آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی) – Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
1.18K subscribers
447 photos
95 videos
164 files
519 links
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی

لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Download Telegram
کلیپی در همین زمینه (نقاشی) ارسالی از خانم مطهری👆👆👆
Forwarded from ~
سلام وقت بخیر
بنده مفسر نیستم
اما با توجه به رشته تحصیلی ، سابقه کاری که مدیر مدرسه هستم
و افتخار شاگردی استاد صادقی را داشته ام این نقاشی را در ابعاد گوناگون بررسی میکنم
1. مدرسه نماد ظلمی که به مدارس کشورهای مسلمان میشود و این دانش آموز میتواند شعار ما کودکان را نکشید سرداده باشد، چرا که کودک در داخل مدرسه است.
2. تحلیل این که در مدارس بچه ها را با نمادهای دفاع مقدس آشنا می کنند را قبول دارم اما اینکار باید در حد فهم کودک دبستانی باشد
باید میهن پرستی ، دفاع مقدس ،آرمانهای انقلاب را دوست داشته باشد و بفهمد اما نه با نمادی که به جوان 20 ساله نشان میدهند ،که اگر چنین بود کارشناسان تعلیم و تربیت کتاب آمادگی دفاعی را در دبستان تدریس میکردند
.مدیران مدارس باید با ذوق و خلاقیت اینطور مفاهیم را نهادینه کنند که عشق بیافریند نه ترس
و از همه مهمتر مفاهیم باید متناسب با جنسیت باشد ، مثلا در مدارس دخترانه نقش زن را بخ تصویر بکشند
3. و شاید این دانش اموز فضای مدرسه برایش بیزاری آورده باشد که این نشان از کوتاهی دو گروه هست ، خانواده و.مدرسه
خانواده چون دقت نکردند و فرزندشان را آماده ورود به مدرسه نکردند ،دانش آموز باید محیط مدرسه را دوست داشته باشد متاسفانه برخی والدین ملاکشان نزدیکی مدرسه به منزل است ،
و کوتاهی مدرسه که باید بررسی های تربیتی ،آموزشی ، ارتباطی و....
انجام شود.
Forwarded from M.A Nouri
سلام ، خدمت دکتر صادقی:

در رابطه با نقاشی یکی از این دانش آموزان:
باید دید بچه ها در چه سن رشدی هستند بعضی از بچه ها در پایه اول و دوم معنی آرزو رو نمیدونند و به صورت کلی هرچیزی که در فکرشون نسبت به مدرسه دارند رو می کشند.

در اینجا کودک هنگام ورودش به مدرسه شاد هست ولی وقتی میره مدرسه پشت سرش تهدید وجود داده دشمنانی که حاضرند به هر نحوی مدرسه رو تخریب کنند.
در این صورت بچه ها مدرسه رو جایگاه امنی برای درس خوندن نمیدونند

حتی در پایه های بالاتر
چه دلیلی داره که کودک دبستانی این تصاویر رو بکشه؟
ویرانی و خرابی های مدرسه
انزجار افراد از مدرسه در حدی که حاضر به تخریب آن هستند
این شعارهای مرگ بر آمریکا ، مرگ بر داعش و ...
استرسی است که مدرسه و جامعه به دانش آموزان وارد می کنه.
همچنین خشونت والدین نیز هنگام رفتن به مدرسه، می تونه این اندیشه رو در بچه ها ایجاد کند.
این که گاهی شنیده شده اولیا در مقابل کمک به مدرسه مقاومت نشون داده و بیان می کنندچه کسی گفته پول ندید راهتون نمیدیم به مدرسه من خودم میام مدرسه رو روی سرشون خراب می کنم.
واین که خود دانش آموز سال پرتنش و استرسی رو در اون مدرسه داشته که آرزوی تخریب مدرسه رو داشته اند.
من مدرسه میرم ولی مدرسه من در حال نابودی است
من مدرسه میرم ولی مدرسه من کاری کرده که همه در تلاش نابودی مدرسه هستند.
من میرم مدرسه ولی امیدوارم مدرسه هرچه زودتر خراب بشه.
این نقاشی تهدید به حساب میاد چه کردیم با اندیشه بچه هایمان چرا باید دانش آموز حس تخریب
حس انفجار
حس انزجار خود ویا سایرین رو برای مدرسه در نقاشی نشون بده
در حالی که مدرسه خانه دوم بچه ها هست
مدرسه باید مامن و جایگاه امنی برای بچه ها باسه تا بچه ها بتونن شادی و حس خوشایندی نسبت به اون داشته باشند.
بیایید مدرسه رو برای بچه ها زیبا کنیم تا تصورات زیبای اونها در نقاشی از مدرسه نشان داده بشه.
ارادتمند: نوری
Forwarded from Deleted Account
یکی ازخانم هاپیغام داده بودکه درمدارس به دلیل اینکه وسایل جنگی گذاشته اندشکه شده بچه اش.ولی به نظرم این کاملااشتباه است .چون اگه ماازهمان کودکی یادبگیرم وباورداشته باشیم که امنیت مادرگروخون شهیدان وزحمت جانبازان است ارزشش خیلی بالااست.
Forwarded from Fariba Zarghalami
این نقاشی عین واقعیتی است که در مدارس ما به کودکان آموزش داده می شود

خشونت، جنگ برای به دست آوردن و..

ستایش سال های جنگ ایران و عراق

و......

من در منطقه شش آموزش و پرورش زندگی می کنم

کارمند کانون هستم
و
با پرسش و جو اسم پسرم را در یکی از مدارس نمونه ثبت نام کردم

همه چیز معمولی و نرمال بود

تا اینکه مدیر مدرسه عوض شد

و همه چیز با این تغییر مدیریت عوض شد.

معلم سال گذشته ی پسرم
سر کلاس از کلمات نا مناسب خیلی استفاده می کرد.
خودم پشت در کلاس بارها شنیدم

سر کلاس بچه ها را تحقیر و مسخره می کرد.
پسر من از شاگردان ممتاز کلاس بود ولی باز بهانه ای برای تحقیر پیدا می کرد.

وقتی به مدیر مدرسه شکایت کردم

سینه سپر کرد و گفت :
فرزند شما پسره

باید فحش هم یاد بگیره
آخر سر مجبور شدم وسط سال مدرسه ی پسرم را عوض کنم.



بچه ای که در چنین محیطی تربیت بشه

بنظر شما مدرسه اش را چه طوری نقاشی نی کشه؟
Forwarded from Deleted Account
باعرض سلام
بنظرم اين نقاشي حرفهاي زيادي ازطرفي براي ما متوليان اموزش و پرورش و خانواده ها و از طرفي براي نظام حاكم دارد.
مدرسه هاي امروزي با برنامه هاي شاد ميتوان گفت بيگانه هستند،من مادر انتظار دارم فرزندم فقط درس بخواند،مدام سه كلمه بنشبن،بخوان،بنويس در خانه ها تكرار ميشود.
نظام حاكم از اعياد غافل شده و عزاداريها را برجسته مي كند.
چرا راه دور برويم؟در مراسم چهارشنبه سوري هرساله شاهد اتفاقات ناگواري هستيم كه اكثر انها به دست همين دست پرورده هاي مدارس رخ مي دهند؟چرا؟چون مي خواهند بنا به گفته خودشان شاد باشند،نياز به تخليه انرژي دارند،اما متاسفانه هيچكدام از مولفه هاي نامبرده فوق اجازه چنين كاري را به بچه ها در محيطهاي امن اموزشي و خانوادگي به انها نمي دهد.
بچه ها از مدارس گريزان هستند و شاهد اين ادعا،تعطيلات بين امتحانات است.كافي شاپها و قليان سراها در ان ايام پذيراي خيل عظيمي از نوجوانان ما هستند كه به دنبال لحظاتي براي شاد بودن مي باشند.
مدارس كشورهاي موفق دنيا، محيط مدرسه را شاد مي سازند اما متاسفانه مدارس ما....
یکی از معانی آشکار اون نقاشی این است که نظام آموزشی ما نه تنها در نقطه ی صفر نیست بلکه سی درجه زیرصفر است. این است داستان نظام آموزشی فریز شده و پادساعت گرد. خ ظهرابی
Forwarded from Sara
با سلام و احترام

این نقاشی ابراز احساسات کودکی هست که در انتظار به کمال رسیدن است،افسوس که رشدکودکان سرزمينم با شرایط سیستم آموزشی حاضر برابر است با ازبین رفتن کودکیشان که مهمترين و حساس ترين مرحله زندگيشان هست .
کودک در زمان کودکيش ، کودکی نمی کند.
در زمان ابراز احساسات و بیان افکارخلاق کودکانه اش بامحدودیت روبه رو می شود.

فارغ از تمام حقیقت های تلخ نظام آموزشی کشورم دراین نقاشی عوامل تخریب کننده با جزئیات کشيده شده، اما ساختمان مدرسه فقط دارای نام و درب ورود و خروج است.
مدرسه برای این کودک مکانی بسته و سرد است،به جای محیطی شاد ، گرم ، صمیمی و محيطى برای درک حقیقت زندگی.
در تصویر کودک درخواست کمک داشته، که به نظرم نمی توان گفت او از حضور در مدرسه بیزار است.
شاید اگر فضا و معماری مدارس مناسب بود و یا اگر ارتباط مناسب و صحیحی بین کودک و معلم ، خانواده با کودک و اولیای کودک و اولیای مدرسه وجود داشت ، کودک کمتر احساس ناامنى و تنهایی داشت .
نادیده گرفتن کودکی کودک؛ احساساتش، افکار ،علایق و هزاران امر دیگری که کودک را کودک می کند همه و همه باعث نابود شدن موجودی می شود که در کامل ترين وعالی ترین حالت آفریده شده است تا به شایسته ترین وجهی پرورده شود و جای ارزشمند خود را دراین جهان بیابد ، اما این امر ممکن نمی شود تازمانی که فرد در محیط واجتماعی مناسب همراه با آموزش و فرهنگی صحیح قرار گیرد.
امیدوارم روزی شاهد جریان زندگی در مدرسه باشیم نه جریان مدرسه در زندگی ،شاهد حضور متخصصین برنامه درسی که دغدغه آنها توجه به تمامی مسائل مورد نیاز افراد و جامعه باشد و شاهد هنر معلمی به معنای حقیقی واژه هنر باشيم.

🍁خزان پایيزتان به زیبایی سرسبزی بهارتان🍃

با تشکر.
گزارش یک نشست

اخیرا در مراسمی حضور پیدا کردم که عنوان آن "شب مهاتما گاندی پیام آور صلح" بود. این برنامه با همت مجله بخارا و با همکاری مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این برنامه به بررسی آراء و تفکر مهاتما گاندی این آدم عجیب،اختصاص داشت. در این مراسم علاوه بر سفیر هند، دو اندیشمند معاصر کشورمان نیز سخنرانی کردند. استاد داریوش شایگان و دکتر محقق داماد. استاد شایگان را همه ما با کتاب "افسون گری جدید" می شناسیم. اثری بس گرانسنگ وارزشمند. به جرات می توان گفت موضوع تنوع و تفکر چندفرهنگی را در ایران شاید ایشان برای اولین بار در این کتاب تبیین نموده اند. در این مراسم هم با وجود کهولت سن، سخنرانی ارزشمندی نمودند. اگر بخواهم فقط به یک جمله ایشان اشاره کنم شاید همین یک جمله برای این نوشتار کافی باشد؛ ایشان درباره مهاتما گاندی گفتند؛ "فردی که توانست در ساختار طبقاتی و نظام کاستی هند، ملت این کشور را متقاعد کند که به همه گروهها احترام گذاشته شود فقط و فقط مهاتما گاندی بود". به گفته ایشان، گاندی توانست به جای ایدئولوژی، تفکر و به جای خشم، لبخند را برای مردم هند و شاید هم برای کل دنیا به ارمغان آورد. در شرایطی که در جامعه کاستی آن زمان، هند بخش اعظمی از مردم نجس شمرده می شدند.
اما سخنرانی استاد محقق داماد هم جذابیت دیگری داشت. ایشان ابتدا از حسین بن علی شروع کرد و خاطر نشان ساخت که گاندی بسیار تحت تاثیر حسین بن علی قرار داشته است و بارها اذعان داشته که از وی بسیار بسیار آموخته است. سپس با طرح یک سوال از مخاطبان پرسید عامل و منشا جنگ ایشان با یزید چه بوده است و خاطرنشان ساخت که هر چند برای این حادثه دلایل مختلفی بیان شده است اما وی معتقد است که منشا و فلسفه این واقعه شاید "مقاومت خونین برای حق انتخاب" بوده است. منظور ایشان این بود که حسین بن علی با یزید تن به مقاومت خونین داد، از همه کسانش گذشت تا به حق انتخابش پایبند باشد. واقعا، تبیین منحصر به فردی بود و جالب....

#شب_مهاتما_گاندی
#مجله_بخارا


https://news.1rj.ru/str/cacpc
فیلم سینمایی "خانه دختر"

سنت حسنه ای که از کانادا به یادگار مانده است، ورزش عصرگاهی به همراه دخترم در سواحل اقیانوس آرام بود. پس از برگشت هم سعی کردیم این سنت را حفظ کنیم. پس از بازگشت به ایران، ورزش عصرگاهی را ادامه داده و ادامه می دهیم مگر اینکه کار بسیار ضروری برای ما پیش آید. امروز هم قرار بود همین کار را کنیم. اما شوق دیدن فیلم "خانه دختر" دل و هوش از من برد و با توجه به اینکه این فیلم اسم فیلم بسیار زیبای"دختر" میرکریمی را در ذهن من تداعی می کرد و از سوی دیگر چون این فیلم سالها در توقیف بود، تصور من بر این بود که به احتمال زیاد با یک فیلم انتقادی - اجتماعی یا سیاسی- امنیتی و امثال آن مواجه خواهم شد که که باعث توقیف این فیلم شده است. این احتمالات باعث شد، ورزش عصرگاهی با دخترم را کنسل کرده و تقاضای ایشان را مبنی بر نرفتن به سینما را هم بدون پاسخ گذارم و به تماشای این فیلم بروم....
پس از تماشای فیلم و هنگام خروج از سینما سرشار از تاسف شدم که چرا وقتم را این گونه تلف کردم؟ ورزش هر روزم را کنسل کرده و از همه مهمتر همراهی با دخترم را از دست دادم...
فیلم "خانه دختر" فیلمی بی هویت، بی محتوا، بی سر و ته، ناسازگار با عقل آدمی، حتی به نظرم نوعی سطحی نگری نسبت به خانم هاست و ...
حیف بازیگران درجه یکی که در این فیلم ایفای نقش کردند. این فیلم می توانست شاهکار باشد. فیلمی که می توانست تفاوت سنت و مدرنیته و کارکرد جامعه ایران را به نقد بکشد، می توانست "درباره الی دیگری باشد"....
تعجب می کنم که این فیلم مگه چه داشت که توقیف شده بود؟ زیرا یکی از دلایلی که مرا تشویق به دیدن این فیلم کرد، توقیفی بودن آن بود. واقعا مسئولین ارشاد با چه منطقی این فیلم را توقیف کرده بودند. به نظرم اگر این فیلم همان چند سال پیش توقیف نمی شد، مثل خیلی از فیلم هایی که سال های گذشته دیده نشدند، این فیلم هم این همه دیده نمی شد و سر و صدا نمی کرد و تماشاگر را گول نمی زد تا به تماشای این فیلم بنشیند... صد تاسف که وقتم با فیلم سینمایی " خانه دختر" گذشت...

#فیلم
#خانه_دختر
#توقیف

https://news.1rj.ru/str/cacpc
شهرزاد؛ قصه گویی دیجیتال

گروهی از دوستان هنر متشکل از فیلم ساز و پژوهشگر هنر و نیز با ترکیبی از دوستان آموزش گروهی را تاسیس کرده اند که کارهای متفاوت و جالبی را انجام می دهند. دوستان علاقه مند به هنر و آموزش را دعوت می کنم با این گروه فعال و خلاق، پیوندهایی برقرار کرده و تجارب جالب و متفاوتی کسب کنند. از دور با اهداف و برنامه های این گروه خلاق آگاه بودم اما فرصتی پیش آمد، در برنامه اخیرشان که در خانه هنرمندان برگزار شد، به صورت حضوری از کارهای این گروه استفاده کنم. همچنین فرصتی پیش آمد مطالبی را هرچند کوتاه در رابطه با فعالیت های این گروه و اهمیت آن بیان کنم.
مجدد تاکید می کنم دانشحویان دوره دکتری و ارشدی که علاقه مندند پیوند میان هنر، آموزش، خلاقیت، فرهنگ و محیط زیست را همزمان تجربه کنند، به این گروه متصل شوند.
گزارش این برنامه را در ادامه ببینید.👇


https://news.1rj.ru/str/cacpc
دکتر علیرضا صادقی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیات علمی دپارتمان برنامه ریزی درسی درباره ی پروژه #شیرهای_ایران ، #فرهنگ ، #آموزش و #انقراض صحبت کردند.
@shahrzadcdsc
@sadeghiedu
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امیدوارم این تبعیض نژادی آشکار که بر علیه افغانستانی های عزیز کشورمان روا داشته می شود که هم با منطق دینی، عقلی و اخلاقی ما ناسازگار است، هر چه سریعتر از این کشور رخت بربندد.
@cacpc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علت برگشت از کانادا

پس از برگشت از کانادا به دفعات با این سوال مواجه شده ام؛ چرا برگشتید؟
هیچ وقت پاسخ مناسبی برای این سوال نداشتم. این کلیپ شاید بخشی از پاسخ به این سوال باشد.
از آقای دکتر خورسندی بابت ارسال کلیپ سپاسگزارم.

@cacpc
Forwarded from توسعه ایران (Alireza Sadeghi)
آیا سنت های فرهنگی، تاریخی و محیطی ایران به تدریج نابود می شوند؟
توسعه یک جامعه، برنامه ریزی صرف برای کشف آینده نیست. بلکه بخشی از توسعه ایستادن بر روی ستون های قوی حال و گذشته یک جامعه است. تصور بفرمایید گذشته یک جامعه غنی، از سنت هایش تهی شود، منتظر چه نوع جامعه ای باید بود؟
به نظر می رسد ما ایرانیان، بویژه در این دو سه دهه گذشته تبر برداشته و با شدت و حدت تمام ریشه سنت هایمان را خشک می کنیم. این سنت ها در ابعاد مختلف جامعه ایران وجود داشته است که بخشی از این ریشه ها در سنت های محیطی، برخی در سنت های فرهنگی و برخی دیگر در سنت های تاریخی و اعتقادی کشورمان نضج پیدا کرده، ریشه دوانده و به درخت های تنومندی تبدیل شده اند. این سنت ها در طی سالیان متمادی شکل گرفته اند، اما ما در طی سالهای اخیر با این سنت ها مواجهه خوبی نداشته ایم و در صدد خشکاندن این سنت ها برآمده ایم.
به عنوان مثال به سابقه تاریخی کشورمان نگاه کنید. گویی تاریخ این کشور از همین چند دهه پیش شروع شده است و ما در این کشور تاریخ باستانی چندهزار ساله نداشته ایم!! یکی از آنها تاریخ درخشان باستان کشورمان است. به جای مواجهه مناسب و تمهید جشن های مختلف افرادی که می خواهند سنت خود را گرامی بدارند، مواجهه خودمان را با این موضوع ببینید. می توانیم از این پتاسیل در جهت تقویت هویت ملی خود بیشترین استفاده را بکنیم، در حالیکه آن را تبدیل به جالش و تهدید بر علیه وحدت ملی کرده ایم. نمونه بارز و اخیر آن گرامیداشت روز کوروش است. الان دیگر زمین و زمان به هم تپیده تا نکند تعدادی در کنار مقبره کوروش جمع شوند. راه ها را بسته اند، رزمایش راه انداخته اند و ... در حالیکه استفاده دزست از این مساله می توانست به یک جشن ملی و تقویت هویت ما تبدیل شود.
هنر های قدیمی ما به عنوان بخشی از سنت های فرهنگی و هنری ما دست کمی از سنت تاریخی ما ندارد. ما در این کشور مکاتب موسیفی مختلفی داشته ایم و داریم. اما امروزه تا چه اندازه، ما اساتید موسیقی های مقامی مناطق کشور خودمان را می شناسیم؟ حاج قربان ها و موسیفی خراسان های کشور را چقدر می شناسیم؟ چقدر بازنمایی می کنیم؟ موسیقی بلوچستانی و سیستانی را چطور؟ موسیقی لری، کردی، عربی، ترکی، شمالی و ... این همه پتانسیل و هنر داریم. انصافا حاکمیت سیاسی ما چقدر به این سنت فرهنگی هنری ایران اهمیت می دهد؟ مردم ما مشاهیر این حوزه را چقدر می شناسند؟ متاسفانه در این بخش هم سنت های ما نادیده گرفته می شود.
مشاهیر ما به معنی به ما هو مشاهیر ایرانی چقدر گرامی داشته می شوند. اعم از مشاهیر کلاسیک، قدیمی و مشاهیر جدید. یا به هر کدام چیزی چسبانده ایم یا نادیده گرفته ایم و یا بایکوت شان کرده ایم.
در مورد مذاهب ایرانی، ادیان ایرانی که وضع بسیار تاسف برانگیز است. دست کم در خصوص ادیانی که به صورت رسمی در قوانین بالادستی پذیدفته ایم باید توجه بیشتری می کردیم. (بگذریم از مواردی که با وجود داشتن پیرو نادیده گرفته ایم که جای بررسی خود را دارد.) راستی چقدر از مراسم ادیان، مذاهب و گروه های ایرانی مطلع می شویم؟ چقدر رسانه های ما آنها را بازنمایی می کنند. مگر همه اینها مال ایران نیستند مگر بخشی از فرهنگ ایران نیستند؟ آیا مشارکت مردم در مراسم آنها موجب شناخت بیشتر و همبستگی ملی نمی شود؟ در اینجا هم سنت های ملی خود را داریم به تدریج نابود می کنیم.
یکی از مباحث به روز ما مشارکت زرتشتی های عزیز و حضور دین کهن ایرانی در مناسبات ایران ماست. اساسا حضور یا عدم حضور آقای سپنتا نیکنام در شورای شهر یزد در جای خود بسیار مهم است. نادیده گرفتن حضور ادیان و مذاهب پرقدمت ایرانی برای خدمت به دیگر ایرانیان بسیار مهم است. اما مهمتر از همه اینها نوع برخورد ما با این موضوع می باشد. افرادی که بی تفاوت به اینگونه مسائل عمل می کنند بی شک آنها هم در مرگ تدریجی ایران سهیم هستند.
محیط زیست ما، منابع طبیعی ما، آبهای ما، صحراهای ما، جنگل و دریاهای ما هم که دردمندی فراوان دارند. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که با این وضعیت، ما چطور به توسعه دست خواهیم یافت؟ وقتی زمینه های خود را، ستون های خود را از بیخ و بن می خشکانیم آیا باید به انتظار نوسعه هم بنشینیم؟ مگر نه این است که توسعه یک فکر است که نیازمند پیشینه و سنت های درستی است. وقتی ما به دست خود این مبانی را از بین می بریم آیا باید منتظر یک توسعه همه جانبه هم می توانیم باشیم؟
@irandeveloped
معرفی سخنرانی هفته آینده
تجربه تدریس در یک کشور دیگر از ابعاد مختلف، می تواند مورد بررسی قرار گیرد. استفاده از انواع روش های تدریس، انواع وسایل آموزشی و کمک آموزشی، نحوه تعامل استاد و دانشجو، معلم و دانش آموز، نحوه تعامل کادر اداری - آموزشی مدرسه و دانشگاه با افراد و حتی ساختار اداری به عنوان عنصری تاثیرگذار در فرایند تدریس، همه و همه می تواند برای یک محقق آموزشی علاقه مند به یادگیری، جذاب و تامل برانگیز باشد. تجربه زیسته من در کانادا سرشار ار این لحظات بود.
کانادا، کشوری است وسیع به جهت جغرافیایی و متنوع به جهت برخورداری از سیاست چندفرهنگی که امکان بهره گیری از این پتانسیل را برای یک محقق علاقه مند به فرهنگ، آموزش، تنوع و چندفرهنگی جذابتر می کند.
من در این سخنرانی سعی خواهم کرد بخش هایی از این تجارب را با شما دوستان به اشتراک بگذارم.

https://news.1rj.ru/str/cacpc
چکیده سخنرانی

در گروه صلح انجمن مطالعات جامعه شناسی ایران بحثی خواهم داشت تحت عنوان؛" تبیین الگوی مفهومی چندفرهنگی، صلح و عدالت اجتماعی" در این بحث تلاش خواهم کرد نسبت ها و پیوندهای میان این سه مفهوم را ابتدا براساس الگوی "ریچارد ریس" تبیین نموده سپس آن را برای جامعه ایران بومی سازی نمایم. در این تلاش، سعی خواهم کرد این الگو را تسری داده تا به مفهوم شهروندی و توسعه برسم. در پایان تلاش خواهم کرد، دلالت های این الگو را با ارائه شاهد مثال هایی برای ایران عملیاتی نمایم. در این بخش نگاه انتقادی خواهم داشت به وضعیت چندفرهنگی، صلح و عدالت اجتماعی در جامعه ایران.
این سخنرانی در پنجم آذر ۱۳۹۶ و در ساختمان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. آقای دکتر خانیکی استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر آزاد ارمکی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران از دیگر اعضای این سخنرانی - نشست خواهند بود.
حضور برای همه علاقه مندان آزاد و رایگان است.


https://news.1rj.ru/str/cacpc