Anarchonomy
سربازها و افسرهای آمریکایی از جبهه برمیگردن، خونه رو با بادکنک و پرچم آمریکا تزیین میکنن! بعد اینجا یارو از سوریه برمیگرده مراسم دعای کمیل میذارن تو خونهش! همه گریان میگن الهی العفو! کجان. کجاییم.
یکی از خوانندگان کانال گفت همهچیزِ این عکس چنان تکمیله که آدم فکر میکنه موسسه اوج اونها طراحیش کرده!
در باب شوخی هم که شده با خودم فکر کردم که آیا چیزی که بشه بش گفت «موسسه اوج اونها» وجود داره؟ و هرچی تو ذهنم سرچ کردم چیزی پیدا نکردم.
ایدئولوژی اسلام سیاسی هزینه هنگفتی روی دستمون گذاشته. که یکیش همین موسسات قارچی هستند که بودجه کشور رو میمکند تا با هنرهای هفتگانه (غیر از حرکات موزون البته) این رو به خورد مخاطب فلکزده ایرانی بدن که چیزهای عادیای که در جهان وجود دارند (مثل جشن گرفتن بازگشت افسر ارتش) درست نیستند، این چیزهای غیرعادی که ما بتون معرفی میکنیم (مثل مصاحبه با همسرشهید که میخواد بگه همسرم خیلی وقت بود که دوست داشت بمیره! و هرشب خوابشو میدید) درستند!
که تازه بیفایده هم هست. بعد چهل سال جا زدن چیزهای غیرعادی به جای چیزهای عادی با صرف میلیاردها دلار نفتی، هنوز بزرگترین مطالبه مردم عادیسازی زندگی در ایرانه!
در باب شوخی هم که شده با خودم فکر کردم که آیا چیزی که بشه بش گفت «موسسه اوج اونها» وجود داره؟ و هرچی تو ذهنم سرچ کردم چیزی پیدا نکردم.
ایدئولوژی اسلام سیاسی هزینه هنگفتی روی دستمون گذاشته. که یکیش همین موسسات قارچی هستند که بودجه کشور رو میمکند تا با هنرهای هفتگانه (غیر از حرکات موزون البته) این رو به خورد مخاطب فلکزده ایرانی بدن که چیزهای عادیای که در جهان وجود دارند (مثل جشن گرفتن بازگشت افسر ارتش) درست نیستند، این چیزهای غیرعادی که ما بتون معرفی میکنیم (مثل مصاحبه با همسرشهید که میخواد بگه همسرم خیلی وقت بود که دوست داشت بمیره! و هرشب خوابشو میدید) درستند!
که تازه بیفایده هم هست. بعد چهل سال جا زدن چیزهای غیرعادی به جای چیزهای عادی با صرف میلیاردها دلار نفتی، هنوز بزرگترین مطالبه مردم عادیسازی زندگی در ایرانه!
❤4
هدف از انتشار این شکلی عکسها چیه جناب خبرآنلاین؟ فکر میکنید رنگ رو اگه کانورت کنیم، دیگه نمیشه کانورتش کرد تا به حالت نرمال برگرده؟ با برنامههای گوشی هم میشه اینکارو کرد. تازه مگه اینا جنایتکارن؟
Anarchonomy
تو بعضی ایستگاههای مترو توکیو لامپ با نور آبی نصب کردن، میزان اقدام به خودکشی تو اون ایستگاهها ۸۴ درصد کم شده! چه خوبه که بدبختیاشون در حدیه که با چندتا لامپ الئیدی میشه بشون غلبه کرد!
نور آبی کلا نور مضریه چون سطح ملاتونین رو از تنظیم خارج میکنه و باعث میشه برنامه ساعت بیولوژیک بدن عوض بشه و مثلا به جای اینکه ساعت ۱۰ شب خوابتون بگیره، ساعت ۱۲ هم خوابتون نیاد! چرا چنین نوری باید بتونه تو ایستگاه مترو یک آدم رو که قصد داره خودشو بندازه جلوی قطار، منصرف کنه؟ دلیلش غیر ازینه که طرف خستهست و این نور باعث میشه حداقل تا زمانی که در فضای ایستگاه به سر میبره کمتر احساس خستگی کنه؟ این یعنی اکثریت مطلق ژاپنیهایی که میخوان خودشونو بندازن جلو قطار، از اینکه دیگه جون کار کردن ندارن میخوان زندگیشون رو خاتمه بدن! نه چون فقیرن یا دنیا رو سیاه میبینند، یا زندگیشون نابود شده. فقط از کار کردن بیش از حد خستهن. و میخوان تا ابد بخوابن!
آمارهای کشورهای دنیا رو نباید با مملکت خودمون مقایسه کنیم. اعداد کل واقعیت رو نشون نمیدن. اینکه بگیم اونجا روزی ۱۰۰ نفر دست به خودکشی میزنن و اینجا روزی ۳۰ نفر، واقعیت رو نشون نمیده. چون خودکشی اونها تقریبا هیچ ربطی به خودکشیهای ما نداره. ماها رو نمیشه با لامپ خوب کرد.
آمارهای کشورهای دنیا رو نباید با مملکت خودمون مقایسه کنیم. اعداد کل واقعیت رو نشون نمیدن. اینکه بگیم اونجا روزی ۱۰۰ نفر دست به خودکشی میزنن و اینجا روزی ۳۰ نفر، واقعیت رو نشون نمیده. چون خودکشی اونها تقریبا هیچ ربطی به خودکشیهای ما نداره. ماها رو نمیشه با لامپ خوب کرد.
لابد تا الان داستان طولانی کیکپز مسیحی در آمریکا به گوشتون خورده. اگه نخورده خلاصهش این بود که یه زوج همجنسگرا میرن قنادی و کیک سفارش میدن و میگن روش بنویس مثلا حسن و حسین، پیوندتان مبارک!.. کیکپزه میگه من همچین کاری نمیکنم، اعتقاداتم اجازه نمیده، برید از یه قنادی دیگه بخواید این کارو انجام بده. اونام عصبانی میشن میرن شکایت میکنن. تقریبا کل قوه قضاییه مملکتشون درگیر این موضوع میشه.
استدلال مسیحیان این بود که ما آزادی مذهب داریم، یعنی هرکس آزاده اعتقادات خودش رو داشته باشه، و شما حق نداری کسی رو از تبعیت از اعتقاداتش منع کنی. استدلال لیبرالها (که البته در واقع دلشون برای همجنسگراها نسوخته، پاش بیفته گی بودن رو به عنوان فحش به کار میبرن، اما چون با مسیحیت دشمنی دارن دفاع از گیها رو به عنوان یه سلاح استفاده میکنن) این بود که اگه کیکپزهای مسیحی بخوان اینکارو بکنن اون زوج گی دیگه کیک گیرشون نمیاد، و این یعنی محدود کردن اقلیتها، در حالی که طبق قانون اساسیمون حق نداریم علیه هیچ شهروندی تبعیض قائل بشیم.
در نهایت دیوان عالی با ۷ رأی موافق به ۲ رأی مخالف به نفع کیکپز رأی داد. اما استدلال نیل گرساچ، که قاضی موافق بود خیلی قانعکنندهست. ایشون گفت کیکپز مشکلی با فروختن کیک به یک گی نداره، همونطور که یه آتئیست مشکلی با فروختن کیک به یک مسیحی نداره. این کیکپز فقط با ساختن کیکی که روش چیزی بنویسه که درست خلاف اعتقاداتشه مشکل داره. یعنی با اینکه مشتری چه اعتقاداتی داره و چه گرایش جنسی داره و اقلیته یا نیست کاری نداره. نوع سفارشی که بش داده شده چیزیه که نمیتونه انجام بده. اگه یه مشتری ناشناس هم اینو ازش میخواست نمیتونست، و اگه یه مشتری مسیحی هم ازش میخواست نمیتونست. اگه میگفتن کیک رو بپز ولی روش چیزی ننویس قبول میکرد. پس تبعیضی علیه مردم قائل نمیشه، فقط داره از حق قانونیش برای پرهیز از کاری که خلاف اعتقاداتشه استفاده میکنه.
قوه قضاییه انقدر مهمه که هم میتونه جامعه رو از نقطه عزت و شکوه پرت کنه پایین و به قهقهرا بکشه، و هم میتونه یک جامعه رو از منجلاب بیرون بیاره و به اوج برسونه.
مقایسه نکنید با ایران. افسردهتون میکنه.
استدلال مسیحیان این بود که ما آزادی مذهب داریم، یعنی هرکس آزاده اعتقادات خودش رو داشته باشه، و شما حق نداری کسی رو از تبعیت از اعتقاداتش منع کنی. استدلال لیبرالها (که البته در واقع دلشون برای همجنسگراها نسوخته، پاش بیفته گی بودن رو به عنوان فحش به کار میبرن، اما چون با مسیحیت دشمنی دارن دفاع از گیها رو به عنوان یه سلاح استفاده میکنن) این بود که اگه کیکپزهای مسیحی بخوان اینکارو بکنن اون زوج گی دیگه کیک گیرشون نمیاد، و این یعنی محدود کردن اقلیتها، در حالی که طبق قانون اساسیمون حق نداریم علیه هیچ شهروندی تبعیض قائل بشیم.
در نهایت دیوان عالی با ۷ رأی موافق به ۲ رأی مخالف به نفع کیکپز رأی داد. اما استدلال نیل گرساچ، که قاضی موافق بود خیلی قانعکنندهست. ایشون گفت کیکپز مشکلی با فروختن کیک به یک گی نداره، همونطور که یه آتئیست مشکلی با فروختن کیک به یک مسیحی نداره. این کیکپز فقط با ساختن کیکی که روش چیزی بنویسه که درست خلاف اعتقاداتشه مشکل داره. یعنی با اینکه مشتری چه اعتقاداتی داره و چه گرایش جنسی داره و اقلیته یا نیست کاری نداره. نوع سفارشی که بش داده شده چیزیه که نمیتونه انجام بده. اگه یه مشتری ناشناس هم اینو ازش میخواست نمیتونست، و اگه یه مشتری مسیحی هم ازش میخواست نمیتونست. اگه میگفتن کیک رو بپز ولی روش چیزی ننویس قبول میکرد. پس تبعیضی علیه مردم قائل نمیشه، فقط داره از حق قانونیش برای پرهیز از کاری که خلاف اعتقاداتشه استفاده میکنه.
قوه قضاییه انقدر مهمه که هم میتونه جامعه رو از نقطه عزت و شکوه پرت کنه پایین و به قهقهرا بکشه، و هم میتونه یک جامعه رو از منجلاب بیرون بیاره و به اوج برسونه.
مقایسه نکنید با ایران. افسردهتون میکنه.
از مضحکترین شعارهای حکومتی که در روز قدس و ۲۲ بهمن و در تکبیرهای نمازجمعه سر داده میشه «خامنهای، رهبر» است به نظرم. خب یعنی چی؟ همه میدون سیدعلی خامنهای رهبر ایرانه، چه لزومی داره هی اینو بگی؟ مثل اینه که یه نفر تو هر جمعی وارد بشه بگه من پسر بابام هستم، نه پسر دوستپسر مامانم!.. خب که چی الان؟ اگه کسی شک داشت که پسر دوستپسر مادرش باشه هم با این تکرار شعاری شکش به یقین تبدیل میشد. آیا طرفداران رهبر احساس ناامنی میکنند؟ شما یادتون نمیاد، زمانی که من اهل نمازجمعه بودم، هر جمعه تظاهرات علیه بدحجابی داشتیم. حتی همون موقع هم برام سوال بود اخه چه لزومی داره این تظاهرات اونم انقدر با شدت و حرارت، مگه مردم برهنه شدن؟ چه اتفاقی افتاده مگه؟ و همون موقع به نظرم رسید که علتش احساس ناامنیه. با اینکه تمام حاکمیت پشت سرشونه، با اینکه تمام رسانههای رسمی و دستگاههای تبلیغاتی و سخن پراکنی پشت سرشونه، با اینکه میلیاردها ریال و دلار بودجه فرهنگی تبلیغاتی پشت سرشونه، اما باز احساس ناامنی میکنند. چون میدونند که در اقلیت هستند، ولی اقلیتی که زیر پاش خالیه.
حتی همون موقع که شونزده سالم بود و داشتم این شعارها رو میدادم، میدونستم که بیشتر چیزهایی که میگیم بیمعنیان! یعنی چی خامنهای رهبر؟ یعنی چی مرگ بر ضدولایت فقیه؟ (یعنی چی مرگ بر کسی که ضدچیزیست؟) اما اون موقع نمیفهمیدم برای چی بیمعنی به نظر میرسن. بعدا برام مسجل شد که همهش از احساس ناامنی بوده. ترس از مردمی که تو خونههاشون هستن و نیومدن تظاهرات، و چند ده برابر کسانی هستند که اومدن. ترس از اونایی که خامنهای رهبرشون نیست. ترس از اونایی که سرنوشت این حکومت براشون مهم نیست. و از همه جامعتر: ترس از اونایی که هیچکدوم از ارزشهای ایدئولوژیک نظام، براشون ارزش نیست.
بعضی وقتا حرفای بیمعنی که در مواقع ترس به زبان آورده میشن حالت تلقینی دارند. مثل بچههایی که وارد یه تونل تاریک میشن و برای تثبیت روحیهشون همگی با هم میخونن «ما از تاریکی نمیترسیم.. ما از سگها نمیترسیم». این شعارهای حکومتی هم تقریبا همینطوره. جملات اثباتی به کار میبرن، ولی زیرشون جملات انکاری خوابیده: «خامنهای رهبر موقت نیست»، «انقلاب منقرض نمیشه»، «اسلام سیاسی دوام میاره».
اگه بچهای زهرهش نترکیده بود هی به خودش نمیگفت من از تاریکی نمیترسم.
#Winter_is_coming
حتی همون موقع که شونزده سالم بود و داشتم این شعارها رو میدادم، میدونستم که بیشتر چیزهایی که میگیم بیمعنیان! یعنی چی خامنهای رهبر؟ یعنی چی مرگ بر ضدولایت فقیه؟ (یعنی چی مرگ بر کسی که ضدچیزیست؟) اما اون موقع نمیفهمیدم برای چی بیمعنی به نظر میرسن. بعدا برام مسجل شد که همهش از احساس ناامنی بوده. ترس از مردمی که تو خونههاشون هستن و نیومدن تظاهرات، و چند ده برابر کسانی هستند که اومدن. ترس از اونایی که خامنهای رهبرشون نیست. ترس از اونایی که سرنوشت این حکومت براشون مهم نیست. و از همه جامعتر: ترس از اونایی که هیچکدوم از ارزشهای ایدئولوژیک نظام، براشون ارزش نیست.
بعضی وقتا حرفای بیمعنی که در مواقع ترس به زبان آورده میشن حالت تلقینی دارند. مثل بچههایی که وارد یه تونل تاریک میشن و برای تثبیت روحیهشون همگی با هم میخونن «ما از تاریکی نمیترسیم.. ما از سگها نمیترسیم». این شعارهای حکومتی هم تقریبا همینطوره. جملات اثباتی به کار میبرن، ولی زیرشون جملات انکاری خوابیده: «خامنهای رهبر موقت نیست»، «انقلاب منقرض نمیشه»، «اسلام سیاسی دوام میاره».
اگه بچهای زهرهش نترکیده بود هی به خودش نمیگفت من از تاریکی نمیترسم.
#Winter_is_coming
اگه با براندازها و کلا نفس براندازی مشکل دارید، که حتی اگه از روی مادیترین نوع منفعتطلبی هم باشه باز در حوزه حقوق فردیتون قرار میگیره، انقدر شعور داشته باشید که با هر حرف و ایده و آرزویی که از جانب تجددخواهان مطرح میشه ستیز نکنید.
این توعیت مصداق کامل بیشعوریه. مثل سهند ایرانمهر بیشعور نباشید.
هرکس که از حداقلی از عزت نفس برخوردار باشه، و بعد تجربه خدمت سربازی اجباری رو از سر گذرونده باشه، نظرش درباره این اتفاق ضدانسانی چیزی جز نفرتی شدید و غیرقابل توضیح نیست. این چه درجهای از خفت حساب میشه که نه تنها از آرزو و آرمان حذف این ننگ دو ساله از زندگی مردان ایران استقبال نکنی، بلکه با خوشمزهبازی به تمسخرش هم مشغول بشی؟ بارها وسوسه میشم از جهنمی که برای ما پسران در ۱۹ سالگی ساختند بنویسم اما باز جلوی خودم رو میگیرم. چون حتی تایپ کردنش هم ناراحتم میکنه. این چه نوع بیشرفیه که یک شکنجه سازمانیافته رو هم به شوخی میگیرند؟
هجویات عبید رو هم گذاشته جلوش و باش عالم و آدم رو تفسیر میکنه! ادبیات هم شده نوعی اسباببازی که علاوه بر «خودنکتهداننمایی»، باش دیگران رو تخطئه کنند.
کسی که رنج انسان رو به شوخی بگیره و فکر زدودهشدن اون رنج رو مسخره کنه، از هیچ نکتهای باخبر نیست. بلکه خودش عبرت نکتهدانهاست.
این توعیت مصداق کامل بیشعوریه. مثل سهند ایرانمهر بیشعور نباشید.
هرکس که از حداقلی از عزت نفس برخوردار باشه، و بعد تجربه خدمت سربازی اجباری رو از سر گذرونده باشه، نظرش درباره این اتفاق ضدانسانی چیزی جز نفرتی شدید و غیرقابل توضیح نیست. این چه درجهای از خفت حساب میشه که نه تنها از آرزو و آرمان حذف این ننگ دو ساله از زندگی مردان ایران استقبال نکنی، بلکه با خوشمزهبازی به تمسخرش هم مشغول بشی؟ بارها وسوسه میشم از جهنمی که برای ما پسران در ۱۹ سالگی ساختند بنویسم اما باز جلوی خودم رو میگیرم. چون حتی تایپ کردنش هم ناراحتم میکنه. این چه نوع بیشرفیه که یک شکنجه سازمانیافته رو هم به شوخی میگیرند؟
هجویات عبید رو هم گذاشته جلوش و باش عالم و آدم رو تفسیر میکنه! ادبیات هم شده نوعی اسباببازی که علاوه بر «خودنکتهداننمایی»، باش دیگران رو تخطئه کنند.
کسی که رنج انسان رو به شوخی بگیره و فکر زدودهشدن اون رنج رو مسخره کنه، از هیچ نکتهای باخبر نیست. بلکه خودش عبرت نکتهدانهاست.
❤2
سمت چپ، وضعیت همجنسگراها در تلآویو
سمت راست، وضعیت همجنسگراها در غزه
فکر میکنید لیبرالهای مدافع همجنسگرایی طرف کدومشون رو میگیرن؟ طرف سمت راست!
سمت راست، وضعیت همجنسگراها در غزه
فکر میکنید لیبرالهای مدافع همجنسگرایی طرف کدومشون رو میگیرن؟ طرف سمت راست!
❤4
Anarchonomy
Photo
اون عکس سمت چپ تصویر تظاهرات همجنسگراهاست که از قضا همزمان با تظاهرات روز قدس در تهران، در تلآویو برگزار شد و ۲۵۰هزارنفر توش شرکت کردند! خب اسراییل اینهمه همجنسگرا که نداره، مردم عادی هم میان شرکت میکنن تا ازشون حمایت کنند.
تو کشوری که اساسا برمبنای مذهب تشکیل شده و سیاستش برمبنای مذهبه، و حتی مرزهاش رو برمبنای مذهب طراحی میکنه، و توش اورتودکسهای متعصب همه جا جولان میدن، اقلیتی که از نظر اون مذهب مستقیم وارد جهنم خواهند شد انقدر آزادند که خیابونهای تلآویو رو مملو از جمعیت کنند.
بعد وقتی ما تو ایران حرف از براندازی یا تغییر سیستم میزنیم، استمرارطلبها میگن نه تو ایران نمیشه، جنگ داخلی میشه، شما به قدرت برسید همه رو از دم تیغ میگذرونید، فلان میشه بهمان میشه!
خیلی جالبه. هم لاینقطع به اسراییل فحاشی میکنند و به زعم خودشون مسخرهش میکنند، هم تلویحا ادعا میکنند ما ایرانیها به عنوان قدیمیترین ملت این منطقه، از اسراییلیها کمتریم! و معدمون نمیتونه آزادی رو هضم کنه و بالا میاریم و حتما یه بلایی سر همدیگه خواهیم آورد!
همون طور که گفتم آدم مأیوس یه استکان هم نمیتونه جابجا کنه، چه برسه نظم حاکم بر یک کشور رو. مخصوصا اگه به نفعش باشه که آیه یأس بخونه.
تو کشوری که اساسا برمبنای مذهب تشکیل شده و سیاستش برمبنای مذهبه، و حتی مرزهاش رو برمبنای مذهب طراحی میکنه، و توش اورتودکسهای متعصب همه جا جولان میدن، اقلیتی که از نظر اون مذهب مستقیم وارد جهنم خواهند شد انقدر آزادند که خیابونهای تلآویو رو مملو از جمعیت کنند.
بعد وقتی ما تو ایران حرف از براندازی یا تغییر سیستم میزنیم، استمرارطلبها میگن نه تو ایران نمیشه، جنگ داخلی میشه، شما به قدرت برسید همه رو از دم تیغ میگذرونید، فلان میشه بهمان میشه!
خیلی جالبه. هم لاینقطع به اسراییل فحاشی میکنند و به زعم خودشون مسخرهش میکنند، هم تلویحا ادعا میکنند ما ایرانیها به عنوان قدیمیترین ملت این منطقه، از اسراییلیها کمتریم! و معدمون نمیتونه آزادی رو هضم کنه و بالا میاریم و حتما یه بلایی سر همدیگه خواهیم آورد!
همون طور که گفتم آدم مأیوس یه استکان هم نمیتونه جابجا کنه، چه برسه نظم حاکم بر یک کشور رو. مخصوصا اگه به نفعش باشه که آیه یأس بخونه.
👍9
آقای مطهری در هر دو مورد اشتباه میکردند.
کلیسا اعتقادات بشری رو همارز متن مقدس حساب نمیکرد. لابد دلیل ایشون برای این حرف همون مورد کلیشهای گالیله بوده. اما اون یه سوء تفاهم بزرگه. کلیسا کسی رو برای اینکه نظریهای خلاف عقاید گذشتگان ارائه کنه به مرگ تهدید نمیکرد. اگه اینطور بود اون همه تولیدات و رقابت علمی در اروپا چطور شکل گرفت؟ کلیسا متولی تولید علم و معرفت و توزیعش بود، لذا مثل یک سازمان تنظیمات تعیین میکرد که چه محتوایی باید رسمیت داشته باشه و چه محتوایی نباید داشته باشه. اگه نظری شاذ رو میخواستی بیاجازه ترویج کنی ممکن بود بات برخورد بشه، نه اینکه چون اون نظر رو داری مرتد حساب بشی.
تفتیش عقاید به اون شکلی که ایشون میگه هم محدود به دورههای خاص بوده و هیچکدوم در حدی که بتونه واکنشی اجتماعی بوجود بیاره نبودند. مردم کلیسا رو به عنوان موتور تولید خشونت نمیدیدند. بلکه برعکس کلیسا به عنوان آخرین سنگر و قابل اعتمادترین مأمن اجتماعی بود، طوری که حتی قربانیان طاعون رو هم میپذیرفت، کاری که باعث شد تعداد کثیری از کشیشها جان خودشون رو از دست بدن.
کلا تصور ایشون این بوده که اگه ما آخوندهای اسلامی اشتباه آخوندهای مسیحی رو تکرار نکنیم و به تعداد کمتری از افراد گیر بدیم، و روی اون تعداد کم هم خشونت کمی اعمال کنیم، مردم دیگه اونجور که از کلیسا رویگردان شدن از ما رویگردان نخواهند شد! یه جور سادهلوحی خاص تو این تصور هست. امروز اگه فقط یک نفر هم مرتد اعلام کنید، مردم ازتون رویگردان میشن. و اگه به جای شلاق، جریمه نقدیش هم بکنید باز ازتون متنفر میشن. چون مشکلشون کمیت و کیفیت خشونت نیست. مشکلشون اینه که شما انسانها رو بنا به چیزهایی که بشون ایمان دارند یا ندارند تفکیک و از حقوق انسانیشون از جمله آزادی، محروم میکنید.
https://news.1rj.ru/str/mohsenp1414/170
کلیسا اعتقادات بشری رو همارز متن مقدس حساب نمیکرد. لابد دلیل ایشون برای این حرف همون مورد کلیشهای گالیله بوده. اما اون یه سوء تفاهم بزرگه. کلیسا کسی رو برای اینکه نظریهای خلاف عقاید گذشتگان ارائه کنه به مرگ تهدید نمیکرد. اگه اینطور بود اون همه تولیدات و رقابت علمی در اروپا چطور شکل گرفت؟ کلیسا متولی تولید علم و معرفت و توزیعش بود، لذا مثل یک سازمان تنظیمات تعیین میکرد که چه محتوایی باید رسمیت داشته باشه و چه محتوایی نباید داشته باشه. اگه نظری شاذ رو میخواستی بیاجازه ترویج کنی ممکن بود بات برخورد بشه، نه اینکه چون اون نظر رو داری مرتد حساب بشی.
تفتیش عقاید به اون شکلی که ایشون میگه هم محدود به دورههای خاص بوده و هیچکدوم در حدی که بتونه واکنشی اجتماعی بوجود بیاره نبودند. مردم کلیسا رو به عنوان موتور تولید خشونت نمیدیدند. بلکه برعکس کلیسا به عنوان آخرین سنگر و قابل اعتمادترین مأمن اجتماعی بود، طوری که حتی قربانیان طاعون رو هم میپذیرفت، کاری که باعث شد تعداد کثیری از کشیشها جان خودشون رو از دست بدن.
کلا تصور ایشون این بوده که اگه ما آخوندهای اسلامی اشتباه آخوندهای مسیحی رو تکرار نکنیم و به تعداد کمتری از افراد گیر بدیم، و روی اون تعداد کم هم خشونت کمی اعمال کنیم، مردم دیگه اونجور که از کلیسا رویگردان شدن از ما رویگردان نخواهند شد! یه جور سادهلوحی خاص تو این تصور هست. امروز اگه فقط یک نفر هم مرتد اعلام کنید، مردم ازتون رویگردان میشن. و اگه به جای شلاق، جریمه نقدیش هم بکنید باز ازتون متنفر میشن. چون مشکلشون کمیت و کیفیت خشونت نیست. مشکلشون اینه که شما انسانها رو بنا به چیزهایی که بشون ایمان دارند یا ندارند تفکیک و از حقوق انسانیشون از جمله آزادی، محروم میکنید.
https://news.1rj.ru/str/mohsenp1414/170
Telegram
بابای محمدهادی
خشونتهای کلیسا
📝شهید مطهری
🔷خطای عمده کلیسا در دو جهت بود:
🔸یکی اینکه کلیسا پارهای از معتقدات علمی بشری موروث از فلاسفه پیشین و علمای کلام مسیحی را در ردیف اصول مذهبی قرار داد و مخالفت با آنها را موجب ارتداد دانست.
🔸دیگر اینکه حاضر نبود صرفا به ظهور…
📝شهید مطهری
🔷خطای عمده کلیسا در دو جهت بود:
🔸یکی اینکه کلیسا پارهای از معتقدات علمی بشری موروث از فلاسفه پیشین و علمای کلام مسیحی را در ردیف اصول مذهبی قرار داد و مخالفت با آنها را موجب ارتداد دانست.
🔸دیگر اینکه حاضر نبود صرفا به ظهور…
استاد شفیعی کدکنی تو کلاس درسش به کسانی که ترویج زبانهای محلی و هرچی غیر از فارسی رو مطالبه میکنند حمله کرده و یک نفر از شاگردان که ازش ممنونیم واقعا صداشو ضبط کرده و به گوش همه رسونده. یه جا اینکه در هند زبان اردو گسترش پیدا کرده رو خیلی رانندهتاکسیطور «کار انگلیسیها» دونسته و فرموده: «شما بیایید اردو را که یک زبان محلی است بگیرید و بزرگش کنید، بعد از مدتی بچه هندی میگوید: گور بابای این زبان اردو، من که میتوانم شکسپیر بخوانم، چرا این شعرهای ضعیف و این ادبیات چی چی را بخوانم». البته به گور بابای فلان اکتفا نکرده و در جای دیگه میگه بچه ایرانی خواهد گفت شاشیدم به این زبان!.. منظورشون اینه که اگه کوردی رو ترویج بدیم، چون زبان کوچکتر و فقیرتریه (به زعم ایشون) نسلهای آینده خواهند شاشید روش و میروند سراغ زبان بیگانه و در نتیجه میراث ادبیمون به باد خواهد رفت!.. یعنی واقعا تصور میکنه نسل جدید در برابر زبان بزرگتر و غنیتر (به زعم ایشون) دچار رودربایستی هستند و احتمالا نخواهند شاشید روش! گویا خبر نداره چه خبره در دنیای جدید، و لاقل فضای مجازی رو ندیده که چطور ایستاده میشاشن روی فارسیِ عزیزتر از جانِ ایشان!
این حرفها چنان سادهلوحانهست که اگه من بیانشون کرده بودم و فرداش فایلش پخش میشد بلافاصله تکذیب میکردم و میگفتم کار هکرهاست، با نرمافزار صدامو تقلید کردن، و گرنه این مهملات از من در نمیاد!
عدهای خوشدلانه گفتند استاد حتما متوجه نیستند که ترویج زبانهای محلی منجر به تضعیف زبان اصلی و ملی نمیشه! اتفاقا این عزیزان متوجه نیستند، استاد خوب متوجهه. هیچکس اندازه ایشون فارسی بلد نیست. وقتی افضل فارسیدانان میگه تضعیف میشه یعنی میشه. چیزی که استاد متوجه نیست اینه که داره خودش میشاشه رو فارسی! چون داره تلویحا اعتراف میکنه فارسی انقدر ضعیفه که اگه به زبانهای دیگه (از جمله ترکی و کوردی و عربی و ..) خیلی آزادی عمل بدیم، میان میخورنش استخونش میمونه! در واقع فارسی رو هم مثل سایپا و ایرانخودرو، نیازمند فضای انحصاری میدونه تا بتونه زنده بمونه.
من پیشنهاد میکنم با هزینه دانشگاه ایشون رو بفرستند آمریکا، اما نه به جایی مثل بوستون و نیویورک. بلکه بفرستند به ایالتهای جنوبی آمریکا. تا ببیند چجوری اسپانیایی و انگلیسی در کنار هم قرار گرفتند و آسمان به زمین نیومده. تا متوجه بشه در سال ۲۰۱۸ نباید از تحمیل حکومتی زبان دفاع کرد.
یکی از دلایل عمده مخالفتها با براندازی نظام حاکم بر ایران اینه که با فرو ریختن نظم فعلی، خیلی از انحصارهای تحمیلی برداشته میشن و اونوقت خیلی چیزها بروز پیدا میکنه. مثلا مشخص میشه که خیلی از ایرانیان هیچ مشکلی با اسراییل ندارند. یا خیلی از ایرانیان تمایلی به تشیع ندارند. یا خیلیهایی که مذهبی هستند با روحانیت ضدیت دارند. یا خیلی از ایرانیان مخالف همجنسگرایی نیستند، یا خیلیها سبک زندگی خیلی متفاوتی دارند، و... در این مورد خاص: خیلیهاشون میلی ندارند که دائما و برای هر کاری فارسی حرف بزنند و فارسی بنویسند و فارسی بشنوند!
۲۵۰۰+۴۰ سال سلطنت که زنجیرهای از استبداد بوده و در هر دوره به شکلی سعی شده مردم رو همشکل و همسان کنند، رسوبات عمیقی به جا گذاشته که به راحتی نمیشه ازش خلاص شد. این رسوبات باعث میشه افراد از ایرانِ متنوع و متکثر بترسند. اینکه وانمود میکنند از ناامن شدن و بدتر شدن اوضاع در خلاء قدرت بعد از فروریختن این حاکمیت نگران هستند، یه دورویی مصلحتی بیشتر نیست. اصل دردشون اینه که از ایران واقعی میترسند. ایرانی که هیچچیزش پشت پرده نیست.
استاد اگه خیلی نگران فارسیه، بهتره سرنوشتش رو به این حکومت گره نزنه. افسار اسب رو نباید به صندلی بست. ایران واقعی یا ایران کامل، بالاخره یه روزی خودشو میکشه بیرون از پشت پردههای ضخیم زورگویی. و اون روز انحصارگران تو لیست بازندهها قرار میگیرن.
این حرفها چنان سادهلوحانهست که اگه من بیانشون کرده بودم و فرداش فایلش پخش میشد بلافاصله تکذیب میکردم و میگفتم کار هکرهاست، با نرمافزار صدامو تقلید کردن، و گرنه این مهملات از من در نمیاد!
عدهای خوشدلانه گفتند استاد حتما متوجه نیستند که ترویج زبانهای محلی منجر به تضعیف زبان اصلی و ملی نمیشه! اتفاقا این عزیزان متوجه نیستند، استاد خوب متوجهه. هیچکس اندازه ایشون فارسی بلد نیست. وقتی افضل فارسیدانان میگه تضعیف میشه یعنی میشه. چیزی که استاد متوجه نیست اینه که داره خودش میشاشه رو فارسی! چون داره تلویحا اعتراف میکنه فارسی انقدر ضعیفه که اگه به زبانهای دیگه (از جمله ترکی و کوردی و عربی و ..) خیلی آزادی عمل بدیم، میان میخورنش استخونش میمونه! در واقع فارسی رو هم مثل سایپا و ایرانخودرو، نیازمند فضای انحصاری میدونه تا بتونه زنده بمونه.
من پیشنهاد میکنم با هزینه دانشگاه ایشون رو بفرستند آمریکا، اما نه به جایی مثل بوستون و نیویورک. بلکه بفرستند به ایالتهای جنوبی آمریکا. تا ببیند چجوری اسپانیایی و انگلیسی در کنار هم قرار گرفتند و آسمان به زمین نیومده. تا متوجه بشه در سال ۲۰۱۸ نباید از تحمیل حکومتی زبان دفاع کرد.
یکی از دلایل عمده مخالفتها با براندازی نظام حاکم بر ایران اینه که با فرو ریختن نظم فعلی، خیلی از انحصارهای تحمیلی برداشته میشن و اونوقت خیلی چیزها بروز پیدا میکنه. مثلا مشخص میشه که خیلی از ایرانیان هیچ مشکلی با اسراییل ندارند. یا خیلی از ایرانیان تمایلی به تشیع ندارند. یا خیلیهایی که مذهبی هستند با روحانیت ضدیت دارند. یا خیلی از ایرانیان مخالف همجنسگرایی نیستند، یا خیلیها سبک زندگی خیلی متفاوتی دارند، و... در این مورد خاص: خیلیهاشون میلی ندارند که دائما و برای هر کاری فارسی حرف بزنند و فارسی بنویسند و فارسی بشنوند!
۲۵۰۰+۴۰ سال سلطنت که زنجیرهای از استبداد بوده و در هر دوره به شکلی سعی شده مردم رو همشکل و همسان کنند، رسوبات عمیقی به جا گذاشته که به راحتی نمیشه ازش خلاص شد. این رسوبات باعث میشه افراد از ایرانِ متنوع و متکثر بترسند. اینکه وانمود میکنند از ناامن شدن و بدتر شدن اوضاع در خلاء قدرت بعد از فروریختن این حاکمیت نگران هستند، یه دورویی مصلحتی بیشتر نیست. اصل دردشون اینه که از ایران واقعی میترسند. ایرانی که هیچچیزش پشت پرده نیست.
استاد اگه خیلی نگران فارسیه، بهتره سرنوشتش رو به این حکومت گره نزنه. افسار اسب رو نباید به صندلی بست. ایران واقعی یا ایران کامل، بالاخره یه روزی خودشو میکشه بیرون از پشت پردههای ضخیم زورگویی. و اون روز انحصارگران تو لیست بازندهها قرار میگیرن.
❤6
Anarchonomy
مجری فاکسنیوز میگه ۶ماه گذشته رو تو پکن و سئول و سنگاپور گذرونده و به نظرش زیرساخت شهراشون در مقایسه با آمریکا مثل کارتون جتسونها (عصر ماشینای پرنده) در برابر کارتون عصر حجره!
یکی از دلایل پیشرفت آمریکا همینه که دائم در حال ایراد گرفتن از خودشون هستن. از همون موقع که داشتن قانون اساسیشون رو مینوشتن همینطور بودن تا الان و این به جزیی از فرهنگشون تبدیل شده. کشوری که تولید ناخالص داخلی شهرهای بزرگش اندازه تولید ناخالص بعضی کشورهاست داره میگه ما در مقایسه با شرق آسیا در عصر حجریم! این منش فکری رو مقایسه کنید با اون تفکری که میاد یه ویدئو میسازه درباره تهران، یکی از زشتترین و عقبافتادهترین و بحرانزدهترین شهرهای جهان و با نیش باز رو به دوربین میگه تهران ایز ئه وِری نایس سیتی! تا به خیال خودش جلوی ستیز تبلیغاتی قدرتها با حکومت ایران رو بگیره!
کاملا مشخصه کدوم تفکر منجر به پیشرفت میشه و کدوم تفکر منجر به عقبگرد.
اما در مورد حرف این آقای مجری باید نکتهای رو اضافه کرد. یکی از مهمترین بخشهای زیرساخت، ارتباطات و اینترنته، و الان کره جنوبی و مخصوصا سئول در زمینه پهنای باند تقریبا در کل دنیا بیرقیبه، و ازین لحاظ ایشون درست میگه، خیلی از شهرهای آمریکا در برابرش در عصر حجر هستند. اما یه موضوعی رو ایشون نمیگه. وقتی شرکتهای مخابراتی در سئول فیبرنوری با پهنای باند چندگیگابیت رو به در منازل بردن، خیلیها استقبال کردند، یه جور حس «به آینده سلام کن» توش وجود داشت. اما بعد یه مدت تبش خوابید. چون کاربر خونگی حتی ۱۰۰ مگابیت هم براش کافی بود و تقریبا چیزی وجود نداشت که برای استفاده ازش چندگیگابیت لازم داشته باشه! یعنی یه ظرفیت خیلی بزرگ بیاستفاده ایجاد شد.
یه چیزی میگم شاید اصلا قبول نکنید ولی بد نیست آدم به این مسائل هم فکر کنه. اپل تو کنفرانس اخیرش که iOS جدید رو معرفی کرد، ورژن جدید برنامه فیستایم (ویدئو چت) رو هم رونمایی کرد که تا ۳۲ نفر رو ساپورت میکنه! یعنی ۳۲ نفر همزمان میتونن تصویر یا صدای همدیگه رو داشته باشن! فیستایم بیشتر در آمریکا طرفدار داره، و اپل عادت نداره قابلیتی رو به نرمافزارهاش اضافه کنه مگر اینکه قبلش درباره اینکه تقاضا براش وجود داره یا نه تحقیق کرده باشه. این یعنی در بین آمریکاییها تقاضای قابل توجهی وجود داشته برای امکان چت تصویری با دهها نفر! این یه مسئله تکنیکی نیست، یه مسئله فرهنگیه.
از قضا هم در سئول و هم سنگاپور تعداد خونههایی که توشون فقط یک نفر زندگی میکنه داره روز به روز بیشتر میشه، طوری که در سئول به یک سوم از کل خونهها رسیده و در سنگاپور قراره به چهل درصد برسه، طوری که تولیدکنندههای لوازم خانگی مثل الجی رفتن دنبال ساخت مثلا ماشینلباسشوییهایی که برای شستن لباسهای یک نفر طراحی شده باشه! و این وضعیت به خاطر اینه که خیلیهاشون یا دیر اردواج میکنن یا اصلا ازدواج نمیکنن. و اینجور هم نیست مجرد باشن ولی اهل رفیقبازی و پارتی و برو بیا باشن. یعنی یکجور فرهنگ فردگردا و انزواطلب. خب این افراد تنها چه نیازی دارن به ویدئوچت با ۳۲ نفر؟ میتونم منظورمو برسونم یا نمیتونم؟ منظورم اینه که توسعه بتنی و توسعه فولادی و توسعه آسفالتی و توسعه کابلی و توسعه آنتنی رو میشه زود و سریع و با زرق و برق فراوان انجام داد. اما توسعه زندگی کار عمیقتریه. این مجری تلویزیونی شاید متوجه نیست که زندگی تو آمریکا توسعه یافتهتره. هم در آزادی هم در معنویت هم در خانواده، و در خیلی چیزها. حتی اگه یکم در دم و تشکیلات شهری عقبتر باشند. که جبران اون عقبافتادگی هم خیلی سخت نیست. اگه یکی دو سال برای آدم کردن مسلمانان خاورمیانه کمتر پول خرج کنند، میتونند خیلی سریع شهرهایی شیکتر و تمیزتر و مدرنتر از سئول بسازن.
کاملا مشخصه کدوم تفکر منجر به پیشرفت میشه و کدوم تفکر منجر به عقبگرد.
اما در مورد حرف این آقای مجری باید نکتهای رو اضافه کرد. یکی از مهمترین بخشهای زیرساخت، ارتباطات و اینترنته، و الان کره جنوبی و مخصوصا سئول در زمینه پهنای باند تقریبا در کل دنیا بیرقیبه، و ازین لحاظ ایشون درست میگه، خیلی از شهرهای آمریکا در برابرش در عصر حجر هستند. اما یه موضوعی رو ایشون نمیگه. وقتی شرکتهای مخابراتی در سئول فیبرنوری با پهنای باند چندگیگابیت رو به در منازل بردن، خیلیها استقبال کردند، یه جور حس «به آینده سلام کن» توش وجود داشت. اما بعد یه مدت تبش خوابید. چون کاربر خونگی حتی ۱۰۰ مگابیت هم براش کافی بود و تقریبا چیزی وجود نداشت که برای استفاده ازش چندگیگابیت لازم داشته باشه! یعنی یه ظرفیت خیلی بزرگ بیاستفاده ایجاد شد.
یه چیزی میگم شاید اصلا قبول نکنید ولی بد نیست آدم به این مسائل هم فکر کنه. اپل تو کنفرانس اخیرش که iOS جدید رو معرفی کرد، ورژن جدید برنامه فیستایم (ویدئو چت) رو هم رونمایی کرد که تا ۳۲ نفر رو ساپورت میکنه! یعنی ۳۲ نفر همزمان میتونن تصویر یا صدای همدیگه رو داشته باشن! فیستایم بیشتر در آمریکا طرفدار داره، و اپل عادت نداره قابلیتی رو به نرمافزارهاش اضافه کنه مگر اینکه قبلش درباره اینکه تقاضا براش وجود داره یا نه تحقیق کرده باشه. این یعنی در بین آمریکاییها تقاضای قابل توجهی وجود داشته برای امکان چت تصویری با دهها نفر! این یه مسئله تکنیکی نیست، یه مسئله فرهنگیه.
از قضا هم در سئول و هم سنگاپور تعداد خونههایی که توشون فقط یک نفر زندگی میکنه داره روز به روز بیشتر میشه، طوری که در سئول به یک سوم از کل خونهها رسیده و در سنگاپور قراره به چهل درصد برسه، طوری که تولیدکنندههای لوازم خانگی مثل الجی رفتن دنبال ساخت مثلا ماشینلباسشوییهایی که برای شستن لباسهای یک نفر طراحی شده باشه! و این وضعیت به خاطر اینه که خیلیهاشون یا دیر اردواج میکنن یا اصلا ازدواج نمیکنن. و اینجور هم نیست مجرد باشن ولی اهل رفیقبازی و پارتی و برو بیا باشن. یعنی یکجور فرهنگ فردگردا و انزواطلب. خب این افراد تنها چه نیازی دارن به ویدئوچت با ۳۲ نفر؟ میتونم منظورمو برسونم یا نمیتونم؟ منظورم اینه که توسعه بتنی و توسعه فولادی و توسعه آسفالتی و توسعه کابلی و توسعه آنتنی رو میشه زود و سریع و با زرق و برق فراوان انجام داد. اما توسعه زندگی کار عمیقتریه. این مجری تلویزیونی شاید متوجه نیست که زندگی تو آمریکا توسعه یافتهتره. هم در آزادی هم در معنویت هم در خانواده، و در خیلی چیزها. حتی اگه یکم در دم و تشکیلات شهری عقبتر باشند. که جبران اون عقبافتادگی هم خیلی سخت نیست. اگه یکی دو سال برای آدم کردن مسلمانان خاورمیانه کمتر پول خرج کنند، میتونند خیلی سریع شهرهایی شیکتر و تمیزتر و مدرنتر از سئول بسازن.
❤3
این پست خیلی خوبه. یه U turn بامزه داره تهش. یعنی مثل کلمه یو تو انگلیسی یهو جهت معکوس میشه. همهچیز عکس که مربوط به وزن سنگین ترامپ در این جمع میشه رو توصیف میکنه بعد یهو میگه اینا یعنی مرکل قدرتمنده! مثل اینه که بگن داعش و النصره نود درصد مواضعشان را از دست دادهاند، ارتش کنترل تمام مناطق استراتژیک را بدست آورده و مرزها در کنترل دولت هستند، و این یعنی تروریستها همچنان قدرت اصلی هستند!
سندروم نفرت از ترامپ چنان آسیب زده به قوای ذهنیشون که حتی چیزهای واضحی که جلوشون هست رو هم معکوس میبینند. ۶ ابرقدرت جهان خیلی مشخص و واضح دارند از کدخدا میخوان که بشون رحم کنه و اجازه بده مثل گذشته از بازار غول پیکر آمریکا هر سوء استفادهای که تا الان میکردن بکنن، و کدخدا میگه نه!
یکی از خبرنگارهای نیویورکتایمز، که مثل بقیه خبرنگاران نیویورکتایمز به خون ترامپ تشنهست، میگه ترامپ سر تا پای این اجلاس رو گره زد به خودش، شروعش رو معطوف به خودش کرد اتمامش هم مربوط به خودش کرد، همه دوربینها و میکروفونها آورد به سمت خودش، رسانهها رو مثل موم گرفت تو دستش در حالی که همزمان ادعا میکنه قربانی رسانههاست و دارن بش بد میکنند!
اینارو من نگفتم، نیویورکتایمز داره اعتراف میکنه. اونم چون دیگه خیلی واضحه. اما بعضیا چنان درگیر اون سندروم هستن که خودشون رو اینجوری مسخره میکنند.
من که گفتم به شما.. اروپا دیگه مهم نیست. فقط چین و آمریکا مهمند. درباره چین هم میخوام چیزی بنویسم :-)
https://news.1rj.ru/str/ehsanmohammadi95/5119
سندروم نفرت از ترامپ چنان آسیب زده به قوای ذهنیشون که حتی چیزهای واضحی که جلوشون هست رو هم معکوس میبینند. ۶ ابرقدرت جهان خیلی مشخص و واضح دارند از کدخدا میخوان که بشون رحم کنه و اجازه بده مثل گذشته از بازار غول پیکر آمریکا هر سوء استفادهای که تا الان میکردن بکنن، و کدخدا میگه نه!
یکی از خبرنگارهای نیویورکتایمز، که مثل بقیه خبرنگاران نیویورکتایمز به خون ترامپ تشنهست، میگه ترامپ سر تا پای این اجلاس رو گره زد به خودش، شروعش رو معطوف به خودش کرد اتمامش هم مربوط به خودش کرد، همه دوربینها و میکروفونها آورد به سمت خودش، رسانهها رو مثل موم گرفت تو دستش در حالی که همزمان ادعا میکنه قربانی رسانههاست و دارن بش بد میکنند!
اینارو من نگفتم، نیویورکتایمز داره اعتراف میکنه. اونم چون دیگه خیلی واضحه. اما بعضیا چنان درگیر اون سندروم هستن که خودشون رو اینجوری مسخره میکنند.
من که گفتم به شما.. اروپا دیگه مهم نیست. فقط چین و آمریکا مهمند. درباره چین هم میخوام چیزی بنویسم :-)
https://news.1rj.ru/str/ehsanmohammadi95/5119
Telegram
روزنوشتهای احسان محمدی
📸 عکسی فوق العاده از نشست گروه 7
نوع ایستادن #مرکل (کف دست ها روی میز و سر جلو)، دست های گره زده روی سینه #ترامپ و #شینزو_آبه نخست وزیر ژاپن نشان از قدرت صدراعظم آلمان می دهد.
🖋 @ehsanmohammadi95
نوع ایستادن #مرکل (کف دست ها روی میز و سر جلو)، دست های گره زده روی سینه #ترامپ و #شینزو_آبه نخست وزیر ژاپن نشان از قدرت صدراعظم آلمان می دهد.
🖋 @ehsanmohammadi95
❤2
این «چشم تیزبین رسانهها» که میگه منظور از رسانه، صرفا یه کانال فکاهی قطریه! که اومده به چیزایی گیر داده که هیچ مشکلی ندارند و کاملا طبیعی و جزء پروتکل هستند. تو کامنتها هم نوشتن «خدا بتون عقل بده».
اما سندروم سعودیستیزی باعث میشه بیای همچین مهملی رو بازنشر کنی و یه متنی بالاش بنویسی که کاربر بیاطلاع فکر کنه خبریه.
https://news.1rj.ru/str/sahandiranmehr/15416
اما سندروم سعودیستیزی باعث میشه بیای همچین مهملی رو بازنشر کنی و یه متنی بالاش بنویسی که کاربر بیاطلاع فکر کنه خبریه.
https://news.1rj.ru/str/sahandiranmehr/15416
Telegram
سهند ایرانمهر
🔸زبان بدن بالاخص در عرصه دیپلماسی، مهم و ابزار القای یک بینش معنادار است. زبان بدن می کوشد که به مخاطب تصویری فراتر از گفتارها و کردارها، نشان دهد. تفاوت« زبان بدن» میان محمد بن زاید ولیعهد ابوظبی و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان -که حالت ریاست و پختگی…
یه چیزهای روتینی هست که رسانهها مردم رو در جریانشون نمیذارن، یا جوری پوشش میدن که به چشم نیاد، و اون به اصطلاح کارشناسانی که میارن تا اخبار رو برای مردم تفسیر کنند اون چیزی که واقعا در جریانه رو به مردم ارائه نمیدن. خودت مجبوری از گوشه کنار مطلب و نکته و اطلاعات جمع کنی و بذاری روهم و بعد بشینی ازش یه نتیجهای بگیری تا ببینی دنیا واقعا دست کیه.
اگه الان مصرفکننده محتویات رسانهها باشید ممکنه این ذهنیت براتون ایجاد شده باشه که یه حرکتی تو اروپا راه افتاده که جلوی هژمونی آمریکا بایستند، حالا چه در اقتصاد، چه در سیاست، و چه در مسائل استراتژیک. یه چیزی شبیه نمایش ترومن که توش همه بازیگرن، غیر از من و شما مخاطب بیچاره. اما واقعیت کجاست؟ مدتی پیش ناتو تمام دار و ندارش رو جمع کرد و یه رزمایش انجام داد تا مثلا با تهدیدهای جدید روسیه مقابله کنه. که البته طبق معمول آمریکا هم سهم بزرگی توش داشت (آمریکا جدای از مسائل بودجهای، تو همه فعالیتهای ناتو سهم بزرگی داره. مستشارانشون مثل معلم خصوصی میرن بالاسرشون میگن اینکارو بکنید اون کارو بکنید). فکر میکنید کل نیرویی که آماده کردن چند نفر بود؟ ۱۸هزار نفر! یعنی یه قاره جمع شده آمریکا هم اومده ساپورت کرده شده انقد. فکر میکنید روسیه تو رزمایشهای خیلی عادیش چندنفر نیرو میاره؟ ۱۰۰هزارنفر! اینها در قالب ناتو باید از مرزهای همدیگه دفاع کنن. مثلا لهستان باید جنگندهش رو بلند کنه و اگه لازم شد به آسمان کشور همسایهش هم سرکشی کنه. فکر میکنید چه پرندهای رو بلند میکنه؟ هنوز میگ۲۹! چون چیز بهتری نداره. حتی وضع ترکیه از خیلی از کشورهای شرق و مرکز اروپا بهتره. در قالب ناتو پایگاهها رو باید در اختیار بقیه اعضاء هم قرار بدن، و مثلا میبینی تو یه پایگاه در یک ازین کشورها، تجهیزات و تسلیحات آمریکا که «موقتا» منتقل شده اونجا، از کل تجهیزات و تسلیحات خود اون کشور که قراره دائما اونجا باشه بیشتره!
آیا اینها میخوان جلوی آمریکا وایسن؟ کاملا عامدانه ملت رو سر کار گذاشتن. هیچ خبری نیست.
اگه الان مصرفکننده محتویات رسانهها باشید ممکنه این ذهنیت براتون ایجاد شده باشه که یه حرکتی تو اروپا راه افتاده که جلوی هژمونی آمریکا بایستند، حالا چه در اقتصاد، چه در سیاست، و چه در مسائل استراتژیک. یه چیزی شبیه نمایش ترومن که توش همه بازیگرن، غیر از من و شما مخاطب بیچاره. اما واقعیت کجاست؟ مدتی پیش ناتو تمام دار و ندارش رو جمع کرد و یه رزمایش انجام داد تا مثلا با تهدیدهای جدید روسیه مقابله کنه. که البته طبق معمول آمریکا هم سهم بزرگی توش داشت (آمریکا جدای از مسائل بودجهای، تو همه فعالیتهای ناتو سهم بزرگی داره. مستشارانشون مثل معلم خصوصی میرن بالاسرشون میگن اینکارو بکنید اون کارو بکنید). فکر میکنید کل نیرویی که آماده کردن چند نفر بود؟ ۱۸هزار نفر! یعنی یه قاره جمع شده آمریکا هم اومده ساپورت کرده شده انقد. فکر میکنید روسیه تو رزمایشهای خیلی عادیش چندنفر نیرو میاره؟ ۱۰۰هزارنفر! اینها در قالب ناتو باید از مرزهای همدیگه دفاع کنن. مثلا لهستان باید جنگندهش رو بلند کنه و اگه لازم شد به آسمان کشور همسایهش هم سرکشی کنه. فکر میکنید چه پرندهای رو بلند میکنه؟ هنوز میگ۲۹! چون چیز بهتری نداره. حتی وضع ترکیه از خیلی از کشورهای شرق و مرکز اروپا بهتره. در قالب ناتو پایگاهها رو باید در اختیار بقیه اعضاء هم قرار بدن، و مثلا میبینی تو یه پایگاه در یک ازین کشورها، تجهیزات و تسلیحات آمریکا که «موقتا» منتقل شده اونجا، از کل تجهیزات و تسلیحات خود اون کشور که قراره دائما اونجا باشه بیشتره!
آیا اینها میخوان جلوی آمریکا وایسن؟ کاملا عامدانه ملت رو سر کار گذاشتن. هیچ خبری نیست.
❤2