📸 دو استاد موسیقی، حسین علیزاده و لوریس چکناواریان در مراسم جشن تولد ۷۷سالگی جناب محمود دولتآبادی @ehsanname
📝 غزلی از زندهیاد #غلامرضا_شکوهی که دیشب در گذشت
@ehsanname
چه روزگار غریبی است روز پیری من
به روی نیمکت پارکها اسیری من
نه در مثلثِ پیری و ناتوانی و یأس
که در سه کنج زمان نیز گوشهگیری من
غنی شدن به زبان در بیان خاطرهها
ولی ز حوصلۀ گوشها فقیری من
گرسنه آمدن و تشنه زیستن یک عمر
ز هر نفس که در آن زندگیست سیری من
به عالمی که نگیرند از کسی دستی
ز خلق یائسه امید دستگیری من
سراب را به تماشا نشستن موهوم
به چشم مرد عطش خندۀ کویری من
چو بانگ نقنق ساعت به گاهوارۀ شب
تمام ثانیهها را بهانهگیری من
goo.gl/v8jjzh
@ehsanname
چه روزگار غریبی است روز پیری من
به روی نیمکت پارکها اسیری من
نه در مثلثِ پیری و ناتوانی و یأس
که در سه کنج زمان نیز گوشهگیری من
غنی شدن به زبان در بیان خاطرهها
ولی ز حوصلۀ گوشها فقیری من
گرسنه آمدن و تشنه زیستن یک عمر
ز هر نفس که در آن زندگیست سیری من
به عالمی که نگیرند از کسی دستی
ز خلق یائسه امید دستگیری من
سراب را به تماشا نشستن موهوم
به چشم مرد عطش خندۀ کویری من
چو بانگ نقنق ساعت به گاهوارۀ شب
تمام ثانیهها را بهانهگیری من
goo.gl/v8jjzh
🎬خاطرهبازی با «تایتانیک» در بیستسالگی این فیلم
✍احسان رضایی
@ehsanname
شش سال بعد (سال ۸۳) فریدون جیرانی در «سالاد فصل»ش «تایتانیک» را به عنوان فحش استفاده کرد. لیلا (لیلا حاتمی) به عادل (خسرو شکیبایی) گفته بود نمیخواهد با او ازدواج کند و عادل حدس زده بود که «تاپاله تایتانیک»ی همسر او خواهد شد. اما توی آن سال همهگیری (سال ۷۷) تب «تایتانیک» خود جیرانی را هم مبتلا کرده بود. توی فیلم «قرمز»، مرد روانپریش فیلم (محمدرضا فروتن) بعد یکی از دفعات ضرب و شتم همسرش (هدیه تهرانی) برای او نوار آهنگ همین تایتانیک را که میگفت «از پشت شهرداری» خریده، به نشانه یک پیام عاشقانه هدیه آورد و وقتی صدای موسیقی جیمز هورنر در سالن سینمای جشنواره طنین انداخت، ولولهای درگرفت و اهالی مطبوعات طاقت از کف دادند و صدای کف و سوت و تشویق از صدای خود موسیقی بلندتر و بیشتر شد. خب آن موقع هم روزگار غریبی بود نازنین.
ویروس این یکی هم مثل سارس و آنفلوانزای خوکی، از شرق آسیا آمد. نسخه اولش که چند ماه بعد از اکران و قبل از نوروز ۷۷ به ما رسید، از همانهایی بود که با دوربین هندیکم از روی پردۀ سینما ضبط شده. با کادر ناقص و کلههای نصفه و نیمهای که مدام پایین تصویر جابهجا میشدند و یک زیرنویس چینی-ژاپنی کمرنگ. بعدها البته نسخههای با کیفیتتر فیلم هم رسید. توی بعضی نسخهها دوتا حرف T در قسمت سمت چپ و بالای کادر دیده میشد که بعضیها میگفتند نسخه اصلی و بدون حذف، همینهاست و آن دو تا T گوشه کادر هم مخفف Titanic. (از این چیزهای عجیب و غریب دربارۀ فیلم کم نبود. مثلا آنجا که آخر فیلم رز متوجه قایقهای نجات میشد و داد میزد come back خیلیها این را «کمک، کمک» شنیده بودند!) بعدتر نسخه سیدی فیلم هم رسید که آن شایعه را از رونق انداخت.
«تایتانیک» اولین فیلمی بود که ما روی سیدی دیدیم. یعنی بعضیها روی سیدی تماشا کردند و بقیه روی VHS. سوالی که تکنولوژی ابزار تماشای فیلم را معلوم میکرد، این بود که بعد از «تایتانیک را دیدی؟» میپرسیدیم «چند دقیقهایش را؟» چون نسخه اصل فیلم ۱۹۴دقیقه بود اما زمان ضبط روی نوارهای ویدیویی ۱۲۰ و ۱۸۰دقیقهای بود. پس کسی که سه ساعت و ربع را کامل دیده بود، فیلم را روی سیدی داشت.
البته «تایتانیک» منشا حرف و حدیثهای بیشتری هم بود. توی هر گپ دوستانهای، معمولا یکی دوتا از جدیدترین جوکهایی که برای جک و رز یا آن همشهری سادهدل که بعد از چندبار تماشا، هنوز نمیدانست تایتانیک اسم پسره بود یا دختره تعریف میشد و شرح خودسانسوری صحنههای نامناسب یا واکنشهای خندهدار بزرگترهای خانواده که گول عبارت «فیلمش خانوادگی است» را خورده بودند. آنهایی که پز روشنفکری داشتند هم عدد و رقمهایی درباره فیلم یا اخبار جدید جیمز کامرون را ضمیمه حرفشان میکردند. این اطلاعات لزوما از نشریات تخصصی سینما نمیآمد. بیربطترین مجلات هم چیزی درباره این زوج عاشق جدید داشتند که یکباره در حد رمئو و ژولیت معروف شده بودند (شوخی تاریخ است انگار، دیکاپریو سال قبلش نقش رومئو را بازی کرده بود). همین فراوانی موهای لخت و بور دیکاپریو بر روی جلد نشریات خودش یک پدیده بود. تا آن موقع سابقه نداشت که نشریات درباره فیلمی که توی شبکه رسمی ویدیوئی نیست اینهمه حرف بزنند. «شعله» و جبارسینگ را هم همه دیده بودند، اما موجی برایش راه نیفتاده بود. شایعه دادگاهی شدن نشریاتی که ویژهنامه تایتانیک داشتند هم البته در هیجانیتر شدن فضا بیتاثیر نبود.
خیلی زود پوسترهای دیکاپریو پخش شد و بعد پوسترهای زوج فیلم. مول موی دیکاپرویی مُد شد. تیشرتهای تایتانیک با چهره دیکاپریو و انواع املاهای متفاوت Taitanik ،Titanik ،Taitanic درآمد. لغت «تایتانیک» و عباراتی نظیر «تایتانیک دلم توی دریای غمت غرق شد» به پشت کامیونها رفت. نوار آهنگ و آواز فیلم توی پیادهروها خرید و فروش میشد، هرچند خیلیها قبلا آن را از روی خود فیلم روی کاست ضبط کرده بودند (ترانهای که هنوز هم ایرانیها سلین دیون را با آن میشناسند). یک رمانی هم بود به اسم «تایتانیک» که الان نه اسم نویسنده و مترجمش خاطرم هست، نه اسم ناشرش. اما شایع بود که پرفروشترین کتاب فصل زمستان شده. همانطور که کتاب جیبی «زندگینامه و نقشهای لئوناردو دیکاپریو» علیرغم اینکه دیکاپریو تا آن زمان فقط ۵ فیلم داشت، حسابی مورد توجه قرار گرفت.
یکبار هم مجله «زنان» مقالهای داشت درباره تفاوتهای زن و مرد و یک مثالش این بود که توی «تایتانیک» رز و جک هر کدام چند بار اسم همدیگر را صدا میزدند؟ جواب این بود: رز ۸۰ بار میگوید «جک» و جک ۵۰ بار میگوید «رز».
goo.gl/MsbYfy
📸 جیمز کامرون در پشت صحنه «تایتانیک»
✍احسان رضایی
@ehsanname
شش سال بعد (سال ۸۳) فریدون جیرانی در «سالاد فصل»ش «تایتانیک» را به عنوان فحش استفاده کرد. لیلا (لیلا حاتمی) به عادل (خسرو شکیبایی) گفته بود نمیخواهد با او ازدواج کند و عادل حدس زده بود که «تاپاله تایتانیک»ی همسر او خواهد شد. اما توی آن سال همهگیری (سال ۷۷) تب «تایتانیک» خود جیرانی را هم مبتلا کرده بود. توی فیلم «قرمز»، مرد روانپریش فیلم (محمدرضا فروتن) بعد یکی از دفعات ضرب و شتم همسرش (هدیه تهرانی) برای او نوار آهنگ همین تایتانیک را که میگفت «از پشت شهرداری» خریده، به نشانه یک پیام عاشقانه هدیه آورد و وقتی صدای موسیقی جیمز هورنر در سالن سینمای جشنواره طنین انداخت، ولولهای درگرفت و اهالی مطبوعات طاقت از کف دادند و صدای کف و سوت و تشویق از صدای خود موسیقی بلندتر و بیشتر شد. خب آن موقع هم روزگار غریبی بود نازنین.
ویروس این یکی هم مثل سارس و آنفلوانزای خوکی، از شرق آسیا آمد. نسخه اولش که چند ماه بعد از اکران و قبل از نوروز ۷۷ به ما رسید، از همانهایی بود که با دوربین هندیکم از روی پردۀ سینما ضبط شده. با کادر ناقص و کلههای نصفه و نیمهای که مدام پایین تصویر جابهجا میشدند و یک زیرنویس چینی-ژاپنی کمرنگ. بعدها البته نسخههای با کیفیتتر فیلم هم رسید. توی بعضی نسخهها دوتا حرف T در قسمت سمت چپ و بالای کادر دیده میشد که بعضیها میگفتند نسخه اصلی و بدون حذف، همینهاست و آن دو تا T گوشه کادر هم مخفف Titanic. (از این چیزهای عجیب و غریب دربارۀ فیلم کم نبود. مثلا آنجا که آخر فیلم رز متوجه قایقهای نجات میشد و داد میزد come back خیلیها این را «کمک، کمک» شنیده بودند!) بعدتر نسخه سیدی فیلم هم رسید که آن شایعه را از رونق انداخت.
«تایتانیک» اولین فیلمی بود که ما روی سیدی دیدیم. یعنی بعضیها روی سیدی تماشا کردند و بقیه روی VHS. سوالی که تکنولوژی ابزار تماشای فیلم را معلوم میکرد، این بود که بعد از «تایتانیک را دیدی؟» میپرسیدیم «چند دقیقهایش را؟» چون نسخه اصل فیلم ۱۹۴دقیقه بود اما زمان ضبط روی نوارهای ویدیویی ۱۲۰ و ۱۸۰دقیقهای بود. پس کسی که سه ساعت و ربع را کامل دیده بود، فیلم را روی سیدی داشت.
البته «تایتانیک» منشا حرف و حدیثهای بیشتری هم بود. توی هر گپ دوستانهای، معمولا یکی دوتا از جدیدترین جوکهایی که برای جک و رز یا آن همشهری سادهدل که بعد از چندبار تماشا، هنوز نمیدانست تایتانیک اسم پسره بود یا دختره تعریف میشد و شرح خودسانسوری صحنههای نامناسب یا واکنشهای خندهدار بزرگترهای خانواده که گول عبارت «فیلمش خانوادگی است» را خورده بودند. آنهایی که پز روشنفکری داشتند هم عدد و رقمهایی درباره فیلم یا اخبار جدید جیمز کامرون را ضمیمه حرفشان میکردند. این اطلاعات لزوما از نشریات تخصصی سینما نمیآمد. بیربطترین مجلات هم چیزی درباره این زوج عاشق جدید داشتند که یکباره در حد رمئو و ژولیت معروف شده بودند (شوخی تاریخ است انگار، دیکاپریو سال قبلش نقش رومئو را بازی کرده بود). همین فراوانی موهای لخت و بور دیکاپریو بر روی جلد نشریات خودش یک پدیده بود. تا آن موقع سابقه نداشت که نشریات درباره فیلمی که توی شبکه رسمی ویدیوئی نیست اینهمه حرف بزنند. «شعله» و جبارسینگ را هم همه دیده بودند، اما موجی برایش راه نیفتاده بود. شایعه دادگاهی شدن نشریاتی که ویژهنامه تایتانیک داشتند هم البته در هیجانیتر شدن فضا بیتاثیر نبود.
خیلی زود پوسترهای دیکاپریو پخش شد و بعد پوسترهای زوج فیلم. مول موی دیکاپرویی مُد شد. تیشرتهای تایتانیک با چهره دیکاپریو و انواع املاهای متفاوت Taitanik ،Titanik ،Taitanic درآمد. لغت «تایتانیک» و عباراتی نظیر «تایتانیک دلم توی دریای غمت غرق شد» به پشت کامیونها رفت. نوار آهنگ و آواز فیلم توی پیادهروها خرید و فروش میشد، هرچند خیلیها قبلا آن را از روی خود فیلم روی کاست ضبط کرده بودند (ترانهای که هنوز هم ایرانیها سلین دیون را با آن میشناسند). یک رمانی هم بود به اسم «تایتانیک» که الان نه اسم نویسنده و مترجمش خاطرم هست، نه اسم ناشرش. اما شایع بود که پرفروشترین کتاب فصل زمستان شده. همانطور که کتاب جیبی «زندگینامه و نقشهای لئوناردو دیکاپریو» علیرغم اینکه دیکاپریو تا آن زمان فقط ۵ فیلم داشت، حسابی مورد توجه قرار گرفت.
یکبار هم مجله «زنان» مقالهای داشت درباره تفاوتهای زن و مرد و یک مثالش این بود که توی «تایتانیک» رز و جک هر کدام چند بار اسم همدیگر را صدا میزدند؟ جواب این بود: رز ۸۰ بار میگوید «جک» و جک ۵۰ بار میگوید «رز».
goo.gl/MsbYfy
📸 جیمز کامرون در پشت صحنه «تایتانیک»
📖 میراثفرهنگی، نام استاد نجف دریابندری، نویسنده و مترجم پیشکسوت را بهعنوان «گنجینه زنده بشری در میراث خوراک» در فهرست حاملان میراث ناملموس (نادرهکاران) ثبت کرد @ehsanname
📸 استاد جواد محقق و رضا امیرخانی در مراسم تنفیذ دوره قبل رئیسجمهور روحانی، مرداد ۹۲ @ehsanname
📌یک پیشنهاد شغلی هیجانانگیز: سازمان فضایی ناسا کسی را میخواهد که زمین را برابر عفونت احتمالی ارگانیسمهای زنده فرازمینی حفظ کند. حقوقش هم حداقل ۱۲۴هزار دلار (۴۷۲میلیون تومان) در سال است @ehsanname
📄 قرار است در آرژانتین نمایشگاهی از یادگارهای مارکز برپا شود. مهمترینش ماشین تایپی است که گابو با آن شاهکارش «صد سال تنهایی» را نوشت. امسال ۵۰مین سال انتشار «صد سال تنهایی» است @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 «خواستم، شد» سخنرانی خانم لیلی گلستان، مترجم معروف در تدکس تهران (۳۰ آذر ۹۵) که به تازگی روی کانال آپارات تدکس قرار گرفته را از دست ندهید، شنیدنی است @ehsanname
Forwarded from رسول جعفریان
یادداشتی از پشت یک نسخه خطی: سزد که فخر کنم مر [بر!] شهان به روز جزا / به کفشداری سلطان دین امام رضا ع. محرم 1314 ق
@jafarian1964
@jafarian1964
Forwarded from احساننامه
✅ خانۀ آهوها
@ehsanname
ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، این اسمی است که برای اهالی ادبیات آشناست. این حاکم معروفِ توس در نیمه اول قرن چهارم، دستور جمعآوری روایات پراکنده از حماسههای ایرانی را داد و «شاهنامه»ای به نثر فراهم کرد که بعدها منبعِ کار فردوسی در سرودن «شاهنامه» معروفش شد. از شاهنامه ابومنصوری فقط بخش مقدمهاش باقی مانده، آن هم به این دلیل که در نسخههای قدیمی شاهنامه فردوسی به عنوان مقدمه آمده و حالا این متن، به عنوان قدیمیترین نمونه نثر فارسی دَری در اختیار ماست. از ابومنصور بن عبدالرزاق، در بعضی از متون تاریخی هم گزارشهایی هست که بر اساس آن، زندگی و زمانهاش را میتوان شناخت (مثلا نگاه کنید به: دانشنامه بزرگ اسلامی، جلد ۶، صفحه ۲۵۷۵). در بین این کتابها و نیز همان مقدمه قدیم شاهنامه، نشانههایی از گرایش ابومنصور به تشیع هست. در کتاب «عیون اخبار الرضا» نوشته شیخ صدوق هم، دو خبر درباره این سپهسالار توسی هست (باب ۶۹، خبرهای ۲ و ۱۱). زمان نگارش این کتاب، فاصله کمی با قتل ابومنصور دارد (قتل ابومنصور در ۳۵۰ قمری اتفاق افتاد و نگارش «عیون اخبار الرضا» را بعد از فوت رکنالدوله دیلمی در ۳۶۶ قمری تخمین زدهاند) و این، به ارزش این روایتها اضافه میکند. این دو خبر، هر دو درباره ارادت ابومنصور به امام هشتم(ع) و اجابت دعایش برای داشتن فرزند در کنار مزار امام است. اما در یکی از این خبرها، داستانی هم درباره پناه آوردن آهوها میخوانیم. روایت چنین است: 👇
@ehsanname
ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیلِ سلیطی گفت: از حاکم رازی، یارِ ابیجعفر عتبی شنیدم که میگفت: مرا ابوجعفر عتبی به رسالت فرستاد نزدِ ابیمنصور بن عبدالرزّاق. چون روزِ پنجشنبه شد، از او اذن خواستم در زیارتِ امام رضا(ع)، گفت: حدیثی با تو گویم از کارِ این مشهد. من در جوانی تعرّض میکردم بر اهلِ این مشهد و راه بر زوّارِ آن میبستم و جامههاشان میربودم. روزی برای صید آنجا رفتم، آهویی را دیدم و [سگ] تازی خود را پی او فرستادم. تازی او را تعقیب میکرد تا آهو به داخل مشهد پناه برد و تازی در مقابل آن ایستاد و نزدیک نمیرفت و من آنچه میکردم که نزدیک شود، نمیشد. چون آهو از جای خود حرکت میکرد تازی آن را دنبال میکرد، تا آهو داخل صحن گردید و تازی در همان موضع ایستاد. چون به دیوار میرسید، میایستاد. آهو در حجرهای داخل شد و من [به دنبالش] داخل شدم و ندیدم. از [همراهم] ابونصر [مقرّی] پرسیدم آهویی که داخل شد کجا رفت؟ گفت ندیدم. جایی که آهو در شده بود، در شدم، پشک و اثر بولِ آهو دیدم و او را نیافتم. با خدا عهد کردم [دیگر] متعرّضِ زوّار نشوم مگر برای خیر. پس از آن هر وقت مرا مشکلی میآمد به زیارت حضرت میرفتم و دعا و زاری میکردم و از خدا حاجت خود میخواستم و خداوند مرحمت میفرمود. از خدا خواستم به من پسری عنایت فرماید، دعایم مستجاب شد. چون به بلوغ رسید او را کشتند. باز به مشهد رفته و از خدا پسری خواستم و خدا دومبار عنایت کرد. و تا حال حاجتی از خدا نخواستهام جز اینکه عطا فرموده، و این همان است که برای من از برکت این مرقد مطهر - خداوند بر ساکنش درود فرستد- به ظهور رسیده.
@ehsanname
ترجمه از محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، دانشمند عصر صفوی که این ترجمه را در ۱۰۷۵ قمری انجام داده، چاپ و تصحیحِ انتشارات مسجد جمکران، ۱۳۸۹، جلد دوم، صفحه ۵۶۳ و ۵۶۴
#برچیده_ها
@ehsanname
ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، این اسمی است که برای اهالی ادبیات آشناست. این حاکم معروفِ توس در نیمه اول قرن چهارم، دستور جمعآوری روایات پراکنده از حماسههای ایرانی را داد و «شاهنامه»ای به نثر فراهم کرد که بعدها منبعِ کار فردوسی در سرودن «شاهنامه» معروفش شد. از شاهنامه ابومنصوری فقط بخش مقدمهاش باقی مانده، آن هم به این دلیل که در نسخههای قدیمی شاهنامه فردوسی به عنوان مقدمه آمده و حالا این متن، به عنوان قدیمیترین نمونه نثر فارسی دَری در اختیار ماست. از ابومنصور بن عبدالرزاق، در بعضی از متون تاریخی هم گزارشهایی هست که بر اساس آن، زندگی و زمانهاش را میتوان شناخت (مثلا نگاه کنید به: دانشنامه بزرگ اسلامی، جلد ۶، صفحه ۲۵۷۵). در بین این کتابها و نیز همان مقدمه قدیم شاهنامه، نشانههایی از گرایش ابومنصور به تشیع هست. در کتاب «عیون اخبار الرضا» نوشته شیخ صدوق هم، دو خبر درباره این سپهسالار توسی هست (باب ۶۹، خبرهای ۲ و ۱۱). زمان نگارش این کتاب، فاصله کمی با قتل ابومنصور دارد (قتل ابومنصور در ۳۵۰ قمری اتفاق افتاد و نگارش «عیون اخبار الرضا» را بعد از فوت رکنالدوله دیلمی در ۳۶۶ قمری تخمین زدهاند) و این، به ارزش این روایتها اضافه میکند. این دو خبر، هر دو درباره ارادت ابومنصور به امام هشتم(ع) و اجابت دعایش برای داشتن فرزند در کنار مزار امام است. اما در یکی از این خبرها، داستانی هم درباره پناه آوردن آهوها میخوانیم. روایت چنین است: 👇
@ehsanname
ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیلِ سلیطی گفت: از حاکم رازی، یارِ ابیجعفر عتبی شنیدم که میگفت: مرا ابوجعفر عتبی به رسالت فرستاد نزدِ ابیمنصور بن عبدالرزّاق. چون روزِ پنجشنبه شد، از او اذن خواستم در زیارتِ امام رضا(ع)، گفت: حدیثی با تو گویم از کارِ این مشهد. من در جوانی تعرّض میکردم بر اهلِ این مشهد و راه بر زوّارِ آن میبستم و جامههاشان میربودم. روزی برای صید آنجا رفتم، آهویی را دیدم و [سگ] تازی خود را پی او فرستادم. تازی او را تعقیب میکرد تا آهو به داخل مشهد پناه برد و تازی در مقابل آن ایستاد و نزدیک نمیرفت و من آنچه میکردم که نزدیک شود، نمیشد. چون آهو از جای خود حرکت میکرد تازی آن را دنبال میکرد، تا آهو داخل صحن گردید و تازی در همان موضع ایستاد. چون به دیوار میرسید، میایستاد. آهو در حجرهای داخل شد و من [به دنبالش] داخل شدم و ندیدم. از [همراهم] ابونصر [مقرّی] پرسیدم آهویی که داخل شد کجا رفت؟ گفت ندیدم. جایی که آهو در شده بود، در شدم، پشک و اثر بولِ آهو دیدم و او را نیافتم. با خدا عهد کردم [دیگر] متعرّضِ زوّار نشوم مگر برای خیر. پس از آن هر وقت مرا مشکلی میآمد به زیارت حضرت میرفتم و دعا و زاری میکردم و از خدا حاجت خود میخواستم و خداوند مرحمت میفرمود. از خدا خواستم به من پسری عنایت فرماید، دعایم مستجاب شد. چون به بلوغ رسید او را کشتند. باز به مشهد رفته و از خدا پسری خواستم و خدا دومبار عنایت کرد. و تا حال حاجتی از خدا نخواستهام جز اینکه عطا فرموده، و این همان است که برای من از برکت این مرقد مطهر - خداوند بر ساکنش درود فرستد- به ظهور رسیده.
@ehsanname
ترجمه از محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، دانشمند عصر صفوی که این ترجمه را در ۱۰۷۵ قمری انجام داده، چاپ و تصحیحِ انتشارات مسجد جمکران، ۱۳۸۹، جلد دوم، صفحه ۵۶۳ و ۵۶۴
#برچیده_ها
🔸سنگ قدیمی مرقد مطهر حضرت رضا(ع) در موزه آستان قدس رضوی. سنگ مرمری با ابعاد ۳۰×۴۰ و قطر ۶ سانتیمتر که با خط کوفی خراسانی (غزنوی) بر آن نوشته و اوایل قرن ششم بر مزار آن حضرت نصب شده است @ehsanname
احساننامه
💵 پردرآمدترین نویسندگان سال ۲۰۱۶ @ehsanname مجله معتبر Forbes فهرست پردرآمدترین نویسندگان سال میلادی جدید را اعلام کرد. جایی که همچنان جیمز پترسون آمریکایی، با داستانهای روانپزشکی به اسم آلکس کراس در صدر است. پترسون سه سال است که این عنوان را دارد. بیشتر رمانهای…
💵 پردرآمدترین نویسندگان سال ۲۰۱۷
@ehsanname
فرق ندارد به جادو اعتقاد داشته باشید یا نه. در فهرست پردرآمدترین نویسندگان سال میلادی جدید که توسط مجله معتبر Forbes اعلام شده، رولینگ بعد از یک دهه عنوان پردرآمدترین نویسنده سال را دوباره مال خود کرده است. Forbes در این فهرست همه انواع فروش کتاب چاپی، صوتی و ای-بوک، در سالی که به ۳۱ ماه می ۲۰۱۷ ختم شده را در نظر گرفته و درآمدهای اقتباسهای سینمایی، تلویزیونی و نمایشهای تئاتر هم محاسبه شدهاست. رولینگ در این سال با انتشار «هری پاتر و بچه نفرین شده»، فروش مجدد مجموعه «هری پاتر» در بیستمین سالگرد انتشارش، فیلم سینمایی «جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها» و الباقی فعالیتهایش، ۹۵ میلیون دلار درآمد داشته، یعنی ۱۸۰ دلار (تقریبا ۶۸۴هزار تومان) در هر دقیقه❗️
امسال جیمز پترسون و داستانهای آلکس کراس، امسال ۸ میلیون دلار کمتر فروخت. جف کینی، نویسنده مجموعه «بچه چلمن» سوم است و دن براون، نویسنده «راز داوینچی» رشد خوبی داشته، درآمد او نسبت به سال گذشته دوبرابر شده و البته او یک داستان جدید از رابرت لنگدان را هم در دست انتشار دارد. از نکات جالب دیگر این لسیت، این است که دانیل استیل که زمانی پولسازترین نویسنده جهان بود، به رده آخر رفته است.
امسال جان گرین و جورج آر. آر. مارتین، نویسنده «بازی تاج و تخت» از فهرست حذف شدهاند، هرچند احتمالاً سال بعد دوباره به فهرست برگردند. جوجو مویز، نویسنده «من پیش از تو» هم به این فهرست خیلی نزدیک بوده.
از ۱۱ نویسنده فهرست Forbes (رتبه دهم را دو نفر مشترک دارند) ۵نفرشان زن هستند. این ۱۱ نویسنده، در مجموع ۳۰ میلیون جلد کتاب در ایالات متحده فروختهاند. مبلغ کل این فروش ۳۱۲ و نیم ملیون دلار است. باقی نکات را در اینجا ببینید 👇
forbes.com/sites/hayleycuccinello/2017/08/03/worlds-highest-paid-authors-2017-j-k-rowling-leads-with-95-million/#6f9e36d42669
اگر هم حوصله خواندن مطلب را ندارید، بدانید که فهرست درآمدهای نویسندگان در سال میلادی جدید اینطوری است:
💵 ۱- جی. کی. رولینگ با ۹۵ میلیون دلار
💰 ۲- جیمز پترسون با ۸۷ میلیون دلار
💵 ۳- جف کینی با ۲۱ میلیون دلار
💰 ۴- دن براون با ۲۰ میلیون دلار
💵 ۵- استیون کینگ با ۱۵ میلیون دلار
💰 ۶- جان گریشام و نورا رابرتز با ۱۴ میلیون دلار
💵 ۸- پائولا هاوکینز با ۱۳/۵ میلیون دلار
💰 ۹- ای. ال. جیمز با ۱۱/۵ میلیون دلار
💵 ۱۰- ریک ریوردان و دانیل استیل با ۱۱ میلیون دلار
@ehsanname
@ehsanname
فرق ندارد به جادو اعتقاد داشته باشید یا نه. در فهرست پردرآمدترین نویسندگان سال میلادی جدید که توسط مجله معتبر Forbes اعلام شده، رولینگ بعد از یک دهه عنوان پردرآمدترین نویسنده سال را دوباره مال خود کرده است. Forbes در این فهرست همه انواع فروش کتاب چاپی، صوتی و ای-بوک، در سالی که به ۳۱ ماه می ۲۰۱۷ ختم شده را در نظر گرفته و درآمدهای اقتباسهای سینمایی، تلویزیونی و نمایشهای تئاتر هم محاسبه شدهاست. رولینگ در این سال با انتشار «هری پاتر و بچه نفرین شده»، فروش مجدد مجموعه «هری پاتر» در بیستمین سالگرد انتشارش، فیلم سینمایی «جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها» و الباقی فعالیتهایش، ۹۵ میلیون دلار درآمد داشته، یعنی ۱۸۰ دلار (تقریبا ۶۸۴هزار تومان) در هر دقیقه❗️
امسال جیمز پترسون و داستانهای آلکس کراس، امسال ۸ میلیون دلار کمتر فروخت. جف کینی، نویسنده مجموعه «بچه چلمن» سوم است و دن براون، نویسنده «راز داوینچی» رشد خوبی داشته، درآمد او نسبت به سال گذشته دوبرابر شده و البته او یک داستان جدید از رابرت لنگدان را هم در دست انتشار دارد. از نکات جالب دیگر این لسیت، این است که دانیل استیل که زمانی پولسازترین نویسنده جهان بود، به رده آخر رفته است.
امسال جان گرین و جورج آر. آر. مارتین، نویسنده «بازی تاج و تخت» از فهرست حذف شدهاند، هرچند احتمالاً سال بعد دوباره به فهرست برگردند. جوجو مویز، نویسنده «من پیش از تو» هم به این فهرست خیلی نزدیک بوده.
از ۱۱ نویسنده فهرست Forbes (رتبه دهم را دو نفر مشترک دارند) ۵نفرشان زن هستند. این ۱۱ نویسنده، در مجموع ۳۰ میلیون جلد کتاب در ایالات متحده فروختهاند. مبلغ کل این فروش ۳۱۲ و نیم ملیون دلار است. باقی نکات را در اینجا ببینید 👇
forbes.com/sites/hayleycuccinello/2017/08/03/worlds-highest-paid-authors-2017-j-k-rowling-leads-with-95-million/#6f9e36d42669
اگر هم حوصله خواندن مطلب را ندارید، بدانید که فهرست درآمدهای نویسندگان در سال میلادی جدید اینطوری است:
💵 ۱- جی. کی. رولینگ با ۹۵ میلیون دلار
💰 ۲- جیمز پترسون با ۸۷ میلیون دلار
💵 ۳- جف کینی با ۲۱ میلیون دلار
💰 ۴- دن براون با ۲۰ میلیون دلار
💵 ۵- استیون کینگ با ۱۵ میلیون دلار
💰 ۶- جان گریشام و نورا رابرتز با ۱۴ میلیون دلار
💵 ۸- پائولا هاوکینز با ۱۳/۵ میلیون دلار
💰 ۹- ای. ال. جیمز با ۱۱/۵ میلیون دلار
💵 ۱۰- ریک ریوردان و دانیل استیل با ۱۱ میلیون دلار
@ehsanname
احساننامه
💵 جدول درآمدهای سه سال اخیر نویسندگان پرفروش جهان، طبق اعلام مجله Forbes. فاصله جیمز پترسون با بقیه چقدر زیاد است @ehsanname
💵 جدول درآمدهای چهار سال اخیر نویسندگان پرفروش جهان، طبق اعلام مجله Forbes. با اینکه امسال جی. کی. رولینگ توانست رتبه اول را برای خود کند، اما هنوز فاصله جیمز پترسون با بقیه خیلی زیاد است @ehsanname
❤️نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟
@ehsanname
امروز ۱۳ مرداد سالگرد عاشق شدن شخصیت اصلی داستان «دایی جان ناپلئون» (سعید) است، یکی از معروفترین عشقهای ادبیات معاصر
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟
@ehsanname
امروز ۱۳ مرداد سالگرد عاشق شدن شخصیت اصلی داستان «دایی جان ناپلئون» (سعید) است، یکی از معروفترین عشقهای ادبیات معاصر
Forwarded from احساننامه
وقایع مشروطه ما، تقریبا با انقلاب مکزیک و زاپاتا و پانچو ویلا مصادف است. روزنامه NewYorkTribune سال ۱۹۰۸ وقایع دوره استبداد صغیر محمدعلی شاه را با همین سوژه جلد کرده است @ehsanname
Forwarded from احساننامه
HJ 321 - mashroote.pdf
2 MB
🗞 گزارشی کوتاه از سیر روزنامهنگاری ایرانیان و نقش آن در پیدایش مشروطه را بخوانید، به نقل از هفتهنامه «همشهری جوان» شماره ۳۲۱ @ehsanname
Forwarded from احساننامه
📓 علاقه مشروطهخواهان به رمان «سه تفنگدار»
@ehsanname
[خاطرات شوال تا ذیالحجه ۱۳۲۵قمری: ]
مملکت علم ندارد، ثروت ندارد، فقط از سه جلد کتاب سه تفنگدار ترجمۀ مرحوم محمدطاهر میرزا که رمان تاریخی است پرگرام و دستورالعمل برداشته و دنبال لوئی شانزدهم افتادهایم. ... شبها میگویند کلمۀ جواز دارند، اسم شب میدهند. خدا نیامرزد الکسندر دوما را. درست ترجمۀ سه تفنگدار را جلو گذاشته، فرنگیمآبهای ما از آن رو رفتار میکنند. هیچ کس بهتر از این تقلید بیرون نیاورده که ما آوردهایم. گور به گور بیفتد «پلانشه» دروغی، روح پدر «کواجتور» سگ... ظهیرالسلطان اسم خودش را هم «پرتوز» گذاشته، همانطور هم پرخور و گنده است.
روزنامه خاطرات عینالسلطنه (قهرمان میرزا سالور) - به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار - جلد سوم، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۶، صفحات ۱۸۰۷ و ۱۸۷۲
#برچیده_ها
@ehsanname
[خاطرات شوال تا ذیالحجه ۱۳۲۵قمری: ]
مملکت علم ندارد، ثروت ندارد، فقط از سه جلد کتاب سه تفنگدار ترجمۀ مرحوم محمدطاهر میرزا که رمان تاریخی است پرگرام و دستورالعمل برداشته و دنبال لوئی شانزدهم افتادهایم. ... شبها میگویند کلمۀ جواز دارند، اسم شب میدهند. خدا نیامرزد الکسندر دوما را. درست ترجمۀ سه تفنگدار را جلو گذاشته، فرنگیمآبهای ما از آن رو رفتار میکنند. هیچ کس بهتر از این تقلید بیرون نیاورده که ما آوردهایم. گور به گور بیفتد «پلانشه» دروغی، روح پدر «کواجتور» سگ... ظهیرالسلطان اسم خودش را هم «پرتوز» گذاشته، همانطور هم پرخور و گنده است.
روزنامه خاطرات عینالسلطنه (قهرمان میرزا سالور) - به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار - جلد سوم، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۶، صفحات ۱۸۰۷ و ۱۸۷۲
#برچیده_ها
عمری بسپردیم به کام دگران
ما در تشویش و قوم در خواب گران
القصه وطن را به دو چشم نگران
رفتیم و سپردیم به هنگامهگران
@ehsanname
📝شعر و دستخط و نقاشی ملکالشعراء بهار - تصویر از کانال استاد جعفریان
ما در تشویش و قوم در خواب گران
القصه وطن را به دو چشم نگران
رفتیم و سپردیم به هنگامهگران
@ehsanname
📝شعر و دستخط و نقاشی ملکالشعراء بهار - تصویر از کانال استاد جعفریان
gharib - bahane
Hosein Panahi
🎼 در سالروز درگذشت حسین پناهی (۱۴ مرداد ۱۳۸۳) دو قطعه از شعر و صدای او را بشنویم از آلبوم «ستارهها» @ehsanname
Forwarded from روزآروز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 #رمان_های_فارسی از کجای سرزمین ایران سخن میگویند؟ آنها قصه کدام #جغرافیا را تعریف میکنند؟ ببینید! 🎧👆
@roozArooz_news
@roozArooz_news