روز اول مهرتان به مهر و شادی.
طی دو روز گذشته دو نوشته بسیار زیبا و تامل برانگیز از دو اندیشمند مسائل اجتماعی با موضوع "#مهر" به دستم رسید حیفم آمد که آنها را باز نشر ندهم. اولی از استاد ارجمند آقای دکتر رنانی عزیز و دومی از هنرمند گرامی پوریا پورعالمی
با تشکر از آقای اصغر بیات و خانم دکتر افکاری به خاطر ارسال این پیام ها👇
https://news.1rj.ru/str/cacpc
طی دو روز گذشته دو نوشته بسیار زیبا و تامل برانگیز از دو اندیشمند مسائل اجتماعی با موضوع "#مهر" به دستم رسید حیفم آمد که آنها را باز نشر ندهم. اولی از استاد ارجمند آقای دکتر رنانی عزیز و دومی از هنرمند گرامی پوریا پورعالمی
با تشکر از آقای اصغر بیات و خانم دکتر افکاری به خاطر ارسال این پیام ها👇
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
.
فردا اول خلقت است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محسن رنانی / ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
فردا اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز می شود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دین یک ملت، دموکراسی یک ملت، آزادی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز می شود. همانگونه که در طبیعتِ زمین، همه چیز از مهر آسمان شروع می شود و بدون خورشید، طبیعت زمین عقیم خواهد ماند، در جامعه انسانی نیز همه چیز از مهر شروع میشود. ماه مهر آغاز کشتوکار در مزرعهی وجود کودکانی است که اگر در دلشان مهر بکاریم، سرنوشتمان مهرآگین خواهد شد.
فردا رئیس جمهور به مدرسه می رود و زنگ اول مهر را می زند. اما نه رئیس جهور میداند و نه دیگر یارانش، و نه دیگرانی که خود را متولیان این دیار میدانند که مدرسه ها مان زنگ زده است، که کتابهامان زنگ زده است، که معلمانمان زنگ زدهاند، که مغزهامان زنگ زده است، و این روزها از دلهای ما نیز بوی زنگ زدگی می آید. چه حکایتی است! رئیس جمهوری که بیشتر اعضای هیات دولتش زنگ زده اند، باید زنگ اول مهر را بزند. ما نسل آدمهای زنگ زدهای هستیم که میخواهیم کودکانی که جنسشان از طلاست را صیقل دهیم و پرداخت کنیم.
از فردا ۱۳ میلیون زندانی را صبح به صبح راهی زندانهای زنگ زده میکنیم و به دست زندانبانهای زنگ زده میسپاریم. فقط اقتصاد ما نیست که درماندهی سیاستمداران زنگ زده شده است، کودکان ما نیز زندانی زنگ زدگیهای ما شدهاند. نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهرههایش را روغن میزنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد. آن هم در عصری که نظامهای آموزشی ارگانیک به پایان خود می رسند و عصر نظامهای آموزشی کاتالیک فرا رسیده است.
وقتی برای وزیرپیشین آموزش و پرورش توضیح دادم که چرا میگویم عقب ماندگی ما ریشه در نظام آموزشی ما دارد و برایش گفتم که چگونه بذر توسعه در مدرسه کاشته می شود و اکنون با این شیوههای آموزشی، اگر بذری هم در درون کودکان باشد می خشکانیم. گفت این ها حرفهای مهمی است که باید همه وزرا بشنوند. اما بیچاره هرچه تلاش کرد نشد که این بحث را به هیات دولت ببرد. و بعدها پیام داد که الان دغدغه دولت، آموزش نیست. راست هم می گفت دولت الان باید نیمی از انرژی خود را صرف تامین حقوق آخر ماه کارمندان و بازنشستگان و پرداخت یارانهها کند و بقیه انرژی اش را هم صرف مراقبت از لنگ پاهایی بکند که برایش می بندند، پس دیگر نوبت به نگرانی نسبت به آموزش و پرورش نمیرسد.
آی معلمهای عزیز، ما می دانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید مبادا آنان زنگ بزنند. باور کنید مشق شب شیوه ای زنگ زده است، باور کنید املا مغز کودکان ما را زنگ زده میکند، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمی زند بلکه متلاشی می کند، باور کنید رقابت هایی که بر سر نمره ایجاد می کنید از ترکشهای جنگی مخرب تر است. لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان بیشتر شد، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتی مان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد. پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم.
پس لطفا به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید........
...... ادامه نوشته را در لینکهای زیر بخوانید:
اگر با تلفن همراه میخوانید بر روی مستطیل INSTANT VIEW که در پایین نوشته آمده است کلیک کنید.
http://goo.gl/XuK4nU
و اگر با کامپیوتر می خوانید بر روی لینک زیر کلیک کنید:
http://renani.net/texts/notes/657-1396-07
.
فردا اول خلقت است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محسن رنانی / ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
فردا اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز می شود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دین یک ملت، دموکراسی یک ملت، آزادی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز می شود. همانگونه که در طبیعتِ زمین، همه چیز از مهر آسمان شروع می شود و بدون خورشید، طبیعت زمین عقیم خواهد ماند، در جامعه انسانی نیز همه چیز از مهر شروع میشود. ماه مهر آغاز کشتوکار در مزرعهی وجود کودکانی است که اگر در دلشان مهر بکاریم، سرنوشتمان مهرآگین خواهد شد.
فردا رئیس جمهور به مدرسه می رود و زنگ اول مهر را می زند. اما نه رئیس جهور میداند و نه دیگر یارانش، و نه دیگرانی که خود را متولیان این دیار میدانند که مدرسه ها مان زنگ زده است، که کتابهامان زنگ زده است، که معلمانمان زنگ زدهاند، که مغزهامان زنگ زده است، و این روزها از دلهای ما نیز بوی زنگ زدگی می آید. چه حکایتی است! رئیس جمهوری که بیشتر اعضای هیات دولتش زنگ زده اند، باید زنگ اول مهر را بزند. ما نسل آدمهای زنگ زدهای هستیم که میخواهیم کودکانی که جنسشان از طلاست را صیقل دهیم و پرداخت کنیم.
از فردا ۱۳ میلیون زندانی را صبح به صبح راهی زندانهای زنگ زده میکنیم و به دست زندانبانهای زنگ زده میسپاریم. فقط اقتصاد ما نیست که درماندهی سیاستمداران زنگ زده شده است، کودکان ما نیز زندانی زنگ زدگیهای ما شدهاند. نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهرههایش را روغن میزنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد. آن هم در عصری که نظامهای آموزشی ارگانیک به پایان خود می رسند و عصر نظامهای آموزشی کاتالیک فرا رسیده است.
وقتی برای وزیرپیشین آموزش و پرورش توضیح دادم که چرا میگویم عقب ماندگی ما ریشه در نظام آموزشی ما دارد و برایش گفتم که چگونه بذر توسعه در مدرسه کاشته می شود و اکنون با این شیوههای آموزشی، اگر بذری هم در درون کودکان باشد می خشکانیم. گفت این ها حرفهای مهمی است که باید همه وزرا بشنوند. اما بیچاره هرچه تلاش کرد نشد که این بحث را به هیات دولت ببرد. و بعدها پیام داد که الان دغدغه دولت، آموزش نیست. راست هم می گفت دولت الان باید نیمی از انرژی خود را صرف تامین حقوق آخر ماه کارمندان و بازنشستگان و پرداخت یارانهها کند و بقیه انرژی اش را هم صرف مراقبت از لنگ پاهایی بکند که برایش می بندند، پس دیگر نوبت به نگرانی نسبت به آموزش و پرورش نمیرسد.
آی معلمهای عزیز، ما می دانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید مبادا آنان زنگ بزنند. باور کنید مشق شب شیوه ای زنگ زده است، باور کنید املا مغز کودکان ما را زنگ زده میکند، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمی زند بلکه متلاشی می کند، باور کنید رقابت هایی که بر سر نمره ایجاد می کنید از ترکشهای جنگی مخرب تر است. لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید. ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد. تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان بیشتر شد، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتی مان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان بیشتر شد و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد. پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم.
پس لطفا به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید........
...... ادامه نوشته را در لینکهای زیر بخوانید:
اگر با تلفن همراه میخوانید بر روی مستطیل INSTANT VIEW که در پایین نوشته آمده است کلیک کنید.
http://goo.gl/XuK4nU
و اگر با کامپیوتر می خوانید بر روی لینک زیر کلیک کنید:
http://renani.net/texts/notes/657-1396-07
.
Telegraph
فردا اول خلقت است
فردا اول مهر است. و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است. همه چیز از اول مهر آغاز میشود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دین یک ملت، دموکراسی یک ملت، آزادی یک ملت و عدالت یک ملت،…
Forwarded from مجله هنرى ژوان🌱
@zhuanchannel
طنز؛ اول مهر یعنی چی؟
پوریا عالمی _ روزنامه شرق
شنبه اول مهر است و اول مهر یعنی؛
آغاز ١٢ سال تحصیل برای اینکه مشخص شود دیپلم فایده ندارد.
یعنی شما بعد از ۱۲ سال میفهمی نه زبان انگلیسی یاد گرفتی، نه دیکته فارسیت خوب شده، نه بلدی ضرب و تقسیم کنی.
اول مهر یعنی ما از فردا رسما یکی از دلایل آلودگی هوا، ترافیک شهری و مصرف آب و برق و گاز الکی در مملکت هستیم.
اول مهر یعنی ما از فردا یکی از دلایل سختی کار معلمان خواهیم بود، از بس از دست ما حرص خواهند خورد.
اول مهر یعنی روزی یک دانه موهای مادر ما سفید میشود که هرروز داد میزند: پوریااااااااااااااااااااااااااااا یعنی چی نمیرم مدرسه؟
اول مهر یعنی استرس اینکه بچه را سالم تحویل بدهی ببرند اردو.
اول مهر یعنی تا لیسانس و حتي پزشکی هم درس بخوانی، بعد بروی هرجای دنیا بگویند باید دوباره امتحان بدهید و درس بخوانید.
اول مهر یعنی ما به دلیل خواندن کتابهایی بدونخلاقیت به مدت ۱۲ سال، عملا هر میلی به کتابخوانی درونمان وجود داشته باشد، از بین برود و خلاص.
اول مهر یعنی وارد طرح یکسانسازی بچهها شدن و بعد از ۱۲ سال همه شبیهسازیشده بیاییم بیرون و دنبال کار بگردیم.
اول مهر یعنی مسابقه مدرسههای غیرانتفاعی که همان درسهای مدرسههای دولتی را به صورت لاکشری تحویل ما بدهند؛ دقیقا شبیه پژو آر- دی. موتور پیکان و بدنه پژو.
اول مهر یعنی تسلیت به جوشش و هیجان و انگیزه و خلاقیت و بدوبدو و کشف دنیا. یعنی تبریک به «همینی که هست».
اول مهر یعنی آغاز ۱۲ سال تمرین پیادهنظام سربازصفری برای رفتن به دو سال سربازی.
طنز؛ اول مهر یعنی چی؟
پوریا عالمی _ روزنامه شرق
شنبه اول مهر است و اول مهر یعنی؛
آغاز ١٢ سال تحصیل برای اینکه مشخص شود دیپلم فایده ندارد.
یعنی شما بعد از ۱۲ سال میفهمی نه زبان انگلیسی یاد گرفتی، نه دیکته فارسیت خوب شده، نه بلدی ضرب و تقسیم کنی.
اول مهر یعنی ما از فردا رسما یکی از دلایل آلودگی هوا، ترافیک شهری و مصرف آب و برق و گاز الکی در مملکت هستیم.
اول مهر یعنی ما از فردا یکی از دلایل سختی کار معلمان خواهیم بود، از بس از دست ما حرص خواهند خورد.
اول مهر یعنی روزی یک دانه موهای مادر ما سفید میشود که هرروز داد میزند: پوریااااااااااااااااااااااااااااا یعنی چی نمیرم مدرسه؟
اول مهر یعنی استرس اینکه بچه را سالم تحویل بدهی ببرند اردو.
اول مهر یعنی تا لیسانس و حتي پزشکی هم درس بخوانی، بعد بروی هرجای دنیا بگویند باید دوباره امتحان بدهید و درس بخوانید.
اول مهر یعنی ما به دلیل خواندن کتابهایی بدونخلاقیت به مدت ۱۲ سال، عملا هر میلی به کتابخوانی درونمان وجود داشته باشد، از بین برود و خلاص.
اول مهر یعنی وارد طرح یکسانسازی بچهها شدن و بعد از ۱۲ سال همه شبیهسازیشده بیاییم بیرون و دنبال کار بگردیم.
اول مهر یعنی مسابقه مدرسههای غیرانتفاعی که همان درسهای مدرسههای دولتی را به صورت لاکشری تحویل ما بدهند؛ دقیقا شبیه پژو آر- دی. موتور پیکان و بدنه پژو.
اول مهر یعنی تسلیت به جوشش و هیجان و انگیزه و خلاقیت و بدوبدو و کشف دنیا. یعنی تبریک به «همینی که هست».
اول مهر یعنی آغاز ۱۲ سال تمرین پیادهنظام سربازصفری برای رفتن به دو سال سربازی.
تفاوت دو نوع نگاه، تفکر و فرهنگ آموزشی
امروز صبح، اول مهر وقتی دخترم را به مدرسه رساندم، چیزی که برای من جلب توجه می کرد؛ نوع برخورد اولیای مدرسه با اولیای دانش آموزان بود. (همان طور که در یادداشت های اولیه نیز نوشتم) امروز، اولین روز رفتن دخترم به مدرسه در کانادا را به یاد آوردم. مدیر مدرسه را که بیش از یک ساعت محیط مدرسه، معلم دخترم، فضاهای آموزشی، ورزشی و کتابخانه مدرسه را به ما نشان داده و معرفی کردند. آخر هم ما را به کلاس دخترم برده و از ما می خواستند در کلاس بنشینیم...
اما امروز علاوه بر مشاهده چیزهای مختلف و ناجور مدرسه دخترم (لباس های هم شکل، بی نظمی مفرط، وجود صف های کلاسی و....) یک چیز بیش از همه جلب توجه می کرد. معاون مدرسه از اولیاء می خواست وارد مدرسه نشوند و مدام فریاد می زد: اولیاء تشریف ببرند!! البته من به سختی توانستم و موفق شدم!! وارد حیاط مدرسه شوم و از دور و حدود بیست، سی متری معلم دخترم را ببینم!!
در کانادا اولیای دانش آموزان آزادند نه تنها وارد حیاط مدرسه شده، بلکه هر زمانی که دلشان خواست، سر کلاس فرزندشان حضور پیدا کنند...
من امروز به سختی وارد حیاط مدرسه شدم و از دور توانستم چهره معلم دخترم را ببینم! حال اوج موفقیت و خوشبختی بنده را ملاحظه فرمایید!!
این است تفاوت نگاه ما، رویکرد ما و نوع فرهنگ آموزشی ما با آنها...
#تفاوت
#نگاه_آموزشی
#کانادا_ایران
#مدرسه
https://news.1rj.ru/str/cacpc
امروز صبح، اول مهر وقتی دخترم را به مدرسه رساندم، چیزی که برای من جلب توجه می کرد؛ نوع برخورد اولیای مدرسه با اولیای دانش آموزان بود. (همان طور که در یادداشت های اولیه نیز نوشتم) امروز، اولین روز رفتن دخترم به مدرسه در کانادا را به یاد آوردم. مدیر مدرسه را که بیش از یک ساعت محیط مدرسه، معلم دخترم، فضاهای آموزشی، ورزشی و کتابخانه مدرسه را به ما نشان داده و معرفی کردند. آخر هم ما را به کلاس دخترم برده و از ما می خواستند در کلاس بنشینیم...
اما امروز علاوه بر مشاهده چیزهای مختلف و ناجور مدرسه دخترم (لباس های هم شکل، بی نظمی مفرط، وجود صف های کلاسی و....) یک چیز بیش از همه جلب توجه می کرد. معاون مدرسه از اولیاء می خواست وارد مدرسه نشوند و مدام فریاد می زد: اولیاء تشریف ببرند!! البته من به سختی توانستم و موفق شدم!! وارد حیاط مدرسه شوم و از دور و حدود بیست، سی متری معلم دخترم را ببینم!!
در کانادا اولیای دانش آموزان آزادند نه تنها وارد حیاط مدرسه شده، بلکه هر زمانی که دلشان خواست، سر کلاس فرزندشان حضور پیدا کنند...
من امروز به سختی وارد حیاط مدرسه شدم و از دور توانستم چهره معلم دخترم را ببینم! حال اوج موفقیت و خوشبختی بنده را ملاحظه فرمایید!!
این است تفاوت نگاه ما، رویکرد ما و نوع فرهنگ آموزشی ما با آنها...
#تفاوت
#نگاه_آموزشی
#کانادا_ایران
#مدرسه
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
از دانش آموزان ابتدایی خواسته شد یکی از آرزوهای خود را نقاشی کنند. یکی از آنها نقاشی زیر را کشیده است؛ به نظر شما چرا؟
دوستان می توانند نظرات خود را از طریق این آیدی به اشتراک بگذارند.
از خانم افضلی گرامی به جهت ارسال این نقاشی سپاسگزارم.
@sadeghiedu
دوستان می توانند نظرات خود را از طریق این آیدی به اشتراک بگذارند.
از خانم افضلی گرامی به جهت ارسال این نقاشی سپاسگزارم.
@sadeghiedu
Forwarded from Dastfal. Mozhgan
با سلام و احترام آقای دکتر صادقی
در ارتباط با تصویر نقاشی کودک منتشر شده در کانال باید عرض کنم.
دخترم سوفیا امسال کلاس اولی بود.
دربهترین مدرسه هیئت امنایی منطقه ثبت نامشان کردم
روز 29 شهریور ما (والدین ) و کلاس اولی ها درمدرسه حضوریافتیم برای جشن افتتاحیه.
درب ورودی به حیاط مدرسه با میزی مواجه شدم که روی آن ادوات جنگی : نارنجک و فشنگ و..تصاویر دلخراش شهیدان و.. چفیه و پارچه مشکی مزین شده بود .
من که برای ورود و ثبت نام دخترم در آن مدرسه بسیار تلاش کرده بودم شوکه شدم.
چه رسد به دختر م
وقتی اینگونه احساس" امنیت و شادی" را از کودکانمان آگاهانه می دزدیم .
چطور انتظار داریم کودکانمان درچنین فضایی شاد و آرام باشند .
و درقلبشان آرزوی نابودی و محوچنین فضایی پر خشونت و پرتنش و نا خوشایند را نکنند .
در مدارس ممالک آگاه و پیشرو .عاقل و پیشرفته که به دنیا انسانهای شریف و سودمندی تقدیم می کنند هرگز هرگز شادی و امنیت را در کودکان مخدوش نمی کنند.
با ارادت مژگان دستفال
در ارتباط با تصویر نقاشی کودک منتشر شده در کانال باید عرض کنم.
دخترم سوفیا امسال کلاس اولی بود.
دربهترین مدرسه هیئت امنایی منطقه ثبت نامشان کردم
روز 29 شهریور ما (والدین ) و کلاس اولی ها درمدرسه حضوریافتیم برای جشن افتتاحیه.
درب ورودی به حیاط مدرسه با میزی مواجه شدم که روی آن ادوات جنگی : نارنجک و فشنگ و..تصاویر دلخراش شهیدان و.. چفیه و پارچه مشکی مزین شده بود .
من که برای ورود و ثبت نام دخترم در آن مدرسه بسیار تلاش کرده بودم شوکه شدم.
چه رسد به دختر م
وقتی اینگونه احساس" امنیت و شادی" را از کودکانمان آگاهانه می دزدیم .
چطور انتظار داریم کودکانمان درچنین فضایی شاد و آرام باشند .
و درقلبشان آرزوی نابودی و محوچنین فضایی پر خشونت و پرتنش و نا خوشایند را نکنند .
در مدارس ممالک آگاه و پیشرو .عاقل و پیشرفته که به دنیا انسانهای شریف و سودمندی تقدیم می کنند هرگز هرگز شادی و امنیت را در کودکان مخدوش نمی کنند.
با ارادت مژگان دستفال
Forwarded from r.74
به این علت که مدارس ما تبدیل به یک زندان برای دانش آموزان شده است. حتی معلمان نیز با علاقه پا به این مکان نمی گذراند. کودک خیلی ساده دارد می گوید مدارس دارد نابود می شود. و در عین حال درخواست کمک نیز می کند...... در تمامی کشور های دیگر خصوصا در کشورهایی نطیر فنلاند و کره جنوبی و ژاپن و آلمان که نظام آموزش و پرورش قوی و تحول یافته ای دارند، مدرسه برای دانش آموزان همانند خانه خودشان هست. متاسفانه در کشور ما مدارس به مثابه ی یک زندان برای دانش آموزان هست و هنگامی که زنگ خانه به صدا در بیاید همانند یک زندانی رها شده از زندان همگان به سمت درب خروجی هجوم می آورند.....
خیلی جای افسوس و تاسف هست. دانش آموز ما آرزویش خرابی مدرسه اش باشد؟ چرا ؟ چون زمانی که خارج از مدرسه می باشد ، فرایند یاددهی و یادگیری که برایش رقم می خورد به مراتب بیش از مدرسه اوست. چون به روح پاک و لطیف او پاسخ داده نمی شود. چون هیچ محتوای سازنده ای برایشان طراحی نشده. حت برای ساعات کلاسشان تدوین نشده است.
در مدارس ما روح تعلم، روح سرزندگی رفته است.
من خود معلم صفر کیلومتر هستم. هنگامی که در دانشگاه فرهنگیان درس می خواندم خیلی با انگیزه پیش می رفتم. همیشه در ذهن خود متصور می شدم روزی این نظام آ.پ عوض خواهد شد. هرگاه فرزندان کوچک را در اطراف خود میدیدم با خود می گفتم که واقعا برای اینان باید چه محتوایی تدوین کرد؟ تا به روح پر از نشاط و کنجکاو و پر از اما و اگر هاشان پاسخ داد.
خیلی در واحدهایی که گذراندم به دنبال این امر بودم. اما نیافتم. واقعا نیافتم. دانشگاه فرهنگیان هم به آن هدف والای خود نرسید. خیلی بهتر شده اما هنوز خیلی جای راه و کار دارد.
آرزوی قلبیم این هست که روزی مدارس برای دانش اموزان سرزمینم مکانی پر از شادی و آموزنده باشد. طوریکه نتوان از آن دل کند..... معلمانمان روحشان دوباره برگردد. آموزش و پرورش روح تازه ای بگیرد.
با احترام: ریحانه محمدی
خیلی جای افسوس و تاسف هست. دانش آموز ما آرزویش خرابی مدرسه اش باشد؟ چرا ؟ چون زمانی که خارج از مدرسه می باشد ، فرایند یاددهی و یادگیری که برایش رقم می خورد به مراتب بیش از مدرسه اوست. چون به روح پاک و لطیف او پاسخ داده نمی شود. چون هیچ محتوای سازنده ای برایشان طراحی نشده. حت برای ساعات کلاسشان تدوین نشده است.
در مدارس ما روح تعلم، روح سرزندگی رفته است.
من خود معلم صفر کیلومتر هستم. هنگامی که در دانشگاه فرهنگیان درس می خواندم خیلی با انگیزه پیش می رفتم. همیشه در ذهن خود متصور می شدم روزی این نظام آ.پ عوض خواهد شد. هرگاه فرزندان کوچک را در اطراف خود میدیدم با خود می گفتم که واقعا برای اینان باید چه محتوایی تدوین کرد؟ تا به روح پر از نشاط و کنجکاو و پر از اما و اگر هاشان پاسخ داد.
خیلی در واحدهایی که گذراندم به دنبال این امر بودم. اما نیافتم. واقعا نیافتم. دانشگاه فرهنگیان هم به آن هدف والای خود نرسید. خیلی بهتر شده اما هنوز خیلی جای راه و کار دارد.
آرزوی قلبیم این هست که روزی مدارس برای دانش اموزان سرزمینم مکانی پر از شادی و آموزنده باشد. طوریکه نتوان از آن دل کند..... معلمانمان روحشان دوباره برگردد. آموزش و پرورش روح تازه ای بگیرد.
با احترام: ریحانه محمدی
Forwarded from Deleted Account
سلام؛دخترم امسال کلاس دوم هست.پارسال با عشق و علاقه ای وصف نشدنی پا به کلاس گذاشت ان هم در بهترین مدرسه شهر٬ولی متاسفانه برخورد معلم و.... این ذوق و علاقه را به بی میلی تبدیل کرد به گونه ای که برای نرفتن به مدرسه زار زار گریه میکرد.
مجبور شدم مدرسه اش رو عوض کنم.از من سوال کرد بابا:ما اینجا میگوییم مرگ بر امریکا. ایا در امریکا می گویند مرگ بر ایران؟؟؟؟!!!!!!
هنوز نتوانستم پاسخی که خودم راضی باشم بدهم
امسال هم ارزو میکنم که شرایط و فرهنگ حاکم بر مدارس شوق کودکانه ی دخترم را از رفتن به مدرسه باز ندارد.
مجبور شدم مدرسه اش رو عوض کنم.از من سوال کرد بابا:ما اینجا میگوییم مرگ بر امریکا. ایا در امریکا می گویند مرگ بر ایران؟؟؟؟!!!!!!
هنوز نتوانستم پاسخی که خودم راضی باشم بدهم
امسال هم ارزو میکنم که شرایط و فرهنگ حاکم بر مدارس شوق کودکانه ی دخترم را از رفتن به مدرسه باز ندارد.
Forwarded from Abbas Poursalim
این نقاشی نه تنها نقاشی حمله فکری یک کودک به یک مدرسه است، بلکه به نوعی حمله به آموزش و پرورش سیاسی و رسمی است؛ حمله به سیستم متمرکز آموزشی است؛ حمله به معلمی است که نمی داند معلمی چیست؟ و کودک کیست؟! حمله به محتوای دروسی است که نه با نیاز حال کودک و زندگی روزمره او و نه با سطح فکری او همخوانی دارد؛ حمله به رویکردها و فنون تدریس است؛ حمله به عدم توسعه شایستگی حرفه ای است؛ حمله به عدم تقویت اعتماد به نفس کودکان است؛ حمله به عدم توجه به علایق، هیجانات، عواطف و خواسته های کودکان است؛ حمله به محیط و مکانی است که در آن خلاقیت هر ساعت و هر روز به بند کشیده می شود و کسی نیست که دادش را بستاند، حمله به اصول ارزشیابی است، به روش های ارزشیابی است؛ و در نهایت حمله به اهداف آموزش و پرورش است. آری کودک قلب برنامه درسی را هدف گرفته است!
کودک آزادی می خواهد آن هم از جنس آزادی کودکانه؛ لبخند می خواهد آن هم از جنس لبخند والدانه؛ کودک بازی می خواهد، شادی می خواهد؛ کودک جایی را می خواهد که یاد بگیرد یادگیری را، دوست داشتن و دوست داشته شدن را، مهر و محبت را شادابی را، و البته اندکی هم زندگی را...
و ما خوب می دانیم حمله امروز این کودک نجات آینده یک مملکت است، اگر امید به اصلاحی باشد!
با تشکر، عباس پورسلیم
کودک آزادی می خواهد آن هم از جنس آزادی کودکانه؛ لبخند می خواهد آن هم از جنس لبخند والدانه؛ کودک بازی می خواهد، شادی می خواهد؛ کودک جایی را می خواهد که یاد بگیرد یادگیری را، دوست داشتن و دوست داشته شدن را، مهر و محبت را شادابی را، و البته اندکی هم زندگی را...
و ما خوب می دانیم حمله امروز این کودک نجات آینده یک مملکت است، اگر امید به اصلاحی باشد!
با تشکر، عباس پورسلیم
کلیپی در همین زمینه (نقاشی) ارسالی از خانم مطهری👆👆👆
Forwarded from ~
سلام وقت بخیر
بنده مفسر نیستم
اما با توجه به رشته تحصیلی ، سابقه کاری که مدیر مدرسه هستم
و افتخار شاگردی استاد صادقی را داشته ام این نقاشی را در ابعاد گوناگون بررسی میکنم
1. مدرسه نماد ظلمی که به مدارس کشورهای مسلمان میشود و این دانش آموز میتواند شعار ما کودکان را نکشید سرداده باشد، چرا که کودک در داخل مدرسه است.
2. تحلیل این که در مدارس بچه ها را با نمادهای دفاع مقدس آشنا می کنند را قبول دارم اما اینکار باید در حد فهم کودک دبستانی باشد
باید میهن پرستی ، دفاع مقدس ،آرمانهای انقلاب را دوست داشته باشد و بفهمد اما نه با نمادی که به جوان 20 ساله نشان میدهند ،که اگر چنین بود کارشناسان تعلیم و تربیت کتاب آمادگی دفاعی را در دبستان تدریس میکردند
.مدیران مدارس باید با ذوق و خلاقیت اینطور مفاهیم را نهادینه کنند که عشق بیافریند نه ترس
و از همه مهمتر مفاهیم باید متناسب با جنسیت باشد ، مثلا در مدارس دخترانه نقش زن را بخ تصویر بکشند
3. و شاید این دانش اموز فضای مدرسه برایش بیزاری آورده باشد که این نشان از کوتاهی دو گروه هست ، خانواده و.مدرسه
خانواده چون دقت نکردند و فرزندشان را آماده ورود به مدرسه نکردند ،دانش آموز باید محیط مدرسه را دوست داشته باشد متاسفانه برخی والدین ملاکشان نزدیکی مدرسه به منزل است ،
و کوتاهی مدرسه که باید بررسی های تربیتی ،آموزشی ، ارتباطی و....
انجام شود.
بنده مفسر نیستم
اما با توجه به رشته تحصیلی ، سابقه کاری که مدیر مدرسه هستم
و افتخار شاگردی استاد صادقی را داشته ام این نقاشی را در ابعاد گوناگون بررسی میکنم
1. مدرسه نماد ظلمی که به مدارس کشورهای مسلمان میشود و این دانش آموز میتواند شعار ما کودکان را نکشید سرداده باشد، چرا که کودک در داخل مدرسه است.
2. تحلیل این که در مدارس بچه ها را با نمادهای دفاع مقدس آشنا می کنند را قبول دارم اما اینکار باید در حد فهم کودک دبستانی باشد
باید میهن پرستی ، دفاع مقدس ،آرمانهای انقلاب را دوست داشته باشد و بفهمد اما نه با نمادی که به جوان 20 ساله نشان میدهند ،که اگر چنین بود کارشناسان تعلیم و تربیت کتاب آمادگی دفاعی را در دبستان تدریس میکردند
.مدیران مدارس باید با ذوق و خلاقیت اینطور مفاهیم را نهادینه کنند که عشق بیافریند نه ترس
و از همه مهمتر مفاهیم باید متناسب با جنسیت باشد ، مثلا در مدارس دخترانه نقش زن را بخ تصویر بکشند
3. و شاید این دانش اموز فضای مدرسه برایش بیزاری آورده باشد که این نشان از کوتاهی دو گروه هست ، خانواده و.مدرسه
خانواده چون دقت نکردند و فرزندشان را آماده ورود به مدرسه نکردند ،دانش آموز باید محیط مدرسه را دوست داشته باشد متاسفانه برخی والدین ملاکشان نزدیکی مدرسه به منزل است ،
و کوتاهی مدرسه که باید بررسی های تربیتی ،آموزشی ، ارتباطی و....
انجام شود.
Forwarded from M.A Nouri
سلام ، خدمت دکتر صادقی:
در رابطه با نقاشی یکی از این دانش آموزان:
باید دید بچه ها در چه سن رشدی هستند بعضی از بچه ها در پایه اول و دوم معنی آرزو رو نمیدونند و به صورت کلی هرچیزی که در فکرشون نسبت به مدرسه دارند رو می کشند.
در اینجا کودک هنگام ورودش به مدرسه شاد هست ولی وقتی میره مدرسه پشت سرش تهدید وجود داده دشمنانی که حاضرند به هر نحوی مدرسه رو تخریب کنند.
در این صورت بچه ها مدرسه رو جایگاه امنی برای درس خوندن نمیدونند
حتی در پایه های بالاتر
چه دلیلی داره که کودک دبستانی این تصاویر رو بکشه؟
ویرانی و خرابی های مدرسه
انزجار افراد از مدرسه در حدی که حاضر به تخریب آن هستند
این شعارهای مرگ بر آمریکا ، مرگ بر داعش و ...
استرسی است که مدرسه و جامعه به دانش آموزان وارد می کنه.
همچنین خشونت والدین نیز هنگام رفتن به مدرسه، می تونه این اندیشه رو در بچه ها ایجاد کند.
این که گاهی شنیده شده اولیا در مقابل کمک به مدرسه مقاومت نشون داده و بیان می کنندچه کسی گفته پول ندید راهتون نمیدیم به مدرسه من خودم میام مدرسه رو روی سرشون خراب می کنم.
واین که خود دانش آموز سال پرتنش و استرسی رو در اون مدرسه داشته که آرزوی تخریب مدرسه رو داشته اند.
من مدرسه میرم ولی مدرسه من در حال نابودی است
من مدرسه میرم ولی مدرسه من کاری کرده که همه در تلاش نابودی مدرسه هستند.
من میرم مدرسه ولی امیدوارم مدرسه هرچه زودتر خراب بشه.
این نقاشی تهدید به حساب میاد چه کردیم با اندیشه بچه هایمان چرا باید دانش آموز حس تخریب
حس انفجار
حس انزجار خود ویا سایرین رو برای مدرسه در نقاشی نشون بده
در حالی که مدرسه خانه دوم بچه ها هست
مدرسه باید مامن و جایگاه امنی برای بچه ها باسه تا بچه ها بتونن شادی و حس خوشایندی نسبت به اون داشته باشند.
بیایید مدرسه رو برای بچه ها زیبا کنیم تا تصورات زیبای اونها در نقاشی از مدرسه نشان داده بشه.
ارادتمند: نوری
در رابطه با نقاشی یکی از این دانش آموزان:
باید دید بچه ها در چه سن رشدی هستند بعضی از بچه ها در پایه اول و دوم معنی آرزو رو نمیدونند و به صورت کلی هرچیزی که در فکرشون نسبت به مدرسه دارند رو می کشند.
در اینجا کودک هنگام ورودش به مدرسه شاد هست ولی وقتی میره مدرسه پشت سرش تهدید وجود داده دشمنانی که حاضرند به هر نحوی مدرسه رو تخریب کنند.
در این صورت بچه ها مدرسه رو جایگاه امنی برای درس خوندن نمیدونند
حتی در پایه های بالاتر
چه دلیلی داره که کودک دبستانی این تصاویر رو بکشه؟
ویرانی و خرابی های مدرسه
انزجار افراد از مدرسه در حدی که حاضر به تخریب آن هستند
این شعارهای مرگ بر آمریکا ، مرگ بر داعش و ...
استرسی است که مدرسه و جامعه به دانش آموزان وارد می کنه.
همچنین خشونت والدین نیز هنگام رفتن به مدرسه، می تونه این اندیشه رو در بچه ها ایجاد کند.
این که گاهی شنیده شده اولیا در مقابل کمک به مدرسه مقاومت نشون داده و بیان می کنندچه کسی گفته پول ندید راهتون نمیدیم به مدرسه من خودم میام مدرسه رو روی سرشون خراب می کنم.
واین که خود دانش آموز سال پرتنش و استرسی رو در اون مدرسه داشته که آرزوی تخریب مدرسه رو داشته اند.
من مدرسه میرم ولی مدرسه من در حال نابودی است
من مدرسه میرم ولی مدرسه من کاری کرده که همه در تلاش نابودی مدرسه هستند.
من میرم مدرسه ولی امیدوارم مدرسه هرچه زودتر خراب بشه.
این نقاشی تهدید به حساب میاد چه کردیم با اندیشه بچه هایمان چرا باید دانش آموز حس تخریب
حس انفجار
حس انزجار خود ویا سایرین رو برای مدرسه در نقاشی نشون بده
در حالی که مدرسه خانه دوم بچه ها هست
مدرسه باید مامن و جایگاه امنی برای بچه ها باسه تا بچه ها بتونن شادی و حس خوشایندی نسبت به اون داشته باشند.
بیایید مدرسه رو برای بچه ها زیبا کنیم تا تصورات زیبای اونها در نقاشی از مدرسه نشان داده بشه.
ارادتمند: نوری
Forwarded from Deleted Account
یکی ازخانم هاپیغام داده بودکه درمدارس به دلیل اینکه وسایل جنگی گذاشته اندشکه شده بچه اش.ولی به نظرم این کاملااشتباه است .چون اگه ماازهمان کودکی یادبگیرم وباورداشته باشیم که امنیت مادرگروخون شهیدان وزحمت جانبازان است ارزشش خیلی بالااست.
Forwarded from Fariba Zarghalami
این نقاشی عین واقعیتی است که در مدارس ما به کودکان آموزش داده می شود
خشونت، جنگ برای به دست آوردن و..
ستایش سال های جنگ ایران و عراق
و......
من در منطقه شش آموزش و پرورش زندگی می کنم
کارمند کانون هستم
و
با پرسش و جو اسم پسرم را در یکی از مدارس نمونه ثبت نام کردم
همه چیز معمولی و نرمال بود
تا اینکه مدیر مدرسه عوض شد
و همه چیز با این تغییر مدیریت عوض شد.
معلم سال گذشته ی پسرم
سر کلاس از کلمات نا مناسب خیلی استفاده می کرد.
خودم پشت در کلاس بارها شنیدم
سر کلاس بچه ها را تحقیر و مسخره می کرد.
پسر من از شاگردان ممتاز کلاس بود ولی باز بهانه ای برای تحقیر پیدا می کرد.
وقتی به مدیر مدرسه شکایت کردم
سینه سپر کرد و گفت :
فرزند شما پسره
باید فحش هم یاد بگیره
آخر سر مجبور شدم وسط سال مدرسه ی پسرم را عوض کنم.
بچه ای که در چنین محیطی تربیت بشه
بنظر شما مدرسه اش را چه طوری نقاشی نی کشه؟
خشونت، جنگ برای به دست آوردن و..
ستایش سال های جنگ ایران و عراق
و......
من در منطقه شش آموزش و پرورش زندگی می کنم
کارمند کانون هستم
و
با پرسش و جو اسم پسرم را در یکی از مدارس نمونه ثبت نام کردم
همه چیز معمولی و نرمال بود
تا اینکه مدیر مدرسه عوض شد
و همه چیز با این تغییر مدیریت عوض شد.
معلم سال گذشته ی پسرم
سر کلاس از کلمات نا مناسب خیلی استفاده می کرد.
خودم پشت در کلاس بارها شنیدم
سر کلاس بچه ها را تحقیر و مسخره می کرد.
پسر من از شاگردان ممتاز کلاس بود ولی باز بهانه ای برای تحقیر پیدا می کرد.
وقتی به مدیر مدرسه شکایت کردم
سینه سپر کرد و گفت :
فرزند شما پسره
باید فحش هم یاد بگیره
آخر سر مجبور شدم وسط سال مدرسه ی پسرم را عوض کنم.
بچه ای که در چنین محیطی تربیت بشه
بنظر شما مدرسه اش را چه طوری نقاشی نی کشه؟
Forwarded from Deleted Account
باعرض سلام
بنظرم اين نقاشي حرفهاي زيادي ازطرفي براي ما متوليان اموزش و پرورش و خانواده ها و از طرفي براي نظام حاكم دارد.
مدرسه هاي امروزي با برنامه هاي شاد ميتوان گفت بيگانه هستند،من مادر انتظار دارم فرزندم فقط درس بخواند،مدام سه كلمه بنشبن،بخوان،بنويس در خانه ها تكرار ميشود.
نظام حاكم از اعياد غافل شده و عزاداريها را برجسته مي كند.
چرا راه دور برويم؟در مراسم چهارشنبه سوري هرساله شاهد اتفاقات ناگواري هستيم كه اكثر انها به دست همين دست پرورده هاي مدارس رخ مي دهند؟چرا؟چون مي خواهند بنا به گفته خودشان شاد باشند،نياز به تخليه انرژي دارند،اما متاسفانه هيچكدام از مولفه هاي نامبرده فوق اجازه چنين كاري را به بچه ها در محيطهاي امن اموزشي و خانوادگي به انها نمي دهد.
بچه ها از مدارس گريزان هستند و شاهد اين ادعا،تعطيلات بين امتحانات است.كافي شاپها و قليان سراها در ان ايام پذيراي خيل عظيمي از نوجوانان ما هستند كه به دنبال لحظاتي براي شاد بودن مي باشند.
مدارس كشورهاي موفق دنيا، محيط مدرسه را شاد مي سازند اما متاسفانه مدارس ما....
بنظرم اين نقاشي حرفهاي زيادي ازطرفي براي ما متوليان اموزش و پرورش و خانواده ها و از طرفي براي نظام حاكم دارد.
مدرسه هاي امروزي با برنامه هاي شاد ميتوان گفت بيگانه هستند،من مادر انتظار دارم فرزندم فقط درس بخواند،مدام سه كلمه بنشبن،بخوان،بنويس در خانه ها تكرار ميشود.
نظام حاكم از اعياد غافل شده و عزاداريها را برجسته مي كند.
چرا راه دور برويم؟در مراسم چهارشنبه سوري هرساله شاهد اتفاقات ناگواري هستيم كه اكثر انها به دست همين دست پرورده هاي مدارس رخ مي دهند؟چرا؟چون مي خواهند بنا به گفته خودشان شاد باشند،نياز به تخليه انرژي دارند،اما متاسفانه هيچكدام از مولفه هاي نامبرده فوق اجازه چنين كاري را به بچه ها در محيطهاي امن اموزشي و خانوادگي به انها نمي دهد.
بچه ها از مدارس گريزان هستند و شاهد اين ادعا،تعطيلات بين امتحانات است.كافي شاپها و قليان سراها در ان ايام پذيراي خيل عظيمي از نوجوانان ما هستند كه به دنبال لحظاتي براي شاد بودن مي باشند.
مدارس كشورهاي موفق دنيا، محيط مدرسه را شاد مي سازند اما متاسفانه مدارس ما....
یکی از معانی آشکار اون نقاشی این است که نظام آموزشی ما نه تنها در نقطه ی صفر نیست بلکه سی درجه زیرصفر است. این است داستان نظام آموزشی فریز شده و پادساعت گرد. خ ظهرابی
Forwarded from Sara
با سلام و احترام
این نقاشی ابراز احساسات کودکی هست که در انتظار به کمال رسیدن است،افسوس که رشدکودکان سرزمينم با شرایط سیستم آموزشی حاضر برابر است با ازبین رفتن کودکیشان که مهمترين و حساس ترين مرحله زندگيشان هست .
کودک در زمان کودکيش ، کودکی نمی کند.
در زمان ابراز احساسات و بیان افکارخلاق کودکانه اش بامحدودیت روبه رو می شود.
فارغ از تمام حقیقت های تلخ نظام آموزشی کشورم دراین نقاشی عوامل تخریب کننده با جزئیات کشيده شده، اما ساختمان مدرسه فقط دارای نام و درب ورود و خروج است.
مدرسه برای این کودک مکانی بسته و سرد است،به جای محیطی شاد ، گرم ، صمیمی و محيطى برای درک حقیقت زندگی.
در تصویر کودک درخواست کمک داشته، که به نظرم نمی توان گفت او از حضور در مدرسه بیزار است.
شاید اگر فضا و معماری مدارس مناسب بود و یا اگر ارتباط مناسب و صحیحی بین کودک و معلم ، خانواده با کودک و اولیای کودک و اولیای مدرسه وجود داشت ، کودک کمتر احساس ناامنى و تنهایی داشت .
نادیده گرفتن کودکی کودک؛ احساساتش، افکار ،علایق و هزاران امر دیگری که کودک را کودک می کند همه و همه باعث نابود شدن موجودی می شود که در کامل ترين وعالی ترین حالت آفریده شده است تا به شایسته ترین وجهی پرورده شود و جای ارزشمند خود را دراین جهان بیابد ، اما این امر ممکن نمی شود تازمانی که فرد در محیط واجتماعی مناسب همراه با آموزش و فرهنگی صحیح قرار گیرد.
امیدوارم روزی شاهد جریان زندگی در مدرسه باشیم نه جریان مدرسه در زندگی ،شاهد حضور متخصصین برنامه درسی که دغدغه آنها توجه به تمامی مسائل مورد نیاز افراد و جامعه باشد و شاهد هنر معلمی به معنای حقیقی واژه هنر باشيم.
🍁خزان پایيزتان به زیبایی سرسبزی بهارتان🍃
با تشکر.
این نقاشی ابراز احساسات کودکی هست که در انتظار به کمال رسیدن است،افسوس که رشدکودکان سرزمينم با شرایط سیستم آموزشی حاضر برابر است با ازبین رفتن کودکیشان که مهمترين و حساس ترين مرحله زندگيشان هست .
کودک در زمان کودکيش ، کودکی نمی کند.
در زمان ابراز احساسات و بیان افکارخلاق کودکانه اش بامحدودیت روبه رو می شود.
فارغ از تمام حقیقت های تلخ نظام آموزشی کشورم دراین نقاشی عوامل تخریب کننده با جزئیات کشيده شده، اما ساختمان مدرسه فقط دارای نام و درب ورود و خروج است.
مدرسه برای این کودک مکانی بسته و سرد است،به جای محیطی شاد ، گرم ، صمیمی و محيطى برای درک حقیقت زندگی.
در تصویر کودک درخواست کمک داشته، که به نظرم نمی توان گفت او از حضور در مدرسه بیزار است.
شاید اگر فضا و معماری مدارس مناسب بود و یا اگر ارتباط مناسب و صحیحی بین کودک و معلم ، خانواده با کودک و اولیای کودک و اولیای مدرسه وجود داشت ، کودک کمتر احساس ناامنى و تنهایی داشت .
نادیده گرفتن کودکی کودک؛ احساساتش، افکار ،علایق و هزاران امر دیگری که کودک را کودک می کند همه و همه باعث نابود شدن موجودی می شود که در کامل ترين وعالی ترین حالت آفریده شده است تا به شایسته ترین وجهی پرورده شود و جای ارزشمند خود را دراین جهان بیابد ، اما این امر ممکن نمی شود تازمانی که فرد در محیط واجتماعی مناسب همراه با آموزش و فرهنگی صحیح قرار گیرد.
امیدوارم روزی شاهد جریان زندگی در مدرسه باشیم نه جریان مدرسه در زندگی ،شاهد حضور متخصصین برنامه درسی که دغدغه آنها توجه به تمامی مسائل مورد نیاز افراد و جامعه باشد و شاهد هنر معلمی به معنای حقیقی واژه هنر باشيم.
🍁خزان پایيزتان به زیبایی سرسبزی بهارتان🍃
با تشکر.
گزارش یک نشست
اخیرا در مراسمی حضور پیدا کردم که عنوان آن "شب مهاتما گاندی پیام آور صلح" بود. این برنامه با همت مجله بخارا و با همکاری مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این برنامه به بررسی آراء و تفکر مهاتما گاندی این آدم عجیب،اختصاص داشت. در این مراسم علاوه بر سفیر هند، دو اندیشمند معاصر کشورمان نیز سخنرانی کردند. استاد داریوش شایگان و دکتر محقق داماد. استاد شایگان را همه ما با کتاب "افسون گری جدید" می شناسیم. اثری بس گرانسنگ وارزشمند. به جرات می توان گفت موضوع تنوع و تفکر چندفرهنگی را در ایران شاید ایشان برای اولین بار در این کتاب تبیین نموده اند. در این مراسم هم با وجود کهولت سن، سخنرانی ارزشمندی نمودند. اگر بخواهم فقط به یک جمله ایشان اشاره کنم شاید همین یک جمله برای این نوشتار کافی باشد؛ ایشان درباره مهاتما گاندی گفتند؛ "فردی که توانست در ساختار طبقاتی و نظام کاستی هند، ملت این کشور را متقاعد کند که به همه گروهها احترام گذاشته شود فقط و فقط مهاتما گاندی بود". به گفته ایشان، گاندی توانست به جای ایدئولوژی، تفکر و به جای خشم، لبخند را برای مردم هند و شاید هم برای کل دنیا به ارمغان آورد. در شرایطی که در جامعه کاستی آن زمان، هند بخش اعظمی از مردم نجس شمرده می شدند.
اما سخنرانی استاد محقق داماد هم جذابیت دیگری داشت. ایشان ابتدا از حسین بن علی شروع کرد و خاطر نشان ساخت که گاندی بسیار تحت تاثیر حسین بن علی قرار داشته است و بارها اذعان داشته که از وی بسیار بسیار آموخته است. سپس با طرح یک سوال از مخاطبان پرسید عامل و منشا جنگ ایشان با یزید چه بوده است و خاطرنشان ساخت که هر چند برای این حادثه دلایل مختلفی بیان شده است اما وی معتقد است که منشا و فلسفه این واقعه شاید "مقاومت خونین برای حق انتخاب" بوده است. منظور ایشان این بود که حسین بن علی با یزید تن به مقاومت خونین داد، از همه کسانش گذشت تا به حق انتخابش پایبند باشد. واقعا، تبیین منحصر به فردی بود و جالب....
#شب_مهاتما_گاندی
#مجله_بخارا
https://news.1rj.ru/str/cacpc
اخیرا در مراسمی حضور پیدا کردم که عنوان آن "شب مهاتما گاندی پیام آور صلح" بود. این برنامه با همت مجله بخارا و با همکاری مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این برنامه به بررسی آراء و تفکر مهاتما گاندی این آدم عجیب،اختصاص داشت. در این مراسم علاوه بر سفیر هند، دو اندیشمند معاصر کشورمان نیز سخنرانی کردند. استاد داریوش شایگان و دکتر محقق داماد. استاد شایگان را همه ما با کتاب "افسون گری جدید" می شناسیم. اثری بس گرانسنگ وارزشمند. به جرات می توان گفت موضوع تنوع و تفکر چندفرهنگی را در ایران شاید ایشان برای اولین بار در این کتاب تبیین نموده اند. در این مراسم هم با وجود کهولت سن، سخنرانی ارزشمندی نمودند. اگر بخواهم فقط به یک جمله ایشان اشاره کنم شاید همین یک جمله برای این نوشتار کافی باشد؛ ایشان درباره مهاتما گاندی گفتند؛ "فردی که توانست در ساختار طبقاتی و نظام کاستی هند، ملت این کشور را متقاعد کند که به همه گروهها احترام گذاشته شود فقط و فقط مهاتما گاندی بود". به گفته ایشان، گاندی توانست به جای ایدئولوژی، تفکر و به جای خشم، لبخند را برای مردم هند و شاید هم برای کل دنیا به ارمغان آورد. در شرایطی که در جامعه کاستی آن زمان، هند بخش اعظمی از مردم نجس شمرده می شدند.
اما سخنرانی استاد محقق داماد هم جذابیت دیگری داشت. ایشان ابتدا از حسین بن علی شروع کرد و خاطر نشان ساخت که گاندی بسیار تحت تاثیر حسین بن علی قرار داشته است و بارها اذعان داشته که از وی بسیار بسیار آموخته است. سپس با طرح یک سوال از مخاطبان پرسید عامل و منشا جنگ ایشان با یزید چه بوده است و خاطرنشان ساخت که هر چند برای این حادثه دلایل مختلفی بیان شده است اما وی معتقد است که منشا و فلسفه این واقعه شاید "مقاومت خونین برای حق انتخاب" بوده است. منظور ایشان این بود که حسین بن علی با یزید تن به مقاومت خونین داد، از همه کسانش گذشت تا به حق انتخابش پایبند باشد. واقعا، تبیین منحصر به فردی بود و جالب....
#شب_مهاتما_گاندی
#مجله_بخارا
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
فیلم سینمایی "خانه دختر"
سنت حسنه ای که از کانادا به یادگار مانده است، ورزش عصرگاهی به همراه دخترم در سواحل اقیانوس آرام بود. پس از برگشت هم سعی کردیم این سنت را حفظ کنیم. پس از بازگشت به ایران، ورزش عصرگاهی را ادامه داده و ادامه می دهیم مگر اینکه کار بسیار ضروری برای ما پیش آید. امروز هم قرار بود همین کار را کنیم. اما شوق دیدن فیلم "خانه دختر" دل و هوش از من برد و با توجه به اینکه این فیلم اسم فیلم بسیار زیبای"دختر" میرکریمی را در ذهن من تداعی می کرد و از سوی دیگر چون این فیلم سالها در توقیف بود، تصور من بر این بود که به احتمال زیاد با یک فیلم انتقادی - اجتماعی یا سیاسی- امنیتی و امثال آن مواجه خواهم شد که که باعث توقیف این فیلم شده است. این احتمالات باعث شد، ورزش عصرگاهی با دخترم را کنسل کرده و تقاضای ایشان را مبنی بر نرفتن به سینما را هم بدون پاسخ گذارم و به تماشای این فیلم بروم....
پس از تماشای فیلم و هنگام خروج از سینما سرشار از تاسف شدم که چرا وقتم را این گونه تلف کردم؟ ورزش هر روزم را کنسل کرده و از همه مهمتر همراهی با دخترم را از دست دادم...
فیلم "خانه دختر" فیلمی بی هویت، بی محتوا، بی سر و ته، ناسازگار با عقل آدمی، حتی به نظرم نوعی سطحی نگری نسبت به خانم هاست و ...
حیف بازیگران درجه یکی که در این فیلم ایفای نقش کردند. این فیلم می توانست شاهکار باشد. فیلمی که می توانست تفاوت سنت و مدرنیته و کارکرد جامعه ایران را به نقد بکشد، می توانست "درباره الی دیگری باشد"....
تعجب می کنم که این فیلم مگه چه داشت که توقیف شده بود؟ زیرا یکی از دلایلی که مرا تشویق به دیدن این فیلم کرد، توقیفی بودن آن بود. واقعا مسئولین ارشاد با چه منطقی این فیلم را توقیف کرده بودند. به نظرم اگر این فیلم همان چند سال پیش توقیف نمی شد، مثل خیلی از فیلم هایی که سال های گذشته دیده نشدند، این فیلم هم این همه دیده نمی شد و سر و صدا نمی کرد و تماشاگر را گول نمی زد تا به تماشای این فیلم بنشیند... صد تاسف که وقتم با فیلم سینمایی " خانه دختر" گذشت...
#فیلم
#خانه_دختر
#توقیف
https://news.1rj.ru/str/cacpc
سنت حسنه ای که از کانادا به یادگار مانده است، ورزش عصرگاهی به همراه دخترم در سواحل اقیانوس آرام بود. پس از برگشت هم سعی کردیم این سنت را حفظ کنیم. پس از بازگشت به ایران، ورزش عصرگاهی را ادامه داده و ادامه می دهیم مگر اینکه کار بسیار ضروری برای ما پیش آید. امروز هم قرار بود همین کار را کنیم. اما شوق دیدن فیلم "خانه دختر" دل و هوش از من برد و با توجه به اینکه این فیلم اسم فیلم بسیار زیبای"دختر" میرکریمی را در ذهن من تداعی می کرد و از سوی دیگر چون این فیلم سالها در توقیف بود، تصور من بر این بود که به احتمال زیاد با یک فیلم انتقادی - اجتماعی یا سیاسی- امنیتی و امثال آن مواجه خواهم شد که که باعث توقیف این فیلم شده است. این احتمالات باعث شد، ورزش عصرگاهی با دخترم را کنسل کرده و تقاضای ایشان را مبنی بر نرفتن به سینما را هم بدون پاسخ گذارم و به تماشای این فیلم بروم....
پس از تماشای فیلم و هنگام خروج از سینما سرشار از تاسف شدم که چرا وقتم را این گونه تلف کردم؟ ورزش هر روزم را کنسل کرده و از همه مهمتر همراهی با دخترم را از دست دادم...
فیلم "خانه دختر" فیلمی بی هویت، بی محتوا، بی سر و ته، ناسازگار با عقل آدمی، حتی به نظرم نوعی سطحی نگری نسبت به خانم هاست و ...
حیف بازیگران درجه یکی که در این فیلم ایفای نقش کردند. این فیلم می توانست شاهکار باشد. فیلمی که می توانست تفاوت سنت و مدرنیته و کارکرد جامعه ایران را به نقد بکشد، می توانست "درباره الی دیگری باشد"....
تعجب می کنم که این فیلم مگه چه داشت که توقیف شده بود؟ زیرا یکی از دلایلی که مرا تشویق به دیدن این فیلم کرد، توقیفی بودن آن بود. واقعا مسئولین ارشاد با چه منطقی این فیلم را توقیف کرده بودند. به نظرم اگر این فیلم همان چند سال پیش توقیف نمی شد، مثل خیلی از فیلم هایی که سال های گذشته دیده نشدند، این فیلم هم این همه دیده نمی شد و سر و صدا نمی کرد و تماشاگر را گول نمی زد تا به تماشای این فیلم بنشیند... صد تاسف که وقتم با فیلم سینمایی " خانه دختر" گذشت...
#فیلم
#خانه_دختر
#توقیف
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
شهرزاد؛ قصه گویی دیجیتال
گروهی از دوستان هنر متشکل از فیلم ساز و پژوهشگر هنر و نیز با ترکیبی از دوستان آموزش گروهی را تاسیس کرده اند که کارهای متفاوت و جالبی را انجام می دهند. دوستان علاقه مند به هنر و آموزش را دعوت می کنم با این گروه فعال و خلاق، پیوندهایی برقرار کرده و تجارب جالب و متفاوتی کسب کنند. از دور با اهداف و برنامه های این گروه خلاق آگاه بودم اما فرصتی پیش آمد، در برنامه اخیرشان که در خانه هنرمندان برگزار شد، به صورت حضوری از کارهای این گروه استفاده کنم. همچنین فرصتی پیش آمد مطالبی را هرچند کوتاه در رابطه با فعالیت های این گروه و اهمیت آن بیان کنم.
مجدد تاکید می کنم دانشحویان دوره دکتری و ارشدی که علاقه مندند پیوند میان هنر، آموزش، خلاقیت، فرهنگ و محیط زیست را همزمان تجربه کنند، به این گروه متصل شوند.
گزارش این برنامه را در ادامه ببینید.👇
https://news.1rj.ru/str/cacpc
گروهی از دوستان هنر متشکل از فیلم ساز و پژوهشگر هنر و نیز با ترکیبی از دوستان آموزش گروهی را تاسیس کرده اند که کارهای متفاوت و جالبی را انجام می دهند. دوستان علاقه مند به هنر و آموزش را دعوت می کنم با این گروه فعال و خلاق، پیوندهایی برقرار کرده و تجارب جالب و متفاوتی کسب کنند. از دور با اهداف و برنامه های این گروه خلاق آگاه بودم اما فرصتی پیش آمد، در برنامه اخیرشان که در خانه هنرمندان برگزار شد، به صورت حضوری از کارهای این گروه استفاده کنم. همچنین فرصتی پیش آمد مطالبی را هرچند کوتاه در رابطه با فعالیت های این گروه و اهمیت آن بیان کنم.
مجدد تاکید می کنم دانشحویان دوره دکتری و ارشدی که علاقه مندند پیوند میان هنر، آموزش، خلاقیت، فرهنگ و محیط زیست را همزمان تجربه کنند، به این گروه متصل شوند.
گزارش این برنامه را در ادامه ببینید.👇
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2