#یادداشت_چهل_و_ششم
تور مجازی وداع با UBC!
در حالی این یادداشت را تقدیم می کنم که در ایران هستم. دوباره وطن! اما هنوز در حال و هوای نظم، آرامش و تکریم موجود در کانادا هستم. در همین ابتدای ورود، بی نظمی صف ها در فرودگاه، شلوغی اتومبیل ها در خیابان و نوع برخورد آدم ها، آزار دهنده است...
با خود کلنجار می روم که آرام باش! دیگر به ایران برگشتی، دیگر در ایران هستی، این موارد طبیعی است، این همه حرص نخور! به خود اجازه نده ذهن و مغزت مدام مقایسه کند ولی ظاهرا جدال میان این دو (تصور و واقعیت)، بیش از آنکه من فکر می کردم، قوی هستند و گویا قرار نیست این مقایسه ها تمامی داشته باشد!
واما شرح خدا حافظی
برای خداحافظی با استاد میزبانم، دقیقا در وقت تعیین شده در اتاقش در دانشگاه بودم. دقایقی کلماتی رد و بدل شد، کلماتی از جنس لحظات وداع! از اینکه من ابراز امیدواری می کردم ایشان را هر چه زودتر در ایران ببینم و ابراز امیدواری ایشان برای من ...
سپس برای خدا حافظی دیدار مدیر گروه رفتم و در نهایت جهت خداحافظی با برخی از کارکنان دانشکده، وارد دانشگاه شدم.
هوا به شدت آفتابی است، دیگر از ابرها و باران های ونکوور هیچ اثری نیست. شهر زیبای ونکوور زیباتر و دانشگاه زیبای UBC روشن تر و درخشان تر از قبل دیده می شود. حس غریبی است؛ دوباره خاطرات هر کدام از بخش های دانشگاه و البته سریع از ذهنم عبور می کنند. یاد روز اول ورودم به دانشگاه افتادم که هنوز خستگی مسافرت هوایی بیست و چند ساعته در من هویدا بود و گیج و منگ به دنبال پیدا کردن دانشکده آموزش بودم. یاد رورهایی که دیگر، از دانشکده آموزش فراتر رفته بودم، نه تنها دانشکده آموزش بلکه به دانشکده های دیگر نیز سرک می کشیدم. دانشکده هنر جامعه شناسی کامپیوتر که هر کدام در واقع بخشی از علایق زندگی من بوده و است و البته ساحل آرام بخش اقیانوس آرام که دانشگاه UBC را احاطه کرده بود. اینجا را هم از دست نمی دادم، چون می دانستم دیگر چنین هوای شفاف و تمیزی را در تهران تجربه نخواهم کرد. بعضی اوقات پیاده یا سواره راهی ساحل دانشگاه می شدم و مدت ها اقیانوس با عظمت و زیبا را تماشا می کردم....
اما امروز به تهران برگشتم نه از نظم آنجا خبری است و نه از آرامش کانادا و نه از هوای لطیف و تمیزش. تنها دلیلی که تسلی دهنده است دیدار با خانواده، دوستان، همکاران و شاید بیش از همه دیدار مجدد وطن می باشد.
امروز در وطن هستم اما مایلم لحظات وداع با UBC را با شما به اشتراک بگذارم. از ورود به دانشگاه شروع و مجدد به خروجی دانشگاه باز خواهم گشت. این تور مجازی با کمک متن، عکس و فیلم همراه خواهد بود. لذا دوستانی که مایلند در این تور شریک باشند فایل ها را به ترتیب ارائه، مشاهده کنند.
#تور_مجازی_دانشگاه
#وداع_با_کانادا
#سلام_به_وطن
https://news.1rj.ru/str/cacpc
تور مجازی وداع با UBC!
در حالی این یادداشت را تقدیم می کنم که در ایران هستم. دوباره وطن! اما هنوز در حال و هوای نظم، آرامش و تکریم موجود در کانادا هستم. در همین ابتدای ورود، بی نظمی صف ها در فرودگاه، شلوغی اتومبیل ها در خیابان و نوع برخورد آدم ها، آزار دهنده است...
با خود کلنجار می روم که آرام باش! دیگر به ایران برگشتی، دیگر در ایران هستی، این موارد طبیعی است، این همه حرص نخور! به خود اجازه نده ذهن و مغزت مدام مقایسه کند ولی ظاهرا جدال میان این دو (تصور و واقعیت)، بیش از آنکه من فکر می کردم، قوی هستند و گویا قرار نیست این مقایسه ها تمامی داشته باشد!
واما شرح خدا حافظی
برای خداحافظی با استاد میزبانم، دقیقا در وقت تعیین شده در اتاقش در دانشگاه بودم. دقایقی کلماتی رد و بدل شد، کلماتی از جنس لحظات وداع! از اینکه من ابراز امیدواری می کردم ایشان را هر چه زودتر در ایران ببینم و ابراز امیدواری ایشان برای من ...
سپس برای خدا حافظی دیدار مدیر گروه رفتم و در نهایت جهت خداحافظی با برخی از کارکنان دانشکده، وارد دانشگاه شدم.
هوا به شدت آفتابی است، دیگر از ابرها و باران های ونکوور هیچ اثری نیست. شهر زیبای ونکوور زیباتر و دانشگاه زیبای UBC روشن تر و درخشان تر از قبل دیده می شود. حس غریبی است؛ دوباره خاطرات هر کدام از بخش های دانشگاه و البته سریع از ذهنم عبور می کنند. یاد روز اول ورودم به دانشگاه افتادم که هنوز خستگی مسافرت هوایی بیست و چند ساعته در من هویدا بود و گیج و منگ به دنبال پیدا کردن دانشکده آموزش بودم. یاد رورهایی که دیگر، از دانشکده آموزش فراتر رفته بودم، نه تنها دانشکده آموزش بلکه به دانشکده های دیگر نیز سرک می کشیدم. دانشکده هنر جامعه شناسی کامپیوتر که هر کدام در واقع بخشی از علایق زندگی من بوده و است و البته ساحل آرام بخش اقیانوس آرام که دانشگاه UBC را احاطه کرده بود. اینجا را هم از دست نمی دادم، چون می دانستم دیگر چنین هوای شفاف و تمیزی را در تهران تجربه نخواهم کرد. بعضی اوقات پیاده یا سواره راهی ساحل دانشگاه می شدم و مدت ها اقیانوس با عظمت و زیبا را تماشا می کردم....
اما امروز به تهران برگشتم نه از نظم آنجا خبری است و نه از آرامش کانادا و نه از هوای لطیف و تمیزش. تنها دلیلی که تسلی دهنده است دیدار با خانواده، دوستان، همکاران و شاید بیش از همه دیدار مجدد وطن می باشد.
امروز در وطن هستم اما مایلم لحظات وداع با UBC را با شما به اشتراک بگذارم. از ورود به دانشگاه شروع و مجدد به خروجی دانشگاه باز خواهم گشت. این تور مجازی با کمک متن، عکس و فیلم همراه خواهد بود. لذا دوستانی که مایلند در این تور شریک باشند فایل ها را به ترتیب ارائه، مشاهده کنند.
#تور_مجازی_دانشگاه
#وداع_با_کانادا
#سلام_به_وطن
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
عکس وداع من و پروفسور هندل! همان طور که قبلا عرض کردم پروفسور پاینار برگشته بودند آمریکا، نشد عکس خداحافظی ازشون داشته باشم و تصاویر بعد از خداحافظی👇👇👇
https://news.1rj.ru/str/cacpc
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
بازهم عکسی از محوطه دانشگاه و سپس عکس ایستگاه اتوبوس رانی بخش شمالی دانشگاه که با اونها به خانه برگشتم!
دو عکس میانی هم مربوط است به نقشه های راهنما و سامانه ای که اگر فردی نتوانست آدرسی را در دانشگاه پیدا کند، یا دچار مشکلی شد با فشار دادن دگمه از کمک عوامل ذیربط بهره مند میشه و در نهایت عکس ساحلی دانشگاه که یک کشتی کروز هم از دور قابل مشاهده است.👇
https://news.1rj.ru/str/cacpc
دو عکس میانی هم مربوط است به نقشه های راهنما و سامانه ای که اگر فردی نتوانست آدرسی را در دانشگاه پیدا کند، یا دچار مشکلی شد با فشار دادن دگمه از کمک عوامل ذیربط بهره مند میشه و در نهایت عکس ساحلی دانشگاه که یک کشتی کروز هم از دور قابل مشاهده است.👇
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
مریم میرزاخانی...
پرواز مریم میرزاخانی چه غم انگیز است!!
این چنین افرادی هویت و شناسنامه ایران در خارج از این مرز و بوم هستند. طلایه داران فرهنگ غنی ایران، برکت زمین و زمان...
مریم میرزاخانی برای همیشه در قلب ما ایرانیان خواهد ماند. روحش شاد.
@cacpc
پرواز مریم میرزاخانی چه غم انگیز است!!
این چنین افرادی هویت و شناسنامه ایران در خارج از این مرز و بوم هستند. طلایه داران فرهنگ غنی ایران، برکت زمین و زمان...
مریم میرزاخانی برای همیشه در قلب ما ایرانیان خواهد ماند. روحش شاد.
@cacpc
#یادداشت_چهل_و_هفتم
بروکراسی سرگردان!
امروز دقیقا دو هفته است که از کانادا برگشته ام. چقدر این دو هفته زود گذشت. بخشی از آن در برطرف کردن خستگی پرواز چندین ساعته، بخشی دیگر در کشاکش تنظیم ساعت روز و شب و قسمت دیگر هم دیدار با اقوام نزدیک گذشت. این دو هفته چه زود گذشت!
همان طور که قبلا قول داده بودم، برخی از مطالب را نتوانسته ام در مدتی که در کانادا بودم خدمت شما دوستان ارائه کنم لذا سعی خواهم کرد در فرصت های مختلف بخشی از این تجربه زیسته را تقدیم شما کنم. این مطالب موقعیت مدار خواهد بود و بنا به شرایط و امکانی که پیش آید مطالب را منتشر خواهم کرد. البته به شرط حیات. وقتی مریم میرزا خانی با این سن کم و موقعیت بی نظیر در کشوری که همه امکانات را در خدمتش گرفت تا زنده بماند، از دنیا پر می کشد، دیگر من و امثال من وضعیت مان مشخص است...
این دو هفته علاوه بر مواردی که پیشتر عرض کردم، بخشی از وقتم مصروف انجام کارهای اداری شده است. مثل ثبت نام دخترم، شروع به کار مجدد خودم و ...
از همین مورد اول شروع می کنم. امروز دو هفته کامل است که درگیر ثبت نام دخترم هستم. تا به امروز هم این فرایند تمام نشده است. همان طور که می دانید افرادی که در یک کشور دیگر تحصیل کرده باشند باید مدارکشان معادل سازی شود. تا به امروز بعد دو هفته معادل سازی نشده است...
داستان ثبت نام دخترم در کانادا که فراموشتان نشده است، کلا از اول تا آخر نیم ساعت هم طول نکشید. بله در کشور خودم دو هفته است که درگیر ثبت نام دخترم هستم.
در کانادا ادارات دولتی را طوری طراحی کرده اند که حضور افراد به حداقل ممکن برسد. مثلا برخی از ادارات مثل بیمه سلامت، مالیات و ...حضوری نیستند. یعنی به هیچ وجه افراد را حضوری نمی پذیرند. یا تلفنی است و یا از طریق پست معمولی. کارها هم در حداقل زمان ممکن انجام می شود. بدون اینکه شما در اداره مورد نظر حضور پیدا کنید. برخی هم که حضور حداقلی است. یعنی شما به عنوان مراجعه کننده فقط یک نفر را مشاهده می کنید. آن یک نفر کارهای شما را انجام می دهد. بدین معنی که اینگونه نیست که مشتری را دنبال این کارمند آن کارمند بفرستند. مشتری منتظر می ماند که آن کارمند کارهای فرد را انجام می دهد. یعنی در کل شما فقط یک نفر را می بینید. اگر لازم باشد آن فرد خود به کارمندان دیگر مراجعه می کند ولی به هر حال در نهایت خودش مشکلات شما را حل می کند.
در این دو هفته چیزهای مختلفی از رویکرد اداری را در ایران مشاهده کردم که ذهن، ناخواسته این رویکرد ها را مقایسه می کرد.
در ایران هم به راحتی می توان این بروکراسی سرگردان را سروسامان داد.
#بروکراسی_اداری
#مقایسه
https://news.1rj.ru/str/cacpc
بروکراسی سرگردان!
امروز دقیقا دو هفته است که از کانادا برگشته ام. چقدر این دو هفته زود گذشت. بخشی از آن در برطرف کردن خستگی پرواز چندین ساعته، بخشی دیگر در کشاکش تنظیم ساعت روز و شب و قسمت دیگر هم دیدار با اقوام نزدیک گذشت. این دو هفته چه زود گذشت!
همان طور که قبلا قول داده بودم، برخی از مطالب را نتوانسته ام در مدتی که در کانادا بودم خدمت شما دوستان ارائه کنم لذا سعی خواهم کرد در فرصت های مختلف بخشی از این تجربه زیسته را تقدیم شما کنم. این مطالب موقعیت مدار خواهد بود و بنا به شرایط و امکانی که پیش آید مطالب را منتشر خواهم کرد. البته به شرط حیات. وقتی مریم میرزا خانی با این سن کم و موقعیت بی نظیر در کشوری که همه امکانات را در خدمتش گرفت تا زنده بماند، از دنیا پر می کشد، دیگر من و امثال من وضعیت مان مشخص است...
این دو هفته علاوه بر مواردی که پیشتر عرض کردم، بخشی از وقتم مصروف انجام کارهای اداری شده است. مثل ثبت نام دخترم، شروع به کار مجدد خودم و ...
از همین مورد اول شروع می کنم. امروز دو هفته کامل است که درگیر ثبت نام دخترم هستم. تا به امروز هم این فرایند تمام نشده است. همان طور که می دانید افرادی که در یک کشور دیگر تحصیل کرده باشند باید مدارکشان معادل سازی شود. تا به امروز بعد دو هفته معادل سازی نشده است...
داستان ثبت نام دخترم در کانادا که فراموشتان نشده است، کلا از اول تا آخر نیم ساعت هم طول نکشید. بله در کشور خودم دو هفته است که درگیر ثبت نام دخترم هستم.
در کانادا ادارات دولتی را طوری طراحی کرده اند که حضور افراد به حداقل ممکن برسد. مثلا برخی از ادارات مثل بیمه سلامت، مالیات و ...حضوری نیستند. یعنی به هیچ وجه افراد را حضوری نمی پذیرند. یا تلفنی است و یا از طریق پست معمولی. کارها هم در حداقل زمان ممکن انجام می شود. بدون اینکه شما در اداره مورد نظر حضور پیدا کنید. برخی هم که حضور حداقلی است. یعنی شما به عنوان مراجعه کننده فقط یک نفر را مشاهده می کنید. آن یک نفر کارهای شما را انجام می دهد. بدین معنی که اینگونه نیست که مشتری را دنبال این کارمند آن کارمند بفرستند. مشتری منتظر می ماند که آن کارمند کارهای فرد را انجام می دهد. یعنی در کل شما فقط یک نفر را می بینید. اگر لازم باشد آن فرد خود به کارمندان دیگر مراجعه می کند ولی به هر حال در نهایت خودش مشکلات شما را حل می کند.
در این دو هفته چیزهای مختلفی از رویکرد اداری را در ایران مشاهده کردم که ذهن، ناخواسته این رویکرد ها را مقایسه می کرد.
در ایران هم به راحتی می توان این بروکراسی سرگردان را سروسامان داد.
#بروکراسی_اداری
#مقایسه
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2