من واقعا شیفتهی قلم بوبن هستم. جوری از ترکیبات و بازی با کلماتش لذت میبرم که دلم میخواد میتونستم نوشتههاش رو قورت بدم.
"اتفاق زمانی روی میدهد که زندگی جدیدی وارد زندگیمان شود؛ درست مانند رودخانهای که طغیان کند و در روستایی جاری شود و محکمترین خانهها را مانند تکه چوبی بیارزش روی آب شناور سازد."
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
"برخلاف خورشید، باران همهی انگیزهها را از من میگیرد و به من میگوید: «همین جا بمان و مرا تماشا کن. همین کافی است، من به تنهایی کارها را انجام میدهم. به جای تو شادی میکنم، میخندم، میگریم و مینویسم...»"
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
"به اعتقاد من، در زندگی تنها تعداد محدودی «بله» در اختیار ما قرار دارد و پیش از به کارگیرشان، باید با بیشماری «خیر» از آنها حافظت کنیم."
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
"من در زندگی خود، عقل را به کار نبردهام و نیز بیعقلی را. در حقیقت نمیدانم چه چیزی در زندگی من وجود دارد. شاید فقط یک زندگی است و آمیزهای از تنهایی، عقل و بیعقلی..."
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
"ابتدا تصمیم داشتم بنویسم «در مقابل این عمل دیوسیرتانه»، اما فکر کردم گفتن نام دیو به عالم کائنات برمیگردد و داشتم فراموش میکردم که نشان دادن یک عمل غیرانسانی تنها از انسان برمیآید."
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
"ما در زندگی، ابتدا سبب پرورش یکدیگر میشویم، سپس همه چیز را رها میکنیم. مادران کودکان را پرورش داده و کودکان، مادران را و سرانجام از یکدیگر جدا میشوند. عشاقی که روح یکدیگر را در کام خویش میکشند، سپس همدیگر را ترک میکنند؛ البته در این موارد هیچ چیز بد یمنی در کار نیست بلکه هر آنچه اتفاق میافتد، ضروری است. خوردن و سرانجام رفتن. یک قانون طبیعی برای رشد! حرکتی مشروع برای پرورش یافتن؛ و این ماتمی است غیرقابل اجتناب."
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
-فرسودگی
(کریستین بوبن)
So Long, London
Taylor Swift
So how much sad did you think I had,
Did you think I had in me?
How much tragedy?
Did you think I had in me?
How much tragedy?
*•° غباری معلق در کیهان °•*
Taylor Swift – So Long, London
من هیچوقت فن تیلور نبودم اما به طرز عجیبی یکسال گذشته مدام آهنگهاش رو گوش دادم و اینجوری بودم که "چطوری تا الان دوستش نداشتم؟"
نمیدونم شما هم این حس رو تجربه کردین یا نه ولی آهنگهای تیلور، به جز قشنگ و کچی بودن، از اون آهنگهان که میشه هر روز و موقع انجام کارهای روزمره بهشون گوش داد و لذت برد.
نمیدونم شما هم این حس رو تجربه کردین یا نه ولی آهنگهای تیلور، به جز قشنگ و کچی بودن، از اون آهنگهان که میشه هر روز و موقع انجام کارهای روزمره بهشون گوش داد و لذت برد.
Forwarded from "Opal"
رائی ۱۳ سالش بود هنوز دبیرستانی نشده بود:(((
الان بزرگ شده ویزاش هم رسیده
الان بزرگ شده ویزاش هم رسیده
بعد از مدتها دارم مینویسم و چقدر دلتنگ حس غرق شدن لابهلای کلمهها بودم. :))
لحظههایی توی زندگی هستن که مجبوری ادامه بدی؛ هر جوری که شده، با هر سختی یا میزان خستگی، باید ادامه بدی.
همه از این لحظهها دارن. اما امروز بهم یادآوری شد که همون قدر که تلاش توی این لحظهها مهمه، توانایی توقف توی زمانی که مجبور نیستی به خودت فشار بیاری هم مهمه.
این روزها که دارم تلاش میکنم به خودم سخت نگیرم و استراحت کنم، متوجه شدم که چقدر آسون گرفتن به خودم، واسم سخت شده و چقدر این موضوع باعث فرسودگی و خستگیام شده.
مسیر زندگی پر از لحظات سخته و برای به خوبی عبور کردن از اونها، علاوه بر مهارت تلاش کردن، مهارت توقف و استراحت کردن هم نیازه.
مهارتی که این روزها دارم سعی میکنم یاد بگیرم. مهارتی که امیدوارم همهی کسایی که این روزها دارن زیادی به خودشون سخت میگیرن، به یاد بیارن.
همه از این لحظهها دارن. اما امروز بهم یادآوری شد که همون قدر که تلاش توی این لحظهها مهمه، توانایی توقف توی زمانی که مجبور نیستی به خودت فشار بیاری هم مهمه.
این روزها که دارم تلاش میکنم به خودم سخت نگیرم و استراحت کنم، متوجه شدم که چقدر آسون گرفتن به خودم، واسم سخت شده و چقدر این موضوع باعث فرسودگی و خستگیام شده.
مسیر زندگی پر از لحظات سخته و برای به خوبی عبور کردن از اونها، علاوه بر مهارت تلاش کردن، مهارت توقف و استراحت کردن هم نیازه.
مهارتی که این روزها دارم سعی میکنم یاد بگیرم. مهارتی که امیدوارم همهی کسایی که این روزها دارن زیادی به خودشون سخت میگیرن، به یاد بیارن.
Into My Arms
Nick Cave And The Bad Seeds
آهنگهای nick cave رو با عشق گوش میدم و هر جا میبینمشون حسابی ذوق میکنم.
حالا امشب سونبه یکیشون رو گذاشت و گوشهام رو نوازش کرد. :))
حالا امشب سونبه یکیشون رو گذاشت و گوشهام رو نوازش کرد. :))
Youcandle🐿️
ایس موکا با بوی قهوه 🧋۱۸۵ کروسان 🥨۹۵ ارسال همه شهر ها 🛤️
از وقتی پان این چنل رو گذاشت، هی میرم زل میزنم به این. از تو خود عکسم دلم میخواد آیس موکاهه رو بخورم.😭
Forwarded from In Another Life ࿔୧ . ݁
زندگی میتونست بهتر هم باشه، اگر زودتر پاییز میشد..🧺 🥾 🔥 ↔
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کرم از خود درخته!
چرا به جای مجرم، قربانی رو سرزنش میکنیم؟
شاید خودتون یا شخصی از بین اطرافیانتون، مخاطب جملههایی مثل "چون لباست مناسب نبود بهت تیکه انداختن" یا "حتما یه کاری کردی که اونم این کارو کرده" قرار گرفته باشین.
سرزنش قربانی پدیدهای هست که در اون تقصیر یک جرم، "اغلب در جرایمی مثل تجاوز، آزار جنسی و جسمی، خشونت خانوادگی یا حتی دزدی"، به قربانی نسبت داده میشه. یعنی قربانی تا حدودی و یا حتی کاملا بابت حادثه و ترومای ایجاد شده مسئوله.
چرا به جای مجرم، قربانی رو سرزنش میکنیم؟
شاید خودتون یا شخصی از بین اطرافیانتون، مخاطب جملههایی مثل "چون لباست مناسب نبود بهت تیکه انداختن" یا "حتما یه کاری کردی که اونم این کارو کرده" قرار گرفته باشین.
سرزنش قربانی پدیدهای هست که در اون تقصیر یک جرم، "اغلب در جرایمی مثل تجاوز، آزار جنسی و جسمی، خشونت خانوادگی یا حتی دزدی"، به قربانی نسبت داده میشه. یعنی قربانی تا حدودی و یا حتی کاملا بابت حادثه و ترومای ایجاد شده مسئوله.
*•° غباری معلق در کیهان °•*
کرم از خود درخته! چرا به جای مجرم، قربانی رو سرزنش میکنیم؟ شاید خودتون یا شخصی از بین اطرافیانتون، مخاطب جملههایی مثل "چون لباست مناسب نبود بهت تیکه انداختن" یا "حتما یه کاری کردی که اونم این کارو کرده" قرار گرفته باشین. سرزنش قربانی پدیدهای هست که در…
اما چرا اغلب افراد قربانیان رو سرزنش میکنن؟
این امر میتونه دلایل خیلی زیادی داشته باشه؛ اما در اغلب موارد، افراد با سرزنش قربانی سعی دارند از خودشون و باورهاشون در برابر اتفاقات ناخوشایند محافظت کنند!
چندتا از باورهای رایجی که باعث سرزنش قربانی میشن، اینها هستن:
این امر میتونه دلایل خیلی زیادی داشته باشه؛ اما در اغلب موارد، افراد با سرزنش قربانی سعی دارند از خودشون و باورهاشون در برابر اتفاقات ناخوشایند محافظت کنند!
چندتا از باورهای رایجی که باعث سرزنش قربانی میشن، اینها هستن:
*•° غباری معلق در کیهان °•*
اما چرا اغلب افراد قربانیان رو سرزنش میکنن؟ این امر میتونه دلایل خیلی زیادی داشته باشه؛ اما در اغلب موارد، افراد با سرزنش قربانی سعی دارند از خودشون و باورهاشون در برابر اتفاقات ناخوشایند محافظت کنند! چندتا از باورهای رایجی که باعث سرزنش قربانی میشن،…
•فرضیهی جهان عادلانه
این فرضیه بر این باور بنا شده که جهان مکانی امن و عادلانهست و هر کسی به چیزی که لیاقتش رو داره میرسه. درنهایت، اتفاقهای خوب برای آدمهای خوب و اتفاقهای بد برای آدمهای بد میفته.
اما اگه اتفاقهای بد برای آدمهای خوب بیفته چی؟ قربانیهای آزار و خشونت، مثال نقض این فرضیه هستند.
در نتیجه وقتی افراد با قربانی مواجه میشن، برای محافظت از باوری که به اونها احساس امنیت میده، شروع به گشتن، به دنبال دلایلی برای مقصر نشون دادن قربانی میکنن.
دلایلی که معمولا برای توجیه تروما به کار میبرن یا اینه که قربانی فردی منفعل بوده که خودش اجازه داده شرایط وقوع آسیب ایجاد بشه و یا اینکه، خشونتگر رو فردی تصور میکنن که بخاطر شرایط و رفتارهای قربانی تحریک شده و کنترل خودش رو از دست داده!
این فرضیه بر این باور بنا شده که جهان مکانی امن و عادلانهست و هر کسی به چیزی که لیاقتش رو داره میرسه. درنهایت، اتفاقهای خوب برای آدمهای خوب و اتفاقهای بد برای آدمهای بد میفته.
اما اگه اتفاقهای بد برای آدمهای خوب بیفته چی؟ قربانیهای آزار و خشونت، مثال نقض این فرضیه هستند.
در نتیجه وقتی افراد با قربانی مواجه میشن، برای محافظت از باوری که به اونها احساس امنیت میده، شروع به گشتن، به دنبال دلایلی برای مقصر نشون دادن قربانی میکنن.
دلایلی که معمولا برای توجیه تروما به کار میبرن یا اینه که قربانی فردی منفعل بوده که خودش اجازه داده شرایط وقوع آسیب ایجاد بشه و یا اینکه، خشونتگر رو فردی تصور میکنن که بخاطر شرایط و رفتارهای قربانی تحریک شده و کنترل خودش رو از دست داده!
*•° غباری معلق در کیهان °•*
•فرضیهی جهان عادلانه این فرضیه بر این باور بنا شده که جهان مکانی امن و عادلانهست و هر کسی به چیزی که لیاقتش رو داره میرسه. درنهایت، اتفاقهای خوب برای آدمهای خوب و اتفاقهای بد برای آدمهای بد میفته. اما اگه اتفاقهای بد برای آدمهای خوب بیفته چی؟ قربانیهای…
•خطای اسناد
در روانشناسی اسناد به روندی گفته میشه که براساس اون، افراد علت رفتار یا اتفاقی که افتاده رو درک میکنن. به طور کلی دو نوع اسناد وجود داره: اسناد بیرونی و اسناد درونی.
اسناد درونی یعنی باور داریم دلیل رفتار یا موقعیت یک شخص، ویژگیهای شخصی و درونی اون هستند. برعکس، در اسناد بیرونی باور داریم که شرایط محیطی یا سایر عوامل بیرونی دلیل رفتار یک شخص هستند.
خطای اسناد وقتی اتفاق میفته که موقع قضاوت، انقدر همه چیز رو به ویژگیهای شخصی فرد نسبت میدیم که اهمیت شرایط محیطی رو فراموش میکنیم.
خطای اسناد یکی دیگه از دلایلی هست که میتونه باعث سرزنش قربانی بشه. مثلا "اگه میخواستی گوشیت رو ندزدن باید توی خیابون بیشتر مراقبش میبودی." به عبارتی به قربانی گفته میشه که دلیل آسیبی که دیده، ویژگیهای شخصی خودش "مثلا حواسپرتی" بوده نه دزدی که تصمیم به دزدی گرفته!
در روانشناسی اسناد به روندی گفته میشه که براساس اون، افراد علت رفتار یا اتفاقی که افتاده رو درک میکنن. به طور کلی دو نوع اسناد وجود داره: اسناد بیرونی و اسناد درونی.
اسناد درونی یعنی باور داریم دلیل رفتار یا موقعیت یک شخص، ویژگیهای شخصی و درونی اون هستند. برعکس، در اسناد بیرونی باور داریم که شرایط محیطی یا سایر عوامل بیرونی دلیل رفتار یک شخص هستند.
خطای اسناد وقتی اتفاق میفته که موقع قضاوت، انقدر همه چیز رو به ویژگیهای شخصی فرد نسبت میدیم که اهمیت شرایط محیطی رو فراموش میکنیم.
خطای اسناد یکی دیگه از دلایلی هست که میتونه باعث سرزنش قربانی بشه. مثلا "اگه میخواستی گوشیت رو ندزدن باید توی خیابون بیشتر مراقبش میبودی." به عبارتی به قربانی گفته میشه که دلیل آسیبی که دیده، ویژگیهای شخصی خودش "مثلا حواسپرتی" بوده نه دزدی که تصمیم به دزدی گرفته!
*•° غباری معلق در کیهان °•*
•خطای اسناد در روانشناسی اسناد به روندی گفته میشه که براساس اون، افراد علت رفتار یا اتفاقی که افتاده رو درک میکنن. به طور کلی دو نوع اسناد وجود داره: اسناد بیرونی و اسناد درونی. اسناد درونی یعنی باور داریم دلیل رفتار یا موقعیت یک شخص، ویژگیهای شخصی و…
•باور آسیب ناپذیر بودن
این باور، مثل فرضیهی جهان عادلانه، کارکرد محافظتی و امنیتی برای ما داره. در مواجهه با قربانی، وضعیت قربانی، افراد رو به یاد آسیب پذیری خودشون میاندازه. بنابراین با سرزنش قربانی، افراد این احساس رو که زندگی ممکنه از کنترل اونها هم خارج بشه، از بین میبرن.
مثلا "دوستم چون تا دیروقت بیرون بود، این اتفاق واسش افتاد. من اگه این کار رو نکنم امکان نداره همچین اتفاقی واسم بیفته."
این باور یکی از شایعترین دلایلی هست که اطرافیان قربانی، به سرزنش اون میپردازن.
این باور، مثل فرضیهی جهان عادلانه، کارکرد محافظتی و امنیتی برای ما داره. در مواجهه با قربانی، وضعیت قربانی، افراد رو به یاد آسیب پذیری خودشون میاندازه. بنابراین با سرزنش قربانی، افراد این احساس رو که زندگی ممکنه از کنترل اونها هم خارج بشه، از بین میبرن.
مثلا "دوستم چون تا دیروقت بیرون بود، این اتفاق واسش افتاد. من اگه این کار رو نکنم امکان نداره همچین اتفاقی واسم بیفته."
این باور یکی از شایعترین دلایلی هست که اطرافیان قربانی، به سرزنش اون میپردازن.