Anarchonomy
یه نمونه ناب «ناهماهنگی شناختی» پیدا کردم براتون - مربی میدونه چی بهتره ولی ما نمیدونیم، پس اعتراض نکنید - ما از علی کریمی که یه عمره تو این فوتباله بیشتر میدونیم!
دلیل عمده بیشتر این ناهماهنگیها اینه که افراد در برابر اعتراف به اینکه بایاس (سوگیری) دارند مقاومت میکنند، چون به عنوان یک شاخصه منفی شناخته شده. اما واقعیت اینه که آدم بدون بایاس وجود نداره. دور از منطق نیست اگه بگیم نمیتونه وجود داشته باشه. من به ایالات متحده بایاس دارم، یکی به جهان بدون کدخدا بایاس داره. من به اقتصاد بازار آزاد بایاس دارم، یکی دیگه به اقتصاد حمایتی بایاس داره. و بعضی وقتها خیلی کلانتره: من به عقل محض بایاس دارم، و یکی دیگه به ابعاد فراعقلی زندگی بایاس داره.
بهتره انکار رو بذاریم کنار و قبول کنیم که بیطرف نیستیم و نمیتونیم باشیم. قبل از مطالعه جهان، آدم باید خودشو مطالعه کنه.
بهتره انکار رو بذاریم کنار و قبول کنیم که بیطرف نیستیم و نمیتونیم باشیم. قبل از مطالعه جهان، آدم باید خودشو مطالعه کنه.
❤1
این باعث سوء تفاهم شد. اینو برای من نفرستادن. فلهای فرستادن برای ارعاب مردم. حسین رونقی منتشرش کرده.
غیر از شما کسی نمیدونه من کانال دارم 😉
غیر از شما کسی نمیدونه من کانال دارم 😉
❤10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبلیغ یکی از موزههای آمریکا
دقت کنید که چقدر بچهها در کانون توجهشون هستند
دقت کنید که چقدر بچهها در کانون توجهشون هستند
یه بنده خدایی بود به مادرش میگفت مادرجان حالا که سرپایی یه چای هم برای من بیار. مادره میرفت میاورد، بعد این چای رو داغ داغ میخورد. مادره میپرسید چرا انقد داغ میخوری ضرر داره. میگفت تا سرپایی بدم استکانشم ببری بشوری!
حالا حکایت هموطنان منه. میرن به یه آدمکش مثل درینجفآبادی یا رییسی، و به یه اطلاعاتی مثل روحانی رأی میدن، بعد به آمریکا میگن تا سر پایی حکومت رو تغییر بده و بعد چند تا آدم درست پیدا کن بذار تا انتخابشون کنیم، تو کل این اتفاقات هم حواست باشه آسیبی بمون نرسه!
https://news.1rj.ru/str/twitter_farsi/64215
حالا حکایت هموطنان منه. میرن به یه آدمکش مثل درینجفآبادی یا رییسی، و به یه اطلاعاتی مثل روحانی رأی میدن، بعد به آمریکا میگن تا سر پایی حکومت رو تغییر بده و بعد چند تا آدم درست پیدا کن بذار تا انتخابشون کنیم، تو کل این اتفاقات هم حواست باشه آسیبی بمون نرسه!
https://news.1rj.ru/str/twitter_farsi/64215
این هم مستقلا موضوع عجیبیه که جماعتی که به درینجفآبادی رأی میدن، وانمود میکنن از عربستان شدن ایران واهمه دارند!
شما که در تهِ افق آرمانتون یه چیزهایی قرار داره مثل باز شدن تلگرام و راهیابی زنان به ورزشگاه و گیر ندادن به روزهخواری. خب اینها رو که یکی مثل بنسلمان با چندتا حکم حکومتی میتونه حلش کنه. توسعه سیاسی میخوای چیکار؟
شما که در تهِ افق آرمانتون یه چیزهایی قرار داره مثل باز شدن تلگرام و راهیابی زنان به ورزشگاه و گیر ندادن به روزهخواری. خب اینها رو که یکی مثل بنسلمان با چندتا حکم حکومتی میتونه حلش کنه. توسعه سیاسی میخوای چیکار؟
❤4
Anarchonomy
رامالله: پلیس فلسطین ۳نفرو به جرم غذا خوردن و سیگار کشیدن در ایام رمضان دستگیر کرد آدم از خودش میپرسه اینجور که فعالین حقوق بشر روضه میخونن اینا قاعدتا باید مشغول حل مشکلات بزرگتری باشن، نه؟
خود این خبر نشون میده حتی در فلسطین هم هستند کسانی که مایل به تبعیت از شریعت نیستند، و بابتش مجازات میشن. اما خبری از رسانههای غربی نیست. اگه پلیس اسراییل به خاطر چاقوکشیدن به روی اسراییلیهایی که تو صف اتوبوس وایسادن بگیره بندازتشون زندان جیغ و دادشون دنیا رو برمیداره، اما اگه به خاطر غذاخوردن دستگیر بشن، هیچ صدایی از هیچکس در نمیاد!
این فقط به مسائل پیشپا افتادهای مثل روزهخواری خلاصه نمیشه. آیا شما میدونید چه کسانی در غزه به خاطر مخالفت با حماس در زندان هستند؟ نه. کسی حتی اسمشون هم نمیدونه. اما تا عربستان یه فعال سیاسی رو بازداشت میکنه جیغ همه بلند میشه. چون در غرب، انتقاد از پادشاهی سعود، کلاس حقوقبشری داره! اما انتقاد از فلسطین، نه تنها کلاس نداره، بلکه هرچه دربارهش رشته بودند قبلا هم پنبه میکنه.
این فقط به مسائل پیشپا افتادهای مثل روزهخواری خلاصه نمیشه. آیا شما میدونید چه کسانی در غزه به خاطر مخالفت با حماس در زندان هستند؟ نه. کسی حتی اسمشون هم نمیدونه. اما تا عربستان یه فعال سیاسی رو بازداشت میکنه جیغ همه بلند میشه. چون در غرب، انتقاد از پادشاهی سعود، کلاس حقوقبشری داره! اما انتقاد از فلسطین، نه تنها کلاس نداره، بلکه هرچه دربارهش رشته بودند قبلا هم پنبه میکنه.
❤6
Anarchonomy
عربستان بیش از ۸هزارتا ازین موتورها آماده کرده برای حج. من سوالم اینه که این با اسب چه فرقی داره؟ آیا به ذهن پیامبر نمیرسید که بگه با اسب سعی صفا مروه رو برید؟ لابد دلیلی داشته که چنین اجازهای نداده.
جالبه که در اینجور موارد جمهوریاسلامی هیچ اختلافی با عربستان نداره. تازه میگه تعدادشون هم بیشتر کنید!
این بخشی از یه زنجیره از اتفاقاته که به نظر میرسه نمیشه جلوش رو گرفت. حج به نوعی از توریسم تنزل پیدا کرده، که در اون مهمان داره رفتار میزبان رو طراحی میکنه. مهمان حج رو به شکل سیاحت میبینه و براش یه آرزوئه. اگه دقت کرده باشید حتی میگن «اگه زیاد هم اعتقاد نداری سعی کن یک بار بری. فضای فوقالعادهای داره».
انگار دارن تو سایت TripAdvisor
یه نقطه حیرتانگیز رو برای بقیه Recommend میکنند.
از طرفی حالت آرزو بودن هم یه رقابت ایجاد کرده که کاملا مادی و منفعتطلبانهست.
حدود ۲ میلیارد مسلمان وجود داره که اگه قرار باشه همشون به نوبت اعزام بشن ۳۰۰ سال طول میکشه تا به همه نوبت برسه! پس چیزی که به ذهن هر عاقلی میرسه اینه که حالا که قراره درصد ناچیزی از این جامعه بزرگ به نمایندگی از بقیه وارد این معرکه بشن، بهتره بهترینها رو انتخاب کنیم که یکی از شاخصهای بهترین بودن سلامت جسمانیشون باشه. اما ظاهرا این عقل نیست که بر این جامعه ۲ میلیاردی حکفرماست. علت اصلی که مردان یک دستشون رو بیرون از لباس احرام نگه میداشتن این بود که پیامبر به کفار نشون بده این بازوها رو میبینید؟ اینا دارن برای اسلام شمشیر میزنند!.. حج از اولش هم کارکرد خودنمایی و نمایندگی داشت، حتی زمانی که هیچ محدودیت جمعیتی وجود نداشت. اما امروز دقیقا برعکسش اتفاق میفته. عدهای که حتی در راه رفتن عادی هم مشکل دارند، با باد پنکه سینهپهلو میشن، توی فشار طواف نفسشون بالا نمیاد، و ختی ممکنه گم بشن، اعزام میشن، و جوانها و سالمها یک عمر در صف باقی میمونند، تا خودشون هم همونقدر از کار افتاده بشن، تا لازم باشه با ماشین برقی جابجاشون کرد! چرا؟ چون حج یه سیاحته که آرزو شده. و طبیعیه که دلمون نیاد پدر و مادران پیرمون بدون رسیدن به این آرزو بمیرن!
غسل دادن میت هم بر هر مسلمانی واجبه، اما اگه یکی پیدا شد که انجام بده، وظیفهش از روی دوش بقیه برداشته بشه. ملت برای غسل دادن اموات با هم مسابقه نمیدن، فیش نمیفروشن، آرزو به دل نمیمونن. اگه برای حج دست میشکونن و از روی هم رد میشن (مخصوصا از روی کسانی که شایستهتر از خودشونن)، یعنی دغدغه «به انجام رساندن وظیفه» نیست. اگه برات مهمه که کار اونجوری که خدا میخواد انجام بشه، به این فکر میکنی که چیکار کنیم که به بهترین نحو انجام شه، به این فکر نمیکنی که چجوری افتخار انجامشو از بقیه بقاپم و نصیب خودم کنم.
صلاح جامعه ۲ میلیاردی خویش خسروانش دانند، ولی به نظر من، این راه درست انجام دادنش نیست.
این بخشی از یه زنجیره از اتفاقاته که به نظر میرسه نمیشه جلوش رو گرفت. حج به نوعی از توریسم تنزل پیدا کرده، که در اون مهمان داره رفتار میزبان رو طراحی میکنه. مهمان حج رو به شکل سیاحت میبینه و براش یه آرزوئه. اگه دقت کرده باشید حتی میگن «اگه زیاد هم اعتقاد نداری سعی کن یک بار بری. فضای فوقالعادهای داره».
انگار دارن تو سایت TripAdvisor
یه نقطه حیرتانگیز رو برای بقیه Recommend میکنند.
از طرفی حالت آرزو بودن هم یه رقابت ایجاد کرده که کاملا مادی و منفعتطلبانهست.
حدود ۲ میلیارد مسلمان وجود داره که اگه قرار باشه همشون به نوبت اعزام بشن ۳۰۰ سال طول میکشه تا به همه نوبت برسه! پس چیزی که به ذهن هر عاقلی میرسه اینه که حالا که قراره درصد ناچیزی از این جامعه بزرگ به نمایندگی از بقیه وارد این معرکه بشن، بهتره بهترینها رو انتخاب کنیم که یکی از شاخصهای بهترین بودن سلامت جسمانیشون باشه. اما ظاهرا این عقل نیست که بر این جامعه ۲ میلیاردی حکفرماست. علت اصلی که مردان یک دستشون رو بیرون از لباس احرام نگه میداشتن این بود که پیامبر به کفار نشون بده این بازوها رو میبینید؟ اینا دارن برای اسلام شمشیر میزنند!.. حج از اولش هم کارکرد خودنمایی و نمایندگی داشت، حتی زمانی که هیچ محدودیت جمعیتی وجود نداشت. اما امروز دقیقا برعکسش اتفاق میفته. عدهای که حتی در راه رفتن عادی هم مشکل دارند، با باد پنکه سینهپهلو میشن، توی فشار طواف نفسشون بالا نمیاد، و ختی ممکنه گم بشن، اعزام میشن، و جوانها و سالمها یک عمر در صف باقی میمونند، تا خودشون هم همونقدر از کار افتاده بشن، تا لازم باشه با ماشین برقی جابجاشون کرد! چرا؟ چون حج یه سیاحته که آرزو شده. و طبیعیه که دلمون نیاد پدر و مادران پیرمون بدون رسیدن به این آرزو بمیرن!
غسل دادن میت هم بر هر مسلمانی واجبه، اما اگه یکی پیدا شد که انجام بده، وظیفهش از روی دوش بقیه برداشته بشه. ملت برای غسل دادن اموات با هم مسابقه نمیدن، فیش نمیفروشن، آرزو به دل نمیمونن. اگه برای حج دست میشکونن و از روی هم رد میشن (مخصوصا از روی کسانی که شایستهتر از خودشونن)، یعنی دغدغه «به انجام رساندن وظیفه» نیست. اگه برات مهمه که کار اونجوری که خدا میخواد انجام بشه، به این فکر میکنی که چیکار کنیم که به بهترین نحو انجام شه، به این فکر نمیکنی که چجوری افتخار انجامشو از بقیه بقاپم و نصیب خودم کنم.
صلاح جامعه ۲ میلیاردی خویش خسروانش دانند، ولی به نظر من، این راه درست انجام دادنش نیست.
❤3
درخواست فعالان مجازی از بازاریان تهران برای ملحق شدن به اعتصاب بانه نشون میده که یا واقعا متوجه نیستند جامعه چه تغییراتی کرده، یا اینکه همینجوری یه چیزی میگن.
بازاریهای تهران و بقیه کلانشهرها قابل مقایسه با بازاریهای سال ۴۲ نیستند. به چند دلیل:
بازاریان قدیم یا از خانوادههای اصیل بودند یا سابقه کارگری داشتند. که ترکیب اینا یه طبقهای بوجود آورده بود که یه کلاس اخلاقی خاصی داشت و به قول قدیمیها حلال حروم سرش میشد. اما بازاریان امروزی هیچ شباهتی به اونها ندارند. چون بازاریان جدید یا عطش پول دارند، و حتی در اوج ثروت هم پول درآوردن رو کنار نمیذارن چون براشون به نوعی تفریح تبدیل شده، یا توی بازار یه موقعیت اجتماعی دارن که این موقعیت به فعالیت مغازههایی که در اختیار دارن گره خورده. لذا خیلی از این بازاریان نیازی به درآمدی که از مغازهها به دست میاد ندارن که تحولات اقتصادی بیچارهشون کنه. از بستهشدن مغازهها هم خوششون نمیاد چون تفریحشون رو بهم میریزه، و خونهنشین شدن و بیکاری با پرستیژ اجتماعی که دارن جور در نمیاد.
از طرفی در دوره ما تعداد مستأجرها به مراتب بیشتر از دوران قبل از انقلابه، و به خاطر سیاستهای مالکپرستانه این نظام، مستأجرها جز پول درآوردن اختیار هیچ حرکت دیگهای رو ندارند، و مبالغ اجاره هم انقدر بالاست که حتی یک هفته توقف فعالیت هم براشون حکم یک فاجعه مالی رو داره. با این حال، اینطور هم نیست که مالک و مستأجر خیلی با هم اختلاف نظر داشته باشند. فضا طوری شده که بدون راهزنی و دزدی، بقا در این بازار ممکن نیست، و مجموعه این افراد از فضای راهزنی که جمهوریاسلامی براشون فراهم کرده راضیاند. دلیلی نداره بهمش بزنند.
یک مورد دیگه هم اینه سرانه واحد صنفی در قبل از انقلاب تقریبا نرمال و در سطح بقیه کشورها بود، اما الان به خاطر محتاج بودن شهرداریها به عوارض و صدور فلهای جوازهای کسب، این سرانه به سطح عجیب و غریبی رسیده که در هیچ جای دنیا مشابهش وجود نداره، و اغراق نیست اگه بگیم ۷۰ درصد این واحدها اضافیاند. بنابراین اگه حتی در یک شرایط فرضی تونستید ۷۰ درصد بازار رو با اعتصاب همراه کنید، که در نوع خودش یک موفقیت رویاییه، باز مملکت هیچ تکونی نمیخوره، چون ۳۰ درصد باقیمونده انقدری هستند که نیاز ملت رو تأمین کنند.
ممکنه گفته بشه اعتصاب فقط برای متوقف کردن جریان تأمین نیست، برای اینه که نشون بده مردم و اقشار مختلف با حکومت مخالفند. اما حتی این هم فقط در همون قبل انقلاب موضوعیت داشت. چون ارتباط و رسانه وجود نداشت. و آدم غیرسیاسی میرفت سر کوچه ماستشو بخره میدید همه بستن و میپرسید چرا بستن و بش میگفتن به این دلیل، و تازه میفهمید یه اتفاق سیاسی افتاده. اما الان که حتی زن وانتیهای خربزهفروش هم تو خونه دارن تو کانالهای تلگرامی از تظاهرات شهرهای دیگه مطلع میشن، دیگه اطلاعرسانی با کرکره مغازه معنی چندانی نداره. مخصوصا حالا که همه سر اینکه ملت با این نظام مشکل دارن توافق دارند، حتی وزیر ارتباطات همین نظام.
از سبکهای انقلابی قرن بیستم باید کشید بیرون هموطن. ما تو دوران دیگهای به سر میبریم.
بازاریهای تهران و بقیه کلانشهرها قابل مقایسه با بازاریهای سال ۴۲ نیستند. به چند دلیل:
بازاریان قدیم یا از خانوادههای اصیل بودند یا سابقه کارگری داشتند. که ترکیب اینا یه طبقهای بوجود آورده بود که یه کلاس اخلاقی خاصی داشت و به قول قدیمیها حلال حروم سرش میشد. اما بازاریان امروزی هیچ شباهتی به اونها ندارند. چون بازاریان جدید یا عطش پول دارند، و حتی در اوج ثروت هم پول درآوردن رو کنار نمیذارن چون براشون به نوعی تفریح تبدیل شده، یا توی بازار یه موقعیت اجتماعی دارن که این موقعیت به فعالیت مغازههایی که در اختیار دارن گره خورده. لذا خیلی از این بازاریان نیازی به درآمدی که از مغازهها به دست میاد ندارن که تحولات اقتصادی بیچارهشون کنه. از بستهشدن مغازهها هم خوششون نمیاد چون تفریحشون رو بهم میریزه، و خونهنشین شدن و بیکاری با پرستیژ اجتماعی که دارن جور در نمیاد.
از طرفی در دوره ما تعداد مستأجرها به مراتب بیشتر از دوران قبل از انقلابه، و به خاطر سیاستهای مالکپرستانه این نظام، مستأجرها جز پول درآوردن اختیار هیچ حرکت دیگهای رو ندارند، و مبالغ اجاره هم انقدر بالاست که حتی یک هفته توقف فعالیت هم براشون حکم یک فاجعه مالی رو داره. با این حال، اینطور هم نیست که مالک و مستأجر خیلی با هم اختلاف نظر داشته باشند. فضا طوری شده که بدون راهزنی و دزدی، بقا در این بازار ممکن نیست، و مجموعه این افراد از فضای راهزنی که جمهوریاسلامی براشون فراهم کرده راضیاند. دلیلی نداره بهمش بزنند.
یک مورد دیگه هم اینه سرانه واحد صنفی در قبل از انقلاب تقریبا نرمال و در سطح بقیه کشورها بود، اما الان به خاطر محتاج بودن شهرداریها به عوارض و صدور فلهای جوازهای کسب، این سرانه به سطح عجیب و غریبی رسیده که در هیچ جای دنیا مشابهش وجود نداره، و اغراق نیست اگه بگیم ۷۰ درصد این واحدها اضافیاند. بنابراین اگه حتی در یک شرایط فرضی تونستید ۷۰ درصد بازار رو با اعتصاب همراه کنید، که در نوع خودش یک موفقیت رویاییه، باز مملکت هیچ تکونی نمیخوره، چون ۳۰ درصد باقیمونده انقدری هستند که نیاز ملت رو تأمین کنند.
ممکنه گفته بشه اعتصاب فقط برای متوقف کردن جریان تأمین نیست، برای اینه که نشون بده مردم و اقشار مختلف با حکومت مخالفند. اما حتی این هم فقط در همون قبل انقلاب موضوعیت داشت. چون ارتباط و رسانه وجود نداشت. و آدم غیرسیاسی میرفت سر کوچه ماستشو بخره میدید همه بستن و میپرسید چرا بستن و بش میگفتن به این دلیل، و تازه میفهمید یه اتفاق سیاسی افتاده. اما الان که حتی زن وانتیهای خربزهفروش هم تو خونه دارن تو کانالهای تلگرامی از تظاهرات شهرهای دیگه مطلع میشن، دیگه اطلاعرسانی با کرکره مغازه معنی چندانی نداره. مخصوصا حالا که همه سر اینکه ملت با این نظام مشکل دارن توافق دارند، حتی وزیر ارتباطات همین نظام.
از سبکهای انقلابی قرن بیستم باید کشید بیرون هموطن. ما تو دوران دیگهای به سر میبریم.
🤔3
هرچند من اهلش نیستم، ولی رفتن به یک مکان عمومی و با غریبهها از یک رویداد ورزشی به هیجان اومدن و همراه باشون واکنشهای احساسی بروز دادن، از نشانههای اجتماعی بودن آدمه. و اتفاقا اگه جمعش مختلط باشه از نشانههای تربیتیافتگی آدمه، چون به افراد یاد میده در کنار غیرهمجنس خودشون باشن اما همچنان آدم باشن.
این نظام مایله شما گوشهگیر و منزوی باشید و غیرهمجنستون رو به شکل موجودات بیگانه ببینید و رفتار درست در کنارشون رو بلد نباشید.
با تبدیل شدن به آدمی درست معکوس چیزی که این نظام میخواد، خود به خود به یک عنصر برانداز تبدیل میشید.
خواستم تقلب برسونم 😉
https://news.1rj.ru/str/bbcpersian/23242
این نظام مایله شما گوشهگیر و منزوی باشید و غیرهمجنستون رو به شکل موجودات بیگانه ببینید و رفتار درست در کنارشون رو بلد نباشید.
با تبدیل شدن به آدمی درست معکوس چیزی که این نظام میخواد، خود به خود به یک عنصر برانداز تبدیل میشید.
خواستم تقلب برسونم 😉
https://news.1rj.ru/str/bbcpersian/23242
Telegram
BBCPersian
🔸پلیس تهران: کافی شاپها و قهوه خانهها مجوز پخش مسابقات فوتبال را ندارند
🔺حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران بزرگ اعلام کرد که کافیشاپها و قهوه خانهها مجوز پخش مسابقات فوتبال را ندارد و پخش مسابقات فوتبال نیاز به مجوز نیروی انتظامی دارد.
@bbcpersian
🔺حسین رحیمی، رئیس پلیس تهران بزرگ اعلام کرد که کافیشاپها و قهوه خانهها مجوز پخش مسابقات فوتبال را ندارد و پخش مسابقات فوتبال نیاز به مجوز نیروی انتظامی دارد.
@bbcpersian
❤3
فتورهچی میگه ۵۰۰ تا، ولی به گمان من چیزی حدود ۵۰ کاربر توعیتر هشتگ براندازم رو به سر زبانها انداختند که حتی ترند هم نشد، اما ۵هزارنفر به اون ۵۰ نفر تاختند و گلایهنامه نوشتند!
متوجه نشدیم ما.. بالاخره اینها انقدر بیاهمیتند که تعداد کمشون رو مسخره میکنید، یا انقدر مهمند که دو سه روزه دارید دربارهشون محتوا تولید میکنید؟
حاکمیت توتالیتر حتی افراد رو هم توتالیتر کرده. همونطور که در مورد روزهخواری نوشتم این حاکمیت به چیزی کمتر از ۹۹ ممیز ۹۹۹ هزارم درصد یکدستی در جامعه رضایت نمیده، افراد هم تقریبا به چنین مرضی مبتلا شدند. توی مملکت ۸۵ میلیونی، چرا نباید ۵ درصد هم برانداز باشند، حتی اگه در اشتباه باشند؟ ۵ درصد ۸۵ میلیون میشه ۴ میلیوننفر.. شما فقط ۵۰ یا ۵۰۰ نفرش رو دیدی و انقد آشفته شدی؟ حالا بگذریم که خیلی بیشتر از ۵ درصد هستند. انقدری هستند که سعید قاسمی میگه مرام به خرج دادن که ما حکومتیها رو تا حالا زنده زنده نخوردن!
اما این آشفتهها چیه حرف حسابشون علیه این ۵۰ الی ۵۰۰ کاربر؟ میگن ما یه انقلاب ۵۷ دیگه نمیخوایم! عجب.. مگه اونا میخوان؟ میگن براندازی بشه خونریزی میشه! عجب.. تو کازرون آب مقطر ریخت کف خیابون مگه؟ جلوی خونریزی رو نباید گرفت چون خونریزی میشه؟ میگن شما برنامه ندارید! عجب.. مگه الان دارید با برنامه زندگی میکنید که واسه برنامه آینده انقد وسواس دارید؟
یه مغلطهای خیلی استفاده میشه که میخوام اسمشو بذارم مغلطهی «شابلون ۵۷». از انقلاب ۵۷ یه شابلون درست کردن و هر ایدهای میدی میندازن روش و میگن به این دلیل فایده نداره! شابلون میگه افراد زیادی اعدام خواهد شد، شابلون میگه استانهای مرزی تجزیه میشن، شابلون میگه یه کشور خارجی حمله میکنه، شابلون میگه همهچی عقبگرد میکنه!
در حالی که دوره ما هیچ ربطی به دوره ماقبل ۵۷ نداره و هر مقایسهای از بیخ خطاست.
بذارید یه چیزی رو شفاف کنیم.. این بچههای برانداز ممکنه احساساتی باشن، ممکنه سواد سیاسی خیلی بالایی نداشته باشن، ممکنه زیاد واقعگرا نباشن، اما حداقل این مزیت رو دارن که تا خرخره تو ایدئولوژی فرو نرفتن. انقلاب ۵۷ یا دست کمونیستها بود یا آخوندها، یعنی دو ایدئولوژی که ازشون هر کثافتکاری سر میزد، و در عین حال هیچ تجربه موفقی در هیچجای جهان ازشون ثبت نشده بود. اونها ایران رو به یک موش آزمایشگاهی تبدیل کردند، و سر ایران هم دقیقا همون بلایی اومد که سر موشهای آزمایشگاهی میاد. فرق دوره ما اینه که دقیقا برعکسه، براندازها از هر ایدئولوژیای فراریاند، و نمیخوان چیز جدیدی رو آزمایش کنند، اونها میخوان ایران نرمال بشه، یعنی همون چیزهایی که در دنیا آزمایش شده و معلوم شده که کار میکنند، اینجا هم اجرا بشه. نرمال شدن برنامه پیچیدهای نمیخواد. کافیه از عرف جهانی تبعیت کنی. اون تست معجونهای مهلکه که برنامه پیچیده میخواد.
ایران تجزیه نخواهد شد، چون هیچکدوم از نواحی مستعد جدایی، که در جایی که هستند قفل خواهند شد، توان مقابله با «مابقی ایران» به عنوان همسایه متخاصم رو نخواهند داشت. سال ۵۷ آب فراوان بود. الان کشورهایی که چند قرنه مستقل هستند سر آب دارند یقه همدیگه رو پاره میکنند، در حین این دعوا هر نوع استقلال جدیدی، حکم خودکشی رو داره.
ایران دچار جنگ داخلی هم نمیشه. چون اگه میخواست بشه همین الان میشد و چیزی مانعش نبود. حتی کردهایی که با اسلحه بزرگ شدن به اعتصاب مدنی اکتفا میکنند. اگه میخواستن خون به پا کنند، کارهایی که نظام با کولبرها کرده تا الان، بهانه کافی بود. کسی که فکر میکنه آرامش فعلی محصول اقتدار نیروهای مسلح حکومته، سنتی و صنعتی رو با هم مصرف کرده. این صبوری و آرامش مدیون خودمونه، نه کس دیگه.
هیچ قدرت خارجی هم به ایران حمله نخواهد کرد، چون چیزی گیرش نمیاد که حمله کنه. منطقه هم از مجنونهایی مثل صدام پاکسازی شده و رهبران عرب هرروز عاقلتر از دیروزشون هستند. این اف۱۶ هواپیمای عجیبیه. این رو به هرکی که فروختند ناگهان عاقلتر از قبل شده. الان حتی عراق هم اف۱۶ داره، و ازش برای از بین بردن داعش استفاده میکنه! اونهایی که امروز رو با خاورمیانه سال ۵۷ یکی میدونند، خودشون و ما رو چی فرض کردند؟
اما چرا باید درباره فضای تخیلی بعد از جمهوریاسلامی بحث کرد؟ مگه براندازها تنها فاعل صحنه هستند؟ خود این نظام با کله داره به سمت فروپاشی میره.. چه شما مخالف براندازی باشید چه نباشید، مجبورید با تغییرات کنار بیایید. ایران اینجوری که هست باقی نخواهد موند.
متوجه نشدیم ما.. بالاخره اینها انقدر بیاهمیتند که تعداد کمشون رو مسخره میکنید، یا انقدر مهمند که دو سه روزه دارید دربارهشون محتوا تولید میکنید؟
حاکمیت توتالیتر حتی افراد رو هم توتالیتر کرده. همونطور که در مورد روزهخواری نوشتم این حاکمیت به چیزی کمتر از ۹۹ ممیز ۹۹۹ هزارم درصد یکدستی در جامعه رضایت نمیده، افراد هم تقریبا به چنین مرضی مبتلا شدند. توی مملکت ۸۵ میلیونی، چرا نباید ۵ درصد هم برانداز باشند، حتی اگه در اشتباه باشند؟ ۵ درصد ۸۵ میلیون میشه ۴ میلیوننفر.. شما فقط ۵۰ یا ۵۰۰ نفرش رو دیدی و انقد آشفته شدی؟ حالا بگذریم که خیلی بیشتر از ۵ درصد هستند. انقدری هستند که سعید قاسمی میگه مرام به خرج دادن که ما حکومتیها رو تا حالا زنده زنده نخوردن!
اما این آشفتهها چیه حرف حسابشون علیه این ۵۰ الی ۵۰۰ کاربر؟ میگن ما یه انقلاب ۵۷ دیگه نمیخوایم! عجب.. مگه اونا میخوان؟ میگن براندازی بشه خونریزی میشه! عجب.. تو کازرون آب مقطر ریخت کف خیابون مگه؟ جلوی خونریزی رو نباید گرفت چون خونریزی میشه؟ میگن شما برنامه ندارید! عجب.. مگه الان دارید با برنامه زندگی میکنید که واسه برنامه آینده انقد وسواس دارید؟
یه مغلطهای خیلی استفاده میشه که میخوام اسمشو بذارم مغلطهی «شابلون ۵۷». از انقلاب ۵۷ یه شابلون درست کردن و هر ایدهای میدی میندازن روش و میگن به این دلیل فایده نداره! شابلون میگه افراد زیادی اعدام خواهد شد، شابلون میگه استانهای مرزی تجزیه میشن، شابلون میگه یه کشور خارجی حمله میکنه، شابلون میگه همهچی عقبگرد میکنه!
در حالی که دوره ما هیچ ربطی به دوره ماقبل ۵۷ نداره و هر مقایسهای از بیخ خطاست.
بذارید یه چیزی رو شفاف کنیم.. این بچههای برانداز ممکنه احساساتی باشن، ممکنه سواد سیاسی خیلی بالایی نداشته باشن، ممکنه زیاد واقعگرا نباشن، اما حداقل این مزیت رو دارن که تا خرخره تو ایدئولوژی فرو نرفتن. انقلاب ۵۷ یا دست کمونیستها بود یا آخوندها، یعنی دو ایدئولوژی که ازشون هر کثافتکاری سر میزد، و در عین حال هیچ تجربه موفقی در هیچجای جهان ازشون ثبت نشده بود. اونها ایران رو به یک موش آزمایشگاهی تبدیل کردند، و سر ایران هم دقیقا همون بلایی اومد که سر موشهای آزمایشگاهی میاد. فرق دوره ما اینه که دقیقا برعکسه، براندازها از هر ایدئولوژیای فراریاند، و نمیخوان چیز جدیدی رو آزمایش کنند، اونها میخوان ایران نرمال بشه، یعنی همون چیزهایی که در دنیا آزمایش شده و معلوم شده که کار میکنند، اینجا هم اجرا بشه. نرمال شدن برنامه پیچیدهای نمیخواد. کافیه از عرف جهانی تبعیت کنی. اون تست معجونهای مهلکه که برنامه پیچیده میخواد.
ایران تجزیه نخواهد شد، چون هیچکدوم از نواحی مستعد جدایی، که در جایی که هستند قفل خواهند شد، توان مقابله با «مابقی ایران» به عنوان همسایه متخاصم رو نخواهند داشت. سال ۵۷ آب فراوان بود. الان کشورهایی که چند قرنه مستقل هستند سر آب دارند یقه همدیگه رو پاره میکنند، در حین این دعوا هر نوع استقلال جدیدی، حکم خودکشی رو داره.
ایران دچار جنگ داخلی هم نمیشه. چون اگه میخواست بشه همین الان میشد و چیزی مانعش نبود. حتی کردهایی که با اسلحه بزرگ شدن به اعتصاب مدنی اکتفا میکنند. اگه میخواستن خون به پا کنند، کارهایی که نظام با کولبرها کرده تا الان، بهانه کافی بود. کسی که فکر میکنه آرامش فعلی محصول اقتدار نیروهای مسلح حکومته، سنتی و صنعتی رو با هم مصرف کرده. این صبوری و آرامش مدیون خودمونه، نه کس دیگه.
هیچ قدرت خارجی هم به ایران حمله نخواهد کرد، چون چیزی گیرش نمیاد که حمله کنه. منطقه هم از مجنونهایی مثل صدام پاکسازی شده و رهبران عرب هرروز عاقلتر از دیروزشون هستند. این اف۱۶ هواپیمای عجیبیه. این رو به هرکی که فروختند ناگهان عاقلتر از قبل شده. الان حتی عراق هم اف۱۶ داره، و ازش برای از بین بردن داعش استفاده میکنه! اونهایی که امروز رو با خاورمیانه سال ۵۷ یکی میدونند، خودشون و ما رو چی فرض کردند؟
اما چرا باید درباره فضای تخیلی بعد از جمهوریاسلامی بحث کرد؟ مگه براندازها تنها فاعل صحنه هستند؟ خود این نظام با کله داره به سمت فروپاشی میره.. چه شما مخالف براندازی باشید چه نباشید، مجبورید با تغییرات کنار بیایید. ایران اینجوری که هست باقی نخواهد موند.
❤15
کی فکرشو میکرد، جنگنده اف۳۵، گرانترین و جنجالیترین پروژه نظامی جهان، برای اولین بار توسط اسراییل و علیه ایران استفاده بشه؟ حمل بر خودستایی نشه، ولی: من!
خیلیها، از جمله ژنرالهای پرستاره آمریکایی میگفتند آخه به چه دردمون میخوره این که نه به چابکی اف۱۶ و نه به سختجانی اف۱۸ و نه به قدرت اف۲۲ ساخته شده؟ یکیشون حتی گفت اصلا چه فایده رادارگریزی وقتی دیگه هیچچیزی وجود نداره که از چشم رادارها مخفی شه و دیگه هیچچیزی وجود نداره که بتونه از چنگ موشکهای هوا به هوا فرار کنه؟
اونها داشتن سناریوهایی که برای ارتش خودشون پیش میاد رو تصور میکردند. غافل ازینکه این پرنده مرگ رو برای اسراییل، و برای نیازهای اسراییل و برای آینده اسراییل ساختن. اف۳۵ مثل یه سگ نیست که بیاد بچسبه بت و گازت بگیره. مثل یه افعیه که ازت فاصله داره، ناگهان نیشش رو میزنه و بر میگرده. کجا ممکنه چنین اتفاقی بیفته؟ مرزهای اسراییل! یعنی جایی که پر شده از موشک و پدافند و ضدهوایی. اف۳۵ این امکان رو میده که لازم نباشه پا به جهنم بذارن. پرندهای که از ۱۰۰ کیلومتری! میتونه حرارت راکت رو تشخیص بده و از همونجا یه موشک حواله محل شلیکش کنه، نیازی نداره خودشو درگیر دعوا کنه. همین نیشهای سریع و کشندهش کافیه.
مجموعهای از بهترین نخبگان مهندسی جهان گرد هم اومدن و از نهایت تکنولوژی استفاده کردن و حاصل کارشون رو هدیه دادن به اسراییل، و البته پول خوبی هم گرفتن. دمشون هم گرم.
خیلیها، از جمله ژنرالهای پرستاره آمریکایی میگفتند آخه به چه دردمون میخوره این که نه به چابکی اف۱۶ و نه به سختجانی اف۱۸ و نه به قدرت اف۲۲ ساخته شده؟ یکیشون حتی گفت اصلا چه فایده رادارگریزی وقتی دیگه هیچچیزی وجود نداره که از چشم رادارها مخفی شه و دیگه هیچچیزی وجود نداره که بتونه از چنگ موشکهای هوا به هوا فرار کنه؟
اونها داشتن سناریوهایی که برای ارتش خودشون پیش میاد رو تصور میکردند. غافل ازینکه این پرنده مرگ رو برای اسراییل، و برای نیازهای اسراییل و برای آینده اسراییل ساختن. اف۳۵ مثل یه سگ نیست که بیاد بچسبه بت و گازت بگیره. مثل یه افعیه که ازت فاصله داره، ناگهان نیشش رو میزنه و بر میگرده. کجا ممکنه چنین اتفاقی بیفته؟ مرزهای اسراییل! یعنی جایی که پر شده از موشک و پدافند و ضدهوایی. اف۳۵ این امکان رو میده که لازم نباشه پا به جهنم بذارن. پرندهای که از ۱۰۰ کیلومتری! میتونه حرارت راکت رو تشخیص بده و از همونجا یه موشک حواله محل شلیکش کنه، نیازی نداره خودشو درگیر دعوا کنه. همین نیشهای سریع و کشندهش کافیه.
مجموعهای از بهترین نخبگان مهندسی جهان گرد هم اومدن و از نهایت تکنولوژی استفاده کردن و حاصل کارشون رو هدیه دادن به اسراییل، و البته پول خوبی هم گرفتن. دمشون هم گرم.