🔺تلاش برای سادهنویسی: ۸۴سال پیش، محمدعلی فروغی نخستوزیر بخشنامه کرد که در نوشتههای رسمی صفت بعد از عدد برای شمارش (مثل چند شعله چراغ، چند فروند کشتی، چند رأس اسب و ...) به کار نبرند چون «بهکلی زاید و غیرلازم است»./ از آرشیو کتابخانه ملی @ehsanname
🌕چرا ما نوبل نمیبریم؟
➖حرفهایی از مصاحبهام با خبرگزاری آنا دربارۀ برنامه «کتابباز» (که سری جدیدش از شهریور پخش میشود):
@ehsanname
🔹ما نویسندگان بسیار بزرگی داریم. حداقل در حوزه ادبیات کودک و نوجوان نویسندههای مطرح در سطح جهانی داریم که به مهمترین جایگاه ادبیات کودک مثل جایزه هانس کریستین آندرسن راه پیدا کردهاند. سال گذشته آقای فرهاد حسنزاده یکی از چهار کاندید نهایی بود، در دورههای دیگر هم ما کاندید داشتیم. چقدر جامعه را نسبت به حضور ایشان آگاه میکنیم؟ مقایسه کنیم با کاری که کشورهای دیگر برای نویسندههایشان میکنند.
🔸اگر ادبیات ما در سطح جهان دیده نمیشود همهاش این نیست که مثلاً کمیته نوبل با ایرانیها لج است! یک بخش این است که ما خودمان با خودمان لج هستیم، ما خودمان به خودمان کمک نمیکنیم، باعث نمیشویم مفاخرمان در جامعه خودمان شناخته شوند. یک ناشر خارجی که میخواهد بیاید یک کتاب از کشورهای دیگر را به زبان خودش ترجمه کند، اولین چیزی که نگاه میکند این است که تیراژ آن کتاب چقدر بوده است، کما اینکه ناشران ما هم همین کار را میکنند. ناشر خارجی هم اول توجه میکند که این کتاب در کشور خودش و در میان جامعه و همزبانهای خودش چه جایگاهی دارد. وقتی با تیراژهای مثلاً یک هزار و ۵۰۰ نسخه مواجه میشود، با چاپ سوم و چهارم مواجه میشود، چرا باید آن را ترجمه کند؟ و وقتی ترجمه نشود و در دنیا آن را نشناسند، خب معلوم است نه نوبلی میبریم نه بوکر میبریم نه جایزه دیگری. اینها مال این نیست که دیگران با ما بد باشند، حقمان را بخورند، ... مال این است که خودمان حق خودمان را میخوریم و خودمان به خودمان بد میکنیم.
🔹چرا هری پاتر رکوردهای فروش کتاب را جابهجا میکند؟ علاوه بر اینکه یک موضوع خوبی است که نویسنده با هوشمندی انتخاب میکند، یک داستان مدرسهای مینویسد که مدرسه در همه جای دنیا شبیه به همدیگر است، تصور ما از مدیر و ناظم در همه جای دنیا یک چیز است. به جز این، بخش دیگر آن مربوط به تبلیغات است. شما میبینید برای جلد هشتم سری هری پاتر با عنوان «هری پاتر و فرزند نفرین شده»، در صفی که تشکیل شد برای خرید این کتاب، شهردار لندن هم ایستاده بود. اینهاست که یک چیز را ارزشمند میکند و به آن بها میدهد. ولی شما ببینید سیاستمداران ایرانی چندتا کتاب معرفی کردهاند؟
🔸تا خواندن و آگاهی اتفاق نیفتد، جامعه بالنده و در حال رشدی نخواهیم داشت و اگر میخواهیم که جامعه رشد کند، راهش فقط تبلیغ، ترویج و خواندن کتاب است. وقتی مسابقات «کتاب زندگی» برگزار میشد، برای آن تیزر تلویزیونی ساخته میشد، کمپینهایی برگزار میکردند که چهرهها و هنرپیشهها تبلیغش میکردند، تعریفش میکردند، کتاب به راحتی به چاپ صدم میرسید. این نشان میدهد که جامعه ما ظرفیت کتاب خواندن و علاقه به کتاب خواندن را هم دارد و این راه را ما امتحان هم کردیم، جواب هم داده، باز هم میتوانیم امتحان کنیم. وقتی کتابی به چاپ صدم برسد، حتماً در دنیا هم دیده میشود، حتماً حرفهای بیشتری میزند.
🔹کتاب «چراغها را من خاموش میکنم» خانم رویا پیرزاد که به چاپ صدم رسیده است، به هشت زبان زنده دنیا هم ترجمه شده است. این اتفاق کم چیزی نیست، همین اتفاقها باعث میشود فرهنگ ما با کشورهای دیگر تبادل پیدا کند، دیده شود و قدرش را بدانند؛ منتهی به شرط اینکه جریان باشد، به شرط اینکه مداوم باشد، یک مورد و دو مورد نباشد. ما نیاز داریم صحبت دربارۀ کتاب تبدیل به یک جریان شود.
📌نسخه کامل مصاحبه را اینجا بخوانید:
http://ana.ir/fa/news/57/406054/
➖حرفهایی از مصاحبهام با خبرگزاری آنا دربارۀ برنامه «کتابباز» (که سری جدیدش از شهریور پخش میشود):
@ehsanname
🔹ما نویسندگان بسیار بزرگی داریم. حداقل در حوزه ادبیات کودک و نوجوان نویسندههای مطرح در سطح جهانی داریم که به مهمترین جایگاه ادبیات کودک مثل جایزه هانس کریستین آندرسن راه پیدا کردهاند. سال گذشته آقای فرهاد حسنزاده یکی از چهار کاندید نهایی بود، در دورههای دیگر هم ما کاندید داشتیم. چقدر جامعه را نسبت به حضور ایشان آگاه میکنیم؟ مقایسه کنیم با کاری که کشورهای دیگر برای نویسندههایشان میکنند.
🔸اگر ادبیات ما در سطح جهان دیده نمیشود همهاش این نیست که مثلاً کمیته نوبل با ایرانیها لج است! یک بخش این است که ما خودمان با خودمان لج هستیم، ما خودمان به خودمان کمک نمیکنیم، باعث نمیشویم مفاخرمان در جامعه خودمان شناخته شوند. یک ناشر خارجی که میخواهد بیاید یک کتاب از کشورهای دیگر را به زبان خودش ترجمه کند، اولین چیزی که نگاه میکند این است که تیراژ آن کتاب چقدر بوده است، کما اینکه ناشران ما هم همین کار را میکنند. ناشر خارجی هم اول توجه میکند که این کتاب در کشور خودش و در میان جامعه و همزبانهای خودش چه جایگاهی دارد. وقتی با تیراژهای مثلاً یک هزار و ۵۰۰ نسخه مواجه میشود، با چاپ سوم و چهارم مواجه میشود، چرا باید آن را ترجمه کند؟ و وقتی ترجمه نشود و در دنیا آن را نشناسند، خب معلوم است نه نوبلی میبریم نه بوکر میبریم نه جایزه دیگری. اینها مال این نیست که دیگران با ما بد باشند، حقمان را بخورند، ... مال این است که خودمان حق خودمان را میخوریم و خودمان به خودمان بد میکنیم.
🔹چرا هری پاتر رکوردهای فروش کتاب را جابهجا میکند؟ علاوه بر اینکه یک موضوع خوبی است که نویسنده با هوشمندی انتخاب میکند، یک داستان مدرسهای مینویسد که مدرسه در همه جای دنیا شبیه به همدیگر است، تصور ما از مدیر و ناظم در همه جای دنیا یک چیز است. به جز این، بخش دیگر آن مربوط به تبلیغات است. شما میبینید برای جلد هشتم سری هری پاتر با عنوان «هری پاتر و فرزند نفرین شده»، در صفی که تشکیل شد برای خرید این کتاب، شهردار لندن هم ایستاده بود. اینهاست که یک چیز را ارزشمند میکند و به آن بها میدهد. ولی شما ببینید سیاستمداران ایرانی چندتا کتاب معرفی کردهاند؟
🔸تا خواندن و آگاهی اتفاق نیفتد، جامعه بالنده و در حال رشدی نخواهیم داشت و اگر میخواهیم که جامعه رشد کند، راهش فقط تبلیغ، ترویج و خواندن کتاب است. وقتی مسابقات «کتاب زندگی» برگزار میشد، برای آن تیزر تلویزیونی ساخته میشد، کمپینهایی برگزار میکردند که چهرهها و هنرپیشهها تبلیغش میکردند، تعریفش میکردند، کتاب به راحتی به چاپ صدم میرسید. این نشان میدهد که جامعه ما ظرفیت کتاب خواندن و علاقه به کتاب خواندن را هم دارد و این راه را ما امتحان هم کردیم، جواب هم داده، باز هم میتوانیم امتحان کنیم. وقتی کتابی به چاپ صدم برسد، حتماً در دنیا هم دیده میشود، حتماً حرفهای بیشتری میزند.
🔹کتاب «چراغها را من خاموش میکنم» خانم رویا پیرزاد که به چاپ صدم رسیده است، به هشت زبان زنده دنیا هم ترجمه شده است. این اتفاق کم چیزی نیست، همین اتفاقها باعث میشود فرهنگ ما با کشورهای دیگر تبادل پیدا کند، دیده شود و قدرش را بدانند؛ منتهی به شرط اینکه جریان باشد، به شرط اینکه مداوم باشد، یک مورد و دو مورد نباشد. ما نیاز داریم صحبت دربارۀ کتاب تبدیل به یک جریان شود.
📌نسخه کامل مصاحبه را اینجا بخوانید:
http://ana.ir/fa/news/57/406054/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺استن لی، یکی از معروفترین نویسندگان کتابهای کمیک، میگوید اجازه ندهید کسی مانع عملی شدن رویاهایتان شود. (منبع +) استن لی خالقِ مرد عنکبوتی، هالک، چهار شگفتانگیز و مردان ایکس بود که سال پیش درگذشت @ehsanname
Forwarded from احساننامه
❤️نگفتمت که به یغما رود دلت سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟
@ehsanname
امروز ۱۳ مرداد سالگرد عاشق شدن شخصیت اصلی داستان «دایی جان ناپلئون» (سعید) است، یکی از معروفترین عشقهای ادبیات معاصر
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟
@ehsanname
امروز ۱۳ مرداد سالگرد عاشق شدن شخصیت اصلی داستان «دایی جان ناپلئون» (سعید) است، یکی از معروفترین عشقهای ادبیات معاصر
gharib - bahane
Hosein Panahi
🎼 در سالروز درگذشت حسین پناهی (۱۴ مرداد ۱۳۸۳) دو قطعه از شعر و صدای او را بشنویم از آلبوم «ستارهها» @ehsanname
Forwarded from احساننامه
وقایع مشروطه ما، تقریبا با انقلاب مکزیک و زاپاتا و پانچو ویلا مصادف است. روزنامه NewYorkTribune سال ۱۹۰۸ وقایع دوره استبداد صغیر محمدعلی شاه را با همین سوژه جلد کرده است @ehsanname
Forwarded from احساننامه
📓 علاقه مشروطهخواهان به رمان «سه تفنگدار»
@ehsanname
[خاطرات شوال تا ذیالحجه ۱۳۲۵قمری: ]
مملکت علم ندارد، ثروت ندارد، فقط از سه جلد کتاب سه تفنگدار ترجمۀ مرحوم محمدطاهر میرزا که رمان تاریخی است پرگرام و دستورالعمل برداشته و دنبال لوئی شانزدهم افتادهایم. ... شبها میگویند کلمۀ جواز دارند، اسم شب میدهند. خدا نیامرزد الکسندر دوما را. درست ترجمۀ سه تفنگدار را جلو گذاشته، فرنگیمآبهای ما از آن رو رفتار میکنند. هیچ کس بهتر از این تقلید بیرون نیاورده که ما آوردهایم. گور به گور بیفتد «پلانشه» دروغی، روح پدر «کواجتور» سگ... ظهیرالسلطان اسم خودش را هم «پرتوز» گذاشته، همانطور هم پرخور و گنده است.
روزنامه خاطرات عینالسلطنه (قهرمان میرزا سالور) - به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار - جلد سوم، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۶، صفحات ۱۸۰۷ و ۱۸۷۲
#برچیده_ها
@ehsanname
[خاطرات شوال تا ذیالحجه ۱۳۲۵قمری: ]
مملکت علم ندارد، ثروت ندارد، فقط از سه جلد کتاب سه تفنگدار ترجمۀ مرحوم محمدطاهر میرزا که رمان تاریخی است پرگرام و دستورالعمل برداشته و دنبال لوئی شانزدهم افتادهایم. ... شبها میگویند کلمۀ جواز دارند، اسم شب میدهند. خدا نیامرزد الکسندر دوما را. درست ترجمۀ سه تفنگدار را جلو گذاشته، فرنگیمآبهای ما از آن رو رفتار میکنند. هیچ کس بهتر از این تقلید بیرون نیاورده که ما آوردهایم. گور به گور بیفتد «پلانشه» دروغی، روح پدر «کواجتور» سگ... ظهیرالسلطان اسم خودش را هم «پرتوز» گذاشته، همانطور هم پرخور و گنده است.
روزنامه خاطرات عینالسلطنه (قهرمان میرزا سالور) - به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار - جلد سوم، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۶، صفحات ۱۸۰۷ و ۱۸۷۲
#برچیده_ها
Forwarded from احساننامه
🔍اولین ترجمه شرلوک هولمز به فارسی، همزمان با مشروطه منتشر شد: ۱۳۲۳ قمری یا ۱۲۸۴ شمسی. چون این ترجمه از متن روسی بود، شده است «شرلوک خلمس». کانندویل تا ۱۲سال بعد ماجراهای شرلوک را مینوشت @ehsanname
Jamalzade about Mashroote
🎧 خاطرات محمدعلی جمالزاده از مشروطه با صدای خود او. این صدا سال ۱۳۶۷ ضبط شده و نسخه مکتوب آن را میتوانید در کتاب «انقلاب ایران به روایت رادیو بیبیسی» (طرح نو، ۷۲) صفحات ۶ تا ۱۷ بخوانید @ehsanname
📚 طرح جلدهای برگزیده در سومین دوسالانۀ طراحی کتاب «نشان شیرازه». جلدهای تصویری (راست) و نوشتاری (چپ)، ردیف بالا برگزیدهها و ردیف پایین تقدیرشدهها @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا شعر معاصر ما با «بحران» مواجه است؟ علیرضا بهرامی، شاعر و روزنامهنگار، در برنامه شبِ شعر با آمار جواب میدهد. شبِ شعر، از مجموعه شبهای هنر شبکه ۴ است که هر دوشنبه ساعت ۲۳ پخش میشود @ehsanname
📓تونی موریسون، نویسنده برجسته و برندۀ نوبل ادبی ۱۹۹۳ در ۸۸سالگی درگذشت. تونی موریسون به خاطر نوشتههایش علیه نژادپرستی شهرت دارد. رمان «دلبند» او (انتشار در ۱۹۹۸) داستان یک زن سیاهپوست است که ترجیح میدهد دخترش را بکشد تا او دیگر رنج بردگی را نکشد. از روی این رمان تکاندهنده فیلمی ساخته شد که اُپرا وینفری نقش اصلی آن را بازی کرد. این کتاب و اغلب آثار موریسون به فارسی ترجمه شده. او در سخنرانی نوبلش گفته بود: "ما میمیریم، این شاید فلسفه زندگی باشد. اما ما سخن میگوییم و این شاید معیار سنجش زندگی ما باشد." @ehsanname
Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🎯 منتقدی ادبی، وقتی از فرودگاه سوار تاکسی شده بود تا به یک کنفرانس برسد، با رانندۀ تاکسی که زنی سیاهپوست بود مشغول گفتوگو شد. راننده دربارۀ موضوع کنفرانس سوال کرد و او جواب داد، کنفرانس دربارۀ تونی موریسون است و خودِ او قرار است بخشهایی از رمان منتشرنشدهاش را آنجا بخواند. ناگهان راننده، پر از شور و شوق شد و به او گفت «هر طور شده خودم را به این کنفرانس خواهم رساند». تونی مورسیون چنین نویسندهای بود. کسی که سیاهپوستان آمریکا مثل یک مادر دوستش داشتند.
🔖 ۱۱۵۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9487/
🔻 اشتراک چهار شمارۀ فصلنامه
🔗 @tarjomaanweb
🔖 ۱۱۵۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
http://tarjomaan.com/neveshtar/9487/
🔻 اشتراک چهار شمارۀ فصلنامه
🔗 @tarjomaanweb
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺مرداد یا امرداد؟ تلفظ درستِ نام ماه پنجم تقویم کدام است؟ دکتر محمدجعفر محجوب میگوید در زبان فارسی امرداد نداریم. صدا بخشی از کلاس درس فارسی در دانشگاه برکلی آمریکا، بخش مربوط به «هفت پیکر» نظامی است (منبع +) @ehsanname
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نویسندگانی که از روزنامهنگاری شروع کردند، قسمت اول - نوشته احسان رضایی و صدای محیالدین تقیپور، بخشی از برنامه ۵۳ «کتابباز» شبکه نسیم @ehsanname
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نویسندگانی که از روزنامهنگاری شروع کردند، قسمت دوم - نوشته احسان رضایی و صدای محیالدین تقیپور، بخشی از برنامه ۵۳ «کتابباز» شبکه نسیم @ehsanname
📊یک کم آمار
@ehsanname
🔹محمدرضا دربندی، مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد: هماکنون ۳۰۰ روزنامه در کشور منتشر میشود که شمارگان مجموع آنها به یک میلیون نسخه نمیرسد.
🗞۷۸ درصد افراد ۱۵ تا ۴۰ سال کشور روزنامه فیزیکی نمیخوانند و کمتر از ۲۲ درصد از افراد ۴۵ سال به بالا روزنامه کاغذی میخرند.
🔸شمار رسانههای مجوزدار (شامل پایگاههای خبری و مطبوعات کاغذی) ایران ۱۱هزار و ۴۰۰ رسانه است. از این تعداد ۵هزار و ۷۰۰ رسانه فعال هستند و بقیه یا شروع به کار نکرده یا کار را رها کردهاند.
🔹از مجموع رسانههای فعال ۴هزار و ۱۰۰ رسانه مکتوب هستند که ۲هزار تایشان ترتیب انتشار ماهانه یا بیشتر دارند. یک هزارو ۵۷۰ رسانه دیجیتال هم شامل پایگاههای خبری و ۳۰ رسانه خبرگزاری است.
🔸از لحاظ موضوعی، ۳۵۰ نشریه در حوزه ورزش، ۲۸۰ نشریه در حوزه دین، ۱۰۰ نشریه در حوزه سینما و هنر و ادبیات، ۷۵ نشریه در حوزه کودک و نوجوان، ۹۰ نشریه در حوزه خانواده، سرگرمی و جدول، ۱۰ نشریه در حوزه معلولان و ۱۲ نشریه در حوزه اقلیتهای دینی فعال هستند.
🔹۱۴۰۰ نفر از مدیران مسئول نشریات در کشور خانم ها و ۱۵۰ نفر نیز اهل سنت هستند.
https://www.irna.ir/news/83427288/
@ehsanname
🔹محمدرضا دربندی، مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد: هماکنون ۳۰۰ روزنامه در کشور منتشر میشود که شمارگان مجموع آنها به یک میلیون نسخه نمیرسد.
🗞۷۸ درصد افراد ۱۵ تا ۴۰ سال کشور روزنامه فیزیکی نمیخوانند و کمتر از ۲۲ درصد از افراد ۴۵ سال به بالا روزنامه کاغذی میخرند.
🔸شمار رسانههای مجوزدار (شامل پایگاههای خبری و مطبوعات کاغذی) ایران ۱۱هزار و ۴۰۰ رسانه است. از این تعداد ۵هزار و ۷۰۰ رسانه فعال هستند و بقیه یا شروع به کار نکرده یا کار را رها کردهاند.
🔹از مجموع رسانههای فعال ۴هزار و ۱۰۰ رسانه مکتوب هستند که ۲هزار تایشان ترتیب انتشار ماهانه یا بیشتر دارند. یک هزارو ۵۷۰ رسانه دیجیتال هم شامل پایگاههای خبری و ۳۰ رسانه خبرگزاری است.
🔸از لحاظ موضوعی، ۳۵۰ نشریه در حوزه ورزش، ۲۸۰ نشریه در حوزه دین، ۱۰۰ نشریه در حوزه سینما و هنر و ادبیات، ۷۵ نشریه در حوزه کودک و نوجوان، ۹۰ نشریه در حوزه خانواده، سرگرمی و جدول، ۱۰ نشریه در حوزه معلولان و ۱۲ نشریه در حوزه اقلیتهای دینی فعال هستند.
🔹۱۴۰۰ نفر از مدیران مسئول نشریات در کشور خانم ها و ۱۵۰ نفر نیز اهل سنت هستند.
https://www.irna.ir/news/83427288/
🔺گاردین - ماموران وزارت آموزش و پلیس ترکیه، بعد از کودتای ناموفق ۲۰۱۶ تاکنون ۳۰۱هزار و ۸۷۸ عنوان کتاب را از سطح مدراس و کتابخانههای این کشور جمع و نابود کردهاند. مشکل این کتابها، ارتباطشان با فتحالله گولن است که دولت اردوغان او را مسئول کودتا میداند. میزان سختگیری و مو از ماست بیرون کشیدن در حدی است که یک کتاب درسی ریاضی جمع شد چون در یک مسألهاش عبارت «از نقطه F به نقطه G» (ابتدای نام گولن) داشت @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 روز ۹ آگوست ۲۰۰۸ قلب #محمود_درویش، شاعر رنجهای فلسطین و انسان معاصر از تپیدن ایستاد. بخشی از شعر بلند او در رثای یکی دیگر از فرزندان مشهور فلسطین، ادوارد سعید را بشنویم که گفتگویی است بین شاعر و دوستش @ehsanname
احساننامه
📚 چند نما از وضعیت ترجمه ادبیات در ایران (به مناسبت ۳۰ سپتامبر روز جهانی ترجمه) @ehsanname 📝دوران جدید ترجمه در ایران که مشخصه اصلی آن ترجمه آثار ادبی و داستانی دنیای غرب است، از زمان ناصرالدین شاه آغاز شد. توجه به آثار ترجمه، در این دوره چنان شدید بوده که…
📖 ترجمههای مخدوش و ناشرهای پولدوست
@ehsanname
کاوه میرعباسی از مترجمان معروف در حوزۀ ادبیات داستانی است که از سال ۱۳۵۰ تاکنون در حوزۀ ترجمه فعالیت دارد. میرعباسی در گفتگو با آیدین پورخامنه، خبرنگار ایبنا به آسیبشناسی وضعیت ترجمههای موجود در بازار نشر پرداخته و از تأثیر ترجمۀ بد در فرهنگ عمومی گفته است:
🔸یکسری از ناشران که تقریباً تازهکار هستند، صرفاً به دلیل دغدغههای مالی و عمدتاً در حوزه ترجمه فعالیت میکنند. کار این دسته از ناشران مبنای مشابهی دارد، وارد سایت آمازون میشوند و فهرست کتابهای پرفروش را بررسی میکنند. بعد بهدلیل ترجمه شتابزده و در نظر گرفته نشدن توانایی مترجم، کتابها اغلب توأم با شلختگی و به شکل مبتذلی منتشر میشوند. بهعنوان مثال ژانر پلیسی در اصل عامهپسند است و در این ژانر، یونسبو یک پلیسینویس درجه یک است و اثری که مینویسد نه ضعیف است و نه مبتذل. اما نحوهای که آثار او در ایران ارائه شده است کاملاً مبتذل است؛ حتی گاهی از سطر نخست، اشتباه ترجمه شدهاند.
🔹کافی است بررسی کنید چه کتابهایی در فهرست پرفروشها عنوان شده است؛ بهزودی آن کتاب فقط برحسب اینکه کتاب پرفروشی بوده، برای ترجمه و انتشار انتخاب میشود؛ در صورتی که باید توجه داشت ذائقه مردم کشورهای مختلف با یکدیگر سازگاری ندارند و حتی ممکن است منجربه نتیجه عکس در فروش آثار شود.
🔸دلیل چاپ ترجمههای مبتدل، عمدتاً ناشرانی هستند که خیلی سریع، بهشکل انبوه، درنهایت شلختگی و با ترجمه خیلی بد کتاب چاپ میکنند. مترجمانی که با زبان مبدا و مقصد آشنایی ابتدایی ندارند، از ویراستار و سرویراستار استفاده نمیکنند، ترجمههای مخدوشی ارائه میدهند که ذائقه خواننده را پایین میآورند؛ تا جایی که افراد به خواندن فارسیِ غلط، عادت میکنند. پیش از این، چنین روندی را در زیرنویس فیلمهایی دیده میشد که گویی با استفاده از گوگل ترنسلیت ترجمه شده بودند.
🔹نوعی انحطاط در ذائقه ادبی مردم به وجود آمده است. بیاعتنایی نسبت به زبان و قبول زبان نادرست، بیشترین آسیب را بر روند نشر و تولید کتاب میزند. من نزدیک به ۳۰ سال است که ترجمه میکنم و گاهی متحیر میمانم: کتابی ۵۰۰ یا ۶۰۰صفحهای که سال ۲۰۱۹ منتشر شده است، چطور در مدت کوتاهی ترجمه میشود، مجوز میگیرد و به انتشار میرسد. در حال حاضر در ماه هشتم سال ۲۰۱۹ هستیم اما کتابهایی که در ماههای دوم و سوم این سال منتشر شدهاند، الان در بازار ما وجود دارند! برای من حیرتانگیز است!
🔸متاسفانه هیچ قانون بازدارندهای در این زمینه وجود ندارد. افرادی هستند که حدود ۳۰ سال سن دارند اما در کارنامه خود ۷۰ کتاب ترجمه کردهاند که برخی از آنها آثار کلاسیکاند که سالها پیش از ترجمه و انتشار کتاب توسط این افراد، ترجمه شدهاند. فقط کافی است که آنها این کتابها را رویهمگذاری کرده و ترجمه جدیدی منتشر کنند. خیلی از این کتابها را در کتابفروشیهای معتبر نمیبینم؛ بلکه بیشتر در بساطهای کنار خیابان، نمایشگاهها و کتابفروشیهای شهرستانی یافت میشوند. این مساله برای کتابهایی اتفاق میافتد که نام آنها برای شنونده آشنا است و مخاطب آنقدر حرفهای نیست که به مترجم کتاب توجه کند.
📌 http://ibna.ir/fa/doc/longint/279235
@ehsanname
کاوه میرعباسی از مترجمان معروف در حوزۀ ادبیات داستانی است که از سال ۱۳۵۰ تاکنون در حوزۀ ترجمه فعالیت دارد. میرعباسی در گفتگو با آیدین پورخامنه، خبرنگار ایبنا به آسیبشناسی وضعیت ترجمههای موجود در بازار نشر پرداخته و از تأثیر ترجمۀ بد در فرهنگ عمومی گفته است:
🔸یکسری از ناشران که تقریباً تازهکار هستند، صرفاً به دلیل دغدغههای مالی و عمدتاً در حوزه ترجمه فعالیت میکنند. کار این دسته از ناشران مبنای مشابهی دارد، وارد سایت آمازون میشوند و فهرست کتابهای پرفروش را بررسی میکنند. بعد بهدلیل ترجمه شتابزده و در نظر گرفته نشدن توانایی مترجم، کتابها اغلب توأم با شلختگی و به شکل مبتذلی منتشر میشوند. بهعنوان مثال ژانر پلیسی در اصل عامهپسند است و در این ژانر، یونسبو یک پلیسینویس درجه یک است و اثری که مینویسد نه ضعیف است و نه مبتذل. اما نحوهای که آثار او در ایران ارائه شده است کاملاً مبتذل است؛ حتی گاهی از سطر نخست، اشتباه ترجمه شدهاند.
🔹کافی است بررسی کنید چه کتابهایی در فهرست پرفروشها عنوان شده است؛ بهزودی آن کتاب فقط برحسب اینکه کتاب پرفروشی بوده، برای ترجمه و انتشار انتخاب میشود؛ در صورتی که باید توجه داشت ذائقه مردم کشورهای مختلف با یکدیگر سازگاری ندارند و حتی ممکن است منجربه نتیجه عکس در فروش آثار شود.
🔸دلیل چاپ ترجمههای مبتدل، عمدتاً ناشرانی هستند که خیلی سریع، بهشکل انبوه، درنهایت شلختگی و با ترجمه خیلی بد کتاب چاپ میکنند. مترجمانی که با زبان مبدا و مقصد آشنایی ابتدایی ندارند، از ویراستار و سرویراستار استفاده نمیکنند، ترجمههای مخدوشی ارائه میدهند که ذائقه خواننده را پایین میآورند؛ تا جایی که افراد به خواندن فارسیِ غلط، عادت میکنند. پیش از این، چنین روندی را در زیرنویس فیلمهایی دیده میشد که گویی با استفاده از گوگل ترنسلیت ترجمه شده بودند.
🔹نوعی انحطاط در ذائقه ادبی مردم به وجود آمده است. بیاعتنایی نسبت به زبان و قبول زبان نادرست، بیشترین آسیب را بر روند نشر و تولید کتاب میزند. من نزدیک به ۳۰ سال است که ترجمه میکنم و گاهی متحیر میمانم: کتابی ۵۰۰ یا ۶۰۰صفحهای که سال ۲۰۱۹ منتشر شده است، چطور در مدت کوتاهی ترجمه میشود، مجوز میگیرد و به انتشار میرسد. در حال حاضر در ماه هشتم سال ۲۰۱۹ هستیم اما کتابهایی که در ماههای دوم و سوم این سال منتشر شدهاند، الان در بازار ما وجود دارند! برای من حیرتانگیز است!
🔸متاسفانه هیچ قانون بازدارندهای در این زمینه وجود ندارد. افرادی هستند که حدود ۳۰ سال سن دارند اما در کارنامه خود ۷۰ کتاب ترجمه کردهاند که برخی از آنها آثار کلاسیکاند که سالها پیش از ترجمه و انتشار کتاب توسط این افراد، ترجمه شدهاند. فقط کافی است که آنها این کتابها را رویهمگذاری کرده و ترجمه جدیدی منتشر کنند. خیلی از این کتابها را در کتابفروشیهای معتبر نمیبینم؛ بلکه بیشتر در بساطهای کنار خیابان، نمایشگاهها و کتابفروشیهای شهرستانی یافت میشوند. این مساله برای کتابهایی اتفاق میافتد که نام آنها برای شنونده آشنا است و مخاطب آنقدر حرفهای نیست که به مترجم کتاب توجه کند.
📌 http://ibna.ir/fa/doc/longint/279235
🗞آمار علیه روزنامهنگاری
✍احسان رضایی: روز خبرنگار (۱۷ مرداد) هم آمد و همه تبریکشان را گفتند و وعدههایشان را دادند و رفتند و حالا این قشر دوباره با مشکلاتشان، آن هم در شکنندهترین وضعیت فرهنگ تنها هستند. موقع صحبت دربارۀ مشکلات و مصایب این حرفه، اغلب از مواردی مثل وضعیت نقدپذیری میگویند و مسئولانی که فکر میکنند خبرنگار خوب، نقش روابط عمومی را دارد. اما واقعیت این است که مشکلات خبرنگارجماعت فقط بیرونی نیست و حکم شیخ اجل که گفت «سعدی از دست خویشتن فریاد» اینجا هم صدق میکند.
در سالهای اخیر افزایش رسانهها، چه مطبوعات و چه سایتهای خبری، خودش به معضلی جدی برای این حرفه تبدیل شده. تعداد زیادی از این رسانهها دغدغهها و اهدافی غیر از کار حرفهای خبری دارند، پس طبیعی است که حساسیتی هم نسبت به محتوا نداشته باشند. یک نمونه از این اهداف غیرفرهنگی برای انتشار یک رسانه، همین گزارشهایی است که در ایام اخیر دربارۀ یارانههای مطبوعات منتشر شد و نشان داد افراد یا خانوادههایی هستند که مجوز تعداد انبوهی مجله به نامشان است که یا منتشر نمیشوند، اما یارانۀ کاغذش را میگیرند یا منتشر میشوند ولی توزیع ندارند و مجله را برای خرید برگشتیها توسط وزارت ارشاد منتشر میکنند.
هجوم کاسبکارها به عرصه رسانه باعث شده تا با اولویت دادن به اصل «سرعت» و فدا کردن اصول «دقت» و «صحت» خبر، مفهوم خبرنگاری تا حد دستگاه فتوکپی پایین بیاید. در میان انبوهی از مطالب با اطلاعات ناقص، دایره واژگانی محدود و پر از غلط نگارشی و حتی املایی، زحمات خبرنگاران واقعی و روزنامهنگارهای صاحب سبک و باسواد و معلومات، کمتر به چشم میآید و مطبوعات ما رقابت را به اینترنت و شبکههای اجتماعی واگذار کردهاند. آخرین آماری که از وضعیت انتشار روزنامهها منتشر شد، وجود ۳۰۰ روزنامه با تیراژی زیر یک میلیون نسخه بود. این را مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد گفته و اضافه کرده بود تیراژها بر مبنای خوداظهاری ثبت میشود. برای همین است که بعضیها تیراژ واقعی روزنامههای کشور را روی هم ۳۰۰هزار نسخه در روز ارزیابی میکنند. عددی که به نظر عجیب هم نمیآید. برای تیراژ گرفتن ۳۰۰ روزنامه به ۳۰۰ سردبیر حرفهای و ۳۰۰ تحریریه مشتاق و فعال نیاز داریم. آیا چنین تعداد خبرنگاران خوبی در کشور هست؟ به این تعداد اضافه کنید ۵هزار و ۴۰۰ رسانۀ دیگر در کشور را. آیا این اعداد متناسب با تعداد خبرنگاران فعال و حرفهای ماست؟ آیا نباید برای این عددها فکری کرد؟
در کتاب «جُستنِوشت» (مجموعه مقالات سیدفرید قاسمی) یک نمونه امتحان گرفتن از متقاضیان انتشار نشریه آمده است که شاید برای وضعیت فعلی هم راهگشا باشد. در این کتاب (ص ۲۹۱و۲۹۲) میخوانیم که در قانون مطبوعات ۱۳۳۲ «رسیدگی به مراتب فضل و دانش آن دسته از متقاضیان امتیاز روزنامه یا مجله که فاقد دانشنامه لیسانس باشند» با شورای عالی فرهنگ بوده. سال ۱۳۳۸ شورای عالی فرهنگ یک کمیسیون ۵نفره تشکیل داد تا «مراتب فضل و دانش» ۵۲ متقاضی انتشار مجله را که لیسانس نداشتند بررسی کند. این کمیسیون اعلام کرد از آن ۵۲ نفر امتحان روزنامهنگاری میگیرد. امتحان ۲۸ دی ۱۳۳۸ در تالار موزه ایران باستان انجام شد و «اعضای هیأت ممتحنه» هم بزرگان فرهنگ بودند، کسانی نظیر دکتر پرویز ناتل خانلری، دکتر ذبیحالله صفا، استاد بدیعالزمان فروزانفر، دکتر محمد معین و ... موضوعات امتحان هم این موارد بود:
«۱. قرائت و توضیح قطعاتی از کتابهای معتبر نثر فارسی و نوشتن قطعاتی از این کتابها به صورت املا.
٢. امتحان نویسندگی که نشان بدهد داوطلب میتواند زبان فارسی را با لغات و جملهبندیهای صحیح بنویسد.
٣. امتحان اطلاعات عمومی که مربوط به نوع روزنامه و مجله مورد تقاضای باشد.»
روز امتحان از ۵۲ متقاضی، ۲۲ نفر برای شرکت در امتحان آمدند. از بین آن ۲۲ نفر هم فقط یک نفر قبول شد. آن یک نفر هم حسین لعل بود که بعداً مجله «موسیقی» را راه انداخت و «در تمام مواد امتحان نمره بیش از ۱۲ داشته و قبول گردید.» کاش امروز هم وزارت ارشاد از متقاضیان انتشار رسانهها یک امتحان سادۀ روخوانی و املا و انشا میگرفت.
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه «اعتماد» ۲۰مرداد منتشر شده است.
➖توضیح: آمار ۳۰۰روزنامه را ایرنا + و تیراژ مجموع ۳۰۰هزار نسخهای را تابناک + منتشر کرده. در مورد ماجرای تخلفات در یارانه مطبوعات هم، اگر در جریان نیستید، ماجرا را با توییت علی بزرگیان +، گزارش «جامجم» + و «شرق» + و پیگیریهای پژمان موسوی (در توییت های متعدد +) دنبال کنید که منجر به دستوری از طرف وزیر ارشاد + شد.
🔺تکمله: شاهد هم از غیب رسید، بنا به نقل مهر + دکتر حسن ذوالفقاری میگوید ۷۰درصد از مطالب مطبوعات ما، غلط املایی دارند.
@ehsanname
✍احسان رضایی: روز خبرنگار (۱۷ مرداد) هم آمد و همه تبریکشان را گفتند و وعدههایشان را دادند و رفتند و حالا این قشر دوباره با مشکلاتشان، آن هم در شکنندهترین وضعیت فرهنگ تنها هستند. موقع صحبت دربارۀ مشکلات و مصایب این حرفه، اغلب از مواردی مثل وضعیت نقدپذیری میگویند و مسئولانی که فکر میکنند خبرنگار خوب، نقش روابط عمومی را دارد. اما واقعیت این است که مشکلات خبرنگارجماعت فقط بیرونی نیست و حکم شیخ اجل که گفت «سعدی از دست خویشتن فریاد» اینجا هم صدق میکند.
در سالهای اخیر افزایش رسانهها، چه مطبوعات و چه سایتهای خبری، خودش به معضلی جدی برای این حرفه تبدیل شده. تعداد زیادی از این رسانهها دغدغهها و اهدافی غیر از کار حرفهای خبری دارند، پس طبیعی است که حساسیتی هم نسبت به محتوا نداشته باشند. یک نمونه از این اهداف غیرفرهنگی برای انتشار یک رسانه، همین گزارشهایی است که در ایام اخیر دربارۀ یارانههای مطبوعات منتشر شد و نشان داد افراد یا خانوادههایی هستند که مجوز تعداد انبوهی مجله به نامشان است که یا منتشر نمیشوند، اما یارانۀ کاغذش را میگیرند یا منتشر میشوند ولی توزیع ندارند و مجله را برای خرید برگشتیها توسط وزارت ارشاد منتشر میکنند.
هجوم کاسبکارها به عرصه رسانه باعث شده تا با اولویت دادن به اصل «سرعت» و فدا کردن اصول «دقت» و «صحت» خبر، مفهوم خبرنگاری تا حد دستگاه فتوکپی پایین بیاید. در میان انبوهی از مطالب با اطلاعات ناقص، دایره واژگانی محدود و پر از غلط نگارشی و حتی املایی، زحمات خبرنگاران واقعی و روزنامهنگارهای صاحب سبک و باسواد و معلومات، کمتر به چشم میآید و مطبوعات ما رقابت را به اینترنت و شبکههای اجتماعی واگذار کردهاند. آخرین آماری که از وضعیت انتشار روزنامهها منتشر شد، وجود ۳۰۰ روزنامه با تیراژی زیر یک میلیون نسخه بود. این را مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد گفته و اضافه کرده بود تیراژها بر مبنای خوداظهاری ثبت میشود. برای همین است که بعضیها تیراژ واقعی روزنامههای کشور را روی هم ۳۰۰هزار نسخه در روز ارزیابی میکنند. عددی که به نظر عجیب هم نمیآید. برای تیراژ گرفتن ۳۰۰ روزنامه به ۳۰۰ سردبیر حرفهای و ۳۰۰ تحریریه مشتاق و فعال نیاز داریم. آیا چنین تعداد خبرنگاران خوبی در کشور هست؟ به این تعداد اضافه کنید ۵هزار و ۴۰۰ رسانۀ دیگر در کشور را. آیا این اعداد متناسب با تعداد خبرنگاران فعال و حرفهای ماست؟ آیا نباید برای این عددها فکری کرد؟
در کتاب «جُستنِوشت» (مجموعه مقالات سیدفرید قاسمی) یک نمونه امتحان گرفتن از متقاضیان انتشار نشریه آمده است که شاید برای وضعیت فعلی هم راهگشا باشد. در این کتاب (ص ۲۹۱و۲۹۲) میخوانیم که در قانون مطبوعات ۱۳۳۲ «رسیدگی به مراتب فضل و دانش آن دسته از متقاضیان امتیاز روزنامه یا مجله که فاقد دانشنامه لیسانس باشند» با شورای عالی فرهنگ بوده. سال ۱۳۳۸ شورای عالی فرهنگ یک کمیسیون ۵نفره تشکیل داد تا «مراتب فضل و دانش» ۵۲ متقاضی انتشار مجله را که لیسانس نداشتند بررسی کند. این کمیسیون اعلام کرد از آن ۵۲ نفر امتحان روزنامهنگاری میگیرد. امتحان ۲۸ دی ۱۳۳۸ در تالار موزه ایران باستان انجام شد و «اعضای هیأت ممتحنه» هم بزرگان فرهنگ بودند، کسانی نظیر دکتر پرویز ناتل خانلری، دکتر ذبیحالله صفا، استاد بدیعالزمان فروزانفر، دکتر محمد معین و ... موضوعات امتحان هم این موارد بود:
«۱. قرائت و توضیح قطعاتی از کتابهای معتبر نثر فارسی و نوشتن قطعاتی از این کتابها به صورت املا.
٢. امتحان نویسندگی که نشان بدهد داوطلب میتواند زبان فارسی را با لغات و جملهبندیهای صحیح بنویسد.
٣. امتحان اطلاعات عمومی که مربوط به نوع روزنامه و مجله مورد تقاضای باشد.»
روز امتحان از ۵۲ متقاضی، ۲۲ نفر برای شرکت در امتحان آمدند. از بین آن ۲۲ نفر هم فقط یک نفر قبول شد. آن یک نفر هم حسین لعل بود که بعداً مجله «موسیقی» را راه انداخت و «در تمام مواد امتحان نمره بیش از ۱۲ داشته و قبول گردید.» کاش امروز هم وزارت ارشاد از متقاضیان انتشار رسانهها یک امتحان سادۀ روخوانی و املا و انشا میگرفت.
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه «اعتماد» ۲۰مرداد منتشر شده است.
➖توضیح: آمار ۳۰۰روزنامه را ایرنا + و تیراژ مجموع ۳۰۰هزار نسخهای را تابناک + منتشر کرده. در مورد ماجرای تخلفات در یارانه مطبوعات هم، اگر در جریان نیستید، ماجرا را با توییت علی بزرگیان +، گزارش «جامجم» + و «شرق» + و پیگیریهای پژمان موسوی (در توییت های متعدد +) دنبال کنید که منجر به دستوری از طرف وزیر ارشاد + شد.
🔺تکمله: شاهد هم از غیب رسید، بنا به نقل مهر + دکتر حسن ذوالفقاری میگوید ۷۰درصد از مطالب مطبوعات ما، غلط املایی دارند.
@ehsanname