بریده بریده 📚📖 – Telegram
بریده بریده 📚📖
214 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://news.1rj.ru/str/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
کسی نیامده او را علی جواب کند
علی به سمت گدایان؛ خودش شتاب کند

کسی که روی علی ذره‌ای حساب کند
"به آسمان رود و کار آفتاب کند"

علی فقط که علی نیست، چارده نور است
از او جداشدن از هفت پشت ما دور است

برای دایره‌ی شاعران بی‌تکرار
شده‌ست خطبه‌ی بی‌نقطه، نقطه‌ی پرگار

در اولین خم زلفش اسیر شد عطار
هزار شاعر مضمون سرا هزاران بار

خیال وصف علی را قلم به دست شدند
شراب عشق علی را نخورده مست شدند

علی، علی‌ست و زهرا شناسنامه‌ی اوست
شروع او حسن است و حسین ادامه‌ی اوست

صفات خاص ملائک صفات عامه‌ی اوست
من از خودم که نمی‌گویم، این چکامه‌ی اوست

برای او و خدا، دل، شریک قایل نیست
میان عاشق و معشوق، هیچ حائل نیست

که گفته روی زمین قرن هاست گم شده‌ ایم؟
نه ! ما مجاور کوی صد و دهم شده ایم

مسافر نجف و کربلا و قم شده ایم
مُبلّغ جریان غدیر خم شده ایم

غدیر از نظر شیعه عید الاعیاد است
خدا ولایت خود را به شیعیان داده ست

به هر که عاشق او شد اسیر می‌گویند
به دست‌های علی دستگیر می‌گویند

و اهل عرش ، علی را امیر می‌گویند
هنوز جن و ملک از غدیر می‌گویند

جماعت این دو سه خط را ولی نمی‌فهمند
که چیزی از درجات علی نمی‌فهمند

علی که بود؟ نه می‌دانم و نه می‌دانی
محب او چه عرب باشد و چه ایرانی

چه آشکار سلامش کند چه پنهانی
چه در سلامت کامل چه در پریشانی

جواب می‌شنود از علی : سلام علیک
اگر مرید مرامش شدی بگو لبیک

به پاست تیر و علی روی پاست وقت نماز
نماز اوست زکات و گداست غرق نیاز

دهان کعبه از این کارهای او شده باز
که در نهایت ایجاز می‌کند اعجاز‌‌؟

به جز علی، که هر انگشت او هنرمند است
برای او در خیبر به تار مو بند است

اگر که دشمن او تیغ را غلاف کند
علی که جنگ ندارد، چرا مصاف کند؟

عمر به خوبی او باید اعتراف کند ؟!!
رواست کعبه نجف را اگر طواف کند

کجا شبیه به نهج البلاغه آمده است؟
کتاب‌های جهان را کسی ورق زده است؟

ستاره‌ای‌ست برای خودش ابوریحان
ولی کنار علی می شود ابوحیران

که گفته نام علی نیست داخل قرآن؟!
هزار بار بخوان از شروع تا پایان

قسم به نقطه‌ی زیرین باء بسم الله
علی‌ست معنی قرآن، سخن کنم کوتاه

ستاره روزنی از وصله‌ی عبای علی ست
روایت است سماوات زیر پای علی ست

به عرش رفته محمد، پی خدای علی ست
به نقل قول، صدای خدا صدای علی ست

قرار شعر بر این شد سخن شود کوتاه
چه ”یا علی” بنویسم چه ”فی امان الله“


#محمدحسین_ملکیان
#مست_بشید:)
جنون گریخت سراسیمه از ملاقاتم
شب شراب که باشد دچار افراطم

بریز هرچه که داری مکن مراعاتم
تو بی ملاحظه ، من نیز بی مبالاتم

سیاه مست تو هستم گذشته کار از کار
 “شب شراب می ارزد به بامداد خمار “

نمی رسد به شکوه تو فکر کوتاهم
اگر مدیح تورا از خود تو می خواهم

بگو که دهر به دست تو خلق شد ، ما هم
بگو بگو و مگو من صنایع الهم

لطیف طبع خدا آنِ آشکار تویی
که شعر جوششی آفریدگار تویی

تو آن قصیده ی بی اختیار موزونی
پر از خیالی و از هر خیال بیرونی

شکوه شعر کهن در کلام اکنونی
بریز قاعده ها را به هم تو قانونی

سرودنِ تو حماسی ترین مغازله است
جهان بدون تو اسلوب بی معادله است

رسیده ام به تو در نظمی از پریشانی
به شاعرانه ترین لحظه های حیرانی

نگفته ام که چه می خواهم از تو … می دانی –
شراب شعر صغیر و فواد کرمانی

تو ای قصیده ی اعلا مسمط عالی
جنون ” فاتح علی خان ” در اوج قوّالی

کتاب معجزه در بی شمار ابوابی
اگر چه نقطه ی ایجاز غرق اطنابی

بخوانمت منِ وامانده با چه القابی
اگر خدات بگویم تو بر نمی تابی

اگر ملال توام بی دریغ کن دفعم
تو تیغ می کشی اما منم که ذینفعم

تو همزمانِ زمان نیستی کجایی تو
کنار فاطمه ای همدم حرایی تو

به چشم حیرت جبرییل آشنایی تو
به ذهن کوچک دنیا پر از چرایی تو

تو در نهایت معراج در نبایدها
نشسته ای به تماشای رفت و آمد ها

تو آفتابی و هرگز نمی شوی انکار
دریغ و درد که نهج البلاغه را یک بار –

کسی مرور نکرد ای شکوه بی تکرار
برای مالک اشتر نوشته ای بسیار

هنوز جوهر آن نامه ها تر و تازه است
غریبیِ سخنت در زمین پر آوازه است

به ناشناسیِ منظومه ی علی نامه
به الغدیر به موی سپید علامه

به یا علی مددِ پوریا به هنگامه
به شرمگینیِ من در چکامه و چامه

تو دیگری و دلم در خیال دیگر نیست
که سرنوشتی از این سرنوشت بهتر نیست

#حمیدرضا_برقعی
#مست_بشید :)
محتاجم به دعاتون.
2
من فکر می‌کنم اصلی‌ترین علاقه‌ام در مقام نویسنده پرداختن به آن لحظاتی است که نمی‌توان بسته‌بندی‌شان کرد، نیز مبهم نشان‌دادن چیزهایی که ظاهرا به خوبی بسته‌بندی شده‌اند. فکر می‌کنم بیش از همه برای چیزی ارزش قائلم که محکم تکانمان بدهد و مجبورمان کند به سفتیِ زمین زیر پایمان شک کنیم.

#در_میان_گمشدگان
#دن_شاون
2
Niaz
Fereidoon Foroughi
هوای سرد زمستونی من‌و یاد فریدون فروغی می‌اندازه.
@boride_boride
باران که در لطافتِ طبعش خِلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره‌زار خَس

#سعدی
3
Ey Darigha
Mohsen Chavoshi ft. Sina Sarlak
غم عشق تو مادرزاد دارم
نه از آموزش استاد دارم
@boride_boride
بریده بریده 📚📖
Mohsen Chavoshi ft. Sina Sarlak – Ey Darigha
این همه دیوانگی را، با که گویم؟ با که گویم؟
نادره پیری ز عرب هوشمند
گفت به عبدالملک از روی پند

زیر همین قبه و این بارگاه
روی همین مسند و این دستگاه

بر سپری چون سپر آسمان
تازه سری بود و از آن خون چکان

سر که هزارش سر و افسر فدا
صاحب دستار رسول خدا

دیدم و دیدم که ز ابن زیاد
دید و چه ها دید؟ که چشمم مباد!

کار به مختار چو چندی فتاد
دستخوشش شد سر ابن زیاد

از پس چندی سر آن خیره‌سر
بُد برِ مختار به روی سپر

باز چو مصعب سر و سردار شد
دستخوش او سر مختار شد

و این سر مصعب بود ای نامدار
تا چه کند با سر تو روزگار

حیف که یک دیده بیدار نیست
هیچ کس از کار خبردار نیست

نه فلک از گردش خود سیر شد
نه خم این طاق سرازیر شد

مات همینم که درین بند و بست
این چه طلسمی است که نتوان شکست؟

#آقاصادق_تفرشی
والا پیام‌دار محمد 🥰
بعد از غدیر و ۱۳ رجب، مبعث زیباترین عید برای منه‌.
عیدتون خیلی مبارک 🥳
🎉4
Forwarded from قدح‌های شخصی (Fatemeh Naserifar)
تمام جهان بالقوه از آن شعرا است، ولی از آن چشم می‌پوشند.

|آلدوس هاکسلی|
1
Forwarded from [ دختر حــــوّا ] (رباب کلامی)
◍⃟
خدا کلید در خانه را به دست تو داد
و مُهر حکم ملوکانه را به دست تو داد

چقدر بارقه‌ی رحمت تو گیرا بود
که قلب عاشق پروانه را به دست تو داد

نگاه کرد به مستان بی‌حد و عددت
بساط ساغر و پیمانه را به دست تو داد

گره فکند به زلف وجود و بعد از آن
به پیش چشم ملک شانه را به دست تو داد 

اراده کرد جهان جلد دین عشق شود
نشست گوشه‌ای و دانه را به دست تو داد
...

#رباب_کلامی
#عیدتون‌مبارک
1
دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دلِ غمزده‌ای سوخته بود

رسم عاشق‌کُشی و شیوهٔ شهرآشوبی
جامه‌ای بود که بر قامتِ او دوخته بود

جانِ عُشّاق سپندِ رخِ خود می‌دانست
و آتشِ چهره بدین کار برافروخته بود

گر‌چه می‌گفت که زارَت بِکُشم می‌دیدم
که نهانش نظری با منِ دلسوخته بود

کفرِ زلفش رَهِ دین می‌زد و آن سنگین‌ دل
در پِی‌اش مشعلی از چهره برافروخته بود

دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله، که تلف کرد و که اندوخته بود؟

یار مَفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زَرِ ناسره بفروخته بود

گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب‌شناسی ز که آموخته بود؟

#حافظ
1
چنین که برده شراب لبت ز دست مرا
مگر به دامن محشر برند مست مرا

چگونه از سرکویت توان کشیدن پای
که کرده هر سر موی تو پای‌بست مرا

کبود شد فلک از رشک سربلندی من
که عشق سرو بلند تو ساخت پست مرا

بدین امید که یک لحظه با تو بنشینم
هزار ناوک حسرت به دل نشست مرا

به نیم بوسه توان صد هزار جان دادن
از آن دو لعل می‌آلود می‌پرست مرا

کنون نه مست نگاه تو گشتم ای ساقی
که هست مستی این باده از الست مرا

نشسته خیل غمش در دل شکستهٔ من
درست شد همه کاری از این شکست مرا

خوشم به سینهٔ مجروح خویشتن یا رب
جراحتش مرسان آن که سینه خست مرا

پرستش صنمی می‌کنم فروغی سان
که عشقش از پی این کار کرده هست مرا

#فروغی_بسطامی
خانه‌ات آباد حسین