بریده بریده 📚📖 – Telegram
بریده بریده 📚📖
214 subscribers
93 photos
14 videos
4 files
84 links
دست بر‌ گلویم گرفته‌ام و با کتاب‌ها بریده بریده حرف می‌زنم ...

انتقادات و پیشنهادات:
https://news.1rj.ru/str/HarfinoBot?start=e9267dabdb8f2a0

جهان نخواست مرا، بخت شاعری فرمود :)
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹️سی‌ودو سال، زمان بسیار کم و کوتاهی به نظر می‌رسد. چنان که شاید بسیاری از افراد تازه بعد از این سن به فکر بیفتند که برای «آینده» خود کاری کنند. اما این زمان، برای درخشیدن ستاره‌ای شبیه فروغ، ابدا کوتاه نیست.

🎙فروغ فرخزاد که به راستی یک استعداد و یک ستاره پرنور در آسمان ادبیات و شعر فارسی است، در عمر کوتاه سی‌ودو ساله خود، آثار ماندگار بسیاری خلق کرد. آثاری که هنوز بعد از سال‌ها مورد استقبال و تحسین عوام و خواص از مخاطبین است.


◀️در این قسمت با محمدکاظم کاظمی سری به زندگی و آثار فروغ فرخزاد می‌زنیم و یکی از بهترین اشعار او را با صدای زینب بیات می‌شنویم تا بیش از پیش با این شاعر توانا آشنا شویم.

🎧برای شنیدن قسمت جدید پادکست شعر پارسی با عنوان «فروغ فروغ»، کانال شعر پارسی را در رسانه‌های انتشار پادکست دنبال کنید:

📎 https://yek.link/Shearparsipod


🎧 @shearparsipod
چقدر من فروغ رو دوست می‌دارم.
مالک خودش را برای خودش می‌خواهد و علی مالک را برای خدا می‌خواهد. و تفاوت علاقه‌ها به همان اندازه است که انگیزه علاقه‌ها با هم تفاوت دارند.

#غدیر
#عین_صاد
3
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد
نخواست او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسد

شکنجه بیشتر از این‌؟ که پیش چشم خودت‌
کسی که سهم تو باشد، به دیگران برسد

چه می‌کنی‌؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد…

رها کنی‌، برود، از دلت جدا باشد
به آن‌که دوست‌تَرَش داشته‌، به آن برسد

رها کنی‌، بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه‌ی جهان برسد

گلایه‌ای نکنی‌، بغض خویش را بخوری‌
که هق‌هق تو مبادا به گوششان برسد

خدا کند که‌… نه‌! نفرین نمی‌کنم‌، نکند
به او، که عاشق او بوده‌ام‌، زیان برسد

خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

#نجمه_زارع
چون سنگ‌ها صدای مرا گوش می‌کنی
سنگی و ناشنیده فراموش می‌کنی

رگبار نوبهاری و خواب دریچه را
از ضربه‌های وسوسه مغشوش می‌کنی

دست مرا که ساقۀ سبز نوازش است
با برگ‌های مرده هم‌آغوش می‌کنی

گمراه‌تر ز روح شرابی و دیده را
در شعله می‌نشانی و مدهوش می‌کنی

ای ماهی طلایی مرداب خون من
خوش باد مستی‌ات، که مرا نوش می‌کنی

تو درۀ بنفش غروبی که روز را
بر سینه می‌فشاری و خاموش می‌کنی

در سایه‌ها، فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سایه، از چه سیه‌پوش می‌کنی؟

#فروغ_فرخزاد
من و انصاف گور و دادن داد
باک جان نیست هرچه بادا باد

#هفت_پیکر
#نظامی
1
ما هرچه که بخواهیم داریم، اما همیشه تنهاییم.

#رنج‌کشیدگان_و_خوارشدگان
#داستایفسکی
نمی‌دانم چطور دوستش دارم، فقط دوستش دارم.

#رنج‌کشیدگان_و_خوارشدگان
#داستایفسکی
ما نه این دانه را به خود کشتیم
آنچه اختر نمود بنوشتیم

#هفت_پیکر
#نظامی
گفت اگر بشنوم که هیچکسی
قفل ازین در جدا کند نفسی

هم در این خانه خون او ریزم
سرش از گردنش درآویزم

#هفت_پیکر
#نظامی

[ وقتی اتاقم نامرتبه و مهمون میاد :)) ]
😁3
کس نمی‌خواست کو شود بر گاه
چون خدا خواست برنهاد کلاه

#هفت_پیکر
#نظامی
نمی‌شود توضیح داد، کاتیرینافیودوروونا. تصورِ اینکه یک آدم چرا و چطور عاشق می‌شود دشوار است.

#رنج‌کشیدگان_و_خوارشدگان
#داستایفسکی
1
وقتی خودش از اندیشیدن و استدلال‌ کردن عاجز بود، خاصه جذب کسانی می‌شد که می‌توانستند به جایش بیندیشند و حتی آرزو کنند، و کاتیا، از پیش، او را زیر بال و پر خودش گرفته بود.

#رنج‌کشیدگان_و_خوارشدگان
#داستایفسکی
وقتی توی چیزی درمی‌مانم، همیشه به دلم رجوع می‌کنم، و اگر دلم آسوده باشد، من هم آسوده می‌شوم. این کاری است که آدم همیشه باید بکند. و من با همان صراحت و صداقتی با شما حرف می‌‌زنم که دلم می‌خواهد با خودم حرف بزنم.

#رنج‌کشیدگان_و_خوارشدگان
#داستایفسکی
👍2
و من فکر می‌کنم که دلم کاملا صاف نیست. اگر دل صافی داشتم، می‌دانستم چه تصمیمی بگیرم.

#رنج‌کشیدگان_و_خوارشدگان
#داستایفسکی
👍3
مرد کز صید ناصبور افتد
تیر او از نشانه دور افتد

#هفت_پیکر
#نظامی
چون گل از کام خود برار نفس
کام تو عطرسای کام تو بس

#هفت_پیکر
#نظامی
اگر فقط می‌شد (هرچند که بر طبق قوانین بشری نمی‌شود)، اگر فقط می‌شد هر کدام از ما کل افکار پنهانی‌اش را شرح بدهد، بی‌تردید و دودلی در فاش‌کردنِ آنچه از گفتنش می‌ترسد و به هیچ وجه برای دیگران نقلش نمی‌کند، آنچه از گفتنش به بهترین دوستانش هم می‌ترسد، آنچه حتی گاهی از اعترافِ به آن پیش خودش می‌ترسد - اگر این‌ها می‌شد، آن‌وقت دنیا را چنان گندی برمی‌داشت که همه از بویش خفه می‌شدیم.

#رنج‌کشیدگان_و_خوارشدگان
#داستایفسکی
در ته یک پیرهن چون بوی گل با برگ گل
هم ز یکدیگر جدا افتاده و هم با همیم

#صائب_تبریزی
3👍1
گردباد دامن صحرای بی‌سامانیَم
هیچ کس را دل نمی‌سوزد به سرگردانیَم

#صائب_تبریزی
💔3
...
به این قد خم گشته، چوگان صفت
سرپای بر گوی گردون زنیم
...
نیفتیم چون سایه دنبال خضر
به لب‌های میگون شبیخون زنیم

چو خود پای بر بخت خود می‌زنیم
چرا طعن بر بخت وارون زنیم؟
   (والا)
...
#صائب_تبریزی
👍21