Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
پارسال یه سیلی اومده بود تو اندونزی. این یکی از فیلماشه. کسی در دولت اندونزی انقدر وقیح نبود که بگه «چرا ازین فاصله نزدیک فیلم میگیرید؟ اونایی که کشته شدن همین کارها رو کردن که کشته شدن دیگه». کشور اسلامی هم هست، یعنی میشه یک جامعه مسلمان بود و یک حاکمیت نرمال و مسئولیت‌پذیر داشت.



https://twitter.com/ABC/status/1070050511997550592?s=09
پنج سال پیش همچین چیزهایی می‌نوشتم.
و از قضا هنوز نظرم تغییر نکرده. درباره همه‌چیز تغییر کرد غیر از این یکی.
اگه بم میگفتن در چهار سال اخیر فروش کت‌شلوار در دنیا ۸ درصد کاهش داشته و فروش پوشاک اسپورت ۱۷ درصد افزایش، باور می‌کردم. اما اگه می‌گفتن بازار پوشاک اسپورت (که شامل فشن هم میشه) ۲۲ برابر بازار کت‌شلواره باورم نمیشد!
اینا فقط چندتا عدد نیستند. انگار جدی جدی ما مردهای متنفر از کت داریم دنیا رو فتح می‌کنیم!

از شوخی که بگذریم، این آمار یک سیگنال اجتماعی هم داره با خودش. بیشتر در مشاغل دولتی، پوشیدن کت‌شلوار یک الزامه. آب رفتن بازارش یعنی آب رفتن مشاغل دولتی. یعنی مردان کمتری در دنیا نیاز دارند که کارمند دولت باشند. و این خبر خوبیه.
3
همه مردم دنیا، حتی اروپایی‌ها، باید بدونند که آخوندیسم به آن‌ها از آنچه تصور می‌کنند نزدیک‌تر است. پارلمان اروپا قانونی رو تصویب کرد درباره اینترنت که فقط آخوند جماعت ممکنه بش رأی مثبت بده! چون همونقدر احمقانه‌ست که قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی ایران! این قانون جدید دو جنبه مخرب داره. اول اینکه ازین به بعد هرکس در اروپا بخواد به یک پست خبری لینک بده، باید یه هزینه‌ای رو به اون سایت خبری پرداخت کنه! تصور کنید حجم بلاهت قانون‌گذار رو. با لینک دادن به سایت خبری داری بش لطف می‌کنی، چون یک جور تبلیغ مجانیه. اما به جای اینکه اون بابت این لطف یه پولی بده، شما باید بابت لطفی که کردی پول بدی! درست مثل نمایندگان سخیف ما، چهارتا ناشر لابی کردن تا یک جمعیت پونصد میلیون نفری رو اسیر خودشون کنند. اینکه گفتم «چهارتا» اغراق نیست. خود آلمانی‌ها بررسی کردند دو سوم نفع واقعی این قانون «لینک پولی» فقط میره تو جیب یک ناشر! (کیوسک‌ها رنگارنگند، اما نصف‌ چیزی که روشون چیده شده زیر دست یکی دو تا شرکت بیشتر نیست. انحصار خوش رنگ و لعاب).
جنبه دومش اینه که ازین به بعد اگه محتوایی در شبکه اجتماعی منتشر شد که کپی‌رایت رو زیر پا گذاشته بود، اول یقه اون شبکه اجتماعی رو می‌گیرن! این یکی تا قبل ازین فقط و فقط به ذهن آخوندها رسیده بود، چون غیر از آخوندهای ایران هیچ‌کس در دنیا کسی رو بابت پست‌هایی که مردم در سایتش میذارن محاکمه نکرده بود. اتحادیه اروپا می‌خواد دومی باشه در این بلاهت. به جای پیگرد فردی که پست دزدی رو گذاشته، یقه صاحب پلتفرم رو خواهند گرفت! و دامنه تعریف دزدی هم پت و پهنه. یعنی اگه من یه عکس از سایت یه عکاس بردارم بدون اجازه‌ش تا زیرش یه جوک بنویسم و بذارم تو کانال تلگرامم، باید پاول دوروف بره دادگاه!

جناب هابرماس معتقدند یک اروپای متحد که یک نظام تصمیم‌گیری واحد داشته باشه تنها راه بقای تمدن این قاره‌ست. چیزی که اتحادیه تصویب کرد نشون میده ایشون چقدر بینش ضعیفی داشته. البته این‌ها عذرخواهی نخواهند کرد. کسی که تو ریسک و هزینه حرف‌هایی که از دهنش درمیاد شریک نیست، نیازی هم نخواهد داشت که عذرخواهی کنه و دنبال جبران باشه.


https://capx.co/the-eus-censorious-copyright-directive-will-create-two-internets/
3
راهبرد رسانه‌ای روسیه اینطوریه که چیزی رو تبلیغ کنه که خودش قبول نداره ولی بقیه ممکنه قبول داشته باشند! خود روس‌ها با اینکه رسما یک متحد استراتژیک نیستند با اسراییل، اما در سال‌های اخیر هیچ کمک یا تساهلی نبوده که دریغ کرده باشن ازش. هر کشور دیگه‌ای بود که همینقدر توان نظامی داشت و عرب‌گرا هم بود، تا الان دمار از روزگار اسراییلی‌ها درآورده بود. این‌ها کاملا معکوس عمل کردند. اما در رسانه‌شون به عرب‌ها و غربی‌ها میگن «قاعدتا باید دمار از روزگار اسراییلی‌ها در بیارید». خودشون هم میدونن که کمک مالی آمریکا به اسراییل، برخلاف بقیه کمک‌های بلاعوض آمریکا به بقیه کشورها که صرف غذا و دارو و پرداخت حقوق به سربازان ارتشی که دلخوشند هنوز سکولاره! میشه، در اسراییل صرف خرید تسلیحات آمریکایی میشه، و میشه گفت این کمک‌ها بیشتر ازینکه کمک به اسراییل باشه یک هدیه‌ست به تولیدکنندگان آمریکایی. اما هدف کنکاش موضوع نیست، هدف صرفا تأمین خوراک برای چپ‌هاست. اگه هم در انتخابات آمریکا دخالت کردند، دقیقا با همین رویکرد بوده: تحویل محتوا به دست لیبرال‌ها، تا تو آمریکا با چیزهایی مخالفت کنند که خودمون باش مخالف نیستیم.


https://news.1rj.ru/str/khabaronline_ir/214550
2
«این بارون اگه تو ژاپن هم می‌بارید همه جا رو سیل میبرد» در تهی بودن از معنی خیلی فرق نداره با «انقدر گرونفروشی کردن که خدا سیل فرستاد» نداره. حتی اگه اولی رو یک فارغ‌التحصیل شریف بگه و دومی رو یک چوپون بی‌سواد. مهندس ناقص‌تربیت‌یافته امروزی از علم بیشتر اعدادش رو درک می‌کنه. (اینجا صد میلی‌متر، آنجا صد و بیست میلی‌متر، پس خیلی فرق ندارند!). مهندس عهد قدیم، حتی قبل ازینکه کارش به محاسبات بکشه از هزار و یک بحث فلسفی عبور کرده بود. اما الان عبور نمی‌کنند، و برای همینه که از زبان مهندسان مزخرفاتی میشنویم که رعب‌آوره.

چندتا شرکت مثل بوئینگ در دنیا هست؟ تقریبا فقط ایرباس مثل بوئینگ است، اون هم چیزی نیست که فقط یک شرکت اروپایی از پسش براومده باشه. بهترین‌های اروپا جمع شدن روی هم تا مجموعه‌ای داشته باشند که تازه هم‌سطح بوئینگ باشه. چنین موجود باشکوهیه بوئینگ. اما همین شرکت باشکوه، رسما گند زد در داستان ۷۳۷ مکس! آیا میشه این استدلال رو کرد که: «حتی بوئینگ چنین گندهایی میزنه، پس از شرکت‌های چینی نباید انتظار داشت چند صدنفر رو به کشتن نداده به بلوغ فنی برسند»؟ نه. جواب یک فاکینگ نه مطلق است! نمیشه. اولا چون بهترین ها هم اشتباه می‌کنند دلیل نمیشه که بقیه که بهترین نیستند مجاز باشند که اشتباهات مشابه رو تکرار کنند، و دوما: فرق بنیادی بهترین‌ها با بقیه اینه که کم اشتباه می‌کنند، و اشتباهاتشون زنجیره‌‌ای نیست و کانونیه (و غالبا متکی بر شخص)، و سریع جبرانش می‌کنند.

بله در کشورهای «پیشرفته و آماده» هم سیل میاد و آدم می‌کشه، اما ربطی به سیل و تلفاتی که اینجا پیش میاد نداره. اون‌ها تمام کارهایی که میشد کرد رو کردند و کشته دادند. اون‌ها تمام زیرساخت سیستماتیک که لازم بود رو فراهم کردند و فقط یه سری اشتباهات فردی داشتند و کشته دادند. اما اینجا، هیچ‌کدام کارهایی که باید میشد رو انجام ندادیم و کشته دادیم. ما حتی دقیقا کارهایی که باعث میشد بیشتر کشته بدیم هم انجام دادیم و کشته دادیم. ما کشوری بدین حد پهناور و پیچیده رو به شکل یک تکیه عزاداری اداره کردیم و کشته دادیم. ما یا همه‌چیزو رها کردیم و کشته دادیم، یا همه‌چیزو سپردیم به بی‌کفایت‌ترین‌ها و کشته دادیم. ۲۷ کشته در حادثه بهمن در کانادا، مطلقا و مطلقا ربطی به ۲۷ کشته در در حادثه بهمن در ایران نداره. همونطور که ۵۰ تصادف منجر به مرگ در حومه فرانکفورت هیچ ربطی به ۵۰ تصادف منجر به مرگ در جاده کاشان نداره.
4
در حالی که مهندسان ما از ساختن یک پل «روی زمین» که از پس عبور آب از زیرش بربیاد! عاجزند، مهندسان چینی آسمان‌خراش‌های افقی! میسازند در ارتفاعات زهره ترکاننده!
خیلی شنیدیم که میگن توسعه ایران فقط یک توسعه بتنی بوده! نه عزیزان، توسعه ایران توسعه بتنی هم نیست حتی. توسعه بتنی یعنی این عکس. ما با بتن همون کاری رو کردیم که بچه‌ها تو ساحل با ماسه بادی می‌کنند. این بی‌احترامی به ساحت مهندسیه که بگن چیزی که تو ایران اتفاق افتاد همون چیزیه که در چین اتفاق افتاده.
5
وقتی میری بیرون ۶ هزارتومن میدی هویج‌بستنی میخوری هیچکس نمیپرسه «خب که چی؟ تهش چی؟ فلسفت چیه که پول بدی هویجو با بستنی قاطی کنن بدن بت؟». ولی وقتتو صرف نوشتن میکنی، می‌پرسند «آخه چرا؟».

شما فکر کنید اینم یه جور سیگار کشیدنه. کار خوبو سیگاریا میکنن که میگن «داداش اگه بده شما نکش».
5
اگه اجازه داشتی قسمتی از زندگی دیگران رو پاک کنی کدوم قسمتش رو پاک می‌کردی؟ تو عیسی مسیح نیستی، پس اون قسمت‌هایی که درد می‌کشید و در رنج بود رو پاک نمی‌کنی. قسمت‌هایی رو پاک می‌کنی که توش برنده می‌شد. مثل وقت‌هایی که با یک پارتنر جذاب آشنا می‌شد، یا وقت‌هایی که یک ایده اقتصادی ناب به ذهنش می‌رسید، یا وقت‌هایی که بش یک پیشنهاد شغلی خوب می‌دادند. هرچی دیگران کمتر برنده بشن تو کمتر احساس بازندگی می‌کنی (میمون تکامل یافته هنوز تو ذهنش هست که میوه‌ها کمند، پس اگه دیگران بخورند به من کمتر میرسه).
آپدیت جدید تلگرام که اجازه میده در یک مکالمه دو نفره خصوصی، علاوه بر پیام‌های خودت پیام‌های طرف مقابلت هم پاک کنی، برای حفظ حریم خصوصی نیست. برای جلوگیری از برنده شدن طرف مقابله. چون اجازه میده اون قسمت از زندگیش که میتونه ازت چیزی به دست بیاره که نقطه ضعف توعه رو حذف کنی.
در نظرسنجی تلگرام که پرسیده بود آیا با این قابلیت موافقید (هرچند که هنوز خودم بش دسترسی ندارم، چون از نسخه بتا تلگرام ایکس استفاده می‌کنم) گزینه موافقم رو زدم. نه به خاطر همفکری با مدیر تلگرام در روش صیانت از حریم خصوصی، بلکه به خاطر «اختیار» هیجان‌انگیز و فلسفی‌ای که در اختیارمون میذاره. خوبه که داریم چیزی رو تجربه می‌کنیم که هرچند کوچک، هرچند محدود، هرچند مجازی، چیزیه که اجدادمون به مخیله‌شون هم نمی‌رسید. چالش‌های روانی قابل مقایسه با چالش‌های جسمانی نیستند. جابجا کردن رکورد شنای هشتصدمتر هرچند دشواره اما فرمولش بینهایت ابتداییه. چالش روانی اما مثل بازی‌های کامپیوتری در هر مرحله‌ش دنیای جدیدی میسازه و کسی که واردش شده دیگه آدمی که قبل از ورود به اون مرحله بود، نیست. آپدیت جدید تلگرام یک دنیای دیگه ساخت که با دنیای قبلی‌مون فرق می‌کنه، چون تو این دنیای جدید می‌تونیم قسمت کوچکی از زندگی دیگران رو حذف کنیم! مایی که در برابر این حق انتخاب قرار داریم (آیا حذف کنم یا نکنم؟) دیگه اون مایی که این اختیار رو نداشتیم، نیستیم.
اینکه خیلی‌ها ازین حق جدید استفاده کنند و دلخوری‌هایی پیش بیاد، اصلا اهمیتی نداره در برابر کثرتی که در ابعاد حیات ایجاد می‌کنه (در حیاتی که حتی فقط یک انتخاب بیشتر وجود داره، بُعد دیگه‌ای تجربه میشه که در حیاتی که اون یک انتخاب نیست وجود نداره). زندگی کثیرالابعاد غنی‌تر از زندگی با ابعاد کمتره. هرچی ابعاد بیشتر، به موقعیت خداوندگاری نزدیک‌تر. در واقع اساسی‌ترین فرق خدا با یک انسان اینه که اون محدودیتی در انتخاب نداره (مثلا هر چیزی رو میتونه به هرکسی بده و هرچیزی رو از هرکسی بگیره. منظورمون کانسپت خداست. نه لزوما خدایی که مذهب معرفی می‌کنه). پس با هر انتخاب اضافه‌ای که به سبد انتخاب‌های انسان اضافه میشه یک قدم به موقعیت خدا نزدیک‌تر میشه.
جهش خودآگاهی ما در برابر این قابلیت تلگرام (چه موقت باشه چه دائمیش کنند) شامل دو مرحله‌ متناقضه.‌ اول ایجاد بینش نسبت به عمق حقارت و ضعف ما که ممانعت از برنده شدن دیگران رو به یک هدف تبدیل می‌کنه. و دوم ایجاد بینش نسبت به پتانسیل رعب‌آور ما در نزدیک شدن به موقعیت خدایی. که میتونه در استفاده «نکردن» از اختیارات هم خودشو نشون بده. برخلاف تصور عموم، سوال اصلی این نیست که اگر خدا بودی چه کارهایی می‌کردی؟ سوال اصلی اینه که اگر خدا بودی چه کارهایی نمی‌کردی؟

این چالش روانی، برای تقویت خودداری نیست. که مثلا یاد بگیریم اجازه بدیم که دیگران برنده بشن، حتی به قیمت بازندگی ما (این که خیلی ساده‌ست). بلکه موقعیتیه برای تجربه وضعیتی که توش برندگی و بازندگی معنا ندارند. «داشتنِ اختیارِ اینکه نذاری دیگری برنده شه، در موقعیتی قرارت میده که مافوق دوگانه برنده-بازنده باشی». با تمام وجود باید ازین موقعیت استقبال کرد.



پاول دوروف اصلا در جریان نیست که چیکار کرد.
3
Anarchonomy
Photo
وقتی ۱۳ سالم بود و برای اولین بار نسخه فیزیکی مجله تایم به دستم رسید مثل انجیل می‌خوندمش، جوری که یک مزرعه‌دار تو کانزاس انجیل می‌خونه. ویرگول‌ها رو هم میشمردم، به ظرافت فونت و صفحه‌آرایی خیره می‌شدم. کاغذش رو بو می‌کردم و طوری ورق می‌زدم که انگار آلیس در سرزمین عجایب بودم. مثل مائده‌ای آسمانی بود که اشتباها افتاده بود دست یک بی‌لیاقت جهان‌سومی مثل من.
برای برنامه‌ساز صداسیما (و بقیه تولیدکنندگان محتوا که در خدمت نظام هستند)، رسانه غربی همونقدر قابل پرستشه. هرچند که موضع رسمی نظام اینه که باید با این رسانه‌ها ستیز داشت، چون شیطان مدیریت‌شون می‌کنه! اما احساس شکوه و جبروتی که این‌ها با نظاره‌ی تشکیلات فرهنگی غرب بشون دست میده، غلبه داره به تعهدات سازمانی و ایدئولوژیک‌شون. سی‌ان‌ان برای این‌ها خداست. و برای همین انقدر علاقه دارند که ازش تقلید کنند، حتی اگه لازم باشه تا کمر در آب فرو برن. درسته که عالم و آدم اندرسون کوپر رو به خاطر شیادی رسانه‌ایش مسخره کردند، اما این‌ها انقدر مقهورند در برابر عظمت رسانه‌ای غرب که دوست دارند همون‌جوری که کوپر تحقیر شد تحقیر بشن! وقتی آنا چاپمن در آمریکا به جرم جاسوسی دستگیر شد بعضی‌ها گفتند «کاش اونجوری که به چاپمن میگن فاحشه به ما هم بگن» (چون حسودی‌شون میشد که تن‌فروشی فرضی خودشون فقط یک دستمزد عادی خواهد داشت، اما تن فروشی یک جاسوس، خریدن یک مشت سیاستمدار و شخصیت بانفوذ). البته فقط خبرنگار صداسیما نیست که غبطه میخوره به طرز فحش خوردن سی‌‌ان‌ان. حتی یک درجه‌دار سپاهی هم دوست داره فحش‌های ضدامپریالیستی که ژنرال‌های پنتاگون میخورن رو دریافت کنه، نه اینکه بگن «بی‌عرضه‌هایی که باعث شدید یک شهر زیر آب بره».

زمان برد تا دیگه تایم برام انجیل نباشه. اما هرچی که بود رد شد و رفت. حس عجیبیه که آدم‌هایی رو می‌بینی که موهاشون خاکستری شده، پهلوهاشون چربی آورده، صورتشون پف‌دارتر شده، پوست‌شون لک افتاده، و رگ‌های پاهاشون خون‌مردگی داره، اما هنوز در سیزده‌سالگی تو بسر می‌برند.
5
فقط مهندسان نیستند که در «منطق» و فلسفه می‌لنگند. فیزیکدانان امروزی هم به این بلا دچارند.‌
اونایی که دارند روی فیزیک ذرات کار می‌کنند از دولت‌ها میخوان ۲۰ میلیارد دلار دیگه خرج کنند تا یک شتاب‌دهنده بزرگ‌تر ازونی که تو آزمایشگاه سرن هست بسازند! دکتر سابین هوسنفلدر که تخصصش جاذبه کوانتومیه تو وبلاگش درباره ۱۹ استدلال که این فیزیکدانان استفاده می‌کنند تا این خرج اضافه رو توجیه کنند نوشته تا بگه هیچ‌کدوم این‌ها نه تنها قانع‌کننده نیستند بلکه احمقانه‌اند. مثلا یکیش اینه «فقط ما نیستیم که بودجه می‌گیریم. بقیه هم دارن می‌گیرن»، که ایشون میگه اصلا اینطور نیست، اگه ۲۰ میلیارد دلار رو صرف این پروژه نکنیم میشه صرف کارهای اولویت‌دار دیگه‌ای کرد. یا یکیش اینه «اگه این پول رو خرج نکنیم فیزیکدانانی که رو فیزیک ذرات کار می‌کنند میذارن میرن!»، که ایشون میگه لازم نیست یه شتاب‌دهنده دیگه بسازیم تا اینا بیکار نشن، کلی شتاب‌دهنده دیگه هست تو دنیا. ضمنا این افراد باید نشون بدن دقیقا چه دستاوردی ایجاد کردن برای بشر که لازمه حتما به کار پرخرجشون ادامه بدن.

بعضی از آیتم‌ها رو که خوندم باور نمی‌کردم یک فیزیکدان انقدر احمقانه بخواد چیزی رو توجیه کنه، ولی ظاهرا کردن، و خانوم هوسنفلدر که کارش اینه بهتر در جریان بحثه و حتما اینارو شنیده ازشون.

وقتی بحث پول میاد وسط، یک پروفسور فیزیکدان هم به اندازه یک راننده تاکسی بی‌سواد شروع می‌کنه به چونه زدن. حتی با استدلال‌های پوچ. یعنی تمام چیزهایی که در دانشگاه و خارج از دانشگاه درباره تحلیل منطقی خونده میذاره کنار!
در مورد گرمایش جهانی، وجود دانشمندانی که مزخرف‌گویی بقیه دانشمندان رو برای مردم تشریح می‌کردند نعمت بزرگی بود. در بقیه رشته‌ها هم نیاز به چنین دانشمندانی داریم که از همکاران خودشون نترسند.

http://backreaction.blogspot.com/2019/03/nonsense-arguments-for-building-bigger.html?m=1
3
به جای آمدنیوز و بقیه منابع سخیف محتوا، کانالی مثل «حافظه تاریخی» باید اعضای میلیونی داشته باشه. ما به درجه‌ای از فلاکت ملی رسیدیم که برای نمایش بی‌آبرویی دم و تشکیلات حکومت دیگه حتی نیاز به تحلیل و بررسی هم نداریم، کافیه افاضات صبح و بعدازظهر حضرات رو بدون هیچ توضیح و کامنتی انعکاس بدیم.


https://news.1rj.ru/str/hafezeye_tarikhi/136
لعنت به کسانی که نذاشتند در تمام ۱۲ سال تحصیل در مدرسه عربی یاد بگیریم تا امروز نتونیم ترانه‌هایی به این قشنگی رو بفهمیم. بیشعورهایی که اومدند ما رو قرآنی بار بیارند اما نه قرآنی شدیم و نه عربی‌بلد!

ویدئو بیست دقیقه‌ست و از سه ترانه متصل بهم از یک خواننده یمنی تشکیل شده. هم ارزش وقت‌تون رو داره هم ترافیک‌تون.


لعنت بهشون


https://youtu.be/8M7-685_AfA
سرنوشت مذهبی که هزار و چهارصدسال خاک خورد و عتیقه شد.
4
آه، غرقیم ازین مقایسه‌ها.
فرق هست بین رابطه پزشک و علم پزشکی، و رابطه آخوند با اسلام.
ما اگه با یک پزشک شارلاتان مواجه شدیم میریم سراغ یک پزشک دیگه. چون می‌دونیم علم پزشکی راه حلی برای مشکل ما داره، فقط این نخاله‌ها درست انجامش نمیدن.
اسلام اما توسط خود آخوندها به شما رسیده. نمی‌تونی بگی یک اسلام دیگه‌ای هست، اما اینا از پدرسوختگی رفتن نسخه خرابش رو برداشتن و به ما معرفی می‌کنند. بدتون بیاد یا نه، اسلام همینه. چرا؟ چون هزار و چهارصدساله که رها شده!
بذارید اینطوری بگم که ساده‌تر باشه: تنها و تنها در صورتی اسلام مترقی‌تری وجود می‌داشت امروز که در تمام این چهارده قرن روش کار می‌شد! چیزی که شما در ذهن دارید یک اسلام بهتر نیست (چون وجود نداره)، بلکه صرفا نفی اسلام فعلیه. شما فکر می‌کنید چیزی هست که اگه فعلی رو نفی کنید اون نجات پیدا می‌کنه.
Wake up my friend.
5
جایگاه «حیا» در «اِوولوشن»!
می‌بینید ما رو تو رو به قرآن؟
قرار باشه به گاوها مراجعه کنیم که حتی ماده‌ها «کمتر» سکس میخوان هم درست نیست، چون ماده‌ها «هیچوقت» نمیخوان. هیچ ماده‌ای نمیره به نر بگه بفرما ترتیب ما رو بده! ولی انسان ماده اینکارو می‌کنه. تازه واسه پسره ایکس‌باکس هم میخره.
بهرحال در دین مبین، حیا هیچ ارتباطی با اینکه میخوای یا نمیخوای یا چقدر میخوای نداره. حیا یعنی چیزهای مهم‌تری رو به لذت ترجیح بدی. آخونده میگه ما مردها نمی‌تونیم ترجیح بدیم دست خودمون نیست، ولی شما زن‌ها می‌تونید! فکر نکنم لازم باشه کتاب‌های داروین رو ورق بزنیم تا متوجه بشیم داره مزخرف میگه تا بی‌بند و باری مردانه رو نرمال جلوه بده. (که البته همه هم‌کسوتانش در چهارده قرن گذشته همینکارو کردند. چون اسلام هیچوقت با زمانه پیش نرفت و در همون دوران باقی موند که زن جانوری نبود که قرار باشه چیزی هوس کنه).
4
توضیح بهتر و کامل‌‌تر یکی از شما عزیزان.
بذارید هشتگ #اسلام_و_پزشکی هم بذاریم اینجا که هر وقت خواستید سرچ کنید راحت پیدا شه.
3
استثنائا با کیخون موافق نیستم. اولا اجبار حجاب، حکم اسلام نیست. بلکه یک حکم سیاسیه (مثل ایران)، یا یک حکم فرهنگی (مثل پاکستان). انتخاب حجاب خیلی قبل‌تر ازینکه سکولاریسم به خاورمیانه برسه ممکن بود. دوما اگر کسی مختار بود کاری رو انجام بده که دیگران ازون اختیار محروم بودند موظف نیست هی یادآوری کنه که دیگران محرومند!
موافقم که باید به این شارلاتان مسلمان که به کنگره راه پیدا کرده گیر داد، اما نه ازین گیرها. باید مزخرفات مسلمانان مدرن رو با خود محتویات کلامی که از صدر اسلام باقی مونده تخطئه کرد. مثلا اسلام نگفت اگه حجاب داشته باشید زیبا میشوید! یا قدرتمند میشوید و ازین اباطیل.
5
در ژاپن حتی عکس جنازه‌ها را منتشر نمی‌کنند تا روحیه مردم خراب نشود، و این جزیی از «اصول» است پس شمای ایرانی هم باید رعایت کنی و وقتی سیل یا زلزله میاد فاز منفی نگیری! در ژاپن وقتی اوضاع بحرانی می‌شود ارتشی‌ها میریزند کنترل همه‌چیز رو در اختیار می‌گیرند، پس توی ایرانی هم نباید به سردار سپاهی که تا بیضه رفته تو آب بخندی!

برای مهندس جماعت، حتی «اصول» هم معنی «فرمول» میده. ژاپن فلان کار را در فلان موقعیت کرد، پس ما هم باید دقیقا همین کار را بکنیم!
غافل از اینکه رفتار موقت هر جامعه‌ای در هر بحرانی، چکیده‌ و انعکاسی از رفتار دراز مدتش در زمان عادیه. ژاپنی جماعت چنان به اصالت و خلوص ریشه‌دار خودش دل‌بسته‌ست که حاضر نیست بپذیره بعضی وقت‌ها هموطنانش گند می‌زنند. زمانی که سونامی اومد از بعضی از فروشگاه‌ها دزدی شد (البته تو کانال‌های تلگرامی فارسی که حتی یک کبریت هم ندزدیدند ژاپنی‌ها). یک خارجی وقتی این موضوع رو با یک پیرمرد ژاپنی در میان گذاشته بود، بش گفته بود: باور نکن این اخبارو، تازه اگه هم کسی دزدی کرده حتم بدون مهاجر بوده، یه ژاپنی اینکارو نمی‌کنه!.. بله از این جامعه بعیده عکس جنازه‌ها رو منتشر کنه، چون در ذهنش ژاپنی‌ متعالی‌تر ازینه که لای گل و شل مثل سگ بمیره!.. برای منِ ایرانی که بیچاره‌ی این «قداست خیالی» نیستم، واقعیت محض خیلی مهم‌تر از حرمت و روحیه‌ست! شاید فردا مردم با دیدن دیوارهای سیمانی خونه‌های داغون حاشیه شهر (که زیاد هم هستند) روحیه‌شون رو از دست دادند، باید این محله‌ها رو بایکوت تصویری کنیم؟
(می‌گفتند دوربین‌های مداربسته بلای جان شده، چون حالا اینترنت پر شده از فیلم‌های تصادفات و اتفاقات دلخراش منجر به مرگ! به نظرشون این باعث میشه خشونت و صحنه‌های فجیع، برای نگاه مردم عادی بشه. در حالی که چیزی که نباید عادی باشه توهمات انسان امروزی از حیات جسمانی خودشه. این فیلم‌ها باعث شد انسان بفهمه چقدر آسیب‌پذیره و ممکنه چه کارهای احمقانه‌ای ازش سر بزنه).

آقای مهندس حتما بهتر میدونه، که ژاپن و کره جنوبی سر قضیه زنان آسایشگر شصت سال با هم دعوا داشتند (عبارت رو سرچ کنید و صفحه ویکیش رو بخونید). و ژاپن هنوز با پرداختن به این جنایت مشکل داره. چون این مردم دوست‌داشتنی و واقعا عزیز، عادت دارند که از واقعیاتی که خوششون نمیاد حرف نزنند. فرهنگ ملوسشون بالای سر، اما در هر چیزی الگو باشند، در این یکی نیستند.

علاوه بر همه این‌ها، مسئله خیلی خیلی بزرگی هست به نام آزادی. هیچ ستاد مدیریت بحرانی، هیچ ارتشی، هیچ نهاد نظارتی، این حق رو نداره که به من نوعی بگه حق دارم چه تصویری رو با چه کسانی (با اجازه خودشون البته) به اشتراک بذارم یا به چه کسانی بخندم. آزادی، خیلی‌ها رو عصبانی می‌کنه، اما همیشه نفعش بیشتر از دردشه. و البته آزادی یک مرتبه بالاتری هم داره: آزادیِ ناراضی بودن از وضع! چه دلایل عُرفا موجهی براش موجود باشه، چه موجود نباشه، و هیچ‌کس حق نداره این آزادی رو ازمون بگیره. حتی شما «کاردان» عزیز.



https://news.1rj.ru/str/solseghalam/1572
3