Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
45.1K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
اونی که داره اینارو درست می‌کنه خیلی کارش درسته.. هم در کانسپت، هم در اجرا فوق‌العاده‌ن.
هیچ جوان و نوجوانی رو در اطرافم نمی‌بینم که تحمل فامیل و آشنایان خانوادگی رو داشته باشه. واقعا وضعیت جالبیه که می‌طلبه روانشناسان و جامعه‌شناسان روش کار کنند. این حجم از انزجار و حتی نفرت از خویشاوندان، اونم تو کشوری که داره به صورت خویشاوندی اداره میشه تأمل برانگیزه. البته اینطور نیست که همه در قطع رابطه باشند.‌ میشه در عین حفظ رابطه، حس انزجار رو هم حفظ کرد.
بعضی‌ها ادعا می‌کنند علت اصلی این انزجار، فرهنگ معیوب دخالت در حریم خصوصی دیگرانه، که نسل جدید نمی‌تونه تحملش کنه. اما آیا مطمئن هستند اگه تهدیدی متوجه حریم خصوصی نبود، این دافعه وجود نمی‌داشت؟ من که اصلا چنین فکر نمی‌کنم.

به نظر من آستانه تحمل بسیار پایین اومده. بله بعضی‌ها شعور ندارند که در زندگی شما دخالت نکنند، تربیت نشدن که کجا چی رو بگن و چی رو نگن، یا نمی‌دونن کجا نباید دخالت کنند یا می‌دونند و از بداخلاقی عمدا دخالت می‌کنند. اما همه این‌ها همیشه وجود داشته، شاید با قدمتی ده‌ها هزار ساله. چطور در گذشته تحمل می‌شد، اما الان یا تحمل نمیشه یا جوری تحمل میشه که انگار در حالت نوشیدن زقوم هستند؟

نمی‌دونم مدرنیته یا چه چیز دیگه‌ای مروجش بوده، اما آدم‌های امروزی «آرامش» رو به عنوان غایت زندگی تعیین کردن. گویی ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار بودند و هستند تا ما به دنیا بیاییم و بعد در آرامش بسر ببریم! و خب با چنین جهان‌بینی‌ای، با هرچیزی که این آرامش رو بهم بزنه باید مقابله کرد. این آرامشه که تعیین می‌کنه چی رو باید انتخاب کرد و چی رو نباید. و ممکنه تعیین کنه که با برادرت قطع رابطه کنی، یا خونه مادرت نری.

در مورد فلسفه‌ش نمیشه زیاد بحث کرد، چون حتی اگه پوک و نادرست باشه، میشه حق داد به افراد که در شرایط کمر خردکن موجود، قید همه‌چیز رو بزنند و فقط آرامش رو هدف زندگی قرار بدن. ولی من هم یک سوال مشروع دارم: چرا باید به چنین افرادی اعتماد کرد؟ آدمی که فقط براش آرامش مهمه، همه‌چیز رو برای آرامش میفروشه، حتی من رو. چرا باید فکر کرد میشه در پیگیری یک حرکت سیاسی یا اجتماعی یا فرهنگی روشون حساب کرد؟ چون پیگیری هر هدفی ممکنه با رنج‌ها و دردسرهایی همراه باشه که کاملا در تضاد با آرامشه.

این عبارت «اعصاب ندارم»، این روزها به مفری تبدیل شده برای شونه خالی کردن از مسئولیت. آدم‌هایی که جرئت تحمل کردن مسائل ناخوشایند رو ندارن، پشت سیستم عصبی‌شون قایم میشن. یه قسمت از شجاعت تحمل رنج اینه که آدم‌ها رو تحمل کنی. تو تمام ادیان ابراهیمی، نه فقط بستگان و رفقا، که حتی رابطه نزدیک با همسایه هم یکی از رفتارهای پیامبرگونه تعریف شده، و وقتی می‌پرسیدن چه وظیفه‌ای در قبالش داریم گفته می‌شد باید همسایه‌ت رو تحمل کنی، حتی اگه به طور غیرمعقولی آزاردهنده بود. یه روزی اون آدمی که یه عمر تحملش کردی به دردت می‌خوره، چون رابطه داری باش. این خاصیت جانبی هم داره که تواضع رو تمرین کنی. آدمی که با دیگران رابطه نداره با واقعیت‌ها هم روبرو نمیشه. تو دنیای واقعی آدم میفهمه که خیلی هم موجود مهمی نیست، خیلی چیزها هست که نمی‌دونه، و خیلی چیزها هست که تنهایی از پسش برنمیاد. برای همین آدمی که می‌پذیره که رنج رابطه با دیگران رو تحمل کنه، در نهایت آدم تربیت‌شده‌تری از آب درمیاد.
6
آمریکا تنها کشوریه که از بمب اتمی در جنگ استفاده کرد. و تنها کشوریه که بیش از یک بار در جنگ ازش استفاده کرد. و تنها کشوریه که انداختش رو شهر. تنها کشوریه که تمام عواقب اخلاقی این کار که این سه خصلت استثنایی رو داشت به جون خرید. بعد مشاور رییس‌جمهور ایران میگه آمریکا انقدر منزوی شده که داره سقوط می‌کنه!
در واقعیت، آمریکا از قبل ازینکه این آقا به دنیا بیاد مشکلی با انزوا نداشت.

کارگزاران جمهوری‌اسلامی مثل بلازدگانی شدن که با دیدن آبادی ویران‌شده‌شون شروع می‌کنن به سرودن اشعار سوزناک با این مضامین که دیگه زندگی معنا نداره، دنیا فروریخته و همه‌چی تمام شده. اما چند فرسخ دورتر از اون ویرانی‌ها، همه‌چیز در عادی‌ترین حالت ممکن خودش قرار داره، زندگی ادامه داره و خبر خاصی نیست. این‌ها دیدند که نهایت چیزی که از دیپلماسی بلد بودند رو به کار گرفتند، حداکثر امتیازاتی که می‌شد داد، دادند، و قهرمانانه‌ترین نرمشی که ممکن بود به خرج دادند، اما نه تنها پاداشی در خور اینهمه تلاش و تسلیم دریافت نکردند بلکه هرروز افق روبرو تیره‌تر از قبل میشه. چنان ازین ناکامی عصبانی‌اند که دوست ندارند باور کنند این فقط جمهوری‌اسلامیه که داره غرق میشه. دوست دارند فکر کنند دنیا هم داره غرق میشه. آمریکا هم داره غرق میشه، و همه‌چیز داره بهم میریزه‌.

انقدر کوته‌فکر بودند که تصور کنند مهارت در چانه‌زنی (که با هندوانه‌هایی که رسانه‌های غربی زیر بغل امیرکبیرشون گذاشته بودند باورشون شده بود دارن یک شاهکار دیپلماتیک خلق می‌کنند)، یا گاوبندی‌های پشت‌پرده، قدرت ایجاد می‌کنه. انگار قدرت هم مثل مسیح، بدون پدر به دنیا میاد. حاکمیتی که از درون کرم خورده، در فساد غلت میزنه، از پس ساده‌ترین چالش‌های داخل کشور برنمیاد، و با اپوزیسیونی به اندازه کل جمعیت جامعه طرفه، فاقد مولفه‌های قدرته. با هیچ نوع ژیمناستیکی در اتاق هتل‌های محل مذاکره، نمی‌شه این فقدان قدرت رو جبران کرد.

آمریکا این حاکمیت متوهم رو وارد این بازی کرد و داخل همین بازی لهش کرد. برای همینه که تمام حاکمیت از چپ‌ترین گوشه تا راست‌ترین گوشه‌ش در مرگ بر آمریکا یکصدا شدن. اگه جنگی رخ میداد و شکست می‌خوردند کمتر ازین احساس عجز و حقارت می‌کردند. چون در اون صورت می‌شد ضعف نظامی رو با همون ترفند قدیمی «خون بر شمشیر پیروز است» توجیه کنند. یعنی ببازند اما باز ادعای قدرت کنند. اما الان بدون هیچ نزاع فیزیکی له شدند، که لو داد چقدر این قدرتی که می‌گفتند هست، نیست!

به مشاور رییس‌جمهور باید گفت حال آمریکا خوبه، نگرانش نباشید. اونا وقتی سقوط می‌کنند که قدرت‌شون رو از دست بدن. اما با ارتشی ثروتمندتر از همیشه، و با اقتصادی فربه‌تر از همیشه، و با سیاستمدارانی گستاخ‌تر از همیشه، در حال افزایش قدرت هم هستند. اونی که حالش اصلا خوب نیست، فقط شمایید. بیرون از حدود ویرانه‌ی شما، همه‌چیز عادیه. مثل ظهر آرام روستاهای دنج شمال اسپانیا در یکشنبه‌های ماه جولای!
4
امیرفرشاد ابراهیمی نوشته «‏بهتر است بدانید همین کمپانی نایک که به تیم ملی کفش نمیدهد؛۱۳ سال بعد از کفش ملی تاسیس شده است!زمانی که نایکی نبود،کفش ملی کفش صادرمیکرد! هر آنچه داشتیم از دست دادیم و‌نشستیم ببینیم کدخدا چی رو‌ تحریم می‌کنه چی رو آزاد!»

فرشادخان اینو نمیگه که نایکی نزدیک به ۴۰ سال بعد از کمپانی ادیداس تأسیس شد و دنیا رو گرفت. هرچند که ادیداس هنوز یکی از غول‌های ورزشیه، اما از برندی که چهل سال از خودش جوان‌تره، عقب‌تره. در ارزش برند، برند آدیداس نزدیک ۱۲ میلیارد دلار میارزه، و برند نایکی ۳۸ میلیارد، یعنی بیش از ۳ برابر! .. در میزان درآمد، ادیداس در یک دوره سه ماهه ۷۵۰ میلیون دلار سود به دست میاره، و نایکی ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار!

میخوام بگم در این مقایسه‌ها فرض رو بر این میذارن که اگه انقلاب نشده بود الان کفش ملی ایران جای نایکی رو گرفته بود، ارج جای ویرلپول رو گرفته بود، و لابد الان به جای سامسونگ مردم دنیا گوشی پارس! دست‌شون داشتن. این توهم محضه. هیچ نشانه‌ای دال بر اینکه مدیریت این شرکت‌های داخلی و شرایط کشور به سمت جهانی‌شدن حرکت می‌کرد و فقط انقلاب مانعش شد وجود نداره. ما نمی‌دونیم حکومت پهلوی سیستم آموزش و پرورش رو متحول می‌کرد یا نمی‌کرد. نمی‌دونیم می‌تونست سیستم بازار آزاد و مرزهای باز رو اجرایی کنه یا نه. نمی‌دونیم از پس ریشه‌کن کردن فساد، بوروکراسی و رانت‌خواری بر می‌اومد یا نه، و نمی‌دونیم آیا با پرهیز از ماجراجویی‌های سیاسی (مثل گوشمالی دادن به غرب!) شرایط رو برای ورود سرمایه فراهم می‌کرد یا نه.

ما در گذشته هم صادرکننده مهمی نبودیم. اون موقع که ما کفش صادر می‌کردیم، ساخت کفش تکنولوژی بالایی نمی‌طلبید. ارزشش در این بود که هنر دست بود. اما کفشی که امروز در دنیا فروخته میشه یه کلکسیون از تکنولوژی‌های مختلفه که در کنار هم قرار گرفتند. دنیا عوض شد و ما نشدیم. و معلوم هم نیست اگه پهلوی باقی میموند عوض می‌شدیم. و نظر من اینه که اگه باقی میموند هم عوض نمی‌شدیم.

رهبران و حاکمان ایران چه در اون دوره و چه در این دوره قراردادگرا بودند. شاه از خودروسازی گرفته تا نوسازی ناوگان هوایی ارتش، فکر می‌کرد با قراردادهایی که با طرفین غربی داره، میشه ایران رو توسعه داد. الان هم جمهوری‌اسلامی معتاد چنین قراردادهاییه، از همون خودرو گرفته تا نفت، و تازه پا رو فراتر گذاشته و حتی بقای خودش رو هم به قراردادهای استراتژیک مثل برجام گره میزنه‌. ولی با قرارداد نمیشه فرهنگ تولید و کارآفرینی رو در جامعه جا انداخت. با قرارداد نمیشه بساط رانت و فساد رو جمع کرد. با قرارداد نمیشه آزادی کسب و کار رو تأمین کرد. با قرارداد نمیشه سوار قطار دنیا شد.

چه بسا اگه همه چی درست میشد و در آزادی و شفافیت و سهولت کسب و کار به سطح تایوان هم می‌رسیدیم، شاید حتی به این جمع‌بندی می‌رسیدیم که ارزش نداره بیفتیم دنبال صنعت کفش، و بهتره بریم دنبال چیزی که ارزش افزوده بیشتری داشته باشه‌.

بنابراین come on guys
انقدر غصه این برندهای مُرده ایرانی رو نخورید.
4
وضعیت دزدی و فساد در زمان قاجار
خاطرات محمود وصال
اینو سه سال پیش تو پلاس نوشته بودم
هنوز نظرم همینه


دو‌ کلمه مراسم و احیاء، نقیض همدیگر هستند. مراسم یک چیز برنامه ریزی شده‌است، یک نمایش است، یک دور هم بودن است. مراسم، تظاهرات است. اما احیاء، یک تجربه‌یِ لایمکن‌الفرار خصوصی است، یک بی‌تابی است. مثل کسی که عزیزش زیر تیغ جراحی است و خوابش نمی‌برد. لازم نیست به جایی مراجعه کند تا بیدار بماند، همانجایی که هست بیخواب است. احیاء خواب‌نداشتن است. و مراسم، بیدار نگه‌داشتن! آن عزیزی که زیر تیغ جراح است، خود مومن است. چه کسی از «خود» عزیزتر؟ بی‌تاب است که تا سحر، این خود، «حی» خواهد شد یا نه؟! اگر نشود، مرده‌ی متحرک خواهد بود، و این ترس، خواب را از چشم مومن می‌رباید! شب قدر، شب روخوانی از کتاب دعا نیست، شب لما یحییکم است. شب توافق با خداست که «مرا مُرده نپسند». احیاء زنده نگه‌داشتن شب نیست؛ زنده نگه‌داشتن خود است. برای همین گفتند که سرنوشتش نوشته می‌شود. سرنوشت را زنده‌ها دارند، مرده‌ها وقت نوشتن‌شان تمام شده. احیاء یعنی زنده بمان، تا باز هم بنویسی خودت را. شب احیاء یعنی انفال، آیه بیست و چهار. من، بین تو و قلبت هستم، راهم بده، تا زنده‌ات کنم.
از مسلمانی که امشب به جای خلوت در مراسم است، باید تعجب کرد. از مسلمانی که بیست و چهارِ انفال را خواند و امشب خوابش گرفت، باید تعجب کرد
یادتونه که نوشتم خیلی از بازاری‌های امروز نیازی به درآمد مغازه‌هاشون ندارن؟ رییس اتاق اصناف هم تأیید کرد. میگه هیچ‌وقت بازار تعطیل نخواهد شد! اتفاقا در یک بازار نرمال، هیچ هیچوقتی وجود نداره. وقتی پول نباشه، وقتی امنیت مالی وجود نداشته باشه، وقتی اقتصاد در رکود محض باشه، بازار میتونه تعطیل هم بشه. وقتی غیرقابل تعطیل شدنه، یعنی نرمال نیست. بازار نرمال نه با کسی تعارف داره نه از کسی خجالت می‌کشه‌. ولی در بازار غیرنرمال تا ابد میشه کرکره‌ها رو بالا زد بدون اینکه خبری باشه‌.

https://news.1rj.ru/str/khabaronline_ir/166308
‍ ‍‍ داریم چه غلطی می‌کنیم ما؟
بخش اول

شرکت چینی DJI رسما از دستگاه استابلایزر (لرزشگیر) جدیدش به نام RoninS رونمایی کرد.
با قیمت فقط ۶۰۰ دلار، دوربین و لنز با وزنی معادل ۳ کیلو و ۶۰۰ گرم رو ساپورت می‌کنه (در این ویدئو با دو دستگیره حمل میشه ولی اصل دستگاه همونیه که در وسطش قرار داده و یه دستگیره‌ست). علاوه بر استابلایز کردن انواع حرکت‌ها حتی در هنگام دویدن، قابلیت کنترل از راه دور رو که قبلا فقط تو دستگاه‌های پیشرفته‌تر بود رو هم اضافه کرده، یعنی اونی که دوربین رو حمل میکنه لازم نیست زاویه دید و چرخش و این‌ها رو تنظیم کنه، یه اوپراتور در فاصله نه چندان دورتر همه اینکارها رو انجام میده، و حمل‌کننده میتونه روی حرکت خودش که مثلا میتونه عبور کردن از موانع باشه تمرکز کنه‌. با وجود چنین دستگاه‌هایی دیگه اون بهانه‌های گذشته که امکانات نیست یا تجهیزات گرونه و ازین حرف‌ها هیچ‌کدوم دیگه موجه نیست. دیگه هیچ مانعی وجود نداره که شما یه فیلم با کیفیت بسازید. در زمانه ما دیگه فقط خود خلاقیته که تعیین‌کننده‌ست.

شرکت DJI یه مثال نقض بزرگ در برابر این ادعای کلیشه‌ایه که میگه چینی‌ها با دزدیدن تکنولوژی از دیگر کشورها پیشرفت کردند. این شرکت چه در پهپادهایی که میسازه (و بازار پهپاد دنیا رو قبضه کرده) چه در این تجهیزات مربوط فیلمبرداری، هیچ‌چیزی رو از هیچ‌کس ندزدیده. چون اساسا نیازی نبوده این کار رو بکنه. هیچکدوم از محصولاتش از تکنولوژی سطح بالایی استفاده نمی‌کنند که فقط در دست یه بخشی از صنعت باشه. از قضا تمام موفقیتی که بدست آوردن مربوط به بخش‌های غیرتکنولوژیک میشه. مثل فرصت‌طلبی در پیدا کردن تقاضاهای پولساز بازار، مثل رابطه مستقیم با مشتریانش و عطش برای گرفتن فیدبک، مثل پاسخ سریع به فیدبک‌ها، مثل بازاریابی و تبلیغات موثر و درک مشتریان نسل جدید، مثل بهره‌مندی از زیرساخت مدرن صنعتی.
که همشون مهمند. در مورد آخری یعنی زیرساخت همین بس که این‌ها می‌تونن از طرح روی کاغذ تا محصول پیش‌ساخت رو در عرض ۴۵ روز انجام بدن! اونایی که تولیدکننده هستن می‌دونند این فریم زمانی چقدر باورنکردنیه‌. همین کار در کشوری حتی مثل آلمان ممکنه ۴ ماه طول بکشه. بنابراین تا رقیب مدل بعدی محصولش رو ارائه کنه این‌ها سه بار محصول قبلی‌شون رو ارتقاء دادن!

بهتره این کلیشه دزد بودن چینی‌ها رو کنار بذارند مردم دنیا. واقعیت اینه که چینی‌ها واقعا بلدند ثروت تولید کنند برای جامعه‌شون. ایرانی‌ها هم بهتره به جای سوگواری برای کفش ملی، به این فکر کنند که چرا ما بلد نیستیم.
Forwarded from Deleted AccountSCAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Global Shutter IMX273,IMX287,IMX296,IMX297 vs. Rolling Shutter
داریم چه غلطی می‌کنیم ما؟
بخش دوم
(یکم طولانیه، ولی تحمل کنید)

شرکتی مثل DJI رو مردم میشناسند، لاقل اون‌هایی که شغل‌شون یا علایق‌شون مرتبط با فیلمبرداریه میشناسن. اما شرکت‌هایی هم هستند که با مردم عادی طرف نیستند، و مردم اصلا خبر ندارند که این‌ها وجود دارند، یا اگه هم خبر داشته باشند نمی‌دونند دقیقا دارن چه کاری انجام میدن. چون این شرکت‌ها محصولات یا خدمات‌شون رو به مردم کوچه و بازار نمیفروشن، به شرکت‌های دیگه میفروشن. یکی ازین شرکت‌ها، شرکت Gpixel چینه که کارش طراحی سنسورهای تصویربرداری صنعتیه. این شرکت اخیرا اعلام کرد که فشرده‌ترین سنسور گلوبال‌شاتر صنعتی دنیا رو قراره تولید کنه، که ۲۵ مگاپیکسله در یک اینچ! گلوبال‌شاتر چیه؟ میگم بتون. سنسورهای دیجیتال معمولی از شاتر پرده‌ای استفاده می‌کنند، یعنی از بالا یک ردیف از پیکسل‌ها خونده میشن بعد میره ردیف بعد ردیف بعد تا انتها. این یعنی بین زمانی که ردیف اول خونده میشه تا زمانی که ردیف آخر خونده میشه یه تأخیری ‌بوجود میاد، و این یعنی اگه سوژه متحرک سرعت زیادی داشت به حالت کج و معوج دیده میشه در تصویر. تو عکاسی عادی این خیلی مسئله مهمی نیست، اما تو عکاسی صنعت خیلی مهمه. این دوربین‌ها رو میذارن تو خط تولید تا محصولات از جلوشون رد بشن، بعد این دوربین از هر کدوم یه عکس می‌گیره تا نرم‌افزار چک کنه ببینه ایرادی داره یا نه، مثلا اگه بیسکوییته ببینه آیا تو این نقل و انتقال جعبه‌ش پاره نشده باشه احیانا. برای اینکه بتونه تشخیص بده محصول سالمه، باید همونجوری که واقعا هست دیده بشه، نه معوج. با تکنولوژی گلوبال‌شاتر کل پیکسل‌ها به یکباره خونده میشن. این ویدئو که گذاشتم براتون به خوبی نشون میده که فرقشون چیه. سنسوری که قراره این شرکت چینی بسازه علاوه بر اینکه ۲۵ مگاپیکسله، میتونه ۱۵۰ فریم در ثانیه عکس بگیره، یعنی میشه گفت در هر ثانیه ۱۵۰ محصول می‌تونن از جلوش رد بشن!

اما این کار رو به تنهایی انجام نداد، این شرکت فقط کار طراحی رو انجام میده. کار ساخت به عهده یه شرکت اسراییلیه به نام TowerJazz

علاقه ندارید به این مباحث؟ میدونم، ولی یکم تحمل کنید. میخوام بگم که دنیا چه خبره و ما تو چه اغمایی به سر می‌بریم.

این تاورجاز از کجا اومد؟ یه شرکت آمریکایی وجود داشت که کارش تولید قطعات نیمه‌هادی بود، یعنی همین آی‌سی‌ها که تو گوشی موبایل شما هست. این شرکت رفته بود تو اسراییل یه کارخونه زده بود. خیلی‌ها این کارو می‌کنن، چون از دانشگاه‌های اسراییل آدم بیسواد بیرون نمیاد، و شرکت‌های دنیا این نیروی انسانی بامهارت رو هرجا باشه میقاپن. این شرکت بعد یه مدتی با رکود مواجه شد. اسراییلی‌ها رفتن خریدنش و گفتن کارخونه‌ای که اینجا ساختی رو بده ما. کارخونه افتاد دست شرکت تازه تأسیس اسراییلی. اما به این اکتفا نکردند، رفتن آمریکا و یه شرکت دیگه که اونم نیمه‌هادی میساخت اما کارخونه‌ش رو دیگه لازم نداشت خریدن. اینجوری با کمترین هزینه صاحب دو سه تا کارخونه با تکنولوژی بالا شدن. بعد دیدن چه رویه جالبی پیش گرفتیم! چون کارخونه‌های نیمه‌هادی فوق‌العاده گرون‌قیمت هستند، و کار هر کسی نیست ساخت و تجهیزشون. بعضی وقت‌ها چندمیلیارد دلار بودجه میبره. اما اسراییلی‌ها این پول رو نمیپرداختن، چون یکی قبلا کارخونه رو ساخته بود، و حالا لازمش نداشت. یواش یواش این به سیاست کلی شرکت تبدیل شد: به اختیار گرفتن کارخونه‌هایی که یا با ظرفیت خیلی پایین دارن کار می‌کنن یا اصلا کار نمی‌کنن، و استفاده از ظرفیت‌شون برای تولید و سفارش گرفتن از بقیه!
کار تا اونجایی پیش رفت که دیگه این‌‌ها بودن که برای صاحب کارخونه شرط میذاشتن، در یک مورد با پاناسونیک قرار گذاشتن. گفتن کارخونه‌هات رو در اختیار ما بذار، ما برات تولید می‌کنیم یه مقدار هم تکنولوژی در اختیارت میذاریم. پاناسونیک (لطفا کمی دقت کنید، داریم درباره غولی مثل پاناسونیک حرف می‌زنیم) گفت داریم شریک میشم یکم هم تو پول بذار خب. اسراییلی‌ها گفتن بگو ۱ دلار، یه قرون هم نمیدیم. یا با این شرایط یا هیچی. پاناسونیک قبول کرد. اینو تا اینجا داشته باشید.
تو چین یه خبرهای دیگه‌ای بود. اونا هرچی پول گیرشون می‌اومد خرج ساخت کارخونه نیمه‌هادی میکردن و هنوز دارن میکنن، و به زودی از تایوان و کره‌جنوبی جلو میزنن. طوری که بعضیا میگن ممکنه حتی با مازاد ظرفیت مواجه بشیم. اینا کارخونه میسازن اما تکنولوژی تولید رو ندارن، باید منتظر باشن تا شرکت‌هایی که کارشون طراحیه بیان بشون سفارش بدن. (فکر می‌کنید یه شرکت چینی خودش میاد تمام هزینه‌های ساخت کارخونه رو میده؟ نه. مثلا شهرداری میگه ما نیاز داریم تو شهرمون مشاغل جدید ایجاد شه‌. ما بتون زمین میدیم، امکانات میدیم، ساختمونش هم خودمون میسازیم. تجهیزات چی میخواد؟ اونارو هم میخریم. شما تولید کن، بعدا با هم حساب می‌کنیم. یعنی اونی که تکنولوژی تولید رو نداره و‌ فقط صاخب کارخونه‌ست هم تمام پول کارخونه رو نداده!).
تاورجازز با شرکت‌های کارخونه‌دار (که خودشون با شهرداری‌ها و هولدینگ‌ها قرارداد دارن) قرارداد می‌بنده، شبیه همونی که با پاناسونیک بست، یعنی یه قرون هم نمیده. بعد میره به Gpixel میگه تو دنبال یه جا میگشتی که سنسورتو بسازی؟ من دارم! ظرفیت بالایی هم دارم، یه جا تو ژاپن دارم، یه جا تو آمریکا دارم، یه جا تو اسراییل دارم، و اگه بخوای یه جا هم تو کشور خودتون دارم که اونی که تو کشور خودتونه ارزونتر هم درمیاد برات! جی‌پیکسل میگه دمت گرم، ولی سنسوری که داشتیم میساختیم یه چیزایی لازم داره که برای اضافه کردن بش مجبوریم از شرکت‌های دیگه لایسنس بخریم. که یا نمیدن یا گرونه. تاورجاز میگه من خودم تکنولوژیش رو دارم، من بت میگم چیکار کنی، آخرسر تو فاکتور حساب می‌کنم برات! دیگه چی میخوای؟ اونم که از خداشه. سنسور رو تولید می‌کنن، با قابلیت‌هایی که در محصول رقبا نیست حتی، و با قیمتی خیلی مناسب‌تر. یه شرکت اسراییلی دیگه که برای کارش به سنسور صنعتی نیاز داره، مراجعه می‌کنه به جی‌پیکسل، و ازش چیزی میخره که تو بازار نیست و اگه بود گرونتر بود!
باور کنید این یه داستان نیست. اتفاقیه که افتاده. چه اتفاقی افتاده؟ اسراییل برنده شده، با کمترین هزینه. و چین هم برنده شده، با کمترین هزینه.

و ایران داره چیکار می‌کنه؟ بهتره حتی حرفشم نزنیم.
یه بار نوشته بودم که اقتصاد ایران به یک اقتصاد «نامربوط» تبدیل شده در جهان، برای همین برای کسی مهم نیست که به نظر اقتصاددان آمریکایی تورم واقعی ایران ۷۸ درصد باشه یا نباشه! ما چی داریم بگیم تو دنیایی که این اتفاقات داره توش میفته، و خیلی سریع داره میفته؟
‍ ‍‍ میگن یک‌چشم در شهر کوران پادشاه است!
حالا ما هم شاهد آخوندهای یک‌چشمی هستیم که در برابر بقیه هم‌کسوتان دگم‌اندیش‌شون پادشاهند واقعا.
ولی یه مشکلی هست. همون یه چشم‌شون هم آب‌مروارید داره!
توالت‌عمومی ساختن رو ارجح می‌دونه به منبر رفتن، چون (همه بدبختی از بعد ازین چون شروع میشه) امر خیر کارِ منبر رو بهتر انجام میده! هدف همون منبره، یعنی «پروگرام کردن ذهن عوام»، فقط روش عوض می‌شه. مثل اینه که دکتر به مریضش بگه کمتر عین گاو بخور تا لازم نباشه برای فشار خونت دارو مصرف کنی، اونم سعی می‌کنه کمتر عین گاو بخوره. تا لازم نباشه دارو بخوره. نه چون عین گاو غذا خوردن کار درستی نیست!
این عزیزان هم میگن توالت‌عمومی بسازیم چون اگه ببینن براشون توالت ساختیم به ما و چیزهایی که میگیم علاقه‌مند میشن. نه چون انسانه، باید به دادش رسید!

میگن بهلول دید عده‌ای دارن مسجد میسازن، رفت جلو‌ پرسید این مسجد رو برای کی میسازید؟ گفتن معلومه خب، برای خدا. بهلول گفت اوکی. شب برگشت یه کاشی نصب کرد بالای مسجد که روش نوشته بود «مسجد بهلول». فرداش بانیان مسجد اومدن دیدن صحنه رو و عصبانی شدن و رفتن بالا از جا کندنش. بعد ریختن سر بهلول که بزننش. گفت چتونه؟ گفتن مسجد باباته مگه میری اسمتو بالاش میزنی؟ گفت مگه نگفتین برای خدا میسازینش؟ خب فوقش مردم اشتباه کنن و فکر کنن من ساختم، خدا که اشتباه نمی‌کنه!

حالا به این آخوندهای مسجدساز و مدرسه‌ساز و توالت‌ساز باید گفت اگه نیت فقط کمک به انسانه، لباس تبلیغ‌تون رو دربیارید و بعد بسازید. بذارید مردم اشتباه کنند و فکر کنند یه آدم غیرروحانی کمک‌شون کرده، خدا که اشتباه نمی‌کنه.
4
چند روز پیش مسجدی رو دیدم که بعد از نماز ظهر که طبق روال همیشگی در ماه رمضان یه آخوند از قبل تعیین شده میره بالا منبر برای سخنرانی، همه جز اندکی پاشدن رفتن! صحنه در حال تبدیل به کمدی بود. البته آخوند مذکور عین خیالش نبود و طوری سخنانش رو شروع کرد که گویی دو هزار نفر دارن بش گوش میدن (برای همین میگم از آخوندها فقط باید یه چیز یاد گرفت و اونم پررویی بی‌بدیلشونه).
امروز رفتم یه مسجد دیگه که خیلی قدیمی‌تر و اصیل‌تره و درست در مرکز شهره، تا ببینم اونجا هم اوضاع همینه یا نه. اونجا دیگه صحنه کمدی نبود، تراژدی بود! ده سال پیش تو همین مسجد بین دو نماز ظهر و عصر، حتی داخل حیاط جا برای نشستن نبود. اون‌هایی که می‌دونستن به موقع نمی‌رسن با خودشون زیرانداز میاوردن. الان حتی داخل مسجد هم تا نیمه خالی بود! اگه ده سال پیش این صحنه رو بم نشون میدادن باور نمی‌کردم. یکم صبر کردم تا آخوند این مسجد هم بره بالا منبر. هنوز سه دقیقه از شروع حرفاش نگذشته بود که گفت «دیدید دیروز مقام معظم رهبری چه قشنگ دشمن رو به ما معرفی کردند؟». بلافاصله گفتم خودشه! That's it
دلیل این تراژدی همینه. هنوز ننشسته مجیزگویی رو شروع کرد. ملت برای چی باید بیان وقتی مسجد تبدیل شده به نسخه فیزیکی صداسیما؟ ده سال پیش هم به صورت بخشنامه‌ای اشارتی به خلیفه می‌کردند، اما به آرزوی سلامتی در انتهای منبر خلاصه میشد. الان از همون اول شروع می‌کنند به بازاریابی!
اما حتی با این توجیه هم این صحنه‌هایی که دارم می‌بینم عجیبند.

میگن پیامبر گفته بوده در آخرالزمان مردم فقط تو ماه رمضان مسلمانند! حضرت اما دیگه ایران امروز رو پیش‌بینی نمی‌کرد که حتی تو ماه رمضان هم مسلمان نباشند.
واضحه که سهمیه فرزندان جانبازان برای آزمون پزشکی مثل هر سهمیه دیگه‌ای یه رانت محرزه، و هر رانتی ناعادلانه‌ست و در نهایت عامل عقب‌افتادگی میشه. اما متوجه نمیشم که چرا میگن اگه این اتفاق بیفته جون‌مون به خطر میفته!.. مگه در حالت بدون سهمیه داره چه جواهراتی از خروجی سیستم آموزش پزشکی بیرون میاد که ما رو از «پزشکان ناشایست» احتمالی در آینده میترسونن؟ یعنی ممکنه جراحانی پیدا بشن که کلیه چپ و راست رو تشخیص ندن؟ اونو که آلردی داریم. ممکنه پزشکانی پیدا بشن که دریچه مصنوعی آمریکایی از بیمار تحویل بگیرن اما دریچه ساخت چین براش نصب کنن؟ خب اونو هم داریم. ممکنه جراحانی پیدا بشن که انقدر بیشعور باشن که تو اتاق عمل با شکم سفره بیمار سلفی بگیرن؟ خب اونو هم داریم. ممکنه جراحانی پیدا بشن که به مریضی که نیاز به جراحی اورژانسی داره بگن انقدر میلیون بریز به حسابم و اگه نداری به من مربوط نیست؟ خب اونو هم داریم. ممکنه جراحانی پیدا بشن که مریض رو بیهوش کنن و بش تجاوز کنن؟ خب اونو هم داریم. ممکنه پزشکانی پیدا شن و صدها بیمار رو به کشتن بدن و بعد بگن «این خطاهای پزشکی همه جا اتفاق میفته»؟ خب اونو هم داریم. دقیقا قراره چه بلایی سرمون بیاد که تا حالا نیومده؟

تو ایران خیلی معدودند کسانی که با عشق و علاقه میفتن دنبال رشته‌های پزشکی، و معمولا ازونایی عقب میمونند که هیچ علاقه‌ای ندارند به این علوم اما بچه‌پولدارتر هستند، و برای پرستیژ و درآمد بالا واردش شدند. یعنی همین الانش سهمیه‌بندی وجود داره. سهمیه بچه‌پولدارها، سهمیه فرزندان بدتربیت‌شده، سهمیه داوطلبان بیگانه با اخلاق!
با اضافه شدن فرزندان جانبازان اتفاق خاصی نخواهد افتاد. این سیاهی که توش هستیم، حالت تیره‌تری نداره.
انگلیس، فرانسه، آلمان و اتحادیه اروپا که میگفتن درباره خروج آمریکا از برجام اقدامات متقابل می‌کنیم، حالا از آمریکا تقاضا کردن تو رو خدا یه جوری تحریم نکن که ما نتونیم برجام رو حفظ کنیم! 😅
سربازها و افسرهای آمریکایی از جبهه برمیگردن، خونه رو با بادکنک و پرچم آمریکا تزیین می‌کنن!
بعد اینجا یارو از سوریه برمیگرده مراسم دعای کمیل میذارن تو خونه‌ش! همه گریان میگن الهی العفو!

کجان. کجاییم.
بردلی کوپر (که تحت تأثیر سبک کاری کلینت‌ایستووده و اومده تو کار فیلمسازی) با لیدی‌گاگا تو یه فیلم! بازی کردن. دیگه چی میخوایم از زندگی؟
متأسفانه بیشتر این هنرمندها ضدترامپ هستن و تماشا کردن کارشون برای من یکم سخته، مخصوصا لیدی که ارادت خاصی داشتم بش ولی تو انتخابات ۲۰۱۶ دست به هرکاری زد تا از چشم‌مون بیفته. ولی چاره‌ای نیست. باید مغزشون رو نادیده بگیریم و به بدن‌شون و مهارت‌شون توجه کنیم. تو صنعت سرگرمی آمریکا جابجایی زیاد اتفاق میفته، مثلا ورزشکار میشه بازیگر، بازیگر میشه خواننده، و خیلی موفق هم میشن. اما اینکه خواننده‌ها انقدر راحت دارن وارد سینما میشن، فکر کنم در دوره ما بی‌سابقه‌ست. چون یه تغییری که در زمانه جدید ایجاد شد اینترنتی شدن موزیک بود، و تو این فضا موزیک‌-ویدئوها بوجود اومدن، و متعاقبا خواننده از همون ابتدای شروع فعالیتش مجبوره بیاد جلو دوربین. یعنی دیگه صرفا یه حنجره خوب کافی نیست. نمیگم یه شاهکار بازیگری از لیدی گاگا خواهیم دید، اما مشخصه که اصلا غریب نیستند تو این فیلد. وضعیتیه که لازمه از هر انگشتت یه هنر بریزه تا تو این صنعت دوام بیاری.
این تریلرشه 👇
Forwarded from Deleted AccountSCAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
TURN YOUR SOUND ON. Bradley Cooper & Lady Gaga in #AStarIsBorn
Anarchonomy
سربازها و افسرهای آمریکایی از جبهه برمیگردن، خونه رو با بادکنک و پرچم آمریکا تزیین می‌کنن! بعد اینجا یارو از سوریه برمیگرده مراسم دعای کمیل میذارن تو خونه‌ش! همه گریان میگن الهی العفو! کجان. کجاییم.
یکی از خوانندگان کانال گفت همه‌چیزِ این عکس چنان تکمیله که آدم فکر می‌کنه موسسه اوج اون‌ها طراحیش کرده!
در باب شوخی هم که شده با خودم فکر کردم که آیا چیزی که بشه بش گفت «موسسه اوج اون‌ها» وجود داره؟ و هرچی تو ذهنم سرچ کردم چیزی پیدا نکردم.
ایدئولوژی اسلام سیاسی هزینه هنگفتی روی دست‌مون گذاشته. که یکیش همین موسسات قارچی هستند که بودجه کشور رو میمکند تا با هنرهای هفتگانه (غیر از حرکات موزون البته) این رو به خورد مخاطب فلک‌زده ایرانی بدن که چیزهای عادی‌ای که در جهان وجود دارند (مثل جشن گرفتن بازگشت افسر ارتش) درست نیستند، این چیزهای غیرعادی که ما بتون معرفی می‌کنیم (مثل مصاحبه با همسرشهید که میخواد بگه همسرم خیلی وقت بود که دوست داشت بمیره! و هرشب خوابشو می‌دید) درستند!
که تازه بیفایده هم هست. بعد چهل سال جا زدن چیزهای غیرعادی به جای چیزهای عادی با صرف میلیاردها دلار نفتی، هنوز بزرگترین مطالبه مردم عادی‌سازی زندگی در ایرانه!
4
هدف از انتشار این شکلی عکس‌ها چیه جناب خبرآنلاین؟ فکر می‌کنید رنگ رو اگه کانورت کنیم، دیگه نمیشه کانورتش کرد تا به حالت نرمال برگرده؟ با برنامه‌های گوشی هم میشه اینکارو کرد. تازه مگه اینا جنایتکارن؟