Forwarded from RICS(Resources In Curriculum Studies) (RICS)
Forwarded from RICS(Resources In Curriculum Studies) (RICS)
Multiculturalism and Education - Richard Race.pdf
912.2 KB
Forwarded from RICS(Resources In Curriculum Studies) (RICS)
- سخنی با استادان
- سخنی با دانشجویان ارشد و دکتری
الف) سخنی با استادان
اخیرا در جلسه داوری پروپوزال رساله دانشجوی دکتری یکی از دانشگاه های تهران حاضر شدم. اغلب عناصر این پروزال از صدر تا ذیل پر از اشکال بود. دلیل این امر هم اگرچه بخشی از آن مربوط به دانشجو می شد، اما من عمده مشکل را در تیم راهنمایی و مشاوره آن دیدم. عنوان رساله این دانشجو در خصوص چندفرهنگی بود. اولا عنوان تکراری بود و با همین عنوان چندین کار انجام شده بود. ثانیا منابع مجعول، اهداف و سوالات غلط، روش نادرست و مهمتر از همه این دانشجو و تیم راهنمایی و مشاوره اصلا درک درستی از مفهوم چندفرهنگی نداشتند. دلیل عمده این کار را فقط و فقط در انتخاب نادرست اعضای تیم راهنمایی و مشاوره رساله دیدم و اینکه متاسفانه دوستان همکار من موضوعی که در آن حوزه تخصص نداشتند، عهده دار راهنمایی کار شده بودند و این مشکلات به وجود آمده بود.
اما سخنی با همکارانم
دوستان عزیزم، استادان و همکاران من لطفا در حوزه ای که تخصص ندارید وارد نشوید. هم خودتان را زایل می کنید و هم دانشجوی بیچاره را سرگردان و هم یک اثر مجعول به رساله های قبلی اضافه می کنید. این کار نه حرفه ایست، نه اخلاقی و نه انسانی است.
ارائه راهکار
بارها و بارها دانشجویان مختلفی چه در سطح دکتری و چه در سطح کارشناسی ارشد به بنده مراجعه کردند که عهده دار راهنمایی موضوعی خارج از حوزه تخصصم باشم اما زیر بار نرفته و ایشان را به استادانی که در آن حوزه متخصص بوده اند، ارجاع داده ام. لذا از استادان محترم خواهش می کنم چند حوزه مشخص (آنچه که در دانشگاه های دنیا نیز مرسوم است) را برای خود انتخاب کرده و بر اساس آن کار راهنمایی و مشاوره دانشجویان را بر عهده بگیرند. آن چیزی که حوزه مطالعاتی شان نیست وارد نشده و دانشجو را به فردی که متخصص است، ارجاع دهند.
ب) سخنی با دانشجویان تحصیلات تکمیلی
پایان نامه و به ویژه رساله دکتری بخشی از عمر شما، زندگی شما و احتمالا بعدا برند شما و حوزه تخصصی شما خواهد شد. عنوانی را که بدان علاقه مند هستید تا درباره آن کار کنید، سراغ افراد متخصص آن حوزه بروید. اگرچه آنها در دانشگاه محل تحصیل شما نباشند. از آنها خواهش کنید، اصرار کنید اما به هیچ وجه راضی نشوید، کار بی کیفیت را با استاد نامرتبط انجام دهید.
نکته دوم و قانونی؛ انتخاب استاد راهنما و مشاور حق دانشجوست. طبق قانون هیچ دانشگاهی اعم از دولتی و آزاد حق ندارند، دانشجو را از حق داشتن استاد راهنمای مطلوب محروم کنند.
نکته پایانی اینکه کار با یک غیر متخصص هم برای استاد عذاب الیم است؛ چون نمی تواند از پس راهنمایی درست دانشجو برآید و هم برای دانشجو؛ چون هم سرگردان خواهد شد و هم در نهایت یک کار بی کیفیت ارائه خواهد داد...
#رساله
#پایان_نامه
#استاد
#دانشجو
https://news.1rj.ru/str/cacpc
- سخنی با دانشجویان ارشد و دکتری
الف) سخنی با استادان
اخیرا در جلسه داوری پروپوزال رساله دانشجوی دکتری یکی از دانشگاه های تهران حاضر شدم. اغلب عناصر این پروزال از صدر تا ذیل پر از اشکال بود. دلیل این امر هم اگرچه بخشی از آن مربوط به دانشجو می شد، اما من عمده مشکل را در تیم راهنمایی و مشاوره آن دیدم. عنوان رساله این دانشجو در خصوص چندفرهنگی بود. اولا عنوان تکراری بود و با همین عنوان چندین کار انجام شده بود. ثانیا منابع مجعول، اهداف و سوالات غلط، روش نادرست و مهمتر از همه این دانشجو و تیم راهنمایی و مشاوره اصلا درک درستی از مفهوم چندفرهنگی نداشتند. دلیل عمده این کار را فقط و فقط در انتخاب نادرست اعضای تیم راهنمایی و مشاوره رساله دیدم و اینکه متاسفانه دوستان همکار من موضوعی که در آن حوزه تخصص نداشتند، عهده دار راهنمایی کار شده بودند و این مشکلات به وجود آمده بود.
اما سخنی با همکارانم
دوستان عزیزم، استادان و همکاران من لطفا در حوزه ای که تخصص ندارید وارد نشوید. هم خودتان را زایل می کنید و هم دانشجوی بیچاره را سرگردان و هم یک اثر مجعول به رساله های قبلی اضافه می کنید. این کار نه حرفه ایست، نه اخلاقی و نه انسانی است.
ارائه راهکار
بارها و بارها دانشجویان مختلفی چه در سطح دکتری و چه در سطح کارشناسی ارشد به بنده مراجعه کردند که عهده دار راهنمایی موضوعی خارج از حوزه تخصصم باشم اما زیر بار نرفته و ایشان را به استادانی که در آن حوزه متخصص بوده اند، ارجاع داده ام. لذا از استادان محترم خواهش می کنم چند حوزه مشخص (آنچه که در دانشگاه های دنیا نیز مرسوم است) را برای خود انتخاب کرده و بر اساس آن کار راهنمایی و مشاوره دانشجویان را بر عهده بگیرند. آن چیزی که حوزه مطالعاتی شان نیست وارد نشده و دانشجو را به فردی که متخصص است، ارجاع دهند.
ب) سخنی با دانشجویان تحصیلات تکمیلی
پایان نامه و به ویژه رساله دکتری بخشی از عمر شما، زندگی شما و احتمالا بعدا برند شما و حوزه تخصصی شما خواهد شد. عنوانی را که بدان علاقه مند هستید تا درباره آن کار کنید، سراغ افراد متخصص آن حوزه بروید. اگرچه آنها در دانشگاه محل تحصیل شما نباشند. از آنها خواهش کنید، اصرار کنید اما به هیچ وجه راضی نشوید، کار بی کیفیت را با استاد نامرتبط انجام دهید.
نکته دوم و قانونی؛ انتخاب استاد راهنما و مشاور حق دانشجوست. طبق قانون هیچ دانشگاهی اعم از دولتی و آزاد حق ندارند، دانشجو را از حق داشتن استاد راهنمای مطلوب محروم کنند.
نکته پایانی اینکه کار با یک غیر متخصص هم برای استاد عذاب الیم است؛ چون نمی تواند از پس راهنمایی درست دانشجو برآید و هم برای دانشجو؛ چون هم سرگردان خواهد شد و هم در نهایت یک کار بی کیفیت ارائه خواهد داد...
#رساله
#پایان_نامه
#استاد
#دانشجو
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
#یادداشت_چهارم
آقای کاظم بنی هاشم دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی محقق مهمان دانشگاه UBC
""اگر خاطر مبارک دوستان کانال باشد، من(علیرضا صادقی) در یکی از یادداشت های قبلی که درخصوص اولین حضورم در دانشگاه UBC در همان زمان نوشتم، خاطره ای را نقل کردم که وقتی خدمت استاد هاستم رسیدم، ایشان بعد از احوالپرسی فرمودند، از کدام سمت آمدی؟عرض کردم از ورودی اصلی. با تعجب پرسیدند، مگر UBC ورودی اصلی دارد؟ من هم با تعجب بیشتر پاسخ دادم مگر ندارد؟ گفت اصلا دیواری ندارد که ورودی داشته باشد. بعدا متوجه شدم از هر قسمت شهر که بخواهید وارد دانشگاه شوید راه وجود دارد، به جز بخشی که به اقیانوس آرام متصل است.....
حال در ایران می خواهیم وارد دانشگاه
شویم، اگر نگهبان دم در ما را نشناسد، باید هزار تا جواب پس دهیم. این امر در دانشگاه آزاد علوم تحقیقات که اصلا فاجعه است. گیت و معرفی و ... اگر هم توجه نکنی گویی داعشی گرفته اند. در عرض چند ثانیه ده نفر سرت می ریزند! با این مقدمه یادداشت چهارم آقای کاظم بنی هاشم را در این رابطه بخوانید.از ایشان برای این یادداشت ها سپاسگزارم.""
#دانشگاه_بدون_حصار
ضمن عرض سلام خدمت دوستان عزیز، در یادداشت چهارم خویش بنا دارم در رابطه با موضوعی که معتقدم یک نماد از پدیده ای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی است، صحبت کنم. جالب است بدانید که دانشگاه بریتیش کلمبیا، هیچ حصار، دیوار یا میله ای دور اطراف خود ندارد و شما در حضور اول متوجه نمی شوید که چه زمانی وارد دانشگاه شدید. در نگاه اول، شاید این مسئله بی اهمیت جلوه کند که بود یا نبود حصار دور تا دور دانشگاه چه مسئله مهمی می تواند باشد و اینکه دانشگاه های ما در ایران دور خود دیوار کشیده اند، چه ایرادی دارد. اما معقتدم که نگاه ریشه ای و عمیق تر به این مسئله می تواند اهمیت این موضوع را آشکار کند.
نظر شخصی بنده این است که دانشگاه بدون حصار نمادی از توسعه است. نمادی از درهم تنیدگی دانشگاه و جامعه است. نمادی از اعتماد در اجتماع است. اساسا دانشگاه درب ورودی نباید داشته باشد که بخواهد بر روی آحاد مردم و یا نیازهای جامعه گشوده شود. ماهیت وجودی دانشگاه برای جامعه است. زمانی که حصار اطراف دانشگاه را فرا می گیرد یعنی ایزوله کردن. کافی است نگاه کنید به رابطه دانشگاه با نیازهای جامعه در کشورهای توسعه یافته از قبیل کانادا و مقایسه کنید با کشور خودمان. کافی است به فعالیت های بین المللی این دانشگاه ها نگاهی داشته باشیم و مقایسه کنیم با دانشگاه های خودمان. حصار تنها اطراف دانشگاه مان نیست. حصار در ذهن هایمان، در تصمیماتی که می گیریم، در سیاست هایی که اتخاذ می کنیم، حتی در زندگی مان آشکارا جلوه می کند. برای خود من جالب است که چرا پایان نامه ها و رساله های دانشگاه های ما باید در کتابخانه ها خاک بخورند و اجازه دسترسی به افراد خارج از آن دانشگاه ندهیم. حصاری مگر بزرگتر از این که دسترسی آزاد به این پژوهش ها نیست. تمامی رساله ها خاک می خورند بدون آنکه مسئله ای از مسائل جامعه را پاسخ دهند.
نمی شود از یک سو دور اطراف خودمان دیوار بکشیم و از سوی دیگر وسعت دیدمان نسبت به مسائل وسیع تر و عمیق تر شود. نمی شود دور دانشگاه حصار کشید و از سوی دیگر انتظار داشت که ارتباط بین دانشگاه و صنعت برقرار باشد. اساسا وجود حصار به معنای بی اعتمادی و امنیتی بودن فضا است. مگر می شود در فضای بی اعتمادی به پیشرفت و توسعه دست یافت. برای رسیدن به توسعه باید حصارها را برداشت، حصارهای بین دانشگاه و جامعه، حصارهای ذهنی مان و حصارهایی که تنها بذری برای رشد بی اعتمادی است، باید برداشته شوند.
سخنم را با این گفته کوتاه می کنم که برای تغییر باید ابتدا از نگرش خود شروع کنیم. توسعه قبل از اینکه در دنیای بیرونی اتفاق بیافتد ابتدا در نگرش ها و دیدگاه ها شکل می گیرد. حصار دانشگاه در واقع حاصل حصاری است که در ذهن های مسئولین و مردم شکل گرفته است."
#دانشگاه_UBC
#حصار
#توسعه
#بنی_کاظم
https://news.1rj.ru/str/cacpc
آقای کاظم بنی هاشم دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی محقق مهمان دانشگاه UBC
""اگر خاطر مبارک دوستان کانال باشد، من(علیرضا صادقی) در یکی از یادداشت های قبلی که درخصوص اولین حضورم در دانشگاه UBC در همان زمان نوشتم، خاطره ای را نقل کردم که وقتی خدمت استاد هاستم رسیدم، ایشان بعد از احوالپرسی فرمودند، از کدام سمت آمدی؟عرض کردم از ورودی اصلی. با تعجب پرسیدند، مگر UBC ورودی اصلی دارد؟ من هم با تعجب بیشتر پاسخ دادم مگر ندارد؟ گفت اصلا دیواری ندارد که ورودی داشته باشد. بعدا متوجه شدم از هر قسمت شهر که بخواهید وارد دانشگاه شوید راه وجود دارد، به جز بخشی که به اقیانوس آرام متصل است.....
حال در ایران می خواهیم وارد دانشگاه
شویم، اگر نگهبان دم در ما را نشناسد، باید هزار تا جواب پس دهیم. این امر در دانشگاه آزاد علوم تحقیقات که اصلا فاجعه است. گیت و معرفی و ... اگر هم توجه نکنی گویی داعشی گرفته اند. در عرض چند ثانیه ده نفر سرت می ریزند! با این مقدمه یادداشت چهارم آقای کاظم بنی هاشم را در این رابطه بخوانید.از ایشان برای این یادداشت ها سپاسگزارم.""
#دانشگاه_بدون_حصار
ضمن عرض سلام خدمت دوستان عزیز، در یادداشت چهارم خویش بنا دارم در رابطه با موضوعی که معتقدم یک نماد از پدیده ای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی است، صحبت کنم. جالب است بدانید که دانشگاه بریتیش کلمبیا، هیچ حصار، دیوار یا میله ای دور اطراف خود ندارد و شما در حضور اول متوجه نمی شوید که چه زمانی وارد دانشگاه شدید. در نگاه اول، شاید این مسئله بی اهمیت جلوه کند که بود یا نبود حصار دور تا دور دانشگاه چه مسئله مهمی می تواند باشد و اینکه دانشگاه های ما در ایران دور خود دیوار کشیده اند، چه ایرادی دارد. اما معقتدم که نگاه ریشه ای و عمیق تر به این مسئله می تواند اهمیت این موضوع را آشکار کند.
نظر شخصی بنده این است که دانشگاه بدون حصار نمادی از توسعه است. نمادی از درهم تنیدگی دانشگاه و جامعه است. نمادی از اعتماد در اجتماع است. اساسا دانشگاه درب ورودی نباید داشته باشد که بخواهد بر روی آحاد مردم و یا نیازهای جامعه گشوده شود. ماهیت وجودی دانشگاه برای جامعه است. زمانی که حصار اطراف دانشگاه را فرا می گیرد یعنی ایزوله کردن. کافی است نگاه کنید به رابطه دانشگاه با نیازهای جامعه در کشورهای توسعه یافته از قبیل کانادا و مقایسه کنید با کشور خودمان. کافی است به فعالیت های بین المللی این دانشگاه ها نگاهی داشته باشیم و مقایسه کنیم با دانشگاه های خودمان. حصار تنها اطراف دانشگاه مان نیست. حصار در ذهن هایمان، در تصمیماتی که می گیریم، در سیاست هایی که اتخاذ می کنیم، حتی در زندگی مان آشکارا جلوه می کند. برای خود من جالب است که چرا پایان نامه ها و رساله های دانشگاه های ما باید در کتابخانه ها خاک بخورند و اجازه دسترسی به افراد خارج از آن دانشگاه ندهیم. حصاری مگر بزرگتر از این که دسترسی آزاد به این پژوهش ها نیست. تمامی رساله ها خاک می خورند بدون آنکه مسئله ای از مسائل جامعه را پاسخ دهند.
نمی شود از یک سو دور اطراف خودمان دیوار بکشیم و از سوی دیگر وسعت دیدمان نسبت به مسائل وسیع تر و عمیق تر شود. نمی شود دور دانشگاه حصار کشید و از سوی دیگر انتظار داشت که ارتباط بین دانشگاه و صنعت برقرار باشد. اساسا وجود حصار به معنای بی اعتمادی و امنیتی بودن فضا است. مگر می شود در فضای بی اعتمادی به پیشرفت و توسعه دست یافت. برای رسیدن به توسعه باید حصارها را برداشت، حصارهای بین دانشگاه و جامعه، حصارهای ذهنی مان و حصارهایی که تنها بذری برای رشد بی اعتمادی است، باید برداشته شوند.
سخنم را با این گفته کوتاه می کنم که برای تغییر باید ابتدا از نگرش خود شروع کنیم. توسعه قبل از اینکه در دنیای بیرونی اتفاق بیافتد ابتدا در نگرش ها و دیدگاه ها شکل می گیرد. حصار دانشگاه در واقع حاصل حصاری است که در ذهن های مسئولین و مردم شکل گرفته است."
#دانشگاه_UBC
#حصار
#توسعه
#بنی_کاظم
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
#تسلیت
تو مگو همه بجنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نهای هزاری، تو چراغ خود برافروز
#حضرت_مولانا
▪کانال"آموزش چندفرهنگی" اقدام تروریستی اهواز و شهادت جمعی از هموطنان عزیز را تسلیت می گوید. ای کاش زعمای کشور بدین مناسبت چند روز را عزای عمومی اعلام می کردند. ای کاش صدا و سیمای جمهوری اسلامی فقط یک درصد ملی بود تا اخبار این حادثه دردناک را به درستی منعکس می کرد.
اهوازی های عزیز، ملت عزیز عرب، فارس و لر خوزستان با شما همدردیم.
این حوادث، ماحصل عدم رعایت آموزه های چندفرهنگی است. وقتی همه اقوام و رنگ ها گرامی داشته شوند، اقوام، خود محافظ و پاسدار کشور می شوند و وقتی آنها کنار زده شوند، اعتراض شان از جایی و به طریقی بروز می کند. اگر این بی توجهی ها از حد بگذرد، تبدیل به خشونت می شود. امیدوارم حاکمیت این موضوع را عمیقا درک نماید.
#تسلیت
#اهواز
https://news.1rj.ru/str/cacpc
تو مگو همه بجنگند و ز صلح من چه آید
تو یکی نهای هزاری، تو چراغ خود برافروز
#حضرت_مولانا
▪کانال"آموزش چندفرهنگی" اقدام تروریستی اهواز و شهادت جمعی از هموطنان عزیز را تسلیت می گوید. ای کاش زعمای کشور بدین مناسبت چند روز را عزای عمومی اعلام می کردند. ای کاش صدا و سیمای جمهوری اسلامی فقط یک درصد ملی بود تا اخبار این حادثه دردناک را به درستی منعکس می کرد.
اهوازی های عزیز، ملت عزیز عرب، فارس و لر خوزستان با شما همدردیم.
این حوادث، ماحصل عدم رعایت آموزه های چندفرهنگی است. وقتی همه اقوام و رنگ ها گرامی داشته شوند، اقوام، خود محافظ و پاسدار کشور می شوند و وقتی آنها کنار زده شوند، اعتراض شان از جایی و به طریقی بروز می کند. اگر این بی توجهی ها از حد بگذرد، تبدیل به خشونت می شود. امیدوارم حاکمیت این موضوع را عمیقا درک نماید.
#تسلیت
#اهواز
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
داستان ترفیع استادان، داستان عجیب و غریبی شده است. در ادامه، نوشته آقای دکتر میرزایی را برای شما بازنشر خواهم کرد. ایشان به خوبی این فرایند معیوب را ترسیم کرده اند. هر چند دانشجو ها و همکاران و حتی جامعه به نیک می دانند چه بسا افرادی پوزیشن استادی و حتی دانشیاری را با خود به یدک می کشند، اما شایسته آن نیستند. فقط با اطلاع از این رویه گویی دانشگاه آمده اند که فقط استادتمام بشوند، مفید واقع بشوند یا نه خیلی مهم نیست. اما برخی حتی گاه به رغم شایستگی های فراوان، سخت شان و حتی عارشان می آید که خود را به این فرایند بسپرند.
در دانشگاه خودمان، ما افرادی داریم که استادیار هستتد، اما استادان سراسر کشور لذت می برند که جلوی ایشان زانو بزنند و با ایشان حتی برای چند لحظه، هم صحبت شوند. برعکسش هم است. فرد بر روی کاغذ استادتمام است، اما در نظر همکاران و دانشجویانش به اندازه یک مربی ساده هم پوزیشن ندارد.
لطفا نوشته زیر را در این خصوص مطالعه بفرمایید.
#ارتقا_استادان
https://news.1rj.ru/str/cacpc
در دانشگاه خودمان، ما افرادی داریم که استادیار هستتد، اما استادان سراسر کشور لذت می برند که جلوی ایشان زانو بزنند و با ایشان حتی برای چند لحظه، هم صحبت شوند. برعکسش هم است. فرد بر روی کاغذ استادتمام است، اما در نظر همکاران و دانشجویانش به اندازه یک مربی ساده هم پوزیشن ندارد.
لطفا نوشته زیر را در این خصوص مطالعه بفرمایید.
#ارتقا_استادان
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Forwarded from انجمن جامعه، ورزش و فرهنگ
ارتقای زودرس و استادی نارس
📝دکتر آیت میرزایی
موسسات آموزش عالی در ایران بیش از آنکه به استادی این و آن نیاز داشته باشند، به پاسداشت حقیقتجویی بهمثابه غایت علم نیازمندند. اما رواج علمبازی به شیوه جویندگان استادی، به غایت از این حقیقتجویی فاصله دارد. «هشت سال برای خودم فرصت گذاشتهام که از درجه استادیاری به استادی برسم»، این بخشی از سخنان یک عضو هیات علمی در یکی از دانشگاههای ایران در آغاز بازی استاد شدن بود. این تازهکارِ جوینده استادی، به امید استاد شدن همه را داشت، همه جا بود. هرجا سفره امتیازآوری پهن بود، بر سر آن بود. آییننامههای وزارت علوم را از بر بود. امتیازات مدیریتی، فرهنگی، علمی و... همه را میدانست. او که از هر شگردی برای استاد شدن بهره میبرد، هیچ پست ربط و بیربطی را در نمی کرد. می گفت: «اگر استادی را بگیری همه مزایا به سوی تو میآیند. اما استادیار باشی نه پایاننامه میتوانی بگیری نه کلاسِ در خوری، نه پستی و مقامی، هرچند از نظر علمی قوی باشی»، پس هر طور میتوانی باید «زود استاد شوی.» از خوشاقبالی، دولتش یار بود و با فراهم آمدن اسباب قدرت و کسب مدیریت بر شتاب استاد شدن افزود و از بهره انتصابی مدیریت سود فراوان برد. عضو همه نوع کمیسیون، شورا و هیاتی شد. خیلی زود بر کرسی ریاست نشست و ارتقای خودش و دیگران را مدیریت میکرد. نامش بر پایان هر نامهای بود. مجلهای راهاندازی کرد، خودش شد سردبیرش. سپس مجله دوم را و عضو تحریریه مجلات دیگر هم شد. همهچیز مینوشت، همه جا مینوشت. البته به مدد دانشجویان بیمزد و مواجب. در راهنمایی، مشاوره و داوری پایاننامهها حد و مرزی نمیشناخت. خوب میدانست هر پایاننامه مزایای مادی و معنوی وافری دارد. هر دانشجویی موظف بود مقالهای را با رعایت اولویت، مزین به نام وی کند وگرنه اذن دفاع نمییافت. به مدد تعهدنامهها و آییننامهها، دانشجو موظف بود ایدههایش را به نام استاد راهنما به عنوان مالک اصلی (نویسنده اول) مقاله چاپ کند. باران امتیاز بود که از هر سو بر جوینده استادی باریدن گرفت. جوینده استادی کثیرالانتشار بود، اما کم مطالعه. گذر به استادی، فرصتی برای مطالعه و آموختن باقی نمیگذاشت و پروژه استاد شدن همه وقت وی را میگرفت تا اینکه بالاخره زودتر از برنامهاش «گذر از استادیاری به استادی را کمی بالاتر از 40سالگی جشن گرفت.» آنچه آمد روایتی مختصر از شیوه خاص گذر به استادی در مراکز آموزش عالی ایران در روزگار ماست. روایتی از «ارتقای زودرس و استادی نارس.» روایتی که در هر موسسه آموزشی و پژوهشی بیش و کم وجود دارد. توشه این راه «شعبدهبازی با آییننامههای ارتقا»ی وزارت علوم و کمی «بند و بست» بوروکراتیک و داشتن روحیه فرصتطلبی و مصلحتبینی است. نباید فراموش کرد که همنشینی با قدرت و نشستن بر مسند مدیریت و ریاست بر شتاب «ارتقای زودرس» و نیل به «استادی نارس» میافزاید. پایان این راه، تولید استادانی اغلب نارس است. در این راه، استاد شدن هدف اصلی و حقیقتجویی هدف فرعی است. در این راه بازی با علم تا جایی ارزش دارد که به کار استاد شدن آید. اگرچه استاد میشوی اما صاحبنظر نمیشوی. بیدلیل نیست که بر خیل استادان افزوده میشود اما صاحبنظر نداریم. اما راه دیگری هم هست و البته همواره جویندگانی داشته است و آن راه جویندگان علم با هدف حقیقتجویی است؛ راهی سخت، دشوار و ناهموار با پیچیدگیهای خاص خود. غایت این مسیر ارتقا نیست، انتهای این مسیر روشن نیست. جشن پایانی هم ندارد، چون پایانی ندارد. در این مسیر میل به حقیقتجویی مجالی برای استاد شدن یا میل به قدرت و کسب مدیریت باقی نمیگذارد. استادی موضوعی فرعی است که اگر محقق شود همراه با پختگی، شایستگی و احترام در میان اجتماع علمی است. اگر ارتقایی هم باشد ماهیتا با ارتقای علمی از طریق بند و بست و همنشینی با قدرت و نشستن بر مسند مدیریت و ریاست و بازی با آییننامهها متفاوت است. هستند کسانی که حقیقتجویی را فدای مصلحتبینی و فرصتطلبی نمیکنند. آکادمی ایرانی باید میدان تعامل این پویندگان حقیقت باشد نه میدان بازی آن جویندگان استادی. بخشی از این بازی سراسری ارتقای زودرس استادان نارس در نظام آموزش عالی ما ناشی از تمرکزگرایی شدید در وزارت علوم و فقدان استقلال نهادهای علمی و نقش تسهیلکننده همین آییننامههای فراگیر ارتقا در وزارت علوم است. در این بازی استاد شدن، نباید نقش آییننامههای ارتقای وزارت علوم را نادیده گرفت. تمرکز منابع، فرصتها و مزایا در رتبه استادی بر میل به این بازی افزوده است. اکنون بازی استادشدن به یک بازی سراسری و فراگیر در همه مراکز آموزشی و پژوهشی ایران تبدیل شده است. در این راه جویندگان استادی، «غایت علم» یعنی «حقیقتجویی» را وانهادهاند.
@isscaa
📝دکتر آیت میرزایی
موسسات آموزش عالی در ایران بیش از آنکه به استادی این و آن نیاز داشته باشند، به پاسداشت حقیقتجویی بهمثابه غایت علم نیازمندند. اما رواج علمبازی به شیوه جویندگان استادی، به غایت از این حقیقتجویی فاصله دارد. «هشت سال برای خودم فرصت گذاشتهام که از درجه استادیاری به استادی برسم»، این بخشی از سخنان یک عضو هیات علمی در یکی از دانشگاههای ایران در آغاز بازی استاد شدن بود. این تازهکارِ جوینده استادی، به امید استاد شدن همه را داشت، همه جا بود. هرجا سفره امتیازآوری پهن بود، بر سر آن بود. آییننامههای وزارت علوم را از بر بود. امتیازات مدیریتی، فرهنگی، علمی و... همه را میدانست. او که از هر شگردی برای استاد شدن بهره میبرد، هیچ پست ربط و بیربطی را در نمی کرد. می گفت: «اگر استادی را بگیری همه مزایا به سوی تو میآیند. اما استادیار باشی نه پایاننامه میتوانی بگیری نه کلاسِ در خوری، نه پستی و مقامی، هرچند از نظر علمی قوی باشی»، پس هر طور میتوانی باید «زود استاد شوی.» از خوشاقبالی، دولتش یار بود و با فراهم آمدن اسباب قدرت و کسب مدیریت بر شتاب استاد شدن افزود و از بهره انتصابی مدیریت سود فراوان برد. عضو همه نوع کمیسیون، شورا و هیاتی شد. خیلی زود بر کرسی ریاست نشست و ارتقای خودش و دیگران را مدیریت میکرد. نامش بر پایان هر نامهای بود. مجلهای راهاندازی کرد، خودش شد سردبیرش. سپس مجله دوم را و عضو تحریریه مجلات دیگر هم شد. همهچیز مینوشت، همه جا مینوشت. البته به مدد دانشجویان بیمزد و مواجب. در راهنمایی، مشاوره و داوری پایاننامهها حد و مرزی نمیشناخت. خوب میدانست هر پایاننامه مزایای مادی و معنوی وافری دارد. هر دانشجویی موظف بود مقالهای را با رعایت اولویت، مزین به نام وی کند وگرنه اذن دفاع نمییافت. به مدد تعهدنامهها و آییننامهها، دانشجو موظف بود ایدههایش را به نام استاد راهنما به عنوان مالک اصلی (نویسنده اول) مقاله چاپ کند. باران امتیاز بود که از هر سو بر جوینده استادی باریدن گرفت. جوینده استادی کثیرالانتشار بود، اما کم مطالعه. گذر به استادی، فرصتی برای مطالعه و آموختن باقی نمیگذاشت و پروژه استاد شدن همه وقت وی را میگرفت تا اینکه بالاخره زودتر از برنامهاش «گذر از استادیاری به استادی را کمی بالاتر از 40سالگی جشن گرفت.» آنچه آمد روایتی مختصر از شیوه خاص گذر به استادی در مراکز آموزش عالی ایران در روزگار ماست. روایتی از «ارتقای زودرس و استادی نارس.» روایتی که در هر موسسه آموزشی و پژوهشی بیش و کم وجود دارد. توشه این راه «شعبدهبازی با آییننامههای ارتقا»ی وزارت علوم و کمی «بند و بست» بوروکراتیک و داشتن روحیه فرصتطلبی و مصلحتبینی است. نباید فراموش کرد که همنشینی با قدرت و نشستن بر مسند مدیریت و ریاست بر شتاب «ارتقای زودرس» و نیل به «استادی نارس» میافزاید. پایان این راه، تولید استادانی اغلب نارس است. در این راه، استاد شدن هدف اصلی و حقیقتجویی هدف فرعی است. در این راه بازی با علم تا جایی ارزش دارد که به کار استاد شدن آید. اگرچه استاد میشوی اما صاحبنظر نمیشوی. بیدلیل نیست که بر خیل استادان افزوده میشود اما صاحبنظر نداریم. اما راه دیگری هم هست و البته همواره جویندگانی داشته است و آن راه جویندگان علم با هدف حقیقتجویی است؛ راهی سخت، دشوار و ناهموار با پیچیدگیهای خاص خود. غایت این مسیر ارتقا نیست، انتهای این مسیر روشن نیست. جشن پایانی هم ندارد، چون پایانی ندارد. در این مسیر میل به حقیقتجویی مجالی برای استاد شدن یا میل به قدرت و کسب مدیریت باقی نمیگذارد. استادی موضوعی فرعی است که اگر محقق شود همراه با پختگی، شایستگی و احترام در میان اجتماع علمی است. اگر ارتقایی هم باشد ماهیتا با ارتقای علمی از طریق بند و بست و همنشینی با قدرت و نشستن بر مسند مدیریت و ریاست و بازی با آییننامهها متفاوت است. هستند کسانی که حقیقتجویی را فدای مصلحتبینی و فرصتطلبی نمیکنند. آکادمی ایرانی باید میدان تعامل این پویندگان حقیقت باشد نه میدان بازی آن جویندگان استادی. بخشی از این بازی سراسری ارتقای زودرس استادان نارس در نظام آموزش عالی ما ناشی از تمرکزگرایی شدید در وزارت علوم و فقدان استقلال نهادهای علمی و نقش تسهیلکننده همین آییننامههای فراگیر ارتقا در وزارت علوم است. در این بازی استاد شدن، نباید نقش آییننامههای ارتقای وزارت علوم را نادیده گرفت. تمرکز منابع، فرصتها و مزایا در رتبه استادی بر میل به این بازی افزوده است. اکنون بازی استادشدن به یک بازی سراسری و فراگیر در همه مراکز آموزشی و پژوهشی ایران تبدیل شده است. در این راه جویندگان استادی، «غایت علم» یعنی «حقیقتجویی» را وانهادهاند.
@isscaa
#یادداشت_پنجم
آقای کاظم بنی هاشم، محقق مهمان در UBC و دانشجوی دکتری دانشگاه علامه طباطبائی.
دپارتمان های دانشگاه
در یادداشت پنجم بنا دارم بر محور کلید واژه های مشارکت، اشتراک و همکاری صحبت کنم. دانشکده آموزش دانشگاه بریتیش کلمبیا از چهار دپارتمان تشکیل می شود که عبارتند از:
۱-دپارتمان برنامه درسی وپداگوژی(آموزش)
۲-دپارتمان مطالعات آموزشی،
۳- دپارتمان روانشناسی، آموزش نیازهای ویژه، مشاوره،
۴-دپارتمان آموزش زبان و سواد.
هر یک از دپارتمان ها، در طول سال چند نشست عمومی برگزار می کنند که متشکل از اساتید و اغلب دانشجویان تحصیلات تکمیلی می باشد. در این نشست سالانه، همه اساتید به ارائه و گزارش تحقیقاتی که در طول سال انجام داده اند و یا در حال انجام است، می پردازند تا اساتید و دانشجویان دیگر در جریان فعالیت های پژوهشی و تحقیقی آن استاد قرار بگیرند. دو هدف عمده از این نشست ها دنبال می شود. اولی اطلاع رسانی در مورد حیطه های تحقیقاتی مورد علاقه اساتید برای دانشجویان ارشد و دکتری می باشد و دومی جذب مشارکت اساتید و دانشجویان به عنوان عضوی از تیم پژوهشی می باشد. در خلال همین نشست ها شاید جرقه ده ها پژوهش زده می شود! نشست های تخصصی دیگری نیز برگزار می شود که در این نشست ها معمولا اساتید، جزئیات تحقیقات و طرح های خود را با اساتید دیگر به اشتراک می گذارند تا در بوته نقد و چکش کاری قرار گیرد. مزیت این به اشتراک گذاری این است که مقاله ای که قرار است به عنوان برونداد فعالیت پژوهشی به مجله فرستاده شود، قبلا در دپارتمان گروه در حضور اساتید دیگر چکش کاری شده است و نقاط ضعف پژوهش تقریبا برطرف شده است. به شدت کار تیمی رواج دارد و تنها محدود به گروه یا دانشکده نیست. جالب است که اساتید بسیاری از گروه آموزش دیدم که با گروه های دیگر مثل فیزیک، علوم پزشکی، مهندسی، هنر و تاریخ فعالیت پژوهشی انجام داده اند. موضوعات بین رشته ای به شدت استقبال می شود و حیطه های پژوهشی نوینی را با همکاری و مشارکت یکدیگر مطرح می کنند. شاید یکی از دلایل مهمی که باعث شده است دانشگاه های غربی در طرح علوم جدید پیشتاز باشند همین به اشتراک گذاری ایده ها و مشارکت در شکل دادن به خمیرمایه علم جدید می باشد. برای مثال، حیطه واکاوی یادگیری (Learning Analytics) که چندسالی است در آموزش مطرح شده است و مورد استقبال قرار گرفته است، محصول مشترک رشته های آمار، یادگیری ماشین، هوشمندسازی تجاری، آموزش و کامپیوتر می باشد. شاید یکی از نقاط ضعف جامعه علمی ایران در همین تک روی ها و عدم مشارکت و به اشتراک گذاری می باشد. نمونه های این تکروی ها در ورزش بیشتر نمایان است، جایی که ما در رشته های انفرادی خوب نتیجه می گیریم اما در رشته های تیمی نه....
#دانشگاه_UBC
#اشتراک_دانش
#دپارتمان
#بنی_هاشم
https://news.1rj.ru/str/cacpc
آقای کاظم بنی هاشم، محقق مهمان در UBC و دانشجوی دکتری دانشگاه علامه طباطبائی.
دپارتمان های دانشگاه
در یادداشت پنجم بنا دارم بر محور کلید واژه های مشارکت، اشتراک و همکاری صحبت کنم. دانشکده آموزش دانشگاه بریتیش کلمبیا از چهار دپارتمان تشکیل می شود که عبارتند از:
۱-دپارتمان برنامه درسی وپداگوژی(آموزش)
۲-دپارتمان مطالعات آموزشی،
۳- دپارتمان روانشناسی، آموزش نیازهای ویژه، مشاوره،
۴-دپارتمان آموزش زبان و سواد.
هر یک از دپارتمان ها، در طول سال چند نشست عمومی برگزار می کنند که متشکل از اساتید و اغلب دانشجویان تحصیلات تکمیلی می باشد. در این نشست سالانه، همه اساتید به ارائه و گزارش تحقیقاتی که در طول سال انجام داده اند و یا در حال انجام است، می پردازند تا اساتید و دانشجویان دیگر در جریان فعالیت های پژوهشی و تحقیقی آن استاد قرار بگیرند. دو هدف عمده از این نشست ها دنبال می شود. اولی اطلاع رسانی در مورد حیطه های تحقیقاتی مورد علاقه اساتید برای دانشجویان ارشد و دکتری می باشد و دومی جذب مشارکت اساتید و دانشجویان به عنوان عضوی از تیم پژوهشی می باشد. در خلال همین نشست ها شاید جرقه ده ها پژوهش زده می شود! نشست های تخصصی دیگری نیز برگزار می شود که در این نشست ها معمولا اساتید، جزئیات تحقیقات و طرح های خود را با اساتید دیگر به اشتراک می گذارند تا در بوته نقد و چکش کاری قرار گیرد. مزیت این به اشتراک گذاری این است که مقاله ای که قرار است به عنوان برونداد فعالیت پژوهشی به مجله فرستاده شود، قبلا در دپارتمان گروه در حضور اساتید دیگر چکش کاری شده است و نقاط ضعف پژوهش تقریبا برطرف شده است. به شدت کار تیمی رواج دارد و تنها محدود به گروه یا دانشکده نیست. جالب است که اساتید بسیاری از گروه آموزش دیدم که با گروه های دیگر مثل فیزیک، علوم پزشکی، مهندسی، هنر و تاریخ فعالیت پژوهشی انجام داده اند. موضوعات بین رشته ای به شدت استقبال می شود و حیطه های پژوهشی نوینی را با همکاری و مشارکت یکدیگر مطرح می کنند. شاید یکی از دلایل مهمی که باعث شده است دانشگاه های غربی در طرح علوم جدید پیشتاز باشند همین به اشتراک گذاری ایده ها و مشارکت در شکل دادن به خمیرمایه علم جدید می باشد. برای مثال، حیطه واکاوی یادگیری (Learning Analytics) که چندسالی است در آموزش مطرح شده است و مورد استقبال قرار گرفته است، محصول مشترک رشته های آمار، یادگیری ماشین، هوشمندسازی تجاری، آموزش و کامپیوتر می باشد. شاید یکی از نقاط ضعف جامعه علمی ایران در همین تک روی ها و عدم مشارکت و به اشتراک گذاری می باشد. نمونه های این تکروی ها در ورزش بیشتر نمایان است، جایی که ما در رشته های انفرادی خوب نتیجه می گیریم اما در رشته های تیمی نه....
#دانشگاه_UBC
#اشتراک_دانش
#دپارتمان
#بنی_هاشم
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز جهانی معلم مبارک.
سخنان بزرگ معلم ایرانی، استاد بهمن بیگی را بارها شنیده اید، بد نیست به مناسبت روز جهانی معلم دوباره بشنویم و لذت ببریم.
#بهمن_بیگی
#روز_معلم
@cacpc
سخنان بزرگ معلم ایرانی، استاد بهمن بیگی را بارها شنیده اید، بد نیست به مناسبت روز جهانی معلم دوباره بشنویم و لذت ببریم.
#بهمن_بیگی
#روز_معلم
@cacpc
از این پس، قصد دارم؛ علاوه بر یادداشت ها و تحلیل های متداول و متداوم، برخی از سوالات مخاطبان کانال را درباره مولفه ها و مفاهیم مختلف "فرهنگ و برنامه درسی" همچون؛ چندفرهنگی، میان فرهنگی، شایستگی چندفرهنگی، سواد چندفرهنگی و موارد مشابه پاسخ دهم.
برای نوبت اول، سوالات پر تکرار بسیاری از علاقه مندان؛
سوال) تفاوت میان مفهوم چندفرهنگی و میان فرهنگی چیست؟
پاسخ)چندفرهنگی به محیط اشاره دارد و تعریفی که بنده از این مفهوم در کارهایم ارائه داده ام به شرح زیر است.
حضور چند قوم و فرهنگ نسبتا متفاوت در یک سرزمین جغرافیایی واحد را چندفرهنگی می گوییم(صادقی، ۱۳۹۲). همان طور که ملاحظه می کنید در اینجا تاکید بیشتر روی موقعیت و سرزمین است.
اما میان فرهنگی به رابطه اشاره دارد. رابطه میان دو فرهنگ یا فرهنگ ها. پس میان فرهنگی نوعی تلاش برای ایجاد تعامل میان فرهنگ های نسبتا متفاوت است.خود این رابطه به دو بخش تقسیم می شود.
الف) رابطه موازی
ب) رابطه متقاطع
الف) در رابطه موازی، فرهنگی بر فرهنگ های دیگر چیرگی ندارد. همه فرهنگ ها برابر تلقی می شوند. فرهنگ ها در این صورت تلاش می کنند از همدیگر یادبگیرند و از این یادگیری لذت برده و فرهنگ خود را غنی سازند.
ب) اما رابطه متقاطع، نوعی رابطه میان فرهنگی است که یک فرهنگ با اهمیت شمرده شده، بقیه هم به عنوان واقعیت نادیده گرفته نمی شود، اما صدای آنها به اندازه صدای فرهنگ غالب مهم تلقی نمی شود(مشاوران یونسکو، ترجمه صادقی ۱۳۹۷).
نکته مهم
از دوستان خواهش می شود اگر از مطالب کانال آموزش چندفرهنگی استفاده می کنند، اخلاق حرفه ای را رعایت کرده، رفرنس دهی را فراموش نکنند.
#سوالات
#چندفرهنگی
#میان_فرهنگی
#صادقی
https://news.1rj.ru/str/cacpc
برای نوبت اول، سوالات پر تکرار بسیاری از علاقه مندان؛
سوال) تفاوت میان مفهوم چندفرهنگی و میان فرهنگی چیست؟
پاسخ)چندفرهنگی به محیط اشاره دارد و تعریفی که بنده از این مفهوم در کارهایم ارائه داده ام به شرح زیر است.
حضور چند قوم و فرهنگ نسبتا متفاوت در یک سرزمین جغرافیایی واحد را چندفرهنگی می گوییم(صادقی، ۱۳۹۲). همان طور که ملاحظه می کنید در اینجا تاکید بیشتر روی موقعیت و سرزمین است.
اما میان فرهنگی به رابطه اشاره دارد. رابطه میان دو فرهنگ یا فرهنگ ها. پس میان فرهنگی نوعی تلاش برای ایجاد تعامل میان فرهنگ های نسبتا متفاوت است.خود این رابطه به دو بخش تقسیم می شود.
الف) رابطه موازی
ب) رابطه متقاطع
الف) در رابطه موازی، فرهنگی بر فرهنگ های دیگر چیرگی ندارد. همه فرهنگ ها برابر تلقی می شوند. فرهنگ ها در این صورت تلاش می کنند از همدیگر یادبگیرند و از این یادگیری لذت برده و فرهنگ خود را غنی سازند.
ب) اما رابطه متقاطع، نوعی رابطه میان فرهنگی است که یک فرهنگ با اهمیت شمرده شده، بقیه هم به عنوان واقعیت نادیده گرفته نمی شود، اما صدای آنها به اندازه صدای فرهنگ غالب مهم تلقی نمی شود(مشاوران یونسکو، ترجمه صادقی ۱۳۹۷).
نکته مهم
از دوستان خواهش می شود اگر از مطالب کانال آموزش چندفرهنگی استفاده می کنند، اخلاق حرفه ای را رعایت کرده، رفرنس دهی را فراموش نکنند.
#سوالات
#چندفرهنگی
#میان_فرهنگی
#صادقی
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
dr sadeghi.pdf
2.3 MB
گفتگوی علیرضا صادقی با مجله شوق تغییر
با عنوان:
آموزش چندفرهنگی؛ یعنی آموزش فرصت های یادگیری👇👇👇
#مصاحبه
#شوق_تغییر
#چندفرهنگی
#فرصت_یادگیری
@cacpc
با عنوان:
آموزش چندفرهنگی؛ یعنی آموزش فرصت های یادگیری👇👇👇
#مصاحبه
#شوق_تغییر
#چندفرهنگی
#فرصت_یادگیری
@cacpc
پیام تبریک موفقیت
تبریک خدمت خانم دکتر فاطمه هواس بیگی، دانش آموخته دکترای برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبائی که رساله ایشان در جشنواره پروفسور حسابی رتبه برتر را کسب کرده است.
عنوان رساله ایشان "طراحی برنامه درسی چندفرهنگی آموزش ابتدایی ایران" بود.
تیم راهنمایی و مشاوره:
راهنما؛ علیرضا صادقی
مشاور؛ حسن ملکی و مصطفی قادری
#رساله_برتر
#هواس_بیگی
https://news.1rj.ru/str/cacpc
تبریک خدمت خانم دکتر فاطمه هواس بیگی، دانش آموخته دکترای برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبائی که رساله ایشان در جشنواره پروفسور حسابی رتبه برتر را کسب کرده است.
عنوان رساله ایشان "طراحی برنامه درسی چندفرهنگی آموزش ابتدایی ایران" بود.
تیم راهنمایی و مشاوره:
راهنما؛ علیرضا صادقی
مشاور؛ حسن ملکی و مصطفی قادری
#رساله_برتر
#هواس_بیگی
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
اشغال کودکی به بهانه روزجهانی کودک....
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
دیروز روز جهانی کودک بود. همان طور که می دانید، عاملیت انسان به ما هو انسان، یکی از موضوعات اصلی چندفرهنگی گرایی است. کرامت انسان بدون هر گونه عوارض جانبی. فارغ از جنس، نژاد، مذهب، سن و ...
یکی از مواردی که در حوزه چندفرهنگی بسیار بدان توجه می شود، افراد و گروه هایی هستند که صداهای آنها کمتر شنیده می شود. افراد استثنایی، سالمندان، زنان و کودکان، مطالعه ثابت چندفرهنگی گرایان است. به ویژه، کودکان به جهت اهمیت موضوع همواره یکی از دغدغه ها و اولویت های مطالعات چندفرهنگی است. اشغال فرهنگی، اصطلاحی است که کم و بیش در مطالعات چندفرهنگی مورد استفاده قرار می گیرد.
نگارنده، این مفهوم را برای دوره کودکی هم تسری داده است. منظور از اشغال کودکی به نظر نگارنده دخالت بزرگسالان در کم و کیف زندگی کودکی است. این دخالت در ابعاد مختلف صورت می گیرد. یکی از آنها که معمولا به چشم همه می آید و مورد اعتراض افراد هم قرار می گیرد، انتخاب شغل و رشته برای فرزندان بدون توجه به علایق آنهاست. بزرگسالان برای آینده کودکان چیزی را مشخص می کنند که باب میل آنها نیست. اما من اشغال فرهنگی را عمیق تر از این موضوع می دانم. به نحوی که بزرگسالان هویت آنها را اشغال می کنند. مثلا در این مقوله، بزرگسالان اجازه نمی دهند کودکان هویت قوم و ملیت خود را کسب کنند و آنها را از داشتن هویت خود منع می کنند. کودکی که متعلق است به هر کدام از اقوام مختلف ایرانی، اما اجازه نمی یابد فرهنگ، تاریخ و زبان قوم خود را یاد بگیرد و وی از داشتن فرهنگ قومی منع می شود، این موضوع از نظر بنده نمونه بارز اشغال کودکی است.
این مساله در سطح ملیت ها هم مطرح است. کودکانی که در یک کشور دیگر تولد و رشد و نمو پیدا می کنند، اما اجازه یادگیری فرهنگ کشور مبدا را پیدا نمی کنند هم می تواند نمونه بارز اشغال فرهنگی کودکی قلمداد شود.
#اشغال_کودکی
#روز_جهانی_کودک
https://news.1rj.ru/str/cacpc
علیرضا صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی
دیروز روز جهانی کودک بود. همان طور که می دانید، عاملیت انسان به ما هو انسان، یکی از موضوعات اصلی چندفرهنگی گرایی است. کرامت انسان بدون هر گونه عوارض جانبی. فارغ از جنس، نژاد، مذهب، سن و ...
یکی از مواردی که در حوزه چندفرهنگی بسیار بدان توجه می شود، افراد و گروه هایی هستند که صداهای آنها کمتر شنیده می شود. افراد استثنایی، سالمندان، زنان و کودکان، مطالعه ثابت چندفرهنگی گرایان است. به ویژه، کودکان به جهت اهمیت موضوع همواره یکی از دغدغه ها و اولویت های مطالعات چندفرهنگی است. اشغال فرهنگی، اصطلاحی است که کم و بیش در مطالعات چندفرهنگی مورد استفاده قرار می گیرد.
نگارنده، این مفهوم را برای دوره کودکی هم تسری داده است. منظور از اشغال کودکی به نظر نگارنده دخالت بزرگسالان در کم و کیف زندگی کودکی است. این دخالت در ابعاد مختلف صورت می گیرد. یکی از آنها که معمولا به چشم همه می آید و مورد اعتراض افراد هم قرار می گیرد، انتخاب شغل و رشته برای فرزندان بدون توجه به علایق آنهاست. بزرگسالان برای آینده کودکان چیزی را مشخص می کنند که باب میل آنها نیست. اما من اشغال فرهنگی را عمیق تر از این موضوع می دانم. به نحوی که بزرگسالان هویت آنها را اشغال می کنند. مثلا در این مقوله، بزرگسالان اجازه نمی دهند کودکان هویت قوم و ملیت خود را کسب کنند و آنها را از داشتن هویت خود منع می کنند. کودکی که متعلق است به هر کدام از اقوام مختلف ایرانی، اما اجازه نمی یابد فرهنگ، تاریخ و زبان قوم خود را یاد بگیرد و وی از داشتن فرهنگ قومی منع می شود، این موضوع از نظر بنده نمونه بارز اشغال کودکی است.
این مساله در سطح ملیت ها هم مطرح است. کودکانی که در یک کشور دیگر تولد و رشد و نمو پیدا می کنند، اما اجازه یادگیری فرهنگ کشور مبدا را پیدا نمی کنند هم می تواند نمونه بارز اشغال فرهنگی کودکی قلمداد شود.
#اشغال_کودکی
#روز_جهانی_کودک
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
Forwarded from Deleted Account
Voice 001.m4a
20 MB
بخوان محمد!
شعر و صدای الیاس علوی شاعر افغانستانی
این شعر الیاس علوی سرگذشت مردمی است که بخش تفکیکناپذیری از تاریخش در گریز و مرزها شکل گرفته است. در کوههای بلند، در درههای عمیق، در کشتیها، کامیونها، اردوگاهها. در تحقیر و مرارت مدامِ کشورهای همسایه، پاکستانیها، ایرانیها. آنها که تحصیل را برایشان ممنوع کردند، کار را برایشان ممنوع کردند، زندگی را برایشان ممنوع کردند. در اجازهی تردد و حکم دیپورت. این شعر الیاس علوی، تنها شعر الیاس نیست، بلکه شعر بخش بزرگی از مردم افغانستان است.
ممنونم از خانم ملکی به خاطر ارسال این شعر تاثیر گذار. باشد که نگاه مان بعد از شنیدن این شعر به دوستان افغانستانی تغییر یابد.
#diaspora
#الیاس_علوی
#شعر_دلتنگی
#افغانستان
@cacpc
لینک زیر را لمس بفرمایید.
https://soundcloud.com/khoroos/hf03bvmflcic
شعر و صدای الیاس علوی شاعر افغانستانی
این شعر الیاس علوی سرگذشت مردمی است که بخش تفکیکناپذیری از تاریخش در گریز و مرزها شکل گرفته است. در کوههای بلند، در درههای عمیق، در کشتیها، کامیونها، اردوگاهها. در تحقیر و مرارت مدامِ کشورهای همسایه، پاکستانیها، ایرانیها. آنها که تحصیل را برایشان ممنوع کردند، کار را برایشان ممنوع کردند، زندگی را برایشان ممنوع کردند. در اجازهی تردد و حکم دیپورت. این شعر الیاس علوی، تنها شعر الیاس نیست، بلکه شعر بخش بزرگی از مردم افغانستان است.
ممنونم از خانم ملکی به خاطر ارسال این شعر تاثیر گذار. باشد که نگاه مان بعد از شنیدن این شعر به دوستان افغانستانی تغییر یابد.
#diaspora
#الیاس_علوی
#شعر_دلتنگی
#افغانستان
@cacpc
لینک زیر را لمس بفرمایید.
https://soundcloud.com/khoroos/hf03bvmflcic
SoundCloud
برایم بخوان محمّد. شعر و صدای الیاس علوی
این شعر الیاس علوی تنها شعر الیاس علوی نیست، سرگذشت مردمی است که بخش تفکیکناپذیری از تاریخش در گریز و مرزها شکل گرفته است. در کوههای بلند، در درههای عمیق، در کشتیها، کامیونها، اردوگاهها. در تحقی
#یادداشت_ششم
آقای کاظم بنی هاشم
دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی و محقق مهمان دانشگاه UBC.
ظرفیت سازی و ظرفیت سوزی
در دانشگاه یو بی سی، یکی از موضوعاتی که توجه مرا بسیار به خود جلب کرده است، تنوع فعالیتی، کاری، تحصیلی و علمی در دانشگاه است. در تبیین این موضوع باید عرض کنم که این دانشگاه خود را به عنوان بستر مناسبی برای استارت آپ های نوآورانه و خلاق مطرح کرده است. چندین کمپانی در دانشگاه مشغول به فعالیت هستند و از بستر دانشگاه استفاده می کنند که در واقع یک نوع بازی برد برد می باشد که از یک سو فرصت های شغلی برای دانشجویان در داخل دانشگاه فراهم می شود و همچنین دانشگاه خدماتی دریافت می کند و از سوی دیگر، کمپانی ها از این بستر برای درآمدزایی استفاده می کنند. از سوی دیگر، دانشگاه به صورت فعال و مداوم با صنعت و حیطه های دیگر در ارتباط است و از تعداد عظیم نیروی متخصصی که در اختیار دارد به دریافت پروژه های متنوع در رشته های مختلف می پردازد. اغراق نیست اگر بگوییم شما یک دانشجوی ارشد و دکتری بیکار در دانشگاه پیدا نمی کنید. کدام سازمان را شما سراغ دارید که همچون دانشگاه چنین حجم عظیمی از نیروی جوان، خوش فکر، تحصیل کرده و جویای کار در اختیار داشته باشد!!! دانشگاهی چون یو بی سی به این مسئله به خوبی واقف است و از این ظرفیت به نحو احسن استفاده می کند.طرف دیگر این ماجرا، دانشگاه های ما هستند که در این زمینه به هیچ وجه نمره قبولی نمی گیرند. دانشجوهای ارشد و دکتری پر از انرژی، جویای کار، قانع، خلاق و متخصص ما در خوابگاه ها وقت خود را می گذرانند. در حالی که ایمان دارم که اگر فرصتی به آنها داده شود، نتایج قابل قبولی از خود به جای خواهند گذاشت. بدون شک چنین ظرفیت سوزی که از سوی دانشگاه های ما بخاطر سوء مدیریت و عوامل دیگر صورت می گیرد، صدمات غیرقابل جبرانی را به دنبال خواهد داشت.
#صنعت_دانشگاه
#ظرفیت_سازی
#بنی_هاشم
https://news.1rj.ru/str/cacpc
آقای کاظم بنی هاشم
دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبایی و محقق مهمان دانشگاه UBC.
ظرفیت سازی و ظرفیت سوزی
در دانشگاه یو بی سی، یکی از موضوعاتی که توجه مرا بسیار به خود جلب کرده است، تنوع فعالیتی، کاری، تحصیلی و علمی در دانشگاه است. در تبیین این موضوع باید عرض کنم که این دانشگاه خود را به عنوان بستر مناسبی برای استارت آپ های نوآورانه و خلاق مطرح کرده است. چندین کمپانی در دانشگاه مشغول به فعالیت هستند و از بستر دانشگاه استفاده می کنند که در واقع یک نوع بازی برد برد می باشد که از یک سو فرصت های شغلی برای دانشجویان در داخل دانشگاه فراهم می شود و همچنین دانشگاه خدماتی دریافت می کند و از سوی دیگر، کمپانی ها از این بستر برای درآمدزایی استفاده می کنند. از سوی دیگر، دانشگاه به صورت فعال و مداوم با صنعت و حیطه های دیگر در ارتباط است و از تعداد عظیم نیروی متخصصی که در اختیار دارد به دریافت پروژه های متنوع در رشته های مختلف می پردازد. اغراق نیست اگر بگوییم شما یک دانشجوی ارشد و دکتری بیکار در دانشگاه پیدا نمی کنید. کدام سازمان را شما سراغ دارید که همچون دانشگاه چنین حجم عظیمی از نیروی جوان، خوش فکر، تحصیل کرده و جویای کار در اختیار داشته باشد!!! دانشگاهی چون یو بی سی به این مسئله به خوبی واقف است و از این ظرفیت به نحو احسن استفاده می کند.طرف دیگر این ماجرا، دانشگاه های ما هستند که در این زمینه به هیچ وجه نمره قبولی نمی گیرند. دانشجوهای ارشد و دکتری پر از انرژی، جویای کار، قانع، خلاق و متخصص ما در خوابگاه ها وقت خود را می گذرانند. در حالی که ایمان دارم که اگر فرصتی به آنها داده شود، نتایج قابل قبولی از خود به جای خواهند گذاشت. بدون شک چنین ظرفیت سوزی که از سوی دانشگاه های ما بخاطر سوء مدیریت و عوامل دیگر صورت می گیرد، صدمات غیرقابل جبرانی را به دنبال خواهد داشت.
#صنعت_دانشگاه
#ظرفیت_سازی
#بنی_هاشم
https://news.1rj.ru/str/cacpc
Telegram
آموزش چندفرهنگی(علیرضا صادقی)
برنامه درسی درخدمت آموزش چندفرهنگی، صلح و برقراری عدالت اجتماعی
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2
لینک مطلب اول کانال:
https://news.1rj.ru/str/cacpc/2