Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
42.6K subscribers
6.76K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
جایگاه «حیا» در «اِوولوشن»!
می‌بینید ما رو تو رو به قرآن؟
قرار باشه به گاوها مراجعه کنیم که حتی ماده‌ها «کمتر» سکس میخوان هم درست نیست، چون ماده‌ها «هیچوقت» نمیخوان. هیچ ماده‌ای نمیره به نر بگه بفرما ترتیب ما رو بده! ولی انسان ماده اینکارو می‌کنه. تازه واسه پسره ایکس‌باکس هم میخره.
بهرحال در دین مبین، حیا هیچ ارتباطی با اینکه میخوای یا نمیخوای یا چقدر میخوای نداره. حیا یعنی چیزهای مهم‌تری رو به لذت ترجیح بدی. آخونده میگه ما مردها نمی‌تونیم ترجیح بدیم دست خودمون نیست، ولی شما زن‌ها می‌تونید! فکر نکنم لازم باشه کتاب‌های داروین رو ورق بزنیم تا متوجه بشیم داره مزخرف میگه تا بی‌بند و باری مردانه رو نرمال جلوه بده. (که البته همه هم‌کسوتانش در چهارده قرن گذشته همینکارو کردند. چون اسلام هیچوقت با زمانه پیش نرفت و در همون دوران باقی موند که زن جانوری نبود که قرار باشه چیزی هوس کنه).
4
توضیح بهتر و کامل‌‌تر یکی از شما عزیزان.
بذارید هشتگ #اسلام_و_پزشکی هم بذاریم اینجا که هر وقت خواستید سرچ کنید راحت پیدا شه.
3
استثنائا با کیخون موافق نیستم. اولا اجبار حجاب، حکم اسلام نیست. بلکه یک حکم سیاسیه (مثل ایران)، یا یک حکم فرهنگی (مثل پاکستان). انتخاب حجاب خیلی قبل‌تر ازینکه سکولاریسم به خاورمیانه برسه ممکن بود. دوما اگر کسی مختار بود کاری رو انجام بده که دیگران ازون اختیار محروم بودند موظف نیست هی یادآوری کنه که دیگران محرومند!
موافقم که باید به این شارلاتان مسلمان که به کنگره راه پیدا کرده گیر داد، اما نه ازین گیرها. باید مزخرفات مسلمانان مدرن رو با خود محتویات کلامی که از صدر اسلام باقی مونده تخطئه کرد. مثلا اسلام نگفت اگه حجاب داشته باشید زیبا میشوید! یا قدرتمند میشوید و ازین اباطیل.
5
در ژاپن حتی عکس جنازه‌ها را منتشر نمی‌کنند تا روحیه مردم خراب نشود، و این جزیی از «اصول» است پس شمای ایرانی هم باید رعایت کنی و وقتی سیل یا زلزله میاد فاز منفی نگیری! در ژاپن وقتی اوضاع بحرانی می‌شود ارتشی‌ها میریزند کنترل همه‌چیز رو در اختیار می‌گیرند، پس توی ایرانی هم نباید به سردار سپاهی که تا بیضه رفته تو آب بخندی!

برای مهندس جماعت، حتی «اصول» هم معنی «فرمول» میده. ژاپن فلان کار را در فلان موقعیت کرد، پس ما هم باید دقیقا همین کار را بکنیم!
غافل از اینکه رفتار موقت هر جامعه‌ای در هر بحرانی، چکیده‌ و انعکاسی از رفتار دراز مدتش در زمان عادیه. ژاپنی جماعت چنان به اصالت و خلوص ریشه‌دار خودش دل‌بسته‌ست که حاضر نیست بپذیره بعضی وقت‌ها هموطنانش گند می‌زنند. زمانی که سونامی اومد از بعضی از فروشگاه‌ها دزدی شد (البته تو کانال‌های تلگرامی فارسی که حتی یک کبریت هم ندزدیدند ژاپنی‌ها). یک خارجی وقتی این موضوع رو با یک پیرمرد ژاپنی در میان گذاشته بود، بش گفته بود: باور نکن این اخبارو، تازه اگه هم کسی دزدی کرده حتم بدون مهاجر بوده، یه ژاپنی اینکارو نمی‌کنه!.. بله از این جامعه بعیده عکس جنازه‌ها رو منتشر کنه، چون در ذهنش ژاپنی‌ متعالی‌تر ازینه که لای گل و شل مثل سگ بمیره!.. برای منِ ایرانی که بیچاره‌ی این «قداست خیالی» نیستم، واقعیت محض خیلی مهم‌تر از حرمت و روحیه‌ست! شاید فردا مردم با دیدن دیوارهای سیمانی خونه‌های داغون حاشیه شهر (که زیاد هم هستند) روحیه‌شون رو از دست دادند، باید این محله‌ها رو بایکوت تصویری کنیم؟
(می‌گفتند دوربین‌های مداربسته بلای جان شده، چون حالا اینترنت پر شده از فیلم‌های تصادفات و اتفاقات دلخراش منجر به مرگ! به نظرشون این باعث میشه خشونت و صحنه‌های فجیع، برای نگاه مردم عادی بشه. در حالی که چیزی که نباید عادی باشه توهمات انسان امروزی از حیات جسمانی خودشه. این فیلم‌ها باعث شد انسان بفهمه چقدر آسیب‌پذیره و ممکنه چه کارهای احمقانه‌ای ازش سر بزنه).

آقای مهندس حتما بهتر میدونه، که ژاپن و کره جنوبی سر قضیه زنان آسایشگر شصت سال با هم دعوا داشتند (عبارت رو سرچ کنید و صفحه ویکیش رو بخونید). و ژاپن هنوز با پرداختن به این جنایت مشکل داره. چون این مردم دوست‌داشتنی و واقعا عزیز، عادت دارند که از واقعیاتی که خوششون نمیاد حرف نزنند. فرهنگ ملوسشون بالای سر، اما در هر چیزی الگو باشند، در این یکی نیستند.

علاوه بر همه این‌ها، مسئله خیلی خیلی بزرگی هست به نام آزادی. هیچ ستاد مدیریت بحرانی، هیچ ارتشی، هیچ نهاد نظارتی، این حق رو نداره که به من نوعی بگه حق دارم چه تصویری رو با چه کسانی (با اجازه خودشون البته) به اشتراک بذارم یا به چه کسانی بخندم. آزادی، خیلی‌ها رو عصبانی می‌کنه، اما همیشه نفعش بیشتر از دردشه. و البته آزادی یک مرتبه بالاتری هم داره: آزادیِ ناراضی بودن از وضع! چه دلایل عُرفا موجهی براش موجود باشه، چه موجود نباشه، و هیچ‌کس حق نداره این آزادی رو ازمون بگیره. حتی شما «کاردان» عزیز.



https://news.1rj.ru/str/solseghalam/1572
3
برای پیامبر اسلام خیلی مهم بود که پیروانش اسگل به نظر نیان. اینو هم میشه در احادیث و روایات دید که در توصیف مومنان هستند، هم در عملکردش. کلا جامعه آزاد و قبیله‌ای حجاز با اینکه مذهب بدوی خودش رو داشت و با مومنین سایر ادیان ابراهیمی زندگی مسالمت‌آمیزی رو تجربه می‌کرد اما همواره در نگاهشون به مسیحیان و یهودیان یک «اینا چرا اینجوری می‌کنن؟» وجود داشت. پیامبر دوست نداشت این نگاه رو به مسلمین هم داشته باشند. حتی یکی از دلایلی که برده‌داری رو حرام نکرد همین بود که از نظر اون جامعه «فقط یه اسگل ممکنه وارد جنگ بشه و خودشو در معرض مرگ حتمی قرار بده و وقتی پیروز شد زن طرف بازنده رو برنداره ببره!». این اسگل نبودن انقدر براش مهم بود که حاضر نشد یکی از زشت‌ترین سنت‌های بشر در تاریخ رو لغو کنه. این «به چپم که چه فکری درباره‌مون می‌کنند» بعدا وارد جامعه اسلامی شد. در ابتدا خیلی مهم بود که چه فکری می‌کنند.


https://news.1rj.ru/str/masih_alinejad/7870
3
در ۹۰ درصد این فیلم‌ها هویت قربانی یا مجهوله یا اگه مجهول نیست در زنجیره اشتراک‌گذاری به گرداب فراموشی میفته‌.
امروز اولین روزی نیست در تاریخ بشر که دلش میخواد قسمت‌هایی از واقعیت رو «به نفع خودش» پاک کنه. لحظه‌ای تکنولوژی رو بذار کنار، اگه وسط یک جمع یک سوتی میدادی که کل سوادت و هوشت رو زیر سوال می‌برد، آیا دلت نمی‌خواست می‌تونستی اون قسمت از حافظه حاضران که اشتباهت رو ثبت کرده پاک کنی؟ البته که دلت می‌خواست. تکنولوژی باعث شد قدرت دیلیت کردن بوجود بیاد، اما همزمان اینترنت یک نیروی متقابلی در برابر این قدرت بوجود آورد، چون بعد از انتشار، خیلی‌ها به ندای دیلیت لبیک نمیگن و عملا اون محتوا ابدی میشه.
موضوع این است و این بوده همیشه (حتی قبل از اختراع دوربین و هرچه): قسمتی از واقعیات، مثل تکه تکه شدن فرزند من، برای من آزاردهنده‌ست. اما من نمی‌تونم واقعیات رو تصاحب کنم تا دیگران ازش منع بشن! نمیتونم یه پرانتز باز کنم تو زمان و بگم اینجا مال من و خانوادمه!

یه چیزایی هزینه‌های زنده بودنه. یکیش اینه که بقیه می‌بینند چطور نابود میشی.
3
اگه اقتدارگرایی و میلیتاریسم جمهوری‌اسلامی صاحب «مولفه‌های واقعی قدرت» بود، باز جای دلخوشی داشت. اما دارالخلافه ما یک قلعه پوشالیه.
4
۲۸ درصد مردان آمریکایی بین ۱۸ تا ۳۰ سال اظهار داشتند که در یک سال گذشته سکس نداشتن، که این تقریبا سه برابر بیشتر از یک دهه گذشته‌ست! آمار سکس «نداشتن» زنان هم بالا رفته اما نه به اندازه مردان.
باید دید در ده سال گذشته چه اتفاقی افتاده که پسرها کمتر میرن سراغ رابطه جنسی. نکته جالب در اینه که این اتفاق زمانی افتاده که تولیدات کمپانی‌های فیلم‌سازی چنان روی سکس متمرکز بوده که گویی بدون داشتن رابطه نمیشه زندگی کرد!.. در همایش‌هایی که درباره قدرت رسانه‌‌هاست جفنگ‌های زیادی درباره اینکه تولیدات فرهنگی غرب داره همه رو هدایت می‌کنه به سمتی خاص می‌شنوید. اما گویا اونقدرها که این به اصطلاح کارشناسان فکر می‌کنند که جوانان این محتویات رو جدی گرفتند، جدی نگرفتند و دارن تصمیمات دیگه‌ای میگیرن که حتی معکوس تبلیغاته!
این اتفاق اما مثال نقضی هم هست برای کارشناسان مذهبی که وانمود می‌کنند پسر ۲۲ ساله موتور هشت سیلندر شهوته و هیچ‌کاریش نمیشه کرد! این آمار نشون میده ۲۲ ساله‌ها بهتر از ۵۲ ساله‌ها خودداری بلدند.
7
حامد قدوسی پست سیاسی نمیذاره تو کانالش، ولی وقتی میذاره پست یه جوجه اصلاح‌‌طلب حسود رو میذاره که به جای انتقاد از بی‌کفایتی حکومت در مدیریت بحران، به منتشرکنندگان ویدئوهایی که خود مردم گرفتن حمله می‌کنه! اونم با ژانر ضدتحریم!.. چون استاد اقتصادمون با اینکه در ینگه دنیاست اما به تهران زیاد رفت آمد داره. باید به «برادران» نشون بده که کدوم سمت تاریخ وایساده تا تو این رفت آمدها مشکلی براش پیش نیاد.
آدم‌های کوچک. دهان‌های بزرگ.
1
Anarchonomy
۲۸ درصد مردان آمریکایی بین ۱۸ تا ۳۰ سال اظهار داشتند که در یک سال گذشته سکس نداشتن، که این تقریبا سه برابر بیشتر از یک دهه گذشته‌ست! آمار سکس «نداشتن» زنان هم بالا رفته اما نه به اندازه مردان. باید دید در ده سال گذشته چه اتفاقی افتاده که پسرها کمتر میرن سراغ…
پازل جالبی شده این آمار کاهش سکس در جوانان، و تماشای جواب‌های دیگران خودش می‌تونه یه تفریح باشه.
مثلا عده‌ای میگن جوانان امروزی تا سی سالگی با پدر و مادر زندگی می‌کنند و این محدودیت ایجاد می‌کنه در ایجاد رابطه!.. کاشان که نیست که پسره رو با یه دختر نامحرم در آغوش هم ببینند بلوا راه بیفته. تازه تو همون کاشان هم اینطور نیست که نشه مکان جور کرد، چه برسه سن‌دیه‌گو!
عده‌ای میگن اقتصاد یه جوریه که امکان ازدواج نیست!.. دقت نکردن به عنوان این مطالعه. موضوع رابطه پایدار نیست اصلا. اتفاقا چون اوضاع طوریه که امکان ازدواج دیرتر فراهم میشه، سکس‌ خارج از ازدواج بیشتر اتفاق میفته. مهم‌ نیست پارتنرش رو داره چجوری گیر میاره.
عده‌ای میگن درصد مشارکت مردان در فعالیت اقتصادی کمتر شده (چون درصد زنان بیشتر شده)، و وقتی اهرم مالی نداری شانس پیدا کردن پارتنر نداری!.. عزیزان توجه ندارن که طرف میگه حتی یک بار سکس هم نداشته. یعنی توان مالی یک بار خوابیدن با یک روسپی رو هم نداره؟ بعیده.
عده‌ای میگن قدرت زنان بیشتر شده و دیگه جرئت دارن با هر پسر داغونی رابطه نداشته باشند! (یعنی می‌تونن به پسرانی که جذاب نیستن بگن نه!).‌ یعنی ۲۸ درصد جوانان حتی انقدر جاذبه ندارن که ارزش یک بار سکس رو داشته باشند؟ مگر اینکه زامبی‌ها دنیا رو گرفته باشن!
عده‌ای میگن به خاطر اینه که محتویات پورنوگرافی در دسترس‌تره!.. یه بار در گوگل پلاس در باب اینکه از لحاظ فنی حجاب قابلیت دفع گناه جنسی رو نداره نوشته بودم که تا زمانی که ذهن انسان توان تخیل داره، پوشش‌ها یا ناکارآمدند یا کارکرد معکوس دارند. اگر کسی میتونه به تخیلش اکتفا کنه و بر مبنای این کفایت قید سکس واقعی رو بزنه، پس: لَنگ پورن نیست، چه در دسترس باشه چه نباشه.
عده‌ای میگن غذاهای این دوره زمونه مردانگی رو از مردها می‌گیره! که البته بیراه نیست، مخصوصا از لحاظ افزایش انفجاری مصرف سویا. اما همه این تأثیرات در حد پایین آوردن قدرت جنسیه، نه تعطیل کردنش! این قدرت در اوج نیست، ولی هنوز هست. در حد سالی یک بار که هست.

همه تصورشون از «علت» رو گفتند. نوبت منه حالا.

در ده سال گذشته اتفاقی که افتاده و با این کاهش مرتبطه، تنزل توان روانی جوان‌هاست. سکس، حتی در اجاره‌ای‌ترین حالت خودش نیاز به حدی از تاب‌آوری داره. آدم‌هایی که کافیه تا حتی کوچکترین جزییات برخلاف میل‌شون باشه تا دنیا رو تیره و تار ببینند در یک رابطه جنسی به مشکل برمی‌خورند، و خودشون هم می‌دونند که به مشکل برمی‌خورند، و از قبل وارد قضیه نمیشن تت به مشکلاتش برنخورند.‌ ارتباط تن به تن با یک آدم غریبه، مقداری پختگی ذهنی میطلبه که جوانان امروزی یا خیلی دیر بش میرسن یا میل ندارن که بش برسن. «لذت بردن از چیزهایی که پرفکت نیست» هم جزئی ازون پختگیه. جوان امروزی، مثل یک سنسوره که دست و پا درآورده. تمام وجودش سنس می‌کنه، ولی از پردازش خبری نیست. و لذا برای ساده‌ترین تعاملات باید در حد یک شطرنج‌باز مراقب حرکاتت باشی، چون ممکنه هر آن بش بربخوره! مسلمه که در چنین سیستمی که همه داخل سنگر هستند نمیشه به سکس رسید.‌

تستوسترون نخود سیاهه، ولی افتادن دنبالش. مهم‌ترین مانع سکس در دوران ما، پایین‌تنه نیست، بلکه مانعش دقیقا در بالاترین قسمت بدن ایجاد شده.
6
در حالی که عده‌ای از ما سوگوار تعطیلی دائمی گوگل پلاس هستیم در دنیای نوجوانان اوضاع به شکل کاملا متفاوتیه. چون اون‌ها نه تنها غمی بابت حذف محتویات مجازی توسط شرکت‌های سرویس‌دهنده ندارند بلکه خودشون پیشدستانه و خیلی فعالانه‌تر محتویات تولیدی خودشون رو پاک می‌کنند! بچه‌های امروزی خیلی راحت‌تر ازون چه که ما فکرش رو بکنیم می‌تونن کل عکس‌های خودشون رو در اینستاگرام پاک کنند، در حالی که ما برای حذف حتی یک پست استخاره می‌کنیم!
میگن علت اینه که ما از دریچه‌ای وارد دنیای اینترنت شدیم که فضای مجازی رو نوعی «آرشیو» برای زندگی واقعی جلوه میداد. مثلا وبلاگ، دفتر یادداشتی بود که نه خیس می‌شد نه پاره.‌ اینترنت برای ما جایی بود که می‌شود در آن خاطرات و دلنوشته‌ها را جا داد، که تا همیشه بماند. چون ابزاری که در اختیارمون بود همین کارکرد رو داشتند. اما اولین ابزاری که نوجوان امروزی به عنوان «دریچه‌ای به اینترنت» در اختیار داره، سرویس‌هایی هستند که پیرامون «لحظه اکنون» حرکت می‌کنند، مثل لایو استوری‌های اینستاگرام، که همین الان هست ولی فردا نیست.‌

اما نکته اینجاست که برای نوجوان امروزی، همونطور که قبلا گفتم، دیگه هیچ سوالی مطرح نیست که بخواد دنبال جواب باشه، و لذا تمام افق دیدش رو محدود کرده به مادیات گذرا، و‌ تعریف دیگه‌ای از حیات مجازی داره، که متأثره از تعریف دیگه‌ای که از حیات فیزیکی داره. در این تعریف، شبکه اجتماعی یعنی جایی که عکس بذاری، تا لایک بگیری. لایک که گرفتی میتونی عکس رو پاک کنی! و این خیلی مهمه. برای ما خود محتوا هدف بود. اما برای این‌ها محتوا صرفا یه وسیله‌ست برای جلب توجه. صرفا جلب توجه، نه هیچ چیز اضافه‌ای. و وقتی به هدف رسیدند به راحتی وسیله رو میندازن دور و میرن سراغ یه وسیله دیگه. بنابراین وقتی عکس‌هاشون پاک میشه مثل ما حس نمی‌کنند که دارن گوشت تنشون رو می‌کنند! (هم‌نسلی ساده‌دل من هم فکر می‌کنه اگه به محتویات این‌ها برچسب «شوآف» بزنه و تقبیحش کنه دست ازین کار می‌کشند. هم‌نسلی من تصور می‌کنه این هم مرحله‌ای از دوران بلوغه و این بچه‌ها هم مثل بقیه بچه‌های قبل از خودشون ازش عبور خواهند کرد. متوجه نیست که برای این‌‌ها شواف هیچ جنبه نگاتیوی نداره! که بعد شما که اهل شواف نیستی بتونی ازین طریق بش برتری اخلاقی پیدا کنی. این قباحت براش تعریف‌نشده‌ست).
به عبارتی ما با این‌ها یک تمایز مهم فلسفی داریم. ما در تلاشیم با تولید محتوا به جاودانگی برسیم، ما چنان مأیوسیم از زندگی «اکنون» که دل خوش داریم به «قبل از اکنون» که در وسواس بیمارگونه‌مون روی نوستالژی‌ها نمود پیدا کرده، یا «بعد از اکنون» که در فانتزی‌های آینده‌گرایانه‌‌مون که دچار بی‌زمانی هستند نمود داره (مرد نکونام نمیرد هرگز و مانندها). ما مایلیم زندگی طولانی‌تر و باقی‌تری داشته باشیم در ذهن مردم. اما این‌ها چنان به قبل و بعد کافرند که فقط اکنون رو به رسمیت میشناسند، و فقط برای شهرت و محبوبیتی که در چارچوب اکنون قرار بگیره اعتبار قائلند. نویسنده مقاله تصور کرده چون نحوه ورودمون به دنیای اینترنت فرق داشت (ما با بلاگفا، این‌ها با اسنپ‌چت)، نوع فلسفه ما هم تغییر کرد! در حالی که موضوع اساسی‌تر ازین حرف‌هاست. ما داریم پا به عصر جدیدی میذاریم که دیگه خدا و شیطان و این‌ها موضوعیت ندارند، بلکه کُفر به مرحله تازه‌تری رسیده که حتی زمان رو‌ هم شامل میشه. کفر به همه‌چیز غیر از اکنون!

https://melmagazine.com/en-us/story/why-are-people-starting-to-purge-all-of-their-instagram-photos
👍4
آیندگان باید بدونند که ما در دوران تسلط آخوندها بر ایران، هیچ موقعیت سورئالی نبود که تجربه نکرده باشیم! مثلا کتاب تاریخ‌شون نباید جمهوری‌اسلامی رو به عنوان «بعد از» فلان حکومت و «قبل از» فلان حکومت قرار بده. برای دوران جمهوری اسلامی باید یک فصل جداگانه در انتهای کتاب اختصاص داده بشه همراه با تصاویری منتخب از اون موقعیت‌ها، که یکیش سیل‌بند انسانیه. مثل کتاب‌های جغرافیا که نقشه‌های رنگی رو در انتهای کتاب قرار می‌دادند.
اما این موقعیت‌های سورئال فریبنده هم هستند، چرا که وزن زیادی که در فُرم دارند، جاذبه‌ای ایجاد می‌کنه که در کانون توجه قرارشون میده. حتی اگه مهم‌ترین مطلب روز نباشند. اینکه در نتیجه بی‌کفایتی حاکمیت، آدم‌های معمولی مجبورند خودشون رو در موقعیت‌های عجیب قرار بدن، مطلب مهمیه که باید بش پرداخته بشه، اما اعجاب اون موقعیت حواس‌ها رو ازینکه «چرا» در این موقعیتیم پرت می‌کنه. اصل موضوع اون چراست، حتی اگه موقعیت‌های عجیب و سورئال هم پیش نمی‌اومد!

به جای پرداخت‌های شاعرانه و روضه‌خوانی‌های مناسبتی به بهانه این عکس‌ها و فیلم‌ها، باید به علت این وضعیت رسیدگی کرد که مردمانی در شمال و شرق و غرب و جنوب چنان درگیر ابتدایی‌ترین تلاش‌ها برای بقا هستند که گویی کشور فاقد حکومت مرکزیه! و صرفا مشتی اراذل و اوباش به منابع سرزمینی تسلط دارند، و به خاطر این «تسلطِ لَش» و «لَش‌های مسلط» هرروز داره یک گند بالا میاد و هرروز داره ابعاد این گندهای بالا آمده منبسط‌تر از دفعات قبل میشه.

https://news.1rj.ru/str/vaziat/27895
4
Anarchonomy
Photo
نتایج یک نظرسنجی نشون میده آمریکایی‌ها به طور متوسط هفته‌ای ۳۸ ساعت صرف تماشای محتویات ویدئویی می‌کنند، یعنی کمی بیش از ۵ ساعت در روز! که تقریبا معادل زمانیه که یک شغل تمام وقت لازم داره. ۳۹ درصد ازین ۵ ساعت در روز، ویدئوهای اینترنتی هستند، مثل یوتیوب، نتفلیکس و غیره. به طور میانگین عضو سه تا ازین سرویس‌دهنده‌ها هستند که مجموعا ماهی ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار حق اشتراک پرداخت می‌کنند بابت‌شون! یعنی معادل تراکنشی که صادرات ۱ میلیون و ۲۰۰هزار بشکه نفت در هرروز ایجاد می‌کنه. همونقدری که الان ایران صادر می‌کنه!
۴۰ سال پیش هم آمریکایی‌ها تقریبا همین مقدار تلویزیون تماشا می‌کردند، اما در گذشته تلویزیون می‌تونست به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد نویز بک‌گراند در فضای ساکت خانه یا محل کار استفاده بشه، یعنی تمام اون ۵ ساعت رو خیره نبودن بش. اما در دورانی که پول پرداخت می‌کنند بابت محتوا، حتما دارن بش نگاه می‌کنند، مخصوصا که شرکت بشون اجازه میده از طریق تلفن‌های هوشمندشون هم تماشا کنند. لذا ۵ ساعت امروز داره وقت بیشتری ازشون می‌گیره تا ۵ ساعت ۴۰ سال پیش.
۸ ساعت خواب، ۵ ساعت فضای خیالی (حتی یک فیلم مستند حیات وحش هم به نوعی یک خیاله، چه برسه یک سریال درام.. چون شما رو از اتاق نشیمن‌تون خارج می‌کنه و میبره به جایی که فقط در ذهن‌تون وجود داره. درسته که لوکیشن فیلمبرداری واقعیه، اما اگه دقیقا برید به همون لوکیشن، همون تجربه بصری رو نخواهید داشت). پس مجموعا ۱۳ ساعت از ۲۴ ساعت رو «اینجا» نیست! و تازه بازی‌های کامپیوتری رو حساب نکردیم، و همچنین دقایقی که چشمانش بسته‌ست و به موسیقی گوش میده!
حیرت‌انگیزه.
2
وقتی از مردم می‌پرسی فلان جای کشور نیاز به کمک داشت، چرا نرفتی؟ میگه خودم گرفتارم.‌
آیا از یک دزد گرفتارتریم که وسط این وضعیت بحرانی، قایق جور کرده و روستای تخلیه شده رو پیدا کرده و رفته شبانه اثاث خونه‌های خالی از سکنه رو بار زده و برده؟ واقعیت اینه که همت ما از همت یک دزد کمتره، و هیچ توجیه و بهانه‌تراشی نمی‌تونه این واقعیت رو تغییر بده.
همونطور که ایران مبتلا به استثنایی‌ترین حکومت دنیاست، نسبت ما با هموطن‌مون هم باید یک نسبت استثنایی باشه. ما نمی‌تونیم مثل یک شهروند بلژیکی، و حتی ویتنامی بگیم «ارتش بشون کمک می‌کنه»، یا «صلیب سرخ هست». این جمله‌ها در کشورهای نرمال معنی دارند، نه در کشور ما که فاقد حکومت عرفیه. مردم در لفظ خیلی تکرار می‌کنند که مملکت بی‌صاحب است، اما عملا طوری رفتار نمی‌کنند که انگار مملکت بی‌صاحب است. در مملکت بی‌صاحب، حمایت افراد از هموطنانشون باید یک حمایت ویژه و استثنایی باشه. و نیرویی که پشت این حمایته باید حداقل اندازه همت یک دزد باشه.


https://news.1rj.ru/str/vaziat/27900
4
این دیگه حتی مرده‌پرستی هم نیست. امام شهید کلا به حاشیه رفته. این حتی قبرپرستی هم نیست، چون خود قبر هم به حاشیه رفته. الان متن اصلی، ساختمانه! این انحراف فقط یک انحراف مذهبی (مثلا بدعت) نیست، این ورود پیدا کرده به حیطه انحرافات جنسی احتمالا. من و شما ممکنه درک نکنیم، همونطور که درک نمی‌کنیم یک بیمار جنسی چطور با دیدن زانوی یک پسربچه هم تحریک میشه، درک هم نمی‌کنیم که اینا با دیدن گنبد و گلدسته چه حالتی پیدا می‌کنند، فقط میشه تشخیص داد که حالت عادی ندارند.
5
در سایت ویکی‌پرسش، که قاعدتا هدفش باید افزایش آگاهی مخاطبینی که وقت برای تحقیق ندارند باشه، این سوال مطرح شده:  «آیا مورچه‌ای که با حضرت سلیمان سخن گفته از نوع همین مورچگان بوده است؟ نحوه کلام آن چه‌گونه بوده؟ و آیا آن مورچه نر بوده یا ماده؟»

سطح هرز رفتگی اذهان رو ببینید فقط. جهل پرسش‌کننده با جهل اون نادانی که از علی پرسید اگه خیلی دانشمندی بگو ریشت چندتا مو داره؟ تفاوتی نداره. جاهل بودن پدیده نادری نیست، ولی به اندازه یک جاهل در چهارده قرن پیش جاهل بودن، یک نوع رکورده! چه فرقی داره که مورچه مذکور نر بوده باشه یا ماده؟

اما پرسش‌کننده نتونست برای مدت زیادی رکورد خودش رو حفظ کنه. چون پاسخ‌دهنده با اختلاف رکوردش رو میزنه! نادان‌هایی که تقلا می‌کنند روایات اسطوره‌ای رو با زیست‌شناسی توضیح بدن! نادان‌‌هایی که نه اسطوره رو می‌فهمند، نه روان انسانی که نیاز داره به اون اسطوره‌ها رو می‌شناسند، و نه علم تجربی رو که هیچ ربطی نداره به اون اسطوره‌ها، و با این جهل تجمیع‌یافته میخوان بابانوئل‌هایی باشند با یک کوله‌پشتی پشمالو پر از «جواب»!

و این نتیجه‌گیریشه:

«پس مورچه‌ها صداهایی برای خودشان دارند.. اما سیستم شنوایی ما طوری است که قدرت شنیدن آن‌ها را ندارد. اما کسی که خداوند آن قدرت را به او عنایت کرده (مثل حضرت سلیمان و ائمه) می‌توانند آن صداها را بشنوند و تشخیص بدهند».

من هلاک اون «پس..» هستم. چنان با اعتماد می‌نویسند پس، که انگار ماقبلِ پس انبوهی از مجاهدت علمی و پژوهشی خوابیده و الان میشه میوه‌ش رو چید!
اما انقدر عقب‌افتاده هست که حواسش نباشه که بمون گفت سلیمان چطور حرف مورچه رو فهمیده، اما یادش رفته که بگه مورچه چطور حرف سلیمان رو فهمید؟ و انقدر مجنون هست که نفهمه اگه قرار باشه آخرش بگیم «خب قاعدتا اینجوری کار نمی‌کنه، ولی خدا قدرتی بش داد که کار کرد» دیگه نیازی به اینهمه روده‌درازی و ارجاع به زیست‌شناسی نبود! «کار خداست» رو که مادربزرگ‌های بیسواد همه ما بلد بودند بگن.

هر ذهنی ظرفیتی محدود داره برای پردازش، هم در وقت، هم در انرژی، هم در پتانسیل کارکردی. سطح هرز رفتگی این ظرفیت رو ببینید فقط.


http://wikiporsesh.ir/%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%86%D9%87
امام شیعیان اسماعیلی مصاحبه‌ای داشته با یک نشریه فرانسوی. یک جای این مصاحبه درباره تفاوت سبک کارش با امام قبلی گفته:

«امام چهل و هشتم دیدگاه‌های خودش را داشت و حرفه‌ی سیاسی عظیمی برای خود قائل بود. شخصاً هیچ علاقه‌ای به شغل و حرفه‌ سیاسی ندارم».

به نظر خود حضرت والا این یکم مورد دار نیست؟
زیاد اطلاعات ندارم درباره چهل و خورده‌ای امام دیگه، ولی این سلسله یه سَری داشت و اون سر میرسه به علی‌بن‌ابیطالب. اون پنج شش تا امام اول چنین حرفی درباره امام قبل از خودشون نمیزدن. مثلا امام حسن نمی‌گفت «بابام زیادی خودشو قاطی سیاست کرده بود، من اونجوری نیستم». حضرت حتی میگه «شخصا..». یعنی تیپ شخصیتیم اینجوریه!.. تا جایی که ما مفهوم امامت رو میشناسیم، شخصیت امام یک متغیر تعیین‌کننده در جهت‌گیریش نیست. امام اگه شخصا دلش هم نخواد یه کاری رو انجام بده، باید انجام بده، چون معیار ترجیحات شخصی خودش نیست. علی‌القاعده به منبعی از معرفت ازلی وصله که طبق اون باید جهت‌گیری کنه. اگه وصل نیست، پس چرا امامه؟
البته به من مربوط نیست. ولی امام اول اگه منتخب دموکراتیک نبود (که نمی‌تونست هم باشه، چون اون زمان دموکراسی موضوعیتی نداشت)، ادعای اتصال به یک منبع معرفتی داشت. خب ایشون که در هیچکدوم این دو قالب قرار نمی‌گیره، نه به صورت دموکراتیک انتخاب میشه، نه به منبعی وصله. یعنی یه آدمی مثل منه (البته نه خیلی مثل من، چون باباش خیلی پولدارتر از بابای من بود). چرا یکی مثل من باید امام من باشه؟ برادران شیعه اسماعیلی این سوال رو از خودشون نمی‌پرسن؟

https://news.1rj.ru/str/zeitoons/3842
1
مجموعا ۶۵ درصد آمریکایی‌ها میگن مقدار قابل توجهی از محتویاتی که در شبکه‌های اجتماعی می‌بینند مصداق آزار جنسی است! (۲۹ درصد خیلی زیاد، ۳۶ درصد تا حدودی).
یعنی هر چیزی که شما در این شبکه‌ها قرار بدی، اعم از جوک، عکس، فیلم.. فقط ۱۰ درصد آمریکایی‌ها ممکنه موهن، یا سکسیستی حسابش نکنند!
وقتی همه‌چیز توهین‌آمیز و زننده باشه دو اتفاق میفته: عده‌ای جرئت نمی‌کنند ساده‌ترین مطالب رو هم بیان کنند، و عده‌ای لج می‌کنند و هر مطلب محرکی رو بیان می‌کنند! که هر دو تبعات خاص خودش رو داره.
4
این ویدئو تکان‌دهنده‌ست، یعنی باید باشه، نه برای من، که می‌دونم چه دروغ‌هایی درباره مردم ما گفتند، بلکه برای کسانی که در توهم بسر می‌برند. وقتی صحبت از بی‌کفایتی و فساد ذاتی نظام میشه، بارها شنیدیم که میگن «خلایق هرچه لایق. مگه مسئولان نظام از کجا اومدن؟ اونا هم از همین مردم هستن دیگه». حرف‌های این جوان محرومیت‌کشیده در نواحی پرت ایران، ثابت می‌کنه که اون حرف فقط یک دروغه. لیاقت این جوانِ کاملا آگاه، که هم فرق شواف پوپولیستی و کارآمدی سیستماتیک رو می‌فهمه و هم به ریشه معضل تسلط داره، این حکومت نیست. و اگه هم قرار بود مسئولان از بین مردم انتخاب بشن، باید چنین جوانی انتخاب می‌شد. یعنی حتی اگه تاس مینداختیم و شانسی از بین این جوان‌ها «مسئول اجرایی» و مدیر انتخاب می‌کردیم، حکومت بسیار کارآمدتر و منطقی‌تر از وضعیت فعلی عمل می‌کرد، چه برسه به اینکه گزینش می‌کردیم. تمام ادعاها مبنی بر اینکه این نظام انعکاسی از خود مردمه، یک فریبه‌.


https://news.1rj.ru/str/masih_alinejad/7979
3
«طفلان بیمارذهن» عنوان مناسبی برای طیف اصلاح‌طلب‌هاست. وقتی کانالی که گرایشات براندازانه داره ویدئو یا عکسی دست اول و داغ از فلاکت مردم منتشر می‌کنه، اصلاح‌طلب‌ها ترجیح میدن صبر کنند تا یک کانال دیگه، ولو کانال هجویات جنسی، کپیش کنه و سپس پست دزدی شده رو بازنشر کنند! بغض و کینه این‌ها در این حده. همینقدر صغیر، و همینقدر مریض.
همچنان معتقدم ایران سوریه نخواهد شد، ولی اگر شد خدای نکرده، مطمئنم ما با بسیجی‌ها نخواهیم جنگید. چون اون‌ها اگه متوجه بشن که توده مردم حاضرند از خشونت استفاده کنند برای رهایی از نظام، قبل از بیخ پیدا کردن کار به نجف و بیروت و دمشق فرار خواهند کرد. این اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گراها هستند که خواهند ماند و به سمت‌مون شلیک خواهند کرد و روی محله‌هامون بمب بشکه‌ای خواهند انداخت.
3