یک خواننده سوری رو فالو میکردم زمانی.. یک روز دیدم درست زمانی که مردم در حلب یا در حال فرار بودند یا در حال پیدا کردن اجساد بچههاشون از زیر آوار بمباران، استوری گذاشت در اینستاگرام که نشون میداد یک پارتی بزرگ بود در دمشق که هنرمندان و نویسندگان و اهالی فرهنگ! همه توش جمع بودند.. و میدونید چی جالب بود؟ داشتند به خودشون افتخار میکردند که «حتی در اوضاع آشفته کشور شمع هنر و فرهنگ را روشن نگه میداریم!».
چنان با سرعت روی Unfollow زدم که عیسی اگه زن برهنهای رو میدید اونقدر سریع نگاهش رو برنمیگردوند. آخه من رفلاکس هم دارم و خیلی راحت بالا میارم.
چنان با سرعت روی Unfollow زدم که عیسی اگه زن برهنهای رو میدید اونقدر سریع نگاهش رو برنمیگردوند. آخه من رفلاکس هم دارم و خیلی راحت بالا میارم.
برای انجام کاری رفته بودم به یک اداره. طبقه اول که در ورودی باز و بسته میشد بخاری گازی گذاشته بودند.. ازینها که در امامزادهها میذارن. به همون بزرگی. و در طبقه بالا، کولر گازی روشن بود و باد خنک میداد! اختلاف دمای بدن کارکنان یکی از مناقشات جهانیه، اما نه اینکه یکیشون در تابستان سیر کنه و اون یکی در زمستان! مدام در گوش طبقه فقیر میخوانند که «سرانه مصرف تو از شهروندان اروپا بیشتره.. حروملقمهی بودجه مصرفکنِ ناراضی!».. اما در ادارات دولتی مصرف زیاد هم نیست دیگه، «هرج و مرج مصرفی» جریان داره.
ایندفعه که رفتم برای این بود که بفهمم نتیجه مراجعه قبلیم چی بوده. دفعه قبل جلوی چشمهای خودم و خودش، یک فرم رو برام در نرمافزار خودشون پر کرد و فرستاد. اما خبری نشد. امروز که رفتم گفتند «تو سیستم نیست». یعنی من خوابنما شده بودم؟ کارمنده خوابنما شده بود؟ کامپیوتره خوابنما شده بود؟ بالاخره یه چیزی وارد شد در سیستم.. کجاست الان؟ معلوم نیست. شاید اگه نظام اداری دست نمیزد به تکنولوژی بهتر بود. مثلا اگه اون فرم کاغذی بود، شاید میشد پیداش کرد. اگه میگفتند کاغذه رو اشتباها گذاشتیم زیر کاسه آبگوشت و یکم ازش ریخت روش و زرد شد و مجبور شدیم بندازیمش دور، راحتتر هضم میکردم تا اینکه بگن اون چیزی که روی صفحه مانیتور دیدی، ندیدی!
من قبل از ظهر رفته بودم اما از همون موقع داشتند مهیا میشدند برای ناهار. ارباب رجوع میپرسید مهندس فلانی پشت میزش نیست، کجاست؟ میگفتند رفته نون بگیره! ده دقیقه بعد یکی با نون بربری که نصفش رو تو راه خورده و هنوز نشخوارش به پایان نرسیده وارد میشه. یکی دیگه رفته دوغ بخره. برای چی کارمند باید پاشه بره بیرون چون غذای بدون برنج با خودش آورده امروز؟ یه مایکروفر بذارید اونجا علاوه بر غذا نون رو هم گرم کنه. شکر خدا اهل نماز نیستند، وگرنه یه دور نماز حضرت علی رو میخوندند (چهاررکعت، هررکعت پنجاه تا قلهوالله). اما همه برای نان بیرون نمیرن. خانوم فلانی کجاست؟ رفته شربت سینه بخره! یک ماهه سینهش چرک داره! اون یکی میگه دو ماهه سردرد دارم، اون یکی کمرش رو گرفته، اون یکی معلوم نیست به خاطر چه جور مصدومیتی مثل پنگوئنها راه میره تو سالن.. نمیتونن برن پیگیری کنند؟ مثل من از بیمه هم که محروم نیستند، یک ماه هم چرک میشه؟ رکود و بیعملی و زندگی مردابی نظام بروکراسی، به لایف استایلشون هم نفوذ کرده.
و وسط این سیرک یکیشون تلفن رو برمیداره و زنگ میزنه به همکارش در ساختمان مجاور و دوتایی غیبت میکنند پشت سر مجموعهای دیگه از همکاران، سر اینکه ارباب رجوع رو هفت هشت بار چرخوندن و برگردوندنش سر خونه اول و غر میزنند که این چه وضعیه! یعنی آش چنان شوره که کسی که خودش نانخور بروکراسیه، وگرنه استخدام نمیشد، داره از ضخیم شدن لایههای این بروکراسی به ستوه میاد!
وای به حال ما.
ایندفعه که رفتم برای این بود که بفهمم نتیجه مراجعه قبلیم چی بوده. دفعه قبل جلوی چشمهای خودم و خودش، یک فرم رو برام در نرمافزار خودشون پر کرد و فرستاد. اما خبری نشد. امروز که رفتم گفتند «تو سیستم نیست». یعنی من خوابنما شده بودم؟ کارمنده خوابنما شده بود؟ کامپیوتره خوابنما شده بود؟ بالاخره یه چیزی وارد شد در سیستم.. کجاست الان؟ معلوم نیست. شاید اگه نظام اداری دست نمیزد به تکنولوژی بهتر بود. مثلا اگه اون فرم کاغذی بود، شاید میشد پیداش کرد. اگه میگفتند کاغذه رو اشتباها گذاشتیم زیر کاسه آبگوشت و یکم ازش ریخت روش و زرد شد و مجبور شدیم بندازیمش دور، راحتتر هضم میکردم تا اینکه بگن اون چیزی که روی صفحه مانیتور دیدی، ندیدی!
من قبل از ظهر رفته بودم اما از همون موقع داشتند مهیا میشدند برای ناهار. ارباب رجوع میپرسید مهندس فلانی پشت میزش نیست، کجاست؟ میگفتند رفته نون بگیره! ده دقیقه بعد یکی با نون بربری که نصفش رو تو راه خورده و هنوز نشخوارش به پایان نرسیده وارد میشه. یکی دیگه رفته دوغ بخره. برای چی کارمند باید پاشه بره بیرون چون غذای بدون برنج با خودش آورده امروز؟ یه مایکروفر بذارید اونجا علاوه بر غذا نون رو هم گرم کنه. شکر خدا اهل نماز نیستند، وگرنه یه دور نماز حضرت علی رو میخوندند (چهاررکعت، هررکعت پنجاه تا قلهوالله). اما همه برای نان بیرون نمیرن. خانوم فلانی کجاست؟ رفته شربت سینه بخره! یک ماهه سینهش چرک داره! اون یکی میگه دو ماهه سردرد دارم، اون یکی کمرش رو گرفته، اون یکی معلوم نیست به خاطر چه جور مصدومیتی مثل پنگوئنها راه میره تو سالن.. نمیتونن برن پیگیری کنند؟ مثل من از بیمه هم که محروم نیستند، یک ماه هم چرک میشه؟ رکود و بیعملی و زندگی مردابی نظام بروکراسی، به لایف استایلشون هم نفوذ کرده.
و وسط این سیرک یکیشون تلفن رو برمیداره و زنگ میزنه به همکارش در ساختمان مجاور و دوتایی غیبت میکنند پشت سر مجموعهای دیگه از همکاران، سر اینکه ارباب رجوع رو هفت هشت بار چرخوندن و برگردوندنش سر خونه اول و غر میزنند که این چه وضعیه! یعنی آش چنان شوره که کسی که خودش نانخور بروکراسیه، وگرنه استخدام نمیشد، داره از ضخیم شدن لایههای این بروکراسی به ستوه میاد!
وای به حال ما.
اریک راسموسن، پروفسور دانشگاه ایندیانا یه چیزایی توعیت کرد که گفتند نژادپرسته، ضدزنه، متحجره، فلانه، اخراجش کنید. مثلا گفته بود همجنسگراها نباید معلم کودکان بشن. یا زنها دوست دارن یه رییس بالاسرشون باشه تا اینکه مسئولیت روی دوش خودشون قرار بگیره. یا نباید به دانشجوهای سیاهپوست سهمیه تبعیضآمیز بدیم فقط به این دلیل که درصدشون تو ورودیهامون کمه. ریاست دانشگاه گفت نمیتونیم اخراجش کنیم چون قانون اساسی آزادی بیان رو تضمین کرده، ولی مراقبیم به دانشجویان آسیبی نزنه!.. راسموسن یه جواب نوشته برای جوابیه ریاست دانشگاه. توصیه میکنم حتما بخونیدش. پوزشم رو بپذیرید که دل و دماغ ترجمه ندارم. انقدر تمیز از خودش دفاع کرده که ارزش به اشتراکگذاری داشته باشه.
http://www.rasmusen.org/special/2019kerfuffle/provost1.htm
یه واقعیتی هست که شعور مذهبستیزان وطنی بش نمیرسه و اون اینه که مسیحی مذهبی و مسلمان مذهبی ربطی بهم ندارند. حالا اگه در سال ۱۵۰۰ میلادی مشابه بودند یا نه رو من اطلاعی ندارم. اما امروز ربطی بهم ندارند. اینها حتی اگه تعصب داشته باشند، هیچ ربطی به متعصبان خاورمیانهای ندارند و در یک level
دیگه هستند کاملا. یک کاسه کردن اینها نشان بیعقلیه.
http://www.rasmusen.org/special/2019kerfuffle/provost1.htm
یه واقعیتی هست که شعور مذهبستیزان وطنی بش نمیرسه و اون اینه که مسیحی مذهبی و مسلمان مذهبی ربطی بهم ندارند. حالا اگه در سال ۱۵۰۰ میلادی مشابه بودند یا نه رو من اطلاعی ندارم. اما امروز ربطی بهم ندارند. اینها حتی اگه تعصب داشته باشند، هیچ ربطی به متعصبان خاورمیانهای ندارند و در یک level
دیگه هستند کاملا. یک کاسه کردن اینها نشان بیعقلیه.
❤6
در اینکه باکتریها و ویروسهایی که میتونن آدم رو بکشن از راه دست دادن و تماس فیزیکی منتقل میشن مرموزی عجیبی وجود داره. در روایت مذهبی، بیشتر سرنوشت انسان دست خودشه، اما اینکه سر و ته تاریخ به چه شکلی دربیاد تماما دست خداست. در هیچ کدوم ازین روایتها پیشبینی نشده بشر منقرض خواهد شد. ولی ویروسهای پیچیده و باکتریهای قوی و مقاومی که بوجود اومدن داره شرایط طبیعت رو به سمتی میبره که قابلیت منقرض کردن نسل انسان رو داشته باشند، مگر اینکه آدمها قید اجتماعی بودن رو بزنند، که خود این هم میتونه منجر به نابودیشون بشه. چیزهایی که داریم میبینیم با چیزی که ادیان الهی در نظر گرفته بودند جور درنمیاد. احتمال اینکه قبل ازینکه مهدی و مسیح ظهور کنند، همه ما از صحنه طبیعت غیب بشیم، کم نیست. البته ما هم قابلیت اینو داریم که در بازندهترین حالت امیدوار باقی بمونیم، و با این ارگانیسمهای بیرحم میکروسکوپی مبارزه کنیم. ولی من جزء آدمهایی با اون قابلیت نیستم. من در طرف مقابلم.. یعنی در برندهترین حالت مأیوس و نگران باقی میمونم. حتی اگه بحران بقا برای کل بشریت رو دور ببینید، برای جمعیت ایران نباید دور دید. مخصوصا با آشفتهترین و بیمارترین جامعهای که امروز داریم، و فشلترین و ضایعترین حکومتی که اداره مملکتمون رو به عهده گرفته. ما که برای آلودگی کشنده هوای شهرها که انتشارش دست خودمونه کاملا افلیج و ناتوانیم، در برابر ارگانیسمهای شروری که دقیقا قصد کشتنمون رو دارن چه کاری میتونیم بکنیم؟
بابام یه زمانی میگفت حداقل نصف مردم ایران هنوز چوپونن! گاهی یاد دوران نوجوانیش میفته که سر هیچ و پوچ با چوب و داس و شنکش میفتادن دنبال هم و گاهی یک نفر واقعا کشته میشد، و حتی خجالت میکشه از حجم نفهمیدنی که در جریان بوده، و یادش میفته که شواهدی نمیبینه که اون سبک ذهنی رخت بر بسته باشه از جامعه. من فکر میکردم منظورش از حداقل نصف مردم ایناییه که تازه از شهرستانها مهاجرت میکنند به شهرهای بزرگ. بعدها فهمیدم نه مشکل عمیقتر و گستردهتر ازین حرفهاست. چوپون خلبان دیدم، و چوپون معلم زبان، و چوپون جراح قلب، و چوپون وکیل مهاجرت، و چوپون پیانیست! خیلی عجیب و شگرفه.
❤15
ویتنام قصد داره درس آمار و احتمالات رو بیاره تو کلاس دوم ابتدایی! و البته نه با زبان ترسناکی که در کالجها آموزش داده میشه، بلکه بوسیله بازی و محتویات گرافیکی.
این کشور نه تنها در آموزش و پرورش از کشورهای اسکاندیناوی تقلید میکنه، بلکه در مواردی مثل این، ازونها هم سبقت میگیره. البته آموزش و پرورش دولتی از هر نوعش بده، حتی نروژی. اما اگه قراره طرفداران مدارس دولتی زورشون بچربه، که ظاهرا حالا حالاها میچربه، خیلی بهتره اگه ازین سبک و سیاق استفاده کنند.
تو ایران هم بحث اینه که سعدی رو برداریم از کتاب درسی حججی رو بذاریم جاش.
https://saigoneer.com/vietnam-news/17753-vietnam-to-introduce-statistics,-probability-in-2nd-grade-in-new-syllabus
این کشور نه تنها در آموزش و پرورش از کشورهای اسکاندیناوی تقلید میکنه، بلکه در مواردی مثل این، ازونها هم سبقت میگیره. البته آموزش و پرورش دولتی از هر نوعش بده، حتی نروژی. اما اگه قراره طرفداران مدارس دولتی زورشون بچربه، که ظاهرا حالا حالاها میچربه، خیلی بهتره اگه ازین سبک و سیاق استفاده کنند.
تو ایران هم بحث اینه که سعدی رو برداریم از کتاب درسی حججی رو بذاریم جاش.
https://saigoneer.com/vietnam-news/17753-vietnam-to-introduce-statistics,-probability-in-2nd-grade-in-new-syllabus
Saigoneer
Vietnam to Introduce Statistics, Probability in 2nd Grade in New Syllabus | Saigoneer
Under the current curriculum, statistics are introduced in fourth grade, while probability is only taught in 11th grade.
...
...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنوب شرقی ادلب
به راحتی آب خوردن بمب رو رها میکنند روی خانهها.. و حتی بازار.. بیست کشته اینجا، بیست کشته آنجا.. هرروز.
در ایران، فعلا تیربار جواب میده. اگه نداد شهرها رو بمباران هم خواهند کرد. درست مثل این. ما و سوریها مثل هم هستیم. ما فقط در صورتی اجازه داریم زندگی کنیم که تسلیم حکومت باشیم.
به راحتی آب خوردن بمب رو رها میکنند روی خانهها.. و حتی بازار.. بیست کشته اینجا، بیست کشته آنجا.. هرروز.
در ایران، فعلا تیربار جواب میده. اگه نداد شهرها رو بمباران هم خواهند کرد. درست مثل این. ما و سوریها مثل هم هستیم. ما فقط در صورتی اجازه داریم زندگی کنیم که تسلیم حکومت باشیم.
مسافر هواپیمایی که القاعده ربودش و بعد کوبید به برج تجارت جهانی نیویورک چه حرکات و اقداماتی میتونست انجام بده؟
بذارید یه چیزی رو رک به شما بگم. اهمیتی نداشت ربایندگان هواپیما هم با بقیه پودر میشدند. اگه یک مختار پیدا بشه و همه مقامات و وابستگان حکومتی رو بندازه تو روغن داغ، شاید دل خیلیها خنک شه، شاید دل خودم هم خنک شه، ولی جلوی برخورد هواپیما با برج رو نخواهد گرفت. تا ابد وقت نیست که سکان رو انقدر بچرخونی که اصابت نکنه. ما فکر میکنیم خدا، طبیعت، وجدان بشری، نهادهای بینالمللی، نمیذارن کار به اونجا برسه، و یک ملت از بین بره. ولی اگه دیر شده باشه، به اونجا میرسه، و به راحتی از بین میره. برای ایران، از همه لحاظ دیره. مثل دوران حمله مغول که ۱۳۰ سال همهجای این سرزمین بوی مرگ گرفت، ما هم باید بریم. شاید ۱۳۰ سال بعد، آدمهای سعادتمندتری جایگزین ما شدند و ملت خوشبختتری شکل گرفت.
دنبال امیدواری هستید برید ویدئوهای آقامیری رو تماشا کنید. من عطر مشهدی نمیزنم.
بذارید یه چیزی رو رک به شما بگم. اهمیتی نداشت ربایندگان هواپیما هم با بقیه پودر میشدند. اگه یک مختار پیدا بشه و همه مقامات و وابستگان حکومتی رو بندازه تو روغن داغ، شاید دل خیلیها خنک شه، شاید دل خودم هم خنک شه، ولی جلوی برخورد هواپیما با برج رو نخواهد گرفت. تا ابد وقت نیست که سکان رو انقدر بچرخونی که اصابت نکنه. ما فکر میکنیم خدا، طبیعت، وجدان بشری، نهادهای بینالمللی، نمیذارن کار به اونجا برسه، و یک ملت از بین بره. ولی اگه دیر شده باشه، به اونجا میرسه، و به راحتی از بین میره. برای ایران، از همه لحاظ دیره. مثل دوران حمله مغول که ۱۳۰ سال همهجای این سرزمین بوی مرگ گرفت، ما هم باید بریم. شاید ۱۳۰ سال بعد، آدمهای سعادتمندتری جایگزین ما شدند و ملت خوشبختتری شکل گرفت.
دنبال امیدواری هستید برید ویدئوهای آقامیری رو تماشا کنید. من عطر مشهدی نمیزنم.
چین حتی در حد اقلیت هم سیاهپوست نداره. الگوریتمهای یادگیری ماشینی که برای تشخیص چهره به کار میره، نیاز به نمونههای واقعی دارند، تا بتونن یاد بگیرند. وقتی تو چین سیاهپوست نیست، یعنی این الگوریتمها در تشخیص چهره سیاهپوست مشکل دارند. شرکتهای چینی که در این زمینه فعالند رفتند سراغ آفریقا تا اونجا بتونن دیتای مورد نیاز رو کسب کنند. نکته بامزه اینجاست که طرف معامله این شرکتها، «دولت» زیمبابوهست. یعنی نمیرن از شهروند زیمبابوهای اجازه بگیرن که آیا راضی هستی از چهرهت برای الگوریتمهامون استفاده کنیم؟ شهروند استقلالی از خودش نداره. چهره شهروند هم جزء اموال دولتیه، و این دولته که میفروشدش!
روشنفکرهای اروپای غربی میگفتند تقصیر ما سفیدهای استعمارگره که آفریقا عقب موند. یه خودزنی باکلاس بود. ولی دروغ بود. تقصیر هیچکس نبود جزء خودشون، که هیچوقت فردیت و مالکیت فردی و آزادی فردی رو هضم نکردند. و الان هم جای رییس قبیله رو با دولت عوض کردند. همین.
روشنفکرهای اروپای غربی میگفتند تقصیر ما سفیدهای استعمارگره که آفریقا عقب موند. یه خودزنی باکلاس بود. ولی دروغ بود. تقصیر هیچکس نبود جزء خودشون، که هیچوقت فردیت و مالکیت فردی و آزادی فردی رو هضم نکردند. و الان هم جای رییس قبیله رو با دولت عوض کردند. همین.
از آدمهایی که برای شخصیتهای تاریخی اسکور بورد دارند برحذر باشید!.. زنستیزی ۵ امتیازمنفی! عدالتطلبی پوپولیستی ۸ امتیاز مثبت! ۸ منهای پنج، ۳ مثبت! پس بوس بش!
همین جناب مدرس برای برقراری شرع مقدس راهکاری جز چوب زدن خلقالله سراغ نداشت، فقط انقدر خوش شانس بود که قبل ازینکه جامعه ایرانی شرع رو بالا بیاره به دیدار حق شتافت. و اگه قدرت داشت، معلوم نبود سر کسانی که فکر میکرد محتکرند و بازار مسلمین رو متلاطم کردهاند، چه بلایی میاورد. اینها سیاستشان هم عین دیانتشان بود. فسادستیزیشان هم مثل زنستیزیشان.
https://news.1rj.ru/str/sahandiranmehr/21826
همین جناب مدرس برای برقراری شرع مقدس راهکاری جز چوب زدن خلقالله سراغ نداشت، فقط انقدر خوش شانس بود که قبل ازینکه جامعه ایرانی شرع رو بالا بیاره به دیدار حق شتافت. و اگه قدرت داشت، معلوم نبود سر کسانی که فکر میکرد محتکرند و بازار مسلمین رو متلاطم کردهاند، چه بلایی میاورد. اینها سیاستشان هم عین دیانتشان بود. فسادستیزیشان هم مثل زنستیزیشان.
https://news.1rj.ru/str/sahandiranmehr/21826
Telegram
سهند ایرانمهر
🔸مخالفتش با حق رای زنان، نادرست بود، اما این سخنش راست است که : "میخواهید خدمت به ملتتان بکنید ببینید کجا عیب دارد همان جای معیوب را رفع کنید. مفاسد نوعیه، رافع نوعیه میخواهد. کتک زدن و جریمه کردن رافع فساد نمیشود".
سیدحسن مدرس
زاده ۱۲۴۹ – درگذشته ۱۰…
سیدحسن مدرس
زاده ۱۲۴۹ – درگذشته ۱۰…
میگفتند اگه چین جایگزین قدرتهای غربی بشه خیلی بد میشه! خب.. چی میخواست بشه؟ 🤔
چین چیکار میخواست بکنه که اروپا نکرد با ما؟
اینکه تسلط چین رو خطرناک میپنداشتیم صرفا در مقایسه و در نسبت با آمریکا بود. که اون هم داره روز به روز کمرنگتر میشه، چون سیاست آمریکا هم داره روز به روز اروپاییتر میشه. امثال ترامپ هر پنجاه سال یکبار ممکنه ظهور کنند و ترمز بگیرند، و گرنه سمت و سوی کلی، همون اروپایی شدنه.
چین چیکار میخواست بکنه که اروپا نکرد با ما؟
اینکه تسلط چین رو خطرناک میپنداشتیم صرفا در مقایسه و در نسبت با آمریکا بود. که اون هم داره روز به روز کمرنگتر میشه، چون سیاست آمریکا هم داره روز به روز اروپاییتر میشه. امثال ترامپ هر پنجاه سال یکبار ممکنه ظهور کنند و ترمز بگیرند، و گرنه سمت و سوی کلی، همون اروپایی شدنه.
تعداد تولد در چین در سالی که گذشت به ۱۱ میلیون رسید، عددی که از حتی بدبینانهترین پیشبینی جمعیتشناسان هم کمتر بود. ظاهرا برداشتن قانون تک فرزندی تأثیری نداشت. با این روند سال ۲۰۲۶ جمعیت به پیک میرسه و ازونجا شروع به کاهش میکنه. مسئله اینه که این کاهش چه شیبی داره. اگه نرخ تولد به ازای هر زن ۱ ممیز ۸ باشه، ۴۵ سال دیگه چین به اندازه ژاپن امروز پیر خواهد بود. ولی اگه چینیها بخوان مثل تایوانیها بچهدار بشن (یعنی نشن) ۲۰ سال بعد مثل ژاپن امروز پیر خواهد شد.
جوامع پیرتر و مرفهتر کمتر منابع خواهند داشت برای قلدربازی بینالمللی، اما کل اقتصاد هم نیاز به تغییر رویه خواهد داشت. نیروی کار گرانتر میشه و صنایع پزشکی-درمانی-مراقبتی بزرگتر میشن. اگر قصد مهاجرت به چین دارید، رشتههای مرتبط با این صنایع بهترین اهداف سرمایهگذاری هستند.
جوامع پیرتر و مرفهتر کمتر منابع خواهند داشت برای قلدربازی بینالمللی، اما کل اقتصاد هم نیاز به تغییر رویه خواهد داشت. نیروی کار گرانتر میشه و صنایع پزشکی-درمانی-مراقبتی بزرگتر میشن. اگر قصد مهاجرت به چین دارید، رشتههای مرتبط با این صنایع بهترین اهداف سرمایهگذاری هستند.
Tony Anderson - Ariana
Tony Anderson
یکی از آهنگسازهای الکترونیک که قبلا یکی از آهنگهاش رو اینجا گذاشته بودم مادرش بر اثر سرطانی طولانی فوت کرد چندماه پیش. این آهنگ رو برای خداحافظی با مادر ساخته.
اگر شبها که مردم کم برق مصرف میکنند یا نمیکنند و ارزانتره، یکوزنه به اندازه برج ایفل رو بکشیم بالا و در یک ارتفاعی نگه داریم و روز که مصرف برق بالاتر و گرانتره رهاش کنیم تا جاذبه بیاردش پایین و از حرکتش به سمت زمین برق تولید کنیم و به شبکه بدیم ۵۰ درصد ارزونتر ازین درمیاد که همون مقدار برق رو در باتریهای لیتیوم ذخیره کنیم.
یه شرکت استارتاپ اسکاتلندی دقیقا میخواد همین کار رو بکنه.
و نشون میده باتری لیتیوم با اینکه امروز رقیب نداره، آینده درخشانی نداره.
یه شرکت استارتاپ اسکاتلندی دقیقا میخواد همین کار رو بکنه.
و نشون میده باتری لیتیوم با اینکه امروز رقیب نداره، آینده درخشانی نداره.
Anarchonomy
اگر شبها که مردم کم برق مصرف میکنند یا نمیکنند و ارزانتره، یکوزنه به اندازه برج ایفل رو بکشیم بالا و در یک ارتفاعی نگه داریم و روز که مصرف برق بالاتر و گرانتره رهاش کنیم تا جاذبه بیاردش پایین و از حرکتش به سمت زمین برق تولید کنیم و به شبکه بدیم ۵۰ درصد…
در بین جایگزینهای لیتیوم، به نظر میرسه سدیم شانس بیشتری داشته باشه. برای کاتد یک ترکیب ارگانیک پیشنهاد شده بود که مخفف اسم سختش اچاِیتیاِن بود. اما مشکل این بود که به مرور در الکترولیت حل میشد. حالا همون ماده رو پلیمری کردن (یه پی به مخفف اسمش اضافه شد). نتیجه بوی خوبی میده. ظرفیت انرژی بیشتر از باتری لیتیوم، با قابلیت دهها هزار بار شارژ! و با این تفاوت که از لحاظ قیمتی نسبت به باتری لیتیوم مفت درمیاد.
لینک مقاله برای کسانی که دسترسی دارند:
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/anie.201910916
لینک مقاله برای کسانی که دسترسی دارند:
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/anie.201910916
نگارنده متوجه نیست که مقایسه با ۵۷ اساسا خطاست، چه ایشون مرتکب بشه چه میرحسین موسوی. در دوره پهلوی یک کارگر عادی با یک پسانداز مختصر میتونست وسایلی بخره برای منزلش که کارگر امروزی باید پنج سال حقوقش رو بذاره کنار تا بتونه معادل امروزیشون رو بخره (با اینکه تکنولوژی باعث شده قیمت جهانی معادلهای امروزی اون وسایل به مراتب ارزانتر باشند). جامعهای که وقت میکنه به کاپیتالاسیون فکر کنه شکمش سیره. اما امروز دغدغه قشر ضعیف اینه که ماه بعد هم میتونیم کنسرو بخریم یا نه؟!
میفرمایند در مورد اینکه در اعتراضات آبانماه قشر فقیر و حاشیهنشین شرکت داشتند اغراق شده! من نظر دیگهای دارم. در مورد مشارکت طبقاتی که حاشیهنشین نیستند اغراق شده. میدونید حسینآباد مهرشهر کجاست؟ میدونید سرآسیاب ملارد کجاست؟ در این مناطق اصلا طبقه متوسطی وجود نداره که بخواد حرکتی انجام بده. بحث پنج درصد ده درصد نیست.. اصلا وجود نداره.
میفرمایند انقلاب اقشار فقیر همیشه با موفقیت سرکوب میشه، چه در ایران و چه در فرانسه. اما انقلاب طبقه متوسطه که میتونه تغییر ایجاد کنه! مثل ۵۷، و مثل ۸۸ که هزینههای سیاسی زیادی داشت!
باید در جواب به هر دو گفت خیر!.. موفقیت یا عدم موفقیت انقلاب ربطی به طبقه کسانی که راهش انداختند نداره. یکی مثل بشار اسد رو بذارید جلوی طبقه متوسط تا ببینم چه کار میتوانند بکنند. و اتفاقا ۸۸ کاملا بینتیجه بود و هیچ هزینه سیاسی ایجاد نکرد. حتی اون شخصیتهایی که لباس زندان پوشیدن و جلوی دوربین اعتراف کردند الان داخل سیستم هستند و باز هم دارند از منافع نظام دفاع میکنند. کدوم هزینه سیاسی؟ و اتفاقا اعتراضات اروپایی همه موفق هستند. نشانهش همینکه دولتهای اروپایی روز به روز دارند سوسیالیستیتر و چپتر و مالیاتبگیرتر و پرخرجتر میشن، دقیقا همون چیزهایی که معترضان خیابانی میخوان. فرانسه کنگو نیست که فقط در صورتی اعتراضات به تغییر سیاسی منجر شه که خیابانها رو با جنازه فرش کنند.
و اما اصل داستان اینه طبقه تحت فشار و حاشیهنشین اصلا دنبال انقلاب سیاسی نیست که موفقیت یا عدم موفقیت براش معنی پیدا کنه. اونها در حال پس دادن فشار هستند، هم به حکومت، هم به طبقات مرکزنشینی که در سایه حکومت زندگی مرتبتری دارند. پس دادن نه منطق داره، نه چارچوب داره، نه قابل پیشبینیه. و برای همینه که میتونه خطرناکتر از انقلاب طبقه متوسط باشه. اینها آدمهایی هستند که میتونن هدف نداشته باشند! متوجه هستید این یعنی چه؟ سال ۹۶ که پنجاه سال قبل نبود، همین دو سال قبل بود. خوب یادشون بود که دفعه قبل رفتار نظام چطور بود. کسانی که یادشون بود و باز هم در مقابل نیروهای حکومت ایستادند در یک مرحله دیگهای قرار دارند که تحلیلگر شهری از درکش عاجزه. مردم ما نجابت فوقالعادهای دارند، اما در شرایط پسزدن فشار، هر تحولی ممکنه.
اگه فقط از بین ۱ درصد از ساکنین عصبانی سواحل شمالی خلیج فارس گروهی شبه نظامی تشکیل بشه که فقط بخواد درد ایجاد کنه.. دقت داشته باشید، نه دولت تعیین کنه نه مانیفست بده نه حزب بسازه نه پیامی بده نه چیزی بخواد، فقط درد ایجاد کنه، و برای این کار مثلا شریانهای انتقال انرژی از جنوب به مرکز ایران رو از بین ببره، دقیقا چه ترکیبی از خاک رو قراره بریزیم روی سرمون؟ و این تازه فقط یکی از کارهاییه که میشه کرد.
یه آدمی در دعوای بین زنش و مادرش طرف مادرش رو گرفت. وقتی پرسیدن زنت چی پس؟ گفت زن همه جا هست، یه مادر دیگه میتونید پیدا کنید برام؟ تو زندگی فعلی ما امکاناتی هست که برامون مثل مادره. بدون مادر هم میشه زندگی کرد ولی دیگه مثل وقتی که مادر بود نمیشه. عصبانیها میتونند کاری کنند که طبقه مرکزنشین در شهرها، بیمادر بشن. و خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی سریعتر ازونی که هرکسی ممکنه تخمین بزنه میتونه رخ بده.
https://news.1rj.ru/str/RahbordChannel/1535
میفرمایند در مورد اینکه در اعتراضات آبانماه قشر فقیر و حاشیهنشین شرکت داشتند اغراق شده! من نظر دیگهای دارم. در مورد مشارکت طبقاتی که حاشیهنشین نیستند اغراق شده. میدونید حسینآباد مهرشهر کجاست؟ میدونید سرآسیاب ملارد کجاست؟ در این مناطق اصلا طبقه متوسطی وجود نداره که بخواد حرکتی انجام بده. بحث پنج درصد ده درصد نیست.. اصلا وجود نداره.
میفرمایند انقلاب اقشار فقیر همیشه با موفقیت سرکوب میشه، چه در ایران و چه در فرانسه. اما انقلاب طبقه متوسطه که میتونه تغییر ایجاد کنه! مثل ۵۷، و مثل ۸۸ که هزینههای سیاسی زیادی داشت!
باید در جواب به هر دو گفت خیر!.. موفقیت یا عدم موفقیت انقلاب ربطی به طبقه کسانی که راهش انداختند نداره. یکی مثل بشار اسد رو بذارید جلوی طبقه متوسط تا ببینم چه کار میتوانند بکنند. و اتفاقا ۸۸ کاملا بینتیجه بود و هیچ هزینه سیاسی ایجاد نکرد. حتی اون شخصیتهایی که لباس زندان پوشیدن و جلوی دوربین اعتراف کردند الان داخل سیستم هستند و باز هم دارند از منافع نظام دفاع میکنند. کدوم هزینه سیاسی؟ و اتفاقا اعتراضات اروپایی همه موفق هستند. نشانهش همینکه دولتهای اروپایی روز به روز دارند سوسیالیستیتر و چپتر و مالیاتبگیرتر و پرخرجتر میشن، دقیقا همون چیزهایی که معترضان خیابانی میخوان. فرانسه کنگو نیست که فقط در صورتی اعتراضات به تغییر سیاسی منجر شه که خیابانها رو با جنازه فرش کنند.
و اما اصل داستان اینه طبقه تحت فشار و حاشیهنشین اصلا دنبال انقلاب سیاسی نیست که موفقیت یا عدم موفقیت براش معنی پیدا کنه. اونها در حال پس دادن فشار هستند، هم به حکومت، هم به طبقات مرکزنشینی که در سایه حکومت زندگی مرتبتری دارند. پس دادن نه منطق داره، نه چارچوب داره، نه قابل پیشبینیه. و برای همینه که میتونه خطرناکتر از انقلاب طبقه متوسط باشه. اینها آدمهایی هستند که میتونن هدف نداشته باشند! متوجه هستید این یعنی چه؟ سال ۹۶ که پنجاه سال قبل نبود، همین دو سال قبل بود. خوب یادشون بود که دفعه قبل رفتار نظام چطور بود. کسانی که یادشون بود و باز هم در مقابل نیروهای حکومت ایستادند در یک مرحله دیگهای قرار دارند که تحلیلگر شهری از درکش عاجزه. مردم ما نجابت فوقالعادهای دارند، اما در شرایط پسزدن فشار، هر تحولی ممکنه.
اگه فقط از بین ۱ درصد از ساکنین عصبانی سواحل شمالی خلیج فارس گروهی شبه نظامی تشکیل بشه که فقط بخواد درد ایجاد کنه.. دقت داشته باشید، نه دولت تعیین کنه نه مانیفست بده نه حزب بسازه نه پیامی بده نه چیزی بخواد، فقط درد ایجاد کنه، و برای این کار مثلا شریانهای انتقال انرژی از جنوب به مرکز ایران رو از بین ببره، دقیقا چه ترکیبی از خاک رو قراره بریزیم روی سرمون؟ و این تازه فقط یکی از کارهاییه که میشه کرد.
یه آدمی در دعوای بین زنش و مادرش طرف مادرش رو گرفت. وقتی پرسیدن زنت چی پس؟ گفت زن همه جا هست، یه مادر دیگه میتونید پیدا کنید برام؟ تو زندگی فعلی ما امکاناتی هست که برامون مثل مادره. بدون مادر هم میشه زندگی کرد ولی دیگه مثل وقتی که مادر بود نمیشه. عصبانیها میتونند کاری کنند که طبقه مرکزنشین در شهرها، بیمادر بشن. و خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی سریعتر ازونی که هرکسی ممکنه تخمین بزنه میتونه رخ بده.
https://news.1rj.ru/str/RahbordChannel/1535
Telegram
راهبرد
شورش گرسنگان؟ جدی نگیرید!
"تهیدستان و حاشیهنشینان از فرایند مبارزات انقلابی دور بودهاند. آصف بیات با مطالعۀ گزارشهای روزنامههای عمدۀ کشور، ترکیب شرکتکنندگان در تظاهرات روزانه، اعتصابها و ناآرامیها را مشخص میکند و نشان میدهد که معلمان، دانشجویان،…
"تهیدستان و حاشیهنشینان از فرایند مبارزات انقلابی دور بودهاند. آصف بیات با مطالعۀ گزارشهای روزنامههای عمدۀ کشور، ترکیب شرکتکنندگان در تظاهرات روزانه، اعتصابها و ناآرامیها را مشخص میکند و نشان میدهد که معلمان، دانشجویان،…
❤8
بود و نبود حمایت لفظی رییسجمهور آمریکا برای اعتراضات مردم ما فرقی برای ما نداره. اوباما هم حمایت لفظی زیادی داشت، حتی چند کلمه فارسی هم یاد گرفته بود، اما چند میلیارد دلار بیزبان گذاشت کف دست همین اوباشی که برای کشتن تک تک ما حکم تیر دارند. ما از دولت آمریکا عمل انتظار داریم، و بهترین عملی که میتونه انجام بده اینه که عملی انجام نده. ادامه همین فشار حداکثری که با تحریمها شکل گرفته از سقف انتظارات من هم بیشتره.
فریدام رو هم درشت نوشت که بگه میدونم موضوع بنزین نیست! برای همینقدرشم سپاسگزارم.
فریدام رو هم درشت نوشت که بگه میدونم موضوع بنزین نیست! برای همینقدرشم سپاسگزارم.
❤8
برخلاف تصور عموم مردم آمریکا، اختلاف طبقاتی فقط بین ۱۰ درصد بالای جامعه و ۹۰ درصد بقیه نیست. اختلاف عمیقی هم در داخل همون ۱۰ درصد وجود داره. این نمودار نرخ رشد درآمد رو نشون میده. در چهل سال گذشته درآمد اونهایی که بین ۱۰ تا ۵ درصد بالا بودن فقط ۴۴ درصد رشد داشته، در حالی که ۱ درصد آخر ۱۵۷ درصد بوده! و باز اختلاف زیادی هست بین ۱ درصد و ۱ دهم درصد. رشد درآمد اونا دیگه تو نمودار جا نشده فقط عددش رو نوشته: ۳۴۳ درصد!
و خب این با عواقبی همراه بوده. داخل اون ۱۰ درصد، برای اونهایی که پایینتر از ۱ درصد هستند خیلی سختتر شده که در طبقه الیت باقی بمونند. دقیقا همینها هستند که این روزها سوسیالیسم رو انداختن تو دهن رسانهها، و وانمود میکنند قراره مشکلات کارگران رو حل کنه! بیشتر طرفداران برنی سندرز از همین قشر هستند. پولدارهایی که خیلی پولدار نیستند و از سیستم ناراضیاند که امکان خیلی پولدار شدن رو ازشون گرفته. سوسیالیسمی که امروز در آمریکا مطرحه، ابدا درباره توده مردم نیست.
و خب این با عواقبی همراه بوده. داخل اون ۱۰ درصد، برای اونهایی که پایینتر از ۱ درصد هستند خیلی سختتر شده که در طبقه الیت باقی بمونند. دقیقا همینها هستند که این روزها سوسیالیسم رو انداختن تو دهن رسانهها، و وانمود میکنند قراره مشکلات کارگران رو حل کنه! بیشتر طرفداران برنی سندرز از همین قشر هستند. پولدارهایی که خیلی پولدار نیستند و از سیستم ناراضیاند که امکان خیلی پولدار شدن رو ازشون گرفته. سوسیالیسمی که امروز در آمریکا مطرحه، ابدا درباره توده مردم نیست.
Anarchonomy
برخلاف تصور عموم مردم آمریکا، اختلاف طبقاتی فقط بین ۱۰ درصد بالای جامعه و ۹۰ درصد بقیه نیست. اختلاف عمیقی هم در داخل همون ۱۰ درصد وجود داره. این نمودار نرخ رشد درآمد رو نشون میده. در چهل سال گذشته درآمد اونهایی که بین ۱۰ تا ۵ درصد بالا بودن فقط ۴۴ درصد رشد…
یکی از کینههایی که این قشر «پولدار ولی نه خیلی پولدار» از نظام سرمایهداری به دل گرفتند ازونجا حاصل شد که این نظام اونقدری که فکرش رو میکردند و توقعش رو داشتند از طبقات متوسط و پایینتر دورشون نکرد. فرض کنید شما سیصدهزار دلار خرج میکنید در طول تحصیل فرزندتون تا مثلا یک دندانپزشک بشه. توقعی که این سیصدهزاردلار در شما ایجاد میکنه اینه که فرزند دندانپزشکتون پولدارتر و دست به جیبتر از فرزند همسایهتون باشه که پا شده رفته نشویل گیتار میزنه تو میخونهها. اما در عمل، فرزند دندانپزشک یا برنامهنویس یا مهندس برق شما میره سانفرانسیسکو و باید از بنزین گرفته تا اجاره خونه ارقام نجومی پرداخت کنه و سرسال هم کشف کنه اونقدری که فکر میکرد پولدار نشده! در حالی که اومده جایی که مولتیمیلیونرهای زیادی که خیلی بالاتر از خودش هستند زندگی میکنند. در حالی که اون میلیونرها و میلیاردرها رو در حد خودشون باسواد و فرهیخته و ماهر نمیبینند. بعبارتی خودشون رو ساندویچ شده در بین طبقات خیلی پایینتر و خیلی بالاتر میبینند. احساس میکنند سرمایهداری از پایین بشون خیانت کرد، چون به اندازه کافی از میانگین جامعه بالاترشون نبرد، و از بالا هم خیانت کرد چون ثروتاندوزها و فعالان سرمایهای و بورسی که با پول پول درمیارن رو خیلی بالاتر از خودشون قرار داد. این قشر، به معنی واقعی کلمه ناراحتند. ناراحت ازینکه نمیتونند رجعت کنند به دهکهای پایینتر، و نمیتونند جهش کنند به جمع ثروتمندان، و با این حال باقی موندن در جایی که هستند هم کار آسونی نیست. مدتیه که این ناراحتی رو قالب کردهاند به توده مردم، تا وانمود کنند این ناراحتی ما نیست فقط، یک ناراحتی ملیه! و بسیاری از مردم هم باورشون میشه که این ناراحتی ماست! که سرمایهداری بد است.. در حالی که سرمایهداری برای طبقات پایینتر خیلی خوب بوده. دارند حداقل مالیات ممکن رو میدن، و یا نمیدن، و از بسیاری از امکانات هم بهرهمندند که درصد قابل توجهی از ساکنان کره زمین ازشون محرومند.
این قشر ناراحت، بیشترین اثرگذاری رو در سیاست آمریکا دارند. چه در انتخاباتهای فدرال، چه در حتی تصمیمات شوراهای شهرها. از قضا اثر اینها از اثر میلیاردرها هم بیشتره. برای لابی کردن در واشنگتن، یا دولتهای ایالتی، لازم نیست بیل گیتس باشید. با ۲ میلیون دلار هم میشه خیلی کارها کرد.
این قشر ناراحت، بیشترین اثرگذاری رو در سیاست آمریکا دارند. چه در انتخاباتهای فدرال، چه در حتی تصمیمات شوراهای شهرها. از قضا اثر اینها از اثر میلیاردرها هم بیشتره. برای لابی کردن در واشنگتن، یا دولتهای ایالتی، لازم نیست بیل گیتس باشید. با ۲ میلیون دلار هم میشه خیلی کارها کرد.