گوش دادن به حرف دیکتاتور کار سختی نیست اگه دیکتاتور باعرضهای باشه. در کشور ما اما، زور میگن، ولی به حول و قوه الهی در همه امورات عاجزند! حتی ساخت یک اپ معمولی، که امنیتش از یک توالت بین راهی کمتر نباشه. اما آیا واقعا بضاعت ایران هشتاد میلیونی با اینهمه جوان تحصیلکرده همینقدره؟ البته که نه. که نشون میده نه تنها در دایره خودیها، انبوهی از بیعرضهها جمع شده، بلکه چقدر این دایرهی انحصار تنگه که حتی یک نفر شایسته به صورت رندوم نیفتاده توش! شما یه لیوان چای رو هم پنج دقیقه بذاری بیرون حتما یه برگی، مورچهای، پشهای، چیزی میفته توش. اما در دایره اینا هیچ آدم بدردبخوری نیفتاده.
https://news.1rj.ru/str/mamlekate/37864
Telegram
مملکته
میلادنوری از فعالان حوزه آیتی:
به درخواست دوستان اپلیکیشن سروش رو بررسی کردم.
سروش از شماره موبایل افراد به عنوان آیدی استفاده کرده و در پاسخ وبسرویسها، شما میتوانید شماره موبایل مدیر کانال و اعضای گروهها رو مشاهده کنید که از نظر امنیتی فاجعه ست.
بعنوان…
به درخواست دوستان اپلیکیشن سروش رو بررسی کردم.
سروش از شماره موبایل افراد به عنوان آیدی استفاده کرده و در پاسخ وبسرویسها، شما میتوانید شماره موبایل مدیر کانال و اعضای گروهها رو مشاهده کنید که از نظر امنیتی فاجعه ست.
بعنوان…
❤11
یه چیزی که در مورد مردم اسپانیا، مخصوصا ساکنین مناطقی مثل گرانادا، جلب توجه میکنه، یه نوع به آغوش کشیدن هویت عربی باقی موندهست. با اینکه بعد از شکست دادن مسلمونها، اونها رو به زور مسیحی کردن و در نهایت همه رو اخراج کردند، اما اثر سنگین دوران زمامداری خلفا در طول قرنهای بعد همچنان باقی موند و شهروند امروزی، به جای اینکه پسش بزنه، بغلش میکنه! ترجیح میدم از فعل بغل کردن استفاده کنم چون خودم همین رابطه رو با هویت تاریخی ایران دارم، یعنی دلم میخواد هر چی که از ایران قدیم باقی مونده بغل کنم. این شاید این رابطه عاطفی به نظر برسه، اما در عمل منجر به حفاظت و صیانت میشه. به طور ساده، اسپانیاییها چیزی که هست رو دوست دارند، حتی اگه نشانه اشغالگری خلفای عرب بوده باشه. حالا مقایسه کنید با نوع نگاه یک ایرانی رندوم، همسن این دختری که تو این عکس هست، به آثار هویتساز باقیمونده در ایران. خودم بارها شنیدم که میگن: «ایران چی داره بابا؟ همش مسجد!». در حالی که پیوند عمیق ما با اعراب و اسلام کجا و شکاف عمیق اروپاییها با اعراب و اسلام کجا. اینکه یک دختر مدرن اسپانیایی دلش برای یک مسجد قدیمی یا بناهای اسلامی قدیمی بیشتر بسوزه تا یک شهروند مدرن ایرانی برای میراثی مشابه در ایران، یکی از پارادوکسهای عجیب زمان ماست.
◻خیلی عجیبه که باید به افراد بگی اهمیتی نداره کسی که این بنا رو ساخته یک آدم خونریز و ظالم بوده یا نبوده. آیا خلفا و پادشاهان به اجداد ما بیشتر بد کردن یا به اجداد این دختر؟ هویت ما به گذشتهای گره خورده که توی اون گذشته بیشمار شخصیت هست که بیشترشون برای ما پلید به نظر میرسند. ازین واقعیت نمیشه فرار کرد. چون ازین واقعیات خوشمون نمیاد نباید بند هویتیمون رو پاره کنیم. این بدترین نوع خودزنیه.
◻خیلی عجیبه که باید به افراد بگی اهمیتی نداره کسی که این بنا رو ساخته یک آدم خونریز و ظالم بوده یا نبوده. آیا خلفا و پادشاهان به اجداد ما بیشتر بد کردن یا به اجداد این دختر؟ هویت ما به گذشتهای گره خورده که توی اون گذشته بیشمار شخصیت هست که بیشترشون برای ما پلید به نظر میرسند. ازین واقعیت نمیشه فرار کرد. چون ازین واقعیات خوشمون نمیاد نباید بند هویتیمون رو پاره کنیم. این بدترین نوع خودزنیه.
❤9
چپهای آمریکا که داشتن امن یجیب میخوندن که تیرانداز ساختمان یوتیوب یک مردسفیدپوست جمهوریخواه مسیحی باشه، دقیقا برعکسش در اومد: یک مهاجر گیاهخوار مدافع حقوق حیوانات ضد آزادی حمل اسلحه! یعنی همه اون کاراکترهایی که چپها و دموکراتها قربون صدقهشون میرن.. حالا همشون رفتن به اغماء! وضعیت انقدر ضایعه که حتم بدونید به زودی از صحنه رسانهها حذف شده و به فراموشی سپرده خواهد شد!
اما این تیر غیب، به پس گردن گوگل هم خورد.. امپراطوریای که با وضع سانسور گسترده علیه محافظهکارها و اونایی که زبان سیاسیشون تنده، انتظار داشت واکنشهای خشن از جناح راست باشه، اما خشنترین واکنشی که به ذهنشون میرسید از طرف آدمی رخ داد که تیپ شخصیتیش با سوسولهای کالیفرنیایی همخوانی بیشتری داره تا راستگراهای ایالتهای جنوبی و مرکزی. همین خانوم یه زمانی این پلاکارد رو دستش گرفته بوده و به سانسوری که یوتیوب انجام میده اعتراض کرده بود. گوگل فکرشم نمیکرد الگوریتمهاش، و ایدئولوژیای که پشت اون الگوریتمهاست، یه هیولا رو از جامعهای که خودی حسابش میکرد، بیرون بیاره.
بذارید رسانههاشون این داستان رو به مرور زیر اخبار دیگه دفن کنند، اما برای هرکس که هنوز عقلش کار میکنه همین ماجرا کافیه تا توشه بزرگی از عبرت ذخیره کنه، که سرلیستش اینه: الیت همیشه عاقل نیست، بعضی وقتها الیت از عوام هم احمقتره. پس نباید افسار جامعه رو به الیت سپرد. و وای به روزی که اون الیت، غولهای تجاری مرتبط با فرهنگ رو در اختیار داشته باشند.
اما این تیر غیب، به پس گردن گوگل هم خورد.. امپراطوریای که با وضع سانسور گسترده علیه محافظهکارها و اونایی که زبان سیاسیشون تنده، انتظار داشت واکنشهای خشن از جناح راست باشه، اما خشنترین واکنشی که به ذهنشون میرسید از طرف آدمی رخ داد که تیپ شخصیتیش با سوسولهای کالیفرنیایی همخوانی بیشتری داره تا راستگراهای ایالتهای جنوبی و مرکزی. همین خانوم یه زمانی این پلاکارد رو دستش گرفته بوده و به سانسوری که یوتیوب انجام میده اعتراض کرده بود. گوگل فکرشم نمیکرد الگوریتمهاش، و ایدئولوژیای که پشت اون الگوریتمهاست، یه هیولا رو از جامعهای که خودی حسابش میکرد، بیرون بیاره.
بذارید رسانههاشون این داستان رو به مرور زیر اخبار دیگه دفن کنند، اما برای هرکس که هنوز عقلش کار میکنه همین ماجرا کافیه تا توشه بزرگی از عبرت ذخیره کنه، که سرلیستش اینه: الیت همیشه عاقل نیست، بعضی وقتها الیت از عوام هم احمقتره. پس نباید افسار جامعه رو به الیت سپرد. و وای به روزی که اون الیت، غولهای تجاری مرتبط با فرهنگ رو در اختیار داشته باشند.
❤11
با یکی از شاهدان حادثه تیراندازی مصاحبه میکنند، طرف که لهجهش نشون میده احتمالا لاتینتباره میگه اسلحه همراهم نداشتم، ولی کاش داشتم!
یکی از دلایلی که گفتم نباید افسار جامعه رو به طبقه الیت و روشنفکر سپرد همینه. اونا گفتن ای عوام نفهم، شما نباید اسلحه دستتون باشه، اسلحه باید فقط دست پلیس باشه! اون زمان آبراهام لینکلن بود که هر کدومتون یه هفتتیر میبستین به کمر. الان تمدن پیشرفت کرده و باید اون توحش رو کنار گذاشت. اما به پای عمل که رسید، آدم عامی میبینه کاش اسلحه داشت تا قبل ازینکه پلیس برسه یا خیلی دیر بشه جلوی این دیوانه رو میگرفت! روشنفکرها حق مسلمشون رو ازشون گرفتند، و معلوم شد بهشت امنی که در مقابلش وعده میدادند یه سراب بوده. حتی در ایالتی با سختگیرانهترین قوانین حمل اسلحه هم باز امنیت نیست. چون دیوانهها هیچ اهمیتی به قوانین نمیدن. خندهدار اینه که همین روشنفکران و تحصیلکردهها که مخالف حمل اسلحه هستند، مخالف بستن مرزها هم هستند، یعنی ازینکه همینجور مهاجر فلهای از مکزیک و بقیه خرابههای آمریکای جنوبی بریزه تو آمریکا حمایت میکنند! وقتی که حتی جلوی ورود آدمها رو نمیتونی بگیری، چطور ممکنه بتونی جلوی ورود اسلحه رو بگیری؟ اگه تمام ایالتهای آمریکا هم اسلحه رو ممنوع کنند، تا وقتی این کشور انقدر بیدر و پیکره، دیوانهها همیشه و به راحتی اسلحه گیر خواهند آورد. حتی اگه یه دختر تنهای بیدست و پا باشه که انقدر تو اتاقش ویدئو ضبط کرده که به جنون رسیده باشه. مردم عادی این تناقضات رو میفهمند، اما طبقه الیت نمیفهمه یا نمیخواد بفهمه. یا خیلی ساده قصد فریب افکار عمومی رو داره.. که این آخری محتملتر هم هست. چه کسی از آزاد بودن و فرمانبردارنبودن عوام عصباتیتره؟ طبقه الیت. یعنی میلیاردرهایی مثل زوکربرگ که خیلی بیتعارف نشون میدن که اعتقاد دارند مردم نمیتونن تشخیص بدن چی خوبه و چی بده، این ماییم که باید بشون بگیم!
ما ایرانیها اما در تنگنای مزخرفی گیر افتادیم.. از یک طرف خودنمایندهیخداپنداران جمهوریاسلامی تحت فشارمون میذارن، و از یک طرف خودمصلحانجهانپنداران دره سیلیکون کالیفرنیا هرروز یه خوابی برامون میبینند. هرچند که این دختر یک دیوانه تمام عیار بود، اما از جهاتی میشه انعکاسی از «ملت درگیر ایران» حسابش کرد.
یکی از دلایلی که گفتم نباید افسار جامعه رو به طبقه الیت و روشنفکر سپرد همینه. اونا گفتن ای عوام نفهم، شما نباید اسلحه دستتون باشه، اسلحه باید فقط دست پلیس باشه! اون زمان آبراهام لینکلن بود که هر کدومتون یه هفتتیر میبستین به کمر. الان تمدن پیشرفت کرده و باید اون توحش رو کنار گذاشت. اما به پای عمل که رسید، آدم عامی میبینه کاش اسلحه داشت تا قبل ازینکه پلیس برسه یا خیلی دیر بشه جلوی این دیوانه رو میگرفت! روشنفکرها حق مسلمشون رو ازشون گرفتند، و معلوم شد بهشت امنی که در مقابلش وعده میدادند یه سراب بوده. حتی در ایالتی با سختگیرانهترین قوانین حمل اسلحه هم باز امنیت نیست. چون دیوانهها هیچ اهمیتی به قوانین نمیدن. خندهدار اینه که همین روشنفکران و تحصیلکردهها که مخالف حمل اسلحه هستند، مخالف بستن مرزها هم هستند، یعنی ازینکه همینجور مهاجر فلهای از مکزیک و بقیه خرابههای آمریکای جنوبی بریزه تو آمریکا حمایت میکنند! وقتی که حتی جلوی ورود آدمها رو نمیتونی بگیری، چطور ممکنه بتونی جلوی ورود اسلحه رو بگیری؟ اگه تمام ایالتهای آمریکا هم اسلحه رو ممنوع کنند، تا وقتی این کشور انقدر بیدر و پیکره، دیوانهها همیشه و به راحتی اسلحه گیر خواهند آورد. حتی اگه یه دختر تنهای بیدست و پا باشه که انقدر تو اتاقش ویدئو ضبط کرده که به جنون رسیده باشه. مردم عادی این تناقضات رو میفهمند، اما طبقه الیت نمیفهمه یا نمیخواد بفهمه. یا خیلی ساده قصد فریب افکار عمومی رو داره.. که این آخری محتملتر هم هست. چه کسی از آزاد بودن و فرمانبردارنبودن عوام عصباتیتره؟ طبقه الیت. یعنی میلیاردرهایی مثل زوکربرگ که خیلی بیتعارف نشون میدن که اعتقاد دارند مردم نمیتونن تشخیص بدن چی خوبه و چی بده، این ماییم که باید بشون بگیم!
ما ایرانیها اما در تنگنای مزخرفی گیر افتادیم.. از یک طرف خودنمایندهیخداپنداران جمهوریاسلامی تحت فشارمون میذارن، و از یک طرف خودمصلحانجهانپنداران دره سیلیکون کالیفرنیا هرروز یه خوابی برامون میبینند. هرچند که این دختر یک دیوانه تمام عیار بود، اما از جهاتی میشه انعکاسی از «ملت درگیر ایران» حسابش کرد.
❤10
نقاشهای ساختمونی خارج لوگو دارن، ماشین مخصوص دارن، لباسهای تبلیغاتی چاپ میکنن برای خودشون. بعد اینجا هرچی نقاش دیدیم ما، با یه وانت مزدا از جنگ برگشته و یه لباس پاره پوره رنگی میاد سر کار.
❤11