⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆ – Telegram
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
162 subscribers
4.02K photos
265 videos
8 files
296 links
Download Telegram
خیلی وقت می‌شه که دیگه تو خیابون تلفن عمومی یا تلفن عمومی‌ای که سالم و درحال استفاده باشه نمیبینم. چه برسه به باجه تلفن. این واقعا وحشتناکه. یعنی ما تو نسلی هستیم که تقریبا هیچکدوممون از تلفن عمومی استفاده نکردیم. نمی‌گم که ای وای قدیما بهتر بود یا کاش پیشرفت نمی‌کردیم، من طرفدار راحتیم‌، نگرانی من جای دیگه‌ست. منظورم اینه که چه بلای قراره سر سازمانای مخفی بیاد؟ از کجا دیگه وارد سازمانشون میشن. شاید بخاطر همین سازمانای مخفی منحل شدن.
اگه شما یکی از داوطلبای عضویت به یه سازمان خیلی خیلی سری و اسرار آمیز و نسبتا جادویی بودید، و بخاطر نبود تلفن عمومی دیگه نمیتونید وارد بشید، واقعا متأسفم... امیدوارم راهی پیدا کنید دوباره‌.
#can_you_hear_me
🍓26👾2
می‌دونید به ماهی‌ای که خوابه چی میگن؟

هیچی نمیگن و میذارن یکم بخوابه.
آخه:
🍓2
امروز خیلی عجیب بود. شایدم تنها روز عادی بود. انگاری خودم زندگی نمی‌کردم و صرفا داشتم یه صفحه از یه زندگینامه و سرگذشت رو میخوندم. که تصادفا اون زندگی نامه خودم بود. انگاری بین خودم و خودم دیوار چهارم بود‌. همین باعث شده بود حس تعلق نکنم. به هیجا. میدونید حس تعلق باعث راحتی میشه و راحتی باعث میشه عادت کنیم، به شرایط محیط یا آدما‌. ولی اون موقع حس تعلق نداشتم پس همچی برام عجیب و قابل توجه بود. فونت سردرد یه پاساژ، معماری متفاوت یه هات داگ فروشی تو خیابونی که همیشه ازش رد میشدم‌. اجناسی که تو مغازه ها به فروش میرسید. مغازه هایی که همیشه از کنارشون رد میشدم. ساختمونا یه لحظه اونقدر بزرگ و عادی به نظر نیومدن. انگاری هنوز انسان هایی بودیم که تازه تمدن رو کشف کردیم و تو بیابون چادر زدیم. چادرای محکم تر. به ساختمونا شکلای جدید و عجیب تر دادیم. ولی بازم وسط بیابونیم. شاید واقعا زمان زیادی نگذشته.
#can_you_hear_me
🍓4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍓4
مزخرف ترین سررسید ممکن تبدیل به دفتر مورد علاقم شد. موقع پر کردنش فقط هرچی تو مغزمه رو مینویسم و میکشم.
🍓3
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
Photo
عادت کردن به سبک نوشتاریش خیلی طول کشید و اولش عادی تر بود و به مرور ناواضح تر شد برام‌. فکر کردم مشکل از ترجمست ولی کم کم فهمیدم مدل خوانشم مشکل داره. باید جمله‌هارو کوتاه و منقطع میخوندم. آروم آروم و شمرده. جمله ها بهم وصل نبودن ولی همه راجع به یه موضوع حرف میزدن. جدید و جالب بود این سبک. کل کتاب به همین صورت نوشته شده بود و اگه سریع میخوندی معنی نمیدادن.(مبالغه نمیکنم، بی معنی میشدن اگه خوانش آروم و شمرده نبود.)
🍓5
یمدت دیگه برم کتابخونه شاید کتابای تستم تموم نشن، ولی کتابای غیر درسیم تموم میشن و تو نقاشی پیشرفت میکنم.
👾6🍓1
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
من افیشالی میتونم به فرانسوی بگم «اون گربه پرتقال میخوره.» و «ایا شما اسب هستید؟»
اگر خواستید برید فرانسه و مترجم خواستید من هستم
آدم عجیب نشسته رو صندلیه قرمز با عینک قرمز روبه روی پرده، به شما شب بخیر میگه
🍓10