احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
حرفهایی در وداع با شایگان
goo.gl/YCgRxi
🔹سیدعباس صالحی (وزیر ارشاد)
هویت ایرانی-شرقی در زیست‌بوم جهان مدرن، دغدغه جدی داریوش شایگان بود. او به خاطره ازلی پیوست، اما دل نگرانی‌های او با ماست. یادش گرامی
twitter.com/S_A_Salehi/status/976739238988386304

🔹داریوش آشوری (متفکر و زبان‌شناس)
دوست عزیز، خبر درگذشت داریوش شایگان در بیمارستان رسید و غمگین‌ام کرد. لطفا در هر گونه آگهی برای ختم او نام مرا هم بگذارید. در فکرم که مقاله‌ای هم به یاد او و درباره اندیشه‌هایش بنویسم...
t.me/bukharamag/4513

🔹علی بلوکباشی (پژوهشگر فرهنگ عامه)
جناب دهباشی عزیز، امروز از درگذشت داریوش شایگان، آن سترگ مرد دین و فلسفه آگاه شدم. افسوس اجل به او فرصت نداد تا ناگفته‌های دیگر اندیشۀ تیزش را برای جامعۀ علمی-فرهنگی ما بازگوید. افسردگی شما را در اندوه از دست دادن دوست فیلسوفی که مدت‌ها در کنارش و هم‌صحبتش بودی، بخوبی درمی‌یابم. تقدیر ما انسان‌ها این است، چه می‌شود کرد!؟ زبانم در تسلی دادن خاطر غمگین و افسرده شما در این روزهای سال نو کوتاه است.
t.me/bukharamag/4523

🔹رسول جعفریان (مورخ)
[...] وقتی از سال شصت، مبارزه با غربزدگی جدی‌تر شد، این ابزار تفکر شرقی ضدغرب از دست روشنفکران ضدغرب و شرق‌گرا درآمد، و بخصوص وقتی در عمل، به رویه‌هایی از سوی انقلابیون منجر شد که خیلی مورد تأیید آنها نبود، دیگر خوشآیندشان نبود. نصر فلسفی‌ترین بود که البته بین مدرنیته و مواضعش جمع کرد و بارها هم این را گفت. فکرش ماند و خودش رفت. برخی از این طیف از دنیا رفته بودند یا رفتند و فرصت دیدن تجربه عملی افکارشان را نیافتند. اما برخی که ماندند، و یکی هم مرحوم شایگان بود، از آن ایدئولوژی که ساخته بودند و اثرش را هم گذاشته بود و حالا در اختیار دیگران قرار گرفته و لباس تازه‌ای به آن پوشانده شده بود، اظهار پشیمانی کردند. یاد مرحوم شایگان گرامی و روانش شاد باد. خود او هم تجربه‌ای از تجربه‌های جاری فکری در ایران توسعه‌‌نیافته طی چند دهه گذشته بود.
t.me/jafarian1964/11067

🔹حسن محدّثی (جامعه‌شناس)
از قبیله‌ ما نبود. من ندیدم که او درد قبیله‌ ما را فریاد کرده باشد. لاجرم، به‌سختی می‌توانم نسبت خود را با او تعریف کنم. به من چه خلق چه می‌گویند و همه از پی هم یک صدا و یک شیوه سخن می‌گویند! وقتی که ما هم‌درد نبودیم، چه نسبتی با هم داریم؟ حالا او پس از خوابی عمیق و طولانی از این جهان کوچیده است و پرسش از نسبت گریبان مرا رها نمی‌کند. وقتی که بیش‌تر می‌کاوم درمی‌یابم که او اگرچه نسبتی با دردهای مردمان رنجور این دیار نداشت، امّا دل او را هم فرهنگ و معنا ربوده بود و عمری درگیر این دل‌ربایی شیرین بود. او شاید سرخوشانه و بازی‌گوشانه درگیر بود و ما دردمندانه و رنجور درگیر بودیم؛ اما دست‌کم از این جهت درگیری‌ِ مشترکی داشتیم و همین اشتراک در درگیری، نوعی خویشاوندی بود. پس به یک بهانه خویشاوند بودیم. لاجرم، در سوگ این خویشاوند می‌نشینیم و به اهالی فرهنگ و معنا تسلیت می‌گوییم. [...]
ibna.ir/fa/doc/note/259121/

🔹وحید یامین‌پور (فعال فرهنگی)
برای بسیاری از هم‌سال‌های من آسیا در برابر غرب درگاه ورود به مطالعات جدی تاریخی تمدنی بوده. هنوز هم کمتر کتابی را به حرارت و قدرت تاثیر آن سراغ دارم. روحش شاد.
twitter.com/yaminpour/status/976731393576374272

🔹عبدالجبار کاکایی (شاعر)
مرگ از جهان خاطره‌هایم افسون‌زدایی کرد. مردی که می‌پنداشتم همیشه هست....
instagram.com/p/BgnlfpigJeK/

🔹مهدی یزدانی‌خرم (داستان‌نویس)
و من دیگر داریوش شایگان را نخواهم دید. اولین دیدارم در آن خانۀ مملو از سرخی‌اش یکی دو روز بعدِ قدرت گرفتن محمود احمدی‌نژاد بود و قبل‌اش هرچه بود تلفنی بود. همان روزی که به منِ غمگین از این انتخابات گفت مهاجرت دردی دوا نمی‌کند و حتا ممکن است جان‌ات را هم بکاهد و این‌که ایران این فاجعه را هم پشت سر خواهد گذاشت... شایگان قوی و باشکوه زیست. نوشت، خواند، سیگار کشید و جهان را محک زد و چه چیزی از این باشکوه‌تر که او بود. سال‌ها فکر ساخت، ایده داد، سفر کرد و کشف. دانش حیرت‌انگیزش را به رخ کشید و تجربۀ زیسته‌اش را روایت کرد. [...] قابی که شایگان برای ما ساخت در عینِ فروتنی‌اش جاه‌طلبانه بود و شادی‌ساز. مملو از طربِ خواندن و دانستن. مشحونِ تاریخ ادبیات و سینما. آکنده از سعدی و حافظ و خیام. جشنی که هم دوست‌دارانش هم منتقدانش در آن حضور داشتند و چقدر دلتنگ آن مبل‌های راحتی سرخ خانۀ ولنجک خواهم شد که مرکز جهان بودند و سیگار نیم‌کشیدۀ او که در زیرسیگاری طنین کلماتی را می‌شنید که از دهان فیلسوف خارج می‌شد و می‌نشست بر گوشِ نویسندۀ جوانی که می‌خواست ایران را بگذارد و برود و ماند و نرفت. دکتر شایگان من آدم مهمی نیستم ولی تمام‌قد به احترام‌تان می‌ایستم.
instagram.com/p/Bgngw1Eh3fz/

➡️ @ehsanname
داریوش شایگان(۱۳۹۷-۱۳۱۳) در میان اساتید گروه ادبیات و فرهنگ باستانی دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۷-دین و فکر در هند، ادبیات سانسکریت و افسانه های آریایی ( هر درس ۲ واحد) را او تدریس می کرده است.
🔺آیا ترامپ به کورش و داریوش علاقه دارد؟
@ehsanname
دونالد ترامپ علیرغم مواضع ضدایرانی‌اش، هم سال گذشته و هم امسال پیام نوروزی داده. جالب اینجاست که او در پیام پارسالش از کورش هخامنشی و امسال از داریوش کبیر نقل قول کرده (هرچند نقل قولش از کورش جعلی بود. اینجا: t.me/ehsanname/1411). اما واقعاً دلیل علاقۀ ترامپ به شاهان هخامنشی چیست؟ آن هم داریوش که اولین پادشاهی است که به سمت یونان لشگر کشید و جنگهای معروفِ ایران و یونان را آغاز کرد.

تحلیلی که سال گذشته گاردین از ماجرای آوردن نام کورش منتشر کرد، نشان می‌دهد که داستان به ایران باستان ربطی ندارد و ریشۀ آن به کتاب مقدسِ یهودیان یعنی عهد عتیق می‌رسد:
📌 theguardian.com/commentisfree/2017/mar/23/cyrus-prophecy-evangelical-support-donald-trump

در عهد عتیق ۱۹بار اسم کورش و ۲۵بار اسم داریوش (با عنوان «داریوش مادی»، از قوم ماد) آمده است. چرا که کورش یهودیان را از اسارتِ بابِلی نجات داد و آنها را که توسط بخت‌نصر اسیر شده بودند، به وطن خودشان در فلسطین برگرداند (آقای روحانی در سخنرانی امسالش در سازمان ملل به این واقعه اشاره کرد). داریوش هم به کارگزارانش دستوراتی برای تسهیل در اسکان آنها داد. یکی از مفصلترین موارد اشاره به کورش که از فرمان خدا خطاب به کورش می‌گوید، باب ۴۵ از کتابِ اشعیاء (یکی از دفترهای تشکیل‌دهنده عهد عتیق) است. ترامپ هم که ۴۵مین رئیس‌جمهور آمریکاست و دیگر هیچی! امر بر او و طرفدارهای دوآتشه‌اش مشتبه شده که ترامپ منجیِ یهودیان در عصر جدید است. بفرمایید، سفارت آمریکا را هم برد به بیت‌المقدس!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 سهراب سپهری، داریوش مهرجویی، ابراهیم گلستان و داریوش شایگان در پیک‌نیک - این تصاویر بی‌صدا برای دهه ۵۰ و بخشی از مستند «مهرجویی، کارنامه چهل ساله» (مانی حقیقی، ۱۳۸۸) است @ehsanname
📸 ارطغرول ساغلام، سرمربی تیم تراکتورسازی، در تمرین دیروز تیمش به بازیکنان کتاب عیدی داد؛ کتابهایی دربارۀ فوتبال و خاطرات فوتبالیست‌ها و مربیان @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹روایت #احمدرضا_احمدی از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نسل هنرمندان متولد ۱۳۱۹
@ehsanname
📌از سری دیدارهای نوروزی کانال ادبیات ایرانی با چهره‌ها
@adabiatirani
🔸ژول گابریل وِرن، نویسنده‌ای که خیلی از ما خواندن را با رمان‌های او شروع کردیم، در روزی مثل امروز ( ۲۴ مارس ۱۹۰۵) درگذشت. این پوستر تبلیغاتی در ۱۸۸۹ آثار ژول ورن را معرفی کرده است @ehsanname
🔹باکتری سل و ادبیات
@ehsanname
✍️احسان رضایی: روز چهارم فروردین (۲۴ مارس)، روزی که رابرت کخ (در سال ۱۸۸۲) عامل بیماری سل، یعنی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس را کشف کرد، روز جهانی سل نامگذاری شده است. این، یکی از هشت روزی است که سارمان جهانی بهداشت (WHO) برای مبارزه با بیماری‌ها نامگذاری کرده. علیرغم همۀ پیشرفت‌ها در درمان سل، اما این بیماری همچنان به عنوان یک قاتل سرسخت در سراسر جهان فعال است که روزانه جان ۴۵۰۰ نفر را می‌گیرد. در سال میلادی گذشته هم ۱۰ میلیون و ۴۰۰ هزار مورد جدید به بیماری سل مبتلا شدند.
این بیماری و سرفه‌های معروفش، در ادبیات هم نقش دارد‌. اول اینکه تعدادی از معروفترین نویسندگان تاریخ به خاطر این باکتری درگذشتند و فرصت خلق آثار بیشتر را پیدا نکردند. مولیر (۱۶۲۲-۱۶۷۳)، فردریش شیللر (۱۷۵۹-۱۸۰۵)، جین آستین (۱۷۷۵-۱۸۱۷)، جان کیتس (۱۷۹۵-۱۸۲۱)، امیلی برونته (۱۸۱۸-۱۸۴۸) و آن برونته (۱۸۲۰-۱۸۴۹)، آنتون چخوف (۱۸۶۰-۱۹۰۴)، رومن رولان (۱۸۶۶-۱۹۴۴)، فرانتس کافکا (۱۸۸۳-۱۹۲۴)، جبران خلیل جبران (۱۸۸۳-۱۹۳۱)، دی. اچ. لارنس (۱۸۸۵-۱۹۳۰)، کاترین منسفیلد (۱۸۸۸-۱۹۲۳) و جورج اورول (۱۹۰۳-۱۹۵۰) همگی جانشان را به خاطر سل از دست دادند.
بعضی از نویسندگان معروف مثل چارلز دیکنز و ویکتور هوگو از بیماری سل در آثارشان زیاد استفاده کرده‌اند. چنانکه فانتین، مادر کوزت در «بینوایان» از سل می‌میرد و «گوژپشت نتردام» هم احتمالاً به خاطر اثر سل بر روی ستون فقراتش آن شکل نامطبوع را پیدا کرده. موضوع اصلی رمان «کوهستان جادو» توماس مان هم رفتن به یک آسایشگاه مسلولین است. اما بیشترین تعداد مسلول‌ها در ادبیات کلاسیک روس است، مثلاً در «جن‌زدگان»، «ابله» و «جنایت و مکافات» داستایوسکی مواردی از ابتلای به سل هست.
بین ادیبان ایرانی هم معروفترین مورد، محمدتقی بهار معروف به ملک‌الشعراء (۱۲۶۵-۱۳۳۰) است. این استاد ادبیات بزرگ، فعال سیاسی هم بود و در چندین دوره نماینده مجلس شد. وقتی در مجلس پانزدهم به عنوان نماینده تهران انتخاب شد و ریاست فراکسیون حزب دموکرات را هم به عهده گرفت، به خاطر سل، فقط در سه ماه تابستان ۱۳۲۶ توانست در مجلس حاضر شود. بهار یک بار هم برای معالجه سل به شهر لوزان در سوئیس رفته بود که به خاطر مشکل مالی مجبور شد درمانش را نیمه‌کاره بگذارد.
بهار، شعری دربارۀ ابتلای محمود غزنوی در پایان عمرش به سل دارد که «درد خود را ز کینه درمان یافت». این هم یک بیت از سوزنی سمرقندی، شاعر قرن ششمی که هجران یار را از سل هم بدتر می‌داند:
بی خدمتِ تو خود نتوانم سه روز بود
کین هجر جانگدازتر آمد مرا ز سل
goo.gl/ScVgZw
🔸تصویری از خواهران برونته به قلم برادرشان برانول برونته. هر چهار نفر این خانواده به سل مبتلا بودند
📝 جلد شماره جدید هفته‌نامه ادبی «نیویورکر» و رسواییِ ارتباط ترامپ با یک بازیگر فیلم‌های پورنو (goo.gl/dEMjyd). ظاهراً طرح ارجاعی هم به داستان «لباس تازۀ امپراتور» هانس کریستین آندرسن دارد @ehsanname
📸تصاویری از پشت صحنه «کتاب مستطاب آشپزی از سیر تا پیاز» استاد نجف دریابندری، در ویژه‌نامه عیدِ «همشهری جوان» - عکس‌ها از عبدالخالق طاهری @ehsanname
🗓 روزی برای تالکین
@ehsanname
🔹برای فانتزی‌بازها، امروز یک روز عادی نیست بلکه سالگرد نبرد مقابل دروازۀ سیاه موردور است که حقۀ گندالف بود برای منحرف کردن ذهن دشمن تا فرودو بتواند حلقۀ قدرت یا همان «ارباب حلقه‌ها» را از بین ببرد و این‌طوری سائورون نابود شد (۲۵ مارس سال ۳۰۱۹ از دوران سوم). امروز «روز تالکین‌خوانی» نام‌گذاری شده. من هم برای ادای دین به تالکینِ بزرگ، مطلبی را که در معرفی سائورون در شماره ۱۵ مجله «کرگدن» داشتم اینجا می‌گذارم. مطلب به درد کسانی می‌خورد که قبلاً کتاب را نخوانده‌اند و می‌خواهند بدانند تالکین و «ارباب حلقه‌ها» از چی حرف می‌زنند؟
@ehsanname
✍️احسان رضایی: مثل همیشه کار، کار انگلیسی‌هاست و پلیدترین اهریمن تاریخ فانتزی را هم یک انگلیسی خلق کرده. انگلیسی‌جماعت خودشان زمانی برای نصف دنیا حکم هیولا را داشتند و مدام به توی شیشه کردن خون مستعمرات مشغول بودند و چه بسا به خاطر همین باشد که هیولای فرانکشتاین، کنت دراکولا، درندۀ باسکرویل، دکتر جکیلی که نصفه‌شبها تبدیل به مستر هاید می‌شد و روی سگش بالا می‌آمد، ... و بالاخره اسمشو نبر، یا اگر مرگخوار نیستید لرد ولدمورت، همگی مخلوق ذهن نویسندگان بریتانیایی است. اما سائورون از هرچی دیو و دد و غول و اهریمن و وسواس الخناس، ترسناکتر است. چون دوزار رحم و شفقت در کارش نیست و برخلاف باقی شیاطین که گاهی هم وسوسه و پیشنهادهای بیشرمانه می‌کنند، این بابا همه‌اش با توسری و کتک و رعب و وحشت، کارش را پیش می‌برد.
سائورون، در زبان اِلفی به معنای منفور است. اما او از اولش هم اینطوری نبود. برای خودش کسی بود و از دسته جادوگرهای درستکاری مثل گندالف به حساب می‌آمد و اسمش «مایرون» بود به معنای ستودنی؛ اما چه چاره با بخت گمراه. به قول شیخ سعدی «ظلم در جهان اول اندکی بوده است هر كه آمد برو مزیدی کرده تا بدین غايت رسید». قصه می‌گوید آن اول اول که غیر از خدا هیشکی نبود، خدا موجوداتی آفرید که ما بهشان می‌گوییم فرشته و در ارباب حلقه‌ها تالکین بهشان «والار» می‌گوید. قرار شد این والارها سرودی بخوانند تا از آن سرود، عالم هستی به وجود بیاید. یکی از والارها، به اسم مِلکور، موقع خواندن سرود به سرش زد که چرا فقط از روی این نُت که گفته‌اند بخواند، از خودش چیزهای اضافه و کم کرد. تالکین می‌گوید هرچه درد و رنج و تباهی از همین خارج خواندن ملکور بوجود آمد و نداشتن هارمونی یعنی شرارت و از اینجور حرفها که راست کار استاد الهی قمشه‌ای است. مِلکور به واسطۀ همین فضولی از درگاه رانده شد. آن سائورون که حرفش بود، گول همین ملکور را خورد و شد خدمتکارش و مثل پسر نوح، خاندان رسالتش گم شد. طرف که از اول جزو جادوگرها بود و یک چیزهایی خودش توی چنته داشت، یک چیزهای علیحده‌ای هم از این ملکور یاد گرفت و کم‌کم شد اوستای کار. عاقبت والارها دست به یکی کردند و ملکور را به خارج از مرزهای جهان تبعید کردند تا برای ابد سرگردان بماند. سائورون شد ارباب جدیدِ تاریکی. او استاد ایجاد توّهم و تغییر شکل بود. یکی دو بار خودش را با عنوان پیر خردمند به ملت معرفی کرد و حتی اعتماد بعضی‌ها را هم جلب کرد، تا حدی که آهنگران دنیای باستان حاضر شدند به سفارشش حلقه‌های قدرت را بسازند، ۹حلقه برای پادشاهان انسان‌ها، ۵حلقه برای دورف‌ها، چندتا برای این، چندتا برای آن، خود سائورون هم یک حلقه را برداشت و گفت این استرِ چموشِ لگدزن از آنِ من/ آن گربۀ مصاحبِ بابا از آن تو. نگو استاد داشته توی همین یک حلقه، همۀ سحر و افسون‌هایش را جاساز می‌کرده. با حلقۀ قدرت یا ارباب حلقه‌ها قدرتش را کامل کرد و جنگ راه انداخت. چندین جنگ بزرگ درگرفت تا عاقبت در یکی از جنگها، انگشتهای دست سائورون قطع شد و حلقه افتاد که خوب شد، اسباب خودبینی شکست. سائورون که تمام زورش در حلقه بود، تا مرز نابودی رفت. از سراپای وجودش یک دانه چشم باقی ماند که خدمتکارانش همان را حفظ کردند و بردند بالای برجی تا مثل برادر بزرگ همه جا را ببیند و همان‌جوری یک‌چشمی برای نیروهای شر پادشاهی کند. حالا چشم سائورون دنبال حلقه بود تا دوباره نیرویش را به دست بیاورد. داستان‌های «هابیت» و «ارباب حلقه‌ها» از اینجا به بعد است. در داستان موجودات و نژادهای مختلفی حضور دارند ولی دست بر قضا، فرودو که حلقه طی ماجراهایی به او رسیده، از ضعیف‌ترین‌هاست. سخت‌ترین کار هم به او سپرده می‌شود: بردن حلقه و اسباب قدرت دشمن به دل سرزمین‌های خود دشمن و نابود کردنش در آنجا، جایی که در آن ساخته شده. او در میان تعقیب و گریزهای نیروهای سائورون، بعدِ از سر گذران انبوهی از ماجراها، بالاخره موفق به انجام این کار سخت می‌شود. تالکین می‌گوید میزان قدرتِ دشمن اصلاً مهم نیست، اینکه آدم‌ها چقدر قوی یا ضعیف باشند هم مهم نیست، مهم فقط انتخاب‌های هر کس است. اینکه بخواهد با سائورون باشد، یا نباشد.
goo.gl/Z9Una1
🔻تصویری از سائورون در فیلم «هابیت۳»
📌‌«قانون استعمال البسه وطنی» مصوب ۲۹ بهمن ۱۳۰۱، قدیمی‌ترین قانون در حمایت از تولید داخلی. تصویر فرمان احمدشاه در مورد این قانون از مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
@ehsanname
@iichsir
Forwarded from شهرستان ادب
🔻نتایج نظرسنجی بهترین کتاب داستان و رمان سال ۱۳۹۶ منتشر شد

▪️سایت شهرستان ادب در تازه‌ترین مطلب پرونده "سال‎نامه شهرستان ادب" به مناسبت فرارسیدن سال نو و نوروز طبق رسم چند سال پیشین پای صحبت شاعران و نویسندگان کشور نشسته است تا برترین آثار در زمینۀ شعر و داستان و نقد پژوهش را از دیدگاه و نگاه آنان جویا شود.

goo.gl/zvWuw6

دومین نظرسنجی از نویسندگان صورت‌گرفته و مربوط به کتاب‌های رمان و داستان می‌شود. نتیجه نظرسنجی سال ۱۳۹۵ و سال‌های دیگر را می‌توانید در صفحه #سالنامه_شهرستان_ادب مشاهده کنید.
📎 shahrestanadab.com/سالنامه-شهرستان-ادب

پرسش‌های بخش داستان این نظرسنجی از این قرار است:
🔸۱- بهترین کتاب داستان یا رمانی که در سال ۹۶ مطالعه کردید، چه کتابی بود؟
🔸۲- از میان کتاب‌های داستان و رمان منتشر شده در سال ۹۶، بهترین اثر از نظر شما چیست؟
🔸۳- پنج کتاب داستان پیشنهادی شما برای ایام نوروز ۱۳۹۷ چیست؟

برای دیدن پاسخ نویسندگان به این سوالات به سایت شهرستان ادب مراجعه نمایید :
🔗 shahrestanadab.com/Content/ID/7898

📍از دوستان داستان‌نویسی که به هردلیل نتوانستیم از انتخابشان مطلع شویم درخواست می‌کنیم در صورت تمایل نظر خود را ذیل بخش نظرات همین مطلب بنویسند تا به متن نظرسنجی افزوده شود.

☑️ @ShahrestanAdab
📸 مراسم تشییع داریوش شایگان صبح امروز دوشنبه از مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی تهران برگزار شد @ehsanname

📌گزارش مهر از مراسم و حاضران در آن
https://www.mehrnews.com/photo/4258533/
📸کتابخانۀ سیار کانون پرورش فکری در ایام عید در مناطق زلزله زده کرمانشاه @ehsanname
🔸جایزۀ دوسالانۀ هانس کریستین آندرسن، معروف به نوبل ادبیات کودک، عصر امروز اعلام می‌شود. فرهاد حسن‌زاده یکی از ۵ کاندیدای نهایی این دوره است. معرفی او را در سایت جایزه ببینید @ehsanname
🔹متاسفانه مدال هانس کریستین آندرسن ۲۰۱۸ به فرهاد حسن‌زاده نرسید و یک نویسندۀ ژاپنی برنده شد. فعلا تنها ایرانی برندۀ این جایزه فرشید مثقالی در ۱۹۷۴ و بخش تصویرگری است - عکس: رضا نوعی @ehsanname
احسان‌نامه
🔹متاسفانه مدال هانس کریستین آندرسن ۲۰۱۸ به فرهاد حسن‌زاده نرسید و یک نویسندۀ ژاپنی برنده شد. فعلا تنها ایرانی برندۀ این جایزه فرشید مثقالی در ۱۹۷۴ و بخش تصویرگری است - عکس: رضا نوعی @ehsanname
⬆️⬆️⬆️ تحلیل شهرام اقبال‌زاده، نویسنده و مترجم و از مسئولان تهیه پرونده فرهاد حسن‌زاده برای شرکت در جایزه اندرسون از سوی شورای کتاب کودک، در مورد برنده نشدن نویسنده ایرانی:
@ehsanname
🔸نمی‌توانم بگویم اگر آثار بیشتری از حسن‌زاده ترجمه می‌شد حتما برنده می‌شد اما می‌توانم بگویم قبلا هم ژاپنی‌ها در این جوایز حضور داشته‌اند و آثارشان با بهترین ترجمه و تعداد عناوین زیادی ترجمه می‌شود. با اینکه با تلاش کانون پرورش فکری و شورای کتاب کودک تعدادی از آثار او ترجمه شد اما تعداد آثار قابل ترجمه فرهاد بیش از اینها بود.

🔸ما رمان‌نویس‌های خوبی مانند بایرامی، حمیدرضا شاه‌آبادی و جمشید خانیان را داریم که ظرفیت مطرح شدن در سطوح بین‌المللی را دارند. سه بار نامزدی پیاپی در چندسال اخیر در اندرسون نشان از ظرفیت بالای ادبیات کودکان ایران دارد. احمدرضا احمدی و هوشنگ مرادی کرمانی هم در دوره‌های قبل نامزد نهایی دریافت جایزه اندرسون بودند.

🔸متاسفانه هیچ نهاد پشتیبانی برای ترجمه کارهای خوب وجود ندارد. زنجیره‌ای از عوامل باید دست به دست هم دهند تا شانس ما افزایش یابد. بسیاری از آثار خوب ما در حوزه رمان نوجوان ترجمه نشده‌اند.

🔸برای مطرح شدن در مجامع بین‌المللی نیاز به برنامه و بودجه داریم اما متاسفانه اندک بودجه‌های موجود هم حیف و میل می‌شود و صرف کارهایی می‌شود که مفید نیست.

📌 ibna.ir/fa/doc/shortint/259186/
📸 عید دیدنی‌های وزیر ارشاد با اهالی فرهنگ و هنر: بالا خانه استاد محمدرضا حکیمی، پایین خانه استاد شهرام ناظری @ehsanname
احسان‌نامه
🔹متاسفانه مدال هانس کریستین آندرسن ۲۰۱۸ به فرهاد حسن‌زاده نرسید و یک نویسندۀ ژاپنی برنده شد. فعلا تنها ایرانی برندۀ این جایزه فرشید مثقالی در ۱۹۷۴ و بخش تصویرگری است - عکس: رضا نوعی @ehsanname
⬆️⬆️⬆️ تحلیل حمیدرضا شاه‌آبادی، نویسنده و پژوهشگر و مدیر فرهنگی، در مورد برنده نشدن فرهاد حسن‌زاده در جایزه اندرسون:
@ehsanname
🔹ممکن است نویسندگان ما با تکیه بر توانایی‌های فردی خود بتوانند تا سطوح بالا در جوایز بین‌المللی راه پیدا کنند، اما برنده شدن در جوایزی مثل جایزه اندرسون وقتی اتفاق می‌افتد که زمینه‌های زیادی از قبل آماده شده باشد.

🔹نیمی از امتیازات برگزیدگان نهایی جوایزی مانند اندرسون به موقعیت نویسنده در داخل کشورش داده می‌شود. در مورد موقعیت یک نویسنده در داخل کشورش می‌توان به تعداد کتاب‌های چاپ‌شده و تیراژ آن‌ها اشاره کرد؛ تعداد مصاحبه‌های مختلفی که با یک نویسنده انجام می‌شود؛ تعداد فیلم‌های سینمایی که براساس آثارش ساخته می‌شود؛ درجات علمی که از سوی دانشگاه‌ها به او اعطا می‌شود؛ و تعداد جوایز داخلی که دریافت می‌کند نیز بسیار موثر است. متاسفانه در این بخش نویسندگان ما چیزی برای عرضه ندارند. تیراژ کتاب‌های ما قابل مقایسه با تیراژهای میلیونی کتاب‌های نویسندگان خارجی نیست. از طرفی دانشگاه‌ها و مجامع علمی در کشور رابطه خوبی با نویسندگان ما ندارند و هیچ وقت نمی‌بینیم دانشگاهی به نویسنده‌ای درجه علمی اعطا کند. همچنین باید بی‌اعتنایی سینماگران به ادبیات معاصر و اقتباس سینمایی از آثار ادبی را به این موارد اضافه کنیم که درمجموع سبب شده نویسندگان ما در رقابت با نویسندگان سایر کشورها در زمینه امتیازات داخلی کم بیاورند.

🔹نشر در کشور ما باید شکل صنعتی به خود بگیرد تا بتواند در بازارهای جهانی حضور حرفه‌ای داشته باشد و از نویسندگان ایرانی ستاره‌سازی کند و آن‌ها را به مجامع بین‌المللی معرفی کند ولی وضعیت نشر ما چنین نیست. متاسفانه به دلیل تبعیت نکردن از قانون کپی رایت نمی‌توانیم در مجامع بین‌المللی حضور حرفه‌ای داشته باشیم. اصولا مبادله بین‌المللی نداریم و آثارمان از بخت بسیار پایینی برای مطرح شدن در خارج از کشور برخوردارند‌. کسانی که قدرت بیشتری برای جهانی کردن ادبیات ما دارند ناشران هستند نه نویسندگان. نویسندگان هرچقدر هم خوب بنویسند، کسان دیگری باید باشند که کتاب‌های آنها را با رعایت اصول و قواعد بازاریابی به دنیا عرضه کنند

🔹هر وقت کسی برای جایزه ای معرفی می‌شود ترجمه‌های خیلی سریع و سردستی و غیرحرفه‌ای در قالب جزوه بر روی کاغذهای معمولی، برای برگزارکنندگان جوایزی مانند هانس کریستین اندرسون فرستاده می‌شود تا فقط داوران بتوانند با آثار نویسنده آشنا شوند درحالی‌که این آثار باید در یک روند حرفه‌ای با کیفیت بالا ترجمه شده و در کشورهای دیگر به صورت کتاب منتشر شوند و به دست مخاطبان برسند.

🔹حضور ایران در نمایشگاه‌های بین‌المللی گسترده نیست. به یاد دارم چند سال پیش که کشور ترکیه در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت به عنوان مهمان ویژه حضور داشت توانست حضوری چشمگیر داشته باشد و دو سال بعد از آن اورهان پاموک به عنوان برنده جایزه نوبل معرفی شد. غیرممکن است حضور گسترده کشور ترکیه در نمایشگاه کتاب فرانکفورت در انتخاب پاموک موثر نبوده باشد.

🔹در سال‌های اخیر حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی نسبتا بهتر شده و طرح‌هایی مثل طرح گرنت وزارت ارشاد ارائه شده‌اند که می توانند تاثیر خوبی در بهبود جایگاه آثار ایرانی در خارج از کشور داشته باشند اما این کافی نیست و آنچه مورد نیاز ماست حرکتهای خیلی بیشتری را طلب می‌کند.

📌 ibna.ir/fa/doc/shortint/259196/
ایسنا
📸استقبال از موزه ملی ایران به روایت تصویر در نخستین روز از نوروز ۹۷، صف طولانی از حضور مسافران نوروزی و گردشگران مقابل موزه ملی ایران ایجاد شد. http://bit.ly/2ptgW5v @isna94
📊موزه ملی ایران با «لوور» رکورد شکست. طبق اعلام مدیرکل موزه ملی ایران، در تعطیلات نوروز۹۷ و تا پایان روز ۵فروردین بیش از ۴۴هزار نفر از موزه ملی بازدید کردند. این رقم پارسال ۳۸هزار نفر بود @ehsanname