بسمهتعالی
منشور فعالیت آوین پرس (ئاوین پرێس):
▫️آوین (Avin) برگرفته از آب یا “ئاو ” در زبان کُردی است که به معنی زلال و شفاف بهسان آب است. پرس (Press) نیز در زبان انگلیسی در معنای خاص مطبوعات و به معنای عام به “رسانه ” اطلاق میشود. بهعبارتی رسانه “آوین پرس” تلاش میکند در کنار حفظ اصولی چون جامعیت و صداقت، با مخاطبان و مردم خویش شفاف و شیشهای بماند و در تولید و بازنشر محتوا، آنان را فدای هیچگونه مصلحت پشت پرده گروهی و جناحی و شخصی نکند.
▫️پایگاه خبری-تحلیلی “آوین پرس ” از نیمسال دوم ۱۴۰۰ فعالیت خود را در حوزه اخبار حوزه فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و با بهره گرفتن از تحلیلگران برجسته با دو زبان فارسی و کُردی شروع کرد.
▫️“آوین پرس ” با تیمی حرفهای شامل سرویس اقتصادی، سیاسی، فرهنگ و جامعه و مدرسه ارتباطات و روزنامهنگاری در راستای موضوعات و بحثهایی که در جامعه مطرح است به تحلیل و بررسی و انتشار اخبار روز ایران و منطقه میپردازد.
▫️در این راستا و برای دسترسی به اهداف توسعهای جامعه در حوزههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، آوین پرس آماده است با تمامی سازمانها و نهادها و شرکتهای دولتی و خصوصی و بهوسیله تیم رسانهای حرفهای خود در جهت رسیدن به اهداف سازمانی همکاری نماید.
منشور اخلاقی
۱- “آوین پرس ” تنها راه توسعه و سعادت جامعه را در افزایش دانایی و آگاهی میداند.
۲- رعایت انصاف و قضاوت منصفانه در مورد عملکرد افراد، جریانها و مؤسسات در گزارشها، اخبار، نقدها، تحلیلها و … از پایههای اصلی اعتقادی گردانندگان این سایت است.
۳- ” آوین پرس ” هیچوقت به دنبال دستیابی به منافع خاص از طریق تحریف مطالب واقعیتهای جامعه نبوده و نخواهد بود.
۴- اگر هرگونه اشتباه و اعوجاج سهوی در باب افراد و مصاحبه و نقلقول افراد به وجود آید و مورد اعتراض قرار گیرد تحریریه سایت خود را موظف میداند در همان صفحه بلافاصله در اسرع وقت جبران و اصلاح نماید.
۵- احترام به حقوق همه انسانها با هرگونه گرایش و خطمشی سیاسی، اعتقادی و… از اصول اساسی و باورهای قلبی مدیران ” آوین پرس ” است و همه انسانها را دارای کرامت انسانی میداند.
۶- ” آوین پرس ” به دنبال رفع اشکالها و نواقص است و به هیچ نحو به دنبال مچگیری و بعضی شیوههای غیراخلاقی رایج در بعضی از مطبوعات نبوده و نخواهد بود.
۷- ” آوین پرس ” تلاش میکند و اعتقاد دارد که هیأت تحریریه و همکاران آن بهمثابه سرمایه انسانی هستند و کوشش میکند با راهنمایی و پذیرش انتقادات این ارزش و کرامت والا را برای همکاران خود قائل باشد.
۸- احترام به نظر مخاطب ازجمله ارزشهای اصلی ” آوین پرس ” قلمداد شده و تلاش میشود با پذیرش منطقی انتقادات، راه پیشرفت و تعالی بیشازپیش گشوده شود.
۹- اعتقاد و پایبندی به اصول اخلاق انسانی و ارزشهای موردقبول اجتماعی در رفتار و نوشتار گردانندگان سایت از دیگر موارد ارزشی ما محسوب میشود.
۱۰- نقدپذیری و تعامل همهجانبه با همکاران مطبوعاتی و رسانهای از اصول اساسی ماست.
۱۱- ” آوین پرس ” به لحاظ مأموریت خاصی که برای خودش ترسیم نموده تلاش میکند عمده کوشش آن در راستای بهبود دانش افکار عمومی و بالا بردن سطح آگاهی جامعه باشد.
۱۱- گردانندگان ” آوین پرس ” بهشدت تأکید میکنند که از رقابت بیزار هستند و تلاش میکنند دیگر همکاران “رسانهنگار ” را نیز به مسیر تعامل مثبت، همگرایی، همافزایی، دوستی و صمیمیت هدایت کنند.
۱۲. نداشتن گرایش خاص سیاسی – اجتماعی و فرهنگی مشی پایگاه خبری ” آوین پرس ” است.
۱۳. امروزه تأکید بر تحلیل و آسیبشناسی علمی مسائل مختلف جامعه، بیش از انتشار فوری اخبار، موردنیاز مردم است.
۱۴. نفی دستهبندیهایی که سبب ایجاد یا افزایش شکاف بین آحاد مختلف مردم میشود از باورهای بنیادین آوین پرس است.
۱۵. آموزش مهارتهای ارتباطی بالأخص در حوزه رسانه نگاری و سواد رسانه جزو ملزومات امروزین زندگی در هزاره سوم است. روزنامهنگاری شهروندی لازم است در یک چارچوب مشخص علمی و اخلاقی آموزش داده شود.
Avinpress.ir
@avinpress
منشور فعالیت آوین پرس (ئاوین پرێس):
▫️آوین (Avin) برگرفته از آب یا “ئاو ” در زبان کُردی است که به معنی زلال و شفاف بهسان آب است. پرس (Press) نیز در زبان انگلیسی در معنای خاص مطبوعات و به معنای عام به “رسانه ” اطلاق میشود. بهعبارتی رسانه “آوین پرس” تلاش میکند در کنار حفظ اصولی چون جامعیت و صداقت، با مخاطبان و مردم خویش شفاف و شیشهای بماند و در تولید و بازنشر محتوا، آنان را فدای هیچگونه مصلحت پشت پرده گروهی و جناحی و شخصی نکند.
▫️پایگاه خبری-تحلیلی “آوین پرس ” از نیمسال دوم ۱۴۰۰ فعالیت خود را در حوزه اخبار حوزه فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و با بهره گرفتن از تحلیلگران برجسته با دو زبان فارسی و کُردی شروع کرد.
▫️“آوین پرس ” با تیمی حرفهای شامل سرویس اقتصادی، سیاسی، فرهنگ و جامعه و مدرسه ارتباطات و روزنامهنگاری در راستای موضوعات و بحثهایی که در جامعه مطرح است به تحلیل و بررسی و انتشار اخبار روز ایران و منطقه میپردازد.
▫️در این راستا و برای دسترسی به اهداف توسعهای جامعه در حوزههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، آوین پرس آماده است با تمامی سازمانها و نهادها و شرکتهای دولتی و خصوصی و بهوسیله تیم رسانهای حرفهای خود در جهت رسیدن به اهداف سازمانی همکاری نماید.
منشور اخلاقی
۱- “آوین پرس ” تنها راه توسعه و سعادت جامعه را در افزایش دانایی و آگاهی میداند.
۲- رعایت انصاف و قضاوت منصفانه در مورد عملکرد افراد، جریانها و مؤسسات در گزارشها، اخبار، نقدها، تحلیلها و … از پایههای اصلی اعتقادی گردانندگان این سایت است.
۳- ” آوین پرس ” هیچوقت به دنبال دستیابی به منافع خاص از طریق تحریف مطالب واقعیتهای جامعه نبوده و نخواهد بود.
۴- اگر هرگونه اشتباه و اعوجاج سهوی در باب افراد و مصاحبه و نقلقول افراد به وجود آید و مورد اعتراض قرار گیرد تحریریه سایت خود را موظف میداند در همان صفحه بلافاصله در اسرع وقت جبران و اصلاح نماید.
۵- احترام به حقوق همه انسانها با هرگونه گرایش و خطمشی سیاسی، اعتقادی و… از اصول اساسی و باورهای قلبی مدیران ” آوین پرس ” است و همه انسانها را دارای کرامت انسانی میداند.
۶- ” آوین پرس ” به دنبال رفع اشکالها و نواقص است و به هیچ نحو به دنبال مچگیری و بعضی شیوههای غیراخلاقی رایج در بعضی از مطبوعات نبوده و نخواهد بود.
۷- ” آوین پرس ” تلاش میکند و اعتقاد دارد که هیأت تحریریه و همکاران آن بهمثابه سرمایه انسانی هستند و کوشش میکند با راهنمایی و پذیرش انتقادات این ارزش و کرامت والا را برای همکاران خود قائل باشد.
۸- احترام به نظر مخاطب ازجمله ارزشهای اصلی ” آوین پرس ” قلمداد شده و تلاش میشود با پذیرش منطقی انتقادات، راه پیشرفت و تعالی بیشازپیش گشوده شود.
۹- اعتقاد و پایبندی به اصول اخلاق انسانی و ارزشهای موردقبول اجتماعی در رفتار و نوشتار گردانندگان سایت از دیگر موارد ارزشی ما محسوب میشود.
۱۰- نقدپذیری و تعامل همهجانبه با همکاران مطبوعاتی و رسانهای از اصول اساسی ماست.
۱۱- ” آوین پرس ” به لحاظ مأموریت خاصی که برای خودش ترسیم نموده تلاش میکند عمده کوشش آن در راستای بهبود دانش افکار عمومی و بالا بردن سطح آگاهی جامعه باشد.
۱۱- گردانندگان ” آوین پرس ” بهشدت تأکید میکنند که از رقابت بیزار هستند و تلاش میکنند دیگر همکاران “رسانهنگار ” را نیز به مسیر تعامل مثبت، همگرایی، همافزایی، دوستی و صمیمیت هدایت کنند.
۱۲. نداشتن گرایش خاص سیاسی – اجتماعی و فرهنگی مشی پایگاه خبری ” آوین پرس ” است.
۱۳. امروزه تأکید بر تحلیل و آسیبشناسی علمی مسائل مختلف جامعه، بیش از انتشار فوری اخبار، موردنیاز مردم است.
۱۴. نفی دستهبندیهایی که سبب ایجاد یا افزایش شکاف بین آحاد مختلف مردم میشود از باورهای بنیادین آوین پرس است.
۱۵. آموزش مهارتهای ارتباطی بالأخص در حوزه رسانه نگاری و سواد رسانه جزو ملزومات امروزین زندگی در هزاره سوم است. روزنامهنگاری شهروندی لازم است در یک چارچوب مشخص علمی و اخلاقی آموزش داده شود.
Avinpress.ir
@avinpress
♦️خبر خودکشی و مسئولیت اجتماعی و اخلاقی ما
✍شفیع بهرامیان – دکترای علوم ارتباطات
▫️اکنون و به مدد استفاده عموم مردم از تلفنهای هوشمند، شاهد اطلاعرسانی عمومی یا به قولی شهروند روزنامهنگارانی هستیم که همواره و همهجا آماده، در حال خبرگیری، تصویربرداری و بازنشر حوادث و اتفاقات ریزودرشت محیط زندگی خویشاند.
روی سخن با کسانی است که خبر خودکشی افراد را نوشته و یا برای دیگران بازنشر میکنند؛ وقتی خبر خودکشی یک فرد را منتشر میکنید، آیا میدانید شما میتوانید باعثوبانی مرگ یک شخص دیگری باشید که در معرض خودکشی است؟
▫️خودکشی پدیدهای جهانی و جزو ۱۰ عامل اصلی مرگومیر افراد است در این میان اما پژوهشهای معتبر ثابت کرده است که چگونگی گزارش موارد خودکشی در رسانههای یک جامعه میتواند تأثیر زیادی در اقدام به خودکشیهای تقلیدی بعدی افرادی بگذارد که به فکر خودکشی هستند.
▫️برای کارشناسان بهداشت روان پوشیده نیست که قرار گرفتن در معرض خودکشی، چه بهطور مستقیم یا از طریق رسانه و سرگرمی، ممکن است افراد را بیشتر به سمت خودکشی متوسل کند. این پدیده «سرایت خودکشی» نام دارد. این یک حالت ثابتشده علمی است.
▫️برخی از شیوههای خاص روزنامهنگاری - مانند گنجاندن جزئیات زیادی درباره مرگ ناشی از خودکشی، یا زرق و برقآمیز کردن این حوادث - ممکن است سرایت خودکشی را بدتر کند.
▫️نامناسب بودن گزارشهای خبری یکی از عواملی است که میتواند مشوقی برای خودکشی شود، مسئولانه نوشتن گزارشهای خبری در مورد آسیبهای اجتماعی و خودکشی یک ضرورت است که صدها مقاله و مطالعه، تأثیر این گزارشهای رسانهای را در ازدیاد یا کاهش خودکشی ثابت کرده است.
▫️این دلیل است که کارشناسان برجسته در پیشگیری از خودکشی، سازمانهای بینالمللی پیشگیری از خودکشی و بهداشت عمومی، مدارس روزنامهنگاری، سازمانهای رسانهای، روزنامهنگاران کلیدی و کارشناسان ایمنی اینترنت همگی گرد هم آمدهاند تا توصیههایی مبتنی بر تحقیق در مورد نحوه گزارش ایمن خودکشی ارائه دهند. دستورالعملهای پیشگیری از خودکشی به یک دلیل مهم ایجادشده است: «برای نجات جان انسان.»
▫️در نوشتن خبر خودکشی سه گروه مهم باید لحاظ شوند که شامل افراد در معرض، افراد دارای سابقه و افرادی که در خانواده و اطرافیان یا گروه همسالانشان کسی خودکشی کرده، هستند. مخاطب رسانهها در امر خودکشی فقط سیاستگذاران نیستند بلکه افرادی که در معرض خودکشی هستند یا خودکشی ناموفق داشتهاند نیز باید در نگارش و تنظیم خبر و گزارش موردنظر دیده شوند.
▫️در تنظیم خبرهای مربوط به خودکشی رعایت موارد زیر توسط رسانهها و شهروندانی که آن خبر را در شبکههای اجتماعی بازنشر میکنند الزامی است:
۱- فقدان قهرمانسازی و یا توجیه خودکشی با ذکر دلایل و علتهای آن
۲- اجتناب از انتشار جزئیات و روش خودکشی؛
۳- خودداری از انتشار عکس قربانی و یا محل و وسایل خودکشی؛
۴- اجتناب از آوردن دلایل ساده برای خودکشی (سادهسازی و تقلیل)؛
۵- عدم استفاده از کلیشههای مذهبی و فرهنگی؛
۶- اجتناب از تحسین فرد خودکشی کرده؛
۷- عدم سرزنش فرد خودکشی کرده؛
۸- ارتباط با کارشناسان بهداشتی برای تنظیم خبر خودکشی؛
۹- معرفی خدمات حمایتی و اضافه کردن لینک منابع حمایتگر از افراد آسیبدیده و توضیح راه دسترسی به آنها؛
۱۰- انتشار عوامل خطر و علائم هشداردهنده؛
۱۱- عدم انتشار یادداشتهای بهجامانده از فرد خودکشی کننده؛
۱۲- توجه به انگ و رنجی که خانواده فرد خودکشی کننده با انتشار خبر متحمل میشود؛
۱۳- آموزش اقداماتی که مردم میتوانند برای جلوگیری از خودکشی دیگران انجام دهند؛
۱۴- برجسته کردن دادههای مربوط به موارد پیشگیری از خودکشی و شاخصهایی مانند کمک، امید، بهبودی و نجات؛
۱۵- معرفی و پیشنهاد درمانهای مؤثر برای مخاطبان احتمالی در معرض آسیب خودکشی و
۱۶- برجسته کردن اقدامات مهم، راهحلها و نشان دادن موفقیتهای افرادی که از آسیب خودکشی نجاتیافتهاند.
۱۷- هنگام گزارش دهی در مورد روشهای جدید خودکشی باید دقت ویژهای داشت.
۱۸-واقعیت مرگ کسی خصوصی نیست. مرگومیر بر جوامع و همچنین افراد تأثیر میگذارد و موضوعی قانونی برای گزارش است.
▫️رعایت موارد فوق شاید بتواند مانعی برای تکرار خودکشیهای بعدی کسانی باشد که مخاطب اخبار خودکشی هستند.
Avinpress.ir
@avinpress
✍شفیع بهرامیان – دکترای علوم ارتباطات
▫️اکنون و به مدد استفاده عموم مردم از تلفنهای هوشمند، شاهد اطلاعرسانی عمومی یا به قولی شهروند روزنامهنگارانی هستیم که همواره و همهجا آماده، در حال خبرگیری، تصویربرداری و بازنشر حوادث و اتفاقات ریزودرشت محیط زندگی خویشاند.
روی سخن با کسانی است که خبر خودکشی افراد را نوشته و یا برای دیگران بازنشر میکنند؛ وقتی خبر خودکشی یک فرد را منتشر میکنید، آیا میدانید شما میتوانید باعثوبانی مرگ یک شخص دیگری باشید که در معرض خودکشی است؟
▫️خودکشی پدیدهای جهانی و جزو ۱۰ عامل اصلی مرگومیر افراد است در این میان اما پژوهشهای معتبر ثابت کرده است که چگونگی گزارش موارد خودکشی در رسانههای یک جامعه میتواند تأثیر زیادی در اقدام به خودکشیهای تقلیدی بعدی افرادی بگذارد که به فکر خودکشی هستند.
▫️برای کارشناسان بهداشت روان پوشیده نیست که قرار گرفتن در معرض خودکشی، چه بهطور مستقیم یا از طریق رسانه و سرگرمی، ممکن است افراد را بیشتر به سمت خودکشی متوسل کند. این پدیده «سرایت خودکشی» نام دارد. این یک حالت ثابتشده علمی است.
▫️برخی از شیوههای خاص روزنامهنگاری - مانند گنجاندن جزئیات زیادی درباره مرگ ناشی از خودکشی، یا زرق و برقآمیز کردن این حوادث - ممکن است سرایت خودکشی را بدتر کند.
▫️نامناسب بودن گزارشهای خبری یکی از عواملی است که میتواند مشوقی برای خودکشی شود، مسئولانه نوشتن گزارشهای خبری در مورد آسیبهای اجتماعی و خودکشی یک ضرورت است که صدها مقاله و مطالعه، تأثیر این گزارشهای رسانهای را در ازدیاد یا کاهش خودکشی ثابت کرده است.
▫️این دلیل است که کارشناسان برجسته در پیشگیری از خودکشی، سازمانهای بینالمللی پیشگیری از خودکشی و بهداشت عمومی، مدارس روزنامهنگاری، سازمانهای رسانهای، روزنامهنگاران کلیدی و کارشناسان ایمنی اینترنت همگی گرد هم آمدهاند تا توصیههایی مبتنی بر تحقیق در مورد نحوه گزارش ایمن خودکشی ارائه دهند. دستورالعملهای پیشگیری از خودکشی به یک دلیل مهم ایجادشده است: «برای نجات جان انسان.»
▫️در نوشتن خبر خودکشی سه گروه مهم باید لحاظ شوند که شامل افراد در معرض، افراد دارای سابقه و افرادی که در خانواده و اطرافیان یا گروه همسالانشان کسی خودکشی کرده، هستند. مخاطب رسانهها در امر خودکشی فقط سیاستگذاران نیستند بلکه افرادی که در معرض خودکشی هستند یا خودکشی ناموفق داشتهاند نیز باید در نگارش و تنظیم خبر و گزارش موردنظر دیده شوند.
▫️در تنظیم خبرهای مربوط به خودکشی رعایت موارد زیر توسط رسانهها و شهروندانی که آن خبر را در شبکههای اجتماعی بازنشر میکنند الزامی است:
۱- فقدان قهرمانسازی و یا توجیه خودکشی با ذکر دلایل و علتهای آن
۲- اجتناب از انتشار جزئیات و روش خودکشی؛
۳- خودداری از انتشار عکس قربانی و یا محل و وسایل خودکشی؛
۴- اجتناب از آوردن دلایل ساده برای خودکشی (سادهسازی و تقلیل)؛
۵- عدم استفاده از کلیشههای مذهبی و فرهنگی؛
۶- اجتناب از تحسین فرد خودکشی کرده؛
۷- عدم سرزنش فرد خودکشی کرده؛
۸- ارتباط با کارشناسان بهداشتی برای تنظیم خبر خودکشی؛
۹- معرفی خدمات حمایتی و اضافه کردن لینک منابع حمایتگر از افراد آسیبدیده و توضیح راه دسترسی به آنها؛
۱۰- انتشار عوامل خطر و علائم هشداردهنده؛
۱۱- عدم انتشار یادداشتهای بهجامانده از فرد خودکشی کننده؛
۱۲- توجه به انگ و رنجی که خانواده فرد خودکشی کننده با انتشار خبر متحمل میشود؛
۱۳- آموزش اقداماتی که مردم میتوانند برای جلوگیری از خودکشی دیگران انجام دهند؛
۱۴- برجسته کردن دادههای مربوط به موارد پیشگیری از خودکشی و شاخصهایی مانند کمک، امید، بهبودی و نجات؛
۱۵- معرفی و پیشنهاد درمانهای مؤثر برای مخاطبان احتمالی در معرض آسیب خودکشی و
۱۶- برجسته کردن اقدامات مهم، راهحلها و نشان دادن موفقیتهای افرادی که از آسیب خودکشی نجاتیافتهاند.
۱۷- هنگام گزارش دهی در مورد روشهای جدید خودکشی باید دقت ویژهای داشت.
۱۸-واقعیت مرگ کسی خصوصی نیست. مرگومیر بر جوامع و همچنین افراد تأثیر میگذارد و موضوعی قانونی برای گزارش است.
▫️رعایت موارد فوق شاید بتواند مانعی برای تکرار خودکشیهای بعدی کسانی باشد که مخاطب اخبار خودکشی هستند.
Avinpress.ir
@avinpress
Forwarded from کافه ارتباطات
مداخله رسانهای در بحران کمآبی الزامات و چالشها
منصور ساعی/یادداشت صفحه اول روزنامه شرق،دوم بهمن ۱۴۰۰
🔹چندین سالی است که موضوع «تغییرات اقلیمی» و «کمآبی» بهعنوان یکی از ابرچالشها و مسئلههای زیستمحیطی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور ایران، نقل محافل و مراکز سیاستی، علمی و رسانهای است. در حوزه مداخلات رسانهای در مقوله بحران کمآبی در ایران در چندسال گذشته کمپینها و برنامههای خبری و محتوایی مختلفی انجام شده است. اما از دیدگاه من مداخلات رسانهای در ایران زمانی اثربخش خواهد بود که ما به سه موضوع «کمآبی بهمثابه یک امر تاریخی در ایران»، «رسانه بهمثابه یکی از بازیگران مدرن در مدیریت بحران کمآبی» و «چالشهای مداخله رسانهای در کمآبی» توجه کنیم.
کمآبی بهمثابه یک امر تاریخی در ایران
🔹بحران آب در ایران یک امر تاریخی و خشکی ویژگی اقلیمی فلات ایران است. ساکنان فلات ایران از چند هزار سال پیش نوعی سازگاری و انطباق با کم آبی در پیش گرفتند و با ابداع روشها و سازههایی مانند «قنات» و «آب انبار»، «بادگیرها»، «یخچالها» و... رویکرد و سبک «صرفهجویانه آبی»، «ذخیره آب» و «پرستاری از آب» را در پیش گرفتند. کمآبی حتی نظام مالکیت و مدیریت آب را هم شکل داده بود و مقامهایی نظیر میرآب و نظام حقوقی قنات و آبانبار و... ایجاد شده بود.
🔹مهمترین تدبیر تاریخی ایرانیان، حفر و مدیریت 40 هزار حلقه قناتی بوده است که پیشینیانِ ما از هزاران سال قبل تا به امروز حفر کردهاند و برخی هنوز فعالاند. شکلگیری و ظهور سنتها، آیینها و مناسک ایرانی یا اسلامی «بارانخواهی» و «نماز/دعای باران» در جایجای ایران بیانگر تاریخیبودن امر کمآبی است. حتی خانه ایرانی قدیم که شامل چهاردیواری محصور بود که در داخل آن اتاقها و نشمینها و ایوانها و... دور باغچه و حوضچه و چاه ساخته میشدند، ناشی از کمآبی است. حتی ریشه توجه به باغ، آب است. هرجا کمآبتر بوده، توجه ایرانی به باغ بیشتر شده است. در تاریخ ایران با خوانش داستانها و گزارشهای سفر سفرنامهنویسان داخلی و خارجی و حتی ادبیات داستانی ایران، داستانها، درمییابیم که کمآبی به جابهجاییهای بزرگ و مهاجرتهای آبوهوایی در طول تاریخ انجامیده است. مسئله آب و کمآبی از چه زمانی در ایران به بحران تبدیل شد؟ ظهور کمآبی بهمثابه یک بحران در ایران مقارن است با آغاز قرن 1300 و شروع برنامههای توسعه اقتصادی و اجتماعی دولتهای وقت. مدرنیزاسیون و نوسازی و توسعه برونزای نامتوازن و غیربومی و ناسازگار با اقلیم و فرهنگ طی صد سال گذشته با تمرکز بر توسعه کشاورزی مدرن (افزایش سطح زیر کشت/ سیاست خودکفایی و...)، فروپاشی نظام فئودالیسم و به تبع آن فروپاشی نظام سنتی مدیریت آبانبار و قنات و کهریز، مهار آب و سدسازی، توسعه چاه و برداشت آبهای زیرزمینی، توسعه شهرنشینی و صنعتیشدن و... در طول سده موجب تغییر الگوی مصرف و مدیریت آب و ظهور بحران شده است.
🔹با رشد مدرنیته پرزرق و برق و پرهیاهوی ایرانی اما ناسازگار با اقلیم و فرهنگ ایرانی در یک قرن گذشته، فهم تاریخی از «کمآبی» ایران در میان سیاستگذاران و نخبگان و مراکز علمی و رسانهای به فراموشی سپرده میشود. در واقع به نظر میرسد «امر تاریخی کمآبی ایران» نتوانسته به امر سیاستی (دستورکار نظام سیاستگذاری)، اجتماعی (مردم و شهروندان) و رسانهای (دستور کار رسانهها) تبدیل شود و «فهم تاریحی کمآبی» قربانی شعارها و برنامههای رشد مقطعی و کوتاهمدت اقتصادی شده است. نزد نخبگان سیاسی قبل و بعد از انقلاب، رسانه ابزاری برای پشتیبانی از برنامههای توسعه ملی در ابعاد مختلف شهرنشینی، کشاورزی، سلامت، اقتصاد، کاهش جمعیت، صنعتیشدن و خانواده بوده است نه یک کنشگر مستقل؛ زیرا در صد سال گذشته رسانه بهدلیل وابستگی ساختاری و اقتصادی به دولت هرگز در جایگاه یک ناظر و بازیگر مستقل در حوزههای مختلف حکمرانی بهویژه حکمرانی آب ظاهر نشده است. این در حالی است که از حداقل نیم قرن پیش ادبیات نظری و تجربی روزنامهنگاری توسعه در ایران شکل گرفته اما هرگز به گفتمان و خطمشی روزنامهها و رسانهها تبدیل نشده است.
https://tinyurl.com/nhs8w3t9
🔻لینک کامل مطلب در صفحه اول روزنامه شرق
👇
https://sharghdaily.com/fa/main/detail/304596
https://tinyurl.com/nhs8w3t9
#کافه_ارتباطات
#کم_آبی
#مداخله_رسانه_ای
#امر_تاریخی_کم_آبی
#امر_رسانه_ای
#امر_ملی
@coffee_comm
منصور ساعی/یادداشت صفحه اول روزنامه شرق،دوم بهمن ۱۴۰۰
🔹چندین سالی است که موضوع «تغییرات اقلیمی» و «کمآبی» بهعنوان یکی از ابرچالشها و مسئلههای زیستمحیطی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور ایران، نقل محافل و مراکز سیاستی، علمی و رسانهای است. در حوزه مداخلات رسانهای در مقوله بحران کمآبی در ایران در چندسال گذشته کمپینها و برنامههای خبری و محتوایی مختلفی انجام شده است. اما از دیدگاه من مداخلات رسانهای در ایران زمانی اثربخش خواهد بود که ما به سه موضوع «کمآبی بهمثابه یک امر تاریخی در ایران»، «رسانه بهمثابه یکی از بازیگران مدرن در مدیریت بحران کمآبی» و «چالشهای مداخله رسانهای در کمآبی» توجه کنیم.
کمآبی بهمثابه یک امر تاریخی در ایران
🔹بحران آب در ایران یک امر تاریخی و خشکی ویژگی اقلیمی فلات ایران است. ساکنان فلات ایران از چند هزار سال پیش نوعی سازگاری و انطباق با کم آبی در پیش گرفتند و با ابداع روشها و سازههایی مانند «قنات» و «آب انبار»، «بادگیرها»، «یخچالها» و... رویکرد و سبک «صرفهجویانه آبی»، «ذخیره آب» و «پرستاری از آب» را در پیش گرفتند. کمآبی حتی نظام مالکیت و مدیریت آب را هم شکل داده بود و مقامهایی نظیر میرآب و نظام حقوقی قنات و آبانبار و... ایجاد شده بود.
🔹مهمترین تدبیر تاریخی ایرانیان، حفر و مدیریت 40 هزار حلقه قناتی بوده است که پیشینیانِ ما از هزاران سال قبل تا به امروز حفر کردهاند و برخی هنوز فعالاند. شکلگیری و ظهور سنتها، آیینها و مناسک ایرانی یا اسلامی «بارانخواهی» و «نماز/دعای باران» در جایجای ایران بیانگر تاریخیبودن امر کمآبی است. حتی خانه ایرانی قدیم که شامل چهاردیواری محصور بود که در داخل آن اتاقها و نشمینها و ایوانها و... دور باغچه و حوضچه و چاه ساخته میشدند، ناشی از کمآبی است. حتی ریشه توجه به باغ، آب است. هرجا کمآبتر بوده، توجه ایرانی به باغ بیشتر شده است. در تاریخ ایران با خوانش داستانها و گزارشهای سفر سفرنامهنویسان داخلی و خارجی و حتی ادبیات داستانی ایران، داستانها، درمییابیم که کمآبی به جابهجاییهای بزرگ و مهاجرتهای آبوهوایی در طول تاریخ انجامیده است. مسئله آب و کمآبی از چه زمانی در ایران به بحران تبدیل شد؟ ظهور کمآبی بهمثابه یک بحران در ایران مقارن است با آغاز قرن 1300 و شروع برنامههای توسعه اقتصادی و اجتماعی دولتهای وقت. مدرنیزاسیون و نوسازی و توسعه برونزای نامتوازن و غیربومی و ناسازگار با اقلیم و فرهنگ طی صد سال گذشته با تمرکز بر توسعه کشاورزی مدرن (افزایش سطح زیر کشت/ سیاست خودکفایی و...)، فروپاشی نظام فئودالیسم و به تبع آن فروپاشی نظام سنتی مدیریت آبانبار و قنات و کهریز، مهار آب و سدسازی، توسعه چاه و برداشت آبهای زیرزمینی، توسعه شهرنشینی و صنعتیشدن و... در طول سده موجب تغییر الگوی مصرف و مدیریت آب و ظهور بحران شده است.
🔹با رشد مدرنیته پرزرق و برق و پرهیاهوی ایرانی اما ناسازگار با اقلیم و فرهنگ ایرانی در یک قرن گذشته، فهم تاریخی از «کمآبی» ایران در میان سیاستگذاران و نخبگان و مراکز علمی و رسانهای به فراموشی سپرده میشود. در واقع به نظر میرسد «امر تاریخی کمآبی ایران» نتوانسته به امر سیاستی (دستورکار نظام سیاستگذاری)، اجتماعی (مردم و شهروندان) و رسانهای (دستور کار رسانهها) تبدیل شود و «فهم تاریحی کمآبی» قربانی شعارها و برنامههای رشد مقطعی و کوتاهمدت اقتصادی شده است. نزد نخبگان سیاسی قبل و بعد از انقلاب، رسانه ابزاری برای پشتیبانی از برنامههای توسعه ملی در ابعاد مختلف شهرنشینی، کشاورزی، سلامت، اقتصاد، کاهش جمعیت، صنعتیشدن و خانواده بوده است نه یک کنشگر مستقل؛ زیرا در صد سال گذشته رسانه بهدلیل وابستگی ساختاری و اقتصادی به دولت هرگز در جایگاه یک ناظر و بازیگر مستقل در حوزههای مختلف حکمرانی بهویژه حکمرانی آب ظاهر نشده است. این در حالی است که از حداقل نیم قرن پیش ادبیات نظری و تجربی روزنامهنگاری توسعه در ایران شکل گرفته اما هرگز به گفتمان و خطمشی روزنامهها و رسانهها تبدیل نشده است.
https://tinyurl.com/nhs8w3t9
🔻لینک کامل مطلب در صفحه اول روزنامه شرق
👇
https://sharghdaily.com/fa/main/detail/304596
https://tinyurl.com/nhs8w3t9
#کافه_ارتباطات
#کم_آبی
#مداخله_رسانه_ای
#امر_تاریخی_کم_آبی
#امر_رسانه_ای
#امر_ملی
@coffee_comm
Telegraph
مداخله رسانهای در بحران کمآبی الزامات و چالشها
منصور ساعی استادیار ارتباطات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی چندین سالی است که موضوع «تغییرات اقلیمی» و «کمآبی» بهعنوان یکی از ابرچالشها و مسئلههای زیستمحیطی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور ایران، نقل محافل و مراکز سیاستی، علمی و رسانهای است. در…
🔺فرهنگ یک ملت با رسانه زنده است
✍شفیع بهرامیان-دکترای علوم ارتباطات
▫️مدتهاست بین هواداران دو نحله فکری جهانی مارکسیستهای کلاسیکی چون مارکس و لنین و نئومارکسیستها یا بهاصطلاح سردمداران مکتب انتقادی چون هورکهایمر، آدرنو و هابرماس جدال بر سر این است که موتور محرکه و زیربنای تغییر و حرکت در جامعه، اقتصاد است یا فرهنگ؟
▫️البته پاسخ به این سؤال اساسی محتاج بررسی و تحلیل دقیق تاریخ کامل دوران حیات بشری است تا اینکه فهمید تأثیر هر یک از عوامل بسیط و عریض فرهنگ و اقتصاد بر زندگی جوامع بشری چه بوده و کدامین زیربنا و آن دیگری پوششی برای آن بوده و آیا هر دو در عرض یکدیگر قرار میگیرند یا نه؟
▫️اگر کارل مارکس اقتصاد و ابزار تولید را عامل اصلی و شکلدهنده روابط قدرت و نظام فرادستی و فرودستی میداند در برابرش اعضای مدرسه فرانکفورت به اتفاق که به لحاظ زمانی علمای متأخر و معاصر به شمار میآیند، فرهنگ را سنگ شالوده و معیار ارزیابی جامعه و نقطه ثقل آن میدانند.
▫️اکنون و در هزاره سوم که تاروپود زندگی انسان جهانیشده، با امواج الکترونیکی و رسانهها و شبکههای مختلف اجتماعی تنیده شده البته فرهنگ ارزش و وزنی صدچندان یافته چه اینکه بقول تیلور و سایر فرهنگشناسان، تمام دستاوردهای مادی و غیرمادی بشر امروز که مصداق کامل فرهنگ بوده و در بطن خود اقتصاد، سیاست، هنر، تکنولوژی، ادبیات، اسطوره، الهیات و سایر جنبههای زندگی را در بردارد؛ کاملاً ملهم و متأثر از فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی است.
▫️شاید بیراه نگفته باشیم اگر رسانه را مروج و نگاهبان فرهنگ جامعه و عامل مهم شکلگیری شخصیت، بینش و منش انسان امروز بدانیم و صدالبته یادگیری مهارتهای مختلف زندگی از طریق رسانهها و همچنین افزایش قدرت تصمیم و تحلیل برای حلوفصل مسائل ریزودرشت مبتلابه فردی و اجتماعی تکتک شهروندان، امروزه به نوع نگاه و جهتگیری رسانهها وابسته است.
▫️در چنین وضعیتی ایجاد و فعالیت مستمر در رسانه یا پایگاههای نشر دانش چه با فرمت چاپی و چه غیر آن - در جامعهای که دچار ازهمگسیختگی فکری و ساختاری شده اعتماد و همبستگی اجتماعی و وابستگی و دلبستگی فرهنگی آن به پایینترین حدخود رسیده- شاید گام بزرگی برای نجات فرهنگ آن از ورطه بیهدفی و شکافهای مختلف آگاهی، دانشی و بینشی موجود در آن باشد.
▫️بهعبارتی در چنین وضعیتی که جامعه دچار تشتت و بینوایی فرهنگی است و در میان دو وضعیت متناقض ماندن در سنت و یا غور در تجدد همچنان دستوپا زده و از هرکدام بهقدر نالازم برای ادامه زندگی و حیات خویش سود میبرد بسیار ضروری است تا مراجع رسانهای دلسوز و صدالبته کارشناس و کاربلد به مدد و یاری چنین جامعهای برخیزند تا شاید از حجم این شکاف نامیمون آگاهی و همچنین سردرگمی اجتماعی تودههای مردم کاسته شود.
▫️القصه اینکه اگر هنوز امیدی به درمان دردهای مزمن فرهنگی این جامعه باقی است البته نقش رسانهها و رسانهنگاران متخصص دراینبین بیش از هر صنف و شغل دیگری پر رنگ است و باید هم میدان را برای فعالیت آنان مهیا کرد و هم آحاد مردم بالاخص روشنفکران و فعالان دلسوز، این معدود مراکز باقیمانده فرهنگی متخصص را در این کارزار سخت تنها نگذارند.
🔸از فعالان رسانهای خود حمایت کنید تا فرهنگ، زنده و پویا بماند.
Avinpress.ir
@avinpress
✍شفیع بهرامیان-دکترای علوم ارتباطات
▫️مدتهاست بین هواداران دو نحله فکری جهانی مارکسیستهای کلاسیکی چون مارکس و لنین و نئومارکسیستها یا بهاصطلاح سردمداران مکتب انتقادی چون هورکهایمر، آدرنو و هابرماس جدال بر سر این است که موتور محرکه و زیربنای تغییر و حرکت در جامعه، اقتصاد است یا فرهنگ؟
▫️البته پاسخ به این سؤال اساسی محتاج بررسی و تحلیل دقیق تاریخ کامل دوران حیات بشری است تا اینکه فهمید تأثیر هر یک از عوامل بسیط و عریض فرهنگ و اقتصاد بر زندگی جوامع بشری چه بوده و کدامین زیربنا و آن دیگری پوششی برای آن بوده و آیا هر دو در عرض یکدیگر قرار میگیرند یا نه؟
▫️اگر کارل مارکس اقتصاد و ابزار تولید را عامل اصلی و شکلدهنده روابط قدرت و نظام فرادستی و فرودستی میداند در برابرش اعضای مدرسه فرانکفورت به اتفاق که به لحاظ زمانی علمای متأخر و معاصر به شمار میآیند، فرهنگ را سنگ شالوده و معیار ارزیابی جامعه و نقطه ثقل آن میدانند.
▫️اکنون و در هزاره سوم که تاروپود زندگی انسان جهانیشده، با امواج الکترونیکی و رسانهها و شبکههای مختلف اجتماعی تنیده شده البته فرهنگ ارزش و وزنی صدچندان یافته چه اینکه بقول تیلور و سایر فرهنگشناسان، تمام دستاوردهای مادی و غیرمادی بشر امروز که مصداق کامل فرهنگ بوده و در بطن خود اقتصاد، سیاست، هنر، تکنولوژی، ادبیات، اسطوره، الهیات و سایر جنبههای زندگی را در بردارد؛ کاملاً ملهم و متأثر از فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی است.
▫️شاید بیراه نگفته باشیم اگر رسانه را مروج و نگاهبان فرهنگ جامعه و عامل مهم شکلگیری شخصیت، بینش و منش انسان امروز بدانیم و صدالبته یادگیری مهارتهای مختلف زندگی از طریق رسانهها و همچنین افزایش قدرت تصمیم و تحلیل برای حلوفصل مسائل ریزودرشت مبتلابه فردی و اجتماعی تکتک شهروندان، امروزه به نوع نگاه و جهتگیری رسانهها وابسته است.
▫️در چنین وضعیتی ایجاد و فعالیت مستمر در رسانه یا پایگاههای نشر دانش چه با فرمت چاپی و چه غیر آن - در جامعهای که دچار ازهمگسیختگی فکری و ساختاری شده اعتماد و همبستگی اجتماعی و وابستگی و دلبستگی فرهنگی آن به پایینترین حدخود رسیده- شاید گام بزرگی برای نجات فرهنگ آن از ورطه بیهدفی و شکافهای مختلف آگاهی، دانشی و بینشی موجود در آن باشد.
▫️بهعبارتی در چنین وضعیتی که جامعه دچار تشتت و بینوایی فرهنگی است و در میان دو وضعیت متناقض ماندن در سنت و یا غور در تجدد همچنان دستوپا زده و از هرکدام بهقدر نالازم برای ادامه زندگی و حیات خویش سود میبرد بسیار ضروری است تا مراجع رسانهای دلسوز و صدالبته کارشناس و کاربلد به مدد و یاری چنین جامعهای برخیزند تا شاید از حجم این شکاف نامیمون آگاهی و همچنین سردرگمی اجتماعی تودههای مردم کاسته شود.
▫️القصه اینکه اگر هنوز امیدی به درمان دردهای مزمن فرهنگی این جامعه باقی است البته نقش رسانهها و رسانهنگاران متخصص دراینبین بیش از هر صنف و شغل دیگری پر رنگ است و باید هم میدان را برای فعالیت آنان مهیا کرد و هم آحاد مردم بالاخص روشنفکران و فعالان دلسوز، این معدود مراکز باقیمانده فرهنگی متخصص را در این کارزار سخت تنها نگذارند.
🔸از فعالان رسانهای خود حمایت کنید تا فرهنگ، زنده و پویا بماند.
Avinpress.ir
@avinpress
🔺به حیوانات غیر خانگی غذا ندهید! اگر دوستشان دارید!
✍شفیع بهرامیان
▫️اگر عبارت «به حیاتوحش غذا ندهید» یا Don’t feed the wildlife را در اینترنت سرچ کنید، قطعاً به اطلاعات جالبی در این زمینه دسترسی پیدا خواهید کرد. برای مثال در ایالت انتاریوی کانادا جریمه غذادهی به حیاتوحش برای بار اول بیش از ۱۰ هزار تا ۲۵ هزار دلار کاناداست!
▫️ حیوان حیاتوحشی که تغذیه دستی شود با حیوان مرده فرقی ندارد. در واقع شما با غذا دادن به حیوانات وحشی به آنها کمک نمیکنید، بلکه با این کار آنها را به مرگ محکوم میکنید.
▫️دیدن سگهای لاغر و گرسنه در کنار جادهها یا گربههایی ریزجثه در میان سطلهای زباله یا حتی پرندگان شهری کنار پنجره، گاهی هر عابر یا شهروندی را ترغیب میکند که از سر مهربانی، باقیماندههای غذای خود را برای این حیوانات کنار بگذارند یا حتی برای آنها غذای مخصوص خریداری کنند و در جایجای پیاده راهها و کناره پنجرهها بریزند. درحالیکه بسیاری از ما این اعمال را از روی دلسوزی برای حیوانات انجام میدهیم، اما به اعتقاد کارشناسان، این عمل میتواند برای آنها صدمات جبرانناپذیری داشته و حیات آنها و خود انسان را دچار مخاطرات جدی کند.
▫️تلاش کنیم تا حیاتوحش، حیاتوحش باقی بماند و نباید با عملکردهایمان کاری کنیم که حیاتوحش بیشازحد به انسانها اعتماد کنند و مطمئن شوند که کسی هست که برای آنها غذا تأمین کند، چون این موضوع باعث میشود تابآوری حیوانات در برابر شرایط سخت کاهش پیدا کند. فقط در شرایط دیدن حیوان زخمی یا یخبندان کامل اخلاقی است به حیوانات کمک شود.
▫️چرا که حیوانات در صورت تغذیه دستی، مهارتهای لازم برای جستوجوی غذای طبیعی مناسب را کسب نمیکنند و صرفاً به انسانها وابسته میمانند. اگر ما حیوانات را دوست داریم باید به خصلتهای آنها احترام بگذاریم، نه اینکه زمینه ایجاد مشکلات جدی سلامت را برای آنها مهیا کنیم.
▫️غذا دادن به حیوانات شهری ازجمله سگ ها و گربه و حتی پرندگان روند طبیعی زندگی آنها را به هم میریزد و علاوه بر به خطر انداختن زندگی خود آنها، برای طبیعت نیز مشکل ایجاد میکند.
▫️کمک و غذارسانی به سگهای رهاشده در طبیعت هم سبب ایجاد نسلی دورگه از گرگها و اینگونه سگها بنام «گرگاس» است که میتواند برای حیات بشری بسیار خطرناک باشد.
▫️بگذاریم که طبیعت خود با قانون خویش با حیوانات و جانوران تعامل کند.
نداشتن کالری و مواد غذایی لازم، تجمع در یک نقطه خاص از زیستگاه، تشکیل جمعیتهای مازاد و آسیب به گونههای آسیبپذیر، شیوع بیماریهای مسری، آلودگی آبوخاک و افزایش جمعیت از سادهترین مشکلات ناشی از تغذیه دستی برای حیوانات هستند.
Avinpress.ir
@avinpress
✍شفیع بهرامیان
▫️اگر عبارت «به حیاتوحش غذا ندهید» یا Don’t feed the wildlife را در اینترنت سرچ کنید، قطعاً به اطلاعات جالبی در این زمینه دسترسی پیدا خواهید کرد. برای مثال در ایالت انتاریوی کانادا جریمه غذادهی به حیاتوحش برای بار اول بیش از ۱۰ هزار تا ۲۵ هزار دلار کاناداست!
▫️ حیوان حیاتوحشی که تغذیه دستی شود با حیوان مرده فرقی ندارد. در واقع شما با غذا دادن به حیوانات وحشی به آنها کمک نمیکنید، بلکه با این کار آنها را به مرگ محکوم میکنید.
▫️دیدن سگهای لاغر و گرسنه در کنار جادهها یا گربههایی ریزجثه در میان سطلهای زباله یا حتی پرندگان شهری کنار پنجره، گاهی هر عابر یا شهروندی را ترغیب میکند که از سر مهربانی، باقیماندههای غذای خود را برای این حیوانات کنار بگذارند یا حتی برای آنها غذای مخصوص خریداری کنند و در جایجای پیاده راهها و کناره پنجرهها بریزند. درحالیکه بسیاری از ما این اعمال را از روی دلسوزی برای حیوانات انجام میدهیم، اما به اعتقاد کارشناسان، این عمل میتواند برای آنها صدمات جبرانناپذیری داشته و حیات آنها و خود انسان را دچار مخاطرات جدی کند.
▫️تلاش کنیم تا حیاتوحش، حیاتوحش باقی بماند و نباید با عملکردهایمان کاری کنیم که حیاتوحش بیشازحد به انسانها اعتماد کنند و مطمئن شوند که کسی هست که برای آنها غذا تأمین کند، چون این موضوع باعث میشود تابآوری حیوانات در برابر شرایط سخت کاهش پیدا کند. فقط در شرایط دیدن حیوان زخمی یا یخبندان کامل اخلاقی است به حیوانات کمک شود.
▫️چرا که حیوانات در صورت تغذیه دستی، مهارتهای لازم برای جستوجوی غذای طبیعی مناسب را کسب نمیکنند و صرفاً به انسانها وابسته میمانند. اگر ما حیوانات را دوست داریم باید به خصلتهای آنها احترام بگذاریم، نه اینکه زمینه ایجاد مشکلات جدی سلامت را برای آنها مهیا کنیم.
▫️غذا دادن به حیوانات شهری ازجمله سگ ها و گربه و حتی پرندگان روند طبیعی زندگی آنها را به هم میریزد و علاوه بر به خطر انداختن زندگی خود آنها، برای طبیعت نیز مشکل ایجاد میکند.
▫️کمک و غذارسانی به سگهای رهاشده در طبیعت هم سبب ایجاد نسلی دورگه از گرگها و اینگونه سگها بنام «گرگاس» است که میتواند برای حیات بشری بسیار خطرناک باشد.
▫️بگذاریم که طبیعت خود با قانون خویش با حیوانات و جانوران تعامل کند.
نداشتن کالری و مواد غذایی لازم، تجمع در یک نقطه خاص از زیستگاه، تشکیل جمعیتهای مازاد و آسیب به گونههای آسیبپذیر، شیوع بیماریهای مسری، آلودگی آبوخاک و افزایش جمعیت از سادهترین مشکلات ناشی از تغذیه دستی برای حیوانات هستند.
Avinpress.ir
@avinpress
👍1👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸اصول و حقوق شهروندی مقدم بر سایر وابستگیهاست
▫️نقد به معنای تخریب نیست؛ مقتضای کار حرفهای رسانهای نقد و تحلیل است. ضمن تاکید و اعتقاد به نقدهایی که صورت گرفته اعلام میکنم شخصا با هیج سازمان و نهاد و فرد و گروه و عشیره و ایلی مشکلی نداشته و ندارم اما کماکان عشیرهگرایی را در هزاره سوم، مخالف و در تضاد با اصول شهروندی میدانم.
Avinpress.ir
@avinpress
▫️نقد به معنای تخریب نیست؛ مقتضای کار حرفهای رسانهای نقد و تحلیل است. ضمن تاکید و اعتقاد به نقدهایی که صورت گرفته اعلام میکنم شخصا با هیج سازمان و نهاد و فرد و گروه و عشیره و ایلی مشکلی نداشته و ندارم اما کماکان عشیرهگرایی را در هزاره سوم، مخالف و در تضاد با اصول شهروندی میدانم.
Avinpress.ir
@avinpress
👍4
🔺مؤلفههای سواد روابط عمومی در هزاره سوم
✍دکتر شفیع بهرامیان●
▫️زندگی در سالهای پس از همهگیری فناوریهای ارتباطاتی و اطلاعاتی در اواخر قرن بیستم و پیشرفتهای حادثشده در سایه افزایش سواد مختلف اجتماعی، ارتباطی و رسانهای مردم و مؤسسات دولتی و خصوصی شکل جدیدی از تعاملات فیمابین سازمان-مشتری را میطلبید.
▫️برایناساس لازم است ضمن بازنگری در ادبیات نظری و عملی روابط عمومی که عموماً بر مبنای برنیزی و درنهایت مدل چهار وضعیتی گرونیک و هانت استوار بوده؛ چهارچوب نظری جدیدی برای تعریف مفاهیم و کارویژههای ارتباطات و روابط عمومی تعریف نمود.
▫️در زیر برخی از این مؤلفههای لازم برای فعالیت اثربخش در روابط عمومیهای فعال در هزاره سوم میلادی (دولتی یا بخش خصوصی) بهاختصار آورده شده است:
۱. توانایی عمومی حل مشکل (با توجه به آخرین تعریف یونسکو از سواد که دلالت دارد بر توانایی برای حل هر مشکلی در هر حوزهای)
۲. سواد رسانهای (مهارت تحلیل و آفرینش پیامهای مختلف در همه فرمتهای ارتباطی یا توانایی استفاده هدفمند و مؤثر از محتواهای ارتباطی)
۳. مخاطب شناسی (شناخت حوزههای مردمشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و سایر حوزههای مربوط به شناخت مخاطب)
۴. سواد خبری (خلق پیام متنی و گرافیکی الکترونیکی در شبکههای اجتماعی، شبکههای دیجیتالی، پلتفرمهای موبایلی تحت وب، خبرنویسی برای وب و...)
۵. مهارت بازاریابی، مارکتینگ، 4P(مهارتهای مرتبط با انجام مؤلفههای آمیخته بازاریابی، انواع بازاریابی تجاری، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی)
۶. مهارت رایانهای؛ اینترنتی (توانایی کار با سیستمهای هوشمند، راهبری پورتالهای سازمانی، ICDL، خلق مولتیمدیا، تدوین و مونتاژ، انیمیشن، اینفوگرافی، روزنامهنگاری دیتا، دادهکاوی، بحث سئو و ...)
۷. مطالعات اجتماعی و افکار سنجی (استفاده از اشکال مختلف تحقیق، تحلیل گفتمان، مطالعات پیمایشی، نظرسنجی و...)
۸. تواناییهای فنی، انسانی، ادراکی (در واقع مهارتهای سهگانه مدیریتی برای تدوین استراتژی، برنامهریزی، مدیریت بر اجرا و بازخوردسنجی اقدامات)
۹. ارتقای مهارت مذاکره (با رسانهها، سازمانهای دیگر، برگزاری رویدادها، مدیریت برونسپاری برخی فعالیتها به پیمانکاران، اقناع مخاطبان درون و برونسازمانی و ...)
۱۰. شناخت بحران و مهارت مدیریت آن (قبل از بحران، حین و بعد از بحران؛ مثل برنامهریزی، ایجاد اتاق خبر هماهنگ، کنترل شایعات، اطلاعرسانی دقیق، بازگشت به وضعیت صفر، عادیسازی شرایط روحی و روانی و...)
۱۱. رسانه شناسی (شناخت انواع رسانهها و کاربرد آنها، مهارت انتخاب رسانه مناسب باتوجه به الزامات زمانی و مکانی و نوع مخاطب و میزان پوشش و...)
۱۲. تسلط حداقل به یک زبان زنده دنیا (به دلیل تعاملات و ارتباطات بین فرهنگی و همچنین بروز رسانی مهارتهای شغلی لازم متناسب با پیشرفتهای جهانی آن)
۱۳. مدیریت رویداد (از تشکیل جلسات ساده تا مدیریت سمینارها و همایشها و نمایشگاهها و راهبری تورهای رسانهای و سیاحتی و...)
۱۴. مهارتهای حوزه تبلیغات (مهارت خلق پیامهای مختلف تبلیغاتی، شناخت فنون تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم و...)
۱۵. سواد زیستمحیطی (روابط عمومی سبز، رعایت الزامات زیستمحیطی در تولید هرگونه محتوای یا اقلام تبلیغی و اطلاعرسانی حوزه روابط عمومی، ترویج فرهنگ حفاظت و صیانت از محیطزیست و...)
۱۶. مهارتهای اخلاقی (شناخت مؤلفهها و الزامات اخلاقی حرفه روابط عمومی)
۱۷. سواد حقوقی (اطلاع از قوانین و مقررات کشور و آشنایی با قوانین بینالمللی مثل کنوانسیونهای جهانی مختلف، حقوق بشر، حقوق شهروندی، قانون اساسی، قانون مطبوعات، قانون جرائم رایانهای و ...)
۱۸. مهارت و فنون روابط عمومی (توانایی نوشتاری در نشریات چاپی و دیداری و همچنین مهارت گفتاری مثل سخنوری، مجریگری، جلسه گردانی، مدیریت کنفرانسهای خبری، مصاحبه مطبوعاتی، مهارت خلق محتواهای دیداری شامل ایجاد پیامهای ویدئویی، عکاسی خبری، اینفوگرافی و سایر موارد)
۱۹. مهارت اطلاع مداری (توانایی اطلاعیابی و شناخت منابع لازم و مهارت تحلیل و پردازش اطلاعات لازم و مدیریت روند اطلاعرسان مناسب درون و برونسازمانی)
۲۰. مهارتهای انسانی (توانایی در ارتقای مهارتهایی چون گوش دادن مؤثر، زبان بدن، سخنوری، مکاتبات و نگارش و...)
▫️البته این لیست تنها قسمتی از مهارتهای لازم برای فعالان حوزه روابط عمومی در عصر جدید است و طبیعتاً متناسب با تغییر سریع خواست و علاقه مخاطب- مشتری، آنان باید دائماً سواد و توانمندیهای خود را بروزرسانی کنند.
● مدرس حوزه ارتباطات و روابط عمومی
Avinpress.ir
@avinpress
✍دکتر شفیع بهرامیان●
▫️زندگی در سالهای پس از همهگیری فناوریهای ارتباطاتی و اطلاعاتی در اواخر قرن بیستم و پیشرفتهای حادثشده در سایه افزایش سواد مختلف اجتماعی، ارتباطی و رسانهای مردم و مؤسسات دولتی و خصوصی شکل جدیدی از تعاملات فیمابین سازمان-مشتری را میطلبید.
▫️برایناساس لازم است ضمن بازنگری در ادبیات نظری و عملی روابط عمومی که عموماً بر مبنای برنیزی و درنهایت مدل چهار وضعیتی گرونیک و هانت استوار بوده؛ چهارچوب نظری جدیدی برای تعریف مفاهیم و کارویژههای ارتباطات و روابط عمومی تعریف نمود.
▫️در زیر برخی از این مؤلفههای لازم برای فعالیت اثربخش در روابط عمومیهای فعال در هزاره سوم میلادی (دولتی یا بخش خصوصی) بهاختصار آورده شده است:
۱. توانایی عمومی حل مشکل (با توجه به آخرین تعریف یونسکو از سواد که دلالت دارد بر توانایی برای حل هر مشکلی در هر حوزهای)
۲. سواد رسانهای (مهارت تحلیل و آفرینش پیامهای مختلف در همه فرمتهای ارتباطی یا توانایی استفاده هدفمند و مؤثر از محتواهای ارتباطی)
۳. مخاطب شناسی (شناخت حوزههای مردمشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و سایر حوزههای مربوط به شناخت مخاطب)
۴. سواد خبری (خلق پیام متنی و گرافیکی الکترونیکی در شبکههای اجتماعی، شبکههای دیجیتالی، پلتفرمهای موبایلی تحت وب، خبرنویسی برای وب و...)
۵. مهارت بازاریابی، مارکتینگ، 4P(مهارتهای مرتبط با انجام مؤلفههای آمیخته بازاریابی، انواع بازاریابی تجاری، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی)
۶. مهارت رایانهای؛ اینترنتی (توانایی کار با سیستمهای هوشمند، راهبری پورتالهای سازمانی، ICDL، خلق مولتیمدیا، تدوین و مونتاژ، انیمیشن، اینفوگرافی، روزنامهنگاری دیتا، دادهکاوی، بحث سئو و ...)
۷. مطالعات اجتماعی و افکار سنجی (استفاده از اشکال مختلف تحقیق، تحلیل گفتمان، مطالعات پیمایشی، نظرسنجی و...)
۸. تواناییهای فنی، انسانی، ادراکی (در واقع مهارتهای سهگانه مدیریتی برای تدوین استراتژی، برنامهریزی، مدیریت بر اجرا و بازخوردسنجی اقدامات)
۹. ارتقای مهارت مذاکره (با رسانهها، سازمانهای دیگر، برگزاری رویدادها، مدیریت برونسپاری برخی فعالیتها به پیمانکاران، اقناع مخاطبان درون و برونسازمانی و ...)
۱۰. شناخت بحران و مهارت مدیریت آن (قبل از بحران، حین و بعد از بحران؛ مثل برنامهریزی، ایجاد اتاق خبر هماهنگ، کنترل شایعات، اطلاعرسانی دقیق، بازگشت به وضعیت صفر، عادیسازی شرایط روحی و روانی و...)
۱۱. رسانه شناسی (شناخت انواع رسانهها و کاربرد آنها، مهارت انتخاب رسانه مناسب باتوجه به الزامات زمانی و مکانی و نوع مخاطب و میزان پوشش و...)
۱۲. تسلط حداقل به یک زبان زنده دنیا (به دلیل تعاملات و ارتباطات بین فرهنگی و همچنین بروز رسانی مهارتهای شغلی لازم متناسب با پیشرفتهای جهانی آن)
۱۳. مدیریت رویداد (از تشکیل جلسات ساده تا مدیریت سمینارها و همایشها و نمایشگاهها و راهبری تورهای رسانهای و سیاحتی و...)
۱۴. مهارتهای حوزه تبلیغات (مهارت خلق پیامهای مختلف تبلیغاتی، شناخت فنون تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم و...)
۱۵. سواد زیستمحیطی (روابط عمومی سبز، رعایت الزامات زیستمحیطی در تولید هرگونه محتوای یا اقلام تبلیغی و اطلاعرسانی حوزه روابط عمومی، ترویج فرهنگ حفاظت و صیانت از محیطزیست و...)
۱۶. مهارتهای اخلاقی (شناخت مؤلفهها و الزامات اخلاقی حرفه روابط عمومی)
۱۷. سواد حقوقی (اطلاع از قوانین و مقررات کشور و آشنایی با قوانین بینالمللی مثل کنوانسیونهای جهانی مختلف، حقوق بشر، حقوق شهروندی، قانون اساسی، قانون مطبوعات، قانون جرائم رایانهای و ...)
۱۸. مهارت و فنون روابط عمومی (توانایی نوشتاری در نشریات چاپی و دیداری و همچنین مهارت گفتاری مثل سخنوری، مجریگری، جلسه گردانی، مدیریت کنفرانسهای خبری، مصاحبه مطبوعاتی، مهارت خلق محتواهای دیداری شامل ایجاد پیامهای ویدئویی، عکاسی خبری، اینفوگرافی و سایر موارد)
۱۹. مهارت اطلاع مداری (توانایی اطلاعیابی و شناخت منابع لازم و مهارت تحلیل و پردازش اطلاعات لازم و مدیریت روند اطلاعرسان مناسب درون و برونسازمانی)
۲۰. مهارتهای انسانی (توانایی در ارتقای مهارتهایی چون گوش دادن مؤثر، زبان بدن، سخنوری، مکاتبات و نگارش و...)
▫️البته این لیست تنها قسمتی از مهارتهای لازم برای فعالان حوزه روابط عمومی در عصر جدید است و طبیعتاً متناسب با تغییر سریع خواست و علاقه مخاطب- مشتری، آنان باید دائماً سواد و توانمندیهای خود را بروزرسانی کنند.
● مدرس حوزه ارتباطات و روابط عمومی
Avinpress.ir
@avinpress
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹آموزش درست زیربنای توسعه است
🔺مراقب باشیم؛ با اصرار بیجا و مقایسهکردن نابجا استعداد و آینده فرزندان خود را نابود نکنیم.
🔸هرکسی برای کاری ساخته شده است.
دیدن این فیلم و خواندن زیرنویس ترجمه شده آن را به همگان پیشنهاد میکنم.
🔸لطفا به دوستان خویش ارسال فرمایید.
avinpress.ir
@avinpress
🔺مراقب باشیم؛ با اصرار بیجا و مقایسهکردن نابجا استعداد و آینده فرزندان خود را نابود نکنیم.
🔸هرکسی برای کاری ساخته شده است.
دیدن این فیلم و خواندن زیرنویس ترجمه شده آن را به همگان پیشنهاد میکنم.
🔸لطفا به دوستان خویش ارسال فرمایید.
avinpress.ir
@avinpress
👍1
🔹تحقق «توسعه پایدار» تنها در «پذیرش درونی» یکدیگرست
✍شفیع بهرامیان – روزنامهنگار
▫️اکنونکه جهان شاهد انقلاب و انفجار اطلاعات و ارتباطات است و همه نگرشها و باورها صاحب تریبون و رسانهاند شاید مدیریت تنوع قومی و مذهبی امری چندان سهل و آسان نباشد. این امر در جوامع خاورمیانه که مذهب نیز اهمیتی همپا و چهبسا مهمتر از نژاد و زبان مییابد بهمراتب دشوارتر مینمایاند.
▫️در جوامع چند قومیتی يا پلیژنيك، موضوع همزيستی و مفهوم تنوع قومی در کنار تقویت «وحدت ملّی» امری حیاتی است. این مهم منوط به اتخاذ رهيافتی است كه بتواند در عين بهرسمیت شناختن واقعیت «كثرت» در فرهنگهای قومي- مذهبی، «وحدت» در منش ملّی را محقق سازد.
▫️همزیستی و همگرایی قومی مستلزم قبول درونیِ دیگری و تفاوتهای فرهنگی، قومی و مذهبی اوست و امری صوری و تصنعی نیست؛ این مهم فقط در سایه باور عمیق بهنوعی تکثرگرایی فرهنگی و اندیشگی میسر خواهد شد که نشأتگرفته از نوعی تعددیت و تکثری با منشأ الهی است و ملتها و قبایل را بهعنوان یکی از آیات و نشانههای قدرت بیکران خویش معرفی نموده است. (يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ-حجرات ۱۳) این نشانه کرامت ذاتی همهی قومیتهاست و رنگ و زبانهای متفاوت نیز بهعنوان نشانهای خداوندی معرفی شده است. (وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ -روم ۲۲) هر نوع تلاشی در راستای محو تفاوتهای فرهنگی و مذهبی، از میان برداشتن سنتی از سنن و نوامیس حاکم بر جهان متنوع و متلون جهان آفرینش است. (لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَة وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّهی وَاحِدَة -مائده ۴۸)
▫️فلات بزرگ ایران نیز دارای تکثر قومی، مذهبی و دینی است که آن را به پدیدهای مستعد تحقیق مبدل نموده؛ این تنوع در ذات خود در جامعهای «عدالتمحور» میتواند فرصتی فرهنگی تلقی شود و هم میتواند در دیگر سوی، محملی برای تنش، واگرایی و درگیریهای قومی، مذهبی و دینی بوده و تبدیل به مسئلهای شود که برای حل آن و ارائهی راهکارهای تئوریک و عملگرایانه، لازم است تدابیر مناسبی و ظریف و پرهزینه حتی، اندیشیده شود.
▫️در دهههای اخیر نیز روابط بین قومی در کشور فراز و نشیبهای فراوانی به خود دیده است. بروز نارضایتیها و بحرانهای قومی و بعضاً مذهبی در چند دهه اخیر و تداوم و تشدید برخی مطالبات نشان میدهد که سیاستهای مدیریت قومی در ایران بهصورت عام و در مناطق چند قومیتی بهطور خاص، کارایی و اثربخشی لازم را نداشته و نیاز به بازنگری دارد.
▫️ ناکارآمدی مذکور عمدتاً ازآنروست که مبنای سیاستهای قومی تاکنون براساس پارادایم امنیت ملی بوده است و نه تحقق امنیت پایدار؛ بهبیاندیگر رویکرد آن معطوف به کنترل و مدیریت مسئله قومی بوده است و نه حل ریشهای آن؛ بنابراین اگر وضعیت موجود با وضعیت آرمانی-پندارهای که همان «همزیستی مسالمتآمیز آگاهانه و ارادی» بین اقوام مختلف است؛ منطبق نباشد، تبدیل به معضلی خواهد شد که باید در رفع آن کوشید تا اینکه امنیت پایدار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سایه پذیرش فرهنگ تکثرگرایانه به تحقق بپیوندد.
▫️ امنیت و ثبات بهعنوان شاخصه برنامهريزی و اقدامات توسعگی، امری است كه بدون تأمين و تضمين پايداری آن، امكان جذب و بهکارگیری سرمایهگذاریها و تأمين منافع کلان ملّی در آن امکانپذیر نخواهد بود. فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه منوط بر حصول امنیت و پايداری و ثبات نظام و حاكميت و تأمين و تضمين حقوق اجتماعی و فردی آحاد جامعه فارغ از خاستگاههای قومی، مذهبی و زبانی آنان است.
▫️از سویی دیگر فیلسوفانی که دغدغهی تحقق عدالت داشتهاند، امنيت را شرط ضروری «عدل» دانستهاند و کسانی که به رفاه میانديشند، امنيت را عامل اصلی آسايش شمردهاند و آنان که بر توسعه سياسی، اقتصادی و... اصرار دارند امنيت را مهمترين عامل تلقی کردهاند. این قرائن خود بر اهمیت وافر همزیستی و همگرایی قومی و در پس آن، تحقق توسعه پایدار صحه میگذارد، لذا ضروری است محققین و دلسوزان به بررسی رابطه علی همگرایی قومی و امنیت پایدار پرداخته و برای تدبیر و چارهاندیشیهای راهبردی در این خصوص، باید به شناخت عوامل مؤثر بر افزایش همگرایی و کاهش واگرایی اقوام در کشور؛ بالأخص در مناطق غربی کشور همت گذاشت.
▫️ واقعیت آن است که راه «توسعه ملی و پایدار» تنها از باور واقعی همگان به «تنوع فرهنگی» و «پذیرش درونی شده دیگری» میگذرد.
Avinpress.ir
@avinpress
✍شفیع بهرامیان – روزنامهنگار
▫️اکنونکه جهان شاهد انقلاب و انفجار اطلاعات و ارتباطات است و همه نگرشها و باورها صاحب تریبون و رسانهاند شاید مدیریت تنوع قومی و مذهبی امری چندان سهل و آسان نباشد. این امر در جوامع خاورمیانه که مذهب نیز اهمیتی همپا و چهبسا مهمتر از نژاد و زبان مییابد بهمراتب دشوارتر مینمایاند.
▫️در جوامع چند قومیتی يا پلیژنيك، موضوع همزيستی و مفهوم تنوع قومی در کنار تقویت «وحدت ملّی» امری حیاتی است. این مهم منوط به اتخاذ رهيافتی است كه بتواند در عين بهرسمیت شناختن واقعیت «كثرت» در فرهنگهای قومي- مذهبی، «وحدت» در منش ملّی را محقق سازد.
▫️همزیستی و همگرایی قومی مستلزم قبول درونیِ دیگری و تفاوتهای فرهنگی، قومی و مذهبی اوست و امری صوری و تصنعی نیست؛ این مهم فقط در سایه باور عمیق بهنوعی تکثرگرایی فرهنگی و اندیشگی میسر خواهد شد که نشأتگرفته از نوعی تعددیت و تکثری با منشأ الهی است و ملتها و قبایل را بهعنوان یکی از آیات و نشانههای قدرت بیکران خویش معرفی نموده است. (يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ-حجرات ۱۳) این نشانه کرامت ذاتی همهی قومیتهاست و رنگ و زبانهای متفاوت نیز بهعنوان نشانهای خداوندی معرفی شده است. (وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ -روم ۲۲) هر نوع تلاشی در راستای محو تفاوتهای فرهنگی و مذهبی، از میان برداشتن سنتی از سنن و نوامیس حاکم بر جهان متنوع و متلون جهان آفرینش است. (لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَة وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّهی وَاحِدَة -مائده ۴۸)
▫️فلات بزرگ ایران نیز دارای تکثر قومی، مذهبی و دینی است که آن را به پدیدهای مستعد تحقیق مبدل نموده؛ این تنوع در ذات خود در جامعهای «عدالتمحور» میتواند فرصتی فرهنگی تلقی شود و هم میتواند در دیگر سوی، محملی برای تنش، واگرایی و درگیریهای قومی، مذهبی و دینی بوده و تبدیل به مسئلهای شود که برای حل آن و ارائهی راهکارهای تئوریک و عملگرایانه، لازم است تدابیر مناسبی و ظریف و پرهزینه حتی، اندیشیده شود.
▫️در دهههای اخیر نیز روابط بین قومی در کشور فراز و نشیبهای فراوانی به خود دیده است. بروز نارضایتیها و بحرانهای قومی و بعضاً مذهبی در چند دهه اخیر و تداوم و تشدید برخی مطالبات نشان میدهد که سیاستهای مدیریت قومی در ایران بهصورت عام و در مناطق چند قومیتی بهطور خاص، کارایی و اثربخشی لازم را نداشته و نیاز به بازنگری دارد.
▫️ ناکارآمدی مذکور عمدتاً ازآنروست که مبنای سیاستهای قومی تاکنون براساس پارادایم امنیت ملی بوده است و نه تحقق امنیت پایدار؛ بهبیاندیگر رویکرد آن معطوف به کنترل و مدیریت مسئله قومی بوده است و نه حل ریشهای آن؛ بنابراین اگر وضعیت موجود با وضعیت آرمانی-پندارهای که همان «همزیستی مسالمتآمیز آگاهانه و ارادی» بین اقوام مختلف است؛ منطبق نباشد، تبدیل به معضلی خواهد شد که باید در رفع آن کوشید تا اینکه امنیت پایدار اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در سایه پذیرش فرهنگ تکثرگرایانه به تحقق بپیوندد.
▫️ امنیت و ثبات بهعنوان شاخصه برنامهريزی و اقدامات توسعگی، امری است كه بدون تأمين و تضمين پايداری آن، امكان جذب و بهکارگیری سرمایهگذاریها و تأمين منافع کلان ملّی در آن امکانپذیر نخواهد بود. فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه منوط بر حصول امنیت و پايداری و ثبات نظام و حاكميت و تأمين و تضمين حقوق اجتماعی و فردی آحاد جامعه فارغ از خاستگاههای قومی، مذهبی و زبانی آنان است.
▫️از سویی دیگر فیلسوفانی که دغدغهی تحقق عدالت داشتهاند، امنيت را شرط ضروری «عدل» دانستهاند و کسانی که به رفاه میانديشند، امنيت را عامل اصلی آسايش شمردهاند و آنان که بر توسعه سياسی، اقتصادی و... اصرار دارند امنيت را مهمترين عامل تلقی کردهاند. این قرائن خود بر اهمیت وافر همزیستی و همگرایی قومی و در پس آن، تحقق توسعه پایدار صحه میگذارد، لذا ضروری است محققین و دلسوزان به بررسی رابطه علی همگرایی قومی و امنیت پایدار پرداخته و برای تدبیر و چارهاندیشیهای راهبردی در این خصوص، باید به شناخت عوامل مؤثر بر افزایش همگرایی و کاهش واگرایی اقوام در کشور؛ بالأخص در مناطق غربی کشور همت گذاشت.
▫️ واقعیت آن است که راه «توسعه ملی و پایدار» تنها از باور واقعی همگان به «تنوع فرهنگی» و «پذیرش درونی شده دیگری» میگذرد.
Avinpress.ir
@avinpress
🔺ناموس یا جان؛ کدام عزیزتر است؟
✍ دکتر جعفر احمدی-جامعهشناس
🔸در یکسال اخیر چند جوان به خاطر اختلاف بر سر موضوعی خانوادگی یا ناموسی به قتل رسیده و یا زخمی شدهاند. این مورد البته اولین و آخرین مورد از نزاع و قتل به خاطر ناموس نبوده و نخواهد بود. اگر گفته شود که ناموس زیربنای خشونت، تبعیض و سلطه جنسی در جوامعی با ساختار سنتی است، سخن گزافی نیست. هرچند قتلهای ناموسی مختص جوامع سنتی و توسعهنیافته نیست و در جوامع توسعهیافته هم نمودهای هرچند ضعیفتری از آن مشهود است اما آنچه عیان است این است که در جوامع توسعهنیافته، قتل ناموسی علاوه بر فراوانی بیشتر، در افکار عمومی قبح کمتری دارد و این حساسیت فرهنگی زمینه را برای ترویج بیشتر چنین جنایاتی فراهم کرده است؛ بنابراین ناموس و قتل ناموسی بیشتر برساختی اجتماعی است که ریشه در نظام فرهنگی اجتماعی جوامع توسعهنیافته دارد.
🔸اما قتل ناموسی چیست؟ باوجوداینکه هنوز تعریف مشخص و دقیقی از قتل ناموسی ارائه نشده است ولی آنچه در خصوص این نوع قتل گفتهشده این است که قتل ناموسی، به قتل به خاطر شرف معروف است. در تعریف قتل ناموسی عنوان میشود که این قتل، نتیجه یک رفتار خشونتآمیز است که طی آن، مردان یک خانواده، یکی از افراد مؤنث خانواده اعم از خواهر، دختر، مادر و همسر و دخترعمو (را به دلایل داشتن روابط خارج از عرف)، به قتل میرسانند تا بهزعم خود لکه ننگ و رسوایی از دامان خانواده و فامیل، بزدایند. قربانی اصلی این قتلها، معمولاً زنان و دختران هستند؛ اما گاهی مرد یا مردانی هم با همین بهانه به قتل برسند.
🔸در خصوص بیان چرایی و علت این قتلها، محققان عوامل مختلفی را بیان کردهاند ولی به نظر میرسد نقش عوامل فرهنگی بیش از سایر عوامل برجسته است. منظور از عوامل فرهنگی همان نظامی است که هنجارها و ارزشهای یک جامعه را معین میکنند. هنجارهایی که به حفظ شرافت و ناموس بهایی بیشتر از جان انسانها میدهد. در نظام فرهنگی است که برای مردم مشخص میکند که بیناموسی، بیارزشی است و ناموس را به زنان گره میزند؛ اما بهراستی چرا یک فرد ناموس کس دیگری است؟ چه کسی ناموس و بیناموسی را تعریف میکند؟
بدون شک پاسخ این سؤالات را میتوان در درون ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جوامع سنتی یافت. جوامعی که دارای ساختاری مردسالار است و بهواسطه قدرت و هژمونی مردانه، ناموس و بیناموسی تعریف میشود.
🔸واضح است در چنین ساختار مردسالاری و در فقدان برابری و عدالت جنسی، زنان ازهرجهتی دچار ضعف و بیقدرتی میشوند. مردان از این وضعیت به نفع خود بهره میبردند و زنان را ملک و دارایی خود تعریف میکنند و هرگونه تعدی و تجاوز به آن ملک مایه ننگ و شرمساری میدانند. به همین خاطر است، در جوامعی که زنان جایگاه و حقوق اجتماعی مشخصی دارند، کمتر شاهد قتلهای ناموسی هستیم. در جوامع سنتی ناموس را بهعنوان مـلاك و معيـاری بـرای ارزيابی ارزش، اعتبار و جايگاه اعضای خود بهحساب میآورند.
🔸 در يك جامعـه سـنتی، شرف و پاکدامنی زن تنها به خودش تعلق ندارد، بلكـه سـرمايه مشـترك و همگـانی اعضای خانواده و فامیل محسوب میشود این امر البته در رابطه با شرف مردانه چنین عمومیتی ندارد و عزت و خفت مرد صرفاً برای خود اوست نه اعضای خانواده!
🔸علاوه براین، متغيرهايي نظير باورها و تعصبات شديد قومي- قبیلهای، حاكميت باورهاي مردسالارانه و شيخوخيت، سلطة فرهنگ جمعگرایی، ساختار قدرت، وجود سنتهای نادرست همسرگزينی و ازدواج، ناموسپرستی، نگرش منفی به زنان و دختران و...، بهویژه در ميان برخی اقوام ايرانی در وقوع اینگونه قتلها نمود بيشتری دارد.
🔸در این جوامع، تعصب برای برقراری رابطهی جنسی تنها برای زنان است و مردان برای رابطه جنسی آزادند. زنان بهعنوان نوامیسی که اهمیتی بالا به قیمت جان مردان دارند باید ارزششان حفظ شود. درنهایت در چنین جامعهای مرد بهعنوان فردی ناموسپرست در قالب قهرمانی که در مقابله با از بین رفتن ارزشها و هنجارها جان خود را به خطر میاندازد، معرفی میشود. در این جامعهی مردسالار چنین مردانی نهتنها سرزنش نمیشوند بلکه با تشویق و حق دادن بهنوعی این کنش را ترویج و تقویت میکنند.
🔸این پدیده خشونتآمیز ریشه در ارزشها، هنجارهای و باورهای غلط گذشته دارد. پس برای از بین بردن این ارزشهای غلط و غیرانسانی باید فعالان جنبش زنان در کنار فعالان جنبشهای مدنی دستبهدست هم دهند و با برملا ساختن چنین باورهای غلطی جایگاه واقعی زنان را در جامعه ترویج دهند. آگاهسازی زنان نسبت به حقوق خود و مردان نسبت به ارزشهای والای انسانی شاید راهگشای حذف چنین خشونتهایی باشد.
Avinpress.ir
@avinpress
✍ دکتر جعفر احمدی-جامعهشناس
🔸در یکسال اخیر چند جوان به خاطر اختلاف بر سر موضوعی خانوادگی یا ناموسی به قتل رسیده و یا زخمی شدهاند. این مورد البته اولین و آخرین مورد از نزاع و قتل به خاطر ناموس نبوده و نخواهد بود. اگر گفته شود که ناموس زیربنای خشونت، تبعیض و سلطه جنسی در جوامعی با ساختار سنتی است، سخن گزافی نیست. هرچند قتلهای ناموسی مختص جوامع سنتی و توسعهنیافته نیست و در جوامع توسعهیافته هم نمودهای هرچند ضعیفتری از آن مشهود است اما آنچه عیان است این است که در جوامع توسعهنیافته، قتل ناموسی علاوه بر فراوانی بیشتر، در افکار عمومی قبح کمتری دارد و این حساسیت فرهنگی زمینه را برای ترویج بیشتر چنین جنایاتی فراهم کرده است؛ بنابراین ناموس و قتل ناموسی بیشتر برساختی اجتماعی است که ریشه در نظام فرهنگی اجتماعی جوامع توسعهنیافته دارد.
🔸اما قتل ناموسی چیست؟ باوجوداینکه هنوز تعریف مشخص و دقیقی از قتل ناموسی ارائه نشده است ولی آنچه در خصوص این نوع قتل گفتهشده این است که قتل ناموسی، به قتل به خاطر شرف معروف است. در تعریف قتل ناموسی عنوان میشود که این قتل، نتیجه یک رفتار خشونتآمیز است که طی آن، مردان یک خانواده، یکی از افراد مؤنث خانواده اعم از خواهر، دختر، مادر و همسر و دخترعمو (را به دلایل داشتن روابط خارج از عرف)، به قتل میرسانند تا بهزعم خود لکه ننگ و رسوایی از دامان خانواده و فامیل، بزدایند. قربانی اصلی این قتلها، معمولاً زنان و دختران هستند؛ اما گاهی مرد یا مردانی هم با همین بهانه به قتل برسند.
🔸در خصوص بیان چرایی و علت این قتلها، محققان عوامل مختلفی را بیان کردهاند ولی به نظر میرسد نقش عوامل فرهنگی بیش از سایر عوامل برجسته است. منظور از عوامل فرهنگی همان نظامی است که هنجارها و ارزشهای یک جامعه را معین میکنند. هنجارهایی که به حفظ شرافت و ناموس بهایی بیشتر از جان انسانها میدهد. در نظام فرهنگی است که برای مردم مشخص میکند که بیناموسی، بیارزشی است و ناموس را به زنان گره میزند؛ اما بهراستی چرا یک فرد ناموس کس دیگری است؟ چه کسی ناموس و بیناموسی را تعریف میکند؟
بدون شک پاسخ این سؤالات را میتوان در درون ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جوامع سنتی یافت. جوامعی که دارای ساختاری مردسالار است و بهواسطه قدرت و هژمونی مردانه، ناموس و بیناموسی تعریف میشود.
🔸واضح است در چنین ساختار مردسالاری و در فقدان برابری و عدالت جنسی، زنان ازهرجهتی دچار ضعف و بیقدرتی میشوند. مردان از این وضعیت به نفع خود بهره میبردند و زنان را ملک و دارایی خود تعریف میکنند و هرگونه تعدی و تجاوز به آن ملک مایه ننگ و شرمساری میدانند. به همین خاطر است، در جوامعی که زنان جایگاه و حقوق اجتماعی مشخصی دارند، کمتر شاهد قتلهای ناموسی هستیم. در جوامع سنتی ناموس را بهعنوان مـلاك و معيـاری بـرای ارزيابی ارزش، اعتبار و جايگاه اعضای خود بهحساب میآورند.
🔸 در يك جامعـه سـنتی، شرف و پاکدامنی زن تنها به خودش تعلق ندارد، بلكـه سـرمايه مشـترك و همگـانی اعضای خانواده و فامیل محسوب میشود این امر البته در رابطه با شرف مردانه چنین عمومیتی ندارد و عزت و خفت مرد صرفاً برای خود اوست نه اعضای خانواده!
🔸علاوه براین، متغيرهايي نظير باورها و تعصبات شديد قومي- قبیلهای، حاكميت باورهاي مردسالارانه و شيخوخيت، سلطة فرهنگ جمعگرایی، ساختار قدرت، وجود سنتهای نادرست همسرگزينی و ازدواج، ناموسپرستی، نگرش منفی به زنان و دختران و...، بهویژه در ميان برخی اقوام ايرانی در وقوع اینگونه قتلها نمود بيشتری دارد.
🔸در این جوامع، تعصب برای برقراری رابطهی جنسی تنها برای زنان است و مردان برای رابطه جنسی آزادند. زنان بهعنوان نوامیسی که اهمیتی بالا به قیمت جان مردان دارند باید ارزششان حفظ شود. درنهایت در چنین جامعهای مرد بهعنوان فردی ناموسپرست در قالب قهرمانی که در مقابله با از بین رفتن ارزشها و هنجارها جان خود را به خطر میاندازد، معرفی میشود. در این جامعهی مردسالار چنین مردانی نهتنها سرزنش نمیشوند بلکه با تشویق و حق دادن بهنوعی این کنش را ترویج و تقویت میکنند.
🔸این پدیده خشونتآمیز ریشه در ارزشها، هنجارهای و باورهای غلط گذشته دارد. پس برای از بین بردن این ارزشهای غلط و غیرانسانی باید فعالان جنبش زنان در کنار فعالان جنبشهای مدنی دستبهدست هم دهند و با برملا ساختن چنین باورهای غلطی جایگاه واقعی زنان را در جامعه ترویج دهند. آگاهسازی زنان نسبت به حقوق خود و مردان نسبت به ارزشهای والای انسانی شاید راهگشای حذف چنین خشونتهایی باشد.
Avinpress.ir
@avinpress
👍2
🔺خودداری حدود ۲۷۰ هزار نفر از شهروندان آذربایجانغربی از تزریق واکسن کرونا
▫️براساس آخرین آمارهای دانشگاه علوم پزشکی، سویه اومیکرن در آذربایجانغربی غالب شد.
▫️براساس آمار قرارگاه مبارزه با کرونای علوم پزشکی آمار قربانیان کرونا در آذربایجانغربی ۱۰۶۰۰ نفر بوده و ۸۸ درصد این افراد هیچگونه واکسن کرونایی تزریق نکرده بودند.
▫️همچنین بیش از ۲۶۷ هزار نفر از شهروندان استان
تاکنون هیچ واکسن کرونایی تزریق نکردهاند!
▫️پیرانشهر، سردشت، چالدران و خوی در تزریق واکسن زیر میانگین مناسب استانی هستند.
▫️بیش از ۶۵ درصد از مبتلایان به کرونا در چند روز اخیر سویه اومیکرون است که میتواند برای واکسن نزدهها و افراد دارای بیماریهای زمینهای بسیار خطرناک باشد.
▫️تزریق سه دوز کامل واکسن و ماسک تنها راه عبور از پیک ششم کرونا است.
Avinpress.ir
@avinpress
▫️براساس آخرین آمارهای دانشگاه علوم پزشکی، سویه اومیکرن در آذربایجانغربی غالب شد.
▫️براساس آمار قرارگاه مبارزه با کرونای علوم پزشکی آمار قربانیان کرونا در آذربایجانغربی ۱۰۶۰۰ نفر بوده و ۸۸ درصد این افراد هیچگونه واکسن کرونایی تزریق نکرده بودند.
▫️همچنین بیش از ۲۶۷ هزار نفر از شهروندان استان
تاکنون هیچ واکسن کرونایی تزریق نکردهاند!
▫️پیرانشهر، سردشت، چالدران و خوی در تزریق واکسن زیر میانگین مناسب استانی هستند.
▫️بیش از ۶۵ درصد از مبتلایان به کرونا در چند روز اخیر سویه اومیکرون است که میتواند برای واکسن نزدهها و افراد دارای بیماریهای زمینهای بسیار خطرناک باشد.
▫️تزریق سه دوز کامل واکسن و ماسک تنها راه عبور از پیک ششم کرونا است.
Avinpress.ir
@avinpress
👍3👎2
♦️از زاویهای دیگر!
" من اما از خداداد متشکرم"!
▫️نه بهخاطر ادبیات و لحن نامناسب که همیشه این نقد به او وارد است، بلکه بخاطر اینکه در پر بینندهترین برنامه سالهای اخیر تلویزیون کشور دانسنه یا ندانسته واژه دور از شان انسانی " کولبر" را بر زبان راند و دوباره افکار عمومی را متوجه این پدیده زشت و غیرانسانی کرد.
▫️من از او متشکرم نه به معنای تایید سخنانش چرا که او ذهنیتی متفاوت از من و شما از کولبری دارد و صدالبته حتی من و شما هم برداشت متفاوتی از ۳ واژه #کولبر، #کاسبکار_مرزی و #قاچاقچی داریم در حالیکه هریک معنایی متفاوت از دیگری دارد!
▫️اینکه کسی زاده فریمان مشهد در شمال شرق کشور برداشتی چون ما مردمان شمال غرب کشور از کولبری ندارد دلیل آن نیست که ما چنین خشن بر او بتازیم!
▫️بجای تقدیس کولبر آیا بهتر نیست همه دست به دست هم دهیم تا این پدیده دون شان انسانی را به حداقل برسانیم.
▫️در یاد دارم کمپینی برای یک کولبر قطع نخاعی برپا شده بود هریک از ما که اکنون رگ غیرتمان چنین برافروخته است حتی حاضر نشدیم چند هزار تومان به وی کمک کنیم. بجاست اول خود را نقد کنیم و سپس اغیاری چون خداداد را.
Avinprees.ir
@avinpress
" من اما از خداداد متشکرم"!
▫️نه بهخاطر ادبیات و لحن نامناسب که همیشه این نقد به او وارد است، بلکه بخاطر اینکه در پر بینندهترین برنامه سالهای اخیر تلویزیون کشور دانسنه یا ندانسته واژه دور از شان انسانی " کولبر" را بر زبان راند و دوباره افکار عمومی را متوجه این پدیده زشت و غیرانسانی کرد.
▫️من از او متشکرم نه به معنای تایید سخنانش چرا که او ذهنیتی متفاوت از من و شما از کولبری دارد و صدالبته حتی من و شما هم برداشت متفاوتی از ۳ واژه #کولبر، #کاسبکار_مرزی و #قاچاقچی داریم در حالیکه هریک معنایی متفاوت از دیگری دارد!
▫️اینکه کسی زاده فریمان مشهد در شمال شرق کشور برداشتی چون ما مردمان شمال غرب کشور از کولبری ندارد دلیل آن نیست که ما چنین خشن بر او بتازیم!
▫️بجای تقدیس کولبر آیا بهتر نیست همه دست به دست هم دهیم تا این پدیده دون شان انسانی را به حداقل برسانیم.
▫️در یاد دارم کمپینی برای یک کولبر قطع نخاعی برپا شده بود هریک از ما که اکنون رگ غیرتمان چنین برافروخته است حتی حاضر نشدیم چند هزار تومان به وی کمک کنیم. بجاست اول خود را نقد کنیم و سپس اغیاری چون خداداد را.
Avinprees.ir
@avinpress
👍7👎1
