⋆ ᴷᵃᵗᵃʷᵃʳᵉ ᴰᵒᵏⁱ ⁱⁿ ᵗʰᵉ ᴹᵉᵃᵈᵒʷ ⋆
My life and me, every goddamn day:
منو شیوا بعد از یک هفته دیدن فیلمهای عجیبغریب و عمیق و دردناک:
خب بریم یه فیلم نرمال و آروم و شاد ببینیم.
چیزی که میبینیم:
خب بریم یه فیلم نرمال و آروم و شاد ببینیم.
چیزی که میبینیم:
یعنی تو این چند روز کارآموزی در مورد یه چیزایی خوندم و نوشتم که در حالت عادی احتمالا تا آخر عمرم هم بهشون برخورد نمیکردم.
عزیزکم، زمان زیادی گذشته. اونقدر زیاد که حسابش از دستم در رفته. اما من دلتنگم. هنوزم همونقدر دلتنگم. بغض هنوزم توی گلوم گیر کرده؛ گندهتر از همیشه. اشکهام اما در طول زمان راهشون رو گم کردن.
عزیزکم، من اینجام. بدون تو اینجام. با غم تو اینجام. و هیچوقت بودن به اندازهی حالا تلخ نبوده. طعم تلخش درد شده افتاد به جون قلبم.
عزیزکم، غمگین شدم؛ سنگین و تلخ.
عزیزکم، من اینجام. بدون تو اینجام. با غم تو اینجام. و هیچوقت بودن به اندازهی حالا تلخ نبوده. طعم تلخش درد شده افتاد به جون قلبم.
عزیزکم، غمگین شدم؛ سنگین و تلخ.
در آستانهی فروپاشیام و همزمان دارم کار کلاس توانبخشی رو هماهنگ میکنم، نوشیدنی میخورم، به صدای تو گوش میدم و غمم رو قورت میدم.
چیزای زیادی هستن که باید انجام بدم اما شدم یه گوله غم. میشینم پشت میزم و نمیدونم با این همه غم و گم بودن چیکار کنم...
*•° غباری معلق در کیهان °•*
Haxor – Sufjan Stevens - Fourth of July (Lyrics)
داشتم فکر میکردم که اگه قرار بود بعد مرگم کسی من رو با یه آهنگ به یاد بیاره، امیدوارم این آهنگ باشه.
امشب آهنگهایی که بنظرم خیلی غمگین بودن هم دیگه چندان غمگین بنظر نمیرسن.
رفتم جلد آخر در جستجوی زمان از دست رفته رو بگیرم، کتابداره یه جوری واسم ذوق کرد که خجالت کشیدم. 😭😂
حالا هی من سگ دو بزنم بلکه از این باتلاق بیام بیرون هی تو هلم بده خاک بریز روم.
از خیلی چیزها مطمئن نیستم اما از اینکه اگه با شیوا زندگی میکردم، زندگیم خیلی قشنگ میشد مطمئنم.
دلم میخواد یه گوشه بشینم و غصه بخورم اما باید دو تا کار رو تحویل بدم.
اگه فردا رو بدون دردسر دووم بیارم احتمالا میتونم با خیالی آرامتر به سگ دو زدن ادامه بدم.