Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.1K subscribers
6.76K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
این پیام یکی از بچه‌های ماهشهره که برام فرستاد تا برای شما بفرستم. بی‌خبری مردم و مرکزنشینان از این حوادث باعث تأسفه، اما ازون بدتر اینه که کسی از وضعیت زندگی این مردم هم باخبر نیست.


«سلام
من اهل ماهشهرم و حتماً میدونید که در اعتراضات اخیر بعد از کرمانشاه ، ماهشهر بیشترین تعداد کشته رو داشت. نمیدونم چقدر ماهشهر رو میشناسید. ماهشهر با داشتن بیش از ۲۰ مجتمع پتروشیمی یکی از بزرگترین قطب‌های پتروشیمی ایران و حتی خاورمیانه است و همچنین با داشتن بندر امام خمینی دارای یکی از بزرگترین بنادر تجاری در ایران و همچنین یکی از بزرگترین بنادر صادرات نفت در کشوره (بیشتر نفت ایران و بیشتر محصولات تولیدی پالایشگاه آبادان از ماهشهر و خارک صادر میشه) و جالبتر اینکه ماهشهر بین دو رودخانه زهره و جراحی قرارگرفته و از لحاظ کشاورزی و صیادی هم جایگاه ویژه ای بین بقیه شهرهای خوزستان داره.
بزرگترین مخازن نگهداری و صادرات بنزین گازوئیل و میعانات و غیره با فاصله پنج دقیقه‌ای خونه ی هر کدوم از اهالی ماهشهره. حالا در کنار این شهر که از لحاظ جمعیت در رتبه دوم شهرهای خوزستان بعد از اهواز قرار داره ، چند شهرک قرار گرفته که همه کارگر نشین و به شدت فقیر هستن:
شهر چمران(جراحی)، شهرک طالقانی (کوره)، شهرک رجایی (زنجیر)، شهرک مدنی و دهکده گاما. توی این شهرک‌ها به دلیل بیکاری و فقر گسترده انواع بزه رواج داره. درمورد دهکده گاما جالب اینه که در فاصله هزار متری مجتمع‌های پتروشیمی قرار داره اما حتی ساکنینش به حمام ساده دسترسی ندارند.

حالا با گفتن اینا میخوام به اینجا برسم که اهالی ماهشهر و این شهرک ها حتی یک بانک رو آتش نزدند (ماهشهر تنها شهردرگیر در این اعتراضات بود که حتی یک بانک آتش نگرفت)، حتی یک مغازه هم صدمه ندید. تنها کاری که مردم کردند درست کردن راه بندان و بستن جاده های دسترسی به منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی (مجتمع های پتروشیمی) و بستن راه دسترسی به بندر امام خمینی بود اونم با آتش زدن چند حلقه لاستیک و قرار دادن چند تا سنگ توی جاده و خاموش کردن چند تا کمپرسی و کامیون در جاده. حالا فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟ به دستور استاندار و با مجوز شاک، سپاه خوزستان یه تیپ ویژه تکاور به ماهشهر فرستاد به همراه دو تانک (بله واقعا تانک) و شش نفربر و کلی سلاح سنگین و نیمه سنگین و حتی هلی کوپتر نظامی! به محض ورود به ماهشهر ابتدا توی شهر چمران (جراحی) وارد شدند و مردم رو به گلوله بستن. با کلاشینکف؟ خیر با تیربار دوشکا. دقیقا با تیربار دوشکا. و از هلی‌کوپتر هم توی شهر چمران(جراحی) به مردم عادی تیراندازی کردند. حتی به سمت مردمی که توی خونه بودن و حتی توی راهپیمایی اعتراضی شرکت نکرده بودند. و در همون ساعت اول حدود ۱۷ نفر از جمله دو کودک ۴ و ۸ ساله و یک پیرزن هفتاد و چند ساله با تیر مستقیم برادران پاسدار کشته شدن (آمار بقیه کشته ها به علت فرار جوان‌ها به بیشه‌ها و تیراندازی کور پاسدارها به این بیشه و نیزارها هنوز مشخص نیست).
چند کشته از بین زخمی هایی بودند که بیمارستان شهر به دستور پاسداران از پذیرششون امتناع کرد. عصر همون روز وارد شهرک‌های رجایی و دهکده گاما و شهرک مدنی شدند و اونجا رو هم از کشتار بی نصیب نگذاشتند.
بخشی از ساکنین این شهرک ها که از عشایر عرب خوزستان هستند، طبیعتا مسلح هستن. سپاه به عمد با این حمام خونی که راه انداخت مردم رو تحریک کرد. درگیری به شهرک طالقانی(کوره) کشیده شد و چون مردم این شهرک مقابل به مثل کردند، از ساعت شش هفت عصر سه شنبه تا ساعت یک بامداد چهارشنبه حتی یک ثانیه صدای رگبار قطع نشد.
با تانک وارد شهرک شدند اما با مقابله مردمی در این شهرک‌ها، غائله جمع نشد و پاسداران هم کشته و زخمی زیادی داشتن که با وساطت شیوخ و ریش سفیدان و بزرگان منطقه تیراندازی قطع شد و شهرک طالقانی محاصره شد.
بعد از اون تا سه روز متوالی از این شهرک‌ها هر جوانی گیر می‌آوردند دستگیر می‌کردند. و فعلا غائله ساکت شده ولی نمیشه گفت آرامه.
فاجعه انسانی که اینجا اتفاق افتاد مورد توجه کسی نیست. خیلی‌ها فکر میکنند اینجا بانک آتش زدند، ولی حتی یه عابر بانک توی ماهشهر صدمه ندید. تنها به این دلیل که مردم این شهر پاشون رو روی شاهرگ اقتصادی کشور گذاشتن به این شکل سرکوب شدند. توی هیچ شهر دیگه‌ای نه با تانک وارد شدند و نه کماندو ویژه فرستادن و نه نیروی تکاور با هلی کوپتر پیاده کردن. مردم ایران حق اعتراض ندارند، اما مردم ماهشهر حتی به اندازه بقیه ایرانی‌ها هم اجازه عصیانگری ندارند.
خواهش میکنم واقعیات این شهر رو منعکس کنید.»
22
Anarchonomy
فکر می‌کنند اونی که جان داده اونیه که تو محوطه بیمارستان رها شده بود. خبر ندارند که این خودشون هستند که مُرده‌اند، خیلی قبل‌تر ازون مجروح.‌ اجسادی هستند که سر ماه حقوق به حساب‌شون واریز میشه و تصور می‌کنند بواسطه این واریزهای مستمر، از کیفیت قابل قبولی از…
برخی در واکنش به این توعیت می‌گفتند «من خودم پزشکم.. چنین چیزی نیست». ولی شهادت دیگران میگه نه تنها در کرج، که در شیراز و ماهشهر و شهرهای دیگه هم مجروحان رها شده‌اند. حالا یا به خاطر بی‌تفاوتی پرسنل، یا ترس‌شون از عوامل سپاه.
میگن حسود هرگز نیاسود.. ولی من دلم می‌خواد حسودی کنم. به مردم سوریه که پزشکانی تحویل جامعه داد که صدها نفرشون شهید شدند، چون بیمارستان و مداوا رو ول نمی‌کردند، نه از اخراج شدن می‌ترسیدند نه از کلاشینکف نیروهای دولتی، و نه حتی از بمب‌هایی که هرلحظه ممکنه بود بیاد روی سرشون. این دکترها از جامعه‌ای مذهبی بیرون اومدند که از توش همه‌جور مجنون تروریست هم بیرون اومده بود.‌. همون خانواده‌هایی که شهادت‌طلب قاتل تحویل ملت داده بودند، شهادت‌طلب ناجی هم تحویل داده بودند. اما من جامعه‌ای رو که قابلیت تحویل هر دو رو داره ترجیح میدم به جامعه‌ای که از تحویل هر دو عاجزه. درسته اون جامعه ریسک پیدا شدن بنیادگرایی مذهبی رو در خودش داره، اما همزمان قابلیت اینو داره که آدم‌هایی بسازه که به خاطر ایمان مذهبی، حاضرند در معرض گلوله قرار بگیرند اما وظیفه‌شون رو رها نکنند. اما ما چنان همه‌چیز رو باختیم که تروریست‌های مسلح نه در تونل‌ها و مخفیگاه‌ها، بلکه در ادرات، وزارت‌خانه‌ها، پاسگاه‌ها، پادگان‌ها، سفارت‌خانه‌ها، سازمان‌ها، مشغول به کارند، و همزمان وجدان و ایمان و تعهد و همه این چیزهایی که در «آدم» باید پیدا بشه، رخ بربسته. اون موقع که پیرمرد بیمار رو با آمبولانس بردند در خرابه‌ها رها کردند، باید میفهمیدیم که چنین روزهایی قطعا کنار مردم ستمدیده نخواهند بود. این‌ها قشری چیپ و پوک هستند که فاصله گرفتن‌شون از ایمان مذهبی، نه از روی دست یافتن به عقلانیتی اخلاقی‌تر، بلکه ناشی از طبقاتی پنداشتن ایمان بود. الف- ایمان مخصوص فقرا و بدبخت‌ها و بیسوادهاست. ب- ما فقیر و بدبخت و بیسواد نیستیم. از الف و ب حاصل می‌شود ج: ایمان در شأن ما نیست!

چیپ و پوک.. قشری که چون قبل از جملاتش Rx میذاره فکر می‌کنه در مرتبه‌ای بالاتر از فهم و ادراکه. اما آدم بودن بلد نیست.
15
یک خواننده سوری رو فالو می‌کردم زمانی.. یک روز دیدم درست زمانی که مردم در حلب یا در حال فرار بودند یا در حال پیدا کردن اجساد بچه‌هاشون از زیر آوار بمباران، استوری گذاشت در اینستاگرام که نشون میداد یک پارتی بزرگ بود در دمشق که هنرمندان و نویسندگان و اهالی فرهنگ! همه توش جمع بودند.. و می‌دونید چی جالب بود؟ داشتند به خودشون افتخار می‌کردند که «حتی در اوضاع آشفته کشور شمع هنر و فرهنگ را روشن نگه می‌داریم!».
چنان با سرعت روی Unfollow زدم که عیسی اگه زن برهنه‌ای رو می‌دید اونقدر سریع نگاهش رو برنمی‌گردوند. آخه من رفلاکس هم دارم و خیلی راحت بالا میارم.
برای انجام کاری رفته بودم به یک اداره. طبقه اول که در ورودی باز و بسته می‌شد بخاری گازی گذاشته بودند.. ازین‌ها که در امامزاده‌ها میذارن. به همون بزرگی. و در طبقه بالا، کولر گازی روشن بود و باد خنک میداد! اختلاف دمای بدن کارکنان یکی از مناقشات جهانیه، اما نه اینکه یکی‌شون در تابستان سیر کنه و اون یکی در زمستان! مدام در گوش طبقه فقیر میخوانند که «سرانه مصرف تو از شهروندان اروپا بیشتره.. حروم‌لقمه‌ی بودجه مصرف‌کنِ ناراضی!».. اما در ادارات دولتی مصرف زیاد هم نیست دیگه، «هرج و مرج مصرفی» جریان داره.
ایندفعه که رفتم برای این بود که بفهمم نتیجه مراجعه قبلیم چی بوده. دفعه قبل جلوی چشم‌های خودم و خودش، یک فرم رو برام در نرم‌افزار خودشون پر کرد و فرستاد. اما خبری نشد. امروز که رفتم گفتند «تو سیستم نیست». یعنی من خواب‌نما شده بودم؟ کارمنده خواب‌نما شده بود؟ کامپیوتره خواب‌نما شده بود؟ بالاخره یه چیزی وارد شد در سیستم.. کجاست الان؟ معلوم نیست. شاید اگه نظام اداری دست نمی‌زد به تکنولوژی بهتر بود. مثلا اگه اون فرم کاغذی بود، شاید میشد پیداش کرد. اگه می‌گفتند کاغذه رو اشتباها گذاشتیم زیر کاسه آبگوشت و یکم ازش ریخت روش و زرد شد و مجبور شدیم بندازیمش دور، راحت‌تر هضم می‌کردم تا اینکه بگن اون چیزی که روی صفحه مانیتور دیدی، ندیدی!
من قبل از ظهر رفته بودم اما از همون موقع داشتند مهیا می‌شدند برای ناهار. ارباب رجوع می‌پرسید مهندس فلانی پشت میزش نیست، کجاست؟ می‌گفتند رفته نون بگیره! ده دقیقه بعد یکی با نون بربری که نصفش رو تو راه خورده و هنوز نشخوارش به پایان نرسیده وارد میشه. یکی دیگه رفته دوغ بخره. برای چی کارمند باید پاشه بره بیرون چون غذای بدون برنج با خودش آورده امروز؟ یه مایکروفر بذارید اونجا علاوه بر غذا نون رو هم گرم کنه. شکر خدا اهل نماز نیستند، وگرنه یه دور نماز حضرت علی رو می‌خوندند (چهاررکعت، هررکعت پنجاه تا قل‌هوالله). اما همه برای نان بیرون نمیرن. خانوم فلانی کجاست؟ رفته شربت سینه بخره! یک ماهه سینه‌ش چرک داره! اون یکی میگه دو ماهه سردرد دارم، اون یکی کمرش رو گرفته، اون یکی معلوم نیست به خاطر چه جور مصدومیتی مثل پنگوئن‌ها راه میره تو سالن.. نمی‌تونن برن پیگیری کنند؟ مثل من از بیمه هم که محروم نیستند، یک ماه هم چرک میشه؟ رکود و بی‌عملی و زندگی مردابی نظام بروکراسی، به لایف استایل‌شون هم نفوذ کرده.
و وسط این سیرک یکی‌شون تلفن رو برمیداره و زنگ میزنه به همکارش در ساختمان مجاور و دوتایی غیبت می‌کنند پشت سر مجموعه‌ای دیگه از همکاران، سر اینکه ارباب رجوع رو هفت هشت بار چرخوندن و برگردوندنش سر خونه اول و غر می‌زنند که این چه وضعیه! یعنی آش چنان شوره که کسی که خودش نان‌خور بروکراسیه، وگرنه استخدام نمی‌شد، داره از ضخیم شدن لایه‌های این بروکراسی به ستوه میاد!

وای به حال ما‌.
اریک راسموسن، پروفسور دانشگاه ایندیانا یه چیزایی توعیت کرد که گفتند نژادپرسته، ضدزنه، متحجره، فلانه، اخراجش کنید. مثلا گفته بود همجنسگراها نباید معلم کودکان بشن. یا زن‌ها دوست دارن یه رییس بالاسرشون باشه تا اینکه مسئولیت روی دوش خودشون قرار بگیره. یا نباید به دانشجوهای سیاهپوست‌ سهمیه تبعیض‌آمیز بدیم فقط به این دلیل که درصدشون تو ورودی‌هامون کمه. ریاست دانشگاه گفت نمی‌تونیم اخراجش کنیم چون قانون اساسی آزادی بیان رو تضمین کرده، ولی مراقبیم به دانشجویان آسیبی نزنه!.. راسموسن یه جواب نوشته برای جوابیه ریاست دانشگاه. توصیه می‌کنم حتما بخونیدش. پوزشم رو بپذیرید که دل و دماغ ترجمه ندارم. انقدر تمیز از خودش دفاع کرده که ارزش به اشتراک‌گذاری داشته باشه.


http://www.rasmusen.org/special/2019kerfuffle/provost1.htm

یه واقعیتی هست که شعور مذهب‌ستیزان وطنی بش نمی‌رسه و اون اینه که مسیحی مذهبی و مسلمان مذهبی ربطی بهم ندارند. حالا اگه در سال ۱۵۰۰ میلادی مشابه بودند یا نه رو من اطلاعی ندارم. اما امروز ربطی بهم ندارند. این‌ها حتی اگه تعصب داشته باشند، هیچ ربطی به متعصبان خاورمیانه‌ای ندارند و در یک level
دیگه هستند کاملا. یک کاسه کردن این‌ها نشان بی‌عقلیه.
6
در اینکه باکتری‌ها و ویروس‌هایی که میتونن آدم رو بکشن از راه دست دادن و تماس فیزیکی منتقل میشن مرموزی عجیبی وجود داره. در روایت مذهبی، بیشتر سرنوشت انسان دست خودشه، اما اینکه سر و ته تاریخ به چه شکلی دربیاد تماما دست خداست. در هیچ کدوم ازین روایت‌ها پیش‌بینی نشده بشر منقرض خواهد شد. ولی ویروس‌های پیچیده و باکتری‌های قوی و مقاومی که بوجود اومدن داره شرایط طبیعت رو به سمتی میبره که قابلیت منقرض کردن نسل انسان رو داشته باشند، مگر اینکه آدم‌ها قید اجتماعی بودن رو بزنند، که خود این هم میتونه منجر به نابودی‌شون بشه. چیزهایی که داریم می‌بینیم با چیزی که ادیان الهی در نظر گرفته بودند جور درنمیاد. احتمال اینکه قبل ازینکه مهدی و مسیح ظهور کنند، همه ما از صحنه طبیعت غیب بشیم، کم نیست. البته ما هم قابلیت اینو داریم که در بازنده‌ترین حالت امیدوار باقی بمونیم، و با این ارگانیسم‌های بی‌رحم میکروسکوپی مبارزه کنیم. ولی من جزء آدم‌هایی با اون قابلیت نیستم. من در طرف مقابلم.. یعنی در برنده‌ترین حالت مأیوس و نگران باقی میمونم. حتی اگه بحران بقا برای کل بشریت رو دور ببینید، برای جمعیت ایران نباید دور دید. مخصوصا با آشفته‌ترین و بیمارترین جامعه‌ای که امروز داریم، و فشل‌ترین و ضایع‌ترین حکومتی که اداره مملکت‌مون رو به عهده گرفته. ما که برای آلودگی کشنده هوای شهرها که انتشارش دست خودمونه کاملا افلیج و ناتوانیم، در برابر ارگانیسم‌های شروری که دقیقا قصد کشتن‌مون رو دارن چه کاری می‌تونیم بکنیم؟
بابام یه زمانی می‌گفت حداقل نصف مردم ایران هنوز چوپونن! گاهی یاد دوران نوجوانیش میفته که سر هیچ و پوچ با چوب و داس و شن‌کش میفتادن دنبال هم و گاهی یک نفر واقعا کشته می‌شد، و حتی خجالت میکشه از حجم نفهمیدنی که در جریان بوده، و یادش میفته که شواهدی نمی‌بینه که اون سبک ذهنی رخت بر بسته باشه از جامعه. من فکر می‌کردم منظورش از حداقل نصف مردم ایناییه که تازه از شهرستان‌ها مهاجرت می‌کنند به شهرهای بزرگ. بعدها فهمیدم نه مشکل عمیق‌تر و گسترده‌تر ازین حرف‌هاست. چوپون خلبان دیدم، و چوپون معلم زبان، و چوپون جراح قلب، و چوپون وکیل مهاجرت، و چوپون پیانیست! خیلی عجیب و شگرفه.
15
ویتنام قصد داره درس آمار و احتمالات رو بیاره تو کلاس دوم ابتدایی! و البته نه با زبان ترسناکی که در کالج‌‌ها آموزش داده میشه، بلکه بوسیله بازی و محتویات گرافیکی.
این کشور نه تنها در آموزش و پرورش از کشورهای اسکاندیناوی تقلید می‌کنه، بلکه در مواردی مثل این، ازون‌ها هم سبقت می‌گیره. البته آموزش و پرورش دولتی از هر نوعش بده، حتی نروژی. اما اگه قراره طرفداران مدارس دولتی زورشون بچربه، که ظاهرا حالا حالاها میچربه، خیلی بهتره اگه ازین سبک و سیاق استفاده کنند.

تو ایران هم بحث اینه که سعدی رو برداریم از کتاب درسی حججی رو بذاریم جاش.


https://saigoneer.com/vietnam-news/17753-vietnam-to-introduce-statistics,-probability-in-2nd-grade-in-new-syllabus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنوب شرقی ادلب
به راحتی آب خوردن بمب رو رها می‌کنند روی خانه‌ها.. و حتی بازار.. بیست کشته اینجا، بیست کشته آنجا.. هرروز.
در ایران، فعلا تیربار جواب میده. اگه نداد شهرها رو بمباران هم خواهند کرد. درست مثل این. ما و سوری‌ها مثل هم هستیم. ما فقط در صورتی اجازه داریم زندگی کنیم که تسلیم حکومت باشیم.
مسافر هواپیمایی که القاعده ربودش و بعد کوبید به برج تجارت جهانی نیویورک چه حرکات و اقداماتی می‌تونست انجام بده؟
بذارید یه چیزی رو رک به شما بگم. اهمیتی نداشت ربایندگان هواپیما هم با بقیه پودر می‌شدند. اگه یک مختار پیدا بشه و همه مقامات و وابستگان حکومتی رو بندازه تو روغن داغ، شاید دل خیلی‌ها خنک شه، شاید دل خودم هم خنک شه، ولی جلوی برخورد هواپیما با برج رو نخواهد گرفت. تا ابد وقت نیست که سکان رو انقدر بچرخونی که اصابت نکنه. ما فکر می‌کنیم خدا، طبیعت، وجدان بشری، نهادهای بین‌المللی، نمیذارن کار به اونجا برسه، و یک ملت از بین بره. ولی اگه دیر شده باشه، به اونجا میرسه، و به راحتی از بین میره. برای ایران، از همه لحاظ دیره. مثل دوران حمله مغول که ۱۳۰ سال همه‌جای این سرزمین بوی مرگ گرفت، ما هم باید بریم. شاید ۱۳۰ سال بعد، آدم‌های سعادتمندتری جایگزین ما شدند و ملت خوشبخت‌تری شکل گرفت.

دنبال امیدواری هستید برید ویدئوهای آقامیری رو تماشا کنید. من عطر مشهدی نمیزنم.
چین حتی در حد اقلیت هم سیاهپوست نداره. الگوریتم‌های یادگیری ماشینی که برای تشخیص چهره به کار میره، نیاز به نمونه‌های واقعی دارند، تا بتونن یاد بگیرند. وقتی تو چین سیاهپوست نیست، یعنی این الگوریتم‌ها در تشخیص چهره سیاه‌پوست مشکل دارند. شرکت‌های چینی که در این زمینه فعالند رفتند سراغ آفریقا تا اونجا بتونن دیتای مورد نیاز رو کسب کنند. نکته بامزه اینجاست که طرف معامله این شرکت‌ها، «دولت» زیمبابوه‌ست. یعنی نمیرن از شهروند زیمبابوه‌ای اجازه بگیرن که آیا راضی هستی از چهره‌ت برای الگوریتم‌هامون استفاده کنیم؟ شهروند استقلالی از خودش نداره. چهره شهروند هم جزء اموال دولتیه، و این دولته که میفروشدش!
روشنفکرهای اروپای غربی می‌گفتند تقصیر ما سفیدهای استعمارگره که آفریقا عقب موند. یه خودزنی باکلاس بود. ولی دروغ بود. تقصیر هیچ‌کس نبود جزء خودشون، که هیچ‌وقت فردیت و مالکیت فردی و آزادی فردی رو هضم نکردند. و الان هم جای رییس قبیله رو با دولت عوض کردند. همین.
از آدم‌هایی که برای شخصیت‌های تاریخی اسکور بورد دارند برحذر باشید!.. زن‌ستیزی ۵ امتیازمنفی! عدالت‌طلبی پوپولیستی ۸ امتیاز مثبت! ۸ منهای پنج، ۳ مثبت! پس بوس بش!

همین جناب مدرس برای برقراری شرع مقدس راهکاری جز چوب زدن خلق‌الله سراغ نداشت، فقط انقدر خوش شانس بود که قبل ازینکه جامعه ایرانی شرع رو بالا بیاره به دیدار حق شتافت. و اگه قدرت داشت، معلوم نبود سر کسانی که فکر می‌کرد محتکرند و بازار مسلمین رو متلاطم کرده‌اند، چه بلایی میاورد. اینها سیاست‌شان هم عین دیانت‌شان بود‌. فسادستیزی‌شان هم مثل زن‌ستیزی‌شان.

https://news.1rj.ru/str/sahandiranmehr/21826
می‌گفتند اگه چین جایگزین قدرت‌های غربی بشه خیلی بد میشه! خب.. چی می‌خواست بشه؟ 🤔
چین چیکار می‌خواست بکنه که اروپا نکرد با ما؟

اینکه تسلط چین رو خطرناک می‌پنداشتیم صرفا در مقایسه و در نسبت با آمریکا بود. که اون هم داره روز به روز کمرنگ‌تر میشه، چون سیاست آمریکا هم داره روز به روز اروپایی‌تر میشه. امثال ترامپ هر پنجاه سال یک‌بار ممکنه ظهور کنند و ترمز بگیرند، و گرنه سمت و سوی کلی، همون اروپایی شدنه.
تعداد تولد در چین در سالی که گذشت به ۱۱ میلیون رسید، عددی که از حتی بدبینانه‌ترین پیش‌بینی جمعیت‌شناسان هم کمتر بود. ظاهرا برداشتن قانون تک فرزندی تأثیری نداشت. با این روند سال ۲۰۲۶ جمعیت به پیک میرسه و ازونجا شروع به کاهش می‌کنه‌. مسئله اینه که این کاهش چه شیبی داره. اگه نرخ تولد به ازای هر زن ۱ ممیز ۸ باشه، ۴۵ سال دیگه چین به اندازه ژاپن امروز پیر خواهد بود. ولی اگه چینی‌ها بخوان مثل تایوانی‌ها بچه‌دار بشن (یعنی نشن) ۲۰ سال بعد مثل ژاپن امروز پیر خواهد شد.
جوامع پیرتر و مرفه‌تر کم‌تر منابع خواهند داشت برای قلدربازی بین‌المللی، اما کل اقتصاد هم نیاز به تغییر رویه خواهد داشت. نیروی کار گران‌تر میشه و صنایع پزشکی-درمانی-مراقبتی بزرگ‌تر میشن. اگر قصد مهاجرت به چین دارید، رشته‌های مرتبط با این صنایع بهترین اهداف سرمایه‌گذاری هستند.
Tony Anderson - Ariana
Tony Anderson
یکی از آهنگ‌سازهای الکترونیک که قبلا یکی از آهنگ‌هاش رو اینجا گذاشته بودم مادرش بر اثر سرطانی طولانی فوت کرد چندماه پیش. این آهنگ رو برای خداحافظی با مادر ساخته.
اگر شب‌ها که مردم کم برق مصرف می‌کنند یا نمی‌کنند و ارزانتره، یک‌وزنه به اندازه برج ایفل رو بکشیم بالا و در یک ارتفاعی نگه داریم و روز که مصرف برق بالاتر و گرانتره رهاش کنیم تا جاذبه بیاردش پایین و از حرکتش به سمت زمین برق تولید کنیم و به شبکه بدیم ۵۰ درصد ارزونتر ازین درمیاد که همون مقدار برق رو در باتری‌های لیتیوم ذخیره کنیم.

یه شرکت استارتاپ اسکاتلندی دقیقا میخواد همین کار رو بکنه.
و نشون میده باتری لیتیوم با اینکه امروز رقیب نداره، آینده درخشانی نداره.
Anarchonomy
اگر شب‌ها که مردم کم برق مصرف می‌کنند یا نمی‌کنند و ارزانتره، یک‌وزنه به اندازه برج ایفل رو بکشیم بالا و در یک ارتفاعی نگه داریم و روز که مصرف برق بالاتر و گرانتره رهاش کنیم تا جاذبه بیاردش پایین و از حرکتش به سمت زمین برق تولید کنیم و به شبکه بدیم ۵۰ درصد…
در بین جایگزین‌های لیتیوم، به نظر می‌رسه سدیم شانس بیشتری داشته باشه. برای کاتد یک ترکیب ارگانیک پیشنهاد شده بود که مخفف اسم سختش اچ‌اِی‌تی‌اِن بود. اما مشکل این بود که به مرور در الکترولیت حل می‌شد. حالا همون ماده رو پلیمری کردن (یه پی به مخفف اسمش اضافه شد). نتیجه بوی خوبی میده. ظرفیت انرژی بیشتر از باتری لیتیوم، با قابلیت ده‌ها هزار بار شارژ! و با این تفاوت که از لحاظ قیمتی نسبت به باتری لیتیوم مفت درمیاد.
لینک مقاله برای کسانی که دسترسی دارند:
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/anie.201910916
پدربزرگ‌ها که می‌گفتند این آخوندها عوامل انگلیسی‌ها هستند بشون می‌خندیدیم.‌ الان هم تأییدشون نمی‌کنم.. ولی دیگه نمی‌خندم.‌ دیگه اصلا نمیشه خندید.
14
نگارنده متوجه نیست که مقایسه با ۵۷ اساسا خطاست، چه ایشون مرتکب بشه چه میرحسین موسوی‌. در دوره پهلوی یک کارگر عادی با یک پس‌انداز مختصر می‌تونست وسایلی بخره برای منزلش که کارگر امروزی باید پنج سال حقوقش رو بذاره کنار تا بتونه معادل امروزی‌شون رو بخره (با اینکه تکنولوژی باعث شده قیمت جهانی معادل‌های امروزی اون وسایل به مراتب ارزانتر باشند). جامعه‌ای که وقت می‌کنه به کاپیتالاسیون فکر کنه شکمش سیره. اما امروز دغدغه قشر ضعیف اینه که ماه بعد هم می‌تونیم کنسرو بخریم یا نه؟!

میفرمایند در مورد اینکه در اعتراضات آبان‌ماه قشر فقیر و حاشیه‌نشین شرکت داشتند اغراق شده! من نظر دیگه‌ای دارم. در مورد مشارکت طبقاتی که حاشیه‌نشین نیستند اغراق شده. می‌دونید حسین‌آباد مهرشهر کجاست؟ می‌دونید سرآسیاب ملارد کجاست؟ در این مناطق اصلا طبقه متوسطی وجود نداره که بخواد حرکتی انجام بده. بحث پنج درصد ده درصد نیست.. اصلا وجود نداره.‌

میفرمایند انقلاب اقشار فقیر همیشه با موفقیت سرکوب میشه، چه در ایران و چه در فرانسه. اما انقلاب طبقه متوسطه که می‌تونه تغییر ایجاد کنه! مثل ۵۷، و مثل ۸۸ که هزینه‌های سیاسی زیادی داشت!
باید در جواب به هر دو گفت خیر!.. موفقیت یا عدم موفقیت انقلاب ربطی به طبقه کسانی که راهش انداختند نداره. یکی مثل بشار اسد رو بذارید جلوی طبقه متوسط تا ببینم چه کار می‌توانند بکنند. و اتفاقا ۸۸ کاملا بی‌نتیجه بود و هیچ هزینه سیاسی ایجاد نکرد. حتی اون شخصیت‌هایی که لباس زندان پوشیدن و جلوی دوربین اعتراف کردند الان داخل سیستم هستند و باز هم دارند از منافع نظام دفاع می‌کنند. کدوم هزینه سیاسی؟ و اتفاقا اعتراضات اروپایی همه موفق هستند. نشانه‌ش همینکه دولت‌های اروپایی روز به روز دارند سوسیالیستی‌تر و چپ‌تر و مالیات‌بگیرتر و پرخرج‌تر میشن، دقیقا همون چیزهایی که معترضان خیابانی میخوان. فرانسه کنگو نیست که فقط در صورتی اعتراضات به تغییر سیاسی منجر شه که خیابان‌ها رو با جنازه فرش کنند.

و اما اصل داستان اینه طبقه تحت فشار و حاشیه‌نشین اصلا دنبال انقلاب سیاسی نیست که موفقیت یا عدم موفقیت براش معنی پیدا کنه. اون‌ها در حال پس دادن فشار هستند، هم به حکومت، هم به طبقات مرکزنشینی که در سایه حکومت زندگی مرتب‌تری دارند. پس دادن نه منطق داره، نه چارچوب داره، نه قابل پیش‌بینیه. و برای همینه که میتونه خطرناک‌تر از انقلاب طبقه متوسط باشه. این‌ها آدم‌هایی هستند که می‌تونن هدف نداشته باشند! متوجه هستید این یعنی چه؟ سال ۹۶ که پنجاه سال قبل نبود، همین دو سال قبل بود. خوب یادشون بود که دفعه قبل رفتار نظام چطور بود. کسانی که یادشون بود و باز هم در مقابل نیروهای حکومت ایستادند در یک مرحله دیگه‌ای قرار دارند که تحلیل‌گر شهری از درکش عاجزه. مردم ما نجابت فوق‌العاده‌ای دارند، اما در شرایط پس‌زدن فشار، هر تحولی ممکنه.

اگه فقط از بین ۱ درصد از ساکنین عصبانی سواحل شمالی خلیج فارس گروهی شبه نظامی تشکیل بشه که فقط بخواد درد ایجاد کنه.. دقت داشته باشید، نه دولت تعیین کنه نه مانیفست بده نه حزب بسازه نه پیامی بده نه چیزی بخواد، فقط درد ایجاد کنه، و برای این کار مثلا شریان‌های انتقال انرژی از جنوب به مرکز ایران رو از بین ببره، دقیقا چه ترکیبی از خاک رو قراره بریزیم روی سرمون؟ و این تازه فقط یکی از کارهاییه که میشه کرد.

یه آدمی در دعوای بین زنش و مادرش طرف مادرش رو گرفت. وقتی پرسیدن زنت چی پس؟ گفت زن همه جا هست، یه مادر دیگه می‌تونید پیدا کنید برام؟ تو زندگی فعلی ما امکاناتی هست که برامون مثل مادره. بدون مادر هم میشه زندگی کرد ولی دیگه مثل وقتی که مادر بود نمیشه. عصبانی‌ها می‌تونند کاری کنند که طبقه مرکزنشین در شهرها، بی‌مادر بشن. و خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی سریع‌تر ازونی که هرکسی ممکنه تخمین بزنه میتونه رخ بده.



https://news.1rj.ru/str/RahbordChannel/1535
8
بود و نبود حمایت لفظی رییس‌جمهور آمریکا برای اعتراضات مردم ما فرقی برای ما نداره. اوباما هم حمایت لفظی زیادی داشت، حتی چند کلمه فارسی هم یاد گرفته بود، اما چند میلیارد دلار بی‌زبان گذاشت کف دست همین اوباشی که برای کشتن تک تک ما حکم تیر دارند. ما از دولت آمریکا عمل انتظار داریم، و بهترین عملی که می‌تونه انجام بده اینه که عملی انجام نده‌. ادامه همین فشار حداکثری که با تحریم‌ها شکل گرفته از سقف انتظارات من هم بیشتره.
فریدام رو هم درشت نوشت که بگه می‌دونم موضوع بنزین نیست! برای همینقدرشم سپاسگزارم.
8