آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) – Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
1.18K subscribers
447 photos
95 videos
164 files
519 links
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی

لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Download Telegram
افطاری در کانادا و دعوت از پروفسور هندل رایت!

این همه که پاینار در ایران معروف و مشهور است، متاسفانه هندل رایت معروف نیست. ایشان استاد تمام آموزش چندفرهنگی در دانشگاه UBC است. جزء اساتید معروف و مشهوری است، که در این حوزه کار می کنند. تخصص اصلی ایشان مطالعات فرهنگی و آموزش است. دروسی که تدریس می کنند؛ روش تحقیق کیفی و آموزش چندفرهنگی است. ایشان امروز، افطار مهمان ما بودند. همان طور‌ که قبلا عرض کردم متاسفانه استاد پاینار در این افطاری به دلیل سفر به آمریکا حضور ندارند.
نوشیدنی و غذاهایی که آماده کرده بودیم کاملا ایرانی بود(البته من طبق معمول دست به سیاه و سفید نزدم و سفره افطار هنر همسر عزیزم بود). نوشیدنی افطار، شربت زعفران همراه با خاکشیر و تخم شربتی بود. پیش غذا سوپ و غذای اصلی هم پلو با دو نوع خورشت ایرانی بود؛ قورمه سبزی و کباب بختیاری.
استاد هندل رایت لذت می برد و می گفت اینقدر که خورده در حال ترکیدن است. مواد مورد نیاز همه غذا ها را سوال می کرد. ما هم سعی می کردیم یک به یک توضیح دهیم. زولبیا هم خریده بودیم. برایش جالب بود. می گفت برای اولین بار است که غذای ایرانی می خورد.
با این کار می خواستیم در خاطر او هم حس خوبی از ایران و ایرانی به یادگار بگذاریم و هم معنی افطاری را از نزدیک تجربه کنند. از طول ساعت روزه سوال می کرد و برایش تعجب آور بود که چطور می توان ۱۹ ساعت روزه گرفت! البته یک غذای معنوی ایرانی هم در سفره افطار داشتیم ربنای زیبای شجریان و صوت زیبای اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی.
در مورد استاد شجریان و موذن زاده به ایشان، توضیح دادم....
آوازه ی استاد شجریان تا کانادا هم رسیده و حتی پروفسور رایت که فارسی و عربی نمی دانست از شنیدن این دعا متاثر شدند! حال صدا و سیما هرچقدر می خواهد ایشان را سانسور کند...
عکس های افطاری را در ادامه ببینید.

#افطاری
#غذای_ایرانی
#ربنای_شجریان
#اذان_موذن_زاده

https://news.1rj.ru/str/cacpc
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیدن این ویدئو کلیپ دگرگونتان می کند.
صلح چیست؟ همزیستی چیست؟ انسان کیست؟ حیوان چیست؟ نجات چیست؟
@cacpc
ارسالی: خانم کوشانیا
#یادداشت_چهل_و_پنجم

خداحافظی دخترم از مدرسه!

دو روز دیگر، مدرسه دخترم در کانادا تعطیل می شود. یک سال تحصیلی به همین زودی گذشت. دخترم به اهدافی که داشت و داشتیم رسیده است. فرهنگ دیگری را تجربه کرده است. نگاهش تغییر کرده، زاویه دیدش باز شده، دوستانی پیدا کرده و انگلیسی را به صورت نیتیو صحبت می کند.
قبل از اینکه به کانادا بیاییم فکر کرده بودیم که چه باید کنیم هرجایی که هستیم یادگاری خوبی از کشورمان در کانادا به یادگار بگذاریم. در مورد خودم که هرچقدر بلد بودم گرد و خاک کردم! چند تا سخنرانی داشتم. مصاحبه های مختلفی با افراد مشهور داشتم، چند نشست مجازی و اسکایپی با داخل کشور داشتم. در دانشگاه هم سعی کردم خودم را نشان دهم نه فقط به عنوان نماینده ای از خودم، نه به عنوان نماینده ای از دانشگاه علامه، بلکه به عنوان نماینده ای از کشورم. در مورد مدرسه دخترم هم سوداهایی داشتیم. فکر کرده بودیم که چه کنیم تا در مدرسه دخترم هم یادگار خوبی از ایران برجای بگذاریم. هرچند خوشبختانه همواره ایرانیان در مدارس و دانشگاه های کانادا می درخشند، اما ما هم می خواستیم سهم خود را از دینی که به وطنمان داریم ادا کنیم.
برای این کار صنایع دستی را که قبلا از ایران تهیه کرده بودیم به دفتر مدیر اهداء کردیم و خواهش کردیم که این کاشی را که اسم زیبای ایران به انگلیسی و فارسی در آن نقش بسته بود، در دفتر مدرسه نصب کنند. این را اول سال به مدرسه هدیه کرده بودیم. اما برای آخر سال نیز برای کلاس دخترم برنامه داشتیم.دو هفته به مدیر ومعلم دخترم ایمیل زده بودم که ما قرار است از معلمان دخترم تشکر کنیم. برنامه را با هم هماهنگ کردیم و به اصطلاح امروزی ها بسته بودیم. ۲۷ جون ۲۰۱۷ ساعت دو تا سه عصر جشن خداحافظی دخترم و تشکر از معلمان ایشان بود.
سعی کردم از این برنامه هم به نفع کشورمان بیشترین استفاده را بکنیم. ابتدا برای بچه ها در مورد ایران صحبت کردم. به صورت خیلی ساده ایران را معرفی کردم. به چندفرهنگی بودن ایران اشاره کردم و گفتم ایران ما هم مثل کشور شما چندفرهنگی است. سابقه تاریخی ایران را به بچه ها توضیح دادم. از چهار فصل بودنش از اقوامش و از دانشمندانش گفتم.
سپس فیلم کوتاهی از ایران برای بچه ها پخش کردم که به زبان انگلیسی بود. به نوعی مکمل صحبت های من بود.
در نهایت هدیه معلم دخترم که لعاب اصفهان بود به ایشان تقدیم کردیم. برای معلمان دیگر دخترم هم کارت های تشکر(در کانادا کارتهای تشکر زیاد کاربرد دارد) دادیم.
مرحله آخر هم سرو شیرینی برای بچه ها همراه با موسیقی. دخترم برای تک تک همکلاسی هایش هدیه کوچکی تهیه کرده بود که به رسم یادگار به آنها اهدا کرد. پایان بخش برنامه هم،انداختن عکس یادگاری و لحظات احساسی- عاطفی خداحافظی بچه ها با دخترم بود....
عکس های این مراسم را در ادامه ببینید.

#خداحافظی_با_مدرسه
#معرفی_ایران_چندفرهنگی
#عکس_یادگاری


https://news.1rj.ru/str/cacpc
👍1
حضور در مدرسه دخترم برای خداحافظی

@cacpc
حضور در مدرسه دخترم برای خداحافظی و اهدای لعاب اصفهان

@cacpc
👍1
حضور در مدرسه دخترم برای خداحافظی و عکس یادگاری

@cacpc
#یادداشت_چهل_و_ششم

تور مجازی وداع با UBC!

در حالی این یادداشت را تقدیم می کنم که در ایران هستم. دوباره وطن! اما هنوز در حال و هوای نظم، آرامش و تکریم موجود در کانادا هستم. در همین ابتدای ورود، بی نظمی صف ها در فرودگاه، شلوغی اتومبیل ها در خیابان و نوع برخورد آدم ها، آزار دهنده است...
با خود کلنجار می روم که آرام باش! دیگر به ایران برگشتی، دیگر در ایران هستی، این موارد طبیعی است، این همه حرص نخور! به خود اجازه نده ذهن و مغزت مدام مقایسه کند ولی ظاهرا جدال میان این دو (تصور و واقعیت)، بیش از آنکه من فکر می کردم، قوی هستند و گویا قرار نیست این مقایسه ها تمامی داشته باشد!

واما شرح خدا حافظی

برای خداحافظی با استاد میزبانم، دقیقا در وقت تعیین شده در اتاقش در دانشگاه بودم. دقایقی کلماتی رد و بدل شد، کلماتی از جنس لحظات وداع! از اینکه من ابراز امیدواری می کردم ایشان را هر چه زودتر در ایران ببینم و ابراز امیدواری ایشان برای من ...
سپس برای خدا حافظی دیدار مدیر گروه رفتم و در نهایت جهت خداحافظی با برخی از کارکنان دانشکده، وارد دانشگاه شدم.
هوا به شدت آفتابی است، دیگر از ابرها و باران های ونکوور هیچ اثری نیست. شهر زیبای ونکوور زیباتر و دانشگاه زیبای UBC روشن تر و درخشان تر از قبل دیده می شود. حس غریبی است؛ دوباره خاطرات هر کدام از بخش های دانشگاه و البته سریع از ذهنم عبور می کنند. یاد روز اول ورودم به دانشگاه افتادم که هنوز خستگی مسافرت هوایی بیست و چند ساعته در من هویدا بود و گیج و منگ به دنبال پیدا کردن دانشکده آموزش بودم. یاد رورهایی که دیگر، از دانشکده آموزش فراتر رفته بودم، نه تنها دانشکده آموزش بلکه به دانشکده های دیگر نیز سرک می کشیدم. دانشکده هنر جامعه شناسی کامپیوتر که هر کدام در واقع بخشی از علایق زندگی من بوده و است و البته ساحل آرام بخش اقیانوس آرام که دانشگاه UBC را احاطه کرده بود. اینجا را هم از دست نمی دادم، چون می دانستم دیگر چنین هوای شفاف و تمیزی را در تهران تجربه نخواهم کرد. بعضی اوقات پیاده یا سواره راهی ساحل دانشگاه می شدم و مدت ها اقیانوس با عظمت و زیبا را تماشا می کردم....
اما امروز به تهران برگشتم نه از نظم آنجا خبری است و نه از آرامش کانادا و نه از هوای لطیف و تمیزش. تنها دلیلی که تسلی دهنده است دیدار با خانواده، دوستان، همکاران و شاید بیش از همه دیدار مجدد وطن می باشد.
امروز در وطن هستم اما مایلم لحظات وداع با UBC را با شما به اشتراک بگذارم. از ورود به دانشگاه شروع و مجدد به خروجی دانشگاه باز خواهم گشت. این تور مجازی با کمک متن، عکس و فیلم همراه خواهد بود. لذا دوستانی که مایلند در این تور شریک باشند فایل ها را به ترتیب ارائه، مشاهده کنند.

#تور_مجازی_دانشگاه
#وداع_با_کانادا
#سلام_به_وطن

https://news.1rj.ru/str/cacpc
ورودی اصلی و نمادین UBC

@cacpc
بلوار اصلی دانشگاه و نماد بومیان اصلی کانادا

@cacpc
محوطه ورودی به دانشکده آموزش دانشگاهUBC

@cacpc
نمای ساختمان دانشکده آموزش از بیرون

@cacpc
دفتر کار من (علیرضا صادقی)
در دانشکده آموزش دانشگاه UBC


@cacpc
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم قبل از جلسه خداحافظی در دانشکده آموزش


@cacpc
عکس وداع من و پروفسور هندل! همان طور که قبلا عرض کردم پروفسور پاینار برگشته بودند آمریکا، نشد عکس خداحافظی ازشون داشته باشم و تصاویر بعد از خداحافظی👇👇👇


https://news.1rj.ru/str/cacpc
عکس وداع با پروفسور هندل

@cacpc
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم بعد از جلسه خداحافظی در دانشکده آموزش

@cacpc
بازهم عکسی از محوطه دانشگاه و سپس عکس ایستگاه اتوبوس رانی بخش شمالی دانشگاه که با اونها به خانه برگشتم!
دو عکس میانی هم مربوط است به نقشه های راهنما و سامانه ای که اگر فردی نتوانست آدرسی را در دانشگاه پیدا کند، یا دچار مشکلی شد با فشار دادن دگمه از کمک عوامل ذیربط بهره مند میشه و در نهایت عکس ساحلی دانشگاه که یک کشتی کروز هم از دور قابل مشاهده است.👇

https://news.1rj.ru/str/cacpc