Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
دقت کردید هربار که میخوان هشدار بدن که تلگرام فیلتر خواهد شد حتما تأکید می‌کنند که تصمیم در «بالا» گرفته شده؟ برای مواردی مثل حجاب، هیچوقت نمیگن از بالا تصمیم گرفته شده که قانون حجاب به همین شکلی که الان هست باقی بمونه، لابد چون می‌دونند که حجاب حتی در نوع اجباریش لاقل در بین طرفداران مردمی خودشون حامیان زیادی داره. ولی مسدود کردن تلگرام حتی در بین بسیجی‌ها هم نارضایتی ایجاد می‌کنه. در مواردی که کل ایرانیان با یک سیاست مخالفند، تصمیمش از «بالا» میاد. حکومتی و مقامات حکومتی که واقعا نماینده مردم باشند، هیچوقت حرف از «بالا» نمی‌‌زنند. وقتی مردم تعیین‌کننده باشند، بالا هیچ مفهومی نداره.
11
اگه جنسی رو فقط تو توالت پادگان و خوابگاه دانشجوها می‌بینی، یعنی تولیدکننده‌ش لیاقت بازار بزرگتری رو نداشته. من تا جایی که ممکنه پولمو به نالایق‌ها نمیدم.
15
‍ ‍‍ دوستان از گوشه و کنار اشاره می‌کنند که مایع ظرفشویی خاکستر اتفاقا خیلی هم خوبه!
یاد لحظه‌ای افتادم که جلوی در مسجد سرم رو انداخته بودم پایین و با گوشیم ور می‌رفتم و در بک‌گراند صدای صحبت دو مرد رو میشنیدم که داشتن بهمدیگه می‌گفتن که ماشینی که دارن براندازش می‌کنن چه ماشین محکم و خوبیه. نگاه کردم دیدم کاپوت یه نیسان آبی رو زدن بالا و دارن دربارش حرف می‌زنن! در حالی که من توقع داشتم سرمو که آوردم بالا حداقل یه لندکروز ببینم. یه اصلی در زمینه بیزینس در تمام این کره خاکی وجود داره: به کسی که معیارش از «کارو که راه میندازه» فراتر نمیره، هر آشغالی میشه فروخت! آیا هدف از حمل و نقل، جابجا شدن از نقطه الف به نقطه ب نیست؟ چرا. آیا پراید نمی‌تونه این کارو انجام بده؟ چرا. ولی در عین حال پراید یک آشغال است، چون جابجا کردن کافی نیست. حل کردن چربی که ظروف بدان آغشته شده‌اند هم کافی نیست. به طور طبیعی زندگی در شرایطی که نداشتن انتخاب و نبودن رقابت به یک امر عادی تبدیل شده، سطح توقع مشتری هم به مرور پایین میاد، و در نهایت یک لوپ ایجاد میشه:
ایزوله ماندن صنعت > توقع پایین شهروند
توقع پایین شهروند > راحت‌تر فروختن آشغال
فروش راحت آشغال > تداوم ایزوله ماندن صنعت
به استرالیایی‌ها نمیشه پراید رو فروخت، ولی به مردم کره شمالی، میشه.
حالا میشه یک حالت فرضی هم در نظر گرفت. آیا اگر بهترین مایع ظرفشویی دنیا که از آخرین محصولات یک شرکت شیمیایی آلمان باشد را بریزند داخل این ظرف باز هم از خریدنش خودداری می‌کنم؟ اوه یس!.. چون شرکتی که حتی بعد از چند دهه سودآوری، گوشه‌ای از درآمدش رو صرف بسته‌بندی و جذاب‌سازی نمی‌کنه، برای من مشتری ذره‌ای احترام قائل نیست. دلیلش هم مشخصه. در ایران، تولیدکننده‌ها از لحاظ فرهنگی، عقب‌افتاده هستند، حتی اگه باسواد باشند. بیشتر این‌ها تصورشون از بنگاه تولیدی یه چیزی شبیه غار چهل دزد بغداده که اولش یه کلمات خاصی رو به زبان میاریم بعد دهانه‌ش باز میشه و میفتیم تو دریاچه‌ای از پول! یعنی اولش یه سرمایه‌ای خرج می‌کنیم، و از قِبل اون سرمایه‌گذاری، تا شش نسل بعدمون باید اتوماتیک در ثروت غلت بزنند! بدون اینکه لازم باشه کار اضافه‌ای انجام بدن. بنابراین از کارخانه فقط توقع درو کردن پول دارن، نه تزریق پول و تحول و انعطاف و همه چیزهایی که در دنیای پررقابت خواه ناخواه جلوی راه آدم قرار خواهند گرفت. نمیگم یک تولیدکننده آلمانی، شما یک تولیدکننده اندونزیایی رو هم بیاری بذاری تو یه اتاق کنار یه تولیدکننده ایرانی، بلافاصله متوجه گپ فرهنگی که بین‌شون هست خواهی شد. نیاز به مطالعات عمیق نداره.
برخی میگن درسته بعضی لوگوها و بسته‌بندی‌ها کهنه به نظر میرسه اما همین بار نوستالژیک خودش یک امتیاز حساب میشه و اتفاقا نباید عوضش کنن. پاسخ من به این بزرگواران اینه که مهمل نبافید! مطمئنا کارخانه دکتر عبیدی از هواپیمایی لوفتانزا غول‌تر نیست، اما چند وقت پیش همین آقای غول، رنگ نارنجی لوگوی قدیمی و نوستالژیک خودش رو حذف کرد و تمام‌آبی شد!
یه چیزی هم در حاشیه باید بگم: جالب نیست که اونایی که در سیاست استمرارطلبند، از تولیدکنندگان استمرارطلب هم خوششون میاد؟ به نظر من که خیلی جالبه.
18
دوران خطبه و بیانیه تموم شده.. الان یک کاربر عادی میتونه بندازتت تو اسید
17
در ممالک نرمال جهان، دنبال اینن که یه منظره طبیعی روبروی میز غذا درست کنن. و اینجا میز رو یه جایی میذارن که حتما به تلویزیون دید نزدیک داشته باشه!
12
قبلا به دوستان گفته بودم که سپاه مدتیه بیانیه‌هاش هم کپی پیست می‌کنه. امروز باز یه بیانیه دیگه صادر کرد که شرط می‌بندم یه جای دیگه خونده بودم: «...موقعیت ممتاز بین‌المللی، نفوذ منطقه‌ای و اقتدار دفاعی کشور عامل حسادت، عداوت و دشمنی نظام سلطه و صهیونیسم و دولت‌های مرتجع و وابسته منطقه نسبت به ایرانیان...».
مشغله مرتبط به پارو کردن پول از منابع مختلف کشور، بشون فرصت نمیده یکی رو بذارن اونجا که یکم سواد ادبی و کمی ذکاوت رسانه‌ای و قابلیت تولید حداقل سالی یک بیانیه جدید رو داشته باشه.
بعد میگن اف۳۵ هم وارد آسمان بشه ما شناساییش می‌کنیم! برادر، شما حوصله جمله‌ ساختن هم ندارید.
12
دو روزه که ارتش اسراییل داره سعی می‌کنه به همه نشون بده که هدف فلسطینی‌ها و بالاخص حماس، شهیدسازی و مجروح‌سازیه، تا با کارگردانی فیلم‌های ظاهرا اتفاقی اما از قبل برنامه‌ریزی شده در افکار عمومی جلب ترحم کنند.
حرفشون کاملا درسته‌. تو انتفاضه‌های قبلی آدم کمتر به شک میفتاد، ولی الان دیگه انقدر این تاکتیک‌ها رو به کار بردن که به راحتی میشه تشخیصش داد.
اما ارتش اسراییل باید دیگه متوجه یه موضوعی باشه: فلسطین دیگه حتی ازینکه معلوم باشه داره ادا در میاره هم ابایی نداره! و این میتونه نقطه اوج استیصال انسان باشه. بله حماس داره از مردم به عنوان سپر انسانی استفاده می‌کنه، ولی اونایی که سپر میشن میدونن که سپر شدن. میدونن که الکی با الله‌اکبر جو میدن به بقیه، و اونایی که جوگیر میشن میدونن که چرا و چطور جوگیر شدن. فلسطینی‌ها دیگه اهمیتی به صداقت نمیدن، چون هرچیزی که مثبت بود، مثل صداقت، نجات‌شون نداد. از طرفی میدونن که هرچیزی که منفیه هم توان نجات دادنشون رو نداره. چون در دامنه منفی‌ها، دست روی دست زیاده‌. اون‌ها مجبورند کاری کنند، اما نمی‌دونند دقیقا چه کاری. نه رهبری دارند، و به واسطه دخالت ایران و عربستان و ترکیه، نمی‌تونند رهبری داشته باشند، و نه شانسی برای نجات دارند. اگه به وضعیت موجود ادامه بدن، از بین میرن. اگه بتونند کشور مستقل تشکیل بدن باز هم از بین میرن. اون‌ها مجبورند کاری کنند چون مثل کسی که زیرش گاز پیک‌نیک گذاشتن، حتی نشستن هم براش مقدور نیست. برای همین مهم نیست که ایستادگیش احمقانه به نظر بیاد. چون احمقانه‌ترین تلاشش هم بهتر از نشستنه. دنیا به این تلاش مثل تقلای کودکی نگاه می‌کنه که میخواد با چوب بستنی قفل کمد رو باز کنه. میدونن که باز شدنی نیست، اما تشویقش می‌کنند که ادامه بده. تماشاچی‌ها دوست ندارن گاوی که دارن با پارچه قرمز وادارش میکنن به شاخ زدن، راحت بمیره. دوست دارن حالا که قراره بمیره، تا جایی که میتونه شاخ بزنه بعد بمیره. این جوری حماسی‌تر هم هست.
در مورد همه ملت‌ها میشه گفت هیچ‌کس نمی‌تونه نجات‌شون بده غیر از خودشون. اما در مورد فلسطینی‌ها، حتی خودشون هم دیگه نمی‌تونن خودشونو نجات بدن.
16
Forwarded from Deleted AccountSCAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Syria: Drone captures cleared E. Ghouta highway after seven-year-blockade *EXCLUSIVE*
4
👆قشنگ به وضعیت چیزی که از غوطه شرقی باقی مونده نگاه کنید. قراره با پول ما بازسازیش کنند.
5
🔷 مافی، رئیس کمیته حمایت از کسب‌وکارهای الکترونیک: «بزرگ‌ترین عارضه فیلترینگ تلگرام، تعمیق بی اعتمادی موجود میان مردم و دستگاه‌های مسئول است.»

خیلی جالبه که در اظهارنظرها اذعان به شکاف عمیق بین مردم و دستگاه‌های مسئول و حتی مقامات تا شخص دوم مملکت، مجازه، اما همیشه حواسشون هست که این شکاف رو به شخص اول مملکت تسری ندن. چطور ممکنه مردم با هرم قدرت تا طبقه یکی مونده به آخرش شکاف داشته باشند اما با نوکش شکاف نداشته باشن؟ اتفاقا رهبری شخصا پیشقراول محدودسازی در فضای مجازیه و بارها هم در سخنرانی و هم در اختراع ستادها و شوراها و هم در صدور فرامین ملوکانه موضعش رو روشن کرده. من اگه قرار بود به رسانه‌ها چیزی بگم، این لکنت عمدی زبان رو کنار می‌ذاشتم و می‌گفتم اکثریت قاطع مردم در زمینه اینترنت و آزادی گردش اطلاعات، به شدت با رهبری نظام مخالفت دارند.
11
همیشه وقتی بحث تحریم پیام‌رسان داخلی که بوده، اصل موضوع عدم اعتماد به حاکمیت بوده، و گرنه اینکه دولت‌ها شرکت‌ها رو وادار می‌کنند که اطلاعات کاربران رو در اختیار سازمان‌های امنیتی بدن یک واقعیت عادی در تمام دنیاست. ما هنوز به اون مرحله نرسیدیم که مثل آمریکایی‌ها توقع داشته باشیم شرکت در برابر دولت مقاومت کنه. چون اصلا ذهن‌مون طوری رشد نکرده که بتونه هضم کنه که میشه چیزی که حکومت میخواد رو بش نداد و قانون هم ازت در برابر حکومت حمایت کنه. برای ما واضحه که باید بش داد. فقط ما با خود حاکمیت مشکل داریم.‌ اما این آلترناتیوهای داخلی، حتی انقدر زحمت نکشیدن که نشون بدن فقط ما رو قراره به حکومت لو بدن.. برنامه‌ها رو یه جوری ساختن که مشخصه ما رو قراره به همه لو بدن!
اگه هیتلر در زمان به قدرت رسیدن از کالای داخلی حمایت می‌کرد، کالای داخلی‌شون واقعا آلمانی بود. تانکی که اون زمان میساختن بهترین تانک دنیا بود، و مدت‌ها طول کشید تا روسیه و آمریکا نوع بهتری رو بسازن. هواپیمایی که میساخت بهترین هواپیما بود. موتور دیزلی که میساخت بهترین موتور دنیا بود. گوش دادن به حرف دیکتاتور کار سختی نیست اگه دیکتاتور باعرضه‌ای باشه. در کشور ما اما، زور میگن، ولی به حول و قوه الهی در همه امورات عاجزند! حتی ساخت یک اپ‌ معمولی، که امنیتش از یک توالت بین راهی کمتر نباشه. اما آیا واقعا بضاعت ایران هشتاد میلیونی با اینهمه جوان تحصیلکرده همینقدره؟ البته که نه. که نشون میده نه تنها در دایره خودی‌ها، انبوهی از بی‌عرضه‌ها جمع شده، بلکه چقدر این دایره‌ی انحصار تنگه که حتی یک نفر شایسته به صورت رندوم نیفتاده توش! شما یه لیوان چای رو هم پنج دقیقه بذاری بیرون حتما یه برگی، مورچه‌ای، پشه‌ای، چیزی میفته توش. اما در دایره اینا هیچ آدم بدردبخوری نیفتاده.

https://news.1rj.ru/str/mamlekate/37864
11
‍ ‍‍ یه چیزی که در مورد مردم اسپانیا، مخصوصا ساکنین مناطقی مثل گرانادا، جلب توجه می‌کنه، یه نوع به آغوش کشیدن هویت عربی باقی مونده‌ست. با اینکه بعد از شکست دادن مسلمون‌‌ها، اون‌ها رو به زور مسیحی کردن و در نهایت همه رو اخراج کردند، اما اثر سنگین دوران زمامداری خلفا در طول قرن‌های بعد همچنان باقی موند و شهروند امروزی، به جای اینکه پسش بزنه، بغلش می‌کنه! ترجیح میدم از فعل بغل کردن استفاده کنم چون خودم همین رابطه رو با هویت تاریخی ایران دارم، یعنی دلم می‌خواد هر چی که از ایران قدیم باقی مونده بغل کنم. این شاید این رابطه عاطفی به نظر برسه، اما در عمل منجر به حفاظت و صیانت میشه. به طور ساده، اسپانیایی‌ها چیزی که هست رو دوست دارند، حتی اگه نشانه اشغالگری خلفای عرب بوده باشه. حالا مقایسه کنید با نوع نگاه یک ایرانی رندوم، هم‌سن این دختری که تو این عکس هست، به آثار هویت‌ساز باقی‌مونده در ایران. خودم بارها شنیدم که میگن: «ایران چی داره بابا؟ همش مسجد!». در حالی که پیوند عمیق ما با اعراب و اسلام کجا و شکاف عمیق اروپایی‌ها با اعراب و اسلام کجا. اینکه یک دختر مدرن اسپانیایی دلش برای یک مسجد قدیمی یا بناهای اسلامی قدیمی بیشتر بسوزه تا یک شهروند مدرن ایرانی برای میراثی مشابه در ایران، یکی از پارادوکس‌های عجیب زمان ماست.
خیلی عجیبه که باید به افراد بگی اهمیتی نداره کسی که این بنا رو ساخته یک آدم خونریز و ظالم بوده یا نبوده. آیا خلفا و پادشاهان به اجداد ما بیشتر بد کردن یا به اجداد این دختر؟ هویت ما به گذشته‌ای گره خورده که توی اون گذشته بیشمار شخصیت هست که بیشترشون برای ما پلید به نظر میرسند. ازین واقعیت نمیشه فرار کرد. چون ازین واقعیات خوشمون نمیاد نباید بند هویتی‌مون رو پاره کنیم. این بدترین نوع خودزنیه.
9
اپلیکیشن ساختند که بفهمی چه کسی در اینستاگرام، پستت را لایک زده ولی انقدر سنگ‌دل و خائن بوده که فالو نکرده است!
این حجم از غرق‌شدگی در یک شبکه اجتماعی، و دل‌مشغولی به کاربران آن، بیماری نیست؟
11
‍ ‍‍ ‍‍ چپ‌های آمریکا که داشتن امن یجیب می‌خوندن که تیرانداز ساختمان یوتیوب یک مردسفیدپوست جمهوری‌خواه مسیحی باشه، دقیقا برعکسش در اومد: یک مهاجر گیاه‌خوار مدافع حقوق حیوانات ضد آزادی حمل اسلحه! یعنی همه اون کاراکترهایی که چپ‌ها و دموکرات‌ها قربون صدقه‌شون میرن.. حالا همشون رفتن به اغماء! وضعیت انقدر ضایعه که حتم بدونید به زودی از صحنه رسانه‌ها حذف شده و به فراموشی سپرده خواهد شد!
اما این تیر غیب، به پس گردن گوگل هم خورد.. امپراطوری‌ای که با وضع سانسور گسترده علیه محافظه‌کارها و اونایی که زبان سیاسی‌شون تنده، انتظار داشت واکنش‌های خشن از جناح راست باشه، اما خشن‌ترین واکنشی که به ذهن‌شون می‌رسید از طرف آدمی رخ داد که تیپ شخصیتیش با سوسول‌های کالیفرنیایی همخوانی بیشتری داره تا راستگراهای ایالت‌های جنوبی و مرکزی. همین خانوم یه زمانی این پلاکارد رو دستش گرفته بوده و به سانسوری که یوتیوب انجام میده اعتراض کرده بود. گوگل فکرشم نمی‌کرد الگوریتم‌هاش، و ایدئولوژی‌ای که پشت اون الگوریتم‌هاست، یه هیولا رو از جامعه‌ای که خودی حسابش می‌کرد، بیرون بیاره.
بذارید رسانه‌هاشون این داستان رو به مرور زیر اخبار دیگه دفن کنند، اما برای هرکس که هنوز عقلش کار می‌کنه همین ماجرا کافیه تا توشه بزرگی از عبرت ذخیره کنه، که سرلیستش اینه: الیت همیشه عاقل نیست، بعضی وقت‌ها الیت از عوام هم احمق‌تره. پس نباید افسار جامعه رو به الیت سپرد. و وای به روزی که اون الیت، غول‌های تجاری مرتبط با فرهنگ رو در اختیار داشته باشند.
11
با یکی از شاهدان حادثه تیراندازی مصاحبه می‌کنند، طرف که لهجه‌ش نشون میده احتمالا لاتین‌تباره میگه اسلحه همراهم نداشتم، ولی کاش داشتم!
یکی از دلایلی که گفتم نباید افسار جامعه رو به طبقه الیت و روشنفکر سپرد همینه. اونا گفتن ای عوام نفهم، شما نباید اسلحه دستتون باشه، اسلحه باید فقط دست پلیس باشه! اون زمان آبراهام لینکلن بود که هر کدوم‌تون یه هفت‌تیر می‌بستین به کمر. الان تمدن پیشرفت کرده و باید اون توحش رو کنار گذاشت. اما به پای عمل که رسید، آدم عامی می‌بینه کاش اسلحه داشت تا قبل ازینکه پلیس برسه یا خیلی دیر بشه جلوی این دیوانه رو می‌گرفت! روشنفکرها حق مسلم‌شون رو ازشون گرفتند، و معلوم شد بهشت امنی که در مقابلش وعده میدادند یه سراب بوده. حتی در ایالتی با سختگیرانه‌ترین قوانین حمل اسلحه هم باز امنیت نیست. چون دیوانه‌ها هیچ اهمیتی به قوانین نمیدن. خنده‌دار اینه که همین روشنفکران و تحصیلکرده‌ها که مخالف حمل اسلحه هستند، مخالف بستن مرزها هم هستند، یعنی ازینکه همینجور مهاجر فله‌ای از مکزیک و بقیه خرابه‌های آمریکای جنوبی بریزه تو آمریکا حمایت می‌کنند! وقتی که حتی جلوی ورود آدم‌ها رو نمی‌تونی بگیری، چطور ممکنه بتونی جلوی ورود اسلحه رو بگیری؟ اگه تمام ایالت‌های آمریکا هم اسلحه رو ممنوع کنند، تا وقتی این کشور انقدر بی‌در و پیکره، دیوانه‌ها همیشه و به راحتی اسلحه گیر خواهند آورد. حتی اگه یه دختر تنهای بی‌دست و پا باشه که انقدر تو اتاقش ویدئو ضبط کرده که به جنون رسیده باشه. مردم عادی این تناقضات رو می‌فهمند، اما طبقه الیت نمی‌فهمه یا نمی‌خواد بفهمه. یا خیلی ساده قصد فریب افکار عمومی رو داره.. که این آخری محتمل‌تر هم هست. چه کسی از آزاد بودن و فرمانبردارنبودن عوام عصباتی‌تره؟ طبقه الیت‌. یعنی میلیاردرهایی مثل زوکربرگ که خیلی بی‌تعارف نشون میدن که اعتقاد دارند مردم نمی‌تونن تشخیص بدن چی خوبه و چی بده، این ماییم که باید بشون بگیم!
ما ایرانی‌ها اما در تنگنای مزخرفی گیر افتادیم.. از یک طرف خودنماینده‌ی‌خدا‌پنداران جمهوری‌اسلامی تحت فشارمون میذارن، و از یک طرف خودمصلحان‌جهان‌پنداران دره سیلیکون کالیفرنیا هرروز یه خوابی برامون می‌بینند. هرچند که این دختر یک دیوانه تمام عیار بود، اما از جهاتی میشه انعکاسی از «ملت درگیر ایران» حسابش کرد.
10
نقاش‌های ساختمونی خارج لوگو دارن، ماشین مخصوص دارن، لباس‌های تبلیغاتی چاپ می‌کنن برای خودشون. بعد اینجا هرچی نقاش دیدیم ما، با یه وانت مزدا از جنگ برگشته و یه لباس پاره پوره رنگی میاد سر کار.
11
پیرمردی که تو خیابون دستفروشی می‌کنه ترحم هر عابری رو می‌تونه برانگیزه، اما همینکه میتونه هرروز تو سرما و گرما بیاد بساط پهن کنه یعنی توانایی اومدن و موندن رو داره. در سی و خورده‌ای سالگی، بدون اینکه هیچوقت لب به سیگار، مشروبات الکلی و مواد مخدر زده باشم، از همه جهات بدنم در وضعیت نابسامان قرار داره. جرئت رفتن به مهمانی‌ها رو ندارم حتی اگه از میزبان بدم نیاد، جرئت رفتن به مسافرت ندارم حتی اگه بودجه‌ش تأمین باشه، جرئت خوردن خیلی از خوراکی‌ها رو ندارم حتی اگه برام مفید باشه .. و هر سال اوضاع بدتر از سال قبله. اون پیرمرد دست‌فروش حتما ترحم انسان رو فعال می‌کنه، اما این واقعیت هم وجود داره که هنوز به اندازه کافی سالمه. یعنی با وجود همه بدبختی‌ای که ازش دیده میشه، همچنان ثروتی داره که نه مردم می‌بینن نه حتی خودش. خانواده‌ای با چند فرزند نوجوان از جنوب ایران پا شدن اومدن اینجا. به خاطر شکست مالی پدر یا همچین چیزی. خانواده‌ای که تا همین سال قبل هیچ محدودیت مالی نداشتن الان به وضعی دچار شدند که اومدن اینجا چندنفری تو یک اتاق زندگی می‌کنند! چون توان اجاره جای بهتری رو ندارند. هر کی ماجراشون رو میشنوه سریعا یاد گردش‌های روزگار میفته و متأثر میشه. اما تصور کنید با همین شرایط، مجبور بودند هرروز یه سر به درمانگاه هم بزنند! از عرش به فرش سقوط کردند حتما سخته و شکی توش نیست. اما تا وقتی سالمن، جایی که روش افتادن فرش نیست، خیلی بالاتره. اونایی که رو فرشن اغلب کسانی هستند که دیده نمیشن. عذاب جسمانی چیزیه که پرادعاترین آدم‌ها رو میتونه به زانو دربیاره، حتی اگه ادعاشون فقط خداپرستی باشه. با عذاب جسمانی میشه کافر شد، میشه از همه خدایان متنفر شد، میشه عزیزترین افراد رو هم فراموش کرد. هر چیزی ممکنه و هر تغییری در نوع اندیشیدن محتمله. در روزهایی که حالم بده و درد دارم زندگی رو طوری می‌بینم که گویی ۴۸ ساعت بیشتر زنده نیستم، و در معدود روزهایی که هیچ دردی ندارم زندگی رو طوری می‌بینم که انگار قراره ۹۰ سال دیگه زنده باشم، و فرقی نداره هوا خوب باشه یا بد. قدرترین فیلسوف‌ها رو هم به عذاب جسمانی دچار کنید، هرچی که گفتند و نوشتند و تدریس کردند رو پس می‌گیرن. برای همین هیچ‌وقت دلتون برای کسی که هنوز سالمه نسوزه، حتی اگه مثل مردم ونزوئلا از لای زباله‌ها دنبال غذا می‌گرده. با بدن سالم، از خود جهنم هم میشه عبور کرد.
19
در اینکه در جمجمه این‌ها پشم شیشه جاسازی شده دیگه شبهه‌ای نیست، اما به نوع ادبیات دقت کنید که چقدر آشناست:
- تلگرام (که امن‌ترین ساختار رو در بین تمام پیام‌رسان‌های دنیا داره) ناامن و عقب‌افتاده‌ست!
- تویوتا هم از پس پاس کردن استانداردهای ما بر نمی‌آید.
- ناو هواپیمابر آمریکا آهن‌پاره ا‌ست.
- پدافند پاتریوت کار نمی‌کند.
- این فیلتر را فقط آمریکا میساخت و حالا ما دومین سازنده آن هستیم، در حالی که کیفیت فیلتر ما بالاتر است و مدل آمریکایی گرانتر!

و ده‌ها مورد مشابه دیگه.
یک نوع لجبازی کودکانه با واقعیت‌هاست. گویی ازینکه کک دنیای واقعی نمی‌گزد که انقلاب اسلامی شکست خورده، از دستش عصبانی‌اند. از دنیایی که یهودیان و مسیحیان و کافران در آن موفق‌ترند، عصبانی‌اند. از همه برنده‌های این دنیا عصبانی‌اند.

https://twitter.com/sonitsar/status/981592361330409474?s=19
10
یک نشانه دیگر از اینکه لابی پزشکان در ایران از پس هر قدرتی برمیاد. حتی مراجعی که کسی از پسشون برنمیاد. برای تأمین رضایت این جامعه شریف که جون خودشون هم به تیغ جراحی‌شون وابسته‌ست، حاضرن چیز بزرگی مثل طب اسلامی رو هم از بیخ انکار کنند. بعد از قرن‌ها تزریق طب‌الصادق و طب‌الرضا به اذهان مردم، ناگهان یادشون افتاد خرافاته!
کاش پزشکان بزرگوار در مورد حجاب هم یه فشاری وارد کنن. یک بار هم از سمبه پرزورشون به نفع جامعه زنان کشور استفاده کنند خب.

https://news.1rj.ru/str/khabaronline_ir/157645
7
چه توقع مضحکی رو مطرح کردم. پزشک ایرانی و دغدغه برای حجاب اجباری (لاقل برای محیط بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها)؟ این جماعت راکفلرمأب فقط در مورد مسائلی که درآمدشون رو تهدید می‌کنه به «بزرگان» فشار وارد می‌کنند. اینکه همراه مریض هم با وجود تمام استرس‌هایی که بش وارد شده هنگام ورود به مرکز درمانی، در مورد طرز پوشش و حتی لاک ناختش تذکر می‌گیره، تهدیدی برای درآمد پزشکان نیست. تا وقتی علف‌درمانی و عرق‌درمانی تبدیل به یک بیزینس بزرگ نشده بود، تهدید نبود. اما حالا که شده، ناگهان می‌بینیم که به اطلاع‌مون می‌رسونن نظرات امام رضا در مورد کبد معتبر نیست!
اگه بخوایم از لابی پزشکان به نفع خودمون استفاده کنیم تنها راهش اینه که طرحی پیاده کنیم که اون مسأله خاص به نحوی نون‌شون رو ببره!
7