این ازون حرفهاست که کارشناسان نظام، همونایی که دانشگاهها رو به نحوی به لجن کشیدند که به عقبافتادههایی مثل خودشون هم دکترا بده، واقعا به زبان میارن و بین همدیگه رد و بدل میکنند. سپس از محفل خودشون خارج میشه و به بقیه شاخههای الیگارشی نظام هم نشت میکنه، و بعد میبینیم که طلبهها از یک طرف و شعبانبیمخهای نظام از طرف دیگه، حرفهای مشابه این رو بهمدیگه تحویل میدن. چون طلبه دنبال اینه که نارضایتی اقتصادی، مردم رو به دشمن ولایت فقیه تبدیل نکنه، و شعبان بیمخ ترجیح میده پولِ در خیابان بودن رو بگیره ولی لازم نباشه در خیابان باشه. بعضی ازینها نمیفهمند تورم چیست و چه عواقبی داره و با این مقدار یارانه چقدر باید پول چاپ کرد و به تورم اضافه کرد. بعضیهاشون هم میدونند تورم چیه اما معتقدند اگه بتونه «فعلا» جلوی نارضایتیها رو بگیره، میارزه! آینده رو هم خدا کریمه!
اون چیزی که هیچکدومشون نمیفهمند اینه که دیکتاتوری بالذاته مانع بهروزی خلقالله نیست، به شرطی که ۱- بند ایدئولوژی نباشه و ۲- در بازار دخالت نکنه.
در اردن امروزی دیکتاتوری حاکمه، اما به نسبت منابع و استعدادهایی که این کشور داره، وضع رفاه مردم قابل قبوله. برای اینکه بهتر بشه پادشاه باید شجاعت به خرج بده و هرگونه دخالت در بازار رو متوقف کنه. که شامل جمع کردن یارانه و رانت و رایگانبازی و این مسائل میشه. در عمان، دیکتاتور نه تنها در بند ایدئولوژی نیست، بلکه تا اونجایی که به سلطنت آسیبی نزنه از دخالت در بازار هم حذر کرده. و نتیجهش در وضع اقتصادی کشور مشهوده.
در استبداد مطلقه دینی جمهوریاسلامی، دیکتاتور، یا شبکه دیکتاتوری (که به شکل یک گنگ رفتار میکنه)، نه تنها پروژه ایدئولوژیک داره و خودش رو به اون ایدئولوژی گره زده، بلکه تا هرجایی که ممکنه و میشده در بازار دخالت کرده. در ایران حتی یک مرحله جلوتر هم رفته: سرنوشت ایدئولوژی به دخالت در بازار گره خورده! از طلبهای که بش مسکن مجانی یا نزدیک به مجانی میدن، گرفته تا جنگجوی سپاه قدس که به دلار حقوق میگیره، همه معطل غارت شدن اقتصاد هستند، و معلوم نیست اگر در یک فضای آزاد همه این منابع قطع بشه، ایدئولوژیشون چه سرانجامی پیدا خواهد کرد (قبلا نوشته بودم که حوزه علمیه چنان فربه شده و چنان در عین فربهی پلهای پشت سر خودش را خراب کرده که اگه تأمین مالی از طرف دولت رو نداشته باشه، از هم میپاشه. تضعیف نمیشه، کلا از هم میپاشه).
تا زمانی که اقتصاد باید قربانی ایدئولوژی شیعه بشه، و تا زمانی که باید حتما در بازار دخالت کرد تا این ایدئولوژی رو زنده نگه داشت، هر نوع یارانه و هرنوعی از ubi صرفا ایجاد یک سراب پولیه. سراب پولی یعنی دوندگی در اقتصاد هست، اما رهایی از فقر، نیست. و تا وقتی فقر هست، نارضایتی هم هست.
https://news.1rj.ru/str/AnimalsQuotes/798
اون چیزی که هیچکدومشون نمیفهمند اینه که دیکتاتوری بالذاته مانع بهروزی خلقالله نیست، به شرطی که ۱- بند ایدئولوژی نباشه و ۲- در بازار دخالت نکنه.
در اردن امروزی دیکتاتوری حاکمه، اما به نسبت منابع و استعدادهایی که این کشور داره، وضع رفاه مردم قابل قبوله. برای اینکه بهتر بشه پادشاه باید شجاعت به خرج بده و هرگونه دخالت در بازار رو متوقف کنه. که شامل جمع کردن یارانه و رانت و رایگانبازی و این مسائل میشه. در عمان، دیکتاتور نه تنها در بند ایدئولوژی نیست، بلکه تا اونجایی که به سلطنت آسیبی نزنه از دخالت در بازار هم حذر کرده. و نتیجهش در وضع اقتصادی کشور مشهوده.
در استبداد مطلقه دینی جمهوریاسلامی، دیکتاتور، یا شبکه دیکتاتوری (که به شکل یک گنگ رفتار میکنه)، نه تنها پروژه ایدئولوژیک داره و خودش رو به اون ایدئولوژی گره زده، بلکه تا هرجایی که ممکنه و میشده در بازار دخالت کرده. در ایران حتی یک مرحله جلوتر هم رفته: سرنوشت ایدئولوژی به دخالت در بازار گره خورده! از طلبهای که بش مسکن مجانی یا نزدیک به مجانی میدن، گرفته تا جنگجوی سپاه قدس که به دلار حقوق میگیره، همه معطل غارت شدن اقتصاد هستند، و معلوم نیست اگر در یک فضای آزاد همه این منابع قطع بشه، ایدئولوژیشون چه سرانجامی پیدا خواهد کرد (قبلا نوشته بودم که حوزه علمیه چنان فربه شده و چنان در عین فربهی پلهای پشت سر خودش را خراب کرده که اگه تأمین مالی از طرف دولت رو نداشته باشه، از هم میپاشه. تضعیف نمیشه، کلا از هم میپاشه).
تا زمانی که اقتصاد باید قربانی ایدئولوژی شیعه بشه، و تا زمانی که باید حتما در بازار دخالت کرد تا این ایدئولوژی رو زنده نگه داشت، هر نوع یارانه و هرنوعی از ubi صرفا ایجاد یک سراب پولیه. سراب پولی یعنی دوندگی در اقتصاد هست، اما رهایی از فقر، نیست. و تا وقتی فقر هست، نارضایتی هم هست.
https://news.1rj.ru/str/AnimalsQuotes/798
Telegram
اقوال الانعام
فواد ایزدی: بیشتر مشکلات مردم ما اقتصادی است، آنها با دیکتاتوری دینی مشکلی ندارند. اگر به هر فرد ۱۰ میلیون تومان یارانه نقدی بدهیم، همه سر و صداها میخوابد.
❤1
دولت چین که قبلا داشتن دو فرزند رو مجاز کرده بود، و اثر چندانی نداشت، حالا داشتن سه فرزند رو هم مجاز کرد. بعید نیست همین دولت که تا یکی دو دهه پیش مأمورانش رو میفرستاد به روستاها تا زنان حامله رو شناسایی کنند و اگه مورد غیرمجاز وجود داشت همونجا با وسایل فلزی جنینش رو از بین ببرند، به زودی زنان مملکت رو نوبتی خفت کنه تا با نوع دیگهای از وسایل فلزی اسپرم رو وارد واژنشون کنه. توتالیتریسم میتونه پاندولی حرکت کنه، و در هر سمتش به یک جوک تلخ ختم بشه.
- برای چه جان دادی؟
- برای تغییر پارچهای که بالای یک میله نصب شده بود. تا یک برهوت کوچک در میان دریا همچنان یک برهوت باقی بماند.
https://news.1rj.ru/str/naqdemosaddeq/1424
- برای تغییر پارچهای که بالای یک میله نصب شده بود. تا یک برهوت کوچک در میان دریا همچنان یک برهوت باقی بماند.
https://news.1rj.ru/str/naqdemosaddeq/1424
Telegram
نقدی بر تاریخ معاصر
مراسم خداحافظی با پیکر جانباختگان راه میهن در راه آزادسازی جزیرههای سهگانه خلیج فارس در سال ۱۳۵۰.
❤2
فردا سالگرد قتل بنو اونهزورگ، دانشجوی آلمانیه که در تظاهرات چپها علیه سفر شاه ایران به آلمان شرکت کرده بود، چون با عملکرد ضدحقوق بشری حکومت پهلوی مخالف بودند، که البته خیلی صادقانه نبود و علت اصلی امریکوفیل بودن حکومت پهلوی و سرکوب کمونیستها بود. هرچند قاتل بنو هم یک کمونیست بود اما اون موقع کسی اینو نمیدونست، و اهمیتی هم نداشت. اونها از خون ریخته شده یک دانشجو به این نتیجه رسیدند که اگه حکومت جواب شعار رو با گلوله میده، ما هم باید مسلح بشیم! و این آغاز سلسلهای از اقدامات تروریستی چپهای رادیکال شد که تقریبا تا سی سال به درازا کشید. البته مهمترین شخصیتهای این جریان رادیکال یا ترور شدند یا بعدا در زندان خودکشی کردند، و چپ آلمان تغییر رویه داد و تصاحب نهادهای قدرت از طریق فعالیت سیاسی رو هدفگذاری کرد. که نسبتا موفق هم بودند و امروز اکثریت پارلمان در سیطره چپهاست و حزب سبز در بالاترین سطح محبوبیت خودش قرار داره.
خشونت این دانشجویان عصبانی انقدر هیجانی و بیبرنامه بود که حتی خودشون به خجالتآور بودن عملیاتهایی که انجام میدادند واقف بودند. مثل خاورمیانه انگیزه ایمانی هم در کار نبود. بنابراین اسلحه و بمب، طرفدار پیدا نکرد. و اگه خیز سیاسی برای تصاحب مسالمتآمیز قدرت هم استارت زده نمیشد، جنبش مسلحانه باز هم به جایی نمیرسید.
اون چیزی که دانشجویان چپ آلمانی میخواستند، تغییر آدمهای جامعه بود، و این کار رو نمیشه با اسلحه انجام داد. آدمهای جامعه آلمان واقعا تغییر کردند. شاید دقیقا اونجوری که یوشکا فیشر و دوستانش میخواستند نشدند، ولی انقدری تغییر کردند که به حزب سبز رأی بدن، به مالیات کربن رأی بدن، به برق بادی رأی بدن، و به دولتی که به خاطر کرونا همهچیز رو تعطیل میکنه، حتی اگه پشتوانه علمی نداشته باشه.
خشونت جایی خوب کار میکنه که گروگان هستیم. یعنی یا علاقهای به تغییر جامعه نداریم و فقط میخوایم کسی تو کارمون دخالت نکنه، یا اینکه آماده تغییریم ولی نیروی حکومتی نمیذاره. که آرزوی من این بود که اولی باشه ولی واقعیت فعلی ایران روی دومی ایستاده. بهرحال دلیل و انگیزه و هرچه باشه، هیچکس به اندازه یک گروگان ضرورت خشونت برای رسیدن به آزادی رو درک نمیکنه. اگه کسی در دنیا وجود داشته باشه که فکر کنه میشه با گروگانگیران مذاکره کرد، میتونیم تاریخ ۴۳ سال گذشته رو براش تعریف کنیم.
خشونت این دانشجویان عصبانی انقدر هیجانی و بیبرنامه بود که حتی خودشون به خجالتآور بودن عملیاتهایی که انجام میدادند واقف بودند. مثل خاورمیانه انگیزه ایمانی هم در کار نبود. بنابراین اسلحه و بمب، طرفدار پیدا نکرد. و اگه خیز سیاسی برای تصاحب مسالمتآمیز قدرت هم استارت زده نمیشد، جنبش مسلحانه باز هم به جایی نمیرسید.
اون چیزی که دانشجویان چپ آلمانی میخواستند، تغییر آدمهای جامعه بود، و این کار رو نمیشه با اسلحه انجام داد. آدمهای جامعه آلمان واقعا تغییر کردند. شاید دقیقا اونجوری که یوشکا فیشر و دوستانش میخواستند نشدند، ولی انقدری تغییر کردند که به حزب سبز رأی بدن، به مالیات کربن رأی بدن، به برق بادی رأی بدن، و به دولتی که به خاطر کرونا همهچیز رو تعطیل میکنه، حتی اگه پشتوانه علمی نداشته باشه.
خشونت جایی خوب کار میکنه که گروگان هستیم. یعنی یا علاقهای به تغییر جامعه نداریم و فقط میخوایم کسی تو کارمون دخالت نکنه، یا اینکه آماده تغییریم ولی نیروی حکومتی نمیذاره. که آرزوی من این بود که اولی باشه ولی واقعیت فعلی ایران روی دومی ایستاده. بهرحال دلیل و انگیزه و هرچه باشه، هیچکس به اندازه یک گروگان ضرورت خشونت برای رسیدن به آزادی رو درک نمیکنه. اگه کسی در دنیا وجود داشته باشه که فکر کنه میشه با گروگانگیران مذاکره کرد، میتونیم تاریخ ۴۳ سال گذشته رو براش تعریف کنیم.
❤4
در دنیای اروپایی و آمریکایی، وضع مالیات جدید، ادامهایست بر قوانین قدیمی مالیات که سالها پیش طراحی شده، قیچی شده، هرس شده، و یا با عوارض دیگه قلمه خورده، و رسیده به حالا. و برای همینه که سمت و سوی خاصی داره، و بیشتر این ثروتمندان هستند که دارن مخارج جامعه رو از طریق مالیات تأمین میکنند. البته مالیات در هر حالتی، دزدیه. و دزدی از ثروتمند، همچنان دزدیه. اما هرچه هست، سابقهدار و برنامهداره. و برای همینه که در همین شرارتی که هست، موفقه.
اما مالیاتی که جانوران جمهوری اسلامی به تصویب میرسونند این بنیه نرمافزاری رو نداره، و از روی پنیک ایجاد شده. نظام اسلامی پنج برابر کشورهایی با همین جمعیت، کارمند و نانخور داره، بعلاوه میلیونها یارانه بگیر، بعلاوه هزار و یک چاله ایدئولوژیک. وقتی دید دیگه نفت جوابگو نیست، دچار وحشت شد. همه قوانین جدید که در حال تصویب هستند از روی همین وحشت ساخته شدهاند. و برای همین محکوم به شکست هستند. نه به این دلیل که نمیتونند در کوتاه مدت درآمدی برای دولت ایجاد کنند. بلکه به این دلیل که خود این قوانین در ادامه، وحشتهای دیگری رو بوجود خواهند آورد.
اما مالیاتی که جانوران جمهوری اسلامی به تصویب میرسونند این بنیه نرمافزاری رو نداره، و از روی پنیک ایجاد شده. نظام اسلامی پنج برابر کشورهایی با همین جمعیت، کارمند و نانخور داره، بعلاوه میلیونها یارانه بگیر، بعلاوه هزار و یک چاله ایدئولوژیک. وقتی دید دیگه نفت جوابگو نیست، دچار وحشت شد. همه قوانین جدید که در حال تصویب هستند از روی همین وحشت ساخته شدهاند. و برای همین محکوم به شکست هستند. نه به این دلیل که نمیتونند در کوتاه مدت درآمدی برای دولت ایجاد کنند. بلکه به این دلیل که خود این قوانین در ادامه، وحشتهای دیگری رو بوجود خواهند آورد.
❤3
احمدینژاد که هزاران میلیارد ریال پول چاپ کرد تا وسط برهوت مسکن انبوه بسازه که بعدن در بین معابرش حتی معلمان موسیقی هم خوراک سگها بشن، در جایگاه عقلی نیست که بخواد برای محیطزیست برنامهریزی کنه. اما ناصرخان چشم امید به چه دولتی بسته؟ شما میگی منابع طبیعی رو به کدوم نهاد مردمی بدیم، مگه نهاد مردمی وجود داره؟ خب من هم میپرسم منابع رو به کدوم دولت بسپریم، مگه دولتی وجود داره؟ امروز که دارم این رو مینویسم هیچ کشوری در دنیا ضعیفتر از افغانستان نیست، اما دولت ایران حتی همین ضعیفترین کشور دنیا رو هم نمیتونه وادار کنه که اکوسیستم سیستان و بلوچستان ما رو گروگان نگیره! درباره کدوم دولت صحبت میکنید؟ واقعا جای تعجبه که هنوز شأن حفاظتی قائلید برای این دولت. احمدینژاد محیطزیست رو نمیفهمه، و در این نفهمی باقی خواهند ماند، اما واقعیت حاکمیتی ایران رو میفهمه و میدونه چه خبره. خود کننده کار داره میگه دست ما نباشه بهتره، شما میگی نه دست شما باشه بهتره؟
https://news.1rj.ru/str/nasserkaramii/3147
https://news.1rj.ru/str/nasserkaramii/3147
Telegram
ناصر کرمی
🔴 حرف گنده محیط زیستی در دهان معجزه هزاره
ظاهرا از احمدی نژاد پرسیده اند برنامه اش برای محیط زیست چیست گفته است تحویل منابع طبیعی به مردم! لعنت بر نیم خواندگان جزوه های مغلق مدیریت محیط زیست در آفریقا و هند که چنین تخم لقی را در دهان پوپولیستهایی شکنانده…
ظاهرا از احمدی نژاد پرسیده اند برنامه اش برای محیط زیست چیست گفته است تحویل منابع طبیعی به مردم! لعنت بر نیم خواندگان جزوه های مغلق مدیریت محیط زیست در آفریقا و هند که چنین تخم لقی را در دهان پوپولیستهایی شکنانده…
❤2
برادر، قبل دانلود فکر کردم فیلم تبلیغاتی رییسی چیزی باشه، که لابد میره تا توی ضریح و پهن میشه رو قبر امام، که یعنی سیدخراسانی۲ آمد! (یک، سیدعلی بود که مثل اینکه متاستاز غدد برونریز داره اجازه نمیده پرچم رو به مهدی صاحبالزمان برسونه) ولی ایشون نبود که. باز خیلی دموکرات شدن که گذاشتن کسی غیر از حضرت داماد فیلم بگیره تو ملک شخصی والی خراسان. اینطور نیست؟ من بودم میذاشتم همتی هم بیاد فیلمشو بگیره. که مثلا بیاد جلو اسکناس پنجاه تومنی بندازه تو ضریح، بعد تا اسکناس افتاد پایین داخل محفظه نور سبز منفجر بشه و فضا رو احاطه کنه، که یعنی امام هشتم وعده داد پول ملی تقویت خواهد شد! در اون بارگاه ملکوتی آدمهایی میان جلوی بقیه نماز جماعت رو میخونند که ببریمشون هلند تو همون فرودگاه بازداشت میشن، بعد گیر دادی به این نامزدهای بینوا که باید سه چهار هفته شرف و حیثیتشون رو خرج نمایشهای نظام اسلامی کنند؟ این حتی کفشش هم گذاشته تو کیسه با خودش برده تا مقام بالا سر امام، فیلمبردار هم حس نکرده بذار یکم از بالاتر بگیرم دیده نشه. رییسجمهور بالقوه مملکت واسه یه لنگه کفش تضمینی حس نمیکنه، بعد شما بش حمله میکنی؟ دلت میاد اصلا؟
https://news.1rj.ru/str/mohsenhesammazaheri/2976
https://news.1rj.ru/str/mohsenhesammazaheri/2976
❤2
Anarchonomy
کار کسانی که برای ویترین فروشگاهها لامپ نئون میساختند رو از نزدیک دیده بودم. در کنج پاساژهای دخمهای که تهویه درستی نداشتند، کنار شعلهای که نزدیک صورتشون بود با لولههای شیشهای کلمات فارسی با فونت نستعلیق رو طوری در میآوردند که من با قلم روی کاغذ نمیتونستم…
قرن بیستم قرن شگفتیهای مکانیکی بود. هر مخترع و مهندسی که میخواست نبوغ خودش رو به رخ بکشه، دستگاهی میساخت که قطعات مکانیکی بیشتر و دقیقتری داشته باشه. اما قرن بیست و یکم، همه دارند سر حذف قطعات مکانیکی با هم مسابقه میدن. و در این شیفت بزرگ صنعتی، خیلی از صداها برای همیشه به تاریخ خواهد پیوست. مثل صدای موتور هشت سیلندر، که در برابر وانت برقی که صدایی کمتر از یک جاروبرقی تولید میکنه، یک دایناسور به نظر میرسه.
اما یکی از صداهایی که قراره به زودی حذف بشه و دلمون براش تنگ خواهد شد، حداقل ما که در بخشی از قرن بیستم زندگی کردیم، صدای شاتر دوربینهاست. وقتی حتی کنون، که در تکنولوژی سنسور عقبتر از بقیه بوده به جایی میرسه که میتونه سرعت شاتر الکترونیکی رو به حدی برسونه که بشه باش فلاش زد، یعنی حداقل یک صد و بیستم ثانیه، یعنی آغازِ پایان پرده شاتر. سونی همین الانش به یک دویست و پنجاهم ثانیه رسیده، و نیکون داره روی ایدهای کار میکنه که سرعت اسکنش یک هزارم ثانیهست! یعنی سرعتی که شاتر مکانیکی معمولی هیچوقت بش نرسید.
یه عده که مکانیزم شگفتانگیز شاتر رو میساختند به زودی بازنشسته میشن و این شغل برای همیشه حذف میشه.
اما یکی از صداهایی که قراره به زودی حذف بشه و دلمون براش تنگ خواهد شد، حداقل ما که در بخشی از قرن بیستم زندگی کردیم، صدای شاتر دوربینهاست. وقتی حتی کنون، که در تکنولوژی سنسور عقبتر از بقیه بوده به جایی میرسه که میتونه سرعت شاتر الکترونیکی رو به حدی برسونه که بشه باش فلاش زد، یعنی حداقل یک صد و بیستم ثانیه، یعنی آغازِ پایان پرده شاتر. سونی همین الانش به یک دویست و پنجاهم ثانیه رسیده، و نیکون داره روی ایدهای کار میکنه که سرعت اسکنش یک هزارم ثانیهست! یعنی سرعتی که شاتر مکانیکی معمولی هیچوقت بش نرسید.
یه عده که مکانیزم شگفتانگیز شاتر رو میساختند به زودی بازنشسته میشن و این شغل برای همیشه حذف میشه.
وقتی حادثهای پیش میاد که عدهای سپاهی کشته میشن، یا کسی اهمیتی نمیده، یا در موردشون از افعالی مثل هلاک شدن و سقط شدن استفاده میشه. مثل صدها مرتبهای که اسراییل برادران رو در مرز سوریه ترکوند. اما وقتی پرسنل نیروی دریایی ارتش از کشتی کاملا سوخته زنده بیرون میان، میگن «خدا رحم کرد به بچههای مردم».
من نمیدونم مردم دقیقا چی رو باید از نزدیک ببیند تا باور کنند ارتش پاسدار ایران نیست، بلکه دقیقا مثل سپاه، پاسدار بقای حکومته. فقط غارتگری کمتری توش رخ میده، که اونم از تعهد و این حرفها نیست، بلکه برمیگرده به اینکه عمدا در فقر بودجهای نگه داشته شده.
حدود چهل سال طول کشید تا این مردم به شعار «اصلاحطلب اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» برسند. نمیدونم چند سال دیگه لازمه تا افسانه «میهنی» بودن ارتش رو بایگانی کنند.
من نمیدونم مردم دقیقا چی رو باید از نزدیک ببیند تا باور کنند ارتش پاسدار ایران نیست، بلکه دقیقا مثل سپاه، پاسدار بقای حکومته. فقط غارتگری کمتری توش رخ میده، که اونم از تعهد و این حرفها نیست، بلکه برمیگرده به اینکه عمدا در فقر بودجهای نگه داشته شده.
حدود چهل سال طول کشید تا این مردم به شعار «اصلاحطلب اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» برسند. نمیدونم چند سال دیگه لازمه تا افسانه «میهنی» بودن ارتش رو بایگانی کنند.
برای اثبات اینکه دولتپرستی به یک مذهب خطرناک تبدیل شده کافیه به واکنش دموکراتهای آمریکا به ایمیلهای لو رفته آنتونی فائوچی نگاه کنید. ایمیلهایی که نشون میده در خوشبینانهترین حالت بیش از یک ساله که میدونسته ویروس از آزمایشگاه ووهان نشت کرده، اما عامدانه خودش رو زده به اون راه. بعلاوه موارد دیگهای از جمله انکار موثر بودن ماسک معمولی در انتقال ویروس؛ چیزی که در تریبونهای عمومی درست خلافش رو به مردم گفت. اما دموکراتها حتی از همین ایمیلها هم دارند نتیجه میگیرند که ایشون یک قهرمان ملی است! ما این حد از شخصپرستی رو در سلفیها میبینیم.
آیا اگه مدیریت «سلامت عمومی» به یک شرکت سپرده میشد و فائوچی مدیرعامل اون شرکت میبود، همینقدر پرستیده میشد؟ بهیچوجه. بلکه برعکس با انتشار چنین ایمیلهایی رسما از تیر برق آویزانش میکردند. اما الان تحسینش هم میکنند، چون داره دولت به عنوان «خَیرُ حٰافظا» رو نمایندگی میکنه.
آیا اگه مدیریت «سلامت عمومی» به یک شرکت سپرده میشد و فائوچی مدیرعامل اون شرکت میبود، همینقدر پرستیده میشد؟ بهیچوجه. بلکه برعکس با انتشار چنین ایمیلهایی رسما از تیر برق آویزانش میکردند. اما الان تحسینش هم میکنند، چون داره دولت به عنوان «خَیرُ حٰافظا» رو نمایندگی میکنه.
Anarchonomy
برای اثبات اینکه دولتپرستی به یک مذهب خطرناک تبدیل شده کافیه به واکنش دموکراتهای آمریکا به ایمیلهای لو رفته آنتونی فائوچی نگاه کنید. ایمیلهایی که نشون میده در خوشبینانهترین حالت بیش از یک ساله که میدونسته ویروس از آزمایشگاه ووهان نشت کرده، اما عامدانه…
اما به این نکته هم توجه کنید..
حتی مردم چین فریب داستان «سوپ خفاش» رو خوردند، تا جایی که چینیهای شمال این کشور، هموطنان جنوبیشون رو مورد آزار کلامی قرار میدادند، با این تصور که لایف استایل کثیف اونها باعث بوجود اومدن این دردسر شده. البته دولت چین داشت این قصه رو جلو میبرد، اما این مهم بود که غرب هم داشت همین قصه رو تأیید میکرد. حتی اون شهروند چینی که به دولت کشور خودش بیاعتماد بود، با دیدن موضع غربیها همون یه ذره تردیدش هم از بین رفت.
بعبارتی ما با پروپاگاندایی از جانب غرب مواجه بودیم که پروپاگاندای کمونیستی چین رو هم در خودش بلعید! و این نشون میده با چه قدرت بزرگی طرفیم؛ و بیاثر کردن قدرت این سیستم، دیگه یک وظیفهست. و موثرترین کاری که برای انجام این وظیفه اخلاقی و انسانی میشه انجام داد، حمایت از تمام ایدههای تمرکززدا مثل بلاکچینه.
حتی مردم چین فریب داستان «سوپ خفاش» رو خوردند، تا جایی که چینیهای شمال این کشور، هموطنان جنوبیشون رو مورد آزار کلامی قرار میدادند، با این تصور که لایف استایل کثیف اونها باعث بوجود اومدن این دردسر شده. البته دولت چین داشت این قصه رو جلو میبرد، اما این مهم بود که غرب هم داشت همین قصه رو تأیید میکرد. حتی اون شهروند چینی که به دولت کشور خودش بیاعتماد بود، با دیدن موضع غربیها همون یه ذره تردیدش هم از بین رفت.
بعبارتی ما با پروپاگاندایی از جانب غرب مواجه بودیم که پروپاگاندای کمونیستی چین رو هم در خودش بلعید! و این نشون میده با چه قدرت بزرگی طرفیم؛ و بیاثر کردن قدرت این سیستم، دیگه یک وظیفهست. و موثرترین کاری که برای انجام این وظیفه اخلاقی و انسانی میشه انجام داد، حمایت از تمام ایدههای تمرکززدا مثل بلاکچینه.
Anarchonomy
اما به این نکته هم توجه کنید.. حتی مردم چین فریب داستان «سوپ خفاش» رو خوردند، تا جایی که چینیهای شمال این کشور، هموطنان جنوبیشون رو مورد آزار کلامی قرار میدادند، با این تصور که لایف استایل کثیف اونها باعث بوجود اومدن این دردسر شده. البته دولت چین داشت…
تصوری که مردم از انقلاب بلاکچین دارند یک تحول پولیه. چون فقط بیتکوین به گوششون خورده. اما رمزارزها فقط نوک کوه یخی هستند که جلوی دنیای کهنه ایستاده. اتفاقی که افتاده اینه که ما برای اولین بار در تاریخ، تونستیم حقیقت رو غیرقابل بحث کنیم! تا الان، همه حقایق، هرچقدر هم مستند میبودند، قابل بحث بودند. یعنی یکی میتونست بلند بشه بگه این سند جعلی است، این مطلب کذب است، این نقل قول غلط است. بعد بحث ایجاد میشد که این چیزی که حقیقی میپنداشتیم، واقعا حقیقی بود، یا کلا غلط میپنداشتیم؟ در تمام تاریخ، ریسمان اعتماد ما به اسناد، به آدمها وصل بوده. مثلا ناصر خسرو در کتابش میگه به فلان شهر رفتم و دیدم عادت دارند به فلان حالت لباس بپوشند. ما این رو سندی در نظر میگیریم که آدمهای اون موقع به اون شکل لباس میپوشیدند. چرا؟ چون توافق داریم که ناصر خسرو چرت و پرت نمینوشته. در واقع اون چه که ما به عنوانِ حقیقتِ عادتهایِ مردمِ اون شهر پذیرفتیم، لنگ یک شخص است!
و این دقیقا مشکلی بود که در تجارت، مردم رو بیشتر از هر چیز دیگهای اذیت میکرد. شاید بشه قصههای شرین ناصر خسرو رو باور کرد، اما از جعلی نبودن سفتههاش هم میشه مطمئن بود؟ وقتی پای پول در میانه، همه میزان اعتماد رو به حداقلیترین سطح خودش رو میرسونند. بلاکچین مشکل اعتماد رو حل کرد و برای همین اولین چیزی که سریعا ازش بهرهمند شد، پول بود!
اما چطور مشکل اعتماد حل شد؟ با همگانی کردن حقیقت! اگه همه در تأیید حقیقت شریک باشند، دیگه ناصرو خسرو نمیتونه از خودش داستان دربیاره. بلکه فقط میتونه داستانی رو تعریف کنه، که همه تأییدش کردند. لذا حقیقت ما، لنگ یک نفر نیست. کل ایده رمزارزها روی این پایه استواره که اگه همه در سنجش صحت دخیل باشند، دیگه تقلب و کلاهبرداری و فریب و جعل، موضوعیت خودش رو از دست میده.
حالا دنیایی رو تصور کنید که نودهای بیشمار شبکه بلاکچین، به جای تأیید تراکنشها، خبرها رو تأیید کنند! مقالات علمی رو تأیید کنند! بعضیها پا رو فراتر گذاشته و میگن باید اطلاعات شرکتها رو هم بلاکچینی کنیم.. و این یعنی حقیقت عملکرد شرکت هم غیرقابل بحث بشه. دنیایی که دیگه هیچکس اگه بخواد هم نتونه درباره دخل و خرج شرکت اطلاعات فیک گزارش کنه.
مردم متوجه نیستند که این صرفا یک انقلاب نرمافزاری نیست، بلکه یک انقلاب اجتماعی ایجاد خواهد کرد. بخش بزرگی از فرهنگ همه جوامع خودش رو با طبیعت دروغ و جعلیات عادت داده. یک مثال دیگه میشه زد که بچه مسلمانها بهتر میتونند درک کنند. قرآن، با وجود اینکه سوالهای بهجایی وجود داره که امویان چقدر در نگارشش نقش داشتند، یک سنده که به طرز عجیبی از دستکاری در امان مونده. این چه قرآن محمد باشه چه قرآن امویان، از همون روزی که توزیعش استارت خورده، حالا هرروزی که بوده، تا الان تکون نخورده! و این فقط یک دلیل داشته: همگان در صحتسنجی متن دخیل بودند! یعنی هرکس هر دخل و تصرفی میکرد، ممکن نبود بقیه نفهمند.
حالا تصور کنید همه اطلاعات دنیا، مثل قرآن حفظ بشوند!
و این دقیقا مشکلی بود که در تجارت، مردم رو بیشتر از هر چیز دیگهای اذیت میکرد. شاید بشه قصههای شرین ناصر خسرو رو باور کرد، اما از جعلی نبودن سفتههاش هم میشه مطمئن بود؟ وقتی پای پول در میانه، همه میزان اعتماد رو به حداقلیترین سطح خودش رو میرسونند. بلاکچین مشکل اعتماد رو حل کرد و برای همین اولین چیزی که سریعا ازش بهرهمند شد، پول بود!
اما چطور مشکل اعتماد حل شد؟ با همگانی کردن حقیقت! اگه همه در تأیید حقیقت شریک باشند، دیگه ناصرو خسرو نمیتونه از خودش داستان دربیاره. بلکه فقط میتونه داستانی رو تعریف کنه، که همه تأییدش کردند. لذا حقیقت ما، لنگ یک نفر نیست. کل ایده رمزارزها روی این پایه استواره که اگه همه در سنجش صحت دخیل باشند، دیگه تقلب و کلاهبرداری و فریب و جعل، موضوعیت خودش رو از دست میده.
حالا دنیایی رو تصور کنید که نودهای بیشمار شبکه بلاکچین، به جای تأیید تراکنشها، خبرها رو تأیید کنند! مقالات علمی رو تأیید کنند! بعضیها پا رو فراتر گذاشته و میگن باید اطلاعات شرکتها رو هم بلاکچینی کنیم.. و این یعنی حقیقت عملکرد شرکت هم غیرقابل بحث بشه. دنیایی که دیگه هیچکس اگه بخواد هم نتونه درباره دخل و خرج شرکت اطلاعات فیک گزارش کنه.
مردم متوجه نیستند که این صرفا یک انقلاب نرمافزاری نیست، بلکه یک انقلاب اجتماعی ایجاد خواهد کرد. بخش بزرگی از فرهنگ همه جوامع خودش رو با طبیعت دروغ و جعلیات عادت داده. یک مثال دیگه میشه زد که بچه مسلمانها بهتر میتونند درک کنند. قرآن، با وجود اینکه سوالهای بهجایی وجود داره که امویان چقدر در نگارشش نقش داشتند، یک سنده که به طرز عجیبی از دستکاری در امان مونده. این چه قرآن محمد باشه چه قرآن امویان، از همون روزی که توزیعش استارت خورده، حالا هرروزی که بوده، تا الان تکون نخورده! و این فقط یک دلیل داشته: همگان در صحتسنجی متن دخیل بودند! یعنی هرکس هر دخل و تصرفی میکرد، ممکن نبود بقیه نفهمند.
حالا تصور کنید همه اطلاعات دنیا، مثل قرآن حفظ بشوند!
Anarchonomy
- برای چه جان دادی؟ - برای تغییر پارچهای که بالای یک میله نصب شده بود. تا یک برهوت کوچک در میان دریا همچنان یک برهوت باقی بماند. https://news.1rj.ru/str/naqdemosaddeq/1424
سرباز ایتالیایی در حالی که در آخرین لحظات عکس بچهش رو در دستانش داشته
شمال آفریقا. ۱۹۴۰
شمال آفریقا. ۱۹۴۰
اولین رمزارز شهری برمبنای بیتکوین، از میامی فلوریدا متولد میشه. شهری که شهردار لاتینتبارش متعلق به دنیای جدیده.
این آغاز نوع جدیدی از اداره شهرهاست. در این روش، دارندگان رمزارز هر شهر، در مالکیت اون شهر سهیم میشن. شما میتونی ساکن شهر آ باشی، اما کوین شهر ب رو بخری، و نگهش داری و یا همینطور بیشتر بخری، و وقتی مهاجرت کردی به شهر ب، به عنوان یک سهامدار وارد میشی، نه به عنوان مهاجر که تازه میخواد استارت بزنه. شهر، مخارجش رو با کوین خودش پرداخت میکنه، و وقتی ارزشش بالا رفت میتونه پروژههای عمرانی رو ساپورت کنه. و اینکه هر چیزی چقدر داره خرج میبره، به صورت کاملا شفاف روی شبکه قرار میگیره.
این آغاز نوع جدیدی از اداره شهرهاست. در این روش، دارندگان رمزارز هر شهر، در مالکیت اون شهر سهیم میشن. شما میتونی ساکن شهر آ باشی، اما کوین شهر ب رو بخری، و نگهش داری و یا همینطور بیشتر بخری، و وقتی مهاجرت کردی به شهر ب، به عنوان یک سهامدار وارد میشی، نه به عنوان مهاجر که تازه میخواد استارت بزنه. شهر، مخارجش رو با کوین خودش پرداخت میکنه، و وقتی ارزشش بالا رفت میتونه پروژههای عمرانی رو ساپورت کنه. و اینکه هر چیزی چقدر داره خرج میبره، به صورت کاملا شفاف روی شبکه قرار میگیره.
Anarchonomy
اولین رمزارز شهری برمبنای بیتکوین، از میامی فلوریدا متولد میشه. شهری که شهردار لاتینتبارش متعلق به دنیای جدیده. این آغاز نوع جدیدی از اداره شهرهاست. در این روش، دارندگان رمزارز هر شهر، در مالکیت اون شهر سهیم میشن. شما میتونی ساکن شهر آ باشی، اما کوین شهر…
بنیانگذاران آمریکا که ضد سلطنت بودند از دل امپراتوری بریتانیا بیرون اومده بودند. بنیانگذاران عصر جدید هم دارن از دل امپراتوری آمریکا بیرون میان. اون موقع دنیای کهنه، اروپا بود، و دنیای جدید، آمریکا. الان دعوا بین آمریکای کهنهست، و آمریکای جدید.
وقتی از چند روز قبل از تعطیلات اعلام میکنی که تردد بین شهری ممنوع خواهد شد، اون افرادی که شغلشون اجازه میده به جای سه روز تعطیلات، از سه روز قبلتر برن و سه روز بعدش برگردند، که ممنوعیت رو پوشش بدن، و یعنی نزدیک ده روز کار نکنند، از فرصت سفر بهرهمند میشن؛ و چه کسانی چنین مشاغلی دارند؟ اونهایی که در دهکهای بالای درآمدی هستند. چه کسانی تا آخرین روز قبل از تعطیلی باید سر کار باشند؟ طبقه متوسط، کارگر، کارمند.
چرا #گله_گاو به تبعات قانون خلقالساعهای که وضع میکنه اهمیت نمیده؟ چون براش مهم نیست چی به نفع کی دربیاد، و چی به ضرر کی.
چرا #گله_گاو به تبعات قانون خلقالساعهای که وضع میکنه اهمیت نمیده؟ چون براش مهم نیست چی به نفع کی دربیاد، و چی به ضرر کی.
در هنگام عصبانیت یه دو جین اسم از جلادها و آدمکشها میتونست مثال بزنه.. اما چی شد اللهکرم یادش افتاد؟ چون تو حباب اصلاحطلبها که تنها مشکل جمهوری اسلامی رو «گروههای فشار» میدونستند، الله کرم هسته شرارت بود. اصلا حس نمیکنه که این اسم دیگه تو ایران مطرح نیست، چون کشتار چندهزارنفری آبان اسامی حیوانات دیگهای رو مطرح کرده. نه تنها از دردهای تازه مردم پرته، بلکه اهمیتی براش نداره. عربدهکشیهای حزبالله جلوی انتشاراتیها در دهه هشتاد که ممکن بود دوستجونهای اصلاحطلبش رو روانه زندان کنه رو روزهای سیاه ایران میدونه، نه اون روزی که مردم فقیر رو توی نیزارها به تیربار بستن.