Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
از آدم‌هایی که برای شخصیت‌های تاریخی اسکور بورد دارند برحذر باشید!.. زن‌ستیزی ۵ امتیازمنفی! عدالت‌طلبی پوپولیستی ۸ امتیاز مثبت! ۸ منهای پنج، ۳ مثبت! پس بوس بش!

همین جناب مدرس برای برقراری شرع مقدس راهکاری جز چوب زدن خلق‌الله سراغ نداشت، فقط انقدر خوش شانس بود که قبل ازینکه جامعه ایرانی شرع رو بالا بیاره به دیدار حق شتافت. و اگه قدرت داشت، معلوم نبود سر کسانی که فکر می‌کرد محتکرند و بازار مسلمین رو متلاطم کرده‌اند، چه بلایی میاورد. اینها سیاست‌شان هم عین دیانت‌شان بود‌. فسادستیزی‌شان هم مثل زن‌ستیزی‌شان.

https://news.1rj.ru/str/sahandiranmehr/21826
می‌گفتند اگه چین جایگزین قدرت‌های غربی بشه خیلی بد میشه! خب.. چی می‌خواست بشه؟ 🤔
چین چیکار می‌خواست بکنه که اروپا نکرد با ما؟

اینکه تسلط چین رو خطرناک می‌پنداشتیم صرفا در مقایسه و در نسبت با آمریکا بود. که اون هم داره روز به روز کمرنگ‌تر میشه، چون سیاست آمریکا هم داره روز به روز اروپایی‌تر میشه. امثال ترامپ هر پنجاه سال یک‌بار ممکنه ظهور کنند و ترمز بگیرند، و گرنه سمت و سوی کلی، همون اروپایی شدنه.
تعداد تولد در چین در سالی که گذشت به ۱۱ میلیون رسید، عددی که از حتی بدبینانه‌ترین پیش‌بینی جمعیت‌شناسان هم کمتر بود. ظاهرا برداشتن قانون تک فرزندی تأثیری نداشت. با این روند سال ۲۰۲۶ جمعیت به پیک میرسه و ازونجا شروع به کاهش می‌کنه‌. مسئله اینه که این کاهش چه شیبی داره. اگه نرخ تولد به ازای هر زن ۱ ممیز ۸ باشه، ۴۵ سال دیگه چین به اندازه ژاپن امروز پیر خواهد بود. ولی اگه چینی‌ها بخوان مثل تایوانی‌ها بچه‌دار بشن (یعنی نشن) ۲۰ سال بعد مثل ژاپن امروز پیر خواهد شد.
جوامع پیرتر و مرفه‌تر کم‌تر منابع خواهند داشت برای قلدربازی بین‌المللی، اما کل اقتصاد هم نیاز به تغییر رویه خواهد داشت. نیروی کار گران‌تر میشه و صنایع پزشکی-درمانی-مراقبتی بزرگ‌تر میشن. اگر قصد مهاجرت به چین دارید، رشته‌های مرتبط با این صنایع بهترین اهداف سرمایه‌گذاری هستند.
Tony Anderson - Ariana
Tony Anderson
یکی از آهنگ‌سازهای الکترونیک که قبلا یکی از آهنگ‌هاش رو اینجا گذاشته بودم مادرش بر اثر سرطانی طولانی فوت کرد چندماه پیش. این آهنگ رو برای خداحافظی با مادر ساخته.
اگر شب‌ها که مردم کم برق مصرف می‌کنند یا نمی‌کنند و ارزانتره، یک‌وزنه به اندازه برج ایفل رو بکشیم بالا و در یک ارتفاعی نگه داریم و روز که مصرف برق بالاتر و گرانتره رهاش کنیم تا جاذبه بیاردش پایین و از حرکتش به سمت زمین برق تولید کنیم و به شبکه بدیم ۵۰ درصد ارزونتر ازین درمیاد که همون مقدار برق رو در باتری‌های لیتیوم ذخیره کنیم.

یه شرکت استارتاپ اسکاتلندی دقیقا میخواد همین کار رو بکنه.
و نشون میده باتری لیتیوم با اینکه امروز رقیب نداره، آینده درخشانی نداره.
Anarchonomy
اگر شب‌ها که مردم کم برق مصرف می‌کنند یا نمی‌کنند و ارزانتره، یک‌وزنه به اندازه برج ایفل رو بکشیم بالا و در یک ارتفاعی نگه داریم و روز که مصرف برق بالاتر و گرانتره رهاش کنیم تا جاذبه بیاردش پایین و از حرکتش به سمت زمین برق تولید کنیم و به شبکه بدیم ۵۰ درصد…
در بین جایگزین‌های لیتیوم، به نظر می‌رسه سدیم شانس بیشتری داشته باشه. برای کاتد یک ترکیب ارگانیک پیشنهاد شده بود که مخفف اسم سختش اچ‌اِی‌تی‌اِن بود. اما مشکل این بود که به مرور در الکترولیت حل می‌شد. حالا همون ماده رو پلیمری کردن (یه پی به مخفف اسمش اضافه شد). نتیجه بوی خوبی میده. ظرفیت انرژی بیشتر از باتری لیتیوم، با قابلیت ده‌ها هزار بار شارژ! و با این تفاوت که از لحاظ قیمتی نسبت به باتری لیتیوم مفت درمیاد.
لینک مقاله برای کسانی که دسترسی دارند:
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/anie.201910916
پدربزرگ‌ها که می‌گفتند این آخوندها عوامل انگلیسی‌ها هستند بشون می‌خندیدیم.‌ الان هم تأییدشون نمی‌کنم.. ولی دیگه نمی‌خندم.‌ دیگه اصلا نمیشه خندید.
14
نگارنده متوجه نیست که مقایسه با ۵۷ اساسا خطاست، چه ایشون مرتکب بشه چه میرحسین موسوی‌. در دوره پهلوی یک کارگر عادی با یک پس‌انداز مختصر می‌تونست وسایلی بخره برای منزلش که کارگر امروزی باید پنج سال حقوقش رو بذاره کنار تا بتونه معادل امروزی‌شون رو بخره (با اینکه تکنولوژی باعث شده قیمت جهانی معادل‌های امروزی اون وسایل به مراتب ارزانتر باشند). جامعه‌ای که وقت می‌کنه به کاپیتالاسیون فکر کنه شکمش سیره. اما امروز دغدغه قشر ضعیف اینه که ماه بعد هم می‌تونیم کنسرو بخریم یا نه؟!

میفرمایند در مورد اینکه در اعتراضات آبان‌ماه قشر فقیر و حاشیه‌نشین شرکت داشتند اغراق شده! من نظر دیگه‌ای دارم. در مورد مشارکت طبقاتی که حاشیه‌نشین نیستند اغراق شده. می‌دونید حسین‌آباد مهرشهر کجاست؟ می‌دونید سرآسیاب ملارد کجاست؟ در این مناطق اصلا طبقه متوسطی وجود نداره که بخواد حرکتی انجام بده. بحث پنج درصد ده درصد نیست.. اصلا وجود نداره.‌

میفرمایند انقلاب اقشار فقیر همیشه با موفقیت سرکوب میشه، چه در ایران و چه در فرانسه. اما انقلاب طبقه متوسطه که می‌تونه تغییر ایجاد کنه! مثل ۵۷، و مثل ۸۸ که هزینه‌های سیاسی زیادی داشت!
باید در جواب به هر دو گفت خیر!.. موفقیت یا عدم موفقیت انقلاب ربطی به طبقه کسانی که راهش انداختند نداره. یکی مثل بشار اسد رو بذارید جلوی طبقه متوسط تا ببینم چه کار می‌توانند بکنند. و اتفاقا ۸۸ کاملا بی‌نتیجه بود و هیچ هزینه سیاسی ایجاد نکرد. حتی اون شخصیت‌هایی که لباس زندان پوشیدن و جلوی دوربین اعتراف کردند الان داخل سیستم هستند و باز هم دارند از منافع نظام دفاع می‌کنند. کدوم هزینه سیاسی؟ و اتفاقا اعتراضات اروپایی همه موفق هستند. نشانه‌ش همینکه دولت‌های اروپایی روز به روز دارند سوسیالیستی‌تر و چپ‌تر و مالیات‌بگیرتر و پرخرج‌تر میشن، دقیقا همون چیزهایی که معترضان خیابانی میخوان. فرانسه کنگو نیست که فقط در صورتی اعتراضات به تغییر سیاسی منجر شه که خیابان‌ها رو با جنازه فرش کنند.

و اما اصل داستان اینه طبقه تحت فشار و حاشیه‌نشین اصلا دنبال انقلاب سیاسی نیست که موفقیت یا عدم موفقیت براش معنی پیدا کنه. اون‌ها در حال پس دادن فشار هستند، هم به حکومت، هم به طبقات مرکزنشینی که در سایه حکومت زندگی مرتب‌تری دارند. پس دادن نه منطق داره، نه چارچوب داره، نه قابل پیش‌بینیه. و برای همینه که میتونه خطرناک‌تر از انقلاب طبقه متوسط باشه. این‌ها آدم‌هایی هستند که می‌تونن هدف نداشته باشند! متوجه هستید این یعنی چه؟ سال ۹۶ که پنجاه سال قبل نبود، همین دو سال قبل بود. خوب یادشون بود که دفعه قبل رفتار نظام چطور بود. کسانی که یادشون بود و باز هم در مقابل نیروهای حکومت ایستادند در یک مرحله دیگه‌ای قرار دارند که تحلیل‌گر شهری از درکش عاجزه. مردم ما نجابت فوق‌العاده‌ای دارند، اما در شرایط پس‌زدن فشار، هر تحولی ممکنه.

اگه فقط از بین ۱ درصد از ساکنین عصبانی سواحل شمالی خلیج فارس گروهی شبه نظامی تشکیل بشه که فقط بخواد درد ایجاد کنه.. دقت داشته باشید، نه دولت تعیین کنه نه مانیفست بده نه حزب بسازه نه پیامی بده نه چیزی بخواد، فقط درد ایجاد کنه، و برای این کار مثلا شریان‌های انتقال انرژی از جنوب به مرکز ایران رو از بین ببره، دقیقا چه ترکیبی از خاک رو قراره بریزیم روی سرمون؟ و این تازه فقط یکی از کارهاییه که میشه کرد.

یه آدمی در دعوای بین زنش و مادرش طرف مادرش رو گرفت. وقتی پرسیدن زنت چی پس؟ گفت زن همه جا هست، یه مادر دیگه می‌تونید پیدا کنید برام؟ تو زندگی فعلی ما امکاناتی هست که برامون مثل مادره. بدون مادر هم میشه زندگی کرد ولی دیگه مثل وقتی که مادر بود نمیشه. عصبانی‌ها می‌تونند کاری کنند که طبقه مرکزنشین در شهرها، بی‌مادر بشن. و خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی سریع‌تر ازونی که هرکسی ممکنه تخمین بزنه میتونه رخ بده.



https://news.1rj.ru/str/RahbordChannel/1535
8
بود و نبود حمایت لفظی رییس‌جمهور آمریکا برای اعتراضات مردم ما فرقی برای ما نداره. اوباما هم حمایت لفظی زیادی داشت، حتی چند کلمه فارسی هم یاد گرفته بود، اما چند میلیارد دلار بی‌زبان گذاشت کف دست همین اوباشی که برای کشتن تک تک ما حکم تیر دارند. ما از دولت آمریکا عمل انتظار داریم، و بهترین عملی که می‌تونه انجام بده اینه که عملی انجام نده‌. ادامه همین فشار حداکثری که با تحریم‌ها شکل گرفته از سقف انتظارات من هم بیشتره.
فریدام رو هم درشت نوشت که بگه می‌دونم موضوع بنزین نیست! برای همینقدرشم سپاسگزارم.
8
برخلاف تصور عموم مردم آمریکا، اختلاف طبقاتی فقط بین ۱۰ درصد بالای جامعه و ۹۰ درصد بقیه نیست. اختلاف عمیقی هم در داخل همون ۱۰ درصد وجود داره. این نمودار نرخ رشد درآمد رو نشون میده. در چهل سال گذشته درآمد اونهایی که بین ۱۰ تا ۵ درصد بالا بودن فقط ۴۴ درصد رشد داشته، در حالی که ۱ درصد آخر ۱۵۷ درصد بوده! و باز اختلاف زیادی هست بین ۱ درصد و ۱ دهم درصد. رشد درآمد اونا دیگه تو نمودار جا نشده فقط عددش رو نوشته: ۳۴۳ درصد!
و خب این با عواقبی همراه بوده. داخل اون ۱۰ درصد، برای اون‌هایی که پایین‌تر از ۱ درصد هستند خیلی سخت‌تر شده که در طبقه الیت باقی بمونند. دقیقا همین‌ها هستند که این روزها سوسیالیسم رو انداختن تو دهن رسانه‌ها، و وانمود می‌کنند قراره مشکلات کارگران رو حل کنه! بیشتر طرفداران برنی سندرز از همین قشر هستند. پولدارهایی که خیلی پولدار نیستند و از سیستم ناراضی‌اند که امکان خیلی پولدار شدن رو ازشون گرفته. سوسیالیسمی که امروز در آمریکا مطرحه، ابدا درباره توده مردم نیست.
Anarchonomy
برخلاف تصور عموم مردم آمریکا، اختلاف طبقاتی فقط بین ۱۰ درصد بالای جامعه و ۹۰ درصد بقیه نیست. اختلاف عمیقی هم در داخل همون ۱۰ درصد وجود داره. این نمودار نرخ رشد درآمد رو نشون میده. در چهل سال گذشته درآمد اونهایی که بین ۱۰ تا ۵ درصد بالا بودن فقط ۴۴ درصد رشد…
یکی از کینه‌هایی که این قشر «پولدار ولی نه خیلی پولدار» از نظام سرمایه‌داری به دل گرفتند ازونجا حاصل شد که این نظام اونقدری که فکرش رو می‌کردند و توقعش رو داشتند از طبقات متوسط و پایین‌تر دورشون نکرد. فرض کنید شما سیصدهزار دلار خرج می‌کنید در طول تحصیل فرزندتون تا مثلا یک دندانپزشک بشه. توقعی که این سیصدهزاردلار در شما ایجاد می‌کنه اینه که فرزند دندانپزشک‌تون پولدارتر و دست به جیب‌تر از فرزند همسایه‌تون باشه که پا شده رفته نشویل گیتار میزنه تو میخونه‌ها. اما در عمل، فرزند دندانپزشک یا برنامه‌نویس یا مهندس برق شما میره سانفرانسیسکو و باید از بنزین گرفته تا اجاره خونه ارقام نجومی پرداخت کنه و سرسال هم کشف کنه اونقدری که فکر می‌کرد پولدار نشده! در حالی که اومده جایی که مولتی‌میلیونرهای زیادی که خیلی بالاتر از خودش هستند زندگی می‌کنند. در حالی که اون میلیونرها و میلیاردرها رو در حد خودشون باسواد و فرهیخته و ماهر نمی‌بینند. بعبارتی خودشون رو ساندویچ شده در بین طبقات خیلی پایین‌تر و خیلی بالاتر می‌بینند. احساس می‌کنند سرمایه‌داری از پایین بشون خیانت کرد، چون به اندازه کافی از میانگین جامعه بالاترشون نبرد، و از بالا هم خیانت کرد چون ثروت‌اندوزها و فعالان سرمایه‌ای و بورسی که با پول پول درمیارن رو خیلی بالاتر از خودشون قرار داد. این قشر، به معنی واقعی کلمه ناراحتند. ناراحت ازینکه نمی‌تونند رجعت کنند به دهک‌های پایین‌تر، و نمی‌تونند جهش کنند به جمع ثروتمندان، و با این حال باقی موندن در جایی که هستند هم کار آسونی نیست. مدتیه که این ناراحتی رو قالب کرده‌اند به توده مردم، تا وانمود کنند این ناراحتی ما نیست فقط، یک ناراحتی ملیه! و بسیاری از مردم هم باورشون میشه که این ناراحتی ماست! که سرمایه‌داری بد است.. در حالی که سرمایه‌داری برای طبقات پایین‌تر خیلی خوب بوده. دارند حداقل مالیات ممکن رو میدن، و یا نمیدن، و از بسیاری از امکانات هم بهره‌مندند که درصد قابل توجهی از ساکنان کره زمین ازشون محرومند.

این قشر ناراحت، بیشترین اثرگذاری رو در سیاست آمریکا دارند. چه در انتخابات‌های فدرال، چه در حتی تصمیمات شوراهای شهرها. از قضا اثر این‌ها از اثر میلیاردرها هم بیشتره. برای لابی کردن در واشنگتن، یا دولت‌های ایالتی، لازم نیست بیل گیتس باشید. با ۲ میلیون دلار هم میشه خیلی کارها کرد.
تصور کنید یک موسسه وجود داره که قراره درباره مسائل جامعه تحقیق کنه و خروجیش اینه.
آدمی قلابی که زیر سایه خنک حکومت فرصت پیدا کرده‌ معتبر بشه، باید هم به بقیه کسانی که زیر این سایه خوابیدند بگه «خبری نیست، بخوابید» دیگه، غیر ازین باید باشه؟
سال ۸۸ احمق‌های اونطرف می‌گفتند اگه اعتراضات به شوش مولوی رسید باید نگران شد، فعلا که نرسیده. حالا احمق‌های اینطرف میگن اگه اعتراضات به ولیعصر و ونک می‌رسید باید نگران شد، فعلا که نرسید!
دفعه بعد خواهند گفت حد فاصل سر کریمخان تا سر حافظ اتفاقی نیفتاد، پس سر نظام و ما سلامت خواهد ماند!
مسلمان‌ها می‌دونند ابن‌رشد معتقد بود زنان باید در جامعه مشارکت بیشتری داشته باشند، و باید حتی سرباز زن داشته باشیم. اما موی هیچ مسلمانی سیخ نمیشه که یک مسلمان هشتصدسال پیش اینو گفته! هربار یادش میفتم شب خوابم نمیبره. هشتصدسال پیش، یکی که مثل ما وضو می‌گرفته مثل ما روزه می‌گرفته مثل ما قرآن می‌خونده، معتقد بوده هیچ مانعی نباید در برابر زنان وجود داشته باشه، و اگه وجود داشته باشه همه ضرر می‌کنند، و هشتصدسال گذشته و هنوز مانع وجود داره!

اون چجوری تونست اون‌جوری باشه؟ ما چجوری تونستیم این‌جوری باشیم؟ چطور هشت قرن انقدر کمه؟ ترسناکه. از ترس خوابم نمی‌بره.
13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طبیعت آمریکا هم مثل خود آمریکا قلدری خاصی داره. اما بشر امروز انقدر خوش‌اقبال هست که تحمل این شرایط براش به یه چیز fun تبدیل شده باشه.
اماکن مذهبی، که بشون رفت آمد دارم، پر شده از تبلیغات سازمان اوقاف که ایهالناس اموالتان را وقف کنید! که منظورش اینه که بدید به ما. این تبلیغات همیشه بوده ولی اخیرا حجم‌شون به طور محسوسی افزایش پیدا کرده. من نمی‌فهمم حتی اگر کسی قصد وقف داره، چرا باید تحویلش بده به حکومت، اون هم حکومتی که از روز اول کارش رو با غصب و غارت اموال مردم شروع کرد و تا همین الان هم ادامه داره. احتمالا تصورشون اینه که برای اینکه صالحات برای سال‌های متمادی باقیات بمونه نیاز به مدیریت و تولیت حکومتی داره! ولی این مثل اینه که برای اینکه بچه‌ت از دست آدم‌ربایان در امان باشه، امانت بذاریش پیش یه پدوفیل! علاوه بر اینکه دولت‌ها به طور عام راهزن هستند، حکومت ما به طور خاص بارها ثابت کرده نیت اصلی وقف‌کننده به هیچ‌جاش نیست (حالا از بحث‌های پولشویی بگذریم).

اما سوال جدی‌تر اینه که مخاطب این تبلیغات چه کسانی هستند؟ اصولا وقف یعنی اهدا کردن ثروتی که اضافه‌ست و نمی‌دونی چیکارش کنی، به عموم مردم. خب در وضعیت فعلی کشور دقیقا چه کسانی ثروت اضافه دارند؟ تأکید خود اسلام اینه که تا زمانی که در خانواده و اطرافیان خودت کسانی هستند که لنگ پولند، نباید حتی به پول‌پاشی در بین غریبه‌ها فکر کنی. این آن‌ها چه کسانی هستند که ثروت و املاک اضافه دارند و نیاز اطرافیان هم برطرف کرده‌اند و باز هم اضافه اومده؟ البته وجود دارند چنین افرادی، ولی نه با مسجد کار دارند نه با امامزاده (با هر مکانی که محل تجمع مردم عادیه کاری ندارند). پس این بنرها و تابلوها و پوسترها برای چه کسانی نصب شده؟
تبلیغ وقف، اونم با این حجم باید در کشوری صورت بگیره که سرانه درآمدش بیشتر از کشورهای اروپای شرقی باشه، نه در کشوری که مردم دارند با درآمدهایی کمتر از روزی ۱۰ دلار زندگی می‌کنند.

هیچ‌چیز در این مملکت نرمال نیست.
7
به خانوم اتوکشیده شاغل در شرکت که داشت با همکارانش مشورت می‌کرد که برای ناهار چه غذایی از بیرون بگیرند گفتم جگر هم گزینه خوبیه! انقدر خبر نداشت از قیمت‌های اخیرش که فکر کرد دارم ازش میخوام اندفعه رو فکر کنه در شعب ابی‌طالبند و صرفه‌جویی کنند! ولی وانمود کرد پیشنهادم رو جدی گرفته، و پرسید خب باید از کجا بگیریم؟ گفتم خودت فکر می‌کنی باید از کجا بگیرید؟ به نظرش می‌اومد ناحیه‌ای که دفتر شرکت توش قرار داشت خیلی دوره از جایی که جگرکی‌ها مغازه دارند. ولی همونجا یکی دوتا بودند. تا حالا ندیده بود. هرروز رد شده بود اما ندیده بود. پرسیدم جگرکی‌های چرخی رو دیده؟ در حافظه تصویریش چیزهایی پیدا کرد اما نمی‌دونست کجا می‌ایستند معمولا. این آدم از کجا باید بدونه که مدتی پیش سربازی که مرخصی می‌گرفت و می‌اومد بیرون، هم‌گروهانی‌ها رو چندسیخ مهمون می‌کرد، اما «مدتی پیش» دیگه تموم شد، چون دیگه برای خودش هم نمیتونه بخره. چون دیگه سایز قطعات جگر چسبیده به سیخ به جایی رسیده که باید با پنس جراحی جداشون کرد.

پرت بودن از واقعیت اطراف و وضع دیگران، لزوما نیازی به فاصله‌ی جغرافیایی نداره. بچه نیاوران خبر از شهرری ندارد یک کلیشه‌ست. در شهر ری هم هست کسی که خبری از شهر ری ندارد. و اتفاقا خیلی از سوء تفاهم‌ها در فاصله نزدیک رخ میده. وقتی دم عید مردم حاشیه‌نشین برای خرید از دست‌فروش‌ها خیابان‌های مرکز شهر رو پرازدحام می‌کنند، مرکزنشین‌ها تصور می‌کنند این‌ها چون فقیرند، قابلیت تشخیص جنس خوب از بد رو ندارند، و گرنه لای این دست‌فروشان نمی‌لولیدند، محله ما رو هم شلوغ نمی‌کردند! اما درست نگاه نمی‌کنند.. خیلی ازون‌ها خرید چندانی ندارند، چرا که اصلا نیازی ندارند به اینجا بیان. درست در خیابان اصلی محله فلاکت‌زده خودشون مغازه‌ها داشته با متری ۶۰ میلیون خرید و فروش می‌شده. حتما در اون مغازه‌های میلیاردی چیزی که لازم دارند پیدا میشده. (عده‌ای از مردم هنوز به غلط این ذهنیت سنتی رو دارند که اجناس در محلات فقیرنشین ارزان‌تره، چون فروشنده‌ها مجبورند قیمت‌ها رو با قدرت خرید ساکنان محله تنظیم کنند. پس میارزه که بریم اونجا خرید کنیم. و چون میرن اونجا، قیمت مغازه‌ها بالاتر میره. مردم متوجه این مکانیزم نیستند، اما کاسب‌ها متوجهند. بازار منطقه حاشیه، داره توسط کاسب‌های مرکز کنترل میشه. بعبارتی نه مغازه اون محل، نه صاحبش و مستأجرش، و نه مشتری‌هاش، دیگه ربطی به مردم فقیر اطرافش ندارند. برای همین هم هست که در مواقع آشوب راحت‌تر مواد آتش‌زا به داخلش پرت می‌کنند، یا غارتش می‌کنند. قدیم نمی‌شد اینکارو کرد. چطور می‌شد صبح مغازه ممدآقابقال رو آتش زد وقتی قرار بود عصر همون روز دم در مسجد باش سلام علیک کنی؟). اگه برای خرید، محله‌ی پر از فروشگاهِ خودش رو رها می‌کنه و میاد داخل شهر، در جستجوی کالا نیست. خرید یه بهانه‌ست تا دست خانواده رو بگیره بیاد اینجا و بگه «این خیابان مال ما هم هست». این یک مانور طبقاتیه. یه شاپینگ تور نیست.

نظارت دقیق بر چیزهایی که در اطراف رخ می‌دهد، یک ضرورته، که بسیاری از ماها ازون محرومیم. این روزها نفربرهای نظامی
situation awareness
بیشتری دارند تا آدم‌ها. آگاهی از موقعیت خود، بدون آگاهی از موقعیت دیگران ممکن نیست.
9
اختلافات حاشیه و متن شهرها، حتی روی شوخی‌هاشون هم تأثیر میذاره. با دقتی عمدی به راحتی می‌دیدم که شوخی‌ جنسی مردان حاشیه‌نشین با شوخی جنسی مردان مرفه‌تر داخل شهرها فرق داره. البته شاید فاکتور بی‌اهمیتی باشه.. اما به نظر خودم میشه ازین نشانه‌ها به عنوان راهنما استفاده کرد.

یکی از رفقای هم‌سن که رفت آمد مکرر به شهریار داشت یک‌بار در یک انتقال خودمانی تجربیات روزمره گفت «شهریار جای عجیبیه حاجی. یه جور خاصیه. همه عجله دارند برای سکس». خودش در لایف‌استایل، درست در نقطه مقابل من بود.‌. روابط آزاد، با ده‌ها نفر. اما حتی با چنین لایف استایلی در اونجا شوکه شده بود.

حس «بازندگی غیرقابل جبران» فشاری بر حاشیه‌نشینان ایجاد کرده که برای بقیه خیلی قابل درک نیست. (در امثال شهریار و کرج که باغ‌شهر بودند، حلبی‌آباد درست مجاور ویلاهاست، چون بخشی ازون باغ‌ها هنوز باقی موندن. و این، اون حس بازندگی رو تشدید می‌کنه. این ویلاها و باغ‌ها اغلب خالی‌اند..طوری که حتی وقتی هواپیما سقوط می‌کنه داخلشون کسی کشته نمیشه! چون صاحبان‌شون بیشتر از هفته‌ای یک‌بار نمی‌تونند بش سر بزنند. لذا نمادی از ثروت مازاده. دیگران رو سوار بر ماشین لوکس دیدن این اثر رو نداره. چون عبور می‌کنه، و هرچه هست در حال مصرفه. اما این‌ها مازادند. مجاورت دائمی با مازادهای دیگران، حس «ما نابودیم» رو بیشتر تقویت می‌کنه). در شرایط این فشار، سکس نقش روانی پررنگ‌تری پیدا می‌کنه. دسترسی به واژن، تا حدی عدم دسترسی به پول رو پنهان می‌کنه. عجله دارند چون تنها چیزی که می‌تونند توش برنده باشند بدست آوردن هم‌بستره، و طبیعتا در پی حداکثری کردن این بدست آوردن‌ها خواهند بود. هیچ روزی رو نباید از دست داد. هیچ کسی رو نباید از دست داد.

شوخی جنسی حاشیه‌نشین بیشتر خشونت داره و کمتر خنده. تابویی براش باقی نمونده که سوژه خنده باشه. در این شوخی‌ها، زن واژن است، تمام. نه تعارفی، نه اضافاتی، نه تلطیفی. اما در متن شهر، کسانی که از فقر مطلق در امانند، فعلا، هنوز داخل بافت خانوادگی و اجتماعی قرار دارند که تقیدها رو حفظ کرده.. و در داخل این تقیدها، دسترسی به سکس خیلی آسان نیست. یا باید پول خرج کنند، یا باید خودشون رو به پارتنر مدنظر ثابت کنند، یا هردو. چه پارتنر مشروع باشه چه نامشروع. بنابراین شوخی‌های جنسی این‌ها از لودگی‌های بی‌مزه از کلیشه‌های جنسیتی درباره اختلاف رفتاری و تیپولوژی بین زنان و مردان تشکیل شده. برای این‌ها دو گانه ما مردها-آنها زن‌ها سوژه قابل توجهیه. برای این‌ها دختر هات، دختریه که سخت نیست، راحت می‌پذیره و راحت میره پی کارش. یعنی چیزی که کم گیرشون میاد. اما در حاشیه، دختر هات دختریه که اختیار واژنش در کنترل شرارتشه. شرارتی که در اون ناحیه شهری، برای مرد و زن ضروری به نظر میاد. در حاشیه روسپیگری جریان داره، اما همه این سکس پرتیراژ و پرعجله از کانال روسپیگری نمیگذره. این‌ها با توافق همدیگه سکس رو برای همدیگه پردسترس کرده‌اند، و به طور جمعی مشغول پوشاندن بازندگی‌های غیرقابل جبران هستند. این حرف درستی بود که کمونیسم در مقیاس محلی، خوب جواب میده. هرچه که بین پاهای من است برای همه، هرچه بین پاهای همه هست، برای من.
🤔5
در روانشناسی میشه اختلالات روانی رو خیلی راحت به فقدان ایمان ربط داد. یعنی میشه گفت شما پرخاشگری چون از خدا نمی‌ترسی! یا مثلا روابطت با همسرت سرد شده چون تقوا نداری و چشمت دنبال زنان نامحرمه! اما نمی‌تونی بگی چون کاهل نماز شدیم نقدینگی رشد نجومی پیدا کرده! اقتصاد تنها حوزه‌ایه که به سختی میشه گفت «همه‌چی تقصیر خود مردمه».
حوزه علمیه تا گردن مدیون بودجه دولتیه. الان دیگه زمان شیخ حرعاملی نیست که این نهاد رو بشه با کمک‌های نقدی مردمی سرپا نگه داشت. بودجه دولت حذف بشه کلش فرو می‌ریزه. اینها باید از همین ملغمه اقتصادی موجود که نه چپه نه راسته و نه متد داره و نه افق داره و یک نوع هرج و مرج است در واقع، راضی باشند، چون در هر نوع نظام اقتصادی دیگه‌ای، امکان ادامه فعالیت نخواهند داشت. وقتی از چیزی راضی هستی که نمی‌تونی ازش دفاع کنی، طبیعیه که درباره‌ش سکوت کنی.
در سال ۲۰۱۵ تعداد قتل در برزیل از مجموع تعداد قتل در تمام اون کشورهای آبی‌رنگ بیشتر بود! اما اونی که وسط شهرهای بزرگ برزیل زندگی می‌کرد، حس نمی‌کرد داره تو کشوری زندگی می‌کنه که سالی ۶۰ هزارنفر رو می‌کشن. چون قتل و بزهکاری چنان ناهمگون توزیع شده که در یک ناحیه هرشب آدم می‌کشند، و در یک ناحیه دیگه سالی دو سه بار. چنان طبقات بالاتر تونستن خودشون رو ایزوله نگه دارند که حس نمی‌کنند کمی اونطرف‌تر کشتار جریان داره.
به نظر میاد حاشیه‌نشینان ایران رو هم به اون سمت سوق بدن، با این تفاوت که قتل‌ها توسط حاکمیت انجام بشه. مثلا الان شما نمی‌دونید در سیستان و بلوچستان چندنفر کشته شدند و نخواهید فهمید. بحث فقط قطعی نت نیست. «عایق‌بندی طبقاتی» انجام شده. طوری که انگار اون استان ما نیست، بخشی از پاکستانه که افتاده دست نیروهای حکومت ایران.
👍6
یک تبعه سعودی که برای آموزش پرواز در پایگاه دریایی فلوریدا حضور داشته میزنه ۴ نفر رو می‌کشه. چهارنفر که شهروند آمریکا هستند. یک عمل تروریستی در داخل خاک آمریکا. تازه شهروند عادی سعودی نیست، چون نظامیه فرستاده دولت سعودی حساب میشه. قاعدتا این باید خیلی مهم‌تر از مسئله قتل خاشقچی باشه که نه خبرنگار بود واقعا نه شهروند آمریکا، و یک مهره امنیتی هم بود. این چیزیه که باید به دولت سعودی فشار بیاره، نه اون. اما دقت کنید به رسانه‌های آمریکا ببینید یک دهم پوشش و هیاهویی که برای خاشقچی راه انداختن برای این هم خرج می‌کنند یا نه. طبیعتا یه مدت تیتر میسازه، ولی مقدارش مهمه. به مقدارش دقت کنید در روزها و هفته‌های آینده، و مقایسه کنید.
4