Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.4K subscribers
6.76K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
هر بچه برنامه‌نویسی که از جاش پا شده میخواد یه شبکه بلاکچین کارآمدتر از شبکه‌های قبلی بسازه که باش وال‌استریت رو زمین بزنه! و به نظرم این خیلی خوبه. این همه انگیزه که در این جوان‌ها بوجود اومده همه از یک نفرت عمومی از وال‌استریت سرچشمه می‌گیره.
اما موسس شرکت استارت‌آپ سولانا که یه بلاکچین لایه ۱ ساختن که میتونه سرعت تراکنش رو به خیلی بیشتر از سرعت تراکنش بیت‌کوین و اتریوم برسونه، کامنت جالبی درباره اوضاع فعلی داره. میگه وقتی تو شرکت‌های بزرگ مثل ویزا کار می‌کنی فکر می‌کنی این‌ها رو کوه پول نشستن هر پروژه‌ای بخوان میتونند انجام بدن و خودشون رو با زمانه وفق بدن. اما اینجوری نیست ‌و تو جامعه‌ای که روی بلاکچین کار می‌کنند، سرعت پیشروی خیلی بیشتره، چون اولا محدودیت نیروی انسانی وجود نداره و از همه‌جای دنیا میان وسط و کمک میدن، و دوما نیاز نیست این آدم‌ها رو مدیریت کنی و دفتر دستک داشته باشی، و چون مدیر ندارند همیشه چند قدم جلوترند، و سوما چون این مشارکت بخشی از زندگی‌شونه و حتی گاهی جنبه فان داره، هر لحظه از اوقات زندگی‌شون ممکنه کار کنند.
فارسی ساده‌ش اینه: اگه زور دولت نباشه، شرکت‌های سنتی هیچ شانسی ندارند.
2
چنین چیزی در هیچ جای دین اسلام نداریم. مثلا پول ربا حرامه، نه هر پولی که رباخوار تو گاو صندوقش گذاشته. نمیگن هر پولی که از آقای ایکس گرفته بشه حرامه. میگن اگه آقای ایکس بابت پولش بهره می‌خواست، حرامه. شما ازون شرایط منع میشی، نه از خود فرد ایکس و ایگرگ. حکومت اسلامی هم یک شرایطه. اگه حکومت داشت دقیقا همون کاری رو می‌کرد که پیامبر انجام می‌داد، اگه تضعیفش کنی حرامه. این باید اثبات بشه بعد تضعیف شدنش حرام بشه. معنی نداره که نظام رو به عنوان یک ثابت بگیریم و بعد بگیم هر تحرکی علیه این ثابت حرامه. این بازی کردن با شرع خداست، کاری که اتفاقا در تاریخ جوامع اسلامی زیاد رخ داده.

البته آقای جوادی پا رو فراتر گذاشته و یک مفهوم بی‌معنی دیگه ابداع کرده: تضعیف آرمان!
ضعف و قوت آرمان، به منطق پشت‌سرشه، نه به جمعیت رجوع‌کننده بش. آرمان ترکیب پارادوکسیکال جمهوریت و خلافت اسلامی، از بدو تولد ضعیف و فلج بود. هجوم مردم به سمتش یا عدم استقبال مردم ازش، تغییری در این واقعیت ایجاد نمی‌کنه.
5
آقا...
این فیک بوده! یکی به سبک اقوال‌الانعام داره توعیت فیک میسازه برای مجمع جهانی اقتصاد و همه دارن باور می‌کنند و منم باور کردم 😄
پست قبلی رو پاک کردم. ولی دم طرف گرم.. خوشم اومد.
تاکر تو برنامه‌ش میگه تو جریان حمله طرفداران ترامپ به ساختمان کنگره چندتا از خبرچین‌های اف‌بی‌آی بین جمعیت بودن و اصلا خودشون قاطی بازی بودن، و برای همین محاکمه نشدن. بعد توعیتر اومده مثلا اینو رد کنه نوشته «علیرغم ادعای تاکر قانون فدرال اجازه نمیده خبرچین‌ها و شاهدهایی که در توطئه حضور دارند به جرم توطئه متهم بشن».. یعنی به جای اینکه ادعا رو رد کنه، داره تأییدش می‌کنه! یعنی یا یک ربات اینو نوشته، یا آدمی که هشیاری کامل نداره‌. یا شایدم داره، و عمدیه، چون میدونه دموکرات‌ها کل پاراگراف رو نمیخونند، همینکه عبارت «علیرغم ادعای تاکر..» رو ببینند، آروم‌شون می‌کنه.

قضیه ۶ ژانویه برنامه امنیتی‌ها بود بهرحال، و رسانه‌ها و شرکت‌های اینترنتی براشون ماله می‌کشند. خیلی ریلکس.
به امثال پدرم و هم‌نسلانش که کمی تردید دارند برای شرکت در انتخابات، میگم اتفاقا شما برید و رأی بدید. شما باید رأی بدید. این نظام، مال شما و میوه مذهب شماست. شما فقط وقتی در ژاندارمری به شکایت‌تون از آزار شبانه ولگردهای مست جواب سر بالا می‌دادند ممکن بود به حکومت و اینکه به درد ما نمیرسه فکر کنید، و گرنه سیاست هیچ جایی تو زندگی‌تون نداشت. فقط مذهب بود که همه‌جای زندگی‌تون بود. شما می‌خواستید دخترها با دامن کوتاه به خیابون نیان. خب دیگه نمیان. میخواستید مشروب‌فروشی وجود نداشته باشه. خب دیگه وجود نداره. میخواستید همه به زور روزه بگیرند. خب الان حداقل در اماکن عمومی، زوریه. میخواستید سینما فیلم آمریکایی پخش نکنه. خب الان فیلم خارجی پخش نمی‌کنه. و اصلا چیزی پخش نمی‌کنه. میخواستید همه مسلمان شیعه به نظر برسند. خب الان به نظر میرسند. میخواستید پول مملکت توزیع بشه بین شیعیان جهان. خب الان داره در قالب چمدان دلار یا سلاح، بین‌شون توزیع میشه. میخواستید بچه‌ها درس آخوندی بخونند. خب الان چند میلیون آخوند داریم. میخواستید قوانین مملکت بر اساس قوانین شرع باشه. خب الان بر اساس شرعه. میخواستید برگردید به دوره قبل از رضاخان. خب برگشت داده شدیم. میخواستید هرکس شیعه نیست انقدر اذیت بشه که یا بذاره بره یا شیعه بشه. خب یا گذاشتن رفتن یا دارن اذیت میشن. سایز و جنس مذهب‌تون همین بود. شما نه برای آزادی شأنی قائل بودید ‌و نه برای استقلال فکری و نه دموکراسی. فهم‌تون هم نمی‌رسید که اهمیتشون رو درک کنید. هر کدوم شما در خونه‌تون و محله‌تون یه فاشیست مذهبی بودید. صدسال پیش دختر و پسرهای عاشق از شر شما خودشون رو توی رودخونه مینداختند، و الان هم دارند میندازن. یک قرنه که موضوعی به این سادگی به خاطر شما حل نمیشه. شما میخواستید مذهب‌تون و سنت‌تون آزاررسان باشه. حکومتی که میخواستید هم فاشیسم مذهبی رو اجرا کرد، و مذهب و سنتش آزاررسان شد. جمهوری‌اسلامی محصول همین مذهب با همین سایز و همین جنس بود، و تا الان هر کاری که میخواستید انجام داده‌. این نظام بچه شماست. ۲۸ خرداد بچه‌تون رو تنها نذارید.
12
Anarchonomy pinned «به امثال پدرم و هم‌نسلانش که کمی تردید دارند برای شرکت در انتخابات، میگم اتفاقا شما برید و رأی بدید. شما باید رأی بدید. این نظام، مال شما و میوه مذهب شماست. شما فقط وقتی در ژاندارمری به شکایت‌تون از آزار شبانه ولگردهای مست جواب سر بالا می‌دادند ممکن بود به…»
آیت‌الله سبحانی هنوز برای لامپ از واحد شعله استفاده می‌کنه. و یه چیزایی از زمان تبلیغات بابابرقی که میگفت لامپ اضافی خاموش تو ذهنشه و فکر می‌کنه چون لامپ‌های روشن زیادن داره برق کم میاد.
حتی رییس یک موسسه معمولی که خودش دکترا داره نمیاد بیانیه‌هاش رو خودش بنویسه، میده کسانی که از موضوع سر درمیارن براش می‌نویسند. معلوم نیست مراجع شیعه با اینهمه دفتر و دستک، چرا این کار رو نمی‌کنند.
بنی‌امیه و مروانیان فقط مخالف سیاسی ائمه نبودند، فامیل‌شون بودند. مثل الان هم نبود که به داماد پسرعموی پدر بگن فامیل دور. نسبت‌هایی که برای ما دور حساب میشه برای اون‌ها خیلی نزدیک بود. ازدواج‌های بین قبیله‌ای زیادی هم اتفاق افتاده بود. و برای عرب جماعت هیچ‌چیز مهم‌تر از این نسبت‌ها و روابط نبود.
البته در مستندات تاریخی درباره این رودررویی سیاسی خلاء زیادی وجود داره و قسمت‌های زیادیش با عقل جور درنمیاد یا طبیعی نیست. بهتره ازش سیره سیاسی و مبارزاتی استخراج نشه.
سیاست در دوران ما مهم‌تر شده چون دولت مهم‌تر شده. چهارده قرن پیش خیلی‌ها به دنیا می‌اومدند، هفتاد سال زندگی می‌کردند، و میمردند بدون اینکه بفهمند کی رئیس بود، کی کی رو کشت، کی جای کی نشست. اما الان دولت درباره میزان شکر چای‌شیرینت هم نظر میده. امام باقر هم اگه وارد زمان ما و شرایط ما می‌شد الان، دیگه امام باقر سابق نمی‌شد. ما مجبوریم به شدت درگیر سیاست باشیم، چون حتی چای شیرین‌مون هم تحت تأثیر سیاست‌مدارهاست. امنیت و اقتصاد و روابط اجتماعی و فرهنگ و این‌ها که بماند.
3
Anarchonomy
بنی‌امیه و مروانیان فقط مخالف سیاسی ائمه نبودند، فامیل‌شون بودند. مثل الان هم نبود که به داماد پسرعموی پدر بگن فامیل دور. نسبت‌هایی که برای ما دور حساب میشه برای اون‌ها خیلی نزدیک بود. ازدواج‌های بین قبیله‌ای زیادی هم اتفاق افتاده بود. و برای عرب جماعت هیچ‌چیز…
نه، صحبت ایشون اینه که میشه دشمن بود و میشه تکفیر هم کرد، و میشه مراوده هم داشت، چون اعصابت مهم‌تر از سیاسته!
ولی اون‌ها در وضعیت ما نبودند. دشمن ما، یا مخالف سیاسی ما، روی زندگی‌مون خیلی خیلی بیشتر تأثیر داره تا تأثیری که مخالفان سیاسی عقیدتی شیعیان امام صادق، روی زندگی شیعیان امام صادق داشتند. همسایه دیوار به دیوار ما میتونه بره به کسی رأی بده که قانونا از ما جاسوسی کنه! و این تازه درباره اروپاست. در ایران فعلی که یک اقلیت میتونند تعیین کنند که جواب اعتراض به تورم، گلوله جنگی باشه. امام صادق گروگان کسی نبود، و گرنه نمی‌تونست اون همه شاگرد داشته باشه. شما الان یک مدرسه خصوصی برای بچه‌های افغان که مدارک هویتی ندارند تأسیس کن و هر محتوایی که دلت میخواد درس بده ببین چه بلایی سرت میارن.
3
موکول کردن تحلیل وضعیت به بعد از انتخابات، روش اونهاییه که از آمیختن سانتی‌مانتالیسم به نوشته‌هاشون ابایی ندارند و فضای هیجانی بعد از اتمام سیرک، بستر موجهی برای این کار میسازه. من نیازی به این سبک ندارم و به نظرم همین الان میشه تابلوی امتیازات رو آپدیت کرد. و ما به این جور تابلوها نیاز داریم تا بدونیم کجای کاریم.
فکر می‌کنم باخت ۵-۲ به حاکمیت، برآورد خوبی باشه. ابتدا گل‌های خورده رو لیست می‌کنم:

۱- از سال ۷۸ یا به مدت حدودا دو و نیم دهه، زمان رو با فریب اصلاحات هدر دادیم. اگه این راه بیراهه طی نمی‌شد، بعد از کوی دانشگاه باید در همین نقطه‌ای قرار می‌گرفتیم که الان هستیم. و فقط شانس آوردیم که اینترنت در این دوره پدیدار شد، و گرنه معلوم نبود این بیراهه چند دهه دیگه وقت‌مون رو می‌گرفت.

۲- دوران مناقشه پرونده هسته‌ای که همزمان بود با بیراهه مورد یک، بهترین فرصت بود که موجودیت خودمون رو به عنوان یک اپوزیسیون پرجمعیت و مستعد، به ابرقدرت‌های جهانی و همسایه‌ها ثابت کنیم. اما رسوبات ناسیونالیستی از دوره پهلوی، و عدم درک مناسبات قدرت، و ترس بیش از حد از حساسیت‌های حکومت به رابطه با بیگانگان، این فرصت رو ازمون گرفت.

۳- ما پولدارها رو از دست دادیم. تمرکز بیش از حد به مباحث نظری اهمیت پول در آرمان سیاسی رو در برابر نگاه‌مون کوچک کرد. اینکه چطور می‌شد مانع این اتفاق شد نیاز به بررسی‌های مفصلی داره، ولی واقعیت اینه که قشر ثروتمند روی حکومت شرط بست و جایزه‌ش رو دریافت کرد و بعیده ازش جدا بشه.

۴- اندک نهادسازی‌های ما هم ساده‌لوحانه بود و به شکست رسید، و سرنوشت جمعیت امام علی نمونه واضحی بود. قشر مذهبی گول ظواهر مذهبی نهادهای مدرن رو نمیخوره و اگه سه لایه لباس بره هم بپوشیم، ما رو گرگ خواهند دید. البته جمعیت امام علی نهاد «ما» نبود، متعلق به متصلان به شبکه الیگارشی بود، اما بخشی از «ما» به اشتباه به عنوان «آلترناتیو پراگماتیک» تصورش کردند و به دنبال الگوبرداری بودند.

۵- بچه مذهبی‌های ما با اینکه پلتفرمش رو داشتند از پس جریان‌سازی برنیامدند. حتی در حوزه علمیه مخالف استمرار نظم موجود زیاد بود، اما به عزلت «صبر و تماشا» خزید، و حوزه‌شناسی! نوشت (که حاصل یک نوستالژی ساختگی از گذشته‌ای بود که دین از سیاست جدا بوده). همین حوزه اگر در کشور دیگه‌ای وجود داشت شاید حداقل سه جریان نو از دلش بیرون می‌اومد.

و اما دو گلی که ما زدیم:

۱- جبران گل اول، هرچند دیر، بزرگترین امتیاز ما تا الان بوده. خلع سلاح حکومت از ابزار «اصلاحات» به عنوان یک شتاب‌دهنده عمل کرد و هنوز در ابتدای تخلیه منافعش هستیم. اینکه دیگه در دل نظام، نماینده نداریم، یک جداسازی استراتژیک بود، تا جایی که جداسازی‌های دومینویی ایجاد کرد، و بدون اینکه خودمون دعوت‌کننده باشیم، توده احمدی‌نژادی رو هم به سمت ما فرستادند!

۲- ابتکار روایت‌سازی در دستان ماست. حتی حزب‌الله چشم و گوشش خیره به ماست که در جریان واژه‌های جدید، روایات جدید، تفاسیر جدید، و برخورد جدید ما نسبت به هر اتفاق روزانه یا تحول کلان، قرار بگیره. و این حکومت رو در تله «واکنش دائمی» انداخته. و این جریان محتوایی رو کاملا یک‌طرفه کرده‌. غیر از خشونت، تقریبا تمامی کلیدواژه‌ها و روایت‌هایی که قبلا بومی جزیره براندازان و رادیکال‌ها بود، به متن عمومی وارد شده.

باخت ۵-۲ بهرحال یک باخته، و برنده میره به مرحله بعد که همون خلافت رسمی باشه. اینکه در این مسیر سرش به سنگ خواهد خورد یا نه، بستگی به متغیرهای زیادی در شرایط ناگزیر زمانه داره که میتونه ربط چندانی به گل‌های خورده و زده ما نداشته باشه. هنوز سرنوشت ایران زمین گره خورده به اتفاقات رندوم یا غیرقابل پیش‌بینی.. مثل همه اون بیمارشدن‌های سلاطین در بین راه و جان دادن‌های زیر خیمه. مثل همه اون وزیرکشی‌هایی که تف سربالا بودند. مثل همه اون قیام‌های یاغیان مرزی که دست کم‌گرفته می‌شدند. مثل همه اون خشکسالی‌ها که شهرها رو خالی از سکنه می‌کرد.
58
نامزدهای شوراهای شهر تازه در دور ششم این مجلس به این نتیجه رسیدن که در صورت مستقل وارد شدن و جزیی از یک لیست نبودن، شانس برد به سمت صفر میل می‌کنه، و حالا که اینو تقریبا فهمیدن شهر پر شده از کلکسیونی از لیست‌ها و جبهه‌ها! احتمالا شش دوره دیگه طول می‌کشه تا ببینند اینجوری هم نمیشه، اما به تدریج متوجه میشن که چرا در کشورهای دموکراتیک بیشتر از دو سه حزب مطرح وجود نداره. چون حزب برای محدود کردن انتخاب نیست، برای جمع‌آوری نیروهاست.
همونطور که میگن تا در بازار زیان ندی تاجر نمیشی، تا رأی نیاری هم نمیفهمی بازی انتخابات چطور کار می‌کنه.
7
در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا ترامپ گفت من می‌تونم سر خیابون پنجم نیویورک یکی رو بکشم و یه دونه رأی هم از دست ندم!.. (خیابان پنجم به شلوغی معروفه، یعنی جلوی انظار عموم). یعنی اگه تو روز روشن هم آدم بکشم اونایی که قراره بم رأی بدن، بازم بم رأی خواهند داد. دموکرات‌ها این رو بل گرفتند و خطاب به مسیحی‌ها گفتند «راست میگه؟». و خیلی از مذهبی‌ها گفتند آره! چهار سال بعد، همین رو مذهبی‌ها به دموکرات‌ها گفتند، که قرار بود به پیرمردی رأی بدن که پسرش فاسده و خودش زوال عقل داره. دموکرات‌ها هم گفتند آره، اگه جو بایدن تو روز روشن یکی رو بکشه، بازم بش رأی میدیم!
البته این اغراق یک کری‌خونی سیاسیه و هر دو طرف منظورشون این نبود که واقعا اگه نامزدشون آدم بکشه بازم بش رأی میدن. اما یک شوک شناختی به طرفین وارد کرد: اگه این در حد کری‌خونی نباشه چی؟ اگه جواب‌شون صادقانه باشه چی؟ یعنی میلیون‌ها نفر از هموطنان من، براشون هیچ اهمیتی نداره که به یک آدمکش رأی بدن؟ چون روایت غالب این بوده همیشه: ما مردم خوبیم، یا به قول اون آقای مجری «چقدر خوبیم ما»، و این سیاست‌مدارها هستند که بدند‌ و دعوا میندازن بین ما. این شوک‌ها، خلاف این روایت بود. چون داشت می‌گفت همه‌مون خوب نیستیم. حداقل نصف‌مون، خوب نیست!


در ایران از کنایه و اغراق خبری نیست، آدمکش بودن نامزد مطرح، کاملا علنی و اثبات‌شده‌ست و با علم به این موضوع میخوان بش رأی بدن! بچه‌هایی مثل مجید توکلی، انقدر نجیبند که هیچوقت حاضر نمیشن روایت «ما ایرانی‌ها خوبیم» رو خراب کنند، و برای همین تمام تأکیدشون بر ستیز با نادرستی‌هاست، نه با افراد. چون معتقدند دنبال آدم بدها افتادن، در بدترین حالت جنگ داخلی، و در بهترین حالت خوردگی جامعه از درون رو نتیجه میده. ولی فارغ ازینکه مجیدها پیام‌شون رو در خفقانی‌ترین شرایط چطور به مردم منتقل کنند، این واقعیت وجود داره که ستیز با بدی، بدون ستیز با کسانی که مرتکبش میشوند، معنا پیدا نمی‌کنه.

اینکه مردم در برابر مردم قرار بگیرند، شاید به زعم راننده تاکسی‌ها به نفع انگلستان تموم بشه، اما خیلی هم بد و ناگوار نیست. البته نباید نگاه فله‌ای داشت. بعضی‌ها ضعف ذهنی دارند. بعضی‌ها کند به قافله می‌رسند و باید منتظرشون موند. بعضی‌ها غیرقابل تعمیرند، و باید نادیده گرفت‌شون. اما کلیت جبهه داشتن، اتفاق بدی نیست. گناه کبیره بودن انشقاق بین ملت، میراث دوران پادشاهیه. زمانی که مردم، دارایی شاه بودند. و دو نیم شدنش، مثل این بود که کسی یکی از النگوهای طلای شاه که در یکی از جنگ‌ها به غنیمت گرفته رو با شمشیر از وسط نصف کنه. ارزش فلزیش باقی میموند، اما دیگه النگوی سابق نبود. ما دیگه در اون دوران نیستیم. کسی نمیتونه ما رو به زور یک تکه و واحد نگه داره. ما النگوی کسی نیستیم.
8
Anarchonomy
به امثال پدرم و هم‌نسلانش که کمی تردید دارند برای شرکت در انتخابات، میگم اتفاقا شما برید و رأی بدید. شما باید رأی بدید. این نظام، مال شما و میوه مذهب شماست. شما فقط وقتی در ژاندارمری به شکایت‌تون از آزار شبانه ولگردهای مست جواب سر بالا می‌دادند ممکن بود به…
عزیزم، فکر کن فردا رأی نمیداد، و آمار اونجوری می‌شد که ما می‌خواستیم.. آیا کافیه؟ مادرت فردا آدم دیگه‌ای میشه؟ نه. بذار فقط اون‌هایی رأی ندن که می‌دونند دارند چه کار می‌کنند، و دارند چه کار نمی‌کنند. دیدی پزشک‌ها بعضی وقت‌ها میگن مسکن نخور چون ممکنه علائم بیماریت رو بپوشونه و دیر بیای بیمارستان؟ یه آمار خوب که از آدم‌های تغییرنکرده بدست اومده، فقط یه مسکنه که علائم رو می‌پوشونه. بذار فردا روز شفافیت محض باشه.
غصه اینکه عزیزترین آدمت حاضر نیست سوار کشتی بشه، نخور. وقتی خدا به نوح گفت اون پسر، اهل تو نیست غصه‌ش رو نخور؛ نمی‌خواست بگه پسرت مهم نیست. میخواست بگه تو خیلی مهم‌تری.
اینکه حواست باشه خودت کجا ایستادی، انقدر مهمه که باید حواست رو از هر افسوس دیگه‌ای پرت کنه.
هجوم جویندگان طلا به سمت کلوندایک
سپتامبر ۱۸۹۸
اگه پای طرف سر میخورد و از صف جدا میشد، کسی دستش رو نمی‌گرفت. باید می‌رفت به انتهای صف و کل مسیر رو دوباره می‌اومد بالا. در واقع بدن این مردهای جان‌سخت، دستگاه «ماینر»شون بود.
به مخیله این‌ها هم نمی‌رسید که ۱۳۰ سال بعد مردم بشینن تو خونه‌شون و یک پول مجازی رو «ماین» کنند.
۱۳۰ سال بعد از امروز، چه شکلیه؟
Anarchonomy
هجوم جویندگان طلا به سمت کلوندایک سپتامبر ۱۸۹۸ اگه پای طرف سر میخورد و از صف جدا میشد، کسی دستش رو نمی‌گرفت. باید می‌رفت به انتهای صف و کل مسیر رو دوباره می‌اومد بالا. در واقع بدن این مردهای جان‌سخت، دستگاه «ماینر»شون بود. به مخیله این‌ها هم نمی‌رسید که ۱۳۰…
پدرم می‌گفت وقتی گندم‌مون رو می‌بردیم آسیاب کنیم، باید یکی دو شب اونجا می‌خوابیدیم تا نوبت‌مون بشه، چون از همه دهات اطراف می‌اومدن و تو نوبت بودند و انقدر کند بود که در طول یک روز، نوبت به ما نمی‌رسید.
من که درکی ازین مشقت و دردسر برای فقط بدست آوردن آرد ندارم. اما به نظر میاد حتی خودش هم دیگه درکی ازش نداره. خاطره‌ش رو در ذهن داره، اما خیلی ازون فلاکت دوران بچگیش فاصله گرفته. تا جایی که الان حتی با پیاده جایی رفتن هم مخالفه، و اگه بشه ماشین گرفت، و نگیرم، یک‌جور حماقت حسابش می‌کنه.
اما یک خصلت مرداب‌گونه در جامعه باعث شده، تجربه شخصی پدرم به صورت یک معضل جمعی دربیاد، و در قالب اون معضل جاودانه بشه! چون هنوز که هنوزه، تهیه نان مرغوب، از دسترس بیشتر مردم خارجه‌. لازم نیست جایی بخوابند تا آرد تهیه کنند. اما هزینه نان حجیم با کیفیت که دستگاه گوارش‌شون رو نابود نکنه چنان فراتر از بودجه‌شونه که دارم به سختی در فروشگاه‌ها پیداش می‌کنم. چون مغازه‌‌دار رغبتی نداره جنسی رو بیاره که زیاد روی شلف بمونه.

ما نزدیک یک قرنه که فلاکت نان رو نتونستیم به تاریخ بفرستیم. و همین به تنهایی معرفی از یک جامعه ناکامه.
کل نیروهای پلیس ضدشورش شهر پرتلند استعفا دادند. چون دادگاه یکی از همکاران‌شون رو به جرم زدن یه عکاس با باتوم محکوم کرد.
من هم بودم همین کار رو می‌کردم. چون بروکرات‌ها و مردمی که بشون رأی میدن باید هزینه تصمیمات‌شون رو خودشون بدن. به طرف میگن برو شورشی‌ها رو بزن و ماهی انقدر پول بگیر. و وقتی دقیقا همین کارو انجام میده، مجازاتش می‌کنند!
حالا رأی‌دهندگان، که ۹۰ درصدشون دموکرات هستند، یه مدت شهرشون رو بدون پلیس ضدشورش تجربه کنند، شاید خوششون اومد.
هیچ‌وقت نباید داوطلبانه هزینه حماقت دیگران رو داد.
مثل اینکه برادران سپاه دارند از فیلترشکن سایفون استفاده می‌کنند برای جاسوسی. اینجا درباره یک راه نفوذ که مربوط به ویندوزه صحبت شده، اما اصلا بعید نیست نسخه‌های موبایلی رو هم شامل بشه.


https://thehackernews.com/2021/06/a-new-spyware-is-targeting-telegram-and.html?m=1
بین ۵۰ تا ۷۰ درصد اونایی که تست پی‌سی‌آر مثبت داشتند، مبتلا کرونا نبوده‌اند، یعنی یا اصلا ویروس رو دریافت نکردن، یا کردن و بدن‌شون سرکوبش کرده و تموم شده رفته! یعنی استفاده ازین نوع تست برای پیدا کردن مکان‌های شیوع، بیفایده‌ست.
شش ماه پیش اینو تو یوتیوب یا فیسبوک می‌گفتی، پستت رو به بهانه فیک‌نیوز یا میس‌اینفورمیشن حذف می‌کردند.