Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
کاری که دولت بلاروس کرد، یا بهتره بگیم امنیتی‌های بلاروس کردند، که در واقع توله‌های امنیتی‌های روسیه هستند، با اینکه مصداق کامل حماقت بود، اما برای ما مبارک بود. وقتی بشار اسد از سلاح شیمیایی استفاده کرد، علاوه بر ماله‌کشان وطنی، که به ورشکستگی اخلاقی‌شون عادت داریم، اروپاییِ هالو می‌گفت بعیده کار اسد باشه. اینا احتمالا سناریوهای ساختگی سازمان سیاست، تا یه جنگ دیگه راه بندازن. چرا اسد باید چنین کاری بکنه؟ چرا باید درست وقتی که در جبهه دست بالا رو داره و به موفقیت رسیده از سلاحی استفاده کنه که نه تنها از لحاظ هزینه فایده اصلا به صرفه نیست بلکه ممکنه خودش رو در معرض حمله آمریکا و ائتلاف هم قرار بده؟
برای این برای ما مبارک بود که حالا یه مثال از بغل گوش خود اروپا داریم که به اون اروپایی‌های هالو تحویل بدیم. چرا باید دولت بلاروس که تونسته با موفقیت اعتراضات مردمی رو سرکوب کنه و کشور دوباره به حالت عادی برگشته، برای دستگیر کردن یک خبرنگار که اهمیت چندانی هم نداره، پروتکل‌های هوانوردی رو به تمسخر بگیره و اعتبار خودش رو در همه سازمان‌های بین‌المللی یک شبه به باد بده که یک سری تحریم جدید هم به تحریم‌های قبلیش اضافه بشه؟ مگه اون خبرنگار چقدر در سرنگونی رژیم تعیین‌کننده بود که چنین خودش رو به مخمصه بندازه و این هزینه بزرگ رو بپذیره؟

اگه دفعه بعد اروپایی هالو برای آدمکش‌های روانی «عقل متعارف» قائل شد و بر همین مبنا استدلال کرد، می‌تونیم به راحتی دهانش رو با گچ پر کنیم.
4
توضیح یک پاراگرافی درباره فعالیت یک شرکت نوپا این رو میگه: «این شرکت از قابلیت تکنولوژی بلوک‌چین و اتریوم استفاده می‌کند تا به مردم سراسر دنیا این امکان را بدهد که ریسک بیمه را بین همدیگر تقسیم کنند، بدون اینکه نیازی به یک شرکت بیمه وجود داشته باشد».

این یک پاراگراف رو به تمام کت شلوارپوش‌های صنعت بیمه و بانک که در ایران مشغول به کارند نشون بدید و بپرسید اصلا میفهمند یعنی چی یا نه.

همشون هم راحت ماهی بیست میلیون حقوق می‌گیرند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه برای همه انقدر بدیهیه که بش می‌خندند، چرا با از هم پاشیدن دولت‌ها مخالفت می‌کنند؟
این رو که همه می‌دونند وحیدخان، مخصوصا بچه‌های حاشیه‌نشین. ولی شما چطور نمی‌دونی که کار اون کمدین، اطلاع‌رسانی نیست؟ کار اون جلوگیری از ایجاد حس تردید در بین سیاه‌لشکر مدافع نظامه. در حال تهدید شما نیست. در حال مطمئن کردن بچه بسیجی‌هاست که این مشکل هم مثل مشکلات قبلی نظامه، ازش عبور می‌کنیم، نگران نباشید!
اونی که داره پارس می‌کنه بیشتر میترسه.
تمام دولت‌های بعد از انقلاب، دولت انقلابی بوده‌اند. حتی دولت بنی‌صدر. بازی با کلمات که نوچه‌های رهبر پشت تریبون‌ها انجام میدن، این واقعیت رو تغییر نمیده. بنابراین کاملا مضحکه که دولت ابراهیم رییسی رو «احیای دولت انقلابی»، و یا ازون بدتر «تولد دولت انقلابی» جا زد، که دومی دوره هشت ساله ریاست‌جمهوری خود علی خامنه‌ای رو هم زیر سوال میبره. اون چه که به عنوان پروژه تعریف شده، نشاندن هر بازیگری غیر از خلیفه‌ست. وقتی امام میره بالای منبر، باید همه نشسته باشند. این برای امام انقدر مهمه که به حضار میگن نمازتون رو بذارید بعدا بخونید، وسط جمعیت به خاطر نماز، نایستید! نمادهای مسجدی، داره نمودهای کلان سیاسی پیدا می‌کنه.
اما این نشسته‌سازی برای رهبر فعلی در حال انجام نیست، چون این خلیفه، قابلیت سرکوب هر ایستاده‌ای رو داشت. از قائم‌مقام رهبری گرفته تا فرماندهان ارتش، تا نخست‌وزیر، تا رییس‌جمهور. فضای همه‌نشسته، برای خلفای بعدی داره مهیا میشه، که اگر قدرت رهبر فعلی رو نداشت، برای خلافت مشکلی پیش نیاد.
باید در آغل فکری این‌ها بوده باشید تا کاملا درک کنید. این‌ها رهبر فعلی رو از لحاظ موفقیت در حد عبدالملک بن مروان می‌بینند، خلیفه‌ای که شورشهای داخلی را سرکوب کرد، و دامنه خلافت را به تمام منطقه کشاند! اما این احتمال رو هم متصورند که در آینده افرادی در حد مستعصم بالله به خلافت برسند، پس بهتره دستگاه رو طوری آماده کرد، که حتی برای خلیفه‌ای مثل مستعصم هم مشکلی پیش نیاد.

اما حتی همین پروژه هم یک پروژه جدید نیست. این خود حسن روحانی بود که قبل از تشکیل دولتش اعلام کرد بدون هماهنگی با رهبر، انجام هیچ‌کاری در کشور ممکن نیست و این تنها وعده‌ای بود که تا آخر و محکم بش عمل کرد. و برای همین بود که خلیفه در تمام هشت سال، حتی یک کلمه علیه این دولت حرفی نزد. چون هیچ‌کاری رو بدون هماهنگی انجام نمی‌دادند. این یک پروژه بلندمدته، که دولت رییسی در مورد هیچ‌کدوم از اهدافش، یک اولین نیست.

تنها ویژگی شاخص این دوره، نحوه اجرای انتخاباته، نه نقش انتخابات و برندگانش در پیشبرد پروژه. با وجود تخیلی بودن این مثال، برنده اگه حتی تاجزاده هم بود، پروژه بدون هیچ مشکلی پیش می‌رفت. اما خلیفه میخواست حتی در هیجانات ماقبل انتخابات هم، همه نشسته باشند. یعنی دیگه فضایی که میلیون‌ها نفر موجب محبوبیت انفجاری یک فرد بشوند، پیش نیاد. شورای نگهبان سال ۷۶ لیبرال‌تر از شورای نگهبان فعلی نبود. دغدغه‌هاش هم فرقی نداشت. مسئله این بود که فکر نمی‌کردند مردم گزینه‌ای خودی که به عنوان رقیب ناطق احراز صلاحیت کردند، انقدر جدی بگیرند و ازش ناجی بسازند! که هم باعث شد به نظر برسه شخصیت سیاسی محبوب‌تر از خلیفه هم میتونه وجود داشته باشه، و هم به مردم فرصت داد عدم رضایت از خلیفه رو بروز بدن. در مورد احمدی‌نژاد فکر می‌کردند دیگه اون وضعیت تکرار نخواهد شد، چون بعیده علاوه بر فقرا، بخشی از طبقه متوسط شهری هم از چنین کسی ناجی بسازه!
برخلاف گفته بعضی‌ها، هدف کاهش مشارکت و پایین‌ آوردن آراء برنده نیست‌. خواهید دید که اعداد و ارقام بالایی برای همین انتخابات اعلام خواهند کرد. بلکه هدف عقیم کردن پتانسیل موج‌سازی انتخاباته. امواج، با «همه‌نشستگی»، در تعارضه. برای همینه که می‌بینید پناهیان میگه ما میخواهیم انتخابات پررونق باشه، اما بدون هیجان پررونق باشه! منظورش از هیجان، همون موجیه که ممکنه پشت یک فرد ایجاد بشه، چون مردم خواسته‌اند کسی رو محبوب‌تر از رهبر کنند، و یا پیام ضدیت به رهبر ارسال کنند.

اون‌هایی که صحبت از نخست‌وزیری می‌کنند، یا انتصابات رییسی رو نشانه‌ای از تغییر رویکرد از تلاش برای تعامل با غرب، به انصراف از تعامل، می‌بینند؛ یا متوجه نیستند یا خودشون رو به نادانی می‌زنند.‌ پست ریاست جمهوری خیلی وقته که در دست خلیفه‌ست. حتی تغییر رویکرد رو هم با همین دولت فعلی می‌تونست انجام بده. با وجود تمام ادابازی‌هایی که ظریف درباره دیپلماسی و میدان درمیاره. تنها تغییر این دوره، صرفا عقیم‌سازی فضای ذاتی انتخاباته.

اونچه که من می‌بینم، به قول خارجی‌ها
Business as usual
است و بس. ولی خود این یوژوال، پروژه بلندمدت نشسته‌سازی رو هم شامل می‌شود.
آدم بی‌دقتی‌ام، و این آزاردهنده‌ست. حتی زمانی که خودکشی کردم، به دلیل بی‌دقتی بود که زنده موندم. بی‌دقتی مسخره‌ای که هیچ‌کس دیگه‌ای مرتکب نمی‌شد. خیلی خجالت‌آوره که آدم در انجام مهم‌ترین کار زندگیش هم بی‌دقتی کنه.
جوان‌های ایرانی اینستاگرام رو که می‌بینم غبطه می‌خورم.. البته نمی‌دونم وقتی دوست ندارم جای اون‌ها باشم باز هم استفاده از کلمه غبطه درسته یا نه. فارسی، و یا شاید حتی هر زبان دیگه‌ای، برای حالتی که هم حسادت وجود داره هم اصلا میلی وجود نداره که در زندگی دیگه‌ای قرار گرفت، واژه‌ای نداره. این‌ها اهمیتی به اینکه بی‌دقت باشند ندارند. چون همه‌چیز شوخیه و هیچ‌چیز مهم‌تر از خوش بودن نیست. حتی با ضعف‌های شخصیتی خودشون هم جوک میسازند. البته من هم گاهی طنز می‌نویسم، همونطور که مستحضرید، ولی حتی در حال نوشتن چیزی که بقیه از خوندنش ممکنه بگن «لعنت به مغزت» و بخندند، ممکنه مثل سگی که روده‌هاش رو شاخ گاو پاره کرده ناراحت باشم. این‌ها اینطور نیستند. حتی گاهی از خودم میپرسم این‌ها رو چطور میشه ناراحت کرد؟ نه اینکه دنبال راهی برای ناراحت کردن‌شون باشم. فقط از روی کنجکاوی، که بدونم مکانیزمش چطور کار میکنه. شهدای آبان، بیشتر از همسن و سالان این‌ها بودند، اما ما که مال دو دهه پیش بودیم ناراحت‌تر بودیم.

تنها مزیت تماشای این جماعت نورسیده، اینه که می‌بینم به انتخابات اهمیتی نمیدن. اینکه سیاست‌گریزی برنامه جدی یک نسل باشه، فاجعه‌ست. اما چوبش رو خودشون بعدن خواهند خورد. برای منی که فعلا دارم تماشا می‌کنم، و فعلا رو دارم تماشا می‌کنم، همین بی‌قیدی صحنه جالبی ساخته. فقط کاش چطور کنار اومدن با ایرادهای شخصی رو هم بم یاد میدادند.
7
ممکنه جنون مذهبی ارتباطی با دمای هوا داشته باشه؟
این ازون حرف‌هاست که کارشناسان نظام، همونایی که دانشگاه‌ها رو به نحوی به لجن کشیدند که به عقب‌افتاده‌هایی مثل خودشون هم دکترا بده، واقعا به زبان میارن و بین همدیگه رد و بدل می‌کنند. سپس از محفل خودشون خارج میشه و به بقیه شاخه‌های الیگارشی نظام هم نشت می‌کنه، و بعد می‌بینیم که طلبه‌ها از یک طرف و شعبان‌بی‌مخ‌های نظام از طرف دیگه، حرف‌های مشابه این رو بهمدیگه تحویل میدن. چون طلبه دنبال اینه که نارضایتی اقتصادی، مردم رو به دشمن ولایت فقیه تبدیل نکنه، و شعبان بی‌مخ ترجیح میده پولِ در خیابان بودن رو بگیره ولی لازم نباشه در خیابان باشه. بعضی ازین‌ها نمی‌فهمند تورم چیست و چه عواقبی داره و با این مقدار یارانه چقدر باید پول چاپ کرد و به تورم اضافه کرد. بعضی‌هاشون هم می‌دونند تورم چیه اما معتقدند اگه بتونه «فعلا» جلوی نارضایتی‌ها رو بگیره، میارزه! آینده رو هم خدا کریمه!

اون چیزی که هیچ‌کدوم‌شون نمیفهمند اینه که دیکتاتوری بالذاته مانع بهروزی خلق‌الله نیست، به شرطی که ۱- بند ایدئولوژی نباشه و ۲- در بازار دخالت نکنه.
در اردن امروزی دیکتاتوری حاکمه، اما به نسبت منابع و استعدادهایی که این کشور داره، وضع رفاه مردم قابل قبوله. برای اینکه بهتر بشه پادشاه باید شجاعت به خرج بده و هرگونه دخالت در بازار رو متوقف کنه. که شامل جمع کردن یارانه و رانت و رایگان‌بازی و این مسائل میشه‌. در عمان، دیکتاتور نه تنها در بند ایدئولوژی نیست، بلکه تا اونجایی که به سلطنت آسیبی نزنه از دخالت در بازار هم حذر کرده. و نتیجه‌ش در وضع اقتصادی کشور مشهوده.

در استبداد مطلقه دینی جمهوری‌اسلامی، دیکتاتور، یا شبکه دیکتاتوری (که به شکل یک گنگ رفتار می‌کنه)، نه تنها پروژه ایدئولوژیک داره و خودش رو به اون ایدئولوژی گره زده، بلکه تا هرجایی که ممکنه و میشده در بازار دخالت کرده. در ایران حتی یک مرحله جلوتر هم رفته: سرنوشت ایدئولوژی به دخالت در بازار گره خورده! از طلبه‌ای که بش مسکن مجانی یا نزدیک به مجانی میدن، گرفته تا جنگجوی سپاه قدس که به دلار حقوق می‌گیره، همه معطل غارت شدن اقتصاد هستند، و معلوم نیست اگر در یک فضای آزاد همه این منابع قطع بشه، ایدئولوژی‌شون چه سرانجامی پیدا خواهد کرد (قبلا نوشته بودم که حوزه علمیه چنان فربه شده و چنان در عین فربهی پل‌های پشت سر خودش را خراب کرده که اگه تأمین مالی از طرف دولت رو نداشته باشه، از هم میپاشه. تضعیف نمیشه، کلا از هم میپاشه).

تا زمانی که اقتصاد باید قربانی ایدئولوژی شیعه بشه، و تا زمانی که باید حتما در بازار دخالت کرد تا این ایدئولوژی رو زنده نگه داشت، هر نوع یارانه و هرنوعی از ubi صرفا ایجاد یک سراب پولیه. سراب پولی یعنی دوندگی در اقتصاد هست، اما رهایی از فقر، نیست. و تا وقتی فقر هست، نارضایتی هم هست.



https://news.1rj.ru/str/AnimalsQuotes/798
1
دولت چین که قبلا داشتن دو فرزند رو مجاز کرده بود، و اثر چندانی نداشت، حالا داشتن سه فرزند رو هم مجاز کرد. بعید نیست همین دولت که تا یکی دو دهه پیش مأمورانش رو میفرستاد به روستاها تا زنان حامله رو شناسایی کنند و اگه مورد غیرمجاز وجود داشت همونجا با وسایل فلزی جنینش رو از بین ببرند، به زودی زنان مملکت رو نوبتی خفت کنه تا با نوع دیگه‌ای از وسایل فلزی اسپرم رو وارد واژن‌شون کنه. توتالیتریسم میتونه پاندولی حرکت کنه، و در هر سمتش به یک جوک تلخ ختم بشه.
- برای چه جان دادی؟

- برای تغییر پارچه‌ای که بالای یک میله نصب شده بود. تا یک برهوت کوچک در میان دریا همچنان یک برهوت باقی بماند.


https://news.1rj.ru/str/naqdemosaddeq/1424
2
فردا سالگرد قتل بنو اونه‌زورگ، دانشجوی آلمانیه که در تظاهرات چپ‌ها علیه سفر شاه ایران به آلمان شرکت کرده بود، چون با عملکرد ضدحقوق بشری حکومت پهلوی مخالف بودند، که البته خیلی صادقانه نبود و علت اصلی امریکوفیل بودن حکومت پهلوی و سرکوب کمونیست‌ها بود. هرچند قاتل بنو هم یک کمونیست بود اما اون موقع کسی اینو نمی‌دونست، و اهمیتی هم نداشت. اون‌ها از خون ریخته شده یک دانشجو به این نتیجه رسیدند که اگه حکومت جواب شعار رو با گلوله میده، ما هم باید مسلح بشیم! و این آغاز سلسله‌ای از اقدامات تروریستی چپ‌های رادیکال شد که تقریبا تا سی سال به درازا کشید. البته مهم‌ترین شخصیت‌های این جریان رادیکال یا ترور شدند یا بعدا در زندان خودکشی کردند، و چپ آلمان تغییر رویه داد و تصاحب نهادهای قدرت از طریق فعالیت سیاسی رو هدف‌گذاری کرد. که نسبتا موفق هم بودند و امروز اکثریت پارلمان در سیطره چپ‌هاست و حزب سبز در بالاترین سطح محبوبیت خودش قرار داره.
خشونت این دانشجویان عصبانی انقدر هیجانی و بی‌برنامه بود که حتی خودشون به خجالت‌آور بودن عملیات‌هایی که انجام می‌دادند واقف بودند. مثل خاورمیانه انگیزه ایمانی هم در کار نبود. بنابراین اسلحه و بمب، طرفدار پیدا نکرد. و اگه خیز سیاسی برای تصاحب مسالمت‌آمیز قدرت هم استارت زده نمی‌شد، جنبش مسلحانه باز هم به جایی نمی‌رسید.

اون چیزی که دانشجویان چپ آلمانی می‌خواستند، تغییر آدم‌های جامعه بود، و این کار رو نمیشه با اسلحه انجام داد. آدم‌های جامعه آلمان واقعا تغییر کردند. شاید دقیقا اونجوری که یوشکا فیشر و دوستانش می‌خواستند نشدند، ولی انقدری تغییر کردند که به حزب سبز رأی بدن، به مالیات کربن رأی بدن، به برق بادی رأی بدن، و به دولتی که به خاطر کرونا همه‌چیز رو تعطیل می‌کنه، حتی اگه پشتوانه علمی نداشته باشه.

خشونت جایی خوب کار می‌کنه که گروگان هستیم. یعنی یا علاقه‌ای به تغییر جامعه نداریم و فقط میخوایم کسی تو کارمون دخالت نکنه، یا اینکه آماده تغییریم ولی نیروی حکومتی نمیذاره. که آرزوی من این بود که اولی باشه ولی واقعیت فعلی ایران روی دومی ایستاده. بهرحال دلیل و انگیزه و هرچه باشه، هیچ‌کس به اندازه یک گروگان ضرورت خشونت برای رسیدن به آزادی رو درک نمی‌کنه. اگه کسی در دنیا وجود داشته باشه که فکر کنه میشه با گروگانگیران مذاکره کرد، میتونیم تاریخ ۴۳ سال گذشته رو براش تعریف کنیم.
4
آقای نبوی، خیرخواهانه آرزو دارم شما و هم‌نسلی‌های شما هرچه زودتر از صحنه روزگار خارج بشید. این همه حماقت درونی‌شده که در نسل شما تجلی پیدا کرد، نه فقط برای این کشور که برای کل این سیاره پرخسارت بود. شما اشتباه ژنتیکی تاریخ ایران بودید.
7
در دنیای اروپایی و آمریکایی، وضع مالیات جدید، ادامه‌ایست بر قوانین قدیمی مالیات که سال‌ها پیش طراحی شده، قیچی شده، هرس شده، و یا با عوارض دیگه قلمه خورده، و رسیده به حالا. و برای همینه که سمت و سوی خاصی داره، و بیشتر این ثروتمندان هستند که دارن مخارج جامعه رو از طریق مالیات تأمین می‌کنند. البته مالیات در هر حالتی، دزدیه. و دزدی از ثروتمند، همچنان دزدیه. اما هرچه هست، سابقه‌دار و برنامه‌داره. و برای همینه که در همین شرارتی که هست، موفقه.
اما مالیاتی که جانوران جمهوری اسلامی به تصویب می‌رسونند این بنیه نرم‌افزاری رو نداره، و از روی پنیک ایجاد شده. نظام اسلامی پنج برابر کشورهایی با همین جمعیت، کارمند و نان‌خور داره، بعلاوه میلیون‌ها یارانه بگیر، بعلاوه هزار و یک چاله ایدئولوژیک. وقتی دید دیگه نفت جوابگو نیست، دچار وحشت شد. همه قوانین جدید که در حال تصویب هستند از روی همین وحشت ساخته شده‌اند. و برای همین محکوم به شکست هستند. نه به این دلیل که نمی‌تونند در کوتاه مدت درآمدی برای دولت ایجاد کنند. بلکه به این دلیل که خود این قوانین در ادامه، وحشت‌های دیگری رو بوجود خواهند آورد.
3
ایرلندی‌های انقلابی یه زمانی می‌گفتند ما و تروریست‌های فلسطینی‌ یک هدف داریم!
نهادها عوض شدند یا منحل شدند. اما فکر نکنم آدم‌ها فرقی کرده باشند.
1
احمدی‌نژاد که هزاران میلیارد ریال پول چاپ کرد تا وسط برهوت مسکن انبوه بسازه که بعدن در بین معابرش حتی معلمان موسیقی هم خوراک سگ‌ها بشن، در جایگاه عقلی نیست که بخواد برای محیط‌زیست برنامه‌ریزی کنه. اما ناصرخان چشم امید به چه دولتی بسته؟ شما میگی منابع طبیعی رو به کدوم نهاد مردمی بدیم، مگه نهاد مردمی وجود داره؟ خب من هم می‌پرسم منابع رو به کدوم دولت بسپریم، مگه دولتی وجود داره؟ امروز که دارم این رو می‌نویسم هیچ کشوری در دنیا ضعیف‌تر از افغانستان نیست، اما دولت ایران حتی همین ضعیف‌ترین کشور دنیا رو هم نمیتونه وادار کنه که اکوسیستم سیستان و بلوچستان ما رو گروگان نگیره! درباره کدوم دولت صحبت می‌کنید؟ واقعا جای تعجبه که هنوز شأن حفاظتی قائلید برای این دولت. احمدی‌نژاد محیط‌زیست رو نمی‌فهمه، و در این نفهمی باقی خواهند ماند، اما واقعیت حاکمیتی ایران رو میفهمه و میدونه چه خبره. خود کننده کار داره میگه دست ما نباشه بهتره، شما میگی نه دست شما باشه بهتره؟


https://news.1rj.ru/str/nasserkaramii/3147
2
شصت سال انتخابات، حتی روی سیاست‌های صنعتی مملکت هم کوچکترین تأثیری نداشته.. چه برسه روی سیاست‌های کلان و استراتژیک.
خودمون رو با چی داریم گول می‌زنیم؟ داریم چه بحثی می‌کنیم؟
2
برادر، قبل دانلود فکر کردم فیلم تبلیغاتی رییسی چیزی باشه، که لابد میره تا توی ضریح و پهن میشه رو قبر امام، که یعنی سیدخراسانی۲ آمد! (یک، سیدعلی بود که مثل اینکه متاستاز غدد برون‌ریز داره اجازه نمیده پرچم رو به مهدی صاحب‌الزمان برسونه) ولی ایشون نبود که. باز خیلی دموکرات شدن که گذاشتن کسی غیر از حضرت داماد فیلم بگیره تو ملک شخصی والی خراسان. اینطور نیست؟ من بودم میذاشتم همتی هم بیاد فیلمشو بگیره. که مثلا بیاد جلو اسکناس پنجاه تومنی بندازه تو ضریح، بعد تا اسکناس افتاد پایین داخل محفظه نور سبز منفجر بشه و فضا رو احاطه کنه، که یعنی امام هشتم وعده داد پول ملی تقویت خواهد شد! در اون بارگاه ملکوتی آدم‌هایی میان جلوی بقیه نماز جماعت رو میخونند که ببریم‌شون هلند تو همون فرودگاه بازداشت میشن، بعد گیر دادی به این نامزدهای بینوا که باید سه چهار هفته شرف و حیثیت‌شون رو خرج نمایش‌های نظام اسلامی کنند؟ این حتی کفشش هم گذاشته تو کیسه با خودش برده تا مقام بالا سر امام، فیلمبردار هم حس نکرده بذار یکم از بالاتر بگیرم دیده نشه. رییس‌جمهور بالقوه مملکت واسه یه لنگه کفش تضمینی حس نمی‌کنه، بعد شما بش حمله می‌کنی؟ دلت میاد اصلا؟


https://news.1rj.ru/str/mohsenhesammazaheri/2976
2
Anarchonomy
کار کسانی که برای ویترین فروشگاه‌ها لامپ نئون میساختند رو از نزدیک دیده بودم. در کنج پاساژهای دخمه‌ای که تهویه درستی نداشتند، کنار شعله‌ای که نزدیک صورت‌شون بود با لوله‌های شیشه‌ای کلمات فارسی با فونت نستعلیق رو طوری در می‌آوردند که من با قلم روی کاغذ نمی‌تونستم…
قرن بیستم قرن شگفتی‌های مکانیکی بود. هر مخترع و مهندسی که می‌خواست نبوغ خودش رو به رخ بکشه، دستگاهی میساخت که قطعات مکانیکی بیشتر و دقیق‌تری داشته باشه. اما قرن بیست و یکم، همه دارند سر حذف قطعات مکانیکی با هم مسابقه میدن. و در این شیفت بزرگ صنعتی، خیلی از صداها برای همیشه به تاریخ خواهد پیوست. مثل صدای موتور هشت سیلندر، که در برابر وانت برقی که صدایی کمتر از یک جاروبرقی تولید می‌کنه، یک دایناسور به نظر میرسه.
اما یکی از صداهایی که قراره به زودی حذف بشه و دلمون براش تنگ خواهد شد، حداقل ما که در بخشی از قرن بیستم زندگی کردیم، صدای شاتر دوربین‌هاست. وقتی حتی کنون، که در تکنولوژی سنسور عقب‌تر از بقیه بوده به جایی میرسه که میتونه سرعت شاتر الکترونیکی رو به حدی برسونه که بشه باش فلاش زد، یعنی حداقل یک صد و بیستم ثانیه، یعنی آغازِ پایان پرده شاتر. سونی همین الانش به یک دویست و پنجاهم ثانیه رسیده، و نیکون داره روی ایده‌ای کار می‌کنه که سرعت اسکنش یک هزارم ثانیه‌ست! یعنی سرعتی که شاتر مکانیکی معمولی هیچ‌وقت بش نرسید.
یه عده که مکانیزم شگفت‌انگیز شاتر رو میساختند به زودی بازنشسته میشن و این شغل برای همیشه حذف میشه.
وقتی حادثه‌ای پیش میاد که عده‌ای سپاهی کشته میشن، یا کسی اهمیتی نمیده، یا در موردشون از افعالی مثل هلاک شدن و سقط شدن استفاده میشه. مثل صدها مرتبه‌ای که اسراییل برادران رو در مرز سوریه ترکوند. اما وقتی پرسنل نیروی دریایی ارتش از کشتی کاملا سوخته زنده بیرون میان، میگن «خدا رحم کرد به بچه‌های مردم».
من نمی‌دونم مردم دقیقا چی رو باید از نزدیک ببیند تا باور کنند ارتش پاسدار ایران نیست، بلکه دقیقا مثل سپاه، پاسدار بقای حکومته. فقط غارتگری کمتری توش رخ میده، که اونم از تعهد و این حرف‌ها نیست، بلکه برمیگرده به اینکه عمدا در فقر بودجه‌ای نگه داشته شده.
حدود چهل سال طول کشید تا این مردم به شعار «اصلاح‌طلب اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» برسند. نمی‌دونم چند سال دیگه لازمه تا افسانه «میهنی» بودن ارتش رو بایگانی کنند.